تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:22:38
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 506 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21764 بار
  • بازدید کل : 558828 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    ویشنو

     

    ویشنو و همسرش لاکشمی

    ویشنو ایزد ایزدان در آئین هندو است که نامش در نوشته‌های مینوی آئین هندو همچون یجور ودا، ریگ‌ودا و باگاوادگیتا رفته است. در پورانا آمده است که وی را رنگ ابرهای آبی تیره است، و او را چهار دست است، که در آن یک برگ نیلوفر آبی، یک گرز، یک صدف حلزونی و یک حلقه گرفته است. در ویشنو سهاسراناما، آمده است که گوهر کنونی در تمام جهان‌های بی شمار بر دست اوست، و ویشنو پرودگار گذشته، حال و آینده و آفریننده آنهاست، او که بر اقیانوس‌ها تکیه زده است، آفرینش را استوار می‌دارد.

     

    منبع

    «ویشنو» ‎(انگلیسی)‎. ویکی‌پدیای انگلیسی. بازبینی‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۰۸.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند
    ناراسیما

    ناراسیما، یکی از نمودهای ویشنو.

     

    در متون کهن هندوها ناراسیما (یا ناراسینگ، به معنای شیرمرد، به خط دواناگرای: नरसिंह) چهارمین نمودیافته از نمودهای ویشنو است که به صورت نیم شیر و نیم انسان ظاهر می‌شود. این باززادهٔ خدای ویشنو برای نابودی یکی از دشمنان او به وجود آمده است. او سر شیر و بدن انسانی دارد و او را شیر-مرد هم می‌نامند.

     

    داستان ایجاد ناراسیما

    آمده است که در روزگاران قدیم اهریمنی قدرتمندی که پادشاه ظالم آسورا (هبران یاکشان) بود به دست صورت دارای ویشنو کشته شد. جای او را برادراش (هیرانیا کاسیپو) گرفت که از او هم ظالم‌تر بود ودر ضمن قدرتمندتر بود و روئین‌تن. او پرستش ویشنو را ممنوع کرد و سزای آن را مرگ قرار داد.

    پسر هیرانیا کاسیپو، پرالاد، فدایی ویشنو بود. او از بی‌حرمتی هیرانیا کاسیپو به ویشنو رنج می‌برد. پدر از علاقهٔ او به ویشنو با خبر شد و او را خواست و گفت: «می‌دانی که ویشنو قاتل عموی توست. او دشمن قسم‌خوردهٔ ما است. او همیشه طرف دیواها را گرفته وبر علیه آسورا بود. چطور چنین ترسویی را می‌پرستی؟ خیلی‌ها شاید از ترس او را بپرستند، تو چرا؟ او در مقابل من قدرتی ندارد. یک روز بالاخره او را می‌کشم.»

    پرالاد گفت: «پدر، ویشنو ارباب جهان است. بی‌آغاز وبی‌انجام است. همیشه بوده و خواهد بود. او منبع زندگی است و بی‌مانند است. از نفرت بی‌دلیل دست بردار او تو را می‌بخشد.»

    پادشاه آسورا خشمگین شد و دستور داد او را بکشند. او را تا گردن در ماسه دفن کردند و فیلی آوردند تا او را لگد کوبد. اما فیل در مقابل او زانو زد. او را از صخره پرت کردند اما ویشنو او را نجات داد.

    پادشاه برای برهما قربانی کرد و وقتی برهما در مقابلش ظاهر شد از او عمر جاوید خواست. اما برهما نپذیرفت. سپس او چنین خواست: «باشد که من نه در روز نه در شب بمیرم. نه به دست انسان نه به دست حیوان نه به دست جاودانان. نه روی زمین نه در آسمان و نه در آب بتوان مرا کشت. نه در درون خانه و نه بیرون خانه بمیرم. و با هیچ اسلحه‌ای هم نتوان مرا کشت.» و دعایش بر آورده شد.

