تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:16:47
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 540 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 540 بار
  • بازدید کل : 561130 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    کشف یک مقبره متعلق به تمدن آزتک

    با کشف بقایای مقبره‌ی فرمان‌روایی آزتک، باستان‌شناسان به پیدا کردن پایتخت افسانه‌یی تمدن آزتک امیدوار شدند.

    به نقل از آسوشیتد‌پرس، باستان‌شناسان مکزیکی در جریان کشفی که آن را یکی از مهم‌ترین کشف‌های باستان‌شناسی قرن این کشور تلقی کردند، موفق به کشف بقایای مقبره‌ی یکی از آخرین فرمان‌روایان تمدن آزتک زیر یکی از میدان‌های اصلی شهر مکزیکویسیتی ـ پایتخت مکزیک ـ شدند.

    یک کارشناس از دانشگاه آمریکا که سال‌ها به کاوش در محوطه‌های تاریخی مکزیک مشغول است، در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد، این مقبره که تا به‌حال بخش کوچکی از آن کشف شده، می‌تواند بخشی از پایتخت افسانه‌یی تمدن آزتک باشد که براساس متون تاریخی در جزیره‌ای در وسط یک دریاچه‌ی نمک بوده است.

    از آنجا که بقایای این مقبره در میان آب‌های زیرزمینی شور قرار دارد، پروژه‌ی کاوش متوقف شده است و باستان‌شناسان منتظرند، با استفاده از تجهیزات پیشرفته از جمله پمپ‌های قوی ویژه‌ی تخلیه‌ی آب، کاوش‌های خود را در بقایای این مقبره که در عمق پنج متری سطح زمین قرار دارد، آغاز کنند و شانس خود را برای کشف این شهر بیازمایند.

    تا به‌حال بخش‌هایی از این مقبره از جمله یک تکه‌سنگ بزرگ حجاری‌شده کشف شده‌اند و محققان با بررسی آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که این مقبره به یکی از امپراطوران تمدن‌ ازتک که در سال 1502 مرده است، تعلق دارد؛ ولی هنوز شواهد کافی برای تأیید این امر به‌دست نیامده‌اند.

    نکته‌ی جالب توجه درباره‌ی این کشف تاریخی این است که با وجود انجام کاوش‌های فراوان در شهر مکزیکوسیتی از سال 1790 میلادی، هیچ مقبره یا حتا گورستانی از تمدن آزتک در این شهر کشف نشده است.

    کشور مکزیک تا پیش از تصرف آن توسط اسپانیایی‌ها در سال 1519 میلادی، یکی از بخش‌های تمدن آزتک بوده است. به همین دلیل، تا به‌حال آثار تاریخی فراوانی در این کشور از مردم تمدن آزتک کشف شده‌اند. با این وجود، کشف مقبره‌ی آخرین امپراطور آزتک ـ مونته زوما (Monte Zuma) ـ برای باستان‌شناسان هم‌چنان یک آرزو است، آرزویی که شاید در سال‌های آینده به حقیقت بپیوند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    افسانه آزتک

    مکزیک تاریخی کهن دارد که نخستین نشانه های آن به حدود ۵ هزار سال پیش از میلاد باز می گردد. مهمترین تمدن هایی که قرون متمادی در مکزیک وجود داشتند عبارتند از: مایا، آزتک، تولتک، و ناهواتل که آثار مهمی از آنها تاکنون باقی مانده است. مردم بومی مکزیک، سرخپوستانی بودند که در طول تاریخ خود امپراتوری مهمی را تشکیل دادند که آخرین آن امپراتوری آزتک بود.

    آزتک ها از حدود سال ۱۴۲۸ تا سال ۱۵۲۱ یعنی هنگامی که در جنگ با اسپانیایی ها شکست خوردند در اکثر نواحی ای که امروزه مکزیک نامیده می شود حکومت می کردند. در اوج قدرتشان سرزمینی را که از دره مکزیک در شرق مکزیک مرکزی تا خلیج مکزیک و جنوب گواتمالاکشیده می شود تحت سلطه خود داشتند. آنها شهرهای بزرگی ساختند و یک ساختار مذهبی ، سیاسی و اجتماعی پیچیده به وجود آوردند. پایتخت آنها تنوتیچلان (Tenochtitlan) نام داشت که امروزه شهر مکزیکو سیتی در آن منطقه قرار دارد.

    تنوتیچلان در زمان حمله اسپانیایی ها احتمالاً بزرگترین شهر جهان بوده است. یک مجموعه معبد بسیار بزرگ، یک قصر سلطنتی و تعداد زیادی کانال آب در آن قرار داشت. پس از شکست از اسپانیایی ها امپراتوری آزتک نابود شد ولی تمدن آنها تأثیر بسیار زیادی بر فرهنگ مکزیکی ها داشت. امروزه بیش از یک میلیون مکزیکی به زبان ناهواتل( Nahuatl) صحبت می کنند. در شهر مکزیکو سیتی حفاری هایی برای یافتن پایه های کشف نشده معبد، مجسمه ها، جواهرات و دیگر دست ساخته های مربوط به تمدن آزتک ها صورت گرفته است و هنوز ادامه دارد.

    محوطه تاریخی تیهوتیهوکان در مکزیک آثاری تاریخی مانند هرم ها و مقبره های تاریخی با قدمتی بیش از یک هزار و ۳۰۰ سال را دارد. شهر تیهو تیهو کان (Teotihuacan) در ۵۰ کیلومتری شمال شرقی مکزیکوسیتی - پایتخت کشور مکزیک - واقع شده است. این شهر باستانی در فاصله بین قرن های اول تا هفتم بعد از میلاد مسیح(ع) ساخته شده است. شهر تاریخی تیهو تیهوکان منطقه ای بسیار وسیع را در بر گرفته و شامل تعداد زیادی معبد متعلق به خدای خدایان از دیدگاه قوم آزتک و هرم های متعلق به ماه و خورشید است که بر اساس یک طرح نمادین و با استفاده از قوانین هندسی در کنار یکدیگر ساخته شده اند. این محوطه غنی باستانی به دلیل داشتن شاهکارهای هنری، در سال های متمادی تأثیرهای شگرفی را روی فرهنگ مکزیک و دیگر مناطق جهان برجا گذاشته است. به همین دلیل، سازمان یونسکو این مجموعه تاریخی را در سال ۱۹۸۷ میلادی در فهرست میراث جهانی ثبت کرد.

