تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:13:13
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 450 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21708 بار
  • بازدید کل : 558772 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    راز سر‌های بی‌بدن فاش شد

    جزیره ایستر، جزیره افسانه‌های پر رمز و رازی است که به حقیقت تبدیل می‌شوند...

    این خبر جالب است! با خواندن آن از خودتان می‌پرسید: چرا کسی تا حالا به این فکر نیفتاده است؟ این حفاری باستان شناسی چرا خیلی سال قبل انجام نشده است؟ و...

    به گزارش همشهری آنلاین، بیش از 800 تندیس «سر انسان» در جزیره ایستر وجود دارد. کسی فکر نمی‌کرد که این سر‌های بزرگ دارای بدن بوده و یا ادامه‌ای در زیر خاک داشته باشند.

    ولی در حال حاضر، گویا راز این سرهای عظیم از زیر خاک بیرون کشیده شده است. راز‌هایی که رسانه‌های جهانی را تحت شعاع خود قرار داده است. نکته اینکه، این جزیره یکی از مهم‌ترین راه‌های آبی بسیار دور در جهان است.

    جزیره ایستر» واقع درجنوب اقیانوس آرام با وسعت 64 مایل، مربع شکل است. شواهد باستان شناسی نشان می‌دهد، این جزیره توسط یک دریانورد هلندی به نام جاکوب روقون  Jakob Roggeveen در سال 1722 کشف شد و در آن زمان نژاد‌های مختلفی چون سرخ پوست با موهای سرخ و تیره پوست در آن زندگی می‌کردند.

    در حال حاضر، «جزیره ایستر» یکی از جوان‌ترین سرزمین‌های مسکونی روی زمین است و بیشتر تاریخ‌اش مربوط به ساکنان سرزمین‌های جدا شده در خشکی است. این جزیره تقریبا نیمه راه میان شیلی و تاهیتی قرار دارد. عمدتا از سنگ‌های آتشفشانی ساخته شده است.

    حفره باستان شناسان برای کشف بدن‌های پنهان

    عمق حفاری را ببینید

     

    آیا اینها ساخته دست بشر هستند؟

     ساختار‌های مرجانی کوچک در امتداد خط ساحلی وجود دارد که همین صخره‌های مرجانی با برش‌های زیبایی جزیره را از دریا جدا ساخته اند. بخشی از خط ساحلی این جزیره از گدازه و غارهای آتشفشانی تشکیل شده است.

    ساکنان «جزیره ایستر» منزوی ترین جزیره جهان است. قبایل ساکن با نام راپونی با تحمل رنج‌های بیشمار چون؛ قحطی، گرسنگی، شیوع بیماریهای مسری، جنگ داخلی، یورش برای برده‌، استعمار، کاهش جمعیت و... هم اکنون به شهرت جهانی رسیده‌اند.آنها نام سرزمین خود، این مکان جذاب و مرموز را "ناف جهان" گذاره‌اند.

    دانشمندان بر این باورند که راز‌های بیشماری در دل این جزیره خفته‌ است. سوال‌های بی پاسخی که چرا حدود 4000 هزار سال پیش، ساکنین جزیره ناپدید شده‌اند؟ و اینکه چه بر سر ساکنین جزیره‌ای که تندیس‌های عظیم سنگی برای خود ساخته‌اند، آمده است؟

    بدن کامل یک انسان سنگی

    مقیاس قد انسانی برای تخمین ارتفاع تندیس سنگی

    پنهان در زیر ساختار مرجانی و گدازه‌های آتشفشانی

     

    حال، بعد از گذشت سال‌ها، یک زن و شوهر باستان شناس به نام روتلیگ و یک گروه دیگر که ترجیح می‌دهند، ناشناس باقی بمانند، شروع به تحقیق و حفاری در این جزیره می‌کنند تا برای پرسش‌های بی پاسخ، پاسخی بیابند. تحقیق و حفاری آنها منجر به کشف، بدن‌های این سرهای عظیم، تعداد بیشماری کتیبه و نوشته‌های باستانی، اسکلت اجساد کهن و... می‌شود.

    این کشف بزرگ، هفته پیش با عنوان «مجسمه های جزیره ایستر دارای بدن هستند»، بر روی اینترنت قرار گرفت و همه را متعجب ساخت. چرا که این تندیس‌ها تنها به عنوان سر‌های بزرگ شناخته شده و معروف بودند.

    برخی بر این باورند که ایجاد یک سونامی باعث به پایان رسیدن تمدن این جزیره شده است. گردشگران این جزیره هرگز فکر نمی‌کردند که زیر پایشان، گنج پنهان وجود دارد.

    به نظر نمی‌رسد، این تندیس‌ها به خاک سپرده شده باشند. بلکه فرسایش و عوامل جغرافیایی باعث دفن آنها و ناپدید شدن ساکنین آنجا شده است.

    این خبر می‌تواند، باور، واقعیت افسانه‌ها را در ذهن و وجود آدمی زنده کند. هنوز جزییات دقیق و بیشتری از این حفاری ارائه نشده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    اطلاعات کوتاه و مختصر در باره جزیره ایستر

    جزیره‌ ایستر (در زبان پولی‌نزیایی: راپا نوئی «راپای بزرگ»، جزیره‌ای است در اقیانوس آرام جنوبی متعلق به کشور شیلی. این جزیره با اینکه ۳٬۵۱۵ کیلومتر (۲٬۱۸۵ مایل) در غرب خاک اصلی شیلی قرار گرفته اما استانی جدا از منطقه والپارائیسو شیلی بشمار می‌آید.

    نزدیکترین جزیره همسایه با جزیره‌ ایستر به نام سالائی گومز که در ۴۰۰ کیلومتری شرق ایستر قرار دارد نیز جزء همان منطقه و استان بشمار می‌آید. نزدیکترین جزیره مسکونی به ایستر جزیره پیتکیرن است که در ۲٬۰۷۵ کیلومتری (۱٬۲۹۰ مایلی) غرب ایستر قرار دارد. مساحت جزیره ۱۶۳٫۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳٬۷۹۱ نفر است (سرشماری ۲۰۰۲م). ۳٬۳۰۴ نفر از جمعیت جزیره در مرکز آن شهر هانگا روآ زندگی می‌کنند.

     

    جزیره‌ ایستر بویژه بخاطر تندیس‌های ۴۰۰ ساله عجیب باستانی خود معروف است. به این تندیس‌ها که در راستای کرانه دریا به خط ایستاده‌اند موآی گفته می‌شود.