    او یکبار دیگر پسرش را خواست و گفت: «این ویشنوی تو کجاست تا تو را نجات دهد. شاید پشت دیوارها یا ستون‌ها است. او گفت: ویشنو همه جا هست.در زمین ودر آسمان، حتی در در این ستون‌ها». پدر گفت: «اگردر ستون‌هاست، من لگدی به ستون می‌زنم و او را می‌ترسانم. ببین.» او لگدی به ستون زد. ستون شکست و از درون آن موجودی بیرون پرید. موجودی با سر شیر و بدن انسان. او نعره‌ای زد که تمام قصر را لرزاند: او ویشنو بود در چهرهٔ ناراسیمای خودش. او با یک پرش خود را به نزدیک هیرانیا کاسیپو رساند و او را گرفت روی هوا بلند کرد و به در گاه قصر برد. زانویش را بال بردا وپادشاه را روی زانو گذاشت و با پنجه‌های تیزش او را درید. آن زمان غروب بود (نه شب نه روز) ودر درگاه (نه بیرون و درون خانه) او با پنجهٔ ناراسیما کشته شد (نه با اسلحه) و به دست موجودی که (نه انسان بود نه حیوان) و روی زانوی او (نه در زمین ونه در آسمان).

    ناراسیما پیروان پادشاه را هم کشت و فرزندش را جای او گذاشت. پرالاد زمانی طولانی حکم راند و بعد از مرگ به رستگاری رسید.

     

    منبع

    «مدخل ناراسیما». مشارکت‌کنندگانِ دانش‌نامه‌ٔ هنر و ادبیات گمانه‌زن. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۷ ژوئن ۲۰۰۷.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند
    شیوا

    تندیس بزرگی از شیوا در حال مراقبه، در بنگلور.

    ایزد برتر، یکی از پنج شکل خدا

    به خط دوناگری  शिव

    تلفظ در سانسکریت         Śiva

    گونهٔ ایزد        دوا (تریمورتی)

    کاشانه   کوه کیلاش

    ورد ویژه           Aum Namah Sivaya

    جنگ‌افزار            سه‌شاخ (تریشول)

    همسر    ساتی, پارواتی، کالی

    مَرکب    ناندی (گاو نر)

    شیوا (سانسکریت: शिव به معنی نیک‌اختر یا فرخ‌پی) یکی از بلندپایه ترین ایزدان آئین هندو است. شیوا خدای آفریننده، نگهدار آسمان و زمین، نابودکننده اهریمنان، بخشاینده گناهان و بسیارکننده روزیست.

     

    مشخصات شیوا:

     

    چشم سوم

    چشم سوم شیوا که بر پیشانی او قرار گرفته، چشم عقل است که آن را با نام «بیندی - bindi» می‌شناسند. این چشم ورای ظاهر را می‌نگرد. همچنین آنطور که در اذهان عمومی نقش بسته‌است، این چشم سوم با انرژی خاص شیوا که عوامل و گناهان اهریمن را نابود می‌کند نیز رابطه دارد.

     

    گردنبند مار کبرا

    شیوا از مرگ مبرا است و اغلب بعنوان حامی در مواقع اضطراب شناخته می‌شود. او در ازای تندرستی جهان، زهر هلاهل را می‌نوشد. گفته می‌شود مصونیت شیوا در مقابل این زهر، بخاطر مار کبرایی است که همسر او، پارواتی به دور گردن او بسته‌است.

    این مار کبرا، نماینده مرگی است که شیوا بر آن غلبه کرده و همچنین، نماد انرژی خاص مارها است که تحت تسلط شیوا درآمده‌است.

     

    موهای پریشان

    دسته موهای پریشان او، نشان دهنده این است که او ارباب باد یا «وایو» است.

     

    هلال ماه

    شیوا روی سر خود، هلال پنج روزه ماهی را حمل می‌کند. این ماه در نزدیکی چشم سوم قرار گرفته و نشان دهنده این است که شیوا علاوه بر قدرت زایش، توانایی نابود کردن را هم دارد. علاوه بر این، این هلال ماه نمودی از زمان نیز هست.

     

    گنگ مقدس

    گنگ مقدس، رودخانه‌است که از موهای پریشان شیوا جریان یافته و شیوا اجازه داده تا این رودخانه بر روی زمین جاری شده و برای انسان‌ها زندگی به ارمغان بیاورد.

