تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:21:04
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 496 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21754 بار
  • بازدید کل : 558818 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    یتی- افسانه گمشده هیمالیا

    یتی سمبل زشت هیمالیا

    در سال 1951 ردپای عجیبی بر روی یخچال منلانگ مابین تبت و نپال در ارتفاع حدود 6000 متری دیده شد. جای پا 33 سانت عرض و 45 سانت طول داشت، دارای 5 انگشت بود و انگشت داخلی پهنتر و بزرگتر از سایر انگشتان، پاشنه پا تخت و به شکل عجیبی پهن بود. ردپا تازه بود و در تابش نور در حال محو شدن. این همان چیزی بود که در عکسهای ارائه شده نیز مشخص بود، گرچه باور آن دشوار بود و تصاویر شبیه ردپای هیچ حیوان شناخته شده ای نبود.

    مرد برفی

    مردم نپال او را ""راکشاسا"" می نامند که در زیان سانسکریت دیو معنا می دهد. بر طبق نظر آنها داستانهای این حیوان به 4 قرن پیش باز می گردد، زمانی که نام یتی در اشعار ""راما و سیتا"" نقل شده بود. تا سال 1832 دائما از این حیوان اخباری نقل می شد.

    اما معنای نام یتی ""موجود سحرآمیز "" می باشد. گرچه نشریات غربی به اشتباه آنرا مرد برفی منفور معنا کردند و موجب حراس مردم از این ساکن سحرآمیز دشتها و کوههای هیمالیا شدند.

    افسانه ها یتی را به چند شکل وصف کرده اند، رامی 2.5 متر، نیالموت 4.5 متر و راکسی-بومبو 1.5 متر. اما به رغم اختلاف نظر در اندازه این حیوان در مجموع همه آنها به نوعی شکل یتی را یکسان توصیف می کنند: حیوانی با موهای قرمز(البته گروهی مدعیند موهای یتی خاکستری است)، کمی ترسناک و بسیار قوی، عده ای صدای وی را چونان سوت می دانند و عده ای نعره زن وصف می کنند، گروهی نیز صدایش را چون شیهه شیر می دانند. شایع است یتی علاقه زیادی به الکل دارد!.

    البته چیزهای نامشخص بسیاری در مورد یتی نقل می شود و واقعا معلوم نیست حقیقت دارد یا نه!. گروهی معتقدند یتی بازمانده انسانهای اولیه است، که حدود 500.000 سال قبل به کوههای هیمالیا پناه آورده. تئوری دیگری یتی را نسل قدیم مردمانی می داند که برای رهایی از دست دشمنان به کوهها فرار کرده اند. اما عده ای که به این حرفها اعتقادی ندارند می گویند، جای پاها متعلق به خرس یا میمونها می باشد.

    کوهنوردان و یتی

    اما کوه نوردان و گروههای نخستین اعزامی به هیمالیا نیز با داستان یتی درگیر بودند، از جمله ادموندهیلاری نخستین فاتح قله اورست. آنها پوستی متعلق به حیوانی را یافتند که امروزه قسمتی از آن بعنوان پوست یتی در صومعه دهکده کومجونگ نپال نگهداری می شود. پوست متعلق به حدود 300 سال قبل بوده، 20 سانت عرض و 65 سانت طول دارد. گرچه دانشمندان آنرا به بزهای کوهی که پیشتر در شرق آسیا می زیستند نسبت می دهند.

    البته گروههای زیاد دیگری هم بودند که در مورد این حیوان مطالبی را عنوان نمودند، اما کمتر مستنداتی در این مورد ارائه گردیده است. مگر چند عکس از ردپای حیوانی ناشناخته. بدین شکل عدم وجود اسناد موجب شد تا در سال 1961 دولت نپال رسما وجود یتی را نفی نماید و آنرا تنها افسانه بداند.

    یتی اینک بعنوان یک سنبل ملی برای مردم تبت و نپال شناخته می شود و البته عاملی است برای کسب درآمد ایشان، ضمن آنکه عکس فرضی این حیوان بر روی پوسترها و تمبرها نیز نقش بسته.

