تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:36:12
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 206 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22279 بار
  • بازدید کل : 559343 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    Nazca Birds_03_Hummingbird

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، نازکا
    Nazca Birds_02_Hummingbird

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، نازکا
    Nazca Birds_01_Hummingbird

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، نازکا
    صحرای نازکا

    اریک فون دنیکن، استاد محترم و بزرگوار یکی از اولین دانشمندان فرهیخته ای بود که خطوط نازکا را به جهان متمدن امروزی معرفی کرد. وی هرگز تعجب خود را از این خطوط پنهان نکرد. وی می فرمود خطوطی مستقیم و منحنی غیر قابل درکی که هرگز نمی تواند مسیر ریل قطار یا چیزی مشابه آن باشد زیرا فواصل این خطوط ناگهان تغییر می کند.

    نویسنده وبلاگ امروز به شدت احساس تاثر می کند که چرا در زمان حیات این دانشمند بزرگ وسایل عکسبرداری هوایی موجود نبوده تا بتوان حداقل نمایی کامل از آنها بدست آورد.

    البته اگر در تصاویر دقت کنید متوجه می شوید که با قرار دادن مایعات قابل افروزش، نماد تصویری دقیقی می توان از این سمبل ها بدست آورد.

    شاید این نمادها برای بزرگداشت و شاید برای پرستش و شاید مظهر تمدن باشد، اما تاریخ لب از سخن فرو بسته و انسان متمدن را در مقابل یکی از بزرگترین معماهای بشری قرار داده.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، نازکا
    تاج محل، سمبل عشق و مروارید کشور هند

     

    ...ملکه ممتاز محل در هنگام مرگ از شوهرش خواست که پس از او، با زن دیگری ازدواج نکند و برای او مقبره‌ای بسازد که...

    یکی از جمله کامل ترین و عالی ترین آثار معماری هند، بنای زیبای تاج محل است. این بنا در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو و در منطقه اوتار پرادش واقع شده است.

    قسمت‌های زیادی از تاج محل اکنون از بین رفته است. آنچه امروز از این بنا باقی مانده یک باغ اصلی به نام چهار باغ و ساختمان سفید مقبره که گویی روی یک سکو قرار گرفته و به رودخانه جامو مشرف است.

    در این مجموعه، حرکت شخص از دنیوی‌ترین نماد (بازار) آغاز می‌شود و به اخروی ترین نماد مجموعه (مزار) منتهی می‌شود. در این بین، میدان جلوخان فضایی رابط و برزخ گونه بین بازار و مزار (دنیا و آخرت) است. حضور مزار در باغ را نیز می‌توان استعاره‌ای از حضور انسان در بهشت دانست. توجه به اصول تقارن، مرکزیت و ریتم نیز از دیگر ویژگی های این مجموعه است که آن را این چنین ارزشمند ساخته است.

    در ایران، ساختن مزار یکی از شیوه های معمول برای بزرگداشت بزرگان مذهبی یا رجال و افراد مهم اجتماعی یا کشوری بود که به ویژه از دوره ایلخانی به بعد بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در دوره گورکانیان هند که آنان را می‌توان در برخی زمینه ها وارث تیموریان دانست، به ساختن مزار برای بزرگان به صورت بارزی توجه شد. در واقع، فرهنگ ساختن مزار و مقبره برای درگذشتگان توسط مسلمین به هند راه یافته است. زیرا پیش از ورود مسلمانان به هند، بسیاری از هندی‌ها اجساد مردگان را می‌سوزاندند و شیوه ای برای تجلیل بزرگان خود نداشتند. در این دوران، شماری مزار نیز برای بانوان دربار ساخته شد که تاج محل یکی از آن ها به شمار می‌آید.

    تاج محل آرامگاه ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب پنجمین پادشاه گورکانی موسوم به شاه جهان است. ممتاز محل در 1040 ه.ق. درگذشت و آرامگاه او میان سالهای 1049 تا 1065 هجری قمری برپا شد. امپراتور جایگاهی را در کنار رود جمنا برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر رود و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و امپراتور در کنار همسرش آرام گیرد.

    او در هنگام تولد چهاردهمین فرزندش  در سال ۱۶۳۲ میلادی جان باخت. ملکه ممتاز محل در هنگام مرگ از شوهرش خواست که پس از او، با زن دیگری ازدواج نکند و برای او مقبره‌ایی بسازد که یادش جاوید بماند. آن دو در سال ۱۶۱۲ با یکدیگر ازدواج کردند و ثمره ۱۸ سال زندگی مشترکشان، ۱۴ فرزند بود.

    هنگامی‌که ممتاز محل درگذشت،  امپراتور داغدیده طراحان، مهندسان و استادکاران را از هند، ایران و آسیای مرکزی گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری مغولان اعظم گردید. در آرامگاه تاج محل جملگی سنت های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیشترین تأکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این اثر دارای پیشینه های چندی از آرامگاه همایون بوده است. وی که دومین امپراتور گورکانی هند بود به ایران تبعید شد. او در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا بر این شگفت‌انگیز نیست که تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هندو بهره گرفته باشد. 