    تاریخچه

    ساکنان اولیه این جزیره ریشه پلی نزیایی دارند. (دی.ان.ای گرفته شده از استخوانها نیز این را تایید می‌کند) و به احتمال قوی آنها از جزایر مارکوس و در ۳۱۸ میلادی به این جزیره آمدند. (آزمایش کربن از نی‌های یافت شده در یک قبر این را تایید می‌کند). حدس زده شده که مهاجران اولیه که احتمالاً در دریا گم شده بودند، به تعداد کم (کمتر از ۱۰۰نفر) و در چند قایق به این جزیره آمدند. در زمان ورود آنها بیشتر جزیره جنگلی و پر از پرندگان بوده و شاید مهمترین منطقه برای پروزش پرندگان در منطقه پلی‌نزیا بوده ‌است. اولین بازدید کنندگان اروپایی این جزیره، سنتهای شفاهی ساکنان اولیه این جزیره را ثبت کردند. در این سنتها، جزیره نشینان ایستر ادعا کرده‌اند که یک فرمانده به نام «هوتو ما توآ» در یک یا دو قایق بزرگ به همراه همسر و خانواده اش به جزیره آمدند. در این افسانه و همچنین تاریخ دقیق سکونت اولیه این جزیره ابهام وجود دارد. ادبیات منتشره در مورد اولین سکونت جزیره ۳۰۰-۴۰۰ میلادی را عنوان می‌کند یا تقریباً زمانیکه اولین انسان‌ها در هاوایی سکونت گزیدند. برخی دانشمندان دیگر معتقدند که جزیره‌ ایستر تا زمان ۷۰۰-۸۰۰ میلادی مسکونی نبوده. ساکنان اولیه این جزیره به نظر می‌رسد که از غرب و از جزایر مارکوس آمده‌اند. این افراد با خود موز، سیب زمینی شیرین، نیشکر و گوش‌فیل آوردند. بر طبق افسانه‌های ثبت شده توسط مسیونر‌ها در دهه ۱۸۶۰ این جزیره دارای سیستم طبقاتی مشخصی بوده. یک شاه که دارای قدرت خدا مانند بوده، از زمان هوتو ماتوآ بر جزیره حکمرانی می‌کرده. قابل مشاهده‌ترین عنصر در فرهنگ این جزیره، تولید موآی حجیم و غول پیکر است که قسمتی از نیایش اجداد و نیاکان بوده‌است. موآی‌ها دارای ظاهری متحدالشکل می‌باشند که در کناره تمام ساحل بر پا شده‌اند و نشانگر اعمال حکومت مرکزی می‌باشد. علاوه بر خانواده سلطنتی، ساکنان این جزیره شامل کشیشان، سربازان و تجار بوده. آخرین شاه، به همراه خانواده اش به عنوان بردگان در دهه ۱۸۶۰ در معادن پرو مردند. پس ازآن شاه یک نشانه سمبلیک پیدا کرد.

    نام

    قدیمی ترین نام شناخته شده این جزیره، «تپیتو اوتِ هنون» به معنی مرکز جهان بوده‌است. در دهه ۱۸۶۰، دریانوردان تاهیتی به جزیره نام «راپا نوی» دادند به معنی راپای بزرگ و این به خاطر شباهت جزیره به یکی دیگر از اجزای پلی نزیا به نام Rapa Iti به معنی راپای کوچک بوده. مشهورترین نام این جزیره یعنی ایستر به خاطر اولین بازدید ثبت شده اروپاییان توسط «دوچ آدمیرال» بوده که در شنبه عید پاک ۱۷۲۲ اتفاق افتاده.

    موقعییت

    این جزیره در ۳۶۰۰ کیلومتری غرب شیلی واقع شده. جزیره‌ ایستر یکی از جزایر مسکونی منفرد جهان می‌باشد. این جزیره تقریباً مثلثی شکل است و مساحت آن ۶/۱۶۳ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۷۹۱/۳ دارد. این جزیره متشکل از ۳ کوه آتشفشانی می‌باشد.

    جمعیت

    در سال ۱۹۸۲ تقریباً ۷۰٪ جمعیت جزیره‌ ایستر راپانویی (ساکنان بومی پولی‌نزی) بودند اما در سال ۲۰۰۲، راپانویی‌ها تنها ۶۰٪ را تشکیل می‌دادند. شیلی‌های اروپایی نژاد ۳۹٪ را تشکیل می‌دادند و ۱٪ باقیمانده آمریکایی الاصل (شیلی) بودند. تراکم جمعیت در این جزیره، ۲۳ نفر در هر کیلومتر مربع است.

    فرهنگ

    مردم ایستر در طول تاریخ سیستم خط تصویری ویژه خود بوجود آوردند. دست‌نوشته‌های آنها نیز مانند ابعاد دیگر جامعه دور افتاده و مرموزشان هنوز قابل فهم نیستند. هرگز روی جزیره بیش از ۷۰۰۰ نفر زندگی نکرده‌اند. حدودا بعد از سال ۱۶۰۰ م فرهنگ آنها به طور ناگهانی و با شدت رو به زوال نهاد.

    موآی

    موآی یک مجسمه دو زانو، یک نوعی از موآی که پیش از نوع معمول ساخته شده. مهم‌ترین مظهر فرهنگی جزیره‌ ایستر، موآی‌ها هستند که ۲۸۸ تای آن روی سکوهای عظیمی به نام آهو، ایستاده‌اند. فاصله این سکوها از هم حدود یک و نیم مایل است. و یک نوار تقریباً سراسری به دور جزیره بوجود آورده. ۶۰۰ موآی دیگرف که در مراحل مختلف تکامل هستند، در سرتاسر جزیره پراکنده‌اند. حتی در معادن و کنار جاده‌های قدیمی و کنار ساحل. بسته به اندازه و وزن موآی‌ها، تخمین زده می‌شود که بین ۵۰ تا ۱۵۰ نفر برای حمل آنها توسط غلطکهای چوبی و سورتمه روی آن نیاز بوده. برخی از موآی‌ها دارای کلاه یا تاجهای قرمز رنگی هستند که دلیل آن نامشخص است. ولی برخی از باستان شناسان می‌گویند که اینگونه موآی‌ها مفهوم آیینی خاصی داشتند و یا شاید برای یک طایفه یا خانواده بخصوصی مقدس بوده. مجسمه‌های عظیم یا موآی، در طی یک دوره کوتاه خلاقیت و فعالیت خرسنگی کنده کاری شده. بر طبق آخرین تحقیقات باستان شناسانی، ۸۸۷ مجسمه سنگی یکپارچه در موزه و در جزیره شناسایی شده.

    آهو (Ahu)

    تقریباً در امتداد تمای خطوط ساحلی به جز ارونگو و پویکو پنینسولا می‌توانید سکوهایی به نام آهو را بیابید. اصل و منشا آنها به قربانگاههای قدیمی پلی نزیایی برمی‌گردد که به ابعاد بسیار بزرگ‌تری توسعه یافته‌است. از ۳۱۳ آهو باقیمانده تنها ۱۲۵ تا از آنها یک موآی را حمل می‌کنند. آهویی که در تونگاریکی بزرگ‌ترین و بیشترین موآی را یعنی مجموعا ۱۵ عدد دارد.

    دیگر اشکال سنگی

    تعداد کمی مجسمه سنگی نه شبیه به موآی معمول از زیر خاک بیرون آورده شده. این مجسمه‌ها به طرز شدیدی فرسوده شده‌اند و شامل یک مجسمه زانو زده که دستانش روی زانوهایش است، قسمتی از یک مجسمه با دنده‌هایش که بصورت کاملاً مشخص کنده کاری شده و یک مجسمه بی‌سر می‌باشد.

