تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:25:15
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 138 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22211 بار
  • بازدید کل : 559275 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    تخته های حروف ارتباط با ارواح

    تخته حروف احضار ارواح از قدیم الایام تا کنون توسط هزاران هزار نفر از مشتاقان برقراری ارتباط با ارواح مورد استفاده قرار گرفته . کارکرد این وسیله شباهت بسیاری به شیوه نوشتن غیر ارادی دارد. کارشناسان هشدار داده اند که از این تخته نباید به عنوان یک وسیله بازی و تفنن استفاده کرد زیرا این شکل از برقراری ارتباط با دنیای ارواح می‌تواند فوق العاده خطرناک باشد. 

    تخته حروف احضار ارواح چیست؟

    تخته حروف احضار ارواح یا quija به سادگی از یک تخته چوب فشرده که برای عموم افراد قابل دسترسی است., ساخته شده است. کلمه quija از دو واژه qui و ja ترکیب یافته که به ترتیب در زبان های فرانسوی و آلمانی معنای ((بله )) را میدهند.باید توجه داشت که خود تخته به تنهایی خطرناک نیست بلکه عمل برقراری ارتباط با ارواح از طریق این وسیله خطرناک است. شماره ها , حروف الفبا و کلمات ((بله )) و ((خیر )) در یک نظم دایره ای بر روی این تخته قرار داده شده اند. در مرکز تخته یک وسیله مخصوص به نام پلانشت که معمولا به جای آن یک استکان یا لیوان شیشه ای به صورت وارونه استفاده میشود وجود دارد. هرکدام از شرکت کنندگان در جسله ارتباط با ارواح که دور میز جای گرفته اند , یک انگشت خود را بر روی ظرف شیشه ای می گذارند و سپس شروع به طرح پرسش هایی از روح مورد نظر میکنند. سپس با به حرکت افتادن ظرف شیشه ای و قرار گرفتن آن در برابر هر حرف یا عدد , روح به پرسش پاسخ میدهد و البته همینجا باید گفت که افراد دور میز به سبب نزدیکی شان با ظرف شیشه ای خیلی راحت میتوانند سبب حرکت آن بشوند. دیل کاژمارک می گوید اغلب ارواحی که از طریق تخته مذکور با زندگان ارتباط برقرار می کنند , که ارواحی هستند که در یک سطح پایین تر قرار دارند و معمولا بسیار سرگردان و پریشان هستند و به احتمال زیاد بر اثر یک حادثه یا قتل خشن کشته شده اند و دقیقا به همین سبب ارتباط برقرار ساختن با این ارواح از طریقه تخته حروف احضار ارواح می تواند بسیار خطرناک باشد.

    یک بازی خطرناک!!

    گزارشی وجود دارد درباره دو زوج آمریکایی که در پی بازی با تخته احضار روح مسایل عجیب و ترسناکی برای آنها به وقوع پیوست . مالکان قبلی تخته , آن را پشت سرخود به جای گذاشته بودند. اتفاقات ناخوشآیند بسیاری در آن خانه بوقوع پیوسته بود اما این اتفاقات زمانی شدت گرفت که این دو زوج شروع به بازی با تخته احضار روح کردند. نهایتا اتفاقات ترسناک در خانه به حدی شدید شد که این 4 نفر خانه را ترک کردنه و به منزل یکی از اقوام خود پناه بردند. این ماجرا بعدا توسط یک موسسه تحقیقاتی معتبر مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که این خانه توسط ارواح خبیث تسخیر شده بود.

    جلسات ارتباط با ارواح:

    جلسه ارتباط با ارواح نشستی است که با هدف دریافت پیام هایی از دنیای ارواح و یا احضار ارواح برگزار می شود. معمولا در یک جلسه ارتباط با ارواح , یک واسطه (مدیوم) حضور دارد, هرچند که در بسیاری از موارد جلسات مذکور از سور افراد بیکار و شیاد با هدف خالی کردن جیب مردم نیز برگزار شده است.

    نخستین جلسه ارتباط با ارواح:

    نخستین مورد ثبت شده از برپایی یک جلسه احضار روح , به سال 1659 میلادی تعلق دارد . برگزاری این نوع جلسات طی قرن های 17 و 18 میلادی رونق چندانی نداشت و یا حد اقل مدارک موثقی در این خصوص وجود ندارد . اما این پدیده در دهه 1880 به لطف شهرت جهان گیر خواهران فوکس رونق بسیاری پیدا کرد. از این تاریخ به بعد جلسات تماس با ارواح در گوشه و کنار جهان منظما برگزار شده و از محبوبیت بسیاری برخوردار شده است. در یک جلسه ارتباط با ارواح قواعد و مقرراتی وجود دارد که می بایست حتما رعایت شود. این مقررات عبارت است از : پذیرفتن و اجازه دادن به چند آدم غریبه به داخل جلسه و اطمینان یافتن از اینکه افراد مذکور بیش از دو ساعت در جلسه باقی نمی مانند , مرتب ساختن صندلی های دور میز با توجه به اینکه تعداد صندلی ها از 8 عدد تجاوز نکند , اجتناب از لمس کردن فرد واسطه , و شروع با دعای پروردگار با هدف جلوگیری از وقوع فعالیت های ارواحی ناخواسته و خشن.

    چه اتفاقی می افتد؟

    نخستین نشانه از فعالیت های منتسب به ارواح می تواند در شکل هجوم ناگهانی هوای سرد تجربه شدو. اگر مدیوم از نوی خلسه ای یا حلولی باشد احتمالا از شیوه نوشتن غیر ارادی برای برقراری ارتباط با ارواح استفاده می کند. کارشناسان توصیه می کنند که این نوع جلسات بدون وجود فرد واسطه تشکیل نشود زیرا مدیوم قادر به تشخیص خطر و تهدید از جانب ارواح هست و می تواند بلافاصله رابطه را قطع کند. جلسات احضار روح اشکال غیر کنترل شده ارتباط با ارواح به شمار میرود و به همین سبب بالقوه خطرناک است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    احضار روح

    احضار روح

    آیا تاکنون نام (وی‌یا) یا تخته احضار روح را شنیده‌اید؟ تخته و یا کاغذی که روی آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضی از انسان‌ها از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار می‌‌کنند. حرف و حدیث‌ها درباره (تخته وی‌یا) بسیار است. بعضی‌ها اصلا قدرت این تخته را واقعی نمی‌‌دانند و به آن اعتقادی ندارند ولی بعضی‌ها معتقدند (وی‌یا) واقعا می‌‌تواند روح را به محل مورد‌نظر بکشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد. (وی‌یا) از دو کلمه (وی) که به زبان فرانسه به معنای (بله) است و (یا) که در زبان آلمانی به همین معنا می‌‌باشد، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است که روح اغلب با اشاره به کلمه (بله) یا (خیر) که روی این تخته نوشته شده است، به احضار کننده پاسخ می‌‌دهد. نظریه‌ها درباره تخته (وی‌یا) متفاوت است. برخی می‌‌گویند این وسیله بی‌‌نهایت خطرناک است و می‌‌تواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته دیگر از مردم معتقدند (وی‌یا) تنها زمانی خطرناک می‌‌شود که افراد بی‌‌تجربه و بی‌‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و (مدیوم)‌های مجرب می‌‌توانند از این وسیله استفاده‌های خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم می‌‌گویند (وی‌یا) هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی  نمی‌‌رساند. ولی کدام دسته درست می‌‌گویند. واقعیت این است که شصت و پنج درصد کسانی که از این وسیله استفاده کرده‌اند از کار خود پشیمان هستند. تقریبا تمام رهبران مذهبی دنیا با هر دین و مذهبی شدیدا مخالف احضار روح و به ویژه استفاده (وی‌یا) هستند و بسیاری از محققین مسائل ماوراءالطبیعه نیز تخته وی‌یا را وسیله‌ای خطرناک می‌‌دانند که مردم باید به شدت از آن اجتناب کنند. (براد استینجر) یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان موضوعات متافیزیکی موکدا اظهار می‌‌دارد که کسی نباید از تخته (وی‌یا) استفاده کند و یا حتی آن را در خانه خود نگه دارد. او در مقاله‌ای تحت عنوان (مادران! نگذارید فرزندانتان با وی‌یا بازی کنند.) از دختر هفده ساله‌ای سخن به میان می‌‌آورد که کار با (وی‌یا) عواقب تلخی برایش به همراه داشت. او می‌‌نویسد: (دخترک فکر می‌‌کرد می‌‌داند چطور با این وسیله با ارواح ارتباط برقرار کند ولی متاسفانه اعتقاد مقدس مذهبی را برای حفاظت در برابر تاثیرات شوم آن فراموش کرده بود.)

    (دیل کاکزمارک) موسس سازمان تحقیقات مربوط به روح می‌‌گوید: (قویا توصیه می‌کنم که از وی‌یا استفاده نکنید.) و در مقاله (وی‌یا اسباب‌بازی نیست) اظهار می‌دارد که در اغلب مواقع ارواحی که از طریق وی‌یا با انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، ارواح خبیث و گناهکار هستند.

     (هانس هانرر) یکی از محترم‌ترین و معروف‌ترین محققان مسائل ماوراءالطبیعه در کتاب خود تحت عنوان (تخته وی یا؛ دریچه‌ای به سوی مکنونات) نسبت به استفاده از وی‌یا هشدار می‌دهد و می‌نویسد: (به آن دسته از کسانی که می‌خواهند تخته وی‌یا را به خانه ببرند و به احضار روح بپردازند، نصیحت می‌کنم در تصمیم خود تجدیدنظر کنند، زیرا همیشه این امکان وجود دارد (هر چند اندک) که شخص احضارکننده آماتور در حقیقت یک مدیوم باشد و خود از این موضوع اطلاع نداشته باشد. در این صورت این تخته، وسیله ساده‌ای بر احضار واقعی روح می‌شود. روحی که بعدها تمام شخصیت آن مدیوم را در دست می‌گیرد و در شرایط خاصی در جسم او حلول می‌کند و در این هنگام هیچ کنترلی در دست خود آن مدیوم نیست و هر اتفاقی امکان‌پذیر است.)

    بسیار بوده‌اند کسانی که وی‌یا را به شوخی گرفتند و به تجارب تلخ و شومی دست یافتند. یکی از این افراد می‌گفت: (فکر نمی‌کنم کسی به اندازه من از وحشتناک بودن وی‌یا اطلاع داشته باشد. مدت‌ها پیش وقتی من سیزده ساله بودم، تجربه تلخی از آن داشتم. خلاصه بگویم من با خود شیطان روبه‌رو شدم.) و فرد دیگری می‌گفت: (هیچ تردیدی ندارم که تخته وی‌یا یک دریچه باز به دنیای ارواح است. باید بگویم روحی که ما با وی‌یا احضار کردیم به جسم مادر دوستم رفت. واقعا وحشتناک بود.)

    تجربه عجیب

    یک روز دوست همکارم (لورا) از من خواست همراهش به فروشگاه و دفتر یک فالگیر بروم. من هم که تا آن زمان به چنین جایی نرفته بودم قبول کردم و با اتومبیل او به راه افتادیم. وقتی به فروشگاه رسیدیم لورا داخل دفتر رفت تا در خصوص مسائل خصوصی با فالگیر مشاوره کند. من هم در قسمت فروشگاه ماندم و به لوازم گوناگونی که اغلب مربوط به کف بینی، فال و... بود نگاه کردم. وسایل جالبی آن جا پیدا می‌شد. ناگهان چشمم به یک گوی بلورین افتاد که بسیار زیبا بود. تصمیم گرفتم آن را بخرم. دسته چکم را بیرون آوردم و یک برگه از آن را پر کردم و کندم البته برای خرید با چک باید به فروشنده کارت شناسایی نشان می‌دادم. من هم گواهینامه رانندگی‌ام را از کیف پولم بیرون آوردم و به او نشان دادم و درست مثل همیشه دوباره آن را با دقت سر جایش گذاشتم. ملاقات لورا با فالگیر طولانی شد و من برای این‌که سرم را گرم کنم چند بار از اول تا آخر فروشگاه را تماشا کردم. ناگهان برای نخستین بار چشمم به یک (تخته وی‌یا)ی مدور افتاد. شکل عجیبی داشت، انگار مرا به سوی خود فرا می‌خواند. روی آن دستی کشیدم هیچ اتفاقی نیفتاد ولی احساس می‌کردم باید از آن دور شوم. یادم افتاد که باید خداحافظی کنم. تا آن زمان تخته وی‌یا ندیده بودم ولی در جایی خوانده بودم که وقتی کارمان با آن تمام می‌شود باید بگوییم (خداحافظ) و این خیلی مهم است. دوباره با صدای بلندتری گفتم (خداحافظ.) درست بالای تخته، یک موبایل آویزان بود. متوجه شدم که وقتی خداحافظی کردم موبایل تکان خورد. اهمیتی به آن ندادم. فکر کردم حتما باد آن را تکان داده است هر چند که هیچ نسیمی را احساس نکرده بودم. به هر حال به قسمت جلویی فروشگاه رفتم و با فروشنده کمی حرف زدم. چیز دیگری توجهم را جلب کرد و خواستم آن را هم بخرم ولی در کمال تعجب متوجه شدم گواهینامه‌ام در کیف پولم نیست. از خرید منصرف شدم و به دنبال گواهینامه گشتم ولی اثری از آن نبود. بالاخره جلسه ملاقات لورا تمام شد و از آن فروشگاه عجیب خارج شدیم. باید دوباره به محل کارمان باز‌می‌گشتیم چون اتومبیل من در پارکینگ آن جا پارک بود. در طول راه بازگشت، با این‌که تمام شیشه‌ها کاملا بسته بودند و رادیو هم روشن نبود ولی صدای هیاهومانندی در فضای اتومبیل می‌پیچید به طوری که برای شنیدن حرف‌های یکدیگر باید تقریبا داد می‌زدیم. لورا که حسابی تعجب کرده بود، گفت: (چرا این طوری شده است؟) گفتم: (حتما باد است.) ولی او جواب داد: (نه من صدایی شبیه به صدای فلوت یا سوت می‌شنوم.) از حرفش تعجب کردم ولی در همان زمان از سمت راست سرم صدای فلوت به گوشم خورد. برگشتم ببینم کسی آن پشت نشسته است ولی کسی نبود. ترسیدم ولی با تحکم گفتم: (همین الان بس کن.) صدای فلوت و صداهای دیگر یک دفعه قطع شدند. لورا می‌گفت تا به حال چنین چیزی را ندیده است. من هم نمی‌دانستم آن چه بود ولی هر چه بود تن ما را حسابی لرزاند.به محل کارمان رسیدیم و از یکدیگر خداحافظی کردیم. من هم سوار اتومبیل خودم شدم و به سمت خانه حرکت کردم. در تمام مدت احساس می‌کردم تنها نیستم و کسی خیره به من نگاه می‌کند. وقتی به خانه رسیدیم داشبورد اتومبیل را باز کردم تا تقویم کارهای روزانه‌ام را بردارم و در کمال تعجب دیدم گواهینامه‌ام آن جا لای تقویم است. چطور سر از داخل داشبورد درآورده بود، هرگز نفهمیدم. ولی همیشه احساس می‌کنم این موضوع و آن صداها به تخته وی‌یای درون فروشگاه مربوط می‌شود. وقتی بار دیگر لورا از من خواست همراه او پیش فالگیر بروم مودبانه پیشنهادش را رد کردم.