    بنای آرامگاه برروی دو صفه روی هم قرار گرفته است. صفه اول 374 *141 و صفه دوم 120 *120 ذراع است. ساختمان مزار با طرح هشت بهشت طراحی و ساخته شده است. هشت بهشت یا هشت جنه نام نوعی طرح معماری است که بر اساس آن به طور معمول در وسط نقشه بنا یک فضای مرکزی غالبا گنبدی شکل وجود دارد که از مرکز آن چهار محور تقارن عبور می‌کند.

    در دو طرف شرقی و غربی عمارت مزار، دو ساختمان کاملا همانند به صورت متقارن ساخته شده است . بنایی که در سمت غرب عمارت قرار گرفته، مسجدی است که از سه گنبدخانه و سه ایوان ترکیب شده است. در جبهه شرقی مزار بنایی مشابه مسجد ساخته شده که مهمانخانه مجموعه است و در همه خصوصیات کالبدی مانند مسجد است به جز آنکه محراب ندارد و بر روی  سنگفرش آن شکل جانماز ایجاد نشده است.

    در بالای عمارت تاج محل، گنبد امرودی (گلابی) شکل قرار دارد که دو پوسته است. ارتفاع گنبد اصلی از روی صفه بیش از 50 متر است. در چهار طرف گنبد اصلی، چهار عدد طاقی با گنبد کوچک قرار دارد. وجود چهار گنبد کوچک در چهار سوی گنبد اصلی، سنت  و شیوه ای است که آن را در مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا می‌توان ملاحظه کرد. بنا بر این، خصوصیت مزبور را می‌توان از ویژگی های معماری ایرانی دانست.

    چهار منار در چهارگوشه صفه عمارت مزار وجود دارد. این خصوصیت را باید به معماری گورکانی نسبت داد. ساختن چهار منار در چهارگوشه یک عمارت در دوره تیموری رایج شد و در دوره گورکانی و به ویژه در تاج محل، آنها را به صورت مستقل از ساختمان، در چهار گوشه صفه ساختند. وجود چهار منار در گوشه های صفه موجب شکل گیری فضایی بصری - روانی شد که عمارت مزار در میان آن اهمیت ویژه ای یافته است، زیرا افزون بر خصوصیات حجمی‌یگانه و ممتاز آن، تمام سطح آن را با سنگ مرمر سفید پوشانده اند، در حالی که سطح صفه اول و نیز مهمانخانه و مسجد واقع در دو سوی آن را با سنگ سرخ پوشانیده اند. در جلوی عمارت آرامگاه، باغی مربع شکل ساخته شده است. مربع یکی از شکل های کامل و به ویژه یکی از شکل های مهم و مقدس در فرهنگ طراحی معماری و شهری در ایران است. عرصه باغ نیز با طرح چهارباغ که یکی از مهمترین الگوهای طراحی باغ ایرانی است، ساخته شده است. در این شیوه، عرصه باغ توسط دو معبر متقاطع به چهار قسمت تقسیم می‌شد. هر یک از این چهار عرصه نیز دوباره به چهار قسمت تقسیم می‌شد و این روند تا جای ممکن ادامه می‌یافت و فضای هر سطح با درختان و گلهای متنوع پوشانده می‌شد.

     

    در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده است اما در برخی از متن های متأخر، از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده ای وی را اهل استانبول دانسته اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و «امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده است. علاوه بر این، در برخی از متون به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده است. هرچند که وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می‌توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته اند.

     دروازه با شکوه ورودی باغ و مزار با نام جلوخان، در وسط جبهه متصل به باغ قرار گرفته است و طرحی تقریبا مانند هشت بهشت اما به شکلی ساده دارد. جلوخان نوعی فضای شهری به حساب می‌آید که غالبا به عنوان فضایی رابط میان یک فضای معماری و یک فضای شهری مانند بازار، معبر یا میدان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در طراحی مجموعه تاج محل، اصل سلسله مراتب (توجه به نحوه ترتیب، تنظیم و استقرار عناصر بر اساس اهمیت معنوی و نمادین فضاها) مورد توجه بوده است. 

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - تاج محل
    تاج‌محل

     

    تاج‌محل  آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

    همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

    آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد.حمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند. در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند نام برده شده‌است، که گویا خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.

    نماد وفا و عشق ابدی

    تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته‌است. داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١٦٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمی دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

    ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمه ارجمند بانو همسر محبوب جهانگیر، پدر شهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو می سوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.

    او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و "ممتاز محل" است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند "بیگم" خطاب می‌شد. به نوشته یک تاریخ نگار دربار گورکانی هند که با نام "قزوینی" از او یاد می‌شود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و "خرم" هیچ زن دیگری را شایسته محبت و شیفتگی ای که نثار ممتاز محل می‌کرد، نمى دانست. سال ١٦٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به "شاه جهان" ملقب شد. ممتاز محل نمى خواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نام های زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب می‌داد و از شوهرش می خواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانواده‌های بینوا نفقه تعیین می‌کرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.

