تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:10:52
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 512 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 512 بار
  • بازدید کل : 561102 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    نکاتی در مورد روح

    روح شناسی، ماده اثیر، روح، رنگ روح

     کلمه اثیر نزد ستاره شناسان قدیم.فلک نهم است و نزد دانشمندان طبیعی ماده ای است بدون وزن که از تمام اجسام و مداد می گذرد و امتداد صوت و گرما به وسیله موج های آن صورت میگیره.این کلمه یونانی است

    ماده ی اثیری ماده ای لطبف و بی وزن و سبک است که در جسد مثالی ارواح وجود دارد و به آن(تلی پلاسم) میگویند.(البته اگر تعبیر به مواد راجع به جسد مثالی ارواح صحیح باشد)

    باید گفت خود روح ذاتا موجودی مجرد و غیر مادی است و این ماده اثیری نمی تواند از ذات و لکن روح در بدن مثالی خود قرار داد و این ماده میتوانددر این بدن لطیف اثیری وجود داشته باشد البته ماده آن با ماده طبیعی تفاوت دارد

    به نظر علمای روحی ارواح برای تولید صدا و بر قراری ارتباط با زمینی ها به دو ماده نیاز دارند: نخست ماده «اکتوپلاسم» و یکی دیگر «ماده اثیری» است که در ارواح هست و ارواح با مخلوط نمودن این ماده ابزار تکلم درست کرده و با زنده ها ارتباط بر قرار می‌کنند.

    همچنین علمای روحی می‌گویند تا موقعی که ماده اکتوپلاسم با آن ماده اثیری مخلوط نشود هیچ فایده‌ای ندارد و ماده اکتوپلاسم به تنهایی در تجسد اعضای صوتی و سایر اعضای بدن ارواح کافی نیست علمای علم روحی نتوانسته‌اند از کیفیت ترکیب ماده اثیری (که در حقیقت یک ترکیب شیمیایی است و توسط روح  صورت می‌گیرد) آگاهی پیدا کنند.

    فلا ماریون روح شناس معروف درباره روح خلاصه تحقیقات خود را به شرح زیر بیان داشته است:

    1-روح مانند موجود واقعی وجود دارد و مستقل از بدن است.

    2-دارای قوائی است که هنوز علم آنرا نشناخته است روح می بیند می شنود فکر می کند و با دنیای خاکی در تماس است اگر فکر کنیم هیچ احساسی ندارد اشتباه است.

    3-روح انسان دارای قدرت و اثرات فیزیکی است .

    4-روح از فاصله دور و بدون مداخله از طریق تله پاتیک می تواند عمل کند.

    5-در طبیعت یک عامل روانی فعال و عامل وجود دارد که ماهیت آن بر ما پوشیده است.

    6-روح بعد از ارکانیزم فیزیکی باقی می ماند و می تواند بعد از مرگ دوباره ظاهر کرد و به عقیده فلا ماریون روح انسان از مواد نا مرئی غیر قابل لمس که چشمان ما نمی بیند و دستهای ما لمس نمی کند تشکیل می شود.

    روح دارای نیروئی است که می تواند بوسیله امواج اثری روی اشیاء با فاصله اثربگذارد. روح یا ماده اصلی حیات موجب به وجود آمدن زندگی در کلیه موجودات عالم هستی می گردد. روح از عنصری بسیار نرم و لطیف تشکیل یافته است که این عنصر از عناصرتشکیل دهنده جسم اثیری بمراتب لطیف تر می باشد و در اصل باعث بوجود آمدن جوهر ذات در انسان می شود ودر موجودات بشراین تنها عنصری است که بدوا ازذات وجود الهی سر چشمه گرفته و موجب حیات در کلیه جانداران عالم هستی می گردد. پس از مرگ جسم مادی تبدیل به ماده نخواهد شد مرکز حیات و زندگانی دائم روح در تن پوش یا جسم اثیری بشر قرار دارد و تا آخر عمر جسمی افراد در آن باقی خواهد ماند و طی شرایطی به زندگانی مشترک خود با ماده ادامه میدهد. این زندگانی برای روح حالتی موقتی دارد و پس از خاتمه حیات مادی جسم به همراه تن پوش به عوالم روحی سفر خواهد کرد علم روح مقدم برعالم طبیعت است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    ماده اثیری چیست؟