    منبع:

    http://www.pantheon.org

    http://www.ncf.carleton.ca

    http://www.unmuseum.org/yeti.htm

    http://web.ncf.ca/bz050/messner.html

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - یتی
    یتی

     یتی (به تبتی: Migo, gYa’ dred ) یا مرد برفی موجود افسانه‌ای ساکن در کوه‌های هیمالیا و (کشورهای نپال و تبت است. بنا به داستان‌ها او جثه‌ای به بزرگی یک خرس بزرگ سفید دارد و همانند انسان بر روی دو پا راه میرود گفته می‌شود که بومیان و کوهنوردان در هوای بد کوهستان یتی را گه گاه میبینند گفته می‌شود که گاهی به مردمان گمشده د رکوه کمک می‌کند.

    از این موجود با نامهای "بزرگ پا" Big Foot و Sasquach هم نام برده شده است. بسیاری از انسان‌های کنجکاو و حتی دانشمندان بدنبال ردپاهای "یتی" هستند.برخی دانشمندان انسان شناس یتی را با "ژیگانتوپیتکوس" که موجودی باستانی، انسان نما ومنقرض شده از گونه پریماتها میباشد مشابه دانسته اند.(کتاب: Anthropology-Ember& Ember/2002 فصل 5)

    برخی شواهد بدست آمده نشان می‌دهد که احتمال وجود موجودی مانند یتی، نه تنها در تبت، که در کلرادو (ایالات متحده) نیز میرود. پژوهشگرانی که در زمینه چنین موجوداتی تحقیق می‌کنند با تشکیل انجمن ها و سایتهای گوناگون نتایج تحقیقات خود را بعموم علاقمندان ارائه مینمایند:http://www.bfro.net The Bigfoot Researchers' Organization تصاویرو شواهد گوناگونی از این موجود ارائه شده که همه آنها واضح و قابل اثبات نیستند، اما برخی از آنها تامل برانگیزند و این امکان را میدهند که روزی افسانه یتی به حقیقتی علمی بدل گردد و شاید انقلابی در کشف مراحل تکامل پریماتها و بویژه انسان پدید آورد .

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - یتی
    جای پای 20 سانتی غول پشمالوی هیمالایا پیدا شد

    یک گروه تحقیقاتی ژاپنی موفق به کشف ردپای «یتی»، غول پشمالوی کوهستان هیمالایا شدند.

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، «یوشیتر و تاکاهاللی» ـ رییس گروه تحقیقاتی ژاپنی ـ در زمینه پروژه «یتی» گفت: گروه تحقیقاتی ما توانست یک ردپا را به طول 20 سانتیمتر که شبیه به ردپای «یتی» غول پشمالوی کوهستان هیمالایاست، پیدا کند.

    وی افزود: گروه هفت نفری ما چند ماه است که به دنبال این ردپاهای گشت و کشف این ردپا تجربه بسیار خوبی برای گروه بشمار می‌رود.

    گروه هفت نفری ژاپنی، 42 روز است که در ارتفاع هفت هزار و 661 متری دوآلاگیری پنج به سر می‌برند و با کشف این ردپا تقریبا برای پایین آمدن از قله آماده هستند، چرا که این ردپا به اندازه کافی مشخص بوده و قابل اثبات است.

    آقای «تاکاهاسی» در ادامه افزود: من و گروهم چندین سال است که برای مطالعه ردپاها و یافتن ردپای «یتی» به هیمالایا صعود می‌کنیم و در این مدت تاکنون به ردپاهای حیواناتی نظیر خرس، گوزن، گرگ و ببر سفید برخورد کرده‌ایم و به همین دلیل می‌توانم با صراحت بگویم که این ردپا، ردپای «یتی» غول کوهستان هیمالایا است.

    «یتی» همانند انسان بر روی دو پا راه می‌رود و یک متر و 50 سانتیمتر قد دارد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - یتی
    افسانه یتی در اورست دوباره زنده شد

    یک مجری تلویزیونی آمریکایی می گوید ، او و اعضای تیمشردپاهایی را در منطقه اورست در نپال یافته اند که مشابه ردپاهای موجود افسانه ای «یتی» است. با کشف این ردپاها باردیگر افسانه مرد برفی هیمالیا و اورست مشهور به «یتی» زنده شده است.