    میز متحرک

    می‌خواهم داستانی واقعی را تعریف کنم. داستانی که چند سال پیش برای خواهرم اتفاق افتاد. باید بگویم تخته وی‌یا آن‌قدر قدرت دارد که حتی می‌تواند مبلمان خانه را حرکت دهد. خواهرم تعریف می‌کرد که یک شب او و دو زن دیگر در خانه یکی از آنها جمع بودند و می‌خواستند سرشان را با بازی با یک تخته وی‌یا گرم کنند. آن دو زن، مادر و دختر بودند و زن جوان‌تر خود دو فرزند کوچک داشت که در اتاق خواب خوابیده بودند و در واقع زن مسن‌تر مادربزرگ آن بچه‌ها بود. آنها می‌گفتند، می‌خندیدند و از بازی با تخته احضار ارواح لذت می‌بردند و در کل همه چیز را به شوخی گرفته بودند. ولی ناگهان خواهرم احساس کرد (چیزی) با آنها ارتباط برقرار کرده است. زن جوان‌تر به شوخی گفت: اگر واقعا یک روح در این خانه است باید یک جوری خودش را به ما نشان دهد آن هم به طور فیزیکی.

    ابتدا هیچ اتفاقی نیفتاد. زن‌ها به یکدیگر نگاه کردند و آماده شدند دوباره همه چیز را به مسخره بگیرند که ناگهان صدای سنگینی به گوششان رسید. انگار کسی چیزی را روی زمین می‌کشید و حرکت می‌داد. صدایی آرام و مداوم که از اتاق کناری می‌آمد ولی در بسته بود و چیزی دیده نمی‌شد. زن‌ها به روی صندلی میخکوب شده بودند و فقط گوش می‌دادند. ناگاه چشم‌های وحشت‌زده‌شان به در اتاق خیره ماند. در خود به خود باز شد و میز سنگین چوب بلوط که در اتاق مجاور قرار داشت، به خودی خود روی زمین کشیده و آرام آرام وارد اتاق آنها می‌‌شد. کم‌کم سر و صداها بلندتر شدند و حرکت میز به پرتاب بدل شد. میز تکان‌های شدیدی می‌خورد و صداهای وحشتناکی به گوش می‌رسید. مادربزرگ جیغ کشید و با وحشت به سوی اتاق خواب بچه‌ها دوید چون مطمئن شده بود که روح عصیانگر در خانه است و ممکن است به بچه‌ها آسیب برساند ولی با صدای جیغ او حرکت میز متوقف شد و همه چیز به حالت طبیعی برگشت. اما این خاطره هیچ وقت از ذهن آن سه زن پاک نشد. آنها شنیده بودند که ممکن است یک روح خبیث به سراغشان بیاید ولی آن را باور نکرده بودند. با این اتفاق زن صاحبخانه تخته وی‌یا را سر به نیست کرد و آن میز چوب بلوط را نیز دور انداخت.

    صداهای غیرعادی

    سال 1991 بود و من با یکی از هم‌دانشگاهی‌هایم هم‌خانه شده بودم. باید بگویم دوستم در یک خانه ارواح زندگی می‌کرد و من بدون این‌که بدانم، با او هم‌خانه شدم. اتاق خواب آن خانه در زیرزمین قرار داشت و یک پنجره کوچک در آن تعبیه شده بود تا نور را به داخل برساند ولی همان پنجره هم با یک پشت دری چوبی کاملا پوشیده شده بود به طوری که وقتی برق خاموش می‌شد دیگر چشم، چشم را نمی‌دید.یک شب وقتی داشتم آماده می‌شدم که بخوابم، برق رفت. در بسته بود و ذره‌ای نور به داخل نمی‌تابید. هنوز خوابم نبرده بود و با چشم‌های گشاد شده به اطراف نگاه می‌کردم و البته چیزی نمی‌دیدم. وقتی به دیوار اتاق که کنار تختم بود نگاه کردم چیز سفید رنگی را دیدم. به پنجره نگاه کردم گفتم شاید انعکاس نور در آینه باشد ولی هیچ نوری از پنجره نمی‌آمد. از دوستم پرسیدم او هم آن چیز سفید را روی دیوار می‌بیند؟ او خواب‌آلوده جواب منفی داد. همان وقت برق آمد ولی چیزی روی دیوار دیده نمی‌شد. از آن شب به بعد همیشه چراغ خواب را روشن می‌گذاشتیم. دو ماه گذشت و اتفاق خاصی نیفتاد به طوری که من حادثه آن شب را فراموش کرده بودم تا این‌که یک روز یکی از دوستانم را دیدم. او که به تازگی خانه‌تکانی کرده بود می‌خواست (تخته وی‌یا)ی خود را دور بیندازد چون می‌گفت چیز نحسی است و نمی‌خواهد آن را در خانه‌اش نگه دارد. دوستم گفت من تا به حال چند بار صداهای عجیبی را در خانه شنیده‌ام. مثلا وقتی تنها بودم شنیدم کسی مرا صدا می‌کند و یا صدای گریه بچه می‌آید و ما تصمیم گرفتیم تخته وی‌یا را به خانه ببریم و آن را در آنجا امتحان کنیم. آن شب روی کف زیرزمین نشستیم. در اتاق خواب سمت چپ من قرار داشت احساس می‌کردم چیزی در اتاق خواب است که حس بدی به من می‌دهد. به همین خاطر بلند شدم و در را بستم. بعد نشستیم و انگشت‌هایمان را روی تخته گذاشتیم و تمرکز گرفتیم و منتظر شدیم اتفاقی بیفتد. ولی نشانگر وی‌یا حرکت نکرد. پس از چند دقیقه صداهایی را از درون اتاق خواب شنیدیم. مطمئن نبودیم چیزی که می‌شنیدیم واقعیت بود یا خیال. دوباره تمرکز گرفتیم و در تمام مدت هر دو به اتاق خیره شده بودیم. صداهای درون اتاق بیشتر و بیشتر می‌شد. صداهایی شبیه به زوزه حیوانات وحشی به گوش می‌رسید. انگار می‌خواستند از اتاق بیرون بیایند ولی نمی‌توانستند. ترسیده بودم. آن صداهای دلهره‌آور گویی تمام خانه را می‌لرزاند. دوستم بلند شد و به سوی در اتاق رفت و با ترس آن را گشود ولی تنها چیزی که از آن بیرون آمد موجی از هوای سرد بود. بعد از این‌که در باز شد گویی صلح برقرار شد. دیگر صدایی به گوش نرسید و هیچ اتفاقی نیفتاد. ولی باید بگویم کار در همان شب تمام نشد. از آن به بعد هر وقت که برق را خاموش می‌کردیم یک دسته از هیکل‌های سفید و غبار مانند را همه جا می‌دیدیم. حتی یک بار وقتی دوستم به اتاق خوابش رفت در روشنایی روز دید که غبار متراکم و سفیدرنگی بر روی تختش دراز کشیده است. من دیگر طاقت نیاوردم و از دوستم جدا شدم و از آن خانه رفتم و با خود عهد بستم دیگر به سمت تخته وی‌یا و احضار ارواح نروم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    بقای شخصیت انسان پس از مرگ

    انگلستان کشوری است که بیش از هر جای دیگر روح در آن دیده شده و این مسئله برای مردم مطرح است. در انگلستان از هر پنج نفر یک نفر روح را دیده و با این پدیده آشنایی دارد و به قول یکی از نویسندگان این کشور مرکز تاخت و تاز ارواح است .به همین دلیل آزمایشات بسیاری در این کشور , در دانشگاه ها و مراکز روحی و روانی آن در حال انجام است. یکی از مهم ترین آزمایشات برای احضار و شناخت ارواح تله پاتی( انتقال فکر بین دو نفر از راه دور یا نهان بینی ) می باشد. از طریق تله پاتی طی آزمایشاتی که شده با ارواح تماس حاصل نموده به طوریکه امکان عقلی برای رد آن وجود ندارد . برای مثال در یک آزمایش احضار روح در لندن , پنج نفر در اتاق بودند , اما فقط چهار نفر روح را دیده و تایید نمودند در حالیکه نفر پنجم نتوانست آن را بییند. دلیل آن فقط عدم برقراری ارتباط بین روح و نفر پنجم است.

    روابط عاطفی مثل ترس , عشق , نفرت و غیره از لحاض تله پاتیک قابل انتقال به یکدیگر هستند. این مسئله در ملاقات های سیاسی , میدان های ورزشی , سالن تئاتر و سینما مصداق دارد . در دیدن و رابطه برقرار کردن با ارواح نیز تله پاتی نقش عمده دارد. زیرا اگر این رابطه به علل مسائل عاطفی بین دو وجود ( یکی از لحاظ فیزیکی مرده و دیگری زنده ) نتواند برقرار شود , شخص زنده از دیدن روح عاجز خواهد ماند. گاهی نیز اشتباه در مشاهده خود انسان پدید می آید و به درستی آنچه را که دیده نمی داند چیست و یا نمی تواند آنرا توجیه کند .مثلا" در یک جمعیت اولی سخنی در گوش دومی می گوید , دومی آنرا به سومی گفته تا آخر .مطمئنا" این کلام به گوش نفر آخر رسیده به کلی با سخنی که اولی بیان داشته تفاوت فاحش خواهد داشت و این دلیل اشتباه حواس انسان است. به همین دلیل در بدن روح نیز ممکن است از خطای حواس انسان باشد.

    ارواح در تمام زمان ها قابل رویت هستند و همیشه در اطراف ما پرسه می زنند ,گردش می کنند و گاه ممکن است دست خود را روی شانه ی ما بگذارند ولی ما قادر به دیدن آنها نیستیم .فقط با آزمایش های علمی پیشرفته تری شاید بتوان این پدیده را درک کرد و آنها را بهتر ثابت نمود. برای آزمایش شناخت روح از حیوانات اهلی مثل سگ و گربه نیز استفاده می کنند . زیرا سگ و گربه در دیدن ارواح حساسیت بیشتری دارند .در بعضی موارد حیوان از آنچه می بیند سخت می ترسد , چرا ؟ شاید دلیل آن باشد که روح به شکل انسان ظاهر می شود اما هیچ بوی انسان را ندارد و همین مسئله حیوان را وحشت زده می سازد. گاهی در انگلستان سگ هایی دیده شده اند که در برابر شبح ظاهر شده به حالت غیر طبیعی دست زده , زوزه ی عجیب و غریب کشیده و مثل دیوانه ها گریخته اند . اما بسیاری موارد نیز وجود شبح را به راحتی تحمل کرده و مثل صاحب خود از دیدن آن شاد شده اند .اما سوال مهمی که مطرح می شود اینست که روح چه شکلی است , از چه جنسی است , چرا ظهور می کند ,کجا زندگی می کند و سرانجام به کجا می رود ؟ ابتدا ببینیم که روح چه شکلی است :

    این سوال جواب کلی ندارد .ممکن است شبیه انسان , حیوان یا حتی بی شکل باشد . گاهی شبیه زنی آبی پوش یا سفید پوش بوده یا مثلا" به حیوانی مانند سگ و میمون برود . در بعضی مشاهدات ارواح درست مانند انسان با یدن فیزیکی خود بوده و در برخی فقط شبیه بخار بوده اند .گاهی مانند یک انسان تمام عیار ظاهر شده و زمانی نیز مثل ستونی از مه یا بخار یا ابر سبک که حرکت می کنند به نظر رسیده اند. اما نکته مهم این است که ارواحی دیده شده اند که در وهله اول انسان مطلقا" باور نمی کند که آنها روح هستند چون هیچ فرقی با انسان های زنده نداشته اند .فقط وقتی که از دیوار عبور کرده یا غیب شده اند فهمیده اند که آنها "روح "می باشند.

    نویسندگان دیگری عنوان کرده اند که ارواح از نطر ما خاکیان شکل ندارند اما از نظر خود ارواح شکل دارند .آنها مانند یک شعله , یک درخشش نور یا یک جرقه اتری هستند. .رنگ آنها بر حسب پاکی آنها از خاکستری پررنگ هست تا یاقوتی رنگ.

    اما اینکه چرا به نظر بعضی ها روح به شکل انسان زنده و به چشم برخی تلالو یا جسم بخار مانند به نظر می آید به نظر عده ای ذهن ماست که آن را اینطور می بیند و به زعم عده ای دیگر اراده ارواح است که موجب ظهور چنین اشکالی می شود .ارواح شبیه بخار در دوران جنگ ( اول و دوم جهانی ) بیشتر از مواقع دیگر دیده شده اند.

    بسیاری از افراد شبح یک دوست یا فامیل را دیده اند که در فاصله دور یا مرده یا در حال از بین رفتن بوده است. این اشباح به افرادی تعلق داشته اند که به بیننده نزدیک بوده و هم از او چندین کیلومتر فاصله داشته اند . حتی زن و فرزندی شبح پدر در حال مرگ خود را به شکل واقعی او دیده اند . خود من در فرانسه با یک مدیوم مشهور که خوشبختانه حقه بازی در کارش نبود ملاقات کردم. عکسی را از جلسه احضار ارواح گرفته بود. در جلسه کسی دیده نمی شد اما در عکس شبح یک مردی بود که مدیوم فرانسوی (ماری) می گفت که رابطه اوست با دنیای ارواح. روح در عکس شبیه مردی نورانی بود که چهره اش قابل تشخیص نبود. امال به وضوح انسان بودنش مشخص بود . اگر در اتاق احضار ارواح چیزی نبود فیلم دوربین عکاسی طبیعتا"عکس نمی گرفت و بر روی آن اثری نمی ماند. غیر از مدیوم ها همانطوریکه گفته شد ارواح یا اشباح بر اشخاص عادی هم ظاهر می شوند .

    علت ظهور شبح به احتمال قوی تمرکز فکری شخص در حال مرگ روی یکی از دوستان یا اعضاء خانواده ی خود است. زیرا شخص هنگام مرگ ممکن است با فکر یا حتی با صدای بلند شخصی را مخاطب قرار دهد یا از او کمک بخواهد. در این موارد ممکن است که شخص زنده مخاطب , شبح یا روح شخص در گذشته را به چشم می بیند.مثلا" سربازی در هنگام کشته شدن در جنگ نام مادر خود را بر زبان آورده و یا کسی در موقع تصادف داشت به زن یا فرزند خود فکر می کرده که همه اینها منشاء ظهور ارواح و اشباح شده اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    روح پس از مرگ

    انسان موجودی دو بعدی است که یک بعدش جسم اوست، و بعد دیگرش روح او، میان روح و بدنش تا پیش از مرگ نوعی تاثیر و تاثر متقابل برقرار است تا جائیکه اگر مشکل جسمی برایش پیش آید روح انسان به زحمت می‌افتد و اگرمشکلی روحی برایش پیش آید، جسمش به مشکل می‌افتد. البته لازم به توضیح که جنس روح از جنس ماده نمی‌باشد.