    درگذشت ممتاز محل و وصیت او

    ممتاز محل همسر دوم شاه‌جهان در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهمش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حمله‌های جنگی ممتاز محل همراه شاه‌جهان بود. او باردار و در ماهای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود که نامش را گوهره‌بیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبره‌ای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.

    مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.

    به نوشته تاریخ نگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوب ترین همراه زندگی اش خلعت شاهانه اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش جهان آرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.

    شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.

    تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام "روضه ممتاز محل" یاد کرده اند و برخی بر این نظراند که "تاج محل" مخفف "ممتاز محل" است. "پیتر ماندی"، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشته‌هایش از "تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی" نام می‌برد.ود شاه جهان هم که سال ها بعد، به دست پسرش اورنگزیب شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شد.

    معماری باغ و ساختمان تاج محل

    شاه‌جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوه چهارباغ‌های ایرانی ساخته شده‌است.

    شاه‌جهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به‌نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

    تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.

    در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه به‌چشم می‌خورد که در سمت غرب یک مسجد سه‌گنبدی وجود دارد که از ماسه‌سنگ (قهوه‌ای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمان‌سرا به کار می‌رفته‌است.

    گیوین هامبلی، نویسنده کتاب "شهرهای هندوستان گورکانی"، می‌نویسد که ریشه‌های ایرانی تاج محل، نخستین و پایدار ترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل می‌کند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است. هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، می افزاید: "تاج محل از بهترین نمونه‌های معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را می‌توان مشاهده کرد که شامل "چتری های راجپوتِ" پیرامون گنبد و تفاوت هایی در تناسب میان گنبد و پایه آن می‌شود. گلدسته‌ها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه "محمود خلجی" در "ماندو" ساخته شده اند، اندکی متفاوت اند. از غرایب روزگار است که که یکی از "عجایب جهان" که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است."

    معمار و طراح تاج محل

    در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده‌است اما در برخی از متن‌های متأخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده‌است. بنا به یک دستنویس بازمانده از سده ١٧ میلادی، سرمعمار تاج محل و لعل قلعه (قلعه سرخ) دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است.

    علاوه بر این، در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده‌ای وی را اهل استانبول دانسته‌اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده‌اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و « امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده‌است.جدای افراد نامبرده از فردی به نام جرونیمو ورونئو اهل ونیز هم نامبرده شده است. عبدالحق شیرازی که سال ١٦٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به "امانت خان" ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل "امانت خان الشیرازی" زیر یکی از خطاطی ها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبه‌های تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.

    وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می‌توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته‌است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته‌اند.

    به گفته تاریخدان آمریکایی "میلو بیچ"، در این مورد می‌توان تنها گمانه زنی کرد که معمار اصلی تاج محل چه کسی بوده، اما این نکته روشن است که خود شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت ولابد در طراحی تاج محل نیز دستکم نقش یک رایزن را داشته است.

    گفته می‌شود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگ‌تراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش به‌مدت بیست و دو سال کار کرده‌اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - تاج محل
    شهر تاریخی پترا

    شهر تاریخی «پترا» که جزو جدیدترین عجایب هفتگانه جهان است در اردن قرار دارد. این شهر محل زندگی قوم نبطیان یا انباط در 400 سال قبل از میلاد مسیح در دل کوه بوده است.

    در پترا پایتخت نبطیان، که به عنوان «ام الهه» نیز نام برده‌اند و در دل کوه کنده شده، دو سیستم آبیاری و آبرسانی وجود داشته است. گفته می‌شود قوم ثمود که نام آنها در قرآن آمده اجداد نبطیان بوده‌اند.

    پترا در سال ۱۰۶ تا ۳۲۴میلادی به دست رومیان افتاد و تا پس از زلزله سال ۷۴۹ به‌کلی فراموش شد و تا قرون ۱۷ و ۱۸میلادی کاملا مفقود بود تا اینکه در سال ۱۸۱۲میلادی یک جهانگرد سوئیسی به نام جان لودویک بورکهارت که در مصر زبان عربی را آموخته بود با تغییر نام خود به «حاج ابراهیم» و به بهانه زیارت قبر‌هارون برادر حضرت موسی(ع) که در این منطقه قرار دارد، یکی از صحرانشینا‌ن عرب را ترغیب کرد تا شهر گمشده پترا را به او نشان دهد و توانست این شهر را دوباره کشف کند.به شهادت تاریخ، «پترا» پایتخت حکومتی مقتدر بود که با جسارت هر چه تمامتر اجازه عبور از آن دره سنگی عمیق را به متجاوزین نمی‌داد و به خصوص در برابر قدرت امپراتوری رم باستان ایستادگی می‌کرد.

    از قرن چهارم تا قرن دوم پیش از میلاد به مدت 200 سال پترا پایتخت پادشاهی «نبطی‌ها» بود. در این دوران پترا به اوج شکوفایی و تمدن خود رسید.

    تاریخ‌نویسان درباره نبطی‌ها می‌نویسند که این قوم به احتمال زیاد از عربستان جنوبی برخاسته و به مرور زمان راه به خاورمیانه برده بود. اینان جمعیتی نزدیک به 10‌هزار نفر را تشکیل می‌دادند که به صورت بادیه‌نشینی در صحرای «ارا باح» پراکنده بودند.