    به گزارش شبکه BBC ،‌ جاش گیتس، مجری آمریکایی که به همراه تیم خود در منطقه اورست سرگرم تهیه یک مجموعه تلویزیونی به نام (Destination Truth ) در مورد موجودات افسانه ای است، می گوید، جستجو برای یافتن یتی را شب ها و با کمک چراغ قوه انجام داده است زیرا افرادی که ادعا می کنند این موجود عظیم الجثه انسان نما را دیده اند، می گویند هنگام شب او را مشاهده کرده اند.

    با اینکه تیم گیتس موفق به مشاهده یتی نشده است، اما یکی از اعضای نپالی گروه او سه رد پا کشف کرده است.

    این ردپاها که چهارشنبه گذشته کشف شده اند هیجان زیادی را در کشور نپال برانگیخته اند.

    جاش گیتس به BBC گفت ،یکی از این رد پا ها که ردی تازه و دست نخورده است ۳۳ سانتیمتر طول و ۲۵ سانتیمتر عرض داشته است. رد دیگری که کشف شده، جای یک پاشنه پا و دیگری ردی نامشخص تر است.

    گیتس می گوید رد پای کشف شده که اثر ۵ انگشت نیز در آن دیده می شود، مشخصاتی انسانی دارد.

    او گفت ، این ردپا ساختگی به نظر نمی رسد و به علاوه فکر نمی کند که رد پا به جانوری مانند خرس تعلق داشته باشد.

    اما در عین حال خود گیتس می گوید که اعتقاد چندانی به وجود یتی ندارد و نمی داند در مورد این رد پاها چه توضیحی دهد.

    تیم جاش گیتس از این رد پاها قالب برداری کرده است و دانشمندان آمریکایی این قالبها را مطالعه خواهند کرد.

    نخستین گزارش های مربوط به مشاهده یتی، به صدها سال پیش باز می گردد. برخی از قدرت های خطرناک این موجود افسانه ای روایت کرده اند و برخی دیگر او را دارای قدرتی محافظ و کمک کننده دانسته اند.

    در یک صومعه بودایی در نزدیکی اورست، جمجمه ای نگه داری می شود که گفته شده به یتی تعلق دارد.

    دانشمندانی که آنرا مطالعه کردند گفتند که این جمجمه از پوست آهو ساخته شده است، اما برخی کارشناسان دیگر با نظر آنها مخالف بودند.

    در دهه 1950 میلادی یک کاوشگر بریتانیایی به نام اریک شیپتون از رد پاهایی به جا مانده در برف عکس گرفت که برخی با قاطعیت آنها را ردپاهای یتی می دانند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - یتی
    حراج عکسهای یتی

    فروخته شد ... به مردی باانگشتهای پشمالو

    درسال 1951 زمانیکه هنوزکسی قله اورست را صعود نکرده بود و یک "مسابقه" بین المللی برای تعیین اولین صعود کننده به قله درجریان بود، اریک شیپتون رهبری یک تیم تحقیقاتی، به منظوربررسی مسیری ازنپال به سمت اورست را برعهده داشت . این پنجمین باری بود که ازآن مکان دیدن می کرد.

    تیم شیپتون متشکل ازمایک وارد، بیل موری، تام بردیلون ، ادموندهیلاری ، ارل ردیفورد، آنگ ترکی، پاسانگ بوتیا، نیما، تنسینگ پدروتعدادی شرپا بودند

    بعد ازموفقیت درتعیین مسیری ازسمت جنوب به سوی قله، تیم آنهابه کاتماندو بازگشت تا اقدام به یافتن راه فرعی جهت تحقیق درخصوص قلل گواری سانکار درحوضه رودخانه منلانگ(که تا مدتها اشتباها" تصورمی شد که اورست است) نماید. دراین مکان بود که شیپتون، مایک وارد و تنسینگ پدر به رد پاهای عجیبی برخوردند