    یادبود ملی خرابه های آزتک (Aztec Ruins National Monument) در منطقه ای در حدود ۱۲۹ هکتار در شمال غربی شهر مکزیکوسیتی قرار دارد. این یادبود در سال ۱۹۲۳ تأسیس شده است و حاوی خرابه هایی مربوط به جامعه پوبلو( Pueblo) از سرخ پوستان بومی آمریکا می باشد که به اشتباه خرابه های آزتک نامیده شده است با این حال امروزه یکی از جاذبه های مهم توریستی مکزیک به شمار می رود. در مقایسه با سومر و دیگر تمدن های اولیه دنیای قدیم، تمدن های آمریکای میانی نسبتاً جدید هستند. و فرهنگ اولمک نخستین فرهنگ عمده این منطقه است. تمدن اولمک ساختمان هایی آئینی و پیکره هایی یادمانی از خود برجای گذاشته است. بسیاری از مضمون ها و خدایان اسطوره ای آزتک از دیگر فرهنگ های آمریکای میانی گرفته شده است، اما برخی اسطوره ها مطلقاً آزتکی هستندـ بویژه سرچشمه های اسطوره ای اویتسیلوپوچتلی در مونته کوتپک که منشور مقدس توسعه طلبی دولت آزتک بود. تضاد شب و روز یکی از اساسی ترین تقبل های اندیشه آمریکای میانی است. گزارش های بومی از نخستین سپیده دم جهان، این رویداد را آغاز زمان افسانه ای و تاریخی مردگان توصیف می کند و آن را در مقابل دور افسانه ای آفرینش قرار می دهد. در اسطوره آفرینش آزتک و مایا و دیگر اهالی آمریکای میانی، دو قلو ها حضوری چشمگیر دارند و برخورد با دوقلو ها عموماً با نوعی ترس وهراس همراه است. دو قلو ها هیولازادگانی قلمداد می شوندکه از نظر مذهبی نشان هایی غریب و ناهنجار شمرده می شود.

    اسطوره های آمریکای میانی صرفاً گزارش هایی مقدس از منشأجهان نیستند، بلکه حاوی درس هایی عمیق درباره رفتار مناسب اند. از جمله خصلت هایی که به کرات به مثابه عامل ویرانی یا شکست ذکر شده اند، تکبر و آزمندی است.

    اقوام مایا و آزتک اسطوره های خود را در رسانه های گوناگون از جمله کتاب های تهیه شده از پوست آهو، گلدان های منقوش، کنده کاری بر استخوان و چوب و کنده کاری یادمانی بر سنگ ثبت می کردند و در کنار این نوشته ها نیز تصاویری همراهند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    روش نگارش آزتک


    در میانه قرن 13 میلادی، مکزیکاها که مردمی شکارچی بودند، به دره مکزیکو مهاجرت کردند، اما ساکنان پیشین این دره آنها را وادار به خروج از آن منطقه و پناه گرفتن در دو جزیره نزدیک به کرانه باختری دریاچه Texcoco نمودند. مکزیکاها، بر پایه یک افسانه، بر این باور بودند که روزی، تمدنی بزرگ در یک سرزمین مردابی بوجود خواهند آورد؛ نشانه این سرزمین آن بود که در آن کاکتوسی را خواهند یافت که بر سنگی روییده و روی آن عقابی نشسته است. وقتی مردم مکزیکا به منطقه باتلاقی کرانه های Texcoco رسیدند، ملًاهایشان اعلام کردند که نشانه گفته شده در افسانه را دیده و در نتیجه به سرزمین موعود خویش رسیده اند.
    مکزیکاها در آن سرزمین به کشاورزی پرداختند و در سال 1325 میلادی، شهر Tenochtitlan «مکزیکوسیتی امروزی) را ساختند. آنها تا 100 سال بعد، به حکومت –های همسایه خود، بویژه به مردم Tepaneca خراج می پرداختند، اما به تدریج با افزایش قدرت و جمعیت، با دو گروه از همسایگان خویش متحد شده و در سال 1428، تپانکاها را شکست دادند و حکومتی گسترده را بنیان گذاشتند. این حکومت به تدریج، از نواحی مرکزی مکزیک تا مرزهای گواتمالا را زیر پوشش خود قرار داد. آزتک ها، خط و زبانی را که دست کم هزار سال مورد استفاده مردم آمریکای مرکزی بود، برای نگارش برگزیدند.
    چون حکومت آزتک ها (مکزیکاها) پس از به قدرت رسیدن، نوشته های مربوط به حکومت پیش از خود را از میان برد و یک قرن بعد، پس از سقوط مکزیکاها توسط اسپانیایی ها، متن های آنها نیز بوسیله روحانیت مسیحی سوزانده شد، چیز زیادی از روشهای نگارش پیش از ورود اروپاییان در این منطقه باقی نمانده است؛ با این وجود، آنچه از خط آزتکی باقی مانده، برای آشنایی با روش نگارش مردم آن سرزمین کافی است. برای یادآوری، دوباره تاکید می کنم که خط آزتکی، برپایه روش واژه نگاری است.
    مردم آزتک، دو تقویم داشتند: یکی تقویم 365 روزه (xiuhpohualli)که به 18 قسمت 20 روزه و یک قسمت پنج روزه تقسیم می شد و قسمت پنج روزه، روزهای خطرناک و بدیمن بود، و دیگری تقویم 260 روزه (tonalpohualli) که مخصوص ملًاها بود و از آن برای پیشگویی استفاده می شد. این تقویم، 20 قسمت 13 روزه داشت. در زیر، دیس-واژه هر قسمت از این تقویم، به همراه تلفظ آن در زبان مکزیکا (با رنگ قرمز) و معنای آن در زبان انگلیسی (با رنگ آبی) آورده شده است:

    در زیر، تعدادی دیس واژه مربوط به اعداد آورده شده:

    یک مکزیکایی، مثلا برای نمایش عدد 500، از یک پر و پنج پرچم استفاده می کرد. (500 = 5×20 + 400)
    شاید این پرسش برایتان بوجود آید که چگونه می شود همه واژگان را به تصویر کشید؟! برای یافتن پاسخ خود، به نمونه های زیر توجه کنید:

    1. Capulteopan:این واژه تشکیل شده از capulli + teopan و یعنی ”پرستشگاه نزدیک“. در تصویر، پرستشگاه (teopan) بطور کامل کشیده شده است، اما نزدیکی و مجاورت را چگونه می توان به تصویر کشید؟! در مکزیک، درختی شبیه به درخت گیلاس بنام ”capulin“ وجود دارد. با توجه به شباهت تلفظ capulli (نزدیک) و capulin، آزتک ها برای نوشتن عبارت مورد نظر، از تصویر آن درخت در کنار یک پرستشگاه استفاده می کردند.
    2. Mapachtepec: این واژه از Mapach + Tepec تشکیل شده و یعنی ”تپه ی راکون“. در اینجا بجای اینکه تصویر یک راکون کشیده شود، تصویر یک دست (Maitl) و مقداری خزه (Pachtli) کشیده شده است. ترکیب این دو واژه، همان ماپاچ را می سازد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    سالگرد مرگ رهبر آزتک ها و پایان جهان!

    قوم آزتک ها به مناسبت چهارصد و هشتاد و ششمین رهبر خود مراسمی در مکزیکو سیتی برگزار کردند.

    آنها با پوشیدن لباسهای سنتی بر سر قبر کوآ.ته.موک (نازل شده مانند عقاب معنای نام کوآ.ته.موک است که در سال 1525 در دفاع از کشورش علیه اسپانیایی ها کشته شد) رفته و به وی ادای احترام کردند.

    مکزیک تاریخى کهن دارد که نخستین نشانه هاى آن به حدود ۵ هزار سال پیش از میلاد باز مى گردد. مهمترین تمدن هایى که قرون متمادى در مکزیک وجود داشتند عبارتند از: مایا، آزتک، تولتک، و ناهواتل.

    آخرین امپراطوری نیز قبل از اسپانیایی ها متعلق به امپراطوری آزتک ها بود که رهبر آن  کوآ.ته.موک بود.قوم آزتک و تقویم جنجالی مایا  در مکزیک جنجالی شده است چرا که پایان جهان در سال 2012 را تقویم مایا مطرح کرده و اینک بسیاری بدلیل خرافه پرستی به این عقیده می نگرند و خود را برای سال 2012 اماده می کنند. اقوام مایا و آزتک اسطوره هاى خود را در رسانه هاى گوناگون از جمله کتاب هاى تهیه شده از پوست آهو، گلدان هاى منقوش، کنده کارى بر استخوان و چوب و کنده کارى یادمانى بر سنگ ثبت مى کردند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    آغاز اضمحلال امپراتوری آزتک

    490 سال پیش در شب 30 ژوئن سال 1520 میلادی آزتک های ساکن تنوکتیتلان (شهر مکزیکو کنونی) اسپانیایی های اشغالگر را از این شهر بیرون راندند. این شب که در نزد اسپانیایی ها به نوچه تریسته (شب غم انگیز) مشهور شد،در واقع عامل اضمحلال امپراتوری آزتک و تغییر سرنوشت مکزیک و آمریکای اسپانیایی زبان شد.

    پس از کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب ، اسپانیایی ها نخست در جزایر آنتیل مستقر شدند. در سال 1518 میلادی هرنان کورتز ، یک اشرافزاده ماجراجو اهل کاستیل اسپانیا در راس یک گروه کوچک از سربازان اسپانیایی  جزیره کوبا را ترک کرد و به قصد اشغال مکزیک روانه آن سرزمین شد.

    سرخ پوستان مکزیک با مشاهده چهره ریش دار اسپانیایی  ها ، زره ها ، سلاح های آتشین و اسب های آنها مات و مبهوت شدند.این مساله به سود کورتز تمام شد زیرا سرخپوستان آزتک بر اساس یک اسطوره قدیمی خود به خدایی به نام  "کتزالکوالت" معتقد بودند که روزی به قصد فتح سرزمین های جدید خاک آزتک ها را ترک کرده بود و باید با بازماندگان خود با هیبت جدیدی بازمی گشت.

    موکتزوما دوم امپراتور آزتک هاجرات نکرد مانع ورود هرنان کورتز به پایتخت باشکوهش  تنوکتیتلان (مکزیکو کنونی) شود.

    کورتز به آسانی شهر را تصرف کرد اما به زودی ناگزیر شد برای مقابله با ورود یک رقیب به نواحی ساحلی بازگردد. وی اختیار شهر و مراقبت از امپراتور را به یکی از معاونان خود به نام« پدرو دو آلوارو» سپرد. اما پدرو دو آلوارو فرد مناسبی برای این مقام نبود و به بهانه یک توطئه وارد معبد اصلی  آزتک ها شد و تمام راهبان و حاضران در معبد را قتل عام کرد.

    آزتک ها دست به شورش زدند، در این میان موکتزوما در سلولش توسط نگهبانان اسپانیایی  به قتل رسید، با مرگ وی برادرزاده اش کوئوهتموک امپراتور شد و رهبری شورش را در دست گرفت.

    هرنان کورتز پس از اطلاع از شورش آزتک ها به سرعت بازگشت ، اما متوجه شد اوضاع تنوکتیتلان غیرقابل کنترل است بنابراین دستور عقب نشینی سربازان خود را صادر کرد.

    کورتز به همراه 500 سرباز اسپانیایی  تصمیم گرفت به سرعت پایتخت امپراتوری آزتک را در شب 30 ژوئن سال 1520 میلادی ترک کند. مردم پل هایی که عبور از مرداب های پیرامون شهر را امکان پذیر می ساخت قطع کردند و نیمی از سربازان اسپانیایی  را به قتل رساندند ، بقیه آنها به همراه کورتز موفق به فرار شدند.