    «نبطی‌ها» صحرا را وطن خود می‌نامیدند و با شجاعت بسیار از آزادی و امنیت آن پاسداری می‌کردند. به همین جهت بازرگانان علاقه‌مند بودند کاروان خود را از این صحرای امن عبور دهند و از چشمه موسی که دیگر «عین موسی» نامیده می‌شد آب بنوشند و از آن بازدید کنند.

    رفته‌رفته پترا راه تجاری و بازرگانی بسیار بااهمیتی شد که سوریه را به دریای سرخ و هندوستان را به خلیج فارس و مدیترانه مربوط می‌کرد. این موقعیت به حکمرانان پترا امکان داد تا پایتخت خود را تبدیل به مرکز مهم دادوستد ادویه و عاج هندی، بخور عربی، ابریشم چینی، طلای مصری و فلفل فنیقی کنند.

    به این ترتیب نبطی‌های چادر نشین و صحرا گرد تبدیل به شهرنشینانی شدند که در قصر‌هایی ساخته شده در دل تخته سنگ‌ها و صخره‌های عظیم زندگی می‌کردند و پایتخت آنها، پترا، از زیبا‌ترین و تماشایی‌ترین شهرهای دنیای باستان بود.

    شکوه خیره‌کننده پترا و آوازه ثروت آن سرانجام امپراتوری رم را به طمع تصرف آن انداخت و در سال 106 بعد از میلاد «ترابا نوس» امپراتور رم یکی از سرداران خود را با لشکری عظیم روانه وادی موسی کرد. با پیروزی رومیان پترا جزئی از امپراتوری رم شد و یک دوره دیگر از عظمت را طی کرد. این شهر به تدریج رومی شد و اندک اندک خصوصیات فرهنگ نبطی از آن رخت بربست.

    در قرن سوم میلادی با توسعه دیگر راه‌های تجاری و به وجود آمدن مسیر‌های جدید برای کاروان‌ها که از پترا نمی‌گذشتند، ضربه‌ای مرگبار بر اقتصاد پترا وارد آمد و این شهر به سوی زوال تدریجی رفت.با شروع جنگ‌های صلیبی پترای نیمه ویران به وسیله نیروهای مسیحی اشغال شد. بقایای سه قلعه‌ای که مسیحیان در پترا ساختند هنوز هم مشاهده می‌شود.در اوایل قرن نوزدهم میلادی (سال 1812) یک مسافر سوئیسی به نام «لودویک بورکهارت» در حالی که با نام مستعار «شیخ ابراهیم» عازم مکه بود تا بتواند شهر مقدس مسلمانان را مشا هده کند، نظرش به «شهر سنگی پترا» جلب شد. او در بازگشت از جهانگردی خود نوشت، «در میان صحرایی بی‌حفاظ که هیچ مسافری بدان پای نمی‌گذارد، در اعماق وادی موسی یکی از شگفت‌انگیز‌ترین آثار هنری باستان با خصوصیات باور نکردنی وجود دارد که...»

    این گزارش باعث شد که مسافران دیگری نیز راه «بورکهارت» را طی کنند.

    چنین بود که پترا دوباره متولد شد و به عنوان یکی از جاذبه‌های توریستی خاورمیانه درهای خود را به سوی مردم جهان گشود.

    «ام قیس» شهری است که در محل شهر ویران شده گادارا که از شهرهای ‹‹روم باستان» «هلنی» است، قرار گرفته است. «عجلون» که به خاطر «قلعه الرباض» «اسلامی» اش معروف است. «جراش»، که به خاطر «معماری رومی» باستانی‌اش، از قبیل ستون‌ها و تاق‌هایش معروف است. «امان» که «تماشاخانه رومی اردن» و چند موزه دیگر در آن جای گرفته اند. «ال کرک» که «کاخ ال-کراک» که کاخی مهم ومتعلق به زمان صلاح‌الدین است در آن قرار دارد.

    جاذبه‌های مذهبی

    اردن، سرزمین مقدس و آرامگاه جعفر ابن ابیطالب، زیدبن‌ حارثه، عبد‌ا... پسر رواحه، سعد پسر ابی وقاص، ابو عبیده عامر جراح، شرحبیل پسر حسنه، معاذ پسر جبل، ضرار پسر ازور،مقام پیغمبر ایوب، مقام پیغمبر شعیب، مقام پیغمبر یوشع بن نون، مقام پیغمبر‌ هارون، غار اصحاب کهف و آثار جرش را در خود جای داده است.

    «مدابع»، مرکز گردشگری مذهبی اردن است که اماکن مذهبی مهمی را در خود جای داده است و شما می‌توانید در آن «نقشه مدابع» «رود اردن» را که «یحیی تعمیددهنده» در آن «عیسی مسیح»(ع) را غسل تعمید داد، ببینید.

    جاذبه‌های دریایی

    «دریای میت»، به خاطر شناوری عجیب و غریب و نمک‌های طبیعی آن که در اغلب اوقات به چشم می‌خورد، شهرت یافته است. دریای میت که 402متر زیر «سطح دریا» قرار گرفته، پایین‌ترین نقطه اردن محسوب می‌شود و هر ساله یک متر پایین‌تر می‌رود. دریای میت در نزدیکی «رود اردن» قرار دارد.