    دیوارهای سنگی

    یکی دیگر از مثالهای سنگی این جزیره دیوارهای مشهور در «ویناپو» می‌باشد. که بدون استفاده از ملات ساخته شده و بدقت سنگها با هم چفت شده‌اند. این موضوع کاملاً شبیه دیوارهای تمدن اینکاها در پرو است.

    خانه‌های سنگی

    تعداد ۱۲۳۳ خانه سنگی ما قبل تاریخ که «توپاً نامیده می‌شود»، و خانه مرغهاً که بعدا بوجود آمد، برجسته‌ترین خانه‌های به جامانده در این جزیره‌ است. خانه‌های سنگی حدود ۶ متر عرض با ساختاری استوانه‌ای شکل و سقفی طاقدار می‌باشد. ورودی این خانه‌ها بسیار پایین است و وارد شدن تنها با سینه‌خیز رفتن امکان‌پذیر است. در سال ۱۸۸۲، آلمانها چند خانه را حفاری کرده و باقیمانده‌های انسانی در داخل خانه‌ها پیدا کردند. مردم محلی به آنها گفتند که این مکانها، استراحتگاه شاهان و روسای جزیره‌ ایستر بوده‌اند. هر خانه دو حفره کوچک داشت. اگر روح یک دشمن از یکی از آنها وارد شد، روح مرحوم بتواند از دیگری فرار کند. نکته قابل توجه اینست که تعداد باقیمانده خانه‌های سنگی و موآی‌ها تقریباً نزدیک به هم است و این شاید به این معنی است که برای هر شخص که در یک خانه سنگی دفن می‌شده، یک موآی ساخته می‌شد. استفاده خانه‌های سنگی به عنوان قبر، به نظر می‌رسد که هم‌زمان با تولید موآی و زوال نیایش اجداد و نیاکان متوقف شد. در طی آشفتگی قرن ۱۸، به نظر می‌رسد که جزیره نشینان شروع به دفن مرده‌هایشان میان خانه‌های آهوس (سکوی موآی) کرده‌اند و از خانه‌های سنگی به عنوان پناهگاه مرغها استفاده کردند.

    سنگ نوشته

    جزیره‌ ایستر، یکی از غنی‌ترین مجموعه هنر صخره‌ای در تمام پلی‌نزی را دارد. حدود ۱۰۰۰ سایت با بیش از ۴۰۰۰ سنگ نوشته، فهرست شده‌اند. طرحها و نقشها به دلایل متنوعی تراشیده شده‌اند: برای خلق تتم‌ها (ارواح محافظ)، برای مشخص کردن قلمرو و یا برای به یادگار نگه داشتن یک شخص یا یک رویداد.

    گاهشمار تاریخ جزیره

    ۳۰۰ میلادی

    بر پایه باور رایج در جزیره‌ ایستر، نیاکان تندیس‌سازان با کانوهای اقیانوس‌پیما از سوی غرب به آنجا آمده بودند.

    ۱۶۰۰-۱۰۰۰

    اهالی جزیره آغاز به ساخت نیایشگاه‌ها و تندیس‌ها نمودند. آنها همچون یک سیستم خط تصویری ابداع کردند.

    ۱۷۲۲

    دریاسالار هلندی، جیکوب راگوین (تلفظ اصلی هلندی روخه‌فِـین)، در روز عید پاک به عنوان اولین اروپایی پا به جزیره می‌گذارد. او جزیره را ایستر (عید پاک) می‌نامد.

    ۱۷۷۴

    کاشف انگلیسی، ناخدا جیمز کوک، در دومین سفر خود در جزیره توقف می‌کند. او مردها را، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر و زنها را تا ۳۰ نفر شمارش می‌کند. همه موآی‌های بزرگ سرنگون شده بودند.

    ۱۸۶۲

    جمعیت نوادگان مهاجرین پلی‌نزی به ۱۱۱ نفر می‌رسید.

    ۱۸۸۸

    جزیره‌ ایستر به شیلی ضمیمه می‌شود.

    ظهور و سقوط

    جزیره‌ ایستر هم مانند همه جزایر پلی‌نزی اولین بار توسط مهاجرین دریانورد اشغال شد. آنها از جزایر غربی می‌آمدند، قایقهای آنها از محصولات غذایی اصلی مثل سیب زمینی، همچنین خوک و سگ پر شده بود..

    دوران طلایی

    مهاجرین حدودا تا سال ۱۰۰۰ م به خوبی قادر بودند در خود نظمی ایجاد کنند که بتوانند در زمینه ساخت مجسمه‌های فراوان و صومعه‌های بیشمار برای احترام به خدایان، موفقیت داشته باشند. آنها یک سیستم تصویرنگاری نیز ابداع کردند. آنها بر روی قطعه‌های چوبی اشکالی مثل پرندگان، گیاهان، اشیاء زینتی (تشریفاتی) و اشکال هندسی حکاکی می‌کردند. روحانیان آنها احتمالاً برای نوشتن جزئیات تاریخ قبایل و سنتهای آنها، از همین دست‌نوشته‌های روی چوب استفاده می‌کردند.

    بحران زمین

    زمانی در حدود ۱۶۰۰ «دوران طلایی» پایان یافت. هنوز دلایل این امر کاملاً روشن نیست. قطع درختان جنگلی به منظور ایجاد زمینهای کشاورزی باعث کاهش باران گردید و احتمالاً میزان فراورده‌های کشاورزی را کاهش داد. میزان درختان نیز برای ساخت قایقهای چوبی کاهش پیدا کرد. در اثر کم شدن قایق‌ها، تجارت ماهی با جزایر دیگر روز به روز سختر شد.

    قوانین جنگی

    به خاطر تشدید بحران فوق، باندهای جنگجو که به سلاح نیزه مسلح بودند، تجاوز و ایجاد وحشت در جامعه را آغاز کردند. جمعیت به سرعت رو به کاهش گذاشت.

    ورود اروپائی‌ها

    اولین گروه از اروپائی‌ها در سال ۱۷۲۲م به جزیره می‌رسند. آنها با خود برده‌داری و بیماری به ارمغان آوردند. تا پیش از سال ۱۸۶۲ م با شیوع بیماری آبله و حملات بردگان پرویی، جمعیت جزیره به ۱۰۰ نفر کاهش یافت. اگر تعداد بیشتری زنده می‌ماندند، ممکن بود اطلاعات بیشتری درباره فرهنگی که باعث خلق آثار یادبود و بناهای اسرارآمیز شده بود. سیستم نگارش جزیره، به دست می‌آوردیم.

    حقایق ثبت شده

    جزیره‌ ایستر به دست روسای قدرتمند قبیله اداره می‌شد. در طول دوره‌ای که جزیره رو به زوال نهاده بود، یک سیستم عجیب برای انتخاب رئیس قبیله، بوجود آمد. قوی‌ترین جنگجویان تا جزایر همسایه، جایی که پرنده دریایی مهاجر، چلچله سیاه، تخم گذاری می‌کند، شنا می‌کردند. آنها به دنبال اولین تخم فصل، جزیره را جستجو می‌کردند. اولین جنگجویی که یک تخم پیدا می‌کرد به مدت یکسال رئیس قبیله می‌شد.

