تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:06:07
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 412 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21670 بار
  • بازدید کل : 558734 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    اژدها یک واقعیت افسانه‌ای است

    اژدها در هر سه فرهنگ ایرانی، چینی و غربی از موجودات افسانه‌ای و از حیوانات به‌اصطلاح ترکیبی است. اژدها، زبانی دودم دارد، سر او به سر شیر یا شتر و چشمان او به چشمان دیو می‌ماند.

    گوش‌هایش مانند گوش‌های گاو، گردنش شبیه گردن مار و پاهایش به پاهای پلنگ مانند است. منقارهای او مثل منقار عقاب و دندان‌هایش به تیزی دندان‌های گرگ است.

    این موجود افسانه‌ای قرن‌هاست که در کنار ما در جهانی زندگی می‌کند که از جنس واقعیت ملموس روزمره نیست، اما واقعیت دارد.

    اژدها کجا زندگی می‌کند؟

    چنان‌که از افسانه‌های غربی برمی‌آید، اژدها در اغلبِ موارد در غار زندگی می‌کند. اما گاهی دریا را هم برای زندگی انتخاب می‌کند.

    در افسانه‌های غرب اژدهایی که در غار زندگی می‌کند موجودی است تنها و وظیفه‌ی او پاسداری از گنجینه‌ای گرانبهاست.

    اژدها از انسان‌ها گریزان است و با این حال به دختران باکره عشق می‌ورزد. در قرون وسطی که بکارت در غرب هنوز اهمیت داشت، به دلیل علاقه‌ی اژدها به باکرگان، دختران باکره را همدست شیطان می‌پنداشتند.

    از میان کشورهای اروپایی معروف است که انگلستان مامن اژدهاست. آخرین نبرد میان اژدها و پهلوانان انگلیسی در قرن هفدهم روی داد.

    در آلمان آخرین بار در کرانه‌ی رود راین و در مرز آلمان با جمهوری چک با اژدها نبرد کردند. در شاهنامه، رستم در خوان چهارم با اژدهایی که بداندیش و دژخیم است نبرد می‌کند و با یاری رخش او را از پا می‌اندازد.

    در این افسانه جایگاه اژدها آسمان بلند است و وقتی که رستم پهلوی او را می‌درد، از خون اژدها زمین زیر پایش ناپدید می‌شود.

    اژدها در چین شایسته‌ی احترام است

    برخلاف فرهنگ ایرانی و مسیحی که اژدها را بداندیش، بدکار و اهریمنی می‌پندارد، در چین اژدها نشانه‌ی خوشبختی و صلح است.

    اژدها در فرهنگ چین یکی از چهار حیوان افسانه‌ای خوش‌خیم است. هر کس که موفق به دیدن اژدها بشود، بخت با او یار خواهد بود.

    با این حال اژدها صرفاً خوش‌رفتار و مهربان نیست. او فقط حیوانی‌ست که بنا به غریزه و طبیعتش می‌تواند خشمگین یا مهربان باشد.

    همان‌گونه که به طبیعت و مصائب طبیعی مانند زلزله، سیل و آتشفشان باید احترام گذاشت، اژدها هم شایسته‌ی احترام است.

    در فرهنگ چین اژدها نر و نمادی از ترینگی (یانگ) و نشانه‌ای از زندگانی دراز و رفاه مادی‌ست. دو اژدها که از یکدیگر روی برگردانده‌اند، ابدیت را به نمایش می‌گذارند.

    بسیاری از امپراطوران چین خود را فرزند اژدها می‌پنداشتند. از زمان سلطنت خاندان منچو به تدریج نقش اژدها به نقش حکومتی بدل شد.

    تاج و تخت پادشاه را به نقش اژدها آراستند، قایق و حتی بستر او را به شکل اژدها درآوردند و تا آنجا پیش رفتند که گمان بردند روزی امپراطور به شکل اژدها درمی‌آید.

    از یکایک رودها و دریاچه‌های چین اژدهایی نگهبانی می‌کند. چین از خشکسالی رنج می‌برد. در مراسمی که در‌واقع شکل تلطیف شده و مخفف آیین‌های قربانی در فرهنگ‌های دیگر است، دختر باکره‌ی زیبایی را برهنه می‌کردند و او را به کوه می‌بردند با این امید که توجه اژدها را جلب کنند.

    سپس با ترفندهایی تلاش می‌کردند راه اژدها را که به سوی باکره‌ی برهنه پر می‌کشید سد کنند. اژدها به خشم می‌آمد و بارانی سیل‌آسا باریدن می‌گرفت.

    در نقاشی چین اژدها همواره با یک دانه مروارید دیده می‌شود. در فلسفه‌ی تائو از این دانه‌ی مروارید به‌عنوان نشانه‌ای از زندگی جاودانه که با «اکسیر» در فرهنگ غربی و اسلامی خویشاوند است یاد می‌شود.

    این دانه مروارید در ناحیه‌ی گردن اژدها قرار دارد، از درون می‌درخشد و هر آنچه با آن تماس پیدا کند، به چند برابر افزایش خواهد یافت.

    در یکی از افسانه‌های چینی «زیائو شنگ» رعیتی به این دانه‌ی مروارید دست پیدا می‌کند و از ترس آن‌که اربابش آن را از او بستاند، مروارید را می‌بلعد و همان دم به اژدها تبدیل می‌شود.

    با مرگ اژدها، دانه‌ی مروارید خاصیت سحرآمیزش را از دست می‌دهد. این نکته از این نظر اهمیت دارد که برای دست یافتن به زندگی جاودانه نمی‌توان اژدها را کشت.

    عمر اژدها چقدر است؟

    اژدها عمری بس دراز دارد. در افسانه‌های غربی و در افسانه‌های چین اژدها تخم می‌گذارد. ژاپنی‌ها اعتقاد دارند که تخم اژدها هزار سال در عمق دریا، هزار سال در ستیغ کوه و در هزاره‌ی سوم به شکل صخره‌ای در یک ده قرار دارد.

    در هزاره‌ی چهارم اژدها از این صخره متولد می‌شود. در برخی افسانه‌های غربی اژدها نامیراست، مگر آن‌که پهلوانی به نبرد با او برخیزد و او را از پا دراندازد.