     

    طبل

    طبل شیوا که در دست او قرار گرفته، منبع تمامی صداها و زبان‌ها در جهان است. این طبل را با نام "Damru" می‌شناسند.

     

    ویبوتی

    ویبوتی سه خط از خاکستر کشیده شده بر روی پیشانی است که نشان دهنده جوهره بدی در انسان است (جهل، خودپرستی و خشونت).

     

    خاکستر

    شیوا بدن خود را با خاکستر گورستان پوشانده‌است تا نشان دهد مرگ و زندگی در کنار هم هستند و مرگ نیز، واقعیتی در کنار زندگی است.

     

    پوست ببر

    ببر، جانور دست‌آموز شاکتی، ایزد توان و نیرو است. شیوا بالای هر نوع نیرو و قدرتی است؛ او ارباب شاکتی است؛ بنابراین پوست ببری که او به تن دارد نشان دهنده این است که او بر هر قدرتی پیروز است. همچنین ببر نماینده شهوت است. شیوا پوست ببر به تن دارد تا نشان دهد بر شهوت نیز غلب آمده‌است.

     

    پوست فیل و گوزن

    فیل‌ها نماینده غرور هستند. شیوا پوست فیل به تن کرده تا نشان دهد بر غرور پیروز شده‌است. همچنین گوزن نماینده ذهنی است که نمی‌تواند تمرکز کند. شیوا پوست گوزن پوشیده تا نشان دهد ذهن خود را کنترل می‌کند.

     

    رودراکشا

    شیوا بندهایی به دور مچ دست خود بسته‌است که به نظر می‌رسد کاربرد درمانی دارند.

     

    عصای سه شاخه

    عصای سه شاخه شیوا، تریشول نشان دهنده سه عملکرد ویژه هستند: خلق، نگهداری و مرگ. این عصا در دست شیوا، نشان دهنده این است که تمامی این قدرت‌ها در کنترل او هستند. برداشت دیگر این است که این سه شاخه، نماینده گذشته، حال و آینده هستند که نشان می‌دهند زمان در کنترل شیوا است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند
    رودخانه سرسوتی

    رودخانه سرسوتی رودخانه ای اساطیری است که در سنسکریت به نام رود ساراسواتی و در زبان اوستایی بنام هروخوتی آمده است و معنی دارنده آب هارا میدهد.این نام به اساطیر هندوایرانی باز میگردد که بر این باور بودند که رودخانه ایست که از کوهی بسیار بلند در مرکز زمین سرچشمه میگیرد و در نهایت به دریای کیهانی یا همان فراخکرت میریزد.منطقه ی هرخوتی منطقه ای پرآب در افغانستان امروزی است که برخی بر این باورند که شاید خاستگاه این اسطوره باشد.این منطقه را همان رود ارغنداب می دانند.این نام با نام ایزد سرسوتی در هند و همتای ایرانی اش آناهیتا مرتبط است و هردوی آن ایزدان ایزد باروری و آب ها نیز بشمار میروند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند
    دورگا

    ایزدبانوی کین‌خواهی / پیروزی

    به خط دوناگری  दुर्गा

    به خط بنگالی     

    দুর্গা

    گونهٔ ایزد        اوتار دوی

    کاشانه   کوه کیلش

    ورد ویژه          

    Om Dum Durgayei Namaha Om Aing Hring Kling Chamundayei Vichche

    جنگ‌افزار            سه‌شاخ، چکرام، شمشیر، مار، صدف حلزونی، گرز، کمان، تلوار (شمشیر بلند)، نیلوفر آبی، آذرخش

    همسر    شیوا

    مَرکب    داوون (ببر یا شیر)

    دورگا، یکی از ایزدبانوان سه گانه در اساطیر هند است.

     

    برخی شاخه‌های مذهب هندوئیسم بر این عقیده‌اند که با کمک سرسوتی و پارواتی، دورگا بصورت تجسمی جدید از لاکشمی زاده شده است.

    اغلب دورگا را بصورت زنی جنگاور، سوار بر شیر یا ببر تصویر کرده‌اند که چندین دست دارد و سلاح‌های گوناگونی در مشت می‌فشارد.