    بیایید ببینیم وقتی انسان به آن سو می رود چه اتفاقاتی برایش می‌افتد؟ مرگ ترک جسم فیزیکی است درست همان گونه که تولد پوشیدن جسم فیزیکی ست. در لحظه مرگ وقتی که جسم فیزیکی را ترک میکنیم. روح بلافاصله خود را در جسم دیگری می یابد که ((قرینه اثیری)) نام دارد.

    قرینه اثیری ار ماده ای بسیار ظریف و اثیری تشکیل شده است که دقیقا همان صورت جسم فیزیکی را دارد و به همین دلیل قرینه اثیری نامیده شده است. عده ای از روشن بینی برخوردار هستند هنگام مرگ اشخاص می‌توانند قرینه اثیری آنان را ببینند که در کنار جسم فیزیکی‌شان ایستاده است.روشن بینان می گویند قرینه اثیری دقیقا" همانند جسم  فیزیکی ست.

    اما کارکرد و وظیفه قرینه اثیری چیست؟ چرا چنین کالبدی داریم؟

    در واقع نیروی حیات از طریق این قرینه اثیری ست که در جسم فیزیکی ما جریان می یابد و آن را سالم نگاه می دارد. در زبان کهن سانسکریت نیروی حیات (پرانا) نام دارد.پرانا از دو بخش (پرا) به معنای پیش و (نا) به معنای نفس تشکیل شده است. پس پرانا به معنای پیش بردن نفس است.

    قرینه اثیری پرانا نیروی حیات را از طریق ابزاری خاص جذب میکند و به قسمت های مختلف بدن و تمامی یاخته های بدن فیزیکی می‌رساند. پرانا چشم را به دیدن گوش را به شنیدن و دست و پاها را قادر به حرکت می کند.

    پرانا سبب می شود که همه اندام های بدن کار خود را انجام دهند.مادامی که قرینه اثیری در جسم فیزیکی است .جسم فیزیکی می تواند نفس بکشد و زنده باشد.لحظه ای که قرینه اثیری جسم فیزیکی را ترک می کند جسم فیزیکی بی جان شده و می میرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    ماده اثیری

    افرادی که آگاهی از وجود و قدرت آفرینش ندارند , تمام اتفاقات و رویدادهایی که در زندگی رخ می دهد را به طبیعت منسوب می کنند . این افراد معمولا از دو گروه مشخص و متمایز از هم تشکیل شده اند.

    گروه اول: افرادی هستند که هیچگونه شناختی از ترکیبات به وجود آورنده ذات اصلی نسل بشر , یعنی جسم مادی , تنپوش , روح و همچنین زندگی پس از مرگ ندارند و می توان گفت که این قبیل افراد غیر از شناخت طبیعت , صاحب آگاهی و دانش دیگری نیستند . این گروه معتقدند که بشر از طبیعت خلق شده و پس از مرگ هم جسم مادی وی به مواد و عناصر طبیعت بر میگردد و هیچگونه آثاری از وی بجای نمی ماند . البته قسمتی از این اعتقاد صحصح است , ولی نه این که تمام ذات بشر و حیات وی مربوط به چیزی باشد که آنها می گویند.