    اما کورتز با سماجت بقیه افرادش و متحدان سرخپوست خود را بازسازی  کرد و شهر را به محاصره درآورد. پس از 75 روز محاصره شهر تنوکتیتلان و همراه آن امپراتوری آزتک سقوط کرد.

    اسپانیایی ها شهر تنوکتیتلان را ویران کردند و در محل آن شهر مکزیکوکه نام آن برگرفته از نام یک قبیله محلی بود را بنا کردند. مقاومت آزتک ها با دستگیری کوئوهتموک در 13 اوت سال 1521 میلادی خاتمه یافت.

    کورتز امپراتور کوئوهتموک را به دست جلادان سپرد و پس از ساعت ها شکنجه طاقت‌فرسا، آخرین امپراتور  آزتک جان سپرد.

    به این ترتیب در شب 30 ژوئن سال 1520 میلادی آزتک ها موفق شدند اشغالگران اسپانیایی  را از شهر  تنوکتیتلان بیرون برانند. اما این اقدام سرآغاز سقوط امپراتوری آزتک شد و از آن پس کابوس طولانی آزتک ها تا زمان نابودی تمدن آزتک ادامه یافت.

    فتح امپراتوری آزتک و کشور کنونی مکزیک توسط هرنان کورتز عواقب شومی برای بقیه تمدن های کهن قاره آمریکا داشت ، از جمله می توان به نابودی امپراتوری و تمدن اینکاها و فتح کشورکنونی پرو توسط فرانسیسکو پیزارو اشاره کرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    سنگ تقویمی آزتک

    مقدمه

    یکی از معروفترین نمادهای مکزیک باستان ، طرح مدور پیچیده‌ای است به نام سنگ تقویمی آزتک. ظروف سفالی ، کیف پول و گردنبندهایی که با این طرح تزیین شده‌اند را می‌توان در فروشگاههای جهانگردی مکزیک یافت. این طرح بر روی چرم کیفهای وارداتی نیز نقش می‌گردد. تقویمهای دیواری و زیر سیگاریها که آراسته به این تصویر گذشته مکزیک هستند، در سرتاسر جهان به خانه‌ها را می‌یابند.

     

    سنگ تقویمی آزتک ، در حقیقت اصلا تقویم نیست بلکه نماد عظیمی است که بر روی 24000 کیلوگرم سنگ بازالت زیتونی که زمانی در مکان مهمی در محوطه مرکزی مقدسش پایتخت آزتک یعنی تنوچ تیتلان (Tenoch titlan) قرار داشت، حکاکی شده بود. سنگ تقویمی نیز همچون بیشتر قسمتهای این شهر در زیر خرده سنگها و ویرانه‌ها و در زیر خیابان و ساختمانهای شهر مستعمراتی مکزیکوسیتی مدفون شد. اما در 17 دسامبر 1790 ئدر حین حفاری زوکالو (Zocalo) یا میدان اصلی و مرمت کلیسای جامع ، این تندیس عظیم با 4 متر قطر ، دوباره بر روی زمین آورده شد. نام دیگر این تندیس "سنگ خورشیدها" می‌باشد و صورتک مرکزی ، مدتها با عنوان تصویری از توناتیو (Tonaiuh) خورشید حال حاضر آن زمان ، شناخته می‌شد.

    سنتهای آزتک

    در سنت آزتک ، توناتیو در ردیفی از خورشیدها ، خورشید پنجم بود که هر یک از این خورشیدها حاکم بر دوره قبلی بود که فاجعه‌ای در آن روی می‌داد و خورشید بعدی جایگزین آن می‌شد. مطابق با لیندا دلوس سولس (Leyenda de los Soles) یعنی "افسانه خورشیدها" که نسخه دست نویس اصلی پس از پیروزی است که ناهوئتل (Nahuatl) در سال 1558 نوشته شده ، دوره نخست به دوره 4 پلنگ معروف بود. در این دوره تسکات لیپوکا (Tezcat lipoca) حاکم بود و پلنگهای وحشی هر موجود زنده‌ای را می‌بلعیدند. در پایان ، پلنگها خودشان از بین می‌روند و دوره بزرگ دیگری یعنی 4 باد آغاز می‌گردد، این خورشید توسط تند بادها کنار می‌رود و دوره جهانی سوم ، یعنی 4 باران در پی آن می‌آید. باران آتشین شاید استعاره‌ای برای فوران آتشفشان یا احتمالا برزای روشنایی تندر طوفانی مصیبت بار بوده است که خورشید سوم را از میان می‌برد و دوره چهارم یا 4 آب آغاز می‌شود. آن نیز سرانجام پایان می‌یابد و کسانی که در آن زمان زندگی می‌کردند، سیلی عظیم هلاک می‌شدند. با مرگ خورشید چهارم ، توناتیو از تخت زمان کیهانی بالا می‌رود تا بر دوره پنجم یعنی 4 حرکت ، حکمرانی کند.

    مظاهر چهار خورشید پیشین ، چهار مربعی را که صورت مرکزی را بر روی سنگ خورشیدها احاطه می‌کنند، تشکیل می‌دهند. زمان کیهانی از مربع راست زبرین آغاز می‌شوند که در برگیرنده تصویرهایی از سر پلنگی است و در خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌گردد. دوره شماره 2 مربع چپ زبرین یا سر اهکاتل (Ehecatl) شکلی از کتسال کوآتل (Quetzalocoatl) که با باد ارتباط دارد، نمادین می‌گردد. زیر آن ، مربع سمت چپ زیرین ، صورت ایزد تلاکوک را احاطه می‌کند. او بیشتر اوقات با باران و آب یعنی چالچیوت لیکوئه ، این طرح را با نمایش دوره چهارم در آخر مربع در قسمت راست زیرین کامل می‌کند. این چهار مربع باهم صورت مدور را در بر می‌گیرند و دو پنجه‌ای که به چپ و راست باز می‌شوند، شکل خط تصویری این یا حرکت را ترسیم می‌کنند. این شکل اشاره به عصر حاضر یعنی خورشید پنجم دارد که بر طبق اسطوره با زمین لرزه‌ای پایان می‌یابد.