    اریک شیپتون می گوید

    آنجا یکی ازآبرفتهای یخی حوضه رودخانه ملانگ بود. درارتفاعی حدود 5791 متر در اواخر بعد ازظهرما به آن ردپاهای شگفت انگیزروی برف برخوردیم که درج خبرآن باعث ایجاد شورعجیبی درجمعیت بریتانیا شد. چیزی بیش ازیک مایل یا یک مقدار بیشتر. ردپاها را دنبال نکردیم زیرا هرکدام بار زیادی را با خود حمل می کردیم وگذشته ازاین ما به مرحله ویژه ای درتحقیقات خود برروی حوزه رودخانه رسیده بودیم. من درگذشته تعداد زیادی ازاین ردپاهای شگفت انگیزرادیده بودم و سعی کرده بودم آنهارا دنبال کنم ولی همیشه روی یخ رفتها وسنگهای نواحی یخچالی آنها را گم می کردم. این ردپاهای جدید خیلی تازه بنظرمی رسیدند، احتمالا" چیزی بیش از24 ساعت ازعمرآنها نمی گذشت. وقتیکه موری و بوردیلون چند روزبعد به دنبال ما آمدند ردپاها تقریبا" دراثرذوب شدن محوشده بود

    تنسینگ پدرکه شک نداشت موجوداتی که این ردپاها را ایجاد کرده اند " یتی " یا " مردوحشی" هستند (حداقل دوتابودند) به من گفت که دوسال پیش او وعده ای شرپا یکی ازآنها را درفاصله ای حدود 23 متری در تیانبوچه دیده است. اوآنرا نیمه انسان ونیمه وحشی توصیف کرد. قدی حدود 70/1 متر و سری دراز داشت، بدنش پوشیده ازموهای قهوه ای متمایل به قرمز ولی صورتش بدون مو بود. دراواخرماه نوامبر وقتیکه به کاتماندو رسیدیم، به زبان نپالی او را سئوال پیچ کردم (زبان هندی را نیز امتحان کردم) شکی درصداقت وی وجود نداشت . هرچه بود بنظرمی رسید که متقاعد شده که آن موجود نه خرس است ونه میمون ، البته باهردونوع حیوان یاد شده آشنائی کافی داشت

    آنهادوریین ها رابیرون آوردند، تبریخ و پوتینهایشان راکنارردپاها برای مقایسه گذاشتند و ازردپاهای یتی یکسری عکس گرفتند که با راه یافتن به روزنامه های بریتانیائی غوغائی ایجاد کرد

    عده ای آنراباوروبرخی نیزآنرا دروغ پنداشتند

    ازاین میان جهانگردان معروف محو اعتقاد سرد هیمالیائیها به غول برفی شده و راهی " جستجو برای یتی" شدند. سرادموندهیلاری درسالهای 61-1960 تیم کوهنوردی وهیمالیاشناسی خود راهدایت می کرد. اونیزردپاهائی یافت وباپوست سریک یتی که درجعبه ای درمعبد کومجونگ نگهداری می شد، یک پوست ومقداری استخوان برگشت. بررسیهای علمی برروی این اقلام ثابت کرد که همگی "جعلی" می باشند. پوست متعلق به خرس آبی هیمالیائی بود، استخوانها ازمجموعه متنوعی ازجانوران گرفته شده بود وپوست سرکه هیلاری آنرا باخود به پاریس – لندن وشیکاگو برای ارزیابی تخصصی توسط برترین جانورشناسان دنیا برد صراحتا" چیزی سوای هرنوع حیوان تشخیص داده شد

    رینهولد مسنر نیزمطمئن بود که درسال 1986 یک یتی دیده است و راهی جستجوی مشهورخود برای یافتن این موجود شد، بعداز12 سال او به این نتیجه رسید که یتی درنهایت احتمالا" یک خرس قهوه ای تبتی(هیمالیائی) است