    گروه دوم: افرادی هستند که تحصیلات کلاسیک و حتی دانشگاهی در یک رشته بخصوصی دارند , ولی از سایر علوم , آگاهی و اطلاع چندانی ندارد. اینها تصور می کنند که , چون در یک رشته ای تخصص حاصل کرده اند , می توانند تمام پدیده های عالم را با اطلاعات و معلومات همان رشته خود توجیه و تفسیر کنند , لذا بر این باورند که برداشت و استنباط آنها تماما در هر زمینه ای درست ترین اطلاعات و علوم می باشند و متاسفانه عده بسیاری از افراد ناآگاه هم به گفته های این شخص توجه دارند.

    اگر بخواهیم به قدرت های واقعی افراد که خارج از طبیعت می باشند پی ببریم , بهتر است سه حالت از افراد بشر را در زمان های مختلف در نظر بگیریم یکی فرد بیدار و در حال فعالیت , دیگری شخص خواب و سومی جسد سالم یک نفر مرده , و از نظر ظاهر می بینیم که هیچ فرقی بین جسم مادی آنها نیست , ولیدر واقع اختلاف بسیاری در حالات باطنی آنها وجود دارد . برای چگونگی زندگی فرد بیدار و فعال , شرح زیادی نخواهیم داد , زیرا که همه به آن آگاهند . اما در مورد فرد بخواب رفته , با وجودی که تمام اعضاء بدن او به خوبی کار می کنند , ولی از آنچه که در اطراف وی روی می دهند , بی خبر است و هیچ توجهی به رویدادهای محیط خود ندارد و از کلیه فعالیت و حرکت جسم مادی نیز محروم می باشد . ولی چنانچه او را حرکت دهیم و یا از خواب بیدارش کنیم فورا به حالت فرد بیدار در می آید و محیط و اطراف خود را درک می کند. و لیکن در مورد فرد مرده , اولا تمام اعضاء داخلی و خارجی بدن او هیچ فعالیتی ندارد و از کار افتاده اند و ثانیا در صورتی که بدن وی را حرکت دهیم یا تحریکش کنیم , هرگز به صورت شخص بیدار یا خواب بصورت فعال(زنده) در نخواهد آمد.

    فردی که در حال بیداری است , نسبت به محیط زندگی و رفتار و کردار خود , از طریق عقل و ادراک تسلط دارد , زیرا این شخص از نیروی جسم مادی و عقل و تن پوش و روح برخوردار است و با آگاهی و هشیاری کامل , اعمال و رفتار خود را سرپرستی می کند و کسی که بخواب رفته , از نیروی جسمانی برخوردار است , ولی روح و تن پوش وی برای مدتی از جسم مادی فاصله گرفته , اما رابطه روح و جسم وی هنوز قطع نشده اند . چسم سوم , تمام قدرت های حیاتی خود را بطور کلی از دست داده است و دیگر هرگز و با هیچ تحریکی تغییر پیدا نخواهد کرد, زیرا روح و تن پوش که مایه حیات سلولی است , این توده سلول به هم چسبیده را برای همیشه ترک نموده و رشته های حیات بطور کلی از جسم مادی جدا شده اند.

    از مطالب فوق به این نتیجه می رسیم که هر موجودی منجمله نسب بشر با وجود روح زنده است و در اصل روح قوام دهنده هستی افراد می باشد . روح افراد بشر پس از خروج از جسم مادی (مرگ) ارتباط خود را بطور کلی از ماده قطع می کند و همراه تن پوش به عوالم اثیری انتقال می یابد . جهت درک بیشتر این مطلب به شرح مختصری درباره اثیر می پردازیم.

    اثیر چیست:اثیر عنصری است غیر مادی و با قدرت و سرعتی که در ذات آن وجود داردع می تواند در هر یک از مواد و یا عناصر مادی , نفوذ کند و قدرت حیات آنها را اداره و کنترل نماید . اصولا اثیر رابطی است غیر مادی بین نیروی خلقت و موجودات عالم که در تمام عناصر و اشیاء واجسام اثر می گذارد و باعث ادامه حیات هر شیء در دوران ادامه حیات یا تکامل آن می گردد.