    رونگورونگو

    وجود یکی از دستخط‌های رمز ناگشوده جزیره‌ ایستر که رونگورونگو نامیده می‌شود، توسط یک مسیونر فرانسوی در سال ۱۸۶۴ گزارش شده. در آن زمان، چندین جزیره‌نشین ادعا می‌کردند که که می‌توانند آنرا بخوانند اما تمام تلاشها بی‌نتیجه ماند. با توجه به اینکه تنها یک قسمت کوچک از جمعیت باسواد بودند، رونگورونگو یک امتیاز حکومت کردن بر خانواده‌ها و کشیشان بوده‌است. از صد‌ها میز و صندلی و وسایل چوبی که رونگورونگو روی آن حکاکی شده، تنها ۲۶ عدد سالم مانده و تمام آنها در موزه‌های سراسر دنیا است و هیچ کدام در جزیره نمی‌باشد. تمام تلاشها برای رمز گشایی این متن بی حاصل بوده. انجمن علمی حتی نمی‌تواند بگوید که آیا رونگورونگو یک شکل نوشتاری است یا نه. اگرچه افسانه‌ها می‌گویند که هوتوماتوآ میزهای اولیه را با خود به این جزیره برای اولین بار آورد، رونگورونگو احتمالاً از جزیره‌ ایستر سرچشمه گرفته. همچنین اینگونه احتمال داده می‌شود که در معرض قرار گرفتن جزیره نشینان با نوشته‌های غربی در طی بازدید اسپانیایی‌ها در سال ۱۷۷۰ موجب شده تا آنها از شیوه حکومت و قانونگذاری آنها الهام گرفته و رونگورونگو را به عنوان یک ابزار مذهبی ایجاد کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    اسرار تندیس‌های غول‌آسای جزیره‌ ایستر

    عده‌ای معتقدند این جزیره نفرین شده است و انواع بدبختی ها که بر سر مردم آنجا نازل میشود به همین دلیل می باشد...

    جزیره‌ ایستر جزیره‌ای است در اقیانوس آرام جنوبی متعلق به کشور شیلی.

    جزیره‌ ایستر به‌خاطر تندیس‌های عجیب باستانی خود که «موآی”نام دارند معروف است مهمترین مظهر فرهنگی جزیره‌ ایستر، موآی‌ها هستند که 288 تای آن روی سکوهای عظیمی به نام آهو، ایستاده‌اند. فاصله این سکوها از هم حدود یک و نیم مایل است. و یک نوار تقریبا سراسری به دور جزیره بوجود آورده. 600 موآی دیگرکه در مراحل مختلف تکامل هستند، در سرتاسر جزیره پراکنده‌اند. حتی در معادن و کنار جاده‌های قدیمی و کنار ساحل. بسته به اندازه و وزن موآی ها، تخمین زده می‌شود که بین 50 تا 150 نفر برای حمل آنها توسط غلطکهای چوبی و سورتمه روی آن نیاز بوده. برخی از موآی‌ها دارای کلاه یا تاجهای قرمز رنگی هستند که دلیل آن نامشخص است. ولی برخی از باستان‌شناسان می‌گویند که اینگونه موآی‌ها مفهوم آیینی خاصی داشتند و یا شاید برای یک طایفه یا خانواده بخصوصی مقدس بوده. بر طبق آخرین تحقیقات باستان شناسانی، 887 مجسمه سنگی یکپارچه در موزه و در جزیره شناسایی شده است. این مجسمه‌ها نیمتنه هستند و به "سرهای جزیره ‌ایستر” مشهورند. برخی از مجسمه‌ها از زیر خاک بیرون آورده شده‌اند. زمان ساخت این مجسمه‌ها دقیقا معلوم نیست و بین ۱۵۰۰-۱۷۰۰ و ۱۰۰۰-۱۵۰۰ میلادی حدس زده شده. تقریبا 95% موآی‌ها ساخته شده از خاکستر یا سنگ آتشفشانی متراکم می‌باشند. تمام مجسمه‌های ایستاده (50 تا در کل) در زمان حاضر دوباره برپا شده اند. بزرگترین مجسمه برپا شده، «پارو» نام داردکه تقریبا 10 متر ارتفاع و 75 تن وزن دارد. یک مجسمه نیمه تمام یافت شده که در صورت اتمام 21 متر و 270 تن وزن داشت. تقریبا تمام مجسمه‌ها از یک سبک خاص با سرهای بزرگ و بی تناسب پیروی کرده‌اند.

     اسرار جزیره

    شاید بسیاری دیگر از معمای جزیره‌ ایستر هرگز فاش نشود. در بین آنها میتوان به تونلهای زیر زمینی و ترتیب چیدن کله های سنگی که آدمی را بیاد دایره شگفت انگیز “استون هنج “ویا نحوه قرار دادن سنگهای “منهیر"ها در بریتانی می‌اندازد – اشاره کرد. آن تونلها انباشته از استخوانهای انسانهای باستانی است و همینطور دارای سنگ نوشته‌های دیواری است که شبیه سنگ نوشته‌های تمدنهای امریکای مرکزی و جنوبی است.