    واما درباره ردپاهائی که درسال 1951 مشاهده شده بود. بعضی معتقد بودند که که شیپتون خیلی ساده اطراف ردپاهای خود را برای شوخی قالبگیری کرده است. اما مایکل وارد یکی ازاعضاء تیم درصحت عکسها وداستان آن اصراردارد. اواعلام کرد که ردپاها به هیچ وجه دروغین نیستند. وارد درمقاله ای جالب درروزنامه طب وطبیعت وحشی ازجزئیات آن روزمی گوید، ولی نتیجه ای متفاوت درخصوص منشاء این ردپاهامی گیرد. اوصراحتا" ادعامی کند که ردپاها توسط بومیهای کوهستانهای هیمالیا که پاهای زمخت وکج وکوله ای دارند ایجادشده است. مقاله او ده سال پیش انتشاریافت

    وهنوزیک باور نا متزلزل درمورد یتی پایدارمانده است

    در 26 سپتامبر 2007 کریستی عکسهای معروف یتی که اریک شیپتون و یا هم تیمی او مایکل وارد درسال 1951 گرفته بودند را به حراج گذارد. عکسهائی که درواقع چیزی جز ردپاهای انسان نبوده اند این عکسها باقیمت پایه 2500 پوند به بالا به حراج گذاشته شدند

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - یتی
    مسنر و یتی

    افسانه یتی درسال 1832 آغازگردید، وقتیکه یک طبیعی دان بریتانیائی ازیک موجودپشمالوی شبیه به میمون که درمناطق پربرف هیمالیازندگی می کرد، خبرداد.صبورانه اطلاعات جمع آوری می شد، محتاطانه ممکنها از غیر ممکنها بیرون کشیده می شد، مسنرنتیجه گرفت که یتی یک ساختارادارکی ، سنت وموضوع جانورشناسی است ."درجستجوی یتی" یک داستان ماجراجویانه است که شبیه بقیه نیست ، مارابیشتربه حقیقت آنسوی یک افسانه نزدیک می کندوباعث می شودکه درک کنیم که چراآن چه که درمسیراو درشرق تبت درآنروزدرسال 1986 بود، برای همیشه درذهن اوباقی ماند. راینولد مسنر

    مسنر و یتی

    من قلل هیمالیا را صعود کرده ام ویتی را چهار بار دیده ام.راینولد مسنر

    یتی خوابیده بود، کوهنوردان به آرامی به او نزدیک شدند، پاورچین به بیست متری اورسیدند بنابراین قادر به عکاسی وفیلمبرداری ازاوبودند. حدودسه دقیقه بود که به اوخیره شده بودند.

    ""او بیدار شد و ما را دید، حالت نگاه کردن او به مامثل بچه ای بود که برای اولین بار کسی را دیده است . چشم در چشم هم دوختیم ، حتی می توانستم او را لمس کنم ، او بلندشد و آنجا را ترک کرد"".

    تصور کنید اولین ملاقات واقعی مستند بین انسان ویک گونه حیاتی جدید، یتی غول برفی معروف ، او چگونه مخلوقی است؟ یک موجودمهربان خجالتی ، دیداری توأم با صلح وعدم درک متقابل؟.

    کوهنوردایتالیائی رینهولدمسنر مدعی است که دقیقا"یتی چنین موجودی بود. ومی گوید با او مواجه شده است نه یکبار بلکه چهار بار، یکبار آنقدر نزدیک به او بود که می توانست او را لمس کند. از همه مهمتر او مدعی است که از این موجود و یک یتی مادر که از بچه خود مراقبت می کرده و نیز یک اسکلت یتی عکس نیز گرفته است، مسنر می گوید اوخجالتی است، تقریبا" 2 متر قد دارد. شبها می آید تا گوسفند ویاک (گاوتبتی) شکار کند، یتی با همنوعان خود از طریق صدائی شبیه به سوت زدن ارتباط برقرار می کند.