    روح پس از مرگ

    اما در دوران پس از مرگ، روح از جسم انسان خارج می‌شود، در این مرحله به طور یقین جسم از بین میرود، اما روح به زندگی خود ادامه می‌دهد. چنانکه حکمای پیش از اسلام مانند سقراط، و افلاطون وگروهی دیگر معتقد بودند که روح پس از متلاشی شدن جسم انسانی، از بین نمی‌رود، چون روح را موجود مجرد می‌دانستند نه مادی که با از بین رفتن ماده، از بین رود. زیرا معتقد بودند که علت روح (بوجود آورنده روح) علتی مادی نیست و مثال می‌آوردند که همچنانکه نور خورشید که معلول خورشید است بر دیواری تابیده، با خراب شدن این دیوار، نور از بین نمی‌رود. همچنین روح نیز به علت خود باقی است و تن، عامل زنده بودن روح نیست تا با از بین رفتن تن، روح نیز از بین رود.

    جواز از بین رفتن چیزی

    لازم به ذکر است که فلاسفه از بین رفتن چیزی را در دو مورد جایز می‌شمارند یکی وجودی که از ترکیب چند جزء بوجود آمده مانند گیاه و حیوان، که وقتی عناصر ترکیب دهنده آنها از بین رفت، آن وجود نیز از بین می‌رود مثلا وقتی نور به گیاه نرسید، آب به گیاه نرسید، هوای آلوده را استنشاق کرد به مرور زمان از بین می‌رود.

    دوم: از بین رفتن عاملی که موجود را برای بدست آوردن صفتی، مهیا کرده بود، مثلا آتش که سبب گرمی آب می‌شود. اگر حالا این آتش را از آب جدا کنیم، آب گرمی خود را نیز از دست می‌دهد. در حالیکه روح به خاطر تجردش از ترکیب بوجود نیامده و از طرفی دیگر زندگی روح وابسته به جسم نبوده بلکه عاملی غیر از آن در کار می‌باشد.

    موضع علمای شیعه

    علمای شیعه معتقدند که امکان ندارد با مرگ انسان و از بین رفتن جسم وی، روح نیز از بین برود. زیرا آنچه که از بین می‌رود و معدوم می‌گردد محال است دوباره بوجود آید، با آنکه برگرداندن روح در قیامت بر خدا واجب می‌باشد. بنابر این مرگ انسان، جز رهایی روح از قفس تن و انتقال از این جهان به عالم دیگر نیست، که این مطلب در قرآن با تعبیر توفی مورد تاکید قرار گرفته با این بیان که ( بگو فرشته مرگی که بر شما گمارده شده جانتان را می‌ستاند، آنگاه به سوی پروردگارتان بازگردانیده می‌شوید. سوره سجده -آیه 11) – " با نظر بر اینکه "توفی" در متن عربی آیه به معنای دریافت و ستاندن چیزی به صورت کامل و بی‌هیچ کم و کاست، است. آیه مزبور به این حقیقت دلالت دارد که حقیقتی در وجود انسان هست که در زمان مرگ به طور کامل ستانده می‌شود و به عالم دیگری منتقل می‌گردد، بر این اساس این حقیقت که، همان روح انسانی است، مستقل از بدن بوده، پس از متلاشی شدن بدن، باقی می‌ماند.

    روح در قرون جدید

    علاوه بر متون دینی، تلاشهای زیادی در زمینه روح شناسی از زمانهای قدیم به عمل آمده، که علاوه بر آنها الان نیز در دنیا افرادی وجود دارند که عمر خود را صرف شناخت روح به صورت تجربی کرده‌اند و مشاهدات خود را در کتبی مستقل گردآوری نموده‌اند تا جائیکه ادعا دارند که پیدایش بی‌سیم کمکهای زیادی برای اثبات ادعایشان نموده است.

    برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به

    مراتب وجود

    احضار روح

    حقیقت انسان

    دانشمندان روح شناسی

    منابع

    علامه حلی، کشف المراد، شرح تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی، ترجمه شیح ابوالحسن شعرانی، کتابفروشی اسلامیه فروردین 76

    جمعی از نویسندگان، معارف اسلامی 2 و1 ، انتشارات سال 76

    جمعی از نویسندگان، معارف اسلامی 2 و 1 ، انتشارات نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، پائیز 78

    دکتر رئوف عبید، انسان روح است نه جسم، مترجم امیر هوشنگ دانایی.

    محمود رجبی، انسان شناسی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1379

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    جلسات تماس با ارواح

    زمانی که صحبت از روح و قدرت های روحی و زندگی پس از مرگ به میان می آید , برای اکثر افراد ناآگاه جهان این سوال پیش می آید که چگونه ممکن است فردی که مرد , روح وی زنده باشد و برخی از افراد بتوانند تماس هایی را هم با روح او برقرار نمایند و اگر هم قدرت ناشناخته ای از او باقی مانده باشد , نیروی تماس را ندارد و کسی نمی تواند با آن نیرو صحبت کند و اطلاعاتی را از زمان مرگ و حتی زندگی پس از مرگ از آنها دریافت نماید . این قبیل افراد می گویند : مگر ارواح در جهان های روحی تحت تسلط قدرت بشر می باشند که بتوان با آنها تماس برقرار نمود و یا هر زمانی که افراد زنده بخواهند , ارواح در جلسات آنها حاضر شوند و تبادل افکار بین فرد زنده و روح مرده برقرار گردد؟

    این قبیل افراد از شناخت واقعیت علوم روحی ناآگاهند و نمی دانند تماس های روحی بنا به خواست هر فرد زنده ای برقرار نمی گردد , چون در زمان تماس های روحی , خود ارواح هستند که مایل به برقراری ارتباط با زنده ها می باشند و هیچ روحی را نمی توان یافت که بنا به حکم اجبار افراد زنده , در جلسات روحی شرکت نماید و مطالبی را بیان نماید.

    زمانی که در جلسات روحی , از پروردگار تقاضای برقراری تماس های روحی با ارواح می شود و از روح حاضر در جلسه تقاضا می گردد که روح خاصی را در آن محل حاضر نماید , این روح یا ارواح , در صورت مساعد بودن کلیه شرایط محیط , در صورت موافقت نیروهای الهی که در جلسات حضور دارند , تدارک لازم را جهت انجام برقراری آن تماس ها پیش بینی می نمایند و چنانچه امکان تماس با آن روح خواسته شده برقرار باشد , این حالت اجرا می گردد, در غیر اینصورت هرگز نمی توان با روح خاصی تماس حاصل نمود.

    البته لازم به ذکر است که اکثر ارواح , مشتاق به برقراری تماس های روحی , بخصوص با خویشان و نزدیکان خود می باشند , ولی به علت عدم شناخت و آگاهی اکثر افراد زنده , این ارواح نمی توانند با آنان تماس های روحی برقرار نمایند . زمانی که از ارواح حاضر در جلسه , به روح خواسته شده خبر می دهند که تعدادی از افراد زنده مشتاقانه در محلی گرد آمده اند و در انتظار تماس با وی می باشند , این روح که مدت ها قبل آرزوی برقراری چنین تماس هایی را داشته است , اگر اشکالی از نظر خلقت و قدرت های روحی برای برقراری تماس های وی وجود نداشته باشد , فورا پیشنهاد ارواح پیام آور را می پذیرد و با آنها به جلسه مزبور حرکت می کند و در حد مقدورات خود و علم و شناخت حضار جلسه و به نسبت قدرت های فی مابین , با آنان مکالمه و گفتگو می نماید.

    ارواحی که به طور رهگذر و اتفاقی در جلسات تماس های روحی شرکت می کنند , اکثریت قریب به اتفاق آنها جزو ارواح پاک و مترقی نیستند و عمدتا جزو ارواح برزخی , که در اطراف کره زمین زندگی می کنند می باشند , به همین علت هم آن ارواح نمی توانند اطلاعات با ارزشی را در اختیار مدیوم ها یا افراد جلسات روحی قرار دهند , چون هنوز این ارواح حالت مادی خویش را از دست نداده اند و به جهان های روحی انتقال نیافته اند تا اینکه بتوانند از عوالم یا جهان های روحی خبر جالب و مهمی را به آنان بدهند.

    ارواحی که در جهان های بالای روحی قرار دارند , زمانی که در جلسات برقراری تماس های روحی حضور می یابند , اطلاعات با ارزش و ذیقیمتی را از زمان مرگ و نحوه خروج روح از جسم مادی و سفر به عوالم یا جهان های روحی و حتی زندگانی پس از مرگ در اختیار افراد قرار می دهند.

    گاهی عده ای از مردم می پرسند چگونه ممکن است یک فرد زنده بتواند روحی را(( احضار کند )), چون احضار نمودن , یک حالت اجباری را بوجود می آورد و روح هرگز نمی تواند تحت تاثیر نیروهای یک فرد زنده قرار گیرد , در پاسخ به سوال آنها باید گفت که به این لغت نباید از دید ریشه دستوری و لغوی آن نگریست , احضار نمودن چون یک لغت عربی و متاسفانه معنی فارسی آن به عنوان حاضر کردن فردی بالجبار در کحیط خاصی است , ولی این لغت به صورت عامیانه در بین اکثریت افراد رایج می باشد و به سادگی نمی شود لغت دیگری را جایگزین این واژه نمود , ولی واژه تماس با ارواح جایگزین مناسبی برای احضار روح می باشد , ولی برای اینکه در آینده همگان بتوانند از این واژه جدید استفاده کنند , نیاز به زمان زیادی می باشد.

    جهت تشکیل جلسات برقراری تماس های روحی , می بایست نکات زیر در نظر گرفته شوند تا این که آن جلسات , پربارتر و مثبت باشند , در غیر اینصورت , کمتر اتفاق می افتد که تماس های مناسبی در آن جلسات صورت گیرد.

    __________________ __________________

    1- افرادی که در جلسات روحی شرکت می نمایند , می بایست دارای خلوص نیت کامل و معتقد به وجود و قدرت پروردگار و فرستادگان او به نام ارواح باشند, چون زمانی که فردی دارای چنین حالت های روحی و معنوی هستند , امواجی که در آن جلسات روحی وجود دارند , تمامی آنها مثبت است و در نتیجه وجود این امواج از نظر تماس های روحی بسیار مهم خواهد بود.

    2- تهیه محیط مناسب جهت برگذاری جلسات روحی , چون وجود محیط مناسب از چندین نظر مورد توجه است:

    الف) ارواح به مراتب راحت تر در محلی که مربوط به آنها است , مانند خانه ارواح حاضر می شوند.

    ب) این محیط هرچه ساکت تر و آرام تر باشد , اثرات مثبت تری در برقراری تمرکز و تماس به وجود می آورد.

    پ) وسایل مورد نیاز در محل هایی که مخصوص ارواح است , همیشه یافت می شوند.

    3- جهت برقراری هر نوع تماس روحی , نیاز به مدیوم خاصی است و وجود آنها ضروری است و چنانچه مدیوم حائز شرایط در جلسه حضور نداشته باشد نمی بایست در انتظار رخدادی روحی و غیر مترقبه هم بود.

    4- قبل از این که عامل قصد دارد با روح فرد بخصوصی تماس حاصل نماید , در مرحله نخست باید مطمئن شود که روح مرشد یا راهنما در آنجلسه حضور دارد , در صورتی که در جلسات تماس , روح مرشد یا راهنما و مددکار و ... حاضر نباشند تماس های مناسب و پرباری صورت نمی گیرد و اگر هم تماسی برقرار شود , ارواح مختلف و برزخی در آن شرکت می نمایند که نتیجه مطلوبی را از چنین جلساتی نمی توان بدست آورد و این شناخت نیاز به هادی ورزیده ای دارد که روح شناسی را کاملا بداند.

    5- در برخی از جلسات برقراری تماس های روحی , باید از مدیوم های زیادتری استفاده گردد تا این که نتیجه خوبی از آن جلسات عاید افراد گردد و هرچه مدیوم های واقعی در جلسات بیشتر باشند , یقینا تماسهای بهتری نیز برقرار می گردد و در زمان انجام آن تماس ها می توان از نتایج بیشتری برخوردار بود.

    6- زمانی که درصدد برقراری جلسات روحی هستید , به نسبت عملی که در آن جلسه قرار است انجام پذیرد , می بایست از حضار معتقد و مومن استفاده شود و در برخی از جلسات روحی نمی توان از افراد کم استفاده کرد . فرضا جهت برقراری تماس های تحرکی یا تجسدی , تعداد حضار شرکت کننده ( غیر از مدیوم ها و هادی ) نمی بایست از شش نغر که نیمی از آنها زن و نیم دیگر مرد هستند , کمتر باشند.

    7- وجود موزیک های متن ملایم در جلسات روحی , بسیار مفید است , چون همانگونه که ارواح اظهار می دارند , زندگانی روحی با موزیک توام است و در اصل یکی از غذاهای روح را تشکیل می دهد لذا در جلساتی که موزیک های مناسب پخش می شوند , موجب هدایت ارواح به آن محیط می گردد.

    یکی دیگر از دلایلی که وجود موزیک در جلسات روحی ضروری می باشد این است که , زمانی که موزیک در هر محلی پخش شود , اغلب افراد به آن گوش فرا می دهند و ذهن خود را از سایر امواج متشنج محیط پاک و خالی نگاه می دارند و همین عمل موجب می گردد که افراد جلسات روحی , دارای امواج مثبت بیشتری شوند و افکار منفی و نابجا را برای مدتی از خود دور سازند , که این امواج مثبت زیاد , موجب جلب بیشتر و رضایت ارواح پاک می گردد.

    8- وجود گل در محل جلسات روحی یکی از ضروریات است , چون ارواح از وجود گل و عطریات و موزیک لذت می برند.

    9- وجود میز چوبی کوچک و مداد و کاغذ جزو ضروریات جلسات تجسدی یا تحرکی در اطاقک تاریک است.

    10- کسانی که در جلسات روحی شرکت می نمایند , می بایست از قوانین و مقررات خاصی نیز آگاهی داشته باشند . فرضا بدانند که اگر روحی تجسد یافت , شروع به سر و صدا ننمایند , یا اینکه اگر روح در نزدیکی آن فرد قرار گرفت , بدون اجازه خود روح دست به بدن یا لباس او نزنند و سوالاتی را از وی ننمایند . مگر این که خود روح اجازه این اعمال را بدهد.

    11- کسانی که در جلسات روحی شرکت دارند ] هرگز نباید در زمان بروز پدیده های روحی چراغی را روشن کنند , چون در اینصورت , ضمن اینکه ارواح برای مدتی در آن جلسات شرکت نمی کنند , مدیوم نیز دچار ناراحتی و حتی نوعی تشنج یا سکته می گردد , چون اکتوپلاسمی که از وی خارج شده است , اکثر آنها در اثر وجود نور زیاد پراکنده می شوند و گاهی هم از بین می روند و این حالت موجب بروز ناراحتی هایی در روح و جسم مادی مدیوم می گردد.

    12- حالت نشستن مدیوم , هادی , حضار , در جلسات روحی بسیار مهم و حائز اهمیت است که قبل از شروع برقراری تماس روحی , این مطلب می بایست کاملا در نظر گرفته شود. طرز نشستن به طریق زیر است.

    الف ) مدیوم می بایست در اطاقک تاریک که در یکی از زوایای اطاق و روبروی حضار است جای گیرد ( اتاقک تاریک عبارت از محلی است که در یکی از زوایای اطاق پرده ای که از سقف تا کف اطاق آویزان می نمایند و داخل آن یک صندلی برای نشستن مدیوم و یک میز و کاغذ و مداد و دسته گل وجود دارد ).