     

    تصاویر مربوط به سنگ تقویمی آزتک

    دور تا دور طرح مرکزی ، حلقه‌ای با 20 تصویر قرار دارد. این تصاویر نمایانگر نام روزها در دو هر تقویمی 260 روزه هستند و به دلیل حضور آنها این گوی عظیم ، با عنوان "سنگ تقویمی" شناخته شد. علامتها با سیپاکتلی "تمساح" در بالا شروع می‌شود و در خلاف عقربه‌های ساعت دور تا دور حلقه ادامه می‌یابد و به زوچپتل "گل" ختم می‌شود. بسیاری از تصاویر نمادین دیگری در این گوی گنجانده شده‌اند. چیزی که شبیه به هشت اشعه سه گوش می‌باشد و به شکل قطب نما چیده شده است، از اطراف حلقه نام روزها بیرونه می‌آیند. حلقه دیگری که در برگیرنده نقاطی می‌باشد، همین لبه از گوی را در بر می‌گیرد و نماینگر آسمان پر ستاره شب هنگام است. دقیقا درون این حلقه دو زیرکوتل یا "مار آتشین" ، حلقه دیگری را تشکیل می‌دهند. دمهای آنها در بالا و دهانشان که هر یک سر انسانی را احاطه می‌کند و در روی هم در پایین قرار دارند. این مارها مسیر و حرکت خورشید را در پهنه آسمان روز ، نمادین می‌کنند و همچون مار پردار و کاغذی هستند که در هنگام جشن پانکوئت زالیزتلی (Panquet zaliztli) از شرق به غرب در زیر پایه‌های تمپلو مایور به حرکت در آیند.

    یک مار آتشین یا چیزی شبیه به آن از راه پله هرم اصلی در چچن ایتزا (Chichen Itza) پایین می‌آید. در اصل چچن ایتزا متعلق به مایا بوده است؛ اما تولتکها (Toltec) از تولا (Tuna) در مکزیک مرکزی یا به احتمال بیشتر مایای تحت نفوذ تولتک از ناحیه خلیج (مکزیک) کنترل این مرکز سشنتی را در قرن دهم در اختیار گرفتند و به شیوه معماری دو رگه‌ای را در پویند با ساکنان اولیه مایا ایجاد کردند. هرم بزرگ که کاستیلو (Castillo) نام گرفت، نفوذ تولتک را در چچین ایتزا منعکس می‌کند. به نظر می‌رسد که این هرم ، ترکیبی است از شمار بینی (طالع بینی از روی اعداد و ارقام م.) چشمگیر سماوی ، با اجزای متنوع آن (چهار جهت و مسیر ستارگان ، 52 قاب فرو رفته در هر طرف آن ، 91 پله برای هر پله ، به اضافه سطح بالایی که مجموعا 365 پله می‌شود و 9 طبقه) و احتمالا در جهت عبور سمت الرأسی غروب خورشید می‌باشد. هر چند اخیرا جی - ریوارد (J. Rivard) متوجه شد که ساعتی پیش از غروب اعتدالی ، طرحی از نور و سایه بر روی نرده رو به سمت غرب راه پله شمالی ، شکل می‌گیرد. در حقیقت این پدیده برای مردم محلی شناخته شده بود.

    اعتدال بهاری عملا تبدیلی به یک تعطیلی ملی در مکزیک شد؛ زیرا از آن پس 10 تا 12 هزار نفر از مردم برای تماشای فرود این مار به چچن ایتزا می‌آیند. لوئیس ای ، آروچی (Luis E. Arochi) آماتور مشتاق و نویسنده کتابی موفق در مورد این پدیده ، بیشتر این علاقه را در مردم بر انگیخت. این هرم با دقت جهت یابی شده و طوری متناسب گشته که این امکان بوجود می‌آید که از نمای گوشه شمال غربی ، اولین مثلث وارونه نور و سپس مثلث دیگر در زیر آن به شکل مار پشت لوزی سرازیر شونده ، ایجاد شود. سرهای مار در پایین قرار دارند. سرهای این مار دلالت بر این دارد که این خط و تأثیر آن مورد نظر بوده است. منطقی به نظر می‌رسد که این نمایش نور ، قسمتی از یک نمایش در مراسمی بوده که در زمان اعتدال اجرا می‌شده است. این مار نور آفتاب با علائم مار زنگی یوکاتان (Yucatan) مطابقت دارد و بسیاری از مارهای تندیسی پردار چچن ایتزا را نیز می‌توان از صدای آنها همچون مارهای زنگی تشخیص داد. این موضوع ، مار اعتدالی را با نماد مار زنگی مرتبط می‌کند که در برگیرنده سال ، گذر زمان و ایده احیای دوباره می‌باشد. این ارتباطات مشابه مظاهری در مراسم ایزد آزتک یعنی شیپه توتک (Xipe Totec) هستند که جشن اصلی آن در تنوچیتلان هنگام اعتدال بهاری برگزار می‌شد. ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم که مناسک توتلک - مایا (Toltec-Maya) در چچن ایتزا با آنچه آزتک در آمریکای مرکزی به ارث برده یکسان باشد. اما کاستیلو ، نمادی کیهانی از نور آسمانی را به تصویر می‌کشد که شبیه به چیزی است که آزتکها درک کرده بودند.

     

    نظریات دانشمندان

    ریچارد فریز تاونسند (Richard Fraser Townsend) نمادگرایی کیهانی مکزیک باستان را مطالعه کرده است و نتیجه می‌گیرد که بر اساس حرکت شرق به غرب خورشید بالای سنگ تقویمی آزتک و دمهای مار ، شرق ؛ و انتهای آن و سرهایشان غرب را تشکیل می‌دهند. او مورد خوبی را برای این قضیه ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه سنگ تقویمی ، هیچگاه بر روی دیوار قرار نداشته و یا حتی به شکل ایستاده به نمایش گذاشته نشده است. در عنوض او به شکل قابل قبول استدلال می‌کند که این گوی عظیم بر روی سطح خوابانده می‌شده ، در حالی که قسمت بالای آن اشاره به شرق داشته است.