    در افسانه‌های غربی و در شاهنامه پهلوان با کشتن اژدها می‌تواند به پهلوانی خودش قطعیت بدهد و آن را تثبیت کند.

    در همه‌ی افسانه‌های جهان این مردان هستند که به نبرد با اژدها می‌روند. اژدها هم همواره در همه‌ی افسانه‌ها نر است.

    با این حال در فرهنگ غرب برخی بانوان بدکردار و پرخاشجو را به اژدها تشبیه می‌‌کنند. اژدها در فرهنگ غرب نشانه‌ی بی‌نظمی و اضمحلال است.

    در افسانه‌های چینی اژدها سالخورده می‌شود و به اقتضای سن چهره‌ی او نیز تغییر می‌کند. تخم اژدها شبیه قلوه‌سنگ‌های ته رود و تقریباً به اندازه‌ی یک تخم مرغ است.

    هزار سال طول می‌‌کشد تا از تخم اژدها یک جوجه‌اژدها سر برآورد. این حادثه با طوفان‌ها و گردبادها توام است و در شب این حادثه در گستره‌ی آسمان شهاب‌های ثاقب دیده می‌شود.

    جوجه‌اژدها پس از پانصد سال به یک اژدهای نوبالغ یا به‌اصطلاح به یک «کیائو» تبدیل می‌شود. تنه‌ی کیائو به تنه‌ی مار می‌ماند.

    هزار سال طول می‌کشد تا اژدهای نوبالغ بتواند روی پاهایش بایستد و ریش دربیاورد. پانصد سال بعد شاخ درمی‌آورد و از قدرت شنوایی برخوردار می‌شود. هزار سال بعد بال درمی‌آورد و می‌تواند پرواز کند.

    اژدها آمیزه‌ای از کهن‌الگوهاست

    در سال ۱۹۸۷ باستان‌شناسان چین در استان هنان مجسمه‌ی اژدهایی را کشف کردند که قدمت آن بیش از شش هزار سال است.

    این اژدها که قد آن یک متر و هشتاد و هفت سانتیمتر است با گوش‌ماهی‌های سفید و قهوه‌ای ساخته شده، چشمانش سیاه و زبانش قرمز است.

    کشف «اژدهای هنان» این نظریه را که اژدها آمیزه‌ای از کهن‌الگوها در فرهنگ‌های گوناگون است به اثبات می‌رساند.

    در کتاب مقدس اژدها نشانه‌ای از شیطان و نماد قدرت شیطانی و شر محض است.

    در مکاشفه‌ی یوحنا از دهان اژدها آتش فوران می‌زند، هفت سر دارد و ده شاخ. در این روایت اژدها صلح بهشت را به خطر می‌اندازد و از بهشت به زمین تبعید می‌شود و از آن زمان تاکنون به فرمان اهریمن عمل می‌کند.

    در مکاشفه‌ی یوحنا از مهم‌ترین اختصاصات اژدها مکر اوست. او نیز مانند شیطان مکار است و تلاش می‌کند انسان را از خداوند دور کند.

    یونانی‌ها هم در جهانی پر از اژدها زندگی می‌کردند. در اساطیر یونانی باید با اژدها مبارزه کرد. در این اساطیر هم مانند افسانه‌های فارسی پهلوان در نبرد با اژدها شهامت و پهلوانی خود را اثبات می‌کند.

    در فرهنگ مصر و سومر اژدها را می‌توان اهلی کرد و او را به خدمت انسان درآورد. منجمان مسلمان اژدها را مسوول خسوف و کسوف می‌پنداشتند.

    هندی‌ها بر این باور‌ند که ویشنو اژدهایی به نام راهو را به دو نیم کرد. از آن زمان تاکنون راهو در آسمان به سر می‌برد و مسوول طوفان‌ها و گردبادها و باران‌های سیل‌آساست.

    چگونه اژدها به انسان کمک می‌کند

    در غرب، قرون وسطی را می‌توانیم دوران شکوفایی کهن‌الگو‌ی اژدها بنامیم. کلیسا برای تثبیت قدرت سیاسی‌اش به جنگاورانی نیاز داشت که از حق در برابر باطل دفاع کنند.

    اژدها در فرهنگ مسیحی نماد باطل و نشانه‌ی شیطان بود. به زودی سراسر اروپا را اژدهاهایی سیاه‌کار و بدکردار فراگرفتند.

    بدین ترتیب افسانه‌هایی درباره‌ی پهلوانی جنگاوران مسیحی رواج یافت و همچنین بر تعداد قدیسانی که در جنگ‌های صلیبی به نبرد اژدها می‌رفتند افزوده شد.

    در این دوره اژدها چنان سودآور و افتخارآفرین بود که نقش اژدها بر سپر یک جنگاور مسیحی از پهلوانی او حکایت‌ها می‌کرد.

    در زمانه‌ی ما اما اژدها به فیلم‌های تخیلی و به کتاب‌های کودکان و به برخی بازی‌های کامپیوتری راه یافته است.

    در این داستان‌ها و بازی‌ها اژدها در اغلب موارد باهوش و مهربان است و به یاری انسان می‌شتابد.

    کهن‌الگو اژدها در همه‌ی این دوران‌ها و در گستره‌ی همه‌ی فرهنگ‌ها به انسان کمک کرده است که هرگاه جهان را اغتشاش فراگرفته نظمی نو بیاورد.

    با توجه به قدرت روزافزون چین و با عنایت به گلوبالیسم و فروریختن مرزهای قومی، نژادی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی شاید هرگز تا این حد اژدها در مفهوم چینی‌اش معاصر زمانه‌ی ما و همدست و همراه انسان نبوده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    فرهنگ

    اژدها ریشه عمیقی در فرهنگ چینی ها دارد. چینی ها غالبا خود را از نسل اژدها می دانند. هیچ کس واقعا نمیداند اژدها از کجا آمده است. برای مردم چین ظاهر آن به صورت ترکیبی از اعضای بدن 9 موجود به شرح زیر تعریف میشود: شاخ های گوزن، سر شتر ، چشمان اهریمن ، گردن مار ، شکم یک صدف بزرگ، فلس های ماهی ، چنگال های عقاب ، پنجه های ببرو گوشهای گام نر.