    ب) هادی جلسه می بایست در صف اول بین حضار بنشیند.

    پ ) حضار می بایست در صفوف منظم و به صورت یک در میان زن و مرد به طوری که دست های یکدیگر را در دست هم گرفته و بدن آنها از هم فاصله زیادی ندارند بنشینند تا امواج بیشتری در فضا بوجود آید.

    ___________________

    اگر تمام شرایط فوق صورت گیرد , آنگاه هادی جلسه از کلیه حضار می خواهد که از خداوند بزرگ , با قلبی پاک بخواهند تا روحی را در آن جلسه برای بالا بردن شناخت و معرفت آنان اعزام نماید و سپس مدیوم را به اطاقک تاریک می برد و روی صندلی می نشاند و او را به خواب هیپنوتیکی می برد و سپس به جای خود بر می گردد و همگی در حال دعا خواندن , تقاضای ورود روح پاکی را در جلسه می نمایند تا اینکه پدیده ای بوجود آیدو

    چنانچه شروع جلسه بیش از یک ساعت گذشت و روحی در جلسه حاضر نشد , هادی باید چراغها را روشن کند و مدیوم را از خواب بیدار نماید و پس از نیم ساعت دیگر مجددا عملیات خود را مانند زمان قبل آغاز نماید و این عمل را در یک جلسه , بیش از سه بار نباید انجام دهد و مجددا چنانچه هیچ پدیده ای بوجود نیامد , جلسه را برای زمان دیگری به تعویق اندازد , ولی هرگز نباید از انجام عمل خود دلسرد گردد , چون در اثر استمرار و ادامه تشکیل جلسات , پس از مدتی حتما به نتیجه مطلوبی دست خواهد یافت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    روش ها و جلسات ارتباط با ارواح

    نوشتن غیر ارادی (دست نویسی اتوماتیک , کتابت):

    نوشتن غیر ارادی نوعی از نوشتن است که فرد در حالتی ناهشیارانه یا نیمه هشیارانه اقدارم به آن میکند. این پدیده خارق العاده که در قرن نوزدهم از سوی برگزار کنندگان حلسات ارتباط با ارواح (احضار ارواح) مورد استفاده قرار می گرفت , بعدها مورد توجه و استفاده محققان فراروانشناسی واقع شد. در این فرایند , یک مدیوم بعد از ورود به یک وضعیت شبه خلسه , قلمی را در دست میگیرد و سپس به آرامی و به صورت غیر ارادی , عمل نوشتن بر روی کاغذ آغاز میشود. پیام های نوشته شده به سیک بیانی فرد انتقال دهنده پیام , آشکار می گردد. متیو مانینگ پیام هایی را به زبان های گوناگون از جمله فرانسوی , آلمانی , ایتالیایی , یونانی , لاتینی , روسی , عربی و بعضا قرون وسطایی از طریق نوشتن غیر ارادی , دریافت می کرد و انتقال میداد. بسیاری از این پیام ها فاقد انسجام و معنا بودند اما بعضی از آنها معانی خاصی را در بر داشتند. مانینگ بعدها به سوی نقاشی غیرارادی تمایل یافت. او در این فرایند تصاویری به سبک کاری نقاشان مشهور همچون پیکاسو داوینچی و ماتیس بر روی کاغذ و به صورت غیر ارادی , رسم می کرد.

    تغییر چهره ای (حلولی , خلسه ای):

    مدیوم تغیر چهره ای یا حلولی , هوشیاری و خودآگاهی اش را کامل یا نیمه کامل در حین ارتباط با ارواح از دست میدهد و از آنچه که در اطراف او در حال وقوع است , عملا نا آگاه باقی می ماند. غالبا در هنگام وقوع چنین حالتی بدن واسطه از سوی یک روح اشغال و کنترل میشود تا روح از این طریق بتواند حرف یا پیام خود را به زندگان منتقل کند. با این وجود ((خلسه )) قلمروی انحصاری واسطه ها نیست. کلمه خلسه اشاره به وضعیتی از درون متمرکز دارد که طی آن فرد گرچه خواب نیست اما اگاهی اندکی نسبت به وقایع اطراف خود ویک واکنش حداقلی را به محرک های بیرونی از خود نشان میدهد . گفته میشود بدن فردی که روح بیرونی در آن حلول کرده , معلق میان مرگ و زندگی است. در چنین وضعیتی ذهن فرد قادر است محدوده ها و حیطه های بالاتری را کشف کند.

    تخته های حروف ارتباط با ارواح:

    تخته حروف احضار ارواح از قدیم الایام تا کنون توسط هزاران هزار نفر از مشتاقان برقراری ارتباط با ارواح مورد استفاده قرار گرفته . کارکرد این وسیله شباهت بسیاری به شیوه نوشتن غیر ارادی دارد. کارشناسان هشدار داده اند که از این تخته نباید به عنوان یک وسیله بازی و تفنن استفاده کرد زیرا این شکل از برقراری ارتباط با دنیای ارواح می تواند فوق العاده خطرناک باشد.

    تخته حروف احضار ارواح چیست؟

    تخته حروف احضار ارواح یا quija به سادگی از یک تخته چوب فشرده که برای عموم افراد قابل دسترسی است., ساخته شده است. کلمه quija از دو واژه qui و ja ترکیب یافته که به ترتیب در زبان های فرانسوی و آلمانی معنای ((بله )) را میدهند.باید توجه داشت که خود تخته به تنهایی خطرناک نیست بلکه عمل برقراری ارتباط با ارواح از طریق این وسیله خطرناک است. شماره ها , حروف الفبا و کلمات ((بله )) و ((خیر )) در یک نظم دایره ای بر روی این تخته قرار داده شده اند. در مرکز تخته یک وسیله مخصوص به نام پلانشت که معمولا به جای آن یک استکان یا لیوان شیشه ای به صورت وارونه استفاده میشود وجود دارد. هرکدام از شرکت کنندگان در جسله ارتباط با ارواح که دور میز جای گرفته اند , یک انگشت خود را بر روی ظرف شیشه ای می گذارند و سپس شروع به طرح پرسش هایی از روح مورد نظر میکنند. سپس با به حرکت افتادن ظرف شیشه ای و قرار گرفتن آن در برابر هر حرف یا عدد , روح به پرسش پاسخ میدهد و البته همینجا باید گفت که افراد دور میز به سبب نزدیکی شان با ظرف شیشه ای خیلی راحت میتوانند سبب حرکت آن بشوند. دیل کاژمارک می گوید اغلب ارواحی که از طریق تخته مذکور با زندگان ارتباط برقرار می کنند , که ارواحی هستند که در یک سطح پایین تر قرار دارند و معمولا بسیار سرگردان و پریشان هستند و به احتمال زیاد بر اثر یک حادثه یا قتل خشن کشته شده اند و دقیقا به همین سبب ارتباط برقرار ساختن با این ارواح از طریقه تخته حروف احضار ارواح می تواند بسیار خطرناک باشد.

    یک بازی خطرناک!!

    گزارشی وجود دارد درباره دو زوج آمریکایی که در پی بازی با تخته احضار روح مسایل عجیب و ترسناکی برای آنها به وقوع پیوست . مالکان قبلی تخته , آن را پشت سرخود به جای گذاشته بودند. اتفاقات ناخوشآیند بسیاری در آن خانه بوقوع پیوسته بود اما این اتفاقات زمانی شدت گرفت که این دو زوج شروع به بازی با تخته احضار روح کردند. نهایتا اتفاقات ترسناک در خانه به حدی شدید شد که این 4 نفر خانه را ترک کردنه و به منزل یکی از اقوام خود پناه بردند. این ماجرا بعدا توسط یک موسسه تحقیقاتی معتبر مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که این خانه توسط ارواح خبیث تسخیر شده بود.

    جلسات ارتباط با ارواح:

    جلسه ارتباط با ارواح نشستی است که با هدف دریافت پیام هایی از دنیای ارواح و یا احضار ارواح برگزار می شود. معمولا در یک جلسه ارتباط با ارواح , یک واسطه (مدیوم) حضور دارد, هرچند که در بسیاری از موارد جلسات مذکور از سور افراد بیکار و شیاد با هدف خالی کردن جیب مردم نیز برگزار شده است.

    نخستین جلسه ارتباط با ارواح:

    نخستین مورد ثبت شده از برپایی یک جلسه احضار روح , به سال 1659 میلادی تعلق دارد . برگزاری این نوع جلسات طی قرن های 17 و 18 میلادی رونق چندانی نداشت و یا حد اقل مدارک موثقی در این خصوص وجود ندارد . اما این پدیده در دهه 1880 به لطف شهرت جهان گیر خواهران فوکس رونق بسیاری پیدا کرد. از این تاریخ به بعد جلسات تماس با ارواح در گوشه و کنار جهان منظما برگزار شده و از محبوبیت بسیاری برخوردار شده است. در یک جلسه ارتباط با ارواح قواعد و مقرراتی وجود دارد که می بایست حتما رعایت شود. این مقررات عبارت است از : پذیرفتن و اجازه دادن به چند آدم غریبه به داخل جلسه و اطمینان یافتن از اینکه افراد مذکور بیش از دو ساعت در جلسه باقی نمی مانند , مرتب ساختن صندلی های دور میز با توجه به اینکه تعداد صندلی ها از 8 عدد تجاوز نکند , اجتناب از لمس کردن فرد واسطه , و شروع با دعای پروردگار با هدف جلوگیری از وقوع فعالیت های ارواحی ناخواسته و خشن.

    چه اتفاقی می افتد؟

    نخستین نشانه از فعالیت های منتسب به ارواح می تواند در شکل هجوم ناگهانی هوای سرد تجربه شدو. اگر مدیوم از نوی خلسه ای یا حلولی باشد احتمالا از شیوه نوشتن غیر ارادی برای برقراری ارتباط با ارواح استفاده می کند. کارشناسان توصیه می کنند که این نوع جلسات بدون وجود فرد واسطه تشکیل نشود زیرا مدیوم قادر به تشخیص خطر و تهدید از جانب ارواح هست و می تواند بلافاصله رابطه را قطع کند. جلسات احضار روح اشکال غیر کنترل شده ارتباط با ارواح به شمار میرود و به همین سبب بالقوه خطرناک است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    اسرار آمیز ترین خانه ارواح

    داستان <وینچستر هاوس> با یک نفرین شروع شد. این خانه که با راهنمایی ارواح بنا شد دارای عجیب‌ترین نقشه خانه در دنیاست. <ویلیام ورت وینچستر> پسر <اولیور وینچستر> صاحب معروف کارخانه اسلحه*سازی و وارث ثروت و شهرت او بود.

    داستان <وینچستر هاوس> با یک نفرین شروع شد. این خانه که با راهنمایی ارواح بنا شد دارای عجیب**ترین نقشه *خانه در دنیاست. <ویلیام ورت وینچستر> پسر <اولیور وینچستر> صاحب معروف کارخانه اسلحه*سازی و وارث ثروت و شهرت او بود. تفنگ وینچستر که به <تفنگ هنری> معروف است انقلابی در طراحی اسلحه به *وجود آورد. در زمان جنگ**های داخلی آمریکا شرکت اسلحه*سازی وینچستر به ثروتی دست نیافتنی رسید و با قراردادهایی که با دولت می*بست، روز به روز متحول*تر می*شد و همین موضوع، آغاز داستانی شد که به نفرین خانوادگی آنها مشهور و در نهایت منجر به ساخت عمارت عجیب و غریب وینچستر شد که هنوز هم مرکز توجه بسیاری از مردم و پژوهشگران ماوراءالطبیعه است.

    در سپتامبر سال 2681 در زمان اوج جنگ*های ایالتی آمریکا، خانواده وینچستر در <نیوهیون> واقع در ایالت <کانکتیکات> میزبان جشن ازدواج <ویلیام ورت وینچستر> و <سارا پاردی> عروس ریزنقش، جذاب و گیرای خانواده وینچستر بودند که چند سال بعد خانه معروف وینچستر را بنا نهاد ولی دلیل ساخت آن خانه بزرگ، پرستیژ خانوادگی سارا نبود بلکه او دلایلی کاملا متفاوت و خرافی برای آن داشت و همین دلایل باعث شدند خانه وینچستر صاحب چنین معماری غیرعادی شده و به خانه ارواح مشهور شود.

    آغاز نفرین

    در ماه جولای سال 6681 اولین فرزند خانم و آقای وینچستر به*دنیا آمد. این نوزاد، دختری به نام <آنی> بود ولی این نعمت و رحمت*الهی خیلی زود تبدیل به یک تراژدی شد زیرا آنی به بیماری نادری مبتلا شد و از دنیا رفت. از نظر سارا این آغاز نفرینی بود که دامن خانواده او را گرفت. او که در اندوه از دست*دادن دخترش تا مرز دیوانگی پیش رفته بود از مردم می*گریخت و در تنهایی و عزلت با غم، دست و پنجه نرم می*کرد. خانواده وینچستر دیگر هرگز بچه*دار نشدند. مدتی بعد سارا به ناگاه تصمیم گرفت به خانه برگردد و درکنار همسرش یک زندگی عادی را آغاز کند اما مصیبت دیگری به وقوع پیوست. ویلیام مبتلا به سل شد و در ماه مارس 1881 از دنیا رفت. سارا که بیوه شده بود، وارث بیست میلیون دلار ثروت (که در آن زمان ثروتی افسانه*ای بود) و نیمی از کارخانه اسلحه*سازی شد ولی این پول*ها نمی*توانست ذره*ای از غم و اندوه سارا را که سوگوار از دست دادن دو نفر از عزیزترین کسانش بود، بکاهد. یکی از دوستانش که پریشان*حالی شدید او را دید به او توصیه کرد پیش یک <مدیوم> برود. آن زمان در آمریکا اعتقاد به عالم ارواح و احضار روح بسیار متدوال بود و عجیب به نظر نمی*رسید شخصی که در وضعیت روحی سارا قرار داشت به این راه*حل روی آورد. ملاقات سارا با مدیوم، این تفکر او که نفرین، دامنگیر خانواده منچستر شده است را تشدید کرد و زندگی او را تا آخر عمر تغییر داد.

    مدیوم

    او با مدیومی آشنا شد که قبول کرد برای این بیوه ثروتمند احضار روح کند. او در اتاقی تاریک و دودآلود به حالت خلسه فرو رفت و گفت روح شوهر سارا را به اتاق آورده است و می*گوید علت به*وجود آمدن این نفرین را می*داند. مدیوم از زبان <ویلیام وینچستر> گفت، نفرینی که در خانواده وینچستر می*باشد به خاطر اسلحه*هایی است که آنها ساخته*اند و جان هزاران انسان بی*گناه را گرفته*اند. مدیوم گفت: ارواح آن مردگان، خانواده وینچستر را رها نمی*کنند و با گرفتن جان ویلیام و دخترشان <آنی> می*خواستند از آنها انتقام بگیرند.