    «عقبه» شهری است در ساحل «خلیج‌عقبه» که مراکز خرید و «هتل‌ها»ی فراوانی در آن قرار دارد و دسترسی به ورزش‌های آبی در آن میسر است. «وادی روم» «صحرایی» است مملو از «کوه»‌ها و تپه‌ها که در جنوب اردن قرار دارد. وادی روم به خاطر مناظر زیبا و چشمگیری که دارد و نیز به خاطر گونه‌های مختلف ورزش که در آن انجام می‌شود، از قبیل صخره نوردی، شهرت یافته است.

    امان شهری است کاملا مدرن که «بازارچه»، مراکز خرید، هتل‌ها و یک آمفی تئاتر قدیمی رومی و غیره در آن قرار دارند.

    «ماهیس» که دارای مکان‌های مذهبی مهم و چشم‌اندازهای فوق‌العاده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - پترا
    تاریخ پترا

    شهرباستانی‌ پترا دیرینه‌ای‌ بسیار قدیمی‌ دارد.در سال‌ 106 بعد از میلاد این‌ شهر وارد مرحله‌ای‌جدید از تاریخ‌ شده‌ است‌ و «کورنلیوس‌ پالما»فرماندار سوریه‌ به‌ شهر پترا پایتخت‌ «ناباتایی‌»یورش‌ برده‌ و آنجا را به‌ سرزمین‌های‌ تحت‌ سلطه‌روم‌ ضمیمه‌ کرد و این‌ سرزمین‌ را ایالت‌ عربی‌ روم‌نامید.

    اکنون‌ این‌ شهر را شهر سنگی‌ گمشده‌ نام‌نهاده‌اند. درواقع‌ سازندگان‌ و ساکنان‌ اولیه‌ این‌شهر مشخص‌ نیستند، اما عده‌ای‌معتقدندموجودات‌ فضایی‌ و فرا زمینی‌ این‌ شهر سنگی‌ وصخره‌ای‌ راساخته‌اند، زیرا در توان‌ بشر اولیه‌ وبدون‌ امکانات‌ نیست‌ که‌ چنین‌شهری‌ را بنا وطراحی‌ کرده‌ باشد، گرچه‌ عده‌ای‌ می‌گویند: درزمان‌های‌قدیم‌ روایت‌ است‌ که‌ «جن‌ها» به‌انسان‌ها در بالا بردن‌ این‌ بنا کمک‌کرده‌اند، اماعده‌ای‌ دیگر می‌گویند: اگر این‌ فرضیه‌ درست‌باشد، پس‌فراعنه‌ هم‌ با کمک‌ اجنه‌ و موجودات‌فضایی‌ اهرام‌ خود را بنا نموده‌اند

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - پترا
    شهری که با کمک اجنه ساخته شد!

     

    جهانگردانی‌ که‌ به‌ اردن‌ سفر می‌کنند، پس‌ ازدیدار از شهر پترا و آثار باستانی‌ «جرش‌»قلعه‌های‌ عجلوان‌ و ام‌قیس‌، آمفی‌ تئاتر رومانی‌فیلادلفیا، غار اصحاب‌ کهف‌ و دریاچه‌ بحر المیت‌در سواحل‌ زیبای‌ عقبه‌ با اقامت‌ در هتل‌ها ورستوران‌های‌ مجهز در سواحل‌ زیبای‌ عقبه‌ به‌تفریح‌ و استراحت‌ می‌پردازند. شاید باورش‌ مشکل‌ باشد، اما هر ساله‌، هزاران‌توریست‌ از کشور کوچکی‌ مانند اردن‌ دیدارمی‌کنند، کشوری‌ که‌ حدود 50سال‌ پیش‌ با رهایی‌ از تحت‌ الحمایگی‌ انگلیس‌ با نام‌ «پادشاهی‌اردن‌» رسمیت‌ یافت‌. اما به‌ چه‌ دلیل‌ هزاران‌توریست‌ در سال‌ از «اردن‌» دیدن‌ می‌کنند؟