    کلمه چینی اژدها به زبان رومی به هر دو صورت lung یا long به معنی طویل هجی میشود. در چین اعتقاد داشتند اژدها ها دارای قدرتی هستند که به آنها اجازه میدهد بارش باران و جاری شدن سیل را ( با بستن رودخانه با دمشان که باعث سر ریز شدن آب رودخانه و تبدیل آن به سیل می شد) کنترل کنند. همچنین اعتقاد داشتند که آنها بعد از مرگ مسئول انتقال انسان به قلمرو های الهی و آسمانی هستند. به علاوه در چین اژدها ها نماد جهان طبیعی ، سازگاری و تغییر شکل هستند . اگر دو اژدها کنار هم اما در خلاف جهت هم قرار گیرند ، نهاد ابدیت و جاودانگی به وسیله یین یانگ Yin Yang مشهور خواهند بود. امپراطوری های چینی فکر میکردند که آنها اژدهاهای واقعی و پسران بهشت هستند. از این رو به تخت هایی که بر روی آن می خوابیدند تخت اژدها گفته میشد. لباس های تشریفاتی امپراطور را ردای اژدها می نامیدند. در اذهان مردم قدیم چین ، اژدها خدایی بود که آرزوها و آرمان مردم چین را در بر داشت. گفته می شود که اژدها یک خزنده بزرگ است که می تواند تاریک یا روشن و بزرگ یا کوچک بشود. می تواند در بهار در آسمان پرواز کند و در پاییز زیر آب زندگی نماید . به طور سنتی اژدها ها در فرهنگی چینی حاکمان باران شمرده میشدند.

    آنها این قدرت را دارند که تصمیم بگیرند کجا و در چه موقع باران ببارد. چینی ها باور دارند که پادشاهان اژدهاهای آبی در قصر هایی در زیر اقیانوس ها زندگی میکنند. نشانه چینی برای اژدها در طول سلسله های یین Yin ، شانگ shang ( از قرن 11 تا 16 قبل از میلاد در دوره هیروگلیف و حروف تصویری اولیه چینی ) بین دست نوشته های روی استخوان و لاک لاک پشت یافت شده است . این دست نوشته ها خزنده ای شاخدار را توصیف کرده و راجع به فلس ها و پنجه هایش نیز شرح داده است. در چین قدیم هیچ کس ذره ای به وجود اژدها شک نداشت . مردم برای هر عکس حکاکی یا نوشته ای که شامل هر شرح یا توصیفی از اژدها بود احترام زیادی قائل بودند . در نتیجه اژدها تبدیل به نماد و سمبل ملت چین شد. تمام مردم چین که شامل امپراطور هم می شد، در مقابل تصویر اژدها با ترس و احترام به خاک می افتادند .به همین سبب این حیوان غیر واقعی تبدیل به مقدسات ملت شد . اولا به عنوان توتم (روح یا جانور حامی و محافظ شخص ) و محافظ قبایل ، ثانیا به عنوان سمبل و نماد ملت چین ، عاقبت اژدها مبدل به نشانی روی پرچم آخرین سلسله فئودال ها یعنی سلسله کینگ ( Qing ) گردید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    شهر ممنوعه (چین)

    شهر ممنوعه (چینی:) 紫禁城 شهری قدیمی در منطقه پکن، پایتخت کشور چین است و یکی از مهمترین دیدنیهای تاریخی این کشور بشمار می آید. شهر ممنوعه به روایتی وسیع ترین و کامل ترین مجموعه معماری چوبی در جهان بشمار می رود.

    احداث شهر ممنوعه در سال 1406 میلادی با دستور " جو دی " دومین امپراتور سلسله مینگ آغاز گردید و ظرف 14 سال ساخته شد. تا سال 1911 میلادی و نابودی سلسله چینگ (قریب 500 سال) جمعا 24 امپراتور در این شهر ممنوعه اقامت کرده و بر چین فرمان رانده اند. از سال 1924 بازدید از این مجموعه به عنوان کاخ موزه برای عموم آزاد گردید و ممنوعه بودن آن پایان پذیرفت. این اثر نادر با ساختگاهی (سایت) مستطیل شکل مساحتی حدود 72 هکتار را در برمی گیرد.961 متر طول در امتداد شمال به جنوب و 753 متر عرض در امتداد شرق به غرب. دیواری با ارتفاع 10 متر و خندقی با عرض 52 متر دورتا دور مجموعه را فراگرفته است.دیوار در هر ضلع خود یک دروازه را جای داده است.بر روی ضلع جنوبی دروازه نیمروز (Meridian Gate) و بر روی ضلع شمالی دروازه نیروی ایزدی (Gate of Divine Might) قرار دارد.دیوار ها ضخیم هستند و طوری طراحی شده اند که در برابر آتش توپخانه آن زمان مقاومت کنند. شهر ممنوعه کاملا طبق نظام تشریفاتی سلسله های فئودالی و اصول طبقاتی ساخته شده است . طرح کلی، وسعت ،شیوه معماری ، رنگ و تزیینات همه نمایانگر امتیاز خاندان سلطنتی و سلسله مراتب اشرافی است. سه قصر این مجموعه یعنی قصر تای حه ،قصر جون حه و قصر بایو حه که توجه را بیشتر جلب می کنند، محل اعمال قدرت امپراتوری امپرتوران و بر پایی مراسم پرشکوه بوده است. قصر تای حه ،مرکز تمامی شهر ممنوعه و تخت سلطنتی طلایی رنگ امپراتور در این قصر دیده می شود. این قصر دارای مجلل ترین معماری در شهر ممنوعه است. این قصر در شمال میدان بر سکوی مرمری سفید رنگی به مساحت30 هزار متر مربع و بلندای 8 متر ساخته شده است. ارتفاع آن40 متر است که به لحاظ ارتفاع ، بلند ترین بنای شهر ممنوعه است.

    در فرهنگ چین ، اژدها نماینده قدرت امپراتوری است و امپراتور "پسر آسمانی " اژدهای حقیقی" نامیده می شود. درون قصر تای حه در بالا و پایین با حدود 13 هزار شکل اژدها تزیین شده است .