    ولی چه چیزی این نفرین را از بین می*برد؟ مدیوم از قول روح به سارا گفت که باید خانه*شان در <نیوهیون> را بفروشد و به سمت غروب خورشید برود. در آن هنگام روح ویلیام او را راهنمایی خواهد کرد و خانهای جدید برای او و ارواحی که زندگی او را تسخیر کرده*اند، پیدا خواهد کرد. مدیوم به او گفت: <وقتی بالاخره خانه مورد نظر ویلیام را یافتی، باید بلافاصله آن را بخری و تا آخر عمر و بی*وقفه آن را بسازی. اگر به ساختن ادامه بدهی زنده می*مانی و اگر آن را متوقف کنی خواهی مرد.> سارا در اولین فرصت خانه خود در <نیوهیون> را فروخت و رو به سوی غرب سفری را آغاز کرد تا بالاخره به مقصد رسید. آن*جا دره <سانتا کلارا> نام داشت که هم*اکنون در جنوب <سان*فرانسیسکو> قرار دارد. او در آن*جا یک خانه 71 اتاقه پیدا کرد که متعلق به یک پزشک بود. سارا آن خانه را که در زمینی وسیع قرار داشت خرید و با مشورت*های مکرر با مدیوم، تا آخر عمرش آن را ساخت. این بنا هم*اکنون یکی از عجیب*ترین و به گفته خیلی*ها معروف*ترین خانه*های ارواح دنیاست.

    خانه جدید وینچستر

    می*گویند خانه جدید وینچستر دارای یک اتاق احضار روح است که سارا به طور منظم در آن با ارواح خود برای طرح*ریزی و ساخت خانه مشورت می*کرد. مشهور است که عجایب بی*شمار این خانه به منظور دفع ارواح خبیثه می*باشد که نفرین آنها گریبان خانواده وینچستر را گرفته بود. سارا چندین پیمانکار را گمارد و آنها شب و روز کار می*کردند. سارا نقشه* ناپخته*ای را که خود با دست می*کشید به آنها می*داد و آنها موظف بودند که تمام قسمت*های عجیب و غریب نقشه را در ساختمان پیاده کرده و اصلا ایرادی بر غیر منطقی بودن آن نگیرند. بارها اتفاق افتاد که کارگران، اتاق*هایی را می*ساختند و بعد از تکمیل شدن به دستور سارا آنها را خراب و به شکل جدیدی بازسازی می*کردند. آنها آنقدر ساختند و ساختند که عمارت جدید وینچستر، ساختمانی هفت طبقه شد که در راهروهای پیچ در پیچ آن چهل اتاق خواب، سیزده حمام، پنچ یا شش آشپزخانه و دو سالن جشن دیده می*شد. در زیر، بعضی از خصوصیات عجیب و غریب این خانه را می*خوانید:

    - سارا وسواسی عجیب بر روی عدد 31 داشت و این عدد در <وینچستر هاوس> عددی مشخص و تکراری می*باشد.

    - چهل پلکان که خیلی از آنها به هیچ جایی نمی*رسد و به سقف ختم می*شود.

    - برخی از این پلکان*ها 31 پله دارند.

    - یکی از اتاق*ها پنجره*ای دارد که در کف آن باز می*شود.

    - دو تا از انبارها رو به دیوار باز می*شوند و هیچ فضایی درون آنها نیست.

    - یک در، بالای دیوار یکی از آشپزخانه*ها باز می*شود و ارتفاع ظرف*شویی آن هشت فوت است.

    - یکی دیگر از درهای خانه در ارتفاع 41 *فوتی برفراز باغ گشوده می*شود.

    - در این خانه 74 شومینه دیده می*شود که دودکش چهار تا از آنها به پشت بام نمی*رسد و به دیوار ختم می*شود. (احتمالا سارا معتقد بوده که ارواح از این شومینه*ها و دودکش*های آنها به داخل و خارج خانه راه می*یابند).

    - بسیاری از حمام*ها در شیشه*ای دارند.

    - اغلب پنجره*ها از 31 شیشه چهارگوش ساخته شده*اند. بسیاری از اتاق*ها 31 گوشه دارند و برخی از آنها دارای 31 پنجره هستند.

    <وینچستر هاوس> در زمین**لرزه بزرگ سال 6091 در سان*فرانسیسکو خسارت*هایی دید و بعضی از قسمت*های سقف آن فرو ریخت ولی بلافاصله تعمیر و بازسازی و بر وسعت آن نیز افزوده شد به طوری که آن عمارت هم*اکنون 061 اتاق دارد. این عدد تنها تعداد تخمینی اتاق*هاست زیرا این خانه آنقدر پیچ* در پیچ و عجیب است که نمی*توان اتاق*های آن را به طور دقیق شمرد. ساخت وینچستر هاوس سرانجام در سال 2291 و در زمان مرگ سارا در سن 28 سالگی متوقف شد. آیا آن*جا در واقع یک <خانه ارواح> است؟ شاید این تنها داستان افسانه*ای است که بر سر زبان*ها افتاده ولی تاکنون چندین نفر گزارش داده*اند که چیزهای عجیب و غیرقابل توضیحی را در وینچستر هاوس دیده*اند. روح شناسان بسیاری تاکنون اطمینان داده*اند که ارواح زیادی در این خانه در رفت و آمد هستند. افرادی نیز گفته*اند که بارها ردپاهایی عجیب را کف اتاق دیده*اند، نقاط سردی را در جاهای مختلف خانه حس می*کنند، درها خود به خود باز و بسته می*شوند و دستگیره*ها به خودی خود می*چرخند. چندین عکس وجود دارد که گوی*های نورانی و غبارهای سپیدی را در این خانه نشان می*دهد و افرادی نیز ادعا می*کنند که صدای ارواح این خانه را ضبط کرده**اند.

    روح کشتی

    مدتی پیش افسر یک رزم ناو بودم. یک شب که در بندر پهلو گرفته بودیم با احساس خاصی از خواب بیدار شدم. چیزی که

    درست جلوی خودم دیدم، صورتی نیمه مبهم، تیره و غبارآلوده بود. یادم می*آید گوش*هایم از صداهای عجیب پر شده بودند. نه بلند بودند و نه آرام ولی مطمئن بودم که آنها را می*شنوم. صداهایی که منبع آن مشخص نبود. می*خواستم حرف بزنم ولی هیچ کلمه*ای از میان لب*هایم بیرون نمی*آمد. می*خواستم تکان بخورم اما باز هم برایم امکان*پذیر نبود. آن صورت مبهم مدت ده تا پانزده ثانیه بالای سر من در هوا شناور بود و بعد ناگهان ناپدید شد. صداها قطع شدند. حالا دیگر می*توانستم حرکت کنم. باز هم صدایم را می*شنیدم و همه*چیز به حال طبیعی برگشت.

    اولین کاری که انجام دادم این بود که به عرشه بروم و همه*چیز را بررسی کنم. می*خواستم مطمئن شوم آن صداها از آن*جا نمی*آمدند. فقط دو راه داشتم یا باید باور می*کردم که خواب دیده*ام یا باید می*پذیرفتم که روحی درکشتی است و من مطمئن بودم که خواب ندید*ه*ام. آن شب باید در شیفت دوم که از نیمه شب تا چهار صبح بود، روی عرشه، سر پستم می*ایستادم. دو نفر از همکارانم نیز در کنارم بودند. این جور مواقع حرف*های گوناگونی بین ما رد و بدل می*شود تا شب را به *گونه*ای به صبح برسانیم و آن شب حرف ارواح و داستان*های آنها پیش کشیده شد. از این دست یکی، دو داستان تعریف کردند و من ناگهان به یاد اتفاقی افتادم که برایم افتاده بود و آن را برایشان تعریف کردم و در آن وقت بود که دیدم رنگ از روی همکارانم پرید و یکی از آنها داستانی واقعی را برایم تعریف کرد:

    یک سال قبل از شروع کار من در آن ناو، افسر جزء جوانی، بر روی سیم برق*رسانی رادار کار می*کرد. او یک گوشی قوی به گوش زده بود که میکروفون آن به وسیله یک صفحه فلزی بر روی سینه*اش قرار داشت. افسر جزء که 21 سال بیشتر نداشت بیش از حد به سیم برق رسانی نزدیک شده بود و ناگهان برق فشار قوی از سیستم به صفحه فلزی میکروفون روی سینه*اش رسید و بلافاصله او را کشت. جایی که این اتفاق افتاد، درست طبقه بالای اتاق استراحت من بود. افسر جزء کنونی کتابی را به من نشان داد که ویژه ناومان بود و رویدادهای آن در کتاب به ثبت می*رسید؛ چیزی شبیه به یک سالنامه. صفحه*اول، یادبودی بود برای افسر جزء مرحوم و عکسی از او در آن دیده می*شد. این عکس همان چهر*ه*ای را به یادم انداخت که آن شب در اتاقم دیده بودم. از جایم پریدم. چیزی نگفتم ولی در آن تاریکی شب تنها لب عرشه ایستادم و به دریا خیره شدم.

    نمی*دانم حرف*هایم را باور می*کنید یا نه، ولی اعتقاد دارم که روح می*خواست چیزی به من بگوید. او یک بار دیگر هم مرا از خواب بیدار کرد. این بار بیشتر سعی کردم با او حرف بزنم ولی درست مثل دفعه اول انجام هر کاری از من ساقط شده بود. فقط دلم می*خواهد یک روز بتواند به من بفهماند چه می*خواهد بگوید.

    ارواح مرکز اورژانس

    من پرستار آمبولانس یک مرکز اورژانس هستم. از وقتی کارم را در این*جا شروع کردم همیشه حرف این بود که ساختمان مرکز در تسخیر ارواح است. یکی از همکاران می*گفت یک روز روی تختی مشغول استراحت بود که ناگهان دید مردی کنار او ظاهر شد و در حالی که پشتش به او بود ایستاده و حرکتی نمی*کرد. چند ثانیه بعد، مرد خود به خود محو شد. خیلی*ها صداهای عجیبی را شنیده*اند یا اتفاقات عجیبی دیده*اند ولی من تا یک ماه پیش هیچ موضوع عجیب و غریبی ندیده بودم. آن شب در شیفت شبانه کار می*کردم. ساعت سه صبح بود که شنیدم در طبقه پایین با صدای بلندی باز و بسته می*شود. بعد صدای پرت کردن چیزی را شنیدم. اول خودم را به نشنیدن زدم ولی این صداها باز هم تکرار شد و مجبور شدم برای بررسی به آن*جا بروم. به طبقه پایین رفتم، همین*که در را بستم، خود به خود باز شد و با صدای خشکی دوباره بسته شد. سعی کردم توجهی به این موضوع نکنم ولی دوباره و دوباره این اتفاق تکرار شد. این صداها تا مدتی ادامه داشت و بعد صدای جدیدی به آن افزوده شد. انگار کسی داشت از پله*ها بالا می*آمد. منتظر بودم در باز شود ولی نشد. این دفعه دیگر آنقدر جرات نداشتم که بروم و آن دور و بر را تماشا کنم، به همین*خاطر سعی کردم سرم را به نوشتن و کار گرم کنم. صداها بازهم هرازگاهی می*آمد. یک ساعت بعد تصمیم گرفتم روی زمین بنشینم و کتاب بخوانم. همین*که نشستم، صدای نفس کشیدن به گوشم خورد. نفس*هایی سنگین و زمزمه*دار. اول فکر کردم صدای باد است ولی نبود؛ صدای تنفس بود. دوباره به صندلی*ام برگشتم. چند دقیقه بعد به دستشویی رفتم. وقتی در آن جا بودم، در ناگهان به شدت باز و بسته شد. من هیچ*وقت به ارواح اعتقاد نداشتم ولی مطمئنا اتفاقات آن شب طبیعی نبودند. یعنی آن جا یک روح بود؟

    روح سرخ پوش

    من، همسر و پسرم در یک خانه دو طبقه در مرکز شهر <وینی پگ> زندگی می*کردیم. کنار اتاق خواب ما پلکانی قرار داشت که به خیابان می*رسید. یک شب با شنیدن صدایی از خواب بیدار شدیم. انگار کسی از پله*ها بالا می*آمد. فکر کردم یک دزد است که می*خواهد وارد شود. شوهرم بلند شد و به طرف آن در رفت تا با هر کسی که آن*جاست رو به رو شود ولی هیچ*کس آن*جا نبود. من هم بلند شدم و به همراه شوهرم تمام خانه را گشتیم. کسی نبود و تمام درها وپنجره*ها قفل بودند. به خیالمان اشتباه کرده*ایم و دوباره خوابیدیم. روز بعد، ساعت هفت از خواب برخاستیم. اتفاق دیشب را فراموش کرده بودیم. داشتیم آماده می*شدیم که به خرید برویم ناگهان در اتاق پذیرایی، زنی را دیدیم که با خیال راحت از آن جا گذشت و از پلکان طبقه دوم بالا رفت.

    او اصلا به ارواح شبیه نبود و مه*آلود هم به نظر نمی*رسید. تنها چیزی که عجیب به نظر می*رسید این بود که وقتی روی کف چوبی و پرسر و صدای خانه راه می*رفت هیچ صدایی از او شنیده نمی*شد. من و شوهرم به یکدیگر نگاه و سپس با عصبانیت آن زن را صدا کرده* و گفتیم: تو دیگه کی هستی؟ تو خانه ما چه کار می*کنی؟ بعد به سرعت به طبقه دوم رفتیم ولی هیچ*کس آن*جا نبود. عجیب به نظر می**رسید. مطمئن بودیم که او را دیده*ایم. پیراهنی قرمز رنگ بر تن داشت و کمربند قرمز رنگی به کمرش بسته بود. یک عینک هم از گردنش آویزان بود. آن زن حالت بدخواهانه*ای نداشت و من از دیدن او اصلا نترسیدم. تنها موضوعی که ناراحتم می*کرد این بود که چطور ممکن است کسی بدون اجازه و آن هم از در قفل شده وارد خانه و سپس ناپدید شود. مدتی بعد به این نتیجه رسیدم که ممکن است او روح یکی از صاحبان قبلی آن خانه بوده. 

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    منظور از مدیوم چیست؟

    به ساده ترین کلام مدیوم یا سوژه موجود یا فردیست که نقش رابط ارواح را ایفا میکندتا آنان بتوانند با انسان رابطه برقرار کنند. بدون وجود مدیوم هیچ پیوندی محسوس، ذهنی، خیالی، بدنی و غیره امکان پذیر نمیباشد. مطلب کاملا واضح است در میدان بسیار گسترده مربوط به احضار روح هرگز تایید وجود مدیوم انکار و تکذیب نشده است. مدیوم همیشه از نقش خود آگاهی نداردو چه بسا خودش در جمع کسانیست که در جلسه احضار ارواح حضور دارندو کمترین اطلاعاتی در این زمینه ندارد. ایوون کاستلان در کتاب اسپریتیسم ترجمه آقای دکتر محمد حسین سروری اشاراتی واضح و روشن در تایید این مطلب ارائه میکند و بطور مثال در سال 1860 که دوران آغازین و شروع شکوفایی علم اسپریتیسم (احضار روح) است، خانه ای در پاریس و در کوچه دنوایه des Noyers)) محل نمایش اختلالات و بی نظمی هایی بود مثل، بهم ریختن وسایل خانه ظروف غذاخوری، مبلها و صندلیها، پخش و پلا شدن وسایل و پرتاب سنگهایی که پنجره ها را میشکست و دیگر کارهای زیان آور. آلن کاردک از یک روح مافوق اجازه میگیرد تا روح مزاحم را احضار کند و اطلاعاتی از وی بدست آورد.