    شرق ، جهت مقدس ابتدایی آزتک بود و پیکانی که در بالای صورتک مرکزی شکل می‌گیرد و کلاله پر سنتی در زیر آن ، اشاره به آن جهت دارد. شرق جهت آفرینش روزانه خورشید است و بر اساس سنت ، آفرینش خورشید پنجم ، با 13 آکاتل (13 نی) مشخص می‌شد. این تاریخ در مربعی در همین نقطه یا لبه شرقی گوی نمایان می‌گردد. 13 نقطه خط تصویری ، "نی" را احاطه می‌کند. 132 نی با اهمیت یکسان برای آزتک گشایشگر سالی بودند که در آن پادشاه آزتک ایتزکوئتل (Itzcoatl) ، سلطنت خود را آغاز کرد. او آزتک را با نیروهای تکسکوکو (Texcoco) را شکست دهند و او آغازگر پیشروی آزتک به سوی امپراتوری بود. حکومت آزتک قدرت خود را از منجی دریافت می‌کرد، یعنی خورشید پنجم که خلقت آن در اسطوره برابر با خلق حکومت آزتک بود. اگر سنگ تقویمی به واقع به شکل خوابیده در راهرویی روی زمین قرار می‌گرفت، یکی دیگر از تعابیر تاونسند قوتن می‌گیرد.

    او استدلال می‌کند که صورت مرکزی ، اصلا نمایانگر خورشید نیست؛ بلکه نشاگر زمین است. آن چهره‌ای از ایزد زمین می‌باشد و تندیسهای دیگر آزتک ، از این خدا او را با صورتی ترسیم می‌کنند که رو به آسمان دارد، با زبانی مانند تیغه چاپو که مردگان را نابود می‌کند و پنجه‌های ببر. این صورت حتی این احساس را بیشتر تقویت می‌کند که طرح مرکزی ، نشانه زمین لرزه یا حرکت است؛ هشت مثلث متوازن به جهتهای اصلی و فرعی اشاره می‌کنند، جهتهایی که زمین را سازمان می‌دهند و چیزی را شبیه به نماد دقیقی از یک قطب نما ایجاد می‌کنند.

    طرح روی سنگ

    در مجموع طرح روی "سنگ تقویمی آزتک" یک کیهان نما است، تصویری فشرده و نمادین از جهان کیهان نمایی که در واقع یک تصویر یا نقشه از کیهان نیست، بلکه تصویری از نظم کیهانی است. از طریق جهت یابی در فضا و تکریم زمان ، سنگ تقویمی آزتک ، مفاهیم را از قلمرو زمینی ، برتری سیاسی و کارگزاران مقدس کیهان ، یکپارچه می‌کند. این نماد ، کیهانی – نجومی – اسطوره‌ای – مذهبی است. این نماد از ساختار حقیقی جهان ، مشروعیت حق حکومت کردن آزتک را طلب می‌کند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    یادبود ملی خرابه‌های آزتک

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    یادبود ملی خرابه‌های آزتک (به انگلیسی: Aztec Ruins National Monument) از یادبود سرخ‌پوستان و میراث فرهنگی ایالات متحده آمریکا در نیومکزیکو است.

    این خرابه‌ها در سال ۱۸۵۹ توسط اروپاییان کشف گردید. بر خلاف اسم آن، این خرابه‌ها متعلق به سرخ‌پوستان آزتک نیست، و صرفا نامیست که کاشفان آمریکایی-اروپایی بر آن نهادند.

    سرخ‌پوستان و مردمان باستانی پوئبلو سازنده این بناها در حدود قرن ۱۲ میلادی بوده‌اند.

    در سال ۱۹۲۳ میلادی، این مکان بعنوان یک میراث فرهنگی ملی آمریکا ثبت گردید، و در سال ۱۹۸۷ بعنوان یک میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت رسید.[۱]

     

     میراث جهانی یونسکو یادبود ملی خرابه‌های آزتک

     

    منابع

    ↑Aztec Ruins

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    آزتک‌ها

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

     

    آزتک‌ها، یک تمدن نیمه آمریکایی در مکزیک بودند.

    امپراتوری آزتک هنگام حمله اسپانیایی‌هادر حدود سال ۱۵۱۹

     

    تاریخچه

    آزتک‌ها، یک تمدن مزو آمریکایی را در مکزیک مرکزی شامل می‌شدند که دارای اسطوره بسیار غنی بودند. آزتکاتل به زبان خود آزتک‌ها یعنی ناهواتل، در لغت به معنی افرادی است که از آزتلان (سرزمین افسانه‌ای آزتک‌ها) می‌آمدند. آزتک‌ها خود را بیشتر مکزیکا صدا می‌کردند، که از آن امروزه نام کشور مکزیک مشتق شده‌است. در سال ۱۸۱۰، طبیعت‌شناس پروسی الکساندر فون هولمبولدت برای اولین بار لفظ مدرن آزتک را برای این تمدن و یا ملّت، ابداع کرد.

    پایتخت آزتک‌ها تنوشتیتلان[۱] نام داشت و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۵۲۱، دوازده نفر بر آن فرمانروایی کردند. پس از جنگهای خونین، در ۱۳ اوت ۱۵۲۱، آخرین حکمران آزتک‌ها خود را تسلیم اسپانیایی‌ها کرد.

     

    فرهنگ

    اینان پرستشگاهها و برجها و خانه‌های بسیاری را با مصالح سنگی ساخته بودند. در رشته نجوم، حقوق و حکومت، پیشرفت کرده بودند. در بسیاری از هنرها و پیشه‌ها صاحب مهارت شده بودند. به موسیقی، رقص، نمایشنامه، و ادبیات علاقه‌مند بودند.