    تعداد قصرها و اتاقها در شهر ممنوعه بسیار زیاد است. می گویند جمعا 5/9999 اتاق در آن وجود دارد. به اعتقاد پیشنیان چینی، اقامتگاه امپراتوران آسمانی دارای 10 هزار اتاق است و امپراتورانی که پسر امپراتور آسمانی دانسته می شدند باید خویشتندار بوده و نمی بایست از شمار اتاقهای امپراتور آسمانی تجاوز می کردند. از این رو شمار اتاق های شهر ممنوعه نیم اتاق کمتر ازشمار اتاقهای کاخ آسمانی است. ( آن نیم اتاق ظاهرا تنها یک راه پله را در بر می گیرد) معماری مجموعه شهر ممنوعه تبلور نگرش و درایت مردم چین است.مجموعه از نیارش بناها گرفته تا آمود هر یک از اتاقها و دیوارها ، سرشار از اندیشه های عجیب و غریب است. مثلا سکوی سفید رنگ قصر تای حه، این قصر را پر جلال تر کرده و در ضمن از نفود رطوبت به قصر جلوگیری می کند . برای زهکشی این سکو که در سه اشکوب است ،از بیش از یک هزار مجسمه سر اژدها استفاده شده وهنگام بارش باران آب زهکشی شده از دهان اژدها ها فوران می کند .و از آنجا که ابنیه مجموعه شهر ممنوعه چوبی است ،این امر ظاهرا در پیشگیری از آتش سوزی موثر بوده است . در میان حیاط این شهر جمعا 308 ظرف مسی بزرگ برای ذخیره آب دیده می شود که در طول تمام سال برای پیشگیری از آتش سوزی بکار می رفته . درزمستان زیر این ظرف ها آتش روشن می کردند تا آبهای داخل آن یخ نبندد. طبق یادداشت های تاریخی ،در سلسله مینگ 100 هزار صنعتگر و یک میلیون کارگر در ساخت این مجموعه عظیم باستانی شرکت داشته اند. مصالح ساختمانی مصرفی از سراسرکشور حتی استان یونن در فاصله چند هزار کیلومتری تهیه شده است . اشیا و کشفیات گرانمایه ای درشهر ممنوعه شده و شمار آن جمعا به یک میلیون می رسد و یک ششم شمار کل کشفیات چین را شامل می شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    اژدها

    اژدها موجود افسانه ای و قدرتمندی است. با اینکه گفته می شود خواستگاه آن از چین بوده اما شواهد  تاریخی نشان می دهد که اولین اژدها همبه به یا خمبه به در اسطوره ی گیلگمش و در بین النهرین بوده.در شرق غالبا موجودی نیک صفت اما در غرب مظهر شر و نیروی شیطانی بوده. همچنین در ایران نیز در اکثر مواقع موجودی شرور شناخته شده همچنان که در هفت خان رستم شاهد کشته شدن اژدها به دست رستم هستیم. جالب دیدم که به عنوان اولین موضوع از ساطیر مطالبی رو در مورد اژدها که اتفاقا به ندرت از آن یاد می شود بنویسم.

    اژدهای شرقی:

    این اژدها دارای بدنی کشیده و فلس دار است. چهار پا دارد و بدون   بال ترسیم می شود. دارای دوشاخ و دندان ها و سبیلی دراز است که از آن به عنوان حسگر استفاده می کند. بیشتر مواقع با یالی به دور گردن در زیر چانه و بر روی هر آرنج تصویر می شود. گاهی با کره ای آتشین در دهان یادر چنگال نمایش داده می شود که آن را مروارید توصیف کرده اند. بعضی ها می گویند که اژدها در غارها یا در اعماق دریا سکونت دارد. پرستوی کباب شده غذای مورد علاقه ی اژدهای چینی است. اژدهاهای شرقی به سه دسته تقسیم می شوند: سه پنجه ها که ژاپنی هستند. چهار پنجه ها که کره ای یا اندونیزیایی اند و پنج پنجه ها که چینی هستند. آنهادر رنگ های آبی.سیاه.سفید.قرمز یا زرد تصویرمی شوند.

    اژدها در شرق خوب مهربان و باهوش ترسیم شده. در نخستین شکل خود برروی ظروف تشریفاتی مفرغی از چین و مربوط به سلسله ی شانگ- چو به عنوان اژدهای کوآی از آن نام برده می شود. اما هیچ ارتباطی با لونگ اژدهای سنتی چین ندارد. لونگ به عقیده ی برخی از تمساح هایی نشات گرفته که سابقا در رود یانگ- تسه و سایر رودهای چین می زیستند.

    چهار نوع اژدهای لونگ وجود دارد:

    تین لونگ: اژدهای آسمانی که از جایگاه های خداوند حفاظت می کند.

    شن لونگ: اژدهای روحانی که باد و باران را کنترل می کند.

    تی لونگ: اژدهای زمینی که رودخانه ها و آب را بر روی زمین کنترل می کند.

    فوتس لونگ: اژدهای زیرزمینی که نگهبان پرتگاه ها و فلزات و جواهرات است.

    هر کدام از این اژدهاها به طور جداگانه رودهای شمال.جنوب.شرق و غرب را کنترل می کنند و فرمانده‌ی تمام آن ها چین تانگ کبیر است که خونین رنگ است با یالی آتشین و نهصد پا ارتفاع. در تاریخ چین اژدهای پنج پنجه اژدهای سلطنتی است و سمبل قدرت. معمولا زرد رنگ است. اگر کسی به غیر از امپراطور لباسی با نقش اژدهای پنج پنجه می پوشید مجازاتش مرگ بود.                                                                               

    اژدهای غربی:

    این اژدها بدنی کشیده و دراز. پوستی فلس دار. چهار پای قوی. دو بال خفاش مانند. سر مثلث شکل و گردنی بلند دارد و دمش فلش مانند است. گاهی با نفسی آتشین تجسم می شود. گونه هایی ازآن ها قدرت تغییر شکل خود را دارند و گروهی دیگر توانایی تغییر رنگ بدنشان رادارند.ماهی یک بارغذا می خورند و طعمه شان گوسفند گاو نر و حتی انسان است.(در افسانه ها آمده که دوشیزگان باکره را ترجیح می دهند.) می توانند هر رنگ یا چندین رنگ باشند بستگی به نژادشان دارد.