    در خلاصه ای از گفتگوی او با روح مزاحم مشخص میشود این روح آشوبگر و موذی قصد تفریح داشته و از دختری که پیشخدمت همان خانواده بوده بعنوان مدیوم استفاده میکرده و پاسخ سوال که در مورد آگاهی پیشخدمت نسبت به کمکی که به او میکرده است میگوید:

    بلی، دختر بیچاره از همه بیشتر ترسیده بود.

    مدیوم ها این استعداد عجیب و بالا را مرهون و مدیون ساختار وجودی خودشان هستند، بی آنکه نیاز به هیچگونه کلاس و آموزشی نسبت به این موضوع داشته باشند. خود ارواح نیز میگویند که این استعداد مدیون جنبه و کالبد اثیری وجود آنها میباشد. جنبه و کالبد اثیری ارواح زیربنای احضار روح بشمار میرود. انسان در این زمینه میتواند دارای سه جنبه مختلف باشد. میتوان فرض کرد که موجودات انسانی و زنده نیز مانند مرده ها دارای استعداد تجزیه شدن باشند. و همچنین میشود پذیرفت انسانهایی هم باشند که استعداد توزیع خصلتهای «جان بخشی» جنبه اثیری را دارا باشند، که معمولا در ماده بیحرکت و بیجان بدن جسمانی تعبیه شده است، که در نتیجه آن دو گروه بزرگ مدیوم ها را خواهیم داشت که آنها را مدیوم های «دو وجهی» و مدیوم های «هاله ای» نامگذاری کرده اند.

    مدیوم های دو وجهی ؛

    این مدیوم از قابلیت تجزیه شدن برخوردار است. در بعضی شرائط روح و جنبه اثیری وجود انسان از کالبد جسمانی که بی حرکت و برخوردار از نوعی زندگی آرام است و خود بوسیله رشته محکمی به چند غشاء بسیار ظریف (رشته حیاتی) پیوند خورده جدا میشوند. این رشته که از بند ناف است و انرژی حیاتی از طریق آن به تدریج در کالبد فیزیکی و جسمانی سر ازیر و مانع مرگ می شود.در صورت قطع رشته حیاتی همین انرژی می تواند به حیات خود ادامه دهد. معروفترین اینگونه مدیومها، مدیوم حلولی است. این مدیوم معمولا تحت تاثیر یک هیپنوتیزور قوی یا عامل و مسلط به دو وجه تقسیم میشود. در کالبد جسمانی بیحرکت به نوعیکه میتوان گفت در خلا بسر میبرد. روحی حلول میکند که حرف میزند، حرکت میکند، جابجا میشود، غذا میخورد و به صورت انسان کاملی در میآید. وقتی ارتباط پایان یافت و قطع شد روح از کالبد خارج بکنار ی میرود و عامل نیز فرد مورد آزمایش را با رعایت احتیاط کامل از هیپنوز یا خواب هشیارانه اش بیدار میکند این نوع مدیوم همانیست که امکان آزمایشهای مهم را در حضور دیگران فراهم میکند.

    در اثر تمرینهای مداوم نوعی آشنایی و پیوند بین عامل و سوژه که مطیع هیپنوتیزور بوده است بوجود میآید و به این ترتیب نتایج حیرت انگیزی به دست میآید که میتوان با قدرت روی آنها حساب کرد و بر عکس مدیومی که دارای استعداد کشف مستقیم و بدون واسطه باشد خیلی نادر است. گاهی در حالت هیپنوتیزم، گاهی در کمال آگاهی، فرد مورد آزمایش از دو وجه برخوردار میگردد و این همان پدیده نادریست که اشاره کردیم در حالی که جسم و تن آدمی با ضعف به سیر خود ادامه میدهد عناصر دقیق درونی به کشف مسائلی میپردازند که برای انسان ممنوع میباشد. برخی اوقات مدیوم به خواب فرو میرود و در خواب به دو قسمت تقسیم میشود، در حالی که هنوز در خواب است شروع به صحبت میکند. و گاهی با لحنی غیر از صدای همیشگی خودش، در اصل روحی در بدن او وارد میشود و شروع به برقراری ارتباط میکند.

    از مثالهای معروف دنیای احضار روح در کتاب اسپیریتیسم:

    مری مدیوم ژنرال روشا مسئول تحقیقات سیارات فضایی میباشد. این مدیوم در حالیکه بخواب رفته است حرف میزند. «الآن دو قسمت شد، در فضاهای بین سیاره ای شناور است. به سیاره مریخ نزدیک میشود.» گویی ناگهان از هوش میرود. ژنرال روشا او را به هوش می آورد ولی او هنوز در خواب است با صدایی کاملا متفاوت، صدای مردانه و بم صحبت را ادامه میدهد. (صدای روح متجلی شده در درون مری) «از خطر نجات پیدا کردی. او خیلی کنجکاو است اگر من در انجا نبودم کار از دستمان خارج شده بود». ژنرال روشا از صدای بم مردانه میپرسد، پس شما کی هستید؟ و از گلوی مری همان لحن پاسخ میدهد: من وینسان (Vincent) هستم و به خاطر مری (مدیوم) در تمام آزمایشهای شما که مورد علاقه من باشند شرکت میکنم . ژنرال روشا از آن لحن وینسان میپرسد، مری چکار کرده است؟ حالا در کجاست؟ و وینسان (روح) با همان لحن پاسخ میگوید: « میخواست با عبور از طبقه مغناطیسی، در جو کره مریخ وارد شود که ناگهان بیهوش شد شتابان دنبالش رفتم و او را دوباره برگرداندم . روحش را در وسیله نقلیه ای که خود برای آمدن به جو زمین ازآن استفاده میکنم قرار دادم و جسم مثالی(اتری) او را گرفتم تا در بدن جسمانی او وارد شوم و بتوانم با شما رابطه بر قرار کنم.» ژنرال میپرسد؛ میخواهید حال او را بمن برگردانید؟ و وینسان میگوید: « بلی. برای کمک بهمن دستهایش را بگیرید و کمی مایع سیال در او بدمید تا خود را از کالبد او خلاص کنم و روح او بتواند مجددا" به کالبدش باز گردد.» و این کار هم انجام شد. و به این ترتیب طرح مریخ بصورت کشف مستقیم با همکاری مری، وینسان و ژنرال روشا آغاز شد.

    همین تجربه جالب و حیرت انگیز بالاخره به حلول انجامید و در روح وینسان متجلی و مریخ کشف شد. بنقل از همان کتاب:از جمله افرادی که به کشف مستقیم طرحهای ظریف میپردازد دختری به نام سوفیا میباشد که در زمینه روح بکار تحقیق و پژوهش مشغول است و تجربه شخصی خود را چنین تعریف میکند. پس از مدتها تمرین تکنیکهای مدیتیشن و ممارست در یوگا که با موقعیتهای طبیعی هماهنگ شده بود موفق شد به میل و ارداه خود بدون آنکه به خواب برود در نهایت وضوح و روشنی به دو بخش مجزا تقسیم شود. پوسته های ظریفی از بدن جسمانی او جدا میشوند چون بنظر سوفیا در اطراف روح علاوه بر جسم اثیری پوسته ظریفتر دیگری هم وجود دارد (امروز این نظریه با شناخت کامل هاله اطراف کالبدهای متعدد بدن به اثبات رسیده است) بعد جسم اثیری و پوسته که به اصطلاح جمعی همزاد نیز گفته میشود در فاصله کمی از بدن در چند متری از کالبد جسمانی باقی میماند و روح، عریان به کرات و سیاره هایی میرسد که هیچ روحی با هرگونه پوسته و کالبدی قادر به نفوذ در آنجا و انجام چنین عملی نیست. در آنجا فرد کشف کننده (سوفیا که نقش مدیوم را بر عهده دارد) یا کسی که از خود ارواح میباشد دستور العملهای «صاحبان حکمت» را به طور قابل توجهی دریافت میکند. (دستورالعملهایی را از کائنات دریافت می کند.)

    اگر هر امری غیر عادی پیش آید مثل قطع ارتباط احتمالی، یا بروز صدای شدید، همچنین دخالت بی موقع فردی که از حالت کشف کننده در چنین لحظه ای بیخبر است، چون کالبد جسمانی را به صورت فردی که در خواب است مشاهده میکند و بصورت عصبانی با او برخورد کند یا هر موقعیت پیش بینی نشده ای که در چنین حالتی برای مدیوم خطرناک میباشد در روی زمین اتفاق بیافتد، پوسته های ظریفی که در کنار جسم نظارت میکنند روح را مطلع میسازند تا مجددا و سریعا به کالبد خود برگردد. روش فوق الذکر هر نوع هبوط روح را (هر روحی که باشد) در مدت تنهاییش، در بدن کالبد جسمانی سبب میشود. این عمل نوعی تماس با جوهای فوق زمینی بشمار میرود.

    در اصطلاح علم سحر، شکل قابل روئیتی که دارای بعضی خواص فیزیکی و جسمانیست و گاهی بوسیله مدیوم در حالت ارتباط با روح صادر میشودمدیوم اکتو پلاسمی است.( در دنیای اجنه نیز گاه با چنین مقوله ای برخورد میکنیم.) این نوع مدیوم در نوع خود بی نظیر و منحصر بفرد میباشد. این نوع مدیومها در نتیجه انتقال انرژی و نیروی مخصوصی که از شبکه حیاتی بدست میاید، از خاصیتی برخوردارند که ماده لطیف اثیری ساکنان فضا و موجودات ماوراء الطبیعه را به تناسب احساسات ما متراکمتر، محسوستر و قابل لمستر میکنند.

    متخصصین علوم روح و متافیزیک این اعمال شگفت انگیز و حیرت آور را تحت عنوان « تجسم و تجسد» میشناسند. این اعمال از نوعی اکتو پلاسم بوجود میایند که ظاهر آنها هرچند بجز یک نسج، یک پرده نازک حریر مانند و ظریف، یک عضو بدن مانند دست یا زبان و گاهی شکلی پیچیده و مرکب چیز دیگری نیست. ظهور این اشکال غالبا از راه دهان مدیوم صورت میگیرد. بطوریکه مشاهده کننده خیال میکند این شکل از سقف دهان، قسمت داخلی گونه ها و لثه ها بوجود میاید. تمام ارگانیسمهای مدیومی برای یک نوع فعالیت خاص تربیت و آماده نشده اند. معمولا این ارگانیسمها جنبه تخصصی دارند.

    آلن کاردک با توجه بکار مدیومها آنها را بشرح زیر طبقه بندی میکند:

    * مدیوم های جسمانی:

    به معنی واقعی کلمه به جابجایی اشیاء، بلند کردن جسمی با نیروی مغناطیسی بدن یا قوای سیاله،شرکت در اعمال احضار روح زدن ضربه و غیره میپردازند.

    * مدیوم های حسی یا تاثر پذیر:

    حضور روح را با احساس و تاثر شخصی بدست می آورند. در صورتیکه روح نیکوکار و خیر باشد. ملایم، و در صورتیکه روح بدکار و شرور باشد. خشن،هستند.

    * مدیوم های سمعی:

    صدای ارواح را گاهی درون خودشان و گاهی بیرون از خودشان میشنوند. گاهی نیز قادرند روح را از صدایش بشناسند.

    * مدیوم های ناطق:

    این مدیوم ها، مانند یکی از انواع قبلی نمیباشند. مدیوم های ناطق مثل یک مدیوم رونویسی کننده با دست و بازو، دستور ارواح را که از طریق اعضای صوتی روی آنها تاثیر میکنند و اثر میگذارند، میشنوند.

    * مدیوم های بصیر یا بینا؛ که گاهی بیدار و گاهی خوابند:

    این نوع مدیوم ها از نوعی حس بصری برخوردارند ولی در واقع از طریق جنبه اثیری خود با جنبه اثیری ارواحی که از جسم خود جدا شده اند، رابطه برقرار میکنند. بهترین دلیل این امر آنستکه این مدیوم ها با چشمان بسته هم میتوانند بخوبی ببینند.

    * مدیوم های شفابخش:

    مدیوم های شفابخش که نیروی حیاتی آنها با نیروی اثیری ارواح ترکیب شده، در جسم بیمار یا بیماران جریان پیدا میکنند و به زندگی حیوانی او مجددا جان تازه ای میبخشند.

    * مدیوم های نویسنده یا پسیکوگراف:

    این نوع مدیوم انگشتها یا دستش را روی میز گردی که حروف و علائم و یک عقربه نگارش روی آن تعبیه شده است قرار میدهند میز به نوسان در می آید و حروف و علائم را روی کاغذی رسم میکند. یا اینکه مدیوم در برابرش صفحه ی کاغذی گذاشته و قلمی در دست میگیرد، به این ترتیب خیلی زود در برابر نگارش خود بخود و بیواسطه قرار میگیرد. این نوع دریافت از ارواح بسیار شایع است.

    * مدیوم های ویژه:

    مدیوم های ویژه یعنی متخصص در بعضی انواع ایجاد رابطه و احضار روح، همچون پزشکی، اخلاقی، علمی، به طرز شاعرانه، از لحاظ موسیقی، هنری و ...

    مدیومها در آزمایش استعداد خود ممکن است بصورتهای زیر باشند.

    * تازه کار و بی تجربه، تربیت شده یا غیر مثمر ثمر.

    * به اختصار پردازنده یا با صراحت و رک گو.

    * انعطاف پذیر(قابل استفاده به طرق مختلف)، یا انحصاری.

    * آرام ،تند یا تشنج آور باشند.

    هر قدر مدیوم ها بین مردم عجیب و غریب باشند، باز نمیتوانند عاری از عیوب و نوافص باشند. بعضی از این معایب مختص همان مدیومهاست، ولی برخی دیگر در این مورد با ما یکسان هستند. این معایب بشرح زیر میباشند.

    * مدیوم های وسواسی:

    مدیوم هایی هستند که نمیتوانند یک روح مزاحم را از سر خود دفع کنند.

    * مدیوم های مجذوب:

    مدیوم هایی که بوسیله یک روح فریبکار گول خورده اند.

    * مدیوم های رام شده:

    مدیومهایی که تسلط اخلاقی یا مادی روح شروری را تحمل میکنند.

    * مدیوم های جلف:

    مدیوم هایی که از استعداد خود در هیات بازیگری استفاده میکنند.

    * مدیوم های مغرور:

    مدیوم هایی که به استعدادها و روابط خود میبالند.

    * مدیوم های حساس و زودرنج:

    مدیوم هایی که قدرت تحمل انتقاد را ندارند.

    * مدیوم های پرمدعا و از خود راضی:

    مدیوم هایی که خودرا عاری از خطا . اشتباه تصور میکنندو چنین میپندارند که تنها با ارواح والا مقام یا موجه در ارتباط هستند.

    * مدیوم های مزدور و نفع پرست:

    مدیوم هایی که برای کار خود مزد و بهای گرانی خواهانند.

    * مدیوم های بد دل و شرور:

    مدیوم هایی که بسیار متقلب و شرورند.

    * مدیوم های خودخواه:

    مدیوم هایی که استعداد و روابط خود را برای خودشان نگه میدارند.