    و همچنین تصاویر خدایان به جا مانده شبیه به تصاویر مورد پرستش در هندوستان و چین و مصر باستان می‌باشد. برای مثال “انسانهای پرنده “ جزیره ‌ایستر به طور حتم وابسته به حجاری “مرد آتش “که در هندوستان، آمریکا و کشورهای حاشیه دریای مدیترانه وجود دارد می‌باشد – موجود افسانه‌ای که سمبل مادر تمدن کره زمین یا “آتلانتیس” افسانه‌ای است. آیا باور نمائیم که از مردمان آتلانتیس به جزیره‌ ایستر آمده‌اند؟ شاید بر پایه افسانه‌هایی که می‌گویند : در ایام بسیار دور شاه “هوتو ماتوآ“ به اتفاق ملکه‌اش و هفت هزار اعوان و انصارش به وسیله دو کشتی از دریا آمدند، آنها از دو تا جزیره واقع در خاستگاه خورشید (مشرق زمین) آمدند، و زمانیکه به اینجا رسیدند جزیره آنها به قعر دریا فرو رفت. به هر حال بسیاری از دانشمندان بر این باورند که آنها آتلانتیسی نبوده بلکه احتمالاً از مردم جزایری بودند که سابقاً در حد فاصل جزیره ‌ایستر و قاره آمریکا وجود داشته‌اند. قرنها پیش مردم جزیره‌ ایستر بین دو تا پنج هزار نفر بودند که به دو دسته تقسیم می‌شدند. مردمان عادی که دارای گوشهای کوتاهی بودند و اعیان که دارای گوشهای درازی بودند، یعنی این تعداد نرمه گوشهای خود را به وسیله آویزان کردن وزنه‌های مناسب دراز نموده اند، مشابه گوشهایی که در کله های سنگی مشاهده می کنیم. تا اینکه اعوام طغیان نمودند و آن جنگ داخلی منجر به کاهش جمعیت شد. دراز نمودن لاله گوش به عنوان نجیب زادگی در میان “اینکا"ها نیز مرسوم بوده است – و این موضوع عجیب خواهد بود که این رسم بطور مستقل هم در جزیره‌ ایستر و هم در "پرو“ مرسوم شده باشد. علاوه بر این خیلی از ابزار و کارهای هنری مردم این جزیره شباهت عجیبی به ابزار و کارهای هنری مردم باستانی پرو دارند. پس این احتمال وجود دارد که اینکاها خود را به جزیره‌ ایستر رسانده و سپس به وسیله مهاجرین پولینزی از آنجا رانده شده‌اند. اگر چنین باشد این احتمال وجود دارد که تازه‌واردین آیین پرستش را از اینکاها فرا گرفته و آن تندیس‌ها را درست نموده‌اند.  شاید هم عقیده اجداد غول پیکر ما در زمانهای خیلی دور را همراهان “هوتوماتوآ “شاه اخذ نمده بودند. در این صورت شباهت غیر عادی بین پایه تندیس های سنگی این جزیره با نو “پاشا کامک  “و “تایاهواناکوی“ اسرارآمیز در آمریکای جنوبی قابل توجیه باشد. باید بیاد داشته باشیم که بومیان باستانی امریکا تصور می‌کردند که در میان اجداد افسانه‌ای آنها - غولهایی نیز وجود داشتند و از روی بعضی از حجاری‌های حیوانات عجیب که در صحرای پرو وجود دارد، نمونه‌های کوچکی را نیز در جزیره‌ ایستر ساخته‌اند. نمونه دیگری از همسویی که در جزیره‌ ایستر مشاهده شده این است که علامت حلزونی را که اینکاها – مصریان عهد باستان و سایر مردم باستان به عنوان علامت عدد 100 بکار میبردند، در آنجا نیز به همین عنوان بکار میرفته است. اگر این فرضیه را بپذیریم که مردمان باستانی آمریکا از بازماندگان بلافصل مردم آتلانتیس بوده‌اند درآن صورت جزیره‌ ایستر نیز مربوط به قاره گمشده معروف خواهد بود. به هر حال در آن جزیره آثار باستانی قدیمی از تمدن اینکاها بچشم می‌خورد. از جمله اطاق اموات و تونلهایی زیر اقیانوس. خیلی از زمین شناسان بر این عقیده‌اند که گستره جزیره از این که هست بزرگتر نبوده است، اما قبول این نکته که ساکنان آنجا این تونلهای بزرگ را بدون اینکه بجای دیگری منتهی بشوند، تنها برای لذت بردن از کندن سنگ انجام داده اند – نامعقول جلوه می‌نماید و چنین تصور میشود که آن تونلها شبکه ارتباطی بین چند جزیره اطراف بوده اند که حالا محو شده و زیر آب رفته‌اند. درست مانند شبکه ارتباطی زیر دریایی که بین مجمع‌الجزایر هاوایی موجود است و طبق این فرضیه این امکان وجود دارد که جزیره‌ ایستر را به عنوان قربانگاه و گورستان دیگر جزایر انتخاب کرده بودند. عده ای پا را از این فراتر نهاده و معتقدند که این جزیره به همین دلیل نفرین شده است و انواع بدبختی‌ها که بر سر مردم آنجا نازل میشود. البته اینگونه تفکرات خرافی و موهوم بیش نیستند – هر چند که باید بپذیریم ساکنان آن جزیره در همه ادوار دچار مصیبت و بدبختی بوده‌اند. بعضی دیگر هنوز معتقدند که این جزیره نوعی معبد بوده که وقف مبارزه پایان‌ناپذیر بشر و نیروهای مخرب کیهانی و بلایایی مکرر آن بوده است. آنها معتقدند که این جزیره بخشی از یک قاره گمشده که خود بخشی از سطح زمین در دوران‌های قدیم از قبیل لموریا – گوندوانا و مو بوده است – می‌باشد. با وجود اینها عده ای ادعا می‌کنند در کتب باستانی تبت شواهدی دال بر وجود جزیره‌ای دست  یافته‌اند که تاثیری بر ما ندارد – ولی به طور حتم نوادگان ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. آنها باز معتقدند که جزیره‌ ایستر چند فاجعه جهانی را پشت سر نهاده و به موجودیت خود ادامه خواهد داد – ولی وقتی نوبت آن نیز فرا رسد و به زیر آبها فرو برود – آن وقت دنیا بپایان خواهد رسید. آیا چنین خواهد شد؟

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    جزیره‌ ایستر

    جزیره‌ ایستر (راپانویی در زبان بومی) مستعمره کشور شیلی و در جنوب شرقی اقیانوس آرام قرار دارد. راپانویی جزیره‌ای کوچک، پر از پستی و بلندی و اکنون بدون درخت از منشا آتشفشانی می‌باشد. این جزیره غیرعادی‌ترین منطقه دورافتاده جهان خوانده شده، اما چیزهای دیگری هم هست که این مکان را از مکانهای دیگر روی کره زمین مجزا می‌سازد.

    در این جزیره صدهای مجسمه خرسنگی به شکل انسان وجود دراد که موآی نام دارند. اغلب موآی‌ها از خاکسترهای آتشفشانی و فشرده شده متراکم و خاص تراشیده شده‌اند. بزرگترینشان وزنی بالغ بر 165 تن را داراست و ارتفاعش به 220 متر می‌رسد. برخی از موآی‌های (گروه اینترنتی ایران ویج ) عمودی (ایستاده) تا گردن در زیر خاک پنهان شده‌اند.

    این سازه بسیار عظیم که در جزیره‌ای کاملا بایر و خشک (فقط با مقدار کمی ‌سبزه) وجود دارند به سرعت و در نگاه اول ذهن‌ها را تسخیر می‌کند. واقعا چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ چه کسانی این تندیسها را ساخته و دلیلشان از خلق آنها چه بوده؟

     

    بعضی از دانشمندان می‌گویند ساکنان جزیره‌ ایستر یعنی راپانویی از پلی‌نزی آمده بودند. اما شباهتهای این مجسمه‌ها به مجسمه‌های سنگی هندی اطراف دریاچه تیتیکاکا در جنوب آمریکا جالب و درخور توجه است آیا این تشابه تصادفی بوده؟ متخصصین قادر نیستند به طور دقیقی کاربرد مجسمه‌های موآی را توضیح دهند. بعضی از آنها اعتقاد دارند که این مجسمه‌ها هم نماد قدرت و هم مذهب و سیاست بوده‌اند.

    یکی از بزرگترین اسرار جزیره‌ ایستر در مورد این بود که این سنگها چگونه از معدن سنگ تا صفه‌هایشان یا آهوس (گاهی فاصله ای بیشتر از 20 یا 25 کیلومتر) منتقل می‌شدند؟

    طبق افسانه راپانویی موآی خودش از معدن سنگ راه می‌افتاده! بعضی نیز این مجسمه‌ها را به مراسم آیینی نسبت می‌دهند.