    یتی غول بی آزار وخیالی هیمالیا در موقعیت جذابی قراردارد که علم را با تفکرات امیدوار کننده روبرو ساخته است . اکثر دانشمندان یتی را به این دلیل که یک موجود خیالی است و حاصل هوای رقیق کوهستان، توهم ارتفاع و افسانه های تبتی ها است به کناری گذاشته اند ولی فوق العاده خواهدبود اگر واقعیت داشته باشد. اویکی از مخلوقاتی است که اکثر ماآرزوی واقعیت داشتن او را داریم. اگر مسنر عکسها و قیلم ویدئویی خود را ارائه دهد، اولین مدرک مستند از این موجود است که چند دهه ویا شاید حدود150 سال است که اخباری درمورد او گفته می شود ولی هنوز عنوان افسانه به آن اطلاق می گردد. ادعایی خارق العاده، البته هنوز مسنر نیز یک مرد خارق العاده در دنیای کوهنوردی است . او واقعا" یک افسانه است ، سرشناسترین هیمالیانورد برای همه نسلها، او اولین کسی است که اورست رابدون اکسیژن صعود کرده، شاهکاری که آنرا غیر قابل تصور می پنداشتند و نیز اولین کسی است که به تنهائی آنرا صعود کرد. او اولین کسی است که تمامی 14 قله بلند جهان را هم صعود کرده است . راینولد مسنر متولد 17 سپتامبر 1944 در منطقه ویلنوس در جنوب تیرول ایتالیا اکنون به جایگاهی رسیده که عده کمی از آن برخوردار هستند، او دربرخی از نواحی کاملا"‌ بکر هیمالیا درباره اولین دیدار خود بایتی می گوید: درسال 1986 درشرق تبت بعد از ردیابی جای پاهای پهن 35 سانتی اوبود، در ماه جون سال گذشته یک اسکلت را از یک چادر نشین درجلگه لاداخ مابین هند و پاکستان خریداری کرد، بعدشروع به جستجوی جدی درمحیط اطراف کرد.""برای یک هفته روزی 12 ساعت درمحیطی بدون درخت درحال جستجو بودم ، توقع نداشتم که خیلی زود یکی ازآنها را پیدا کنم، ابتدا ما یک مادر و بچه را دیدیم، من فقط توانستم یک عکس ازپشت سرآنها بگیرم. بچه یتی موی قرمز براقی د اشت و موهای مادر سیاه بود، یتی مادر بیش از دو متر قد و با موهای سیاه چهره ای افسانه ای داشت ، وقتیکه ما را دیدند ناپدید شدند"".

    دو روز بعد مسنر و همراهان او برای فیلمبرداری ازیتی که خوابیده بود عازم شدند، آیا این ممکن بود؟ بدون تردید تبتی ها و شرپاهای نواحی اطراف قله اورست قویا" معتقدند که یتی وجود دارد ولی علیرغم اخبار مربوط به ردپاها و رؤیت متناوب او یافتن مدرک مستند برای اثبات وجود یتی بسیار سخت است .

    وجود یتی در غرب از سال 1832 زمانیکه یک انگلیسی درنپال زندگی می کرد و شنید که موجودی که شق و رق حرکت می کند و بدن او پوشیده از موهای بلند مشکی است ، شایع شد. اسامی دیگری که بر روی او گذاشته اند متوخانگمی، میرکا، سوگپا و میگو است . اولین اسم او به معنی آدم برفی مزخرف است ولی باعث این نامگذاری ترجمه غلط یک روزنامه نگاردرسال 1921 درخصوص گزارش تیم اعزامی به اورست بود که سبب شد این اسم به روی این موجود بی نوا گذاشته شود درصورتیکه او بیشتر مهربان و خجالتی است تامزخرف. درآن سال 32 شاهد شامل شش کوهنورد انگلیسی و 26 شرپا ردپاهای یتی را مشاهده کردند اگر چه شرح دیگری درخصوص خرسها، بزها و یا پلنگ برفی نیز داشتند. درسال 1953 زمانیکه تیمی که به اورست اعزام شده بود موفق به صعود قله شد مسئول صومعه که یک لاما بودایی بود به سرجان هانت گفت جائی که او کمپ را برقرار کرده بود در سال گذشته یک یتی درحال برف بازی در علفزار دیده شده است و بعلت سر و صدای بوق های شیپوری (راهبان با کمک بوقها مردم را از زمان عبادت با خبر می کنند) متواری شده است. درسال 1960 سر ادموند هیلاری پوست یک یتی را از یک شرپای روستائی قرض گرفت ولی در بررسی که بر روی آن انجام شد مشخص شد که پوست متعلق به یک بز هیمالیائی می باشد. دکتر کارل شوکر جانور شناس انگلیسی و متخصص در زمینه یتی می گوید در ادعاهای مسنر مواردی دال بر واقعیت وجود دارد. او می گوید یتی در بیش از 2000 کیلومتر از نواحی هیمالیا، ازپاکستان تا هند و تبت و حتی بوتان دیده شده است . آنها از سه گونه تشکیل شده اند نوع اصلی یتی قرمز است نوع بلندتر آن مشکی است و تعدادی از مشاهده ها حاکی از وجود نوع کوچکتر که زیر شاخه ای از قرمز است را اعلام می نماید. مشاهدات مسنر تائیدی است بر دسته بندیهای فوق.