    اثیر عالم ع در مواقع و حالت های بخصوص و طی شرایطی , توسط نیروهای دیگر در آن میتوانند به اشکال مختلفی جلوه گر شود . یعنی اثیری که قابل روئیت نیست , گاه امکان دارد به صورت سفت وسخت در آید و قابل لمس و روئیت گردد ولی اصولا خود اثیر , حالت سیال دارد و با قدرت و سرعتی که در ذاتش پنهان است , میتواند بر تمام قسمت های این عالم و کائنات اثر بگذارد.

    اثیر از نظر قدرت و سرعت و سایر خصوصیات موجی به ترتیبی در کائنات قرار گرفته که به سهولت قادر است بر تمام تشعشعات و امواج و اجرام و اجسام و عناصر مادی اثر کرده و نمام فضاهای خالی درونی وبرونی شبکه های اتمی و ملکولی و سلولی آنها را اشغال کند و تمام عالم را در برگیرد.

    امواج اثیری , تمام ذرات وجودی بشر و اطراف زندگانی و محیط مادی او را به طور کامل از هر طرف احاطه کرده اند . به طوری که در تمام ذرات سلول بصورت نیروی خلقت نفوذ دارد. ولی طبق قوانین امواج و کمبود علم و دانش محیط , این موج های اثیری را به علت سرعت زیادی که دارند , نمی توانیم درک نمائیم و آنها را بشناسیم . وجود امواج اثیری عالم هستی هم مانند بسیاری از امواج دیگر , که برای بشر قابل درک نیستند , از نظر علم فیزیک نظری , تا به امروز به اثبات نرسیده اند , ولی از نظر علم روحی , اگر شیئی را در این جهان می توان مشاهده کرد و یا آنها را تشخیص داد , بدان علت است که , به نوعی تحت تاثیر امواج و ارتهاشات و قدرت های اثیری عالن قرار دارند . این قانون شامل تمام موجودات کائنات , منجمله ستارگان , سیارات , کهکشانها و فضاهای خالی بین آنها نیز می شود , به طوری که خلا مطلق , در هیچ کجای عالم وجود ندارد و تمام فضاها به وسیله اثیر عالم پرشده اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    رابطه جسم اثیری با جسم مادی

    جسم اثیری از نظر جوهر ذاتی , کاملا با جسم مادی موجودات متفاوت است و از جهت سلولی و یا ملکولی , هیچگونه شباهتی با آن ندارد . مرکز اصلی حیات بشر و قدرت های وی نیز در این جسم قرار دارند , همچنین مرکز عقل و شخصیت افراد بشر در جسم اثیری آنان مستقر است و پس از مرگ هم مظاهر عقلی و شخصیتی نسل بشر , در آن تجلی خواهد کرد و از بین نمی رود و کلیه صفات و خوی و رفتاری در عوالم روحی , تا زمانی بسیار دراز , در جسم اثیری باقی می ماند تا وقتی که تن پوش با جسم اثیری در اثر مرور زمان به جهان های روحی بالاتر انتقال یابد و در جهان های روحی کاملا پاک شود و امواج وجودی خود را سبک کند و پس از گذشت زمان های دراز , به توده ای از نور و انرژی مبدل شود و در جهان های روحی بالاتر به قدرت لایزال مطلق خلقت بپیوندد.

    جسم مادی بشر بدون وجود و کمک جسم اثیری , از انجام کلیه حرکات و اعمال و واکنش های زمان حیات ناتوان است و قادر نیست به تنهایی کوچکترین حرکت یا پدیده ای را از خود بروز دهد.

    تمامی دانش مندان روح شناس جهان بر این باورند که , خاتمه حیات مادی , یعنی خروج جسم اثیری از بدن . نظر به این که زندگانی روحی افراد نسل بشر , با جسم اثیری می باشد . لذا بین روح و جسم اثیری هیچگونه جدایی وجود ندارد , ولی بنا به دستور آفرینش , بین جسم اثیری و جسم مادی جدایی پدیدار می گردد که مرگ آغازی برای جدایی جسم اثیری از جسم مادی می باشد.