    آیا همین موضوع باعث شده تا سختیهای ذاتی را برای جابجا کردن اینها متقبل شوند؟

    آیا کسانی با فرض اینکه نباید زحمت جابجا کردن سنگها را به خود بدهند در معدنها می‌ماندند؟

    یا شاید افراد( گروه اینترنتی ایران ویج ) جزیره‌ ایستر از قدرتهای ماورایی کمک می‌گرفتند و با توانایی فوق طبیعی آنها را تراشیده و سپس موآی‌ها را حرکت می‌دادند؟

    جزیره‌ ایستر بیشتر به نام‌های ته- پیتو- او- ته- هنا به معنی آ«داستان جهانآ» و ماتا-کی-ته- رانی به معنی آ«چشمانی نظاره گر به بهشتآ» مشهور است.

    این نامهای باستانی و (گروه اینترنتی ایران ویج) جزئیات بسیار زیاد اسطوره‌ای به احتمالاتی اشاره دارند مبنی بر اینکه این جزیره دورافتاده شاید قبلا هم یک شاخص جغرافیایی و هم رصد خانه ستاره شناسی تمدنی فراموش شده اما بسیار قدیمی‌ بوده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    بهترین عکس نجومی روز

    چرا این مجسمه‌ها در جزیره‌ ایستر ساخته شده اند؟ هیچکس دقیقا نمیداند. چیزی که دقیقا میدانیم این است که بیش از 800 مجسمه سنگی بزرگ در آنجا وجود دارد. مجسمه‌های جزیره‌ ایستر در حالت ایستاده به طور میانگین بیش از دو برابر قد یک انسان و 200 برابر وزن او را دارند. چیزهای بسیار کمی درباره تاریخ و مفهوم این مجسمه‌های غیرعادی مشخص شده است، اما بسیاری عقیده دارند آنها حدود 500 سال پیش برای تجسم رهبران محلی یک تمدن گمشده ساخته شده‌اند. تصویر بالا، یک مجسمه سنگی بزرگ در حال تفکر به ابر ماژلانی بزرگ دور دست، قبل از ابری شدن آسمان را که اثرش بر ستاره‌های شباهنگ و سهیل هویدا است، را نشان می‌دهد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    معمای غولهای جزیره

    ناخدای هلندی جیکوب روگوین در تمام زندگیش چنین صحنه عظیمی را ندیده بود جزیره‌ای در میانه اقیانوس اطلس که پر بود از غولهای غظیم به ارتفاع تقریبی 9 متر بنظر می‌رسید که غولها بر روی سکویی بلند که شباهت به کنگره‌های عظیم الجثه دژهای نظامی داشت ایستاده بودند و دریا را نظاره می‌کردند.

    وقتی روگوین سه کشتی تحت فرماندهی خود را جلو برد متوجه شد که غولها مجسمه‌هایی بیش نیستند و آدمهایی با اندازه معمولی دورو بر آنها حرکت می‌کنند. روز بعد روگوین با دسته‌ای کوچک به ساحل رفت و دانست که بر روی هر سکو مجسمه مردی با گوشهای بلند و سر قرمز قرار دارد.

    روز عید پاک سال 1722 بود بنابراین روگین جزیره را ایستر نامید 50 سال بعد اروپاییها دوباره به آن جزیره پا نهادند و یکصد سال قبل تحقیقات جدی آغاز شد. در آن هنگام مجسمه‌ها آنطور که روگوین آنها را دیده بود سر پا نبودند در طی جنگهای میان قبایل بیشتر آنها از روی پایه هایشان به زمین افتاده بودند.

    مجسمه‌های غول آسا از سنگهای آذرین که در آتشفشان رانوراراکو یافت می‌شود تراشیده شده، بیش از سیصد تای آنها بر فراز آتشفشان تراشیده شده، سپس در طول شیب از آنجا پایین آورده شده بود و با شیوه های مخصوص سر پا شده بودند.

    درون دهانه آتشفشان 400 مجسمه ناتمام پیدا شد بعضی از آنها اندکی تراش خورده و مابقی تقریبا آماده حمل بودند. تبر و تیشه‌هایی از جنس سنگهای آتشفشانی – متعلق به حجاران عهد باستان در دهانه آتشفشان پیدا شد. نحوه جاماندن این ابزار به نوعی بود مثل آنکه قرار است روزی حجاران باز گردند و کار را از سر بگیرند. در جاده‌ای که از دهانه آتشفشان به پایین منتهی می‌شد مجسمه‌هایی نا تمام قرار داشت و هر 45 متر یکی از آنها بر زمین افتاده بود.

    بعضی از آنها 30 تن وزن و 4 متر ارتفاع دارد یکی از مجسمه‌های ناتمام 5 تن وزن و 20 متر ارتفاع دارد.

    بعضی از مجسمه‌ها 10 مایل دورتر از دهانه آتشفشان قرار دارند تا امروز متخصصین نتوانسته اند بفهمند که مردم آن روزگار چگونه مجسمه‌ها را تا چنین مسافتی حمل و آنها را سر پا می‌کردند.

    فرضیه‌هایی مبنی بر آنکه الوار گرد در زیر مجسمه‌ها به عنوان چرخ مورد استفاده قرار می‌گرفته، رد شده است.

    آزمایشات نشان می‌دهد که خاک ایستر نمی‌تواند درختانی با اندازه مورد لزوم برای حمل مجسمه‌ها بپروراند. این احتمال که برای حمل مجسمه‌ها از نوعی طناب الیاف استفاده می‌شده غیر قابل قبول است هیچ الیاف قادر به کشاندن سی تن وزن نیست. خرابه اقامتگاههای باستانی نشان می‌دهد که این جزیره روزگاری 2 تا 5000 هزار سکنه داشته، سنگ‌نگاره نشان می‌دهد که دو طبقه در این جزیره می‌زیسته‌اند. گوش درازها، فرمانروایانی که مجسمه‌ها به شکل آنها ساخته شده و به گوشهای خود وزنه می‌آویختند تا آنها را دراز کنند و گوش کوتاهها که زیر دست آنها محسوب می‌شدند.

    رسم دراز کردن گوش در تمدن اینکاها پرو قبل از ور ود فاتحین وجود داشته است اما ساکنان قبلی جزیره بیشتر به مردم پولینری شباهت دارند تا به مردم آمریکای جنوبی. پیشینه جزیره ‌ایستر احتمالا در قرن نوزدهم توسط تاجران برده پرویی که 1000 نفر از مردم بومی و آخرین پادشاه جزیره را به اسارت بردند نابود شد. کسی نمی‌داند چه بر سر آن مردم آمد شاید بعضی از آنها به جزیره بازگشتند و با خود بیماریهای آوردند که مابقی افراد جزیره را نابود کرد. با ناپدید شدن آنها پاسخ به این سوال که چگونه مردم عهد حجر مجسمه‌هایی چنان غول‌آسا خلق کردند بی جواب مانده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    جزیره ایستر و بناهای مشابه