    معروف‌ترین‌اثر باستانی‌ اردن‌ محلی‌ است‌ به‌نام‌ «پترا» که‌ در سال‌ 1812 میلادی‌، یک‌جهانگرد سوئیسی‌ به‌ نام‌ «جان‌ ژان‌ لودریک‌» در226 کیلومتری‌ جنوب‌ شهر «امان‌» مرکز اردن‌،آن‌ را کشف‌ کرد. پس‌ از آن‌، این‌ کشف‌ باعث‌رونق‌ «پترا» شد و در دوره‌ معاصر جهانگردان‌بی‌شماری‌ در هتل‌های‌ مجهزی‌ که‌ از سوی ‌وزارت‌ توریسم‌ احداث‌ شده‌ بود، اقامت‌ کردند;بخش‌ خصوصی‌ نیز با کوشش‌ فراوان‌ به‌ ارائه‌خدمات‌ گردشگری‌ پرداخت‌. در زمان‌های‌گذشته‌ و بیش‌ از دو هزار سال‌ پیش‌، هنگام‌احداث‌ شهر پترا، اجنه‌ به‌ انسان‌های‌ ساکن‌ آن‌منطقه‌ کمک‌ کردند.شهر پترا دره‌ها و گذرگاه‌های‌ به‌ عمق‌2000متر و طول‌ یک‌ کیلومتر به‌ نام‌ «ضمیق‌» یاتنگه‌، دارد. دانشمندان‌ دره‌های‌ عمیق‌ باقی‌مانده‌، را از زمین‌ لرزه‌های‌ دوران‌ پیش‌ از تاریخ‌دانسته‌اند . در دو طرف‌ تنگه‌ «پترا» کتیبه‌های‌باستانی‌ حکاکی‌ شده‌ و صدها ساختمان‌، آرامگاه‌،سالن‌ و تالارهای‌ تدفین‌ مردگان‌، معابد،پرستش‌گاه‌ها و تخته‌ سنگ‌های‌ کنده‌ کاری‌ شده‌از دوران‌های‌ گذشته‌ وجود دارد.هنگام‌ طلوع‌ و غروب‌ آفتاب‌، سنگ‌های‌ قرمزشهر پترا با تغییر رنگ‌ مناظر زیبایی‌ را به‌ وجودمی‌آورند.در ارتفاعات‌ جبل‌ هارون‌، آرامگاه‌ هارون ‌برادر حضرت‌ موسی‌، قرار دارد. آمفی‌ تئاتری‌ باضریحی‌ به‌ سبک‌ رومی‌ و با گنجایش‌ سه‌ هزار نفردر بخش‌ دیگر شهر واقع‌ است‌.جهانگردان‌ برای‌ دیدن‌ این‌ منطقه‌ به‌ اردن‌می‌روند، منطقه‌ای‌ که‌ داری‌ آب‌ و هوای‌ معتدل‌،چشم‌ اندازهای‌ طبیعی‌، آثار تاریخی‌ ازرشمند وسواحل‌ زیبایی‌ عقبه‌، در کنار دریای‌ سرخ‌،بحرالمیت‌، شن‌های‌سرخ‌ و روان‌ صحرا وصخره‌های‌ سر به‌ فلک‌ کشیده‌ می‌باشد.

    شهرباستانی‌ پترا دیرینه‌ای‌ بسیار قدیمی‌ دارد.در سال‌ 106 بعد از میلاد این‌ شهر وارد مرحله‌ای‌جدید از تاریخ‌ شده‌ است‌ و «کورنلیوس‌ پالما»فرماندار سوریه‌ به‌ شهر پترا پایتخت‌ «ناباتایی‌»یورش‌ برده‌ و آنجا را به‌ سرزمین‌های‌ تحت‌ سلطه‌روم‌ ضمیمه‌ کرد و این‌ سرزمین‌ را ایالت‌ عربی‌ روم‌نامید. اکنون‌ این‌ شهر را شهر سنگی‌ گمشده‌ نام‌نهاده‌اند. در واقع‌ سازندگان‌ و ساکنان‌ اولیه‌ این‌شهر مشخص‌ نیستند، اما عده‌ای‌ معتقدند موجودات‌ فضایی‌ و فرا زمینی‌ این‌ شهر سنگی‌ وصخره‌ای‌ را ساخته‌اند، زیرا در توان‌ بشر اولیه‌ وبدون‌ امکانات‌ نیست‌ که‌ چنین‌ شهری‌ را بنا وطراحی‌ کرده‌ باشد، گرچه‌ عده‌ای‌ می‌گویند: درزمان‌های‌ قدیم‌ روایت‌ است‌ که‌ «جن‌ها» به‌انسان‌ها در بالا بردن‌ این‌ بنا کمک‌ کرده‌اند، اماعده‌ای‌ دیگر می‌گویند: اگر این‌ فرضیه‌ درست‌باشد، پس‌ فراعنه‌ هم‌ با کمک‌ اجنه‌ و موجودات‌فضایی‌ اهرام‌ خود را بنا نموده‌اند.