    در هنر مسیحیت اژدها یکی از اشکال شیطان است. از آنجا که در زبان لاتین دراکو هم به معنای اژدها و هم به معنای مار است شیطان را به یکی از این دوصورت نشان می دهند. اژدهای غربی بیشتر مواقع به صورت اهریمنی بدجنس و تشنه به خون تجسم می شود. همچنین تصور می شود که آنها گنج هایی بزرگ از طلا و جواهرات در لانه هایشان مخفی کرده اند.

    داستان های دیگر بیان می کنند که خوردن قلب اژدها به انسان قدرت فهم و هوش بالایی می دهد. خوردن زبان آن به فرد این توانایی را می دهد که در هر مباحثه ای پیروز شود و ما لیدن خون اژدها بر روی پوست فرد را از زخم خنجر محافظت می کند. افسانه ای دیگر به کنت دراکولا باز می گردد و بیان می کند که وی پسر اژدها یا شیطان است.

    وایکینگ ها سر اژدها را بر دماغه ی کشتی شان داشتند و معتقد بودند که هوش و ذ کاوت را به جنگجویانشان می بخشد. امروزه پرچم کشور ولز هنوز اژدهایی قرمز را بر زمینه ای سبز و سفید دارد و اژدهای قرمز سمبل قدرت ملی شان محسوب می شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    اژدها

    اژدها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان است. اژدها در اساطیر جهان جایگاه ویژه‌ای دارد.

    واژه‌شناسی در فارسی

    ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.»

    اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی «اژی» (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) «از» (az) و در زبان سانسکریت «اهی» (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی «مار یا افعی مهیب و سهمگین» است. در متون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونة عام بکار می‌رود و زمانی نیز با کلمات خاصی همچون «دهاکه» (دهاک) و «سروره» در می‌‌آمیزد و «اژی دهاکه» (ازدهاگ و ضحاک) و «اژی سروره» (اژدهای شاخدار) را پدید می‌‌آورد که در تاریخ اساطیری ایران، هماوردان سهمگین فریدون و گرشاسپ هستند.

    در اساطیر و ادبیات جهان

    اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌‌پنداشتد که اژدها نمایشگر سَّر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است رای رهائی یافتن از قدرت درهم شکننده اژدها.

    رابطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهائی که نماد ظلمت آغازین است غالباً بصورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کند.

    در مصر باستان اژدها رمز طغیان‌های بزرگ رود نیل بوده است و سود و زیان آن طغیان‌ها را که بارور کننده یا ویران کننده‌اند نشان می‌‌داده است. از اینرو اژدها غالباً هم با خداوند اُسیریس و هم با الههٔ هاتور همانند می‌شده و گاه نیز از لحاظ خیر و برکتی که داشته با اسیریس و به سبب ویرانکاریش با «ست» دشمن ازیریس یکی می‌شده است.

    اژدها همیشه حیوانی نیرومند و سهمگین پنداشته شده و گاه چنانکه در چین مقدس بوده و پرستیده می‌‌شده است زیرا او را بخشندهٔ آب و باران می‌‌دانسته‌اند. در بعضی نقاط اژدها را همان تمساح دانسته و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسیار معتقد بودند که اژدها خدای طوفان و هوای بد و سیل و دیگر بلاهای آسمانی است و طوفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمین و زمین‌لرزه می‌شود. تقریباً همه جا اژدها با شب و تاریکی و بطن مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است.

    برخی از اژدهاهای چندسر مشهورند چون لادون که نگاهبان سیب‌های زرین هسپریدها بود. بعضی اژدهاها یا مارهای چند سر نیز شاخ‌هایی به اشکال گوناگون داشتند از قبیل اژدهای قرمز هفت سر بنام آپوکالیپس، وانی, اژدهای چینی و ژاپنی نیز چندین شاخ دارد. نزد اقوام سرخ پوست پوئبلو مار شاخدار نماد روان و روح آب بوده است، و به باور مانی شیطان یا اهریمن درآغاز بر آب‌ها فرمان می‌‌راند، «او همه چیز را تباه می‌‌کرد و ویران می‌‌ساخت».

    در اساطیر و ادبیات ایران

    سیمای اژدها در تاریخ اساطیری ایران، در نهایت سهمناکی، زشت‌رویی و پلشتی است. آنها از نخستین یاران اهریمن می‌‌باشند که آفرینش نیکوی اورمزد را آشفته می‌‌نمایند؛ ولی توانایی تباه آن را ندارند. اگر فدیهٔ گران‌بهایی نثار ایزدانی همچون آناهیتا و وای می‌کنند (یشت ۵، بندهای ۲۹۳۱ و ۴۱۴۳ و نیز یشت ۱۵، بندهای ۱۹۲۱). بر اساس ادبیات اوستایی، هنگامی که اورمزد نخستین سرزمین نیک خویش را می‌‌آفریند (ایرانویج)، آنگاه اهرمن همه تن مرگ برای تباهی آن، اژدهایی (اژدهای سرخ) را در رود دائیتی پدید می‌‌آورد (وندیداد ۱، بندهای ۲۴). از سوی دیگر نیز ایزد هم با رزم‌افزارهای خود به نبرد با اژدهای زرد برمی‌‌خیزد تا او را نابود سازد (یسنه ۹، بند ۳۰).

    بر اساس ادبیات ودایی و اوستایی، دو اژدهای ورتره و اپه اوشه (اپوش)، آبها را در دژ جادویی خود اسیر، ابران آسمانی را سترون و زمین را خشک و کویر می‌‌سازند؛ ولی سرانجام به دست ایزدان ایندره و تیشتر تباه می‌‌گردند. از دیگرسو نیز اژی دهاکه (ازدهاگ/ضحاک) و افراسیاب تورانی نشان از اژدهایان اساطیری دارند که با گذشت زمان و به هنگام تغییر ساختار ساده و نخستین (روایت اوستایی) داستان به شکل پیچیده و پویا (روایات پهلوی ساسانی و خدای نامه)، جامة نوین پادشاه انیرانی (= نا ایرانی) را بر تن می‌‌نشانند. خشکسالی، سترونی، زوال و مرگ، ارمغان دشخدایی آنان بر ایران می‌‌باشد.