    در بشر ضمیرهای عقلی ای وجود دارند , که به نام ضمیر آگاه و ناخودآگاه ما آنها را می شناسیم . منظور از ضمیر آگاه این است که اثرات مستقیم عقل بر مغز , کنش و واکنش هایی را پدید می آورد و باعث بروز حالات و اعمالی در فرد می شود که این پدیده ها بصورت پنهان و مخفی نیستند و مستقیما و به طور آگاهانه می توان به وجود آنان پی برد . این ضمیر در زندگی روزمره نسل بشر , نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. افراد در زمان حیات مادی خود می توانند اعمالی را دیده یا بشناسند و سپس آنها را انجام دهند و یا از انجام آن خودداری نمایند . در این حالت است که این گونه اعمال و حرکات و رفتار و دستورات , در جای ویژه ای از قوه ادراک و قسمت های عقلی نقش می بندند و در جریان شناخت قرار می گیرند . اما ضمیر ناخودآگاه یا ضمیر باطن , ضمیری است که مستقیما به وسیله عقل اداره می شود و مغز و سلسله اعصاب در اعمال آن دخالت چندانی ندارند. در واقع عقل بدون توجه به مغز و سلسله اعصاب , کارها و رفتار خود را انجام می دهد . در مورد وجود ضمیرهای انسانی در جلسه ای روحی سوال شد وی در پاسخ گفت:

    حالت مرگ در کلیه افراد یکسان نیست , اگر فردی درباره روح و عوالم ارواح دارای اطلاعاتی کافی باشد , پس از مردن زودتر از ناآگاهان بر عقل خود چیره می شود و می تواند کلیه زمان گذشته خوب و بد خود را به یاد آورد , ولی افرادی که دارای آگاهی از دنیای پس از مرگ نیستند , مدتی را در عالم بی خبری سپری می کنند و زمان های درازی فرصت می خواهند که بر عقل خود مسلط شوند , لذا تنها نیرویی که در عوالم روحی بر ارواح مسلط است و ارواح به آن نیاز مبرم دارند , عقلی است که پس از مرگ بدست آورده اند و ارواح پس از گذشت مدتی , بسیاری از خاصرات موجود در عقل را که به آن نیازی ندارند , به تدریج از دست می دهند و به جای آن , به آگاهی روحی جدیدتری دست می یابند.

    پس از مرگ معمولا در خاطرات ارواح اطلاعاتی باقی می مانند که در زندگانی روحی آنان مفید بوده و هر چه ارواح پیشرفته تر باشند , این خاطرات بی اثر تر می شوند و به جای آنها آگاهی های جدیدی از محیط های روحی که جهت زندگی آنان در جهان های روحی ارزش دارند جایگزین می شوند و بدین ترتیب , ارواح پس از مدتی دارای اندوخته های عقلی کاملی می گردند که با عقل جسمی در زمان حیات فاصله زیادی دارد.

    ارواح آگاه در عوالم روحی , هیچ عملی را ندانسته و کورکورانه انجام نمی دهند . مگر ارواحی که ساکن طبقات پائین تر و در برزخ هستند و هنوز بر عقل روحی تسلط نیافته اند.

    عقل روحی بر خلاف عقل مادی و جسمی است , یعنی ارواح با قدرت بیکران عقل خود قادر به ساختن و از بین بردن ساخته های خود در عوالم روحی می باشند و می توانند با سرعت غیر قابل وصفی با نیروهای عقل , تغییر مکان بدهند و این نیروهای عقل روحی , هرگز برای بشر قابل درک و فهم نیست.