    این‌ شهر تمام‌ سنگی‌، از سنگ‌های‌ شنی‌ وصخره‌های‌ صحرایی‌ تراشیده‌ شده‌ منحصر به‌ فرد تشکیل‌ شده‌ و یکی‌ از جالب‌ترین‌ معماری‌های‌قرن‌ اول‌ میلادی‌ محسوب‌ می‌شود. در آن‌ دوران‌این‌ شهر به‌ خاطر واقع‌ شدن‌ در جاده‌ ابریشم‌ ازاهمیت‌ خاصی‌ برخوردار بوده‌ است‌ و اهمیت‌آن‌ در واقع‌ به‌ خاطر ارتباط کشورهای‌ آسیای‌مانند، چین‌ و هند به‌ کشورهایی‌ چون‌ یونان‌،سوریه‌ و مصر بوده‌ است‌. البته‌ تاریخچه‌ این‌ شهر به‌ قبل‌ از میلاد می‌رسد.طبق‌ اسناد تاریخی‌، «کمبوجیه‌» شاه‌ بابل‌ پسرارشد کورش‌ بزرگ‌ در سال‌ 530 قبل‌ از میلادبعد از اینکه‌ پدرش‌ کشته‌ شد، خود را شاه‌ بزرگ‌کشورها نامید و برای‌ لشکرکشی‌ و حمله‌ به‌ مصرعازم‌ جنگ‌ شد. او در هنگام‌ عبور لشکر از صحرای‌اردن‌ از شهر سنگی‌ عبور کرد و آنجا را مرکز آثارباستانی‌ جهان‌ نامید.خسرو، پادشاه‌ ایران‌، نیز بعد از حمله‌ به‌ خاک‌روم‌ و تصرف‌ انطاکیه‌، شهر سنگی‌ پترا را تصرف‌ کردو به‌ این‌ ترتیب‌ تا مدت‌ زیادی‌ شهر پترا متعلق‌ به‌ایران‌ بود.پترا تاریخ‌ باشکوه‌ تبدیل‌ شدن‌، قوم‌ بیابان‌گرد نبطی‌ها به‌ شهر نشینان‌ بود، که‌ شهر خود را دردرون‌ صخره‌ها ایجاد کرده‌ و یکی‌ از بزرگ‌ترین‌جامعه‌های‌ شهری‌ دوران‌ باستانی‌ را به‌ وجودآوردند.در شن‌ زارهای‌ جنوب‌ اردن‌، شهر اردن‌ یک‌مرکز مهم‌ بازرگانی‌ در نیمه‌ راه‌، میان‌ دریای‌ سرخ‌و بحرالمیت‌ محسوب‌ می‌شود.اکنون‌ باستان‌ شناسان‌ با تحقیق‌ و بررسی‌توانسته‌اند که‌ از این‌ شهر سنگی‌ انواع‌ و اقسام ‌وسایل‌ زندگی‌ و مجسمه‌های‌ مربوط به‌ دوران‌ قبل‌و بعد از میلاد را بیابند. برای‌ مثال‌ یک‌ هیات‌باستان‌شناسی‌ فرانسوی‌ در جریان‌ کاوش‌ها درشهر باستانی‌ مشهور پترا در جنوب‌ کشور اردن‌ یک‌سر متعلق‌ به‌ یک‌ مجسمه‌ «مارکو آئورلیو» امپراتوررم‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ دوم‌ میلادی‌ را کشف‌ کرده‌، که‌کاملا سالم‌ مانده‌ است‌. این‌ سر که‌ 50 سانتی‌مترارتفاع‌ و 35 سانتی‌متر پهنا دارد، در منطقه‌ای‌ از پترا که‌ در آن‌ کاخ‌ قرار دارد کشف‌ شده‌ است‌.

     

    شهر باستانی‌ پترا برای‌ بناهای‌ باشکوهش‌ که‌ دردل‌ صخره‌ها تراشیده‌ شده‌اند، شهرت‌ بسیار دارد.به‌ گفته‌ باستان‌ شناسان‌ این‌ سر در جریان‌ یک‌ زلزله‌در قرن‌ چهارم‌ قبل‌ از میلاد از پیکر اصلی‌ مجسمه‌جدا شده‌ است‌.قصرالبنت‌ در شهر پترا از مکان‌هایی‌ است‌ که‌ به‌عقیده‌ محلی‌ها، ساخته‌ دست‌ بشر نیست‌; بلکه‌موجودات‌ فرا زمینی‌ در ساخت‌ این‌ قصر سنگی‌دست‌ داشته‌اند و حتی‌ بسیار معتقدند سالیان‌ سال‌افراد فرا زمینی‌ در این‌ قصر زندگی‌ می‌کردند وبدون‌ جا گذاشتن‌ اثری‌ از خود آنجا را ترک‌ کرده ‌و از زمین‌ رفته‌اند. در آنجا زمانی‌ که‌ با محلی‌ها به‌صحبت‌ می‌نشینی‌، همه‌ شان‌ از «اجنه‌ها» صحبت‌به‌ میان‌ می‌آورند. آنها می‌گویند شب‌ها، این‌ منطقه‌ پر از اجنه‌است‌ و ما صدای‌ آنان‌ را می‌شنویم‌، همین‌ امرباعث‌ شده‌ که‌ توریست‌ها در شب‌ برای‌ دیدن‌ به‌آنجا نمی‌روند. همچنین‌ شایعه‌ وجود اجنه‌ در پترا شهری‌ که‌ به‌ شهر «اجنه‌» نام‌ گذاری‌ شده‌، باعث‌گردیده‌ است‌ که‌ توریست‌ها به‌ صورت‌ دسته‌جمعی‌ به‌ دیدن‌ آن‌ منطقه‌ بروند، حتی‌ محلی‌ها هم‌ برای‌ ورود به‌ منطقه‌ سنگی‌ پترا می‌ترسند، ازاین‌ رو به‌ صورت‌ دسته‌ جمعی‌ از شهر اجنه‌ دیدن‌می‌کنند. باستان‌ شناسانی‌ که‌ به‌ این‌ منطقه‌ برای‌ کاوش‌ وتحقیق‌ رفته‌اند، سر و صداهای‌ عجیب‌ در این‌منطقه‌ را تاییدکرده‌اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - پترا
    پترا