    پرداخت شخصیت و ویژگی‌های اژدها در روایات اساطیری چندان کامل و دقیق نیست، زیرا اسطوره تنها به آن بخش از سرگذشت زندگی یک بودهٔ اهریمنی (یا حتی قهرمان) می‌‌پردازد و آن را آنچنان می‌‌بالاند و با شکوه و اغراق درمی‌‌آمیزد که برای نمایش جهان‌بینی ویژهٔ خویش و دیگر اهداف خود نیاز دارد. اما این پرداخت در روایات حماسی (برخلاف نمونه‌های اساطیری شکل کامل‌تر و پویاتری دارد و اژدها در این داستان‌ها چهره‌های گوناگونی دارد که از میان آنها دو گونه بیش از دیگر نمونه‌ها دیده و تکرار می‌شود.

    اژدها در نخستین چهره، سیمای «فرمانروای بیگانه اژدروشی» را به خود می‌‌پذیرد که با تازش بر ایرانشهر و چیرگی بر پادشاه این سرزمین، فرمانروایی را در دست می‌گیرد، زندگی مردمان و ستوران آنان را تباه، باران و آب را دربند و خشکی و نیاز را بر سرتاسر زمین حکمفرما می‌‌سازد. این فرمانروای دژکامه انیرانی با رزم‌افزار جادویی و سپند قهرمان بی‌همتایی از تبار پادشاهان نیکوی ایرانی، تباه می‌گردد. آشتی، آرامش و زیبایی ارمغان پادشاهی نیک قهرمان بر ایران زمین است. روایت کارزارهای «فریدون و ضحاک»، «اسفندیار و ارجاسپ تورانی» (هر دو به نقل شاهنامه) و داستان نبرد پادشاهانی همچون «منوچهر، زو و کی خسرو با افراسیاب اژدهاوش» را می‌توان در شمار گونه‌هایی جای داد که اژدها با چهرهٔ پادشاه دژکامة انیرانی پدیدار می‌گردد.

    در کنار سیمای فرمانروای بیگانهٔ بیدادگر، اژدر در برخی دیگر از روایات حماسی اژدهاکشی چهرهٔ دیگری را نیز نمایان می‌‌سازد. بر پایه این داستان‌ها، او همچون «مار یا سوسمار مهیب و غول آسایی» است که توصیف تنومندی پیکر و سهمناکی کردارش با گزافه، اغراق و مقیاس‌های فرابشری درمی‌‌آمیزد و خانه در بیشه‌های شگفت انگیز، کوهستان خشک یا آبهای شور دارد. بدین گونه او با چنگال‌هایی مرگبار و دم آهنج، بال‌هایی بزرگ و سیاه، گاه پیکری روئین‌تن و نیز با آتش سوزانی در کام خود به سوی مردمان و ستوران آنها می‌‌تازد و آنان را می‌‌اوبارد (= می‌‌بلعد). پادشاهان یا پهلوانان بزرگ ایران زمین به یاری گرز جادویی خویش به کارزار با اژدر بیم افزا برمی‌‌خیزند و نیروی تباهی و ویرانی را در پیکر سیاه و سهمناک اژدها سرد و خاموش می‌‌سازد.

    روایات پیکارهای هوشنگ با دیوان مزندر و اژدهای خونین چشم (بنا بر شاهنامه)، فریدون و اژی دهاکه (بر پایه ادبیات اوستایی)، گرشاسپ با اژدهای شاخدار، دیو آبزی گندرو (بنا بر متون اوستایی) و ازدهاگ (بر پایه ادبیات پهلوی)، سام با اژدهای کشف رود (بر پایه شاهنامه)، رستم و اسفندیار با اژدران سهمگین خان سوم هفت‌خان (بنا بر شاهنامه) و سرانجام داستان کارزار رستم با اژدهای روئین‌تن مشرق‌زمین را می‌توان در شمار گونه‌هایی جای داد که اژدها با چهرهٔ یک «جانور زهرآگین آتشین دم غول آسا» پدیدار می‌گردد.

    اما در روایات تاریخی افسانه‌ای ایران زمین، اژدهایان آتشین دم جای خود را به جانوران زیانکار و ددان اژدروشی می‌‌دهند که بیشه‌های ایرانشهر یا دشت‌های سرزمین‌های همجوار را با پلیدی و مرگ می‌‌آلایند. بیشتر این ددان که در دامنة کوه‌های بلند، بن دریاهای ژرف یا بیشه‌های شگفت انگیز خانه دارند، مردان را می‌‌درند و زنان و دختران پادشاه و بستگان او را می‌‌ربایند و از آن خود می‌‌سازند. در این گونه روایات با تباهی مردمان، ستوران، پدیده‌های نیکوی گیتی یا مرگ همسر یا دختر زیبارویی شاه به دست ددان اژدهافش، پهلوانانی همچون رستم (در روایات ماندایی و عامیانه)، گشتاسپ، اسفندیار (در روایت عجائب المخلوقات طوسی)، اسکندر مقدونی، اردشیر پاپکان، بهرام گور و بهرام چوبین به کارزار بر می‌‌خیزد و آنها را تباه می‌‌سازند.

    برای بررسی بهتر و ژرف تر جهان بینی، درون مایه و ساختارهای درونی و برونی داستان اژدهاکشی در ادبیات کهن ایران و روند دگرگونی آن در درازنای زمان، روایات گوناگون این داستان را می‌توان در چهار گونة بنیادی «اساطیری»، «حماسی»، «تاریخی افسانه‌ای» و «قصه‌های عامیانه (فولکلوریک)» دسته‌بندی کرد. زیرا انگاره و بن‌مایه‌های باستانی هریک از گونه‌ها دارای ساختار همانند و همگونی است و ردپای آئین‌های یکسانی در پس روایات گوناگون هر یک از این گونه‌های چهارگانه دیده می‌شود. از سوی دیگر، با نمادزدایی و بررسی روایات وابسته به یکی از گروه‌ها، می‌توان کارکردهای آئینی و بنیان‌های دینی همسانی را دید که تنها از آن روایات یکی از گونه‌ها است؛ به شکلی که داستان‌های گروه‌های دیگر از آن بی‌بهره‌اند. از این رو، گرچه می‌توان همگونی بسیاری را میان روایات گوناگون داستان اژدهاکشی دید؛ ولی برای بررسی بهتر ساختارهای درونی و برونی داستان، می‌‌باید پس از دسته‌بندی هریک از روایات در یکی از گروه‌های چهارگانه، به بررسی انگاره‌ها و بن مایه‌های کهن و نیز آئین‌های وابسته به آن پرداخت که در پس لایه‌های نوین داستان پنهان هستند.