    ارواح نیروهای عقلی ای را که در عوالم یا جهان های روحی به دست می آورند , هیچگاه نمی توانند برای رسیدن به سرمنزل مقصود که همانا جهان چهارم به بعد است استفاده کنند , چون رسیدن به جهان های روحی بالاتر , تنها به اعمال و رفتار افراد نسل بشر در زمان تکامل حیاتشان بستگی دارد و نسبت به اعمالی که در گذشته انجام داده اند , کیفر و پاداش می گردند , لذا قدرت عقلی در هر طبقه ای از جهان های ارواح , جهت ادامه زندگی روحی در عوالم روحی ای است که در آن زندگی می کنند.

    ضمیر آگاه و ناخودآگاه بشر پس ار مرگ در یکدیگر ادغام شده و به یک قدرت عقلی و آگاه تبدیل می شوند , زیرا پس از مرگ بسیاری از آگاهی های بی مصرف زمان حیات را از خود دور می کنند و بجای آن از اطلاعات روحی مفیدتری استفاده می کنند.

    دانشمندان روحی جهان معتقدند که جهان خاکی از ماده واحدی بوجودآمده که دارای مشتقات فراوانی است و هر یک از این فراورده ها به گروه های کوچکتری تقسیم شده و هر کدام از این دسته ها دارای نوسانات و فرکانس های گوناگونی , مخصوص به خود هستند که اجسام را به ما می نمایانند . یعنی در اصل ماده کلی جهان , همان ماده اثیری است که شکل ویژه ای ندارد , ولی محل خالی کلیه اجسام مختلف را پر کرده و به دلیل خاصیت اتم و یا ملکول هایی که بطور دائم در حالت حرکت هستند , نوسانات و فرکانس های گوناگونی را از خود بروز می دهند و موجب تشخیص آنها از یکدیگر می شوند , به همین دلیل است که هیچیک از اتم های عناصر کشف شده در عالم , با یکدیگر مطابقت ظرفیتی کامل ندارند و از جهت تعداد الکترون و پروتون ها و سایر ذرات , با هم متفاوت می باشند.

    اکثر دانشمندان روح شناس وجود و مرکزیت این نیروها را , در جهان های روحی می دانند و ماده ای که خلا بین اتم ها و ملکولهای جهان هستی را پر میکنند , امواج و سیاله های اثیری هستند و این حرکات و اعمال بنا به دستور عقل کل عالم هستی که خداوند است انجام می گیرد و هر ذره ای را صاحب عقل و حرکتی و ... می نماید.

    وجود عقل بطور کلی به شکل نیرو و انرژی است که گاهی به تنهایی می تواند حرکات و اعمال فیزیکی ای را از خود بروز دهد و نیازی هم به وجود ماده ندارد . چنین پدیده هایی در حالت مدیومی , معمول بمراتب بهتر تشخیص داده می شوند . یعنی در زمانی که مدیوم در خواب مغناطیسی قرار گرفته است , از جسم مادی او ماده ای به نام اکتوپلاسم خارج می شود که ارواح با استفاده از وجود سیاله های او قادر به تجسد خود می باشند و می توانند علائم فیزیکی ای را از خود بروز دهند . در این صورت است که چگونگی تبدیل انرژی به ماده مشخص می شود , یعنی روحی که در جلسه حضور دارد و کاملا به صورت نامرئی و انرژی می باشد , در اندک زمانی به شکل ماده و با لباس های الوان و زیور آلات و طلاجات و ... تجسد می کند و در جلسات دیده شود و ما می توانیم آن را ببینیم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    ارتعاشات امواج روحی

     