    گونه قرمز یک یتی جوان است که پس از رشد صاحب موهای مشکی می شود. مشکل بزرگ در باور وجود یتی این است که هیچ موجودی تنها متکی به خود نمی تواند ادامه حیات دهد، برای جلوگیری از انقراض به یک کلنی یا اجتماع دست کم 50 نفره اگر نگوئیم 100 نفر برای زاد و ولد نیاز است . مسنر معتقد است یتی از مخاطرات فاصله زیادی دارد. ""من تخمین می زنم که هزاران یتی در هیمالیا وجود دارد"". البته مشکلات بزرگ دیگری نیر در تائید وجود این مخلوق وجوددارد، اوبه منابع غذائی نیاز دارد، طبق ادعای مسنر او یک گوشتخوار است ، هنوز اخباری دال بر گم شدن گاو و گوسفندها وجود دارد اگر چه کریس بانینگتون کوهنورد معروف انگیسی که مسنر و ناحیه مذکور را کاملا" می شناسد منکر وجود مشکل غذا در آن مناطق است. اومی گوید: ""نواحی شمال شرقی اورست به نحو عجیبی بکر و دور افتاده است و اکثرا" غیر قابل عبور بخاطر جنگلهای انبوه است "". ولی همین جنگلهامی توانند منبع غذا و سر پناه و به موازات آن مکانی برای روئیت این موجودات محسوب شوند. به تعبیری یتی درماوراء راههای برفی که برای عبور از یک ناحیه به ناحیه دیگر درست شده است، برای فرار از خطر زندگی می کند.

    دستاورد قهرمانیهای مسنر در کوهنوردی قصری است درآلپ ایتالیا و او امیدار است که موزه ای از یتی تاسیس کند که یافته های او را به نمایش گذارد. ولی او هنوز هیچ مدرکی را نشان نداده است و باید در کتابش مدارکی را که مدعی است تهیه کرده ببینیم. درنهایت شانس بد یتی خواهد بود اگر وجود او اثبات شود.

    بدون شک کسی قادر به اصرار و تحریک برای شکار یکی ازآنها نخواهد بود. اگر وجود دارد مطمئنا" مثل یاکها (گاوتبتی) خود را با هوای رقیق و ارتفاع زیاد کوهستان وفق داده است. یاکها اگر به ارتفاع همسطح دریا برده شوند شاید بمیرند، ششهای آنها نمی تواند هوای غلیظ راتحمل کند. اینچنین است که یتی آخرین حر به خود را بر علیه ما برای حفظ راز تنهائیش بکار بسته است .

    دیلی میل : فایل اطلاعات یتی

    اندازه : حدود 198 سانتیمتر، وزن حدود200 کیلوگرم از روی گفته های افرادی که مدعی اند او را دیده اند و از عمق ردپاهای آنها محاسبه شده است .

    ردپا: آنهائی که دیده شده است حدود35 سانتیمتر پهنا و50 سانتیمتر طول دارند.

    محل زندگی : 2000 کیلومتر محیط وسیع هیمالیا به مرکزیت اورست، اکثر مشاهدات در محیط 2500 تا 3600 متر و عموما" جنگلی بوده است .

    سرعت: 60 کیلومتر درساعت که تقریبا" دو برابر سرعت یک انسان دونده است .

    سبک زندگی: طول عمر حدود30 سال ، تغذیه از گاو و گوسفند، ارتباط از طریق صدائی شبیه سوت و فعالیتهای او شبانه است.