    شاید بسیاری دیگر از معمای جزیره ایستر هرگز فاش نشود. در بین آنها می‌توان به تونلهای زیرزمینی و ترتیب چیدن کله های سنگی که آدمی را بیاد دایره شگفت انگیز “استون هنج “ و یا نحوه قرار دادن سنگهای “منهیر"ها در بریتانی می‌اندازد – اشاره کرد. آن تونلها انباشته از استخوانهای انسانهای باستانی است و مجسمه‌های جزیره ایستر همینطور دارای سنگ‌نوشته‌های دیواری است که شبیه سنگ نوشته‌های تمدنهای آمریکای مرکزی و جنوبی است و همچنین تصاویر خدایان به‌جامانده شبیه به تصاویر مورد پرستش در هندوستان و چین و مصر باستان می‌باشد. برای مثال “انسانهای پرنده “جزیره ایستر به طور حتم وابسته به حجاری “مرد آتش“ که در هندوستان، آمریکا و کشورهای حاشیه دریای مدیترانه وجود دارد میباشد – موجود افسانه‌ای که سمبل مادر تمدن کره زمین یا “آتلانتیس” افسانه‌ای است. آیا باور نمائیم که از مردمان آتلانتیس به جزیره ایستر آمده اند؟

    شاید بر پایه افسانه‌هایی که می‌گویند: در ایام بسیار دور شاه “هوتو ماتوآ“ به اتفاق ملکه‌اش و هفت هزار اعوان و انصارش به وسیله دو کشتی از دریا آمدند، آنها از دو تا جزیره واقع در خاستگاه خورشید (مشرق زمین) آمدند، و زمانیکه به اینجا رسیدند جزیره آنها به قعر دریا فرو رفت. به هر حال بسیاری از دانشمندان بر این باورند که آنها آتلانتیسی نبوده بلکه احتمالاً از مردم جزایری بودند که سابقاً در حدو فاصل جزیره ایستر و قاره امریکا وجود داشته‌اند. قرنها پیش مردم جزیره ایستر بین دو تا پنج هزار نفر بودند که به دو دسته تقسیم می‌شدند. مردمان عادی که دارای گوشهای کوتاهی بودند و اعیان که دارای گوشهای درازی بودند، سنگهای چیده شده در منهیر یعنی این تعداد نرمه گوشهای خود را به وسیله آویزان کردن وزنه‌های مناسب دراز نموده‌اند، مشابه گوشهایی که در کله های سنگی مشاهده می‌کنیم. تا اینکه اعوام طغیان نمودند و آن جنگ داخلی منجر به کاهش جمعیت شد.

    دراز نمودن لاله گوش به عنوان نجیب‌زادگی در میان «اینکا»ها نیز مرسوم بوده است و این موضوع عجیب خواهد بود که این رسم بطور مستقل هم در جزیره ایستر و هم در "پرو“ مرسوم شده باشد. علاوه بر این خیلی از ابزار و کارهای هنری مردم این جزیره شباهت عجیبی به ابزار و کارهای هنری مردم باستانی پرو دارند. پس این احتمال وجود دارد که اینکاها خود را به جزیره ایستر رسانده و سپس به وسیله مهاجرین پولینزی از آنجا رانده شده‌اند. اگر چنین باشد این احتمال وجود دارد که تازه واردین ایین پرستش را از اینکاها فرا گرفته و آن تندیس‌ها را درست نموده‌اند. شاید هم عقیده اجداد غول پیکر ما در زمانهای خیلی دور را همراهان “هوتوماتوآ“ شاه اخذ نموده بودند. در این صورت شباهت غیر عادی بین پایه تندیس‌های سنگی این جزیره با نو “پاشا کامک“ و “تایاهواناکوی“ اسرارآمیز در آمریکای جنوبی قابل توجیه باشد. باید بیاد داشته باشیم که بومیان باستانی آمریکا تصور می‌کردند که در میان اجداد افسانه‌ای آنها - غولهایی نیز وجود داشتند و از روی بعضی از حجاری‌های حیوانات عجیب که در صحرای پرو وجود دارد، نمونه‌های کوچکی را نیز در جزیره ایستر ساخته‌اند. نمونه دیگری از همسویی که آیا این تصویر مشابه تصویر اینکاها و یا مایاها نیست. در جزیره ایستر مشاهده شده این است که علامت حلزونی را که اینکاها – مصریان عهد باستان و سایر مردم باستان به عنوان علامت عدد 100 بکار میبردند، در آنجا نیز به همین عنوان بکار میرفته است. اگر این فرضیه را بپذیریم که مردمان باستانی امریکا از بازماندگان بلافصل مردم آتلانتیس بوده‌اند در آن صورت جزیره ایستر نیز مربوط به قاره گم‌شده معروف خواهد بود. به هر حال در آن جزیره آثار باستانی قدیمی از تمدن اینکاها بچشم می‌خورد. از جمله اطاق اموات و تونلهایی زیر اقیانوس. خیلی از زمین‌شناسان بر این عقیده اند که گستره جزیره از این که هست بزرگتر نبوده است، اما قبول این نکته که ساکنان آنجا این تونلهای بزرگ را بدون اینکه بجای دیگری منتهی بشوند، تنها برای لذت بردن از کندن سنگ انجام داده اند – نامعقول جلوه می‌نماید و چنین تصور میشود که آن تونلها شبکه ارتباطی بین چند جزیره اطراف بوده اند که حالا محو شده و زیر آب رفته‌اند. درست مانند شبکه ارتباطی زیر دریایی که بین مجمع‌الجزایر هاوایی موجود است و طبق این فرضیه این امکان وجود دارد که جزیره ایستر را به عنوان قربانگاه و گورستان دیگر جزایر انتخاب کرده بودند. عده ای پا را از این فراتر نهاده و معتقدند که این جزیره به همین دلیل نفرین شده است و انواع بدبختی‌ها که بر سر مردم آنجا نازل میشود. البته اینگونه تفکرات خرافی و موهوم بیش نیستند – هر چند که باید بپذیریم ساکنان آن جزیره در همه ادوار دچار مصیبت و بدبختی بوده اند. بعضی دیگر هنوز معتقدند که این جزیره نوعی معبد بوده که وقف مبارزه پایان‌ناپذیر بشر و نیروهای مخرب کیهانی و بلایایی مکرر آن بوده است. آنها معتقدند که این جزیره بخشی از یک قاره گمشده که خود بخشی از سطح زمین در دوران های قدیم از قبیل لموریا – گوندوانا و مو بوده است – می‌باشد. با وجود اینها عده‌ای ادعا می‌کنند در کتب باستانی تبت شواهدی دال بر وجود جزیره‌ای دست یافته‌اند که تاثیری بر ما ندارد – ولی به طور حتم نوادگان ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. آنها باز معتقدند که جزیره ایستر چند فاجعه جهانی را پشت سر نهاده و به موجودیت خود ادامه خواهد داد – ولی وقتی نوبت آن نیز فرا رسد و به زیر آبها فرو برود –آن وقت دنیا بپایان خواهد رسید. آیا چنین خواهد شد؟ اینها مطالبی بود از نظرات مختلف درباره جزیره ایستر –آیا روزی معمای این جزیره حل خواهد شد؟ شما چه نظری دارید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    جزیره اسرار آمیز ایستر

    در کره‌ی زمین جزیره ایستر همیشه به عنوان یکی از عجیب ترین مکانها شناخته شده است. این جزیره در اقیانوس آرام جنوبی واقع شده است و از نزدیک‌ترین جایی که انسان در آن زندگی می‌کند یعنی کشور شیلی و تاهیتی حدود 2 هزار مایل فاصله دارد. ورود به این جزیره کار ساده‌ای نیست. اولین اروپایی که در جزیره ایستر (عید پاک) سال 1722 این جزیره را کشف کرد دریا سالار هلندی به نام جاکوب روگوین بود و به این دلیل نام جزیره را ایستر نهادند.

