پیاله من و پیاله یار – مقدمه‌ای از نویسنده

نوشته شده توسط:کیوان فیض مرندی | ۱ دیدگاه

خواب اصحاب کهف

قرآن کریم بعد از ذکر داستان شگفت انگیز اصحاب کهف که حاوی نکته‌های آموزنده فراوانی است می فرماید: «و کَذلِکَ اَعثَرنا عَلَیهِم لِیعلَموا انَّ وَعَد اللّه حقٌ و اَنَّ الساعه آتیةٌ لا رَیبَ فیها؛ بدین سان مردم را بر ایشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و قیامت خواهد آمد و جای شکی در آن نسیت» (سوره کهف/21 ) بی شک اطلاع از چنین حادثه عجیبی که عده ای در طول چند قرن خواب باشند سپس بیدار شوند تاثیر خاصی در توجه انسان نسبت به زنده شدن دوباره خواهد داشت، زیرا هر خواب رفتنی شبیه مردن است. (النوم اخ الموت) و هر بیدار شدنی شبیه زنده شدن پس از مرگ.

لیکن در خواب‌های عادی ، اعمال زیستی بدن بطور طبیعی ادامه می‌یابد و بازگشت روح ، تعجبی را بر نمی‌انگیزد اما بدنی که سیصد سال از مواد غذایی استفاده نکند می‌بایست فاسد شد و از بین می‌رفت. پس چنین حادثه خارق‌العاده‌ای می‌تواند توجه انسان را به ماورای نظام عادی جلب کند و بفهمد که بازگشت روح به بدن همیشه نیاز به فراهم بودن شرایط ندارد.‌

زنده شدن حیوانات

قرآن کریم همچنین به زنده شدن غیر عادی چند حیوان اشاره می‌کند که از جمله آنها زنده شدن چهار مرغ به دست حضرت ابراهیم علیه‌السلام‌ است و داستان آن در آیه 260 سوره بقره بطور مفصل بیان شده است. هنگامی که زنده شدن حیوانی پس از متلاشی شدن اعضای بدنش و مخلوط شدن با اعضای بدن حیوان مرده دیگری ممکن باشد پس زنده شدن انسان هم ناممکن نخواهد بود.

زنده شدن بعضی از انسانها در همین دنیا

مهمتر از همه نمونه‌ها ، زنده شدن بعضی از انسانها در همین جهان است که قرآن کریم چند نمونه از آن را یارآور می‌شود :

از جمله داستانی یکی از انبیای بنی اسرائیل است که در سفری عبورش به مردمی می‌افتد که هلاک و متلاشی بودند و ناگهان به ذهنش خطور کرد که چگونه این مردم دوباره زنده خواهند شد! خداوند متعال جان او را گرفت و بعد از یکصد سال دوباره زنده‌اش ساخت و به وی فرمود : چه مدت در این مکان توقف کرده‌ای؟ او که گویا از خوابی برخاسته است گفت : یک روز یا بخشی از روز . خطاب شد بلکه تو یکصد سال در اینجا مانده‌ای. ( بقره _ 259)

مورد دیگر ، داستان گروهی از بنی اسرائیل است که به حضرت موسی گفتند : ما تا خدا را آشکارا نبینیم هرگز ایمان نخواهیم آورد! و خدای متعال با صاعقه‌ای آنان را هلاک کرد و سپس به درخواست حضرت موسی علیه‌السلام آنان را زنده ساخت. (بقره _ 55 ، 56)

و نیز زنده شدن یکی از بنی اسرائیل که در زمان حضرت موسی علیه‌السلام به قتل رسیده بود بوسیله زدن پاره‌ای از پیکر یک گاو ذبح شده به او که داستان آن در سوره بقره ذکر شده و در ذیل آن آمده است: «کَذلِکَ یُحیی الله الموتی و یُریکُم آیاتِهِ لَعَلَّکُم تَعقِلون» ؛ بدین سان خدا مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌هایش را به شما می‌نمایاند باشد که با خود دریابید.»

همچنین زنده شدن بعضی از مردگان به اعجاز حضرت عیسی علیه‌السلام را می‌توان نشانه‌ای بر زنده شدن دوباره قلمداد کرد.

شاید از بین هر یک میلیون نفر هم به سختی بتوان کسی را یافت که از مرگ عزیزش متأثر نشود. براستی مرگ دریچه‌ای است رمزآمیز و وهم‌آلود که اطلاعات ما در باره آن ممکن است بیشتر تابع احساسات و شاید باورهای نادرست باشد.

اما اینکه در این وادی حقایقی است نهفته انکارناپذیر است. یکی از آن حقایق از دیدگاه من آن است که پیاله یار و پیاله من بسیار فرق دارد و آنچه برای ما نهایت عجز و درماندگی است و آن را در قالب از دست دادن کسی می‌بینیم، برای یار «خداوند» در نهایت آسانی و سهولت است و آنچه را که ما در مورد زنده شدن یک مرده به عنوان «بزرگترین معجزه» می‌پنداریم، تنها گوشه‌ای از قدرتهای خداوند است که مسلماً اعمال آن از طرف خداوند چیزی از خداوندی او نمی‌کاهد و بلکه شاید باعث شود که ناباوران به سمت باور بیایند.

اصولاً اگر به درستی بنگریم برای خداوندی که در زمان قیامت همه مرده‌ها را زنده خواهد کرد، زنده کردن یک یا چند نفر مطور مستقیم یا توسط «عیسی مسیح» هیچ زحمتی نیست بلکه این معجزات فقط برای ایمان آوردن انسانها است و بس و زنگ خطری است برای ناباورانی که فکر می‌کنند مرگ پایان راه است و حساب و کتابی در راه نیست.

نکته دیگر واکنش مردمی است که به این گونه افراد  با محبت و توجه زیادی می‌نگرند. مگر باید معجزه‌ای شود که انسانها به هم محبت کنند. مگر من (به طور مثال و نوعی) باید بمیرم و زنده شوم تا قدر مرا بدانید. بیایید تا زمانی که انسانها زنده هستند قدر آنها را بدانیم و آن را فرصتی بدانیم مغتنم برای ابراز محبت.

نکته آخر اینکه انسان هنوز در راه پیشرفت و آزمون و خطاست و بسیاری از کسانی که توسط پزشکان مرده اعلام شده بودند، بر اثر کاهش بسیار زیاد آثار حیاتی بوده و در حقیقت نمرده بودند.

باشد که دیگر هرگز خداوند را با خود مقایسه نکنیم و هیچ چیزی را از درگاه او محال ندانیم. زیرا خداوند بسیار زیبا می‌فرماید: «من می‌گویم پس می‌شود»

  • Bernie

    Bernie

    • ۱۳۹۶/۰۶/۱۵ - ۲۰:۵۳:۱۷

    This is my first time visit at here and i am in fact
    impressed to read all at single place.