    چون تمام اشیائی که در جهان مرئی فیزیکی وجهان نامرئی اثیری وجود دارند دارای ارتعاش و حرکت می باشند پس تمام انها دارای موج می باشند و موج هم طول معینی دارد و درک شدن هر شئی با حواس مادی بستگی به درجه ارتعاشات موجی ان شئی دارد در واقع به طول موج و سرعت حرکت ان امواج بستگی دارد و همه اجسام سفت سیال و گازی با هم اشتراک دارند علاوه بر اینکه اجسام طول موج و سرعت حرکت معینی دارند امواج رنگها و بوها و همینطور امواج کهربائی و موسیقی هم طول موج معین دارند و هر شئی که رقیقتر و شفافتر باشد سرعت حرکت امواج انها بیشتر است پس سرعت حرکت امواج مواد گازی از سرعت حرکت امواج مواد مایع بیشتر است و سرعت حرکت امواج مواد مایع از مواد جامد بیشتر است و سرعت حرکت امواج مواد سست و شل بیشتر از سرعت حرکت امواج مواد جامد و سفت می باشد پس ماده سفت و نور در نهایت چیزی جز حرکت نیستند و هر کدام از این دو حرکت خود را از اثیر می گیرند یعنی ماده و نور چیزی جز حرکت ماده اثیری در فضا نیست منتها نور در بعضی از حالات صرف نور است ذرات دیگری ندارد و در بعضی حالات بیشتر به شکل اجسام بسیار ریز ظاهر می شود که ان امواج را فوتونی می نامند حقیقت فیزیکی که نور ان را برای ما تعیین می کند باید دارای ترکیب میان دو ظاهر کننده باشد یعنی حقیقت فیزیکی عبارت از ترکیب شدن امواج نوری است که از حیث ارتعاش درجه موافق ارتعاش درجه مواد گیرنده ان نور باشد یعنی امواج دید ما یا لمس ما و یا شم ما که انعکاس نور ماده مرئی را در خود ذخیره کرده به مخ انتقال می دهد ارتعاشات اثیر با ارتعاشات مواد فیزیکی فرق دارد پس ماده در ان وجود ندارد این است که اثیر از اتمها بوجود نیامده و ذراتش غیر ذرات تشکیل دهنده اتم می باشد ولی به واسطه جذر و مدی که دارد خود را در بعضی از مراحل به ماده تبدیل می کند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    اثیر

    کلمه اثیر نزد ستاره شناسان قدیم.فلک نهم است و نزد دانشمندان طبیعی ماده ای است بدون وزن که از تمام اجسام و مداد می گذرد و امتداد صوت و گرما به وسیله موج های آن صورت میگیره.این کلمه یونانی است

    ماده ی اثیری ماده ای لطبف و بی وزن و سبک است که در جسد مثالی ارواح وجود دارد و به آن (تلی پلاسم) میگویند.

    باید گفت خود روح ذاتا موجودی مجرد و غیر مادی است و این ماده اثیری نمی تواند از ذات و لکن روح در بدن مثالی خود قرار داد و این ماده میتواند ذز این بدن لطیف اثیری وجود داشته باشد البته ماده آن با ماده طبیعی تفاوت دارد

    علمای روحی تا اونجایی که میدونم میگن:ارواح برای تولید صدا و بر قراری ارتباط با زمینی ها به دو ماده نیاز دارند:یکی ماده ((اکتوپلاسم))و یکی دیگر ((ماده اثیری))است که در ارواح هست و ارواح با مخلوط نمودن این ماده ابزار تکلم درست کرده و با زنده ها ارتباط بر قرار میکنند

    همچنین علمای روحی میکویند تا موقعی که ماده اکتوپلاسم با آن ماده اثیری مخلوط نشود هیچ فایده ای ندارد و ماده اکتوپلاسم به تنهایی در تجسد اعضای صوتی و سایر اعضای بدن ارواح کافی نیست علمای علم روحی نتوانسته اند از کیفیت ترکیب ماده اثیری (که در حقیقت یک ترکیب شیمیایی است و توسط روح شیمیدان صورت میگیرد)آگاهی پیدا کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    ماده اثیری چیست؟

     