    اژدهاکشان

    در داستان‌های پهلوانی و اساطیری ایران از گرشاسپ و رستم به عنوان پهلوانان اژدهاکش نام برده شده است.

    منابع

    ستّاری، جلال، رموز قصّه از دیدگاه روانشناسی اژدها و مار و شاخ.

    رستگار فسایی، منصور، اژدها در اساطیر ایران، تهران ۱۳۷۹، انتشارات توس.

    رضی، هاشم، دانشنامه ایران باستان: عصر اوستایی تا پایان دوران ساسانیان، تهران ۱۳۸۱، انتشارات سخن.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    نگاهى به اژدها در اسطوره های ایرانی

    در بخش بیستم کتاب «صد در» از اژدهاى بسیار بزرگى سخن مى‌رود که اسب و آدم و دیگر جان داران را، با نفس، مى کشد و فرو مى‌برد و گرشاسپ آن را مى‌کشد و مردم را از گزندش رهایى مى‌بخشد.

    «آن چه مسلم است، این است که از اژى‌دهاک در اوستا به عنوان «شاه» ذکر نرفته است، بلکه از او به عنوان اژدهایى که به نابود کردن مردم و آن چه بر زمین است، آمده و به عنوان قوى‌ترین دروغى که اهریمن بر ضد جهان مادى آفریده، یاد شده است. البته، این اژدهاى اوستا قادر است، مانند مردم، ایزدان را نیایش کند، براى آن ها قربانى کند و از ایشان پیروزى در نبرد را بخواهد؛ ولى در اوستاى موجود سخنى از نشستن او به جاى جمشید و حتی سخنى از این نیست که او فرمان رواى جهان بوده و فریدون سلطنت را از دست او به در آورده است...» (7)

    مى‌توان گمان برد که ضحاک، در اوستا، دقیقا اژدهاى هولناکی است که مانند برابر خود در وداها، «ویشوه روپه» (Visvarupa) سه سر، گاوها را مى‌دزدد؛ اما در ادبیات پهلوى، او مردى است تازى که به ایران مى‌تازد، بر جمشید چیره مى‌شود و پس از هزار سال سلطنت بد، سرانجام از فریدون شکست مى‌خورد و به دست وى در کوه دماوند زندانى مى‌شود و در پایان جهان از بند رها مى‌گردد و به نابودى جهان دست مى‌برد و آن گاه گرشاسپ او را از میان برمى‌دارد.

    یکى از مشخصه های اسطوره های آریایى آن است که پهلوان در یکى از ماجراهاى خود با اژدها رو به رو مى‌شود و به پیکار مى‌پردازد و این امر به صورت بخشی از حماسه‌هاى پهلوانى در آمده است؛ مثلا، «ایندره» با «ورتره» (Vrtra)– که اژدهاى بازدارنده‌ى آب هاست– مى‌جنگد و گاوهاى ابر را آزاد مى‌کند. «فریدون» با اژدهاى سه سر (=ضحاک) نبرد مى‌کند و خواهران جمشید را رها مى‌سازد؛ گرشاسپ با اژدها مى‌جنگد و آب ها را آزاد مى‌کند؛ «رستم» با اژدهایى نبرد مى‌کند؛گرشاسب با اژدهایى در روم مى‌جنگد؛ اسفندیار با اژدهایى در توران زمین و اردشیر با «هفتواد» که نوعى اژدهاست مى‌جنگد...

    در اسطوره های یونانى نیز از اژدهایى نشان مى‌یابیم به نام «اکیون» (Echion). همچنین مى‌بینیم که «کادموس»، در هنگام بناى شهر «تب»، اژدهایى را کشت و دندان هاى او را در زمین کاشت. از این دندان ها مردانى پدید آمدند که به کشتار یکدیگر پرداختند و... (8)

    اژدها در افسانه‌پردازى سراسر جهان به جز چین– که در آن جا موجودى مسالمت‌جوست– نمودار نیروهاى پلید و ناپاک است. آب را از بارور کردن باز مى‌دارد و مى‌خواهد خورشید و ماه را فرو برد. بنابراین، براى این که جهان بماند، باید اژدها نابود شود. این مفهوم اسطوره ای اژدها به عنوان نیروى اصلى اهریمن و دشمن آفرینش، در دین ها و ادبیات گوناگون پیدا شده است؛ و به یارى دانش جانورشناسى و باستان‌شناسى و نیز حفاری هاى بى‌شمار، امروزه مى‌دانیم که اژدهایان نه تنها مفهومى اسطوره ای و افسانه‌اى نبودند، بلکه واقعا وجود داشتند.

    سوسماران و دایناسورها، که پیش از تاریخ بودند، درست به اژدها مى‌مانستند. افسانه‌هاى اژدهایان، بازتاب تیره و تار دیدارهاى پیش از تاریخ آدمیان است با جانوران فوق طبیعى و شریر روزگار کهن که در مرداب ها زندگى مى‌کردند و تخم مى‌گذاشتند.

    در هند، «ایندرا» بود که «ورثرغن» (اژدهاکش) نام داشت. در بابل، «مردوک» بود که «تیامت» را کشت. در یونان باستان، «زئوس»– خداى برین– «تیفون» را مى‌کشد و «آپولو» اژدهاى زمین (پیتون) را و «کادموس» و «برسیوس» با اژدها نبرد مى‌کنند. در «مکاشفه یوحنا»، شرح مفصلى هست از اژدهایى که در آخرالزمان به دست «میکائیل»– فرشته‌ى مقرب– نابود خواهد شد. به او در این جا «اژدهاى بزرگ»، «مار پیر»، «دیو» و «شیطان» نام داده شده است.(9)

    «مسعودى»، در «مروج الذهب»، برداشت هم‌زمانان و گذشتگان خود را از اژدها چنین بیان مى‌کند: «دریاى اقوام عجم، اژدها فراوان دارد، به دریاى روم نیز اژدها فراوان است... به دریاى حبشى و در همه خلیج‌هاى آن اژدها نیست و بیش تر در حدود دریاى اقیانوس نمودار مى‌شود.»

