گروتاسونگر

نوشته شده توسط:کیوان فیض مرندی | ۰ دیدگاه

گروتاسونگر Grottasöngr به معنی «سرود گروتی» یا «سرود آسیا» نام یکی از اشعار قدیمی اسکاندیناویایی است. این قطعه شعر با وجودی که در نسخ بعد از مجمع‌القوانین رگیوس ضبط شده، اما معمولا یکی از اشعار ادایی به حساب می‌آید. اسنوری نیز در بخش‌هایی از نوشته‌هایش داستان این قطعه شعر را روایت می‌کند.

پیتر کریستن اسبیورنسن و یورگن مو نیز در مجموعه‌ای از داستان‌های فولکلور اسکاندیناوی که جمع‌آوری نموده‌اند این داستان را جای داده‌اند. دن نیا گروتسانگن، اثر ویکتور ریدبرگ نیز، که برداشتی مدرن از این داستان است، تأثیرات اجتماعی چشمگیری در جامعه‌ی سوئد در قرن بیستم داشته‌است.

داستان گروتاسونگر، داستان دو دختر به نام‌های فنیا و منیا است که توسط شاهی از شاهان دانمارک به نام فرودی به بردگی کشیده شده و مجبور می‌شوند که سنگ آسیایی بزرگ و جادویی را مدام گردانده، برای شاه پول و طلا از آن خارج کنند، و در همان حال برای شاه و خانگیانش آواز سردهند.

هنگامی که فنیا و منیا از شاه می‌خواهند تا به آنها اجازه‌ی استراحت دهد، شاه از این کار خودداری می‌کند و آزمندانه باز هم طلا می‌خواهد. آن‌ها نیز به کار خود ادامه داده و در آوازهایشان فاش می‌کنند که از نسل یوتون‌ها هستند و سنگ آسیایی که بدان زنجیر شده‌اند از آن خود ایشان است و سپس پیشگویی می‌کنند که سپاهی از راه خواهد رسید که فرودی را از سلطنت خلع کرده و تمام ثروتی را که او از سنگ آسیا به دست آورده از او خواهند ستاند. این سپاه را فنیا و منیا با استفاده از سنگ آسیا تولید می‌کنند.

در جریان این کار دو دختر سنگ آسیا را تندتر و تندتر می‌چرخانند تا آن که آسیا از بین رفته وسنگ از وسط به دو نیم می‌شود و در همین جا، در حالی که سپاه در حال نزدیک شدن به مقر فرودی است، داستان خاتمه می‌یابد.

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...