    منشاء: احتمالا" بازمانده ناندرتالهائی هستند که به مرکز آسیا در38000 سال پیش عقب نشینی کرده اند.

    مو: معمولا" سیاه و در جوانی قرمز و هنگام کودکی قرمز براق.

    خصوصیات : حالت غیرتهاجمی اولین نکته ای است که از رفتار او برداشت می شود و بیشتر مهربان و خجالتی است .

    اسم : Abominable Snowman اسمی است که بواسطه ترجمه غلط از لغت محلی ""متوخانگمی"" به معنی آدم برفی مزخرف گرفته شده است .

    نکته : ماتنهامی توانیم امیدوار باشیم که ادعاهای مسنر واقعیت داشته باشد زیرا اگر چنین باشد او وجود یک موجود اسرارآمیز (ناپدیدشده ) واقعی راثابت کرده است . این اولین موجود اسرارآمیر "واقعی" است که بطور علمی تائید می شود. از زمانیکه هیوو لمنز لغت cryptozoology به مفهوم رمزشناسی حیوانات ناپدید شده را ابداع نمود بر می گردد به دهه 1950، ادعای اسکلت یتی مهمترین یافته مسنر است وما امیدواریم اجازه دهند تحقیقات اندامشناسی بر روی آن انجام شود.

    .....................

    دریکی ازبزرگترین ماجراجوئی های دوران ما، علاوه برقهرمانیهای مشهوروجهانی اودرکوههای هیمالیا، قطف جنوب وگرینلند رانیزپیاده طی کرد. اونویسنده بیش ازسی کتاب است که به هجده زبان انتشاریافته است ، ازجمله اورست ، افق شیشه ای ، روح آزاد وقطب جنوب . اودریک قصردرآلپ ایتالیازندگی می کند.

    سفربه نواحی کوهستانی فقط ازکسی ساخته است که صاحب قدرت وفنون افسانه ای کوهنوردی اوبرای دوام دراین نواحی باشد، درجستجوی یتی گریزپای رینهولدمسنرمارابه قلمروهای دست نیافتنی وجذاب می برد. منطقه مرزی تاریک که افسانه باجغرافیای بی تجربه مواجه می شود.

    کارولین الکساندر، نویسنده Endurance (استقامت)

    راهم رادرون بوته های سروکوهی خاکستری رنگ ادامه دادم ، ناگهان یک صدای ترسناک شنیدم ، صدای سوت بود، شبیه صدای هشداری که بزهای کوهی به هم می دهند. ازگوشه چشمم نقش یک اندام صاف رادیدم که ازبین درختهابه لبه منطقه صاف ،جائی که علفزارانبوه سرتاسرشیب تندراپوشانده بودمی رفت.اوعجله داشت ، ساکت بود، خم شدودرپشت یک درخت ناپدیدشد، دوباره درنورماه پدیدارشد. چندلحظه ایستادوبرگشت وبه من نگاه کرد. دوباره صدای سوت راشنیدم ، یک صدای خشن وبرای یک لحظه خیلی کوتاه دندانهاوچشمهای او رادیدم.آن موجودبطرزفوق العاده ای رعب آوربود، صورت اویک سایه خاکستری ، اندام اویک طرح تیره پوشیده ازمو، روی دوپای کوتاه خودصاف ایستاده بود، دستهای خیلی قوی داشت که تقریبا" تاسرزانوهایش آویزان بود. بیش ازدومتربلندی قدش بود.

    بدن اوسنگین ترازانسانی به همین سایزبودولی چنان باچابکی وقدرت به سمت لبه سرازیری حرکت کردکه من درآن واحدهم متحیرشدم وهم آسوده خاطر.

    ازمتن داستان درجستجوی یتی نوشته راینولد مسنر

    منبع:

    http://www.ncf.carleton.ca

    http://web.ncf.ca/bz050/messner.html

    مسنر در اتحادیه اروپا

    http://www.europarl.europa.eu/members/archive/

    alphaOrder/view.do?id=4419&language=en

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : موجودات ناشناخته ، حیطه فیزیک - یتی