    این تصویر از او، دورگا را بصورت نمادی از انرژی و قدرت زنانگی نشان می‌دهد.

     

    منابع

    «دورگا» ‎(انگلیسی)‎. ویکی‌پدیای انگلیسی. بازبینی‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۰۸.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند
    پرجاپتی

    پرَجاپَتی (پراجاپاتی هم نوشته‌اند) ایزد-پدر نخستین در آئین هندوئیسم و همپای زُروان، ایزد-پدر نخستین در ایران است.

     

    آفرینش در ریگ‌ودا

    اسطوره اصلی ریگ‌ودا اسطورهٔ آفرینش است که به چندین شیوه ارائه شده‌است.

     

    افسانهٔ اصلی آفرینش در ریگ‌ودا

    شیوهٔ غالب آن است که جهان از آشوب ازلی ناشی شد تا هنگامی که سرور خدایان ایندرا، خدای باران و خدای خورشید ویشنو و خدای زمین را از آسمان جدا ساخت. سپس، خورشید برآمد و از آن نقطه، ناف زمین به صورت ستونی عمودی برخاست تا آسمان و زمین را از هم جدا نگاه دارد. این ستون محور جهان به شمار می‌رود.

    اکنون سه جهان وجود داشت: آسمان، زمین و اثیر جداکننده. روایت است که ویشنو این سه جهان را با سه گام بزرگ خود اندازه گرفت (آفرینش از دیدگاه ودایی). علی‌رغم اشارات مبهمی که دربارهٔ جهان فرودین در این اساطیر وجود دارد در ریگ‌ودا، اشارات زیادی در این‌باره مشاهده نمی‌شود. خورشید، شب هنگام، در زیرزمین در حرکت است و صبح‌گاهان، از شرق باز می‌گردد و این نقش آینه‌گون جهان (جهان درخشان) به توسط وارونا فرمانروایی می‌شود که خدای نظم کیهانی و سرور آب‌هاست. در ادبیات متأخر، جهان‌ فرودین، سرزمینی تاریک و زیستگاه دیوان به شمار می‌رود.

     

    افسانهٔ پوروشا

    یک سرود متأخر ودایی، گونه‌ای دیگر از آفرینش را بدین‌گونه توصیف می‌کند. موجودی کیهانی به نام پوروشا، به هنگام قربانی آغازین، اعضای بدنش از هم جدا می‌شود و از بخش‌های جدا شدهٔ بدن وی، جهان هستی و چهار طبقهٔ نظم اجتماعی شامل راهبان، جنگجویان، تودهٔ مردم و خدمتگزاران شکل می‌گیرند. صورت متأخرتر و انتزاعی‌تر یک سرود دینی دربارة آفرینش می‌گوید: جهان از نیستی پدید آمده‌است و در آغاز، نه روز بود و نه شب، نه مرگ بود و نه بی‌مرگی. سپس، از میان تاریکی‌ها و سیل آغازین، آرزو تولد یافت، اما حتی خدایان نیز خاستگاه این آفرینش را نمی‌شناختند، زیرا آنان، پس از آفرینش جهان ظاهر شدند.

     

    افسانهٔ پرجاپتی

    به تدریج، یک خدا به نام پرجاپتی به عنوان خالق و سرور موجودات شناخته شد که بعدها، نام برهما به خود گرفت. در ریگ‌ودا، خدای آسمان با دخترش می‌آمیزد و نطفهٔ او در سپیده‌دم بر زمین می‌ریزد. تا روزگار برهماناها، این عمل به پرجاپتی نسبت داده‌می‌شد که در متون کهن به عنوان خدای «زرین تخمه» مشهور بود. نطفهٔ زرین او در آب‌های کیهانی ریخت و پرورش یافت به دو نیم شد: پوستهٔ فرازین آسمان را تشکیل داد و پوستة زیرین، زمین را شکل بخشید، در حالی که خورشید زردهٔ زرین آن بود. حتی در کیهان‌شناسی متأخرتر هندی، جهان را تخمهٔ برهما می‌خوانند و به صورت‌ گویی بسته تلقی می‌کنند.