    باستان‌شناسان می‌گویند شواهدی وجود دارد که پلینزیایی‌ها این جزیره را حدود 400 سال قبل از میلاد کشف کردند، در حالی که اکثر دانشمندان با این نظریه موافق هستند، بعضی می‌گویند در واقع نخستین بار مردم آمریکای جنوبی در اینجا ساکن شدند. "تورها یردال”کاشف، نویسنده کتاب  «کان‌تیکی»، به دلیل شباهت مجسمه‌های جزیره به آثار سنگی مردم پرو، که "موایی”نامیده می‌شدند، فرضیه‌ای مبنی بر این که ساکنان اولیه‌ی این جزیره از کشور پرو بوده‌اند مطرح کرده است.

     

     موایی‌های جزیره در اندازه های متفاوتی از سایز کوچک و ارتفاع زیر 1/2 متر تا 220 متر و حدود 150 تا 165 تُن وزن دارند.  تا به حال دانشمندان 887 عدد از این مجسمه‌ها را در جزیره با میانگین ارتفاع 4 متر و میانگین وزنی 13 تُن شمارش کرده‌اند. فقط 288 عدد از این 887 مجسمه در آخرین آرامگاه خود قرار دارند  همچنین بقایای مواد معدنی یا مواد دیگری که هنگام حمل بر روی آنها نشسته قابل  مشاهده است.

    امروزه سرزمین، مردم و زبان ساکنین جزیره ایستر به گفته‌ی سکنه‌ی آن به "راپانویی”بر می‌گردد. ساکنین جزیره زبان نوشتاریی دارند که "رونگورونگو”نامیده می‌شود و حتی امروزه کاملا قابل رمزگشایی نیست. امروزه فقط 26 تابلو چوبی که شامل این زبان است وجود دارد و هنوز معنای ان به وضوح مشخص نیست. به علاوه در جزیره تعداد پترو گلیفس یا پیکره‌ای سنگی وجود دارد که تصویر پرنده‌ها و زندگی روزمره ساکنین اولیه جزیره روی آن حک شده است. آنها مثل یک برنامه روزانه نحوه‌ی زندگی و کارهای روزمره‌ی  نسل‌های موفق را، به تصویر کشیده‌اند.

    یکی از بزرگترین عجایب جزیره‌ی ایستر توقف ناگهانی ساخت موایی “مجسمه‌ها“ است. طبق نظریه دانشمندان افزایش بیش از حد جمعیت جزیره به اکوسیستم صدمه‌ی بسیار شدیدی وارد کرده بود به گونه‌ای که دیگر نمی‌توانست نیازهای مردم را بر آورده کند. عده‌ای از دانشمندان حدس می‌زنند جنگل‌های جزیره در بعضی از مناطق کاملا نابود شده‌اند، چون از چوب آنها برای حمل مجسمه‌های غول پیکر موایی و از زمین آن برای کشاورزی استفاده شده است. پس از مواجهه با کمبود چوب تصمیم گرفته‌اند که دیگر سنگهای غول پیکر را جابه‌جا نکنند، بنابراین، توقف ناگهانی جابه‌جایی با ساخت مجسمه‌ها در ارتباط است.

    بنابر شواهد، ساکنین جزیره ایستر سپس وارد یک جنگ خونین و مخرب شدند که بعضی معتقدند این باعث به وجود آمدن آدم‌خواری شد. در همین دوران بود که همه‌ی مجسمه‌ها توسط اهالی جزیره تخریب شدند. باستان‌شناسان با تلاش‌های اخیر موایی‌ها را در حالت ایستاده قرار دادند. بیماری‌هایی مانند آبله و سفلیس، در سال 1877 جمعیت جزیره را به 11 نفر کاهش داد، به دنبال آن جزیره توسط ارتش شیلی در سال 1888، اشغال شد و امروزه جمعیت جزیره حدوداً به 3800 نفر رسیده است.

     مجسمه‌های غول پیکر، به ظاهر تهدید آمیز ساخته شده بودند تا بیگانگان را از آنجا دور نگهدارند. ارتباط عجیبی بین مجسمه‌ها و ساکنان جزیره ایستر در احترام به عقاید خود و قربانی کردن برای معبودان خود و حتی نوعی سحر و جادو وجود دارد.

    موایی‌ها شبیه نگهبانان خاموشی هستند که در مقابل مهاجمان حالت تدافعی گرفته‌اند. مجسمه‌های عجیب و غریب با سرهای ترسناک که به منظور محافظت رو به دریا دارند. اگر چه آنها گورستانی مانند استون هنج ندارند، ولی دیوارها و کارهای سنگی ساکنان جزیره استثنایی بوده است و با بناهای گورستانهای مصر و پرو رقابت می‌کنند. “خیلی ساده می‌شد باور کنیم موایی‌ها مانند خیلی چیزهای دیگر به وسیله بشقاب پرنده‌ها به اینجا آمده اند، ولی اینگونه نیست!".

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر
    مقدمه نویسنده وبلاگ

    شاید پیشتر از دو دهه مطالب مختصری در باره جزیره ایستر و مجسمه های آن به دستم رسید که بسیار مختصر و کوتاه، اما همراه با چندین عکس بود. عکسهای معروفی که هم اینک نیز بطور گسترده استفاده می شود.

    اما از همان لحظه اول با دقت به دو نکته مهم پی بردم. نکته اول اینکه باز هم مطابق برخوردهای قبلی باستانشناسان با بناهای عظیم همان تعجب مشابه را نشان داده اند که از قدرت لازم برای جابجایی سنگها سرمنشأ می گیرد. مانند اهرام مصر. اما نکته دوم بسیار ساده بود. با اولین نگاه به مجسمه ها این نکته به ذهنم رسید که چرا اقدام به شکافتن پایه های مجسمه ها نمی نمایند. زیرا بسیار واضح و آشکار بود که ادامه تنه این مجسمه ها در داخل زمین است.

    البته ممکن است دو نظریه در این مورد مطرح شود. نظریه اول اینکه قسمتی از این مجسمه ها از روز اول در دل خاک بوده است. نظریه دوم اینکه این مجسمه ها در طی زمان با توجه به وزن و حجم عظیم خود کم کم در خاک فرو رفته اند.

    در همان روزهای اول با تماس با سازمانهای مختلف مانند یونسکو و هر کارشناس بین المللی که می شناختم و ایمیلی از آنها در دسترس داشتم به این نکته اشاره کردم که پایه های این مجسمه ها در دل خک است ولی گویا صحبتهای من جدی گرفته نشد. با اینهمه  هنوز هم برای نویسنده وبلاگ جای شگفتی فراوان است که چرا تا این مدت برای شکافتن پایه های در خاک فرو رفته صبر کرده اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : بناهای نمادین ، مجسمه های جزیره ایستر