     

    پترا به عربی ( البتراء ) شهری تاریخی در کشور پادشاهی اردن. این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عمّان وشهر عقبه واقع شده‌است. شهری است به کمال که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گل سرخ یا رنگ صورتی تراشیده شده‌است. از اینجاست که نام این شهر زیبا پترا نهاده شده‌است. کلمه (پترا) به زبان یونانی به معنی (صخره) است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ (صخره) کنده شده‌است آنرا پترا نامیده‌اند. همچنین این شهر تاریخی وزیبا را به خاطر گل سرخ گون بودنش بنام ( المدینة الوردیة ) نیز نامیده شده‌است، در سال ۱۹۷۸ میلادی کتابی در این مورد نوشته شده‌است که از تاریخ بنای این شهر باستانی سخن می‌گوید ، مؤلف نام کتاب را (الأسرار المَدینَة الوَردِیَة) نامگذاری نموده‌است. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی (صخره) رومیان نامش را به زبان خودشان ترجمه نموده‌اند. ، درقرن اول قبل از میلاد ودر عهد شاه غسانی حارث سوم درخشید.

    حدود کشور نَبَطی‌ها

    حدود کشور نَبَطی‌ها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه می‌یافت. شهر پترا حلقهٔ اتصال بین تمدن سرزمین میان‌رودان (یا بین‌النهرین) و سرزمین شام و شبه‌جزیره عربستان و مصر بوده‌است. این شهر که پایتخت کشور نَبَطی‌ها بود توانسته‌بود کنترل و زمام راه‌های تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب شبه‌جزیره عربستان و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه پترا پایتخت کشور نَبَطی‌ها می‌گذشته‌اند و این شهر از رونق خاصی برخوردار بوده‌اند. پایان حکومت نَبَطی‌ها

    پایان حکومت نَبَطی‌ها و خرابی پایتخت شهر پترا بدست رومیان در سال ۱۰۵ میلادی بوده‌است، قشون رومیان در سال ۱۰۵ میلادی سرزمین نَبَطی‌ها را محاصره می‌کنند وآب را به روی ساکنان شهر می‌بندند و سرانجام بعد از مدتی آن شهر را اشغال می‌کنند و به حکومت نَبَطی‌ها خاتمه می‌دهند.

    بیرون آمدن پترا از دست رومیان

    در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند شهر پترا را از نفود رومی‌ها برهانند. ساکنان پترا پس از آن به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزله‌ای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر وارد آمد، ساکنان پترا را وادار نمود تا به مناطق اطراف کوچ کنند. آثار این شهر باستانی همچون دُّری در کوه می‌درخشد و یادگاری از دوران نَبَطی‌ها بجا مانده‌است که بسیار تماشایی است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - پترا
    سابقه 500 ساله ماچو پیچو در اقتصاد پرو

     

    باستان شناسان به تازگی در دو منطقه مجزا از شهر ماچو پیچوی پرو ، موفق به کشف بقایایی از اسکلت انسانی و انبار منسوجاتی شدند که اهمیت این منطقه را به عنوان یک مرکز تجاری و نظامی مهم نشان می‌دهد.

    به گزارش میراث آریا (chtn)، فرناندو استت، رهبر تیم اکتشاف گفت: اگرچه نزدیک به 75 درصد از آثار موجود در منطقه به دلیل اکتشافات غیر قانونی ویران شده است اما هنوز می توان ردپایی از نفوذ و اهمیت ساکنان این منطقه در اقتصاد 500 سال پیش پرو را مشاهده کرد.

    وی افزود: تاکنون تنها بخشی از سر و استخوان شانه مردگان به دست آمده است که به دلیل نحوه خاص تدفین آنها به صورت جنینی بوده است.

    علاوه به موارد یاد شده وجود قبرهای ساده با تزیینات کمتر حاکی از آن است که مردم این منطقه اغلب کشاورز بوده‌اند.

    خوزه هوارکایا، یکی از اعضای تیم باستان شناسی گفت: پوشش اجساد منطقه با پشم لاما (شتر بومی پرو) نشان می‌دهد که این حیوان ارزش مذهبی میان مردم داشته و از این رو برای محفوظ ماندن در جهان دیگر از آن استفاده می کردند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - ماچوپیچو
    ماچوپیچو

     

    ماچوپیچو به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچوپیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

      

    این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچوپیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود. 

    ماچوپیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچوپیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچوپیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند.

    تاریخچه این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است. منظره‌ای از شهر ماچوپیچو در سال ۱۹۱۱ میلادی ماچوپیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد. این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچوپیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

    بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچوپیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچوپیچو نوشت.

    سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

    در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچوپیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

    ماچوپیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

    منطقه جغرافیایی

    ماچوپیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچوپیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.

    از سمت بالا، در صخرهٔ ماچوپیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

    توریسم ماچوپیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.

    توریست‌های ماچوپیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

    در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی استفاده می‌شد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : عجایب هفتگانه ، عجایب هفتگانه جدید - ماچوپیچو