    آن گاه تصوراتى را که قدما درباره ی اژدها داشتند، چنین بیان مى‌دارد: «بعضى برآنند که اژدها بادى سیاه است که در قعر دریاست و چون به هوا مى‌رسد، مانند طوفان به طرف ابرها مى‌رود. مردم چنان پندارند که مارهاى سیاه است که از دریا برآمده است. بعضى دیگر گفته‌اند اژدها جنبنده‌اى است که در قعر دریا به وجود مى‌آید و بزرگ مى‌شود و حیوانات دریا را آزار مى‌کند و خداوند، ابر و فرشتگان را مى‌فرستد تا آن را از میان حیوان دریا بیرون آرند و به شکل مارى سیاه است که برق و صدایى دارد و دم آن به هر بناى بزرگ یا درخت یا کوهى رسد، آن را در هم کوبد، گاه باشد که تنفس کند و درخت تنومند را بسوزد.»

    اژدها، در ادبیات ملت های گوناگون، به معنى و نماد اقتدار، هرج و مرج، ابر، ظلم، استبداد، خشکى و بى‌بارانى، دشمن حقیقت، بت پرستى، جهل، دزدى دریایى و نیز نخستین دریا، باران و آب به کار رفته است.

    اژدها هیولایى است که عموما به شکل خزنده‌اى بال دار و بزرگ توصیف مى‌شود؛ بر فرق سرش برجستگى به‌سان تاج خروس هست و چنگال هایى دهشتناک دارد و از دهانش آتش بیرون مى‌جهد. اژدها به عنوان تجسّمى از اصل شر، همچنین به عنوان غاصب و محتکر آب، همگان را مى‌ترساند و به عنوان خداى زمین و سرور دنیاى زیرزمینى و نگهبان گنجینه‌ها، مورد پرستش قرار مى‌گرفت و گاهى در برکه‌اى که درخت دانش یا حیات بر آن سایه افکنده، ساکن بود و نگهبانى آن درخت را داشت.

    در افسانه‌ها آمده است که Kadmos و همراهانش اژدهایى را به آسمان پرتاب کردند که به صورت فلکى ثعبان درآمد که ستاره قطبى را در بر گرفت. (10) در فارسى نام این صورت فلکى «تنین»، «هستبهر»، یا «هشتبهر» و همان است که در باورهاى عامیانه هندوایرانى ماه و خورشید به هنگام گرفتگى به کام او مى‌روند:

    بر قمر نور پاش رویش به / چون قمر را سیه کند تنین (سنایى)

    نمود اندر شمال خویش تنین / به گرد قطب دنبالش چو پرچین

    اگرچه طبیعت اژدها خشن و بى‌رحم است، ولى جواهرات گوهرهاى شب‌چراغ را دوست ‌دارد و به همین جهت در بسیارى از افسانه‌ها، علاقه‌ى این موجود به گنج و حفاظت از جواهرات، دیده می شود، چنان‌که «عطار» گوید:

    گنج معنى دارى و گنج تو جاى اژدهاست / نقش ایزد را ندارى، نقش تو نقش آزر است

    چون نیست رنج پاى به گنجت درون شدن / بى رنج تب گذار در این گنج اژدها

    نظامى نیز گفته است:

    سپهر اژدهایى است با هفت سر / به زخمى که اندازد از مه سپر (اقبال نامه)

    شد آورد شاه نظر بسته را / مهى از دم اژدها رسته را (همان)

    به تیغ افسر و گاه خواهم گرفت/ بدین اژدها، ماه خواهم گرفت (شرف نامه)

    گفت: مه را به اژدها دادم / کشتم از رشک، خون بها دادم (هفت پیکر)

    دید دودى چو اژدهاى سیاه / سر بر آورده در گرفتن ماه (همان)

    تاج مه در میان، دو شیر سیاه / چون به کام دو اژدها، یک ماه (همان)

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    حمله یک گله اژدها به روستا‌نشینان اندونزیایی

    این اژدهاها « کمودو» نام دارند و گونه‌ای از مارمولکهای عظیم‌الجثه هستند که نیشی کشنده دارند و تلاش می‌کنند با گاز گرفتن پای انسانها آن‌ها را شکار کنند.

    یک گله اژدها که دندان‌های بلند و نیش زهرآلود داشتند به مردم روستایی در اندونزی حمله کردند و تنها توانستند سه نفر را نیش زده و روانه بیمارستان کنند.

    به گزارش مهر، به نقل از پایگاه خبری اندونزی، مدیران حفظ محیط زیست اندونزی هفته گذشته در اطلاعیه‌ای به مردم مناطق روستایی درباره گرسنه‌ بودن این اژدهاها هشدار داده و اعلام کرده‌ بودند احتمال حمله این حیوانات غول پیکر قوت گرفته است.

    این اژدهاها « کمودو» نام دارند و گونه‌ای از مارمولکهای عظیم‌الجثه هستند که نیشی کشنده دارند و تلاش می‌کنند با گاز گرفتن پای انسانها آن‌ها را شکار کنند.

    زیست‌شناسان بر این باورند که نیش این اژدهاها دارای ماده‌ای فلج کننده است و مانند سم عقرب عمل می‌کند یعنی صید پس از یک ساعت از نیش‌زدگی بیهوش می‌شود و صیاد می‌تواند جسد بی‌جان قربانی‌ را بخورد.

    کمودوها 3متر طول دارند و وزن‌شان بیش از 70کیلوگرم است و به راحتی می‌توانند یک انسان 180سامنتی‌متری را با وزن 80کیلوگرم در کمتر از یک ساعت بخورند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها
    اژدها

     

    نیروی درونی را آموزش میدهد ، این نخستین فرم حیوانات در این شیوه میباشد. اژدها یک عنصر معنوی ( روحانی ) و مخلوقی ماورا الطبیعه و مقدس می باشد . نیرومندی و استحکام اژدها باعث گردیده که او به میل خود ظاهر و ناپدید شود ، از این رو اژدها توسعه دهنده اقتدار درونی روح و سمبل پیچش ، چرخش و اراده میباشد

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - اژدها