    اثیر ماده ای است بدون وزن که از تمام اجسام و مواد می گذرد و امتداد صوت و گرما به وسیله موج های آن صورت میگیرد. ماده ی اثیری ماده ای لطبف و بی وزن و سبک است که در جسد مثالی ارواح وجود دارد و به آن (تلی پلاسم) می گویند. باید گفت ، خود روح ذاتا موجودی مجرد و غیر مادی است و این ماده اثیری نمی تواند از ذات روح باشد ، لکن روح در بدن مثالی خود قرار داد و این ماده می تواند در این بدن لطیف اثیری وجود داشته باشد ، البته ماده آن با ماده طبیعی تفاوت دارد. ارواح برای تولید صدا و بر قراری ارتباط با زمینی ها به دو ماده نیاز دارند : یکی ماده اکتوپلاسم و یکی دیگر ماده اثیری ، که در ارواح هست و ارواح با مخلوط نمودن این ماده ابزار تکلم درست کرده و با زنده ها ارتباط بر قرار می کنند. تا موقعی که ماده اکتوپلاسم با آن ماده اثیری مخلوط نشود ، هیچ فایده ای ندارد و ماده اکتوپلاسم به تنهایی در تجسد اعضای صوتی و سایر اعضای بدن ارواح کافی نیست.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    قرینه اثیری

    بیایید ببینیم وقتی انسان به آن سو می رود چه اتفاقاتی برایش می افتد؟ مرگ ترک جسم فیزیکی است ، درست همان گونه که تولد ، پوشیدن جسم فیزیکی است. در لحظه مرگ وقتی که جسم فیزیکی را ترک می کنیم ، روح بلافاصله خود را در جسم دیگری می یابد که « قرینه اثیری » نام دارد . قرینه اثیری از ماده ای بسیار ظریف و اثیری تشکیل شده است که دقیقاً همان صورت جسم فیزیکی را دارد و به همین دلیل قرینه اثیری نامیده شده است . عده ای که از روشن بینی برخوردار هستند هنگام مرگ اشخاص می توانند قرینه اثیری آنان را ببینند که در کنار جسم فیزیکی شان ایستاده است . روشن بینان می گویند قرینه اثیری دقیقاً همانند جسم فیزیکی ست.

    اما کارکرد و وظیفه قرینه اثیری چیست؟ چرا چنین کالبدی داریم؟ در واقع نیروی حیات از طریق این قرینه اثیری است که در جسم فیزیکی ما جریان می یابد و آن را سالم نگاه می دارد . در زبان کهن سانسکریت نیروی حیات « پرانا » نام دارد . پرانا از دو بخش « پرا » به معنای پیش و  « نا » به معنای نفس تشکیل شده است . پس پرانا به معنای پیش بردن نفس است. قرینه اثیری پرانا نیروی حیات را از طریق ابزاری خاص جذب می کند و به قسمت های مختلف بدن و تمامی یاخته های بدن فیزیکی می رساند . پرانا چشم را به دیدن ، گوش را به شنیدن و دست و پاها  را قادر به حرکت می کند. پرانا سبب می شود که همه اندام های بدن کار خود را انجام دهند. مادامی که قرینه اثیری در جسم فیزیکی است ، جسم فیزیکی می تواند نفس بکشد و زنده باشد . لحظه ای که قرینه اثیری جسم فیزیکی را ترک می کند جسم فیزیکی بی جان شده و می میرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر
    مقدمه نویسنده وبلاگ

     

    مشاهدات گاه و بیگاه روح در طی تاریخ و گزارشات جسته و گریخته از آن، مرا بر آن داشت که مختصری در مورد «ماده اثیری» پرداخته و کاربردها و تفاوتهای آن را با روح و همچنین ارتباط آن را با روح مورد بررسی هرچند مختصر قرار دهم. از آنجا که منبع اطلاع ارائه شده اینترنت می‌باشد، بنابراین خوانندگان نیز می‌توانند در تکمیل این اطلاعات به یاری بپردازند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح شناسی - اثیر