    گذشته از اینها آزتک‌ها چندین باغ گیاه‌شناسی یا گیاه پروری داشتند که اروپائیها تا آن زمان با چنین چیزی آشنا نشده بودند. در سرزمین آزتک‌ها شبکه بزرگی برای آبیاری زمینهای کشاورزی ایجاد شده بود. صنعت بافندگی، شکل گرفته بود. در میان این مردم، تاسیساتی مانند تیمارستان با پزشکان و جراحان متخصص وجود داشت. اینان تمدنی بس شگفت انگیز داشتند.

    در سال ۱۵۱۹ میلادی یک ملوان اسپانیائی به نام ارناندو کورتز همراه با ارتشی کوچک، به آزتک‌ها حمله کرد . او پس از نبردهای سخت و خونین توانست قدرت و حکومت آزتک‌ها را سرنگون و نابود کند . آنگاه اسپانیائیها مکزیک را جزئی از سرزمین امپراتوری اسپانیا بشمار آوردند .

    ولی امروزه نیز بسیاری از سرخ پوستان ساکن مکزیک به زبان آزتک سخن می‌گویند. مکزیک امروزی و مکزیکیهای معاصر از اینکه به آزتکها تعلق دارند بر خود می‌بالند. آنها توانسته‌اند بسیاری از شیوه‌های زندگی، آداب و رسوم آزتک‌ها را تا امروز حفظ کنند. برخی از واژه‌های آزتک نه فقط در میان مکزیکیها یافت می‌شوند بلکه به زبانهای بزرگ مانند زبان انگلیسی نیز راه یافته‌اند . از میان این واژه‌ها می‌توان به chocolate (= شکلات) ، tomato (=گوجه فرنگی)، ocelot (= گربه پلنگی) ، coyote (= کایوت) ، avocado (= درخت آوکادو) و برخی واژه‌های دیگر اشاره کرد .

    بدین ترتیب، با آنکه قدرت و حکومت امپراتوری آزتک‌های باستان در چهارصد و اندی سال پیش از این نابود شد، تاثیرشان در جنبه‌های گوناگون زندگی فرهنگی ملت مکزیک همچنان زنده‌است .

     

    آدم خواری

    سران آزتک اشتهای سیری ناپذیری برای آدم‌خواری داشته‌اند. بر خلاف مایاها که قربانیان انسانی گاه به گاه و صرفا تحت مراسم آیینی داشته‌اند، آزتک ها به بر پا کردن "جشن خون" و سلاخی آییتی دسته جمعی و آدم‌خواری سیاه و گسترده شهره بوده‌اندآیا آدم‌خواری آزتک ها یک نیاز اکولوژیک بوده است؟ مشاهده کشته شدن، و سلاخی آیینی صدها و بلکه هزاران نفر در یک شب، و تکرار مدام آن در سال، رعب و وحشتی فراگیر در سایر قبایل همسایه بر انگیخته بود. استاد دانشگاه هاروارد، دیوید اس. لندز در کتاب خود "ثروت و فقر ملل" می نویسد که یکی از دلایل عمده ای که آزتک ها با ابعاد گسترده خون خواری و آدم خواری از مردم خویش، سالها حکومت کردند، ایجاد جو وحشت بوده است.

    اشتهای آزتک ها برای گوشت انسان آنچنان گسترش یافته، و تعداد مردم آن سرزمین به تعدادی کم شده بوده است که سران آزتک را برای مذاکره جهت گرفتن "قربانی انسانی" به سراغ سایر قبایل می فرستاد. در این مذاکرت پشت پرده، سران بی کفایت قبایل همسایه "جنگ های تشریفاتی" در ابعاد کوچک ترتیب می داده اند و مردم نگون بخت و از همه جا بی‌خبر خود را به "کام" دشمن سرازیر می کردند. در نتیجه شکست از پیش تعیین شده دسته های همسایه، قربانی های جشن خون بعدی برای آزنک ها به دست می آمد.

     

    نگارستان

    نقاشی از کودکس مندوزا[۳]

    [۴]

    دره مکزیکو در زمان حمله اسپانیایی ها[۵]

     

    پانویس‌ها

        ↑Tenochtitlan

        ↑A painting from Codex Mendoza showing elder Aztecs being given intoxicants

        ↑A painting from Codex Mendoza showing elder Aztecs being given intoxicants

        ↑Jaguar warrior, from the Codex Magliabechiano

        ↑The Valley of Mexico at the time of the Spanish Conquest

     

    منابع

     

    آدم خواری آزتک ها

    Berdan, Frances F. (۲۰۰۵) The Aztecs of Central Mexico: An Imperial Society. ۲nd ed. Thomson-Wadsworth, Belmont, CA.

    Berdan, Frances F., Richard E. Blanton, Elizabeth H. Boone, Mary G. Hodge, Michael E. Smith and Emily Umberger (۱۹۹۶) Aztec Imperial Strategies. Dumbarton Oaks, Washington, DC.

    Boone, Elizabeth H. ۱۹۸۹. «Incarnations of the Aztec Supernatural: The Image of Huitzilopochtli in Mexico and Europe.» Transactions of the American Philosophical Society, New Ser., Vol. ۷۹, No. ۲., pp. i-iv+۱-۱۰۷.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    ایزدان و خدایان آزتکی در ادیان بومی آمریکا (3)

    وهوه کویوتل

    یکى دیگر از ایزدان که بسیارى وى را با ایزد آتش اشتباه مى گیرند، « وهوه کویوتل Huehuecoyotl » ایزد تقویم است که به نظر مى رسد ایزد لذایذ به ویژه لذایذ شهوانى نیز بوده است».

     

    شوچى پیلى

    گروهى دیگر از خدایان مکزیک مرکزى تجسمى از لذت و شهوت اند. « شوچى پیلى Xochipilli » ( شاهزاده گل ها ) با ایزد ذرت ( سنته ئوتل ) همپوشى زیادى دارد، و حافظ رقصها، بازى ها، عشق و مظهر تابستان است، هر چند بیشتر ایزد آفتاب به شمار مى رود. نماد وى از چهار نقطه که به معناى گرماى آفتاب است درست شده و تصویرش با گل ها و پروانه ها آراسته شده و چوب دست دارد.