    اشارهٔ ضمنی به آفرینش از طریق زنای با محارم بعدها، در برهماناها، شایع شد و پرجاپتی سه پسر، یعنی (آتش، باد، خورشید) و سپس، ماه و یک دختر یعنی سپیده‌دم را که آرزو و دنبال کرده‌بود. فراز آفرید. دختر از چنگ او گریخت و به شکل ماده آهو درآمد ولی پرجاپتی، شکل گوزن‌ نر به خود گرفت. دختر ماده گاو شده و او به صورت نره‌ گاو درآمد. دختر اسب ماده شد و او نریان گردید و بدین صورت بود که همهٔ موجودات، حتی مورچه‌ها آفریده‌شدند. پسران پرجاپتی نیز سپیده‌دم را آرزو کردند و تخمه‌های خود را بر زمین ریختند ولی صورت خدایی درنده، به نام رودرا، به خود گرفت. در برخی از اسطوره‌های دیگر نقل‌است که خدایان از عمل زشت پرجاپتی غمگین شدند و برای تنبیه پرجاپتی، رودرا را آفریدند. خود رودرا، در اسطوره‌شناسی متأخر هندویی، خدایی است که تخمه‌های زرین او برزمین ریخت و خدای اسکاندا بوجود آمد.

    بعدها در روایاتی از اسطوره‌های آفرینشی، چندین مفهوم اساسی درهم ادغام شد. در آغاز آب‌های نخستین، آرزوی افزایش کردند و سپس آن‌ها خود را گرم نمودند تا تخم زرین ایجاد کنند و از آن پرجاپتی تولد یافت. سپس او نام‌هایی برای زمین، اثیر و آسمان ساخت، و از کلمه‌ها، خود آن مفاهیم، هستی یافتند. وی آرزوی فرزند کرد و پدر خدایانی شد که با رسیدن به آسمان صورت الهی به خود می‌گرفتند و دیوان که تاریکی و شرّ را موجب می‌شدند، پرجاپتی را مجبور ساختند، تا آنان را از پای درآورد.[۱] [۲]

     

    پانویس

    ↑ «اسطوره‌های آفرینش ودایی». بازبینی‌شده در ۲۶ خرداد ۱۳۹۰ خورشیدی.

    ↑ کاوندیش، ریچارد. کاوندیش، اسطوره شناسی:دایره‌المعارف مصوّر اساطیر و ادیان مشهور جهان. ترجمهٔ بهزادی، رقیه. چاپ اول. تهران: نشر علم، ۱۳۸۷.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند
    اشوین‌ها

    اشوین‌ها{{سانسکریت|अश्विन aśvin-؛ دوگانه:aśvinau) برپایهٔ اساطیر هندو در ریگ‌ودا دوقلوهای مینوی اسپ‌سوار می‌باشند. آنان پسر سرنیه ایزدبانوی ابرها و همسر سوریا می‌باشند. این ایزدان ودایی نماد غروب و طلوعند و پیش از فرو رفتن خورشید با گردونه‌ای زرین در آسمان پدیدار شده و برای مردمان گنج آورده و ورشستگی و ناخوشی را دورمی‌سازند.

    آشوین‌ها را می‌توان با کستور و پولوکس در اساطیر روم و یونان سنجید. نزدیکترین خویشاوندان آنان اشوینیای در اساطیر لیتوانیایی می‌باشد.

    آشوین‌ها پزشکان جهان خدایانند و دیوان پزشکی آیورودا. این هر دو را در ریگ‌ودا ناستَیئو nāsatyau به معنای مهربان می‌خواندند، سپس یکی را نستیهNasatya و دیگری را دَسره Dasra نامیدند. از آشوین‌ها در ریگ‌ودا ۳۷۶ بار نام‌ برده شده‌است.

     

    منبع

    Wikipedia contributors, "Ashvins," Wikipedia, The Free Encyclopedia, //en.wikipedia.org/w/index.php?title=Ashvins&oldid=454031223 (accessed October 17, 2011).

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اساطیر ، اساطیر هند