    * مدیوم های حسود:

    مدیوم هایی که نسبت به همکاران تواناتر از خود و هر نوع نارسایی های دیگر انسانی چه مادی و چه معنوی حسادت میورزند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    احضار روح با نعلبکی

    احضار روح درجات مختلفی داره که ساده ترین آن احضار با نلبعکی واستکان می باشد من درباره ی هرکدام از این روش ها به طور مختصر توضیح خواهم داد اما قبل از هرچیز باید نکاتی را راجع به احضار روح بگویم. احضار روح کار هرکسی نیست این کار به دانش بسیار زیاد لازم دارد. این کار به قدری خطرناک است که ممکنه باعث مرگ  به طرز وحشتناک  شود. کسی که احضار روح می کند در درجه ی اول باید خیلی راجع به روح وجن بداند زیرا ۹۰ درصد در احضار اجنه ارواح خبیث وسرگردان می آیند او باید بداند که چگونه به اصطلاح آن ها رو دک کند زیرا وجود آنها در خانه باعث ترس و وشت وآزار و اذیت جسمی و روحی می شود و حتی  ممکن است انسان را به  جنون و کام مرگ بکشانند قبل از این کار باید سوره های حمد و کوثر و ناس (در بعضی جاها هم به سوره ی یس اشاره شده) خوانده شود.

    این روزها اکثر دانشجوها بدون اطلاع و بدون دانش لازم  به این کار دست می زنند و با حوادثی رو به رو می شوند مثل اتفاقات عجیبی که برای آن ها پیش میاید نبودن اشیا جای چنگ و گاز گرفتگی باز و بسته شدن خود به خودی در و.... پس به افرادی که آگاهی کامل و کافی ندارند می گویم که جداً از انجام دادن این کار خودداری نمایند

    احضار روح به دو دسته تقسیم می شه:

    ۱ـ احضار روح مردگان که به خود به ۴ دسته ی احضار با استکان یا نلبعکی :

    در این روش یک قطعه کاغذ که روی آن حروف الف با و اعداد نوشته شده است نیاز و یک استکان که سر انگشت افراد باید مماس با استکان باشد به طوری که افراد نتوانند استکان را لمس و حتی حس کنند

    ب )نوشتن:افرادی که از طریق نوشتن احضار روح می کنند کسانی هستند که مدیایی بسیار قوی می باشند ارواح در جسم اینگونه افراد رفته وبا استفاده از جسم طرف گفته های خود را می نویسند

    ج)صحبت کردن:مانند نوشتن است اما با این تفاوت که ارواح از صدا کمک می گیرند

    د)دیدن:این گونه احضار برای افرادی بسیار بسیار خاص است که چشم بصیرت دارند و ارواح را می توانند ببینند ومستقیم با او گفتگو کنند. اما به هرحال احضار روح خوب نیست و به افراد توصیه می شود سراغ آن نروند زیرا آگر قرار بود ما از آینده   خبر داشته باشیم  خدا آینده را به ما نشان می داد

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح

    در دنیایی زندگی می کنیم که بشر با مشکلات و نگرانیهای روزمره و موقعیتهای شغلی و اجتماعی نامستحکمی روبرو است. او بر اثر این عوامل زیر فشارهای روحی و جسمی قرار دارد. اگر رابطه روحانی خوبی با خالق خود نداشته باشد احساس افسردگی و بی پناهی می کند.  او سعی دارد در این اقیانوس پر طلاتم زندگی، تکه چوبی یافته و امید نجاتش را برآن ببندد. چه بسا بر اثر درماندگی به فال بینان غیبگویان احضار کنندگان ارواح، جادوگران و یا طالع بینان پناه می برد تا از دهان این اشخاص خبر خوشی دریافت کند تا شاید روح تشنه اش سیراب شود و به این طریق تسلی یابد. در صورتی که یکی از رازهای مهم موفقیت بشر در زندگی دانستن کلام خدا و اطاعت از اوامر الهی و دعا در حضورش است زیرا فقط اوست که تسلی دهنده قلب ناآرام بشر می باشد.

    برای روشن شدن مطلب، کلام خدا را در کتاب مقدس سفر تثنیه فصل 18 آیات 10 تا 13 را مورد بررسی قرار می دهیم. خدا می فرماید: " در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذراند (بین بت پرستان مرسوم بود که پسر یا دختر خود را بعنوان قربانی در آتش می سوزانیدند و تقدیم به خدایانشــــان  می کردند) نه فالگیر (کسیکه با وسائلی مانند ورق بازی ورق طاروت قهوه چای نخود یا شمع و غیره فالگیری کند) نه غیبگو (شخصی که با یکی از روشهای زیر  مانند خیره شدن در کره کریستالی، آونگ ، چوبدستی تخته الفباء ، کف بینی ،  تحقیق و دنبال کردن پرواز پرندگان و تعبیر خواب، غیبگویی کند) نه افسونگر  (کسی که افسون کند یعنی کلماتی را برای جادو کردن بکار ببرد)، نه جادوگر (کسیکه بعنوان جادوی سفید یا کشیدن اشکال، خطوط و یا جدولهایی روی تکه  کاغذ یا فلز، طلسم خوشبختی ، محافظت و یا دفع آزار و اذیت از انسانرا بکار برد   و یا جادوی سیاه تولید مشکل یا بدبختی برای شخص بنماید) ، نه ساحر (کسیکه سحر می کندآنهم نوعی جادوگری است) نه سئوال کننده از اجنه (اجنه در لغت بمعنی جمع جنین است ولی در زبان فارسی به غلط برای جمع جن استفاده  می شود. صاحب اجنه کسی است که با اجنها که ارواح شریر می باشند مشورت  می کند و به صاحبان اجنه ، مدیوم نیز می گویند یعنی کسی  که صاحب علم  احضار ارواح می باشد) ، نه رمال (شخصی که با وسیله ای بنام رمل  و اصطرلاب  فال بگیرد وپیشگویی کند)، و نه کسیکه از مردگان مشورت می کند (مقصود شخصی است که روح مرده را احضار می کند و این احضار روح توسط همان صاحبان اجنه یا مدیوم ها انجام می شود)، زیرا هر که اینکار را کند نزد خداوند ناپسند است و به سبب این آلودگیها یهوه خدایت آنها را از حضور تو اخراج می کند. نزد یهوه خدایت کامل باش.

    تماس با فالگیران و غیبگویان و جادوگران راه را برای ورود ارواح شریر در شخص مختلف باز می کند.

    کتاب مقدس بما تعلیم می دهد که این اعمال مورد قبول خدا نمی باشد و اخطار می کند اینگونه ارتباط ، شخص را تحت تاثیر شیاطین قرار می دهد. یکی از طرق بسیار معمولی نفوذ ارواح ، غیبگویی است و آن کوشش برای کسب اطلاعات در مورد آینده می باشد که بتوسط فال یا قدرت روح شریر انجام می شود و متاسفانه بین مردم و حتی هموطنان عزیز بسیار رواج یافته است.

    کلام خدا درکتاب اشعیاء نبی فصل 8 آیه 19 چنین می فرماید: " چون به شما بگویند که از اصحاب اجنه و جادوگران که جیک جیک و زمزمه می کنند سئوال کنید گویید آیا قوم از خدای خود سئوال ننماید و آیا از مردگان بجهت زندگان سئوال باید نمود؟"

    ملاحظه می فرمایید خدا به صراحت چنین افرادی را مرده یعنی بدون نجات محسوب می نماید. عیسی مسیح در انجیل یوحنا فصل 10 آیه 10 می فرماید:       " دزد نمی آید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند." شیطان و فرشتگان شریرش سعی دارند با ظاهری محترمانه روشهایی را بکار ببرند تا بشر را از طریق خدا منحرف کنند و آنها را از نجات و ورود به ملکوت آسمان بدور نکهدارند. خدا بطور واضح در کتاب سفر لاویان فصل 19 آیه 32 می فرماید:" به اصحاب اجنه توجه مکنید و از جادوگران پرسش منمایید تا خود را با ایشان نجس سازید من یهوه خدای شما هستم."

    خداوند در فصل 20 آیه 6 همین کتاب ادامه می دهد: " کسی که به سوی صاحبان اجنه و جادوگران توجه نماید تا در عقب ایشان زنا کند (مقصود زنای روحانی است یعنی تجاوز نمودن از دستورات خدا) من روی خود را به ضد آن شخص خواهم گردانید و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت". خدا در همین فصل در آیه 27 به قوم اسرائیل دستور می دهد: " مرد و زنی که صاحب اجنه یا جادوگر باشد البته کشته شودو ایشانرا به سنگ سنگسار کنید، خون ایشان بر خود ایشان است." در مسیحیت حکم قتل برای کسی صادر نشده ولی دستور اکید داده شده که از این اشخاص دوری جوییم و هیچگونه مشورتی باآنها انجام ندهیم.

    شخصی که با مسائلی از قبیل فالگیری، غیبگویی، احضار ارواح و جادوگری آلوده شود نه فقط خود او زیر لعنت خدا قرار می گیرد بلکه مطابق کلام خدا این لعنت تا نسل سوم و چهارم در خانواده او ادامه خواهد یافت. پس باید توجه داشت که تماس با فالگیران و ساحران و جادوگران مسئله ساده ای نیست بلکه امری بسیار جدی و حساس می باشد که شخص متخلف و خانواده اش را تحت تاثیر و کنترل شریر قرار می دهد.

    سرنوشت پادشاهی که روح مرده را احضار کرد

    در کتاب مقدس می بینیم شائول اولین پادشاه اسرائیل که مرد خدا ترسی بود و زمانی تمامی جادوگران و صاحبان اجنه را بقتل رسانیده بود بر اثر اشتباهاتش خدا از روگردان شد و او وقتیکه می خواست با فلسطین جنگ کند از خدا طلب مشورت کرد اما به دعاهایش جوابی داده نشد. او به عوض اینکه خود ش را در حضور خدا تفتیش و تقدیس کند از زنی که صاحب اجنه بود تقاضا کرد روح سموئیل نبی را که در آن زمان مرده بود برایش احضار کند. آن زن به توسط جن، روح سموئیل را برای پادشاه احضار کرد تا از او پرستش نماید، وقتی روح سموئیل احضار شد گفت: " چرا مرا برآورده مضطرب ساختی؟"

    در اینجا یک روح شریر خود را بجای سموئیل معرفی کرد زیرا مدیومها به هیچ وجه دسترسی به ارواح مرده را ندارند بلکه تمام تظاهرات متعلق به ارواح شریر می باشد. آنها از طرف شیطان ماموریت دارند که انسانها را فریب داده و زیر لعنت خدا قرار بدهند. این عمل یکی از دلایلی بود که خدا سلطنت را از شائول گرفت و به داود سپرد وشائول در گناه خودش هلاک شد.

    در کتاب دوم تواریخ فصل  33 نوشته شده که منسی در سن دوازده سالگی پادشاه اسرائیل شد و55 سال در اورشلیم سلطنت کرد. او برای لشکرهای آسمان ( یعنی ستارگان) در صحن خانه خداوند مذبح بنا کرد و پسر خود را از آتش گذرانید، فالگیری و افسونگری نمود و با صاحبان اجنه و جادوگران مراوده کرد و در حضور خدا شرارت بسیار ورزید. وقتی سرداران آشور منسی را با زنجیر بسته به بابل آوردند در آن هنگام متوجه شد که نیروهای شیطانی و جادوگری قادر به رهانیدنش نیستند، پس در حضور یهوه خدای یکتا فروتن شد و به جهت توبه طلب آمرزش کرد و خدای مهربان او را اجابت نمود و دوباره به مملکتش بازگردانید. او خدایان بیگانه و بتها را از خانه خدا در اورشلیم برداشت و به خارج از شهر ریخت و مذبح خداوند را تعمیر کرد و یهوه خدای اسرائیل را عبادت نمود. در آن زمان بجز قوم اسرائیل که خدای حقیقی را میشناختند تمامی قومهای جهان بت پرستی می کردند و خدا برای اولین بار شریعت خود را توسط موسی به قوم یهود آموخت. از این جهت است که در اینجا او یهوه خدای اسرائیل نامیده شده است.

    چرا در دنیا هزاران زبان مختلف وجود دارد؟

    بابل شهر بسار بزرگ و متمدنی بود، ریشه علمهای جادوگری، غیبگویی، فالبینی، احضار ارواح و طالع بینی از آنجا سرچشمه گرفت. این شهر در ابتدا توسط نمرود یکی از نواده های نوح بنیان گزاری شد. در آنجا تصمیم گرفتند برجی بسازند که سرش به آسمان برسد تا نامی برای خود پیدا کنند مبادا بر روی زمین پراکنده شوند. تا آن موقع همه مردم جهان به یک زبان صحبت می کردند. وقتی خدا شرارات این قوم را دید زبانهای آنان را مشوش کرد، در نتیجه ساختن برج متوقف شد و از آن موقع است که زبانهای مختلف در دنیا بوجود آمده است. خدا در فصل 47 از کتاب اشعیاء نبی شهر بابل را به یک دختر باکره تشبیه می کند که بخاطر داشتن علم زیادش در امور جادوگری، غیبگویی، فال بینی ، احضار ارواح و طالع بینی در اطمینان ساکن است واز زیادی علمش به عیاشی پرداخته بطوری که فکر نمی کند روزی تشکیلاتش از هم پاشیده شود. خداوند در آیه نهم از این فصل چنین می فرماید: " پس این دو چیز بی اولادی و بیوگی ناگهان در یک روزبه تو عارض خواهد شد و با وجود کثرت سحر (جادوکردن) و افراط افسونگری (جادوگری) زیاد تو آنها بشدت بر تو پیروزی خواهند یافت. زیرا بر شرارت خود اعتماد نموده گفتی کسی نیست که مرا ببیند و حکمت و علمت ترا گمراه ساخت و در دل خود گفتی من هستم و غیر از من دیگری نیست پس بلائی که افسون (کلماتیکه جادوگران هنگام جادوکردن بکار می برند) آنرا نخواهی دانست بر تو وافع خواهند شد و مصیبتی که به دفع آن قادر نخواهی شد ترا فرو خواهد گرفت و هلاکتی که ندانسته ای ناگهان بر تو استیلا خواهد یافت، پس در افسونگری خود و کثرت سحر خویش که در آنها از طفولیت مشقت کشیده ای قائم باش شاید که منفعت توانی برد و شاید که غالب توانی شد. از فراوانی مشورتهایت خسته شده ای پس تقسیم کنندگان افلاک (جمع فلک و مدار ستارگان) و رصد بندان کواکب (کسانیکه حرکت ستارگان را زیر نظر می گیرند) و آنانیکه در غره ماهها (اول نا قمری وقتیکه ماه هلال است) اخبار می دهند بایستند (در اینجا راجع به طالع بینان صحبت می کند) و ترا از آنچه بر تو واقع شدنی است نجات دهند. اینک مثل کاهی شده آتش ایشانرا خواهد سوزایند که خویشتنرا از شدت زبانه آن نخواهد رهانید و آن آتشی که خود را نزد آن گرم سازند و آتشی که در برابرش بنشینند نخواهد بود، آنانی که از ایشان مشقت کشیدی برای تو چنین خواهند شد. (این است عاقبت طالع بینانی که مردم به آنها اعتماد می کنند)، و آنالنی که از طفولیت با تو تجارت می کردند هرکس بجای خود آواره خواهد گردید و کسیکه ترا رهایی دهد نخواهد بود".

    خدا بابل را مادر زناکاریهای جهان می نامد و به قوم خود می گوید از بابل و اعمال آن بیرون آمده بسوی من بازگشت کنید تا می بسوی شما بازگشت کنم. برای این منظور احتیاج به توبه کردن و تقدیس شدن (پاک شدن) دایرم تا مورد قبول خدا قرار بگیریم.

    چگونه خدا گناهان مربوط به فالگیری، احضار ارواح و سحر و جادو را می بخشاید؟

    خدا در کتاب لاویان فصل 17 آیه 11 فرمود: " جان جسد در خون است و من آنرا بر مذبح به شما داده ام تا برای جانهای شما کفاره کند (یعنی گناهان شما را در حضور خدا بازخرید کند تا آمرزیده شوید). زیرا فقط خون است که برای جان کفاره می کند." در زمان قدیم خدا برای اسرائیل به موسی دستور مخصوصی داد که هارون (برادر موسی) همیشه به قدس القداس وارد نشود مبادا بمیرد چون خدا در این محل ظاهر می شد، هارون می بایستی تشریفات فوق العاده ای انجام بدهد تا سالی یک مرتبه برای کفاره گناهان خود و بنی اسرائیل داخل قدس القداس شده و از پشت ابر بخور معطر بحضور خدا برسد. او می بایستی گوساله ای برای قربانی گناه و قوچی برای قربانی سوختنی بگذراند و بدنش را به آب غسل بدهد و زیر جامه کتان به تن کرده و پیراهن کتان بپوشد، کمربند کتان ببندد و به عمامه کتان معمم باشد، بخور معطر را به حضور خدا بر آتش قرار دهد تا ابر بخور ، کرسی رحمت را که خدا بر آن جلوس می فرماید بپوشاند تا مبادا بمیرد. بعد از آن به درون حجاب یعنی پرده آبی رنگ خیمه وارد شده خون قربانی را بر تخت رحمت بپاشد تا سالی یک مرتبه قوم اسرائیل تقدیس شوند. این تشریفات ادامه داشت تا اینکه خدا اراده فرمود عیسی مسیح فرزند محبوب او، جلال و شکوه آسمانی را ترک کرده و مانند ما انساهای خاکی لباس جسم پوشیده در این جهان زاده شود. او حدود سی و سه سال شبیه ما انسانها مورد آزمایش و وسوسه قرار گرفت، او با اعمال و رفتار، معجزات و تعلیمات منحصر به فرد خود پاکی و کامل بودنش را ثابت نمود، بطوری که هیچکس حتی معلمین شریعت یهود که مته بر خشخاش می گذاردند نتوانستند گناه یا اشتباهی به او نسبت دهند. او به عنوان یک بره پاک و بدون عیب بر بالای صلیب رفت و خون پاکش بجای خون قربانیهائی که توسط شریعت می بایست ریخته شود، گناهان ما را در حضور خدا بازخرید کرد و واسطه ای شد بین بشر گناهکار و خدای قدوس. او ما را با پدر روحانی آشتی داد و به ما قدرت داد که فرزندان خدا شویم. او پس از سه روز از مرگ برخاست و بعد از چهل روز به آسمان صعود کرد، او اکنون زنده است و در دست راست خدای پدر برای کسانیکه باو ایمان بیاورند شفاعت می کند.

    چگونه ناپاکیها را از زندگی خود دور کنیم و با توبه بدرگاه خداوند آمده، نجات و حیات جاودانی را بیابیم؟

    عیسی مسیح در انجیل متی فصل 28 آیه 18 فرمود: " تمام اختیارات آسمان و زمین به من داده شده است." خواننده عزیز لحظاتی در مورد محبت خدا نسبت به خودت تفکر کن و با فروتنی از او درخواست کن روح حکمت و راستی اش را در قلبت به جستجو وادارد تا از گناهانت آگاهی یافته و بقصد توبه آنها را در حضورش اعتراف نمایی. خدا می خواهد آنچه را که حرام است از خود دور کنی، اگر طلسمی در زندگیت هست آنرا بدور بینداز هر چند که اسم خوشبختی ، محافظت یا پولدار شدن و یا شانس روی آن گذاشته باشند، اگر کتابهایی از سحر و جادو در نزدت می باشد آنها را آتش بزن و نابود کن. از مشورت با جادوگران و صاحبان اجنه پرهیز کن، از احضار روح مردگان دوری بجوی. به اباطیل دروغی که طالع بینان، فالگیران و پیشگویان می گویند توجه نکن.

    خدا می خواهد از بابل و زناکاریهای آن بیرون بیایی و توبه کنی و با خون عیسی مسیح که دو هزار سال پیش برای تو ریخته شده پاک شوی تا نجات بیابی. خدا می فرماید: " مقدس باشید همانطور که من قدوس هستم." اگر دز زندگیت مانند شائول پادشاه از گرفتن جواب از خدا ناامید شده ای و دانسته یا نا دانسته بسوی صاحبان اجنه روی آورده و از آنها پرسش نموده ای مانند منسی پادشاه توبه کن زیرا خدا می خواهد ترا با خون عسیی مسیح تقدیس کند. خدا می گوید "خوشحال نمی شوم شریران را به هاویه بیاندازم بلکه شادی من در این است که آنها بسوی من بازگشت کنند تا آنها را بیامرزم."

    برای توبه از گناهان مربوط به جادوگری و شکستن لعنتی که بر روی شما گذاشته شده است این دعا را با ایمان کامل به عیسی مسیح تکرار کنید:

    ای عیسی مسیح از این که بخاطر گناهان من جان مبارکت را برروی صلیب دادی و با ریختن خونت گناهانمرا در حضور خدا کفاره نمودی و پس از سه روز از مرگ برخاسته و اکنون در دست راست خدای پدر در جلال خود نشسته و برای من میانجیگری می کنی متشکرم.

    خداوند عزیز ، اعتراف می کنم که در گذشته بخاطر غفلت یا از روی کنجکاوی، نادانی، دانسته یا ندانسته از کلام تو نااطاعتی نموده ام.

    از تمام این آلودگیها توبه می کنم. لطفا بدن، روح، جان و فکر مرا تقدیس فرما. ای شیطان تمام درهایی را که با آلودگی به جادوگری برای تو و ارواح شریرت باز کرده ام می بندم.

    از تمام آلودگیهایی که با جادوگران در رابطه با جادوی سفید، جادوی سیاه ودوو (نوعی جادو که به مراتب از جادوی سیاه قویتر می باشد و قادر است افراد را از راه دور بیمار نموده و یا حتی بکشد) ، احضار ارواح، تخته الفبا و سایر بازیها داشته ام توبه می کنم. از هرگونه آلودگی به غیبگویی، فال قهوه، فال چای، کف بینی، کره کریستالی، تاروت وسایر ورق ها، آینده نگری از طریق طالع بینی و علامات ماه تولد، توبه می کنم.

    از هرگونه رابطه با جادوگرانی که توسط ظرف آب، جن احضار می کنند و کسانی که توسط جادوگری بیماران را شفا می دهند ( در واقع عمل شفا بطور کامل انجام نمی شود بلکه بیماری را از عضوی به عضو دیگر بدن منتقل می کنند) نوشتن بصورت اتوماتیک، بررسی دست خط دیگران برای پی بردن به شخصیت آنها و مطالعه هر نوع کتابی که در مورد جادوگری و این آلودگیها سخنی گفته، توبه می کنم و آنها را می سوزانم و نابود می کنم.

    بنام عیسی مسیح هرگونه ارواح و لعنتی که از نسلهای گذشته در من نفوذ دارند از خود دور می کنم و بندهای اسارت به ارواح شریررا از خود و پدر و مادر مادرم وپدر و مادر پدرم ونسلهای آنها تا به آدم و حوا به قدرت خون عیسی مسیح می شکنم و بدور میاندازم. هرگونه رابطه ای که با دنیای مردگان و ارواح داشته ام از خود دور می کنم. هر سازمان و گروهی که خون عیسی مسیح و هر فلسفه تی که الوهیت خداوندم عیسی مسیح را ناچیز می شمارد، از خود در می کنم. خداوندا اعتراف می کنم بجای طلب کمک از تو با کمک گرفتن از ارواح شریر و شیطان گناه کرده ام. و به تمامی گناهانم (گناهانتان را نام ببرید) و به گناهانی که بخاطر نمی آورم اعتراف می کنم. خداوندا، قول می دهم که دیگر گناهان گذشته را تکرار نکنم. کتاب مقدس می گوید:" اگر گناهان خود را اعتراف کنیم، او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد" (اول یوحنا9:1) . مرا بر طبق کلامت ببخش. من شیطان و ارواح شریر و کارهایشان را از خود دور می کنم و آنها را دشمن خود می دانم. هماکنون خود و   خانواده ام را زیر پوشش خون عیسی مسیح آورده تمامی درها و اعمال و فرمانهای این ارواح را در نام عیسی مسیح می بندم و از خود دور می کنم و می طلبم که فرشتگان خداوند همه آنها را در داخل قفس زندانی کنند تا نتوانند به شرارت خود ادامه دهند. به نام عیسی مسیح، آمین.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    سوالاتی از احضار روح و احضار جن

    سلام

    تعدادی از دوستان درمورد احضار روح و جن سوال کرده بودند؛ و تکرار این سوالات باعث شد که تذکرات زیر را خدمت دوستان اعلام کنم.

    اول: اینکه احضار روح و جن و مصاحبه با آنها واقعیت داشته و روشهای بسیار زیادی داره که راحتترین روش، روش حروف الفباست.

    دوم: تمامی انسانها قادر به احضار روح از روش حروف الفبا هستن. تنها و تنها شرط برای احضار، داشتن اعتقاد به وجود ارواح و صحت عمل روش احضاره.

    سوم: تمامی ارواح را می توان احضار کرد، به جز، روح پیامبران و ائمه و معصومین؛ و ارواح محدود. (روح محدود یعنی روحی که در زمان زندگی اعمال زشت زیادی مرتکب شده و هم اکنون تحت تاثیر اعمالش گرفتار شده است.)

    چهارم: احضار روح برخلاف احضار جن و ارتباط با اجنه، گناه نبوده و مشکل شرعی ندارد.

    پنجم: ارواح دارای علم کامل نیستند و از این رو به خیلی از سوالات جواب نمی دهند یا اجازه جواب دادن ندارند. مثلا در مورد سوالات از محل زندگی آنها، اجازه جواب ندارند. یا سوال از آینده را به طور قطعی جواب نمی دهند. و یا سوال در مورد افراد غریبه و نا شناس برای روح در زمان حیات، ممکن است بی جواب بماند؛ به علت عدم شناخت روح احضار شده، از شخص مورد نظر.

    ششم: هنگام احضار نهایت احترام را نسبت به روح داشته و به هیچ وجه روح را وادار به خداحافظی نکنید.

    هفتم: ممکن است روح دیگری به جای روح مورد نظر شما احضار شود. در این صورت پس از اطمینان، سعی کنید هیچ قولی به روح نداده و هر چه سریعتر با او خداحافظی کنید.

    هشتم: سعی کنید مدت احضار طولانی نشود. چون این عمل باعث خستگی روح می گردد.

    نهم: هرگز قرائت فاتحه برای روح را فراموش نکنید.

    دهم: سعی نکنید صحت احضار روح را برای افرادی که باور ندارد توجیه کنید. اعتقاد آنها را برای خودشان محفوظ دارید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح
    احضار روح با نعلبکی!

    در مجلسی که به وسیله حروف و نعلبکی احضار روح می کردند شرکت کردم اما اصلا نتوانستم باور کنم که این روح است که دارد نعلبکی را روی حروف حرکت می دهد و مرتب از او سؤال می کردم که آیا شما جن هستید. و او جواب می داد نه. آیا روح می تواند به این راحتی از عالم ملکوت پایین بیاید یا اینکه کسی که احضار شده بود در حقیقت یک جن بود ؟ اضافه می کنم که او بعضی سوالها را اشتباه جواب می داد و همچنین نمی توانست سؤالی را که در ذهن ما بود و بر زبان نمی آوردیم را جواب درست بدهد؟

    ادله مختلف فلسفی، حسی و تجربی بر اثبات وجود روح اقامه شده است. هم چنین نمی توان امکان ارتباط با ارواح را از طریق صحیح علمی برای افراد خبره در این کار، انکار کرد. از سخنان پیشوایان بزرگ اسلام نیز امکان این موضوع ثابت می شود، ولی سخن در این جا است که تنزّل دادن مسأله ای به این مهمی تا آن جا که هر کس برای سرگرمی و تفریح نعلبکی یا استکان یا میز گرد چرخانی درست کرده و مشتی مرد و زن و کوچک و بزرگ دور آن جمع شوند؛ یکشب روح بوعلی سینا را حاضر کنند و شب دیگر مزاحم زکریّای رازی گردند و شب سوم انیشتاین را حاضر کنند و...گل بگویند و گل بشنوند و از تاریخ زایمان خانم گرفته تا صحت و بطلان مذاهب و ادیان و مکتب های فلسفی سخن به میان آورند و آن ارواح نیز برای این که خاطر خطیر سؤال کنندگان مکدّر نشود و از آنها نرنجند، طبق میل و علاقه آنها پاسخ دهند و...؟!

    البته ارتباط با ارواح را به عنوان یک واقعیت می توان پذیرفت؛ ولی نباید از نظر دور داشت که این مسأله مورد سوء استفاده عده زیادی قرار گرفته و یک واقعیت با هزاران اوهام به هم آمیخته شده است. ازاین رو از میان هزاران مدّعی شاید تنها یکی راستگو باشد.

    برای نمونه شما از آن روح سؤال های کلی که پاسخ آن امکان تطبیق بربسیاری از جزئیات را دارد نپرسید و بر پاسخ به سؤالات خصوصی خود اصرار ورزید؛ مثلاً اسم چند تن از دوستان خود را در دفتر تلفن خویش در نظر بگیرید و شماره تلفن آنها را بپرسید یا از خصوصیات و علایم اتاق تان سؤال کنید.در غیر این صورت کلی گویی هایی از قبیل «خطری برای شما پیش آمده که به خیر گذشته است و مواظب باشید تکرارنشود» یا «در بچگی کسالتی پیدا کردید که خیلی شما را ناراحت نمود» یا «اسرار خود را به همه کس نگو» یا«خواب های خوشی خواهید دید» یا «مسافری در سفر دارید که در آینده نزدیکی باز می گردد» یا «زیاد برای بعضی مطالب غصه نخورید کم کم درست می شود» و... این کلی گویی ها دلیل بر عدم واقعیت ارتباط است. روشن است که هر کس معمولاً مسافری در سفر دارد و یا خواب های خوب و بدی هم می بیند و برای پاره ای از مطالب هم غصه می خورد و... .

    اما چرا نعلبکی و یا میز حرکت می کند؟ ممکن است حرکت آن معلول تمرکز نیروی فکری شخص باشد. ازاین رو حرکت غالبا موافق طرز تفکر و نوع تمایلات آن شخص یا اشخاص است نه موافق روحی که مدعی ارتباط با او هستند و در برخی موارد هم معلول به کارگیری ترفندی از طرف آن شخص است. ضمن آن که وجود جنی که خود را به جای یک روح جا زده است ، نیز محتمل است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه متافیزیک - روح