     

    ماکوئیل شوچیتل

    یکى دیگر از ایزدانى که حافظ بازى ها، رقص و ورزش است « ماکوئیل شوچیتل Macuilxochitl»، به معناى پنج گل است، که « شوچى پیلى » با وى ارتباط تنگاتنگى دارد. چهره این ایزد بر آلات موسیقى دیده مى شود. او ایزد جوانى و نیروى بارورى مردانه نیز بود، و شاید مظهر دیگرى نیز به عنوان مظهر هرزه گى داشته است. وى حامى « پاتولىpatolli » نوعى بازى آیینى و همچنین بازى هایى که به اعمال آیینى ربطى نداشت، بود. پیکر الهى این ایزد به یکى از سازهاى کوبى ( آیوتل ayotl ) نسبت داده شده است. همسرش « شوچى کتسال » (گل گران بها ) است که مظهر زیبایى، عشق، الهه گل ها، حامى کارهاى خانه و حافظ زنانى بود که با جنگ جویان مجرد مى زیستند. سر این ایزد بانو با دو دسته از پرهاى ( پرنده کتسال زمرد ) آراسته شده و جامه زیبایش گلدوزى شده است».

     

    تلاسول تئوتل

    یکى از ایزدبانوان مهم « تلاسول تئوتل Tlazolteotl »، ایزد بانوى نجاست بود که باپیامدهاى شهوت و بى بندوبارى مربوط، و در جشن هاى وى رقص هاى ذکر اجرا مى شده است. این ایزد بانو احتمالا مدها و اندیشه ها و نشانه هاى مشخصى را از ایزد بانوان دیگر اخذ کرده است. وى در واقع ایزد بانوى ماه به شکل آدم بود، اما وقتى آزتک ها او را پذیرفتند، ایزد بانوى زایش گشت ودیگر ایزد بانوى لذایذ شهوانى نبود و به تدریج به ایزد بانوهاى پیر در دشت هاى مرتفع شبیه شد. وى در شکل مرسوم باز نمود خویش همچون زنى ایستاده با دست ها برروى شکم نموده شده است. مایاولکاهنان تلاسول تئوتل در میان مردم اهمیت ویژه اى داشتند؛ زیرا وى چون ایزد بانوى زایش و حافظ زنان بود، پیروانش طالع را از روى یک سلسله ترکیبات پیچیده تقویم مذهبى مى یافتند و پیشگویى مى کردند. « سنته ئوتل » ایزد ذرت، پسر اوست. یکى دیگر از نام هاى این ایزد بانو « تلائل کوانى Tlaelquani » به معنى نجاست خوار است که هم ذات بودن او را با اعتراف و تطهیر نشان مى دهد. ناحیه سیاه اطراف دهانش در تصویر نگاشت هاى وى احتمالا به وظیفه ناخوشایند اما ضرورى او مربوط مى شود. یکى دیگر از ایزد بانوان موسوم به « مایاول Mayahuel » ( ایزد بانوى ماگوى وپولکه ) است. تلاسول تئوتل در میان قوم اوآستک، ایزدبانوى زمین، الهه بارورى، حاصل خیزى و لذت جسمانى و زندگى بخش بوده است. این ایزدبانو در تصویر نگاشت بورژیا پلاک سینه اى از صدف مروارید دارد. وى ایزد ناپاکى و عشق شهوانى، زایش و طب آیینى نیز بود، و یکى از مظاهرش با نام « تلائل کوانى » ( خورنده کثافت )، ایزد بانوى نجاست بود. وى گناه را مى خورد و انسان را پاک و مطهر مى ساخت. ویژگى هایش دوک نخ ریسى در پوشش سر و سیاه بودن پایین چهره و دور دهان است. مظهر دیگرش، « ایشکوئینان Ixcuinan » معرف چهار زن در سنین مختلف بود. ساآگون نوشته است که این قوم ( اوآستک ) وى را مى پرستیدند و در جشن هاى وى مریدانش « اوآستکاى او » نامیده مى شدند. بر سرش کلاه مخروطى شکل این قوم و بر گلویش صدفى دیده مى شود.

     

    میکتلان تکوتلى

    علاوه بر اینها، ایزدان ویژه اى نیز در زیر زمین و در مکانى که آزتک ها محل مردگان یعنى « میکتلان Mictlan » مى پنداشتند، به سر مى بردند. ایزد اولیه مرگ و مردگان، « میکتلان تکوتلى Mictlantecuhtli » بود که غالبا همسرش « میکتلان سیواتل » او را همراهى مى کند. بدن این ایزد پوشیده از استخوان انسان، و نقابى به شکل جمجمه به صورت دارد. موهایش تابدار و سیاه و چشمانش همچون ستاره است؛ زیرا در سرزمین تاریکى مطلق زندگى مى کند. از ویژگى هاى وى گل هاى کاغذى است که از آنها دو مخروط بیرون آمده و بر پیشانى و پشت گردن او جاى دارد؛ همچنین پرچم تا شده و سفید رنگ و کاغذى سفید، به شکل حمایل که بر سینه اوست. دستیاران وى مردگان، خفاش، عنکبوت و جغد هستند.

     

    ته په یولوتلى

    «ایزد مهم دیگرى که به اختصار مى توان از آن نام برد، « ته په یولوتلىTepeyolootli » (یا ته په یولوتل) مى باشد که احتمالا در اصل ایزد زمین ـ یوزپلنگ در شرق مکزیک بوده و یکى از مظاهر تسکاتلیپوکا محسوب مى شده است». علاوه بر ایزد یاد شده آزتک ها در خلال دوره مهاجرت خویش، ایزد بانویى موسوم به « کواتلیکوئهCoatlicue » را درمیان خدایان خویش پذیرفتند که ایزد بانوى زمین بود. وى کسى بود که موجودات را هنگام مرگ و ستارگان را هنگام غروب مى بلعید. تندیسى از این الهه او را با دامنى از مارها و پنجه هاى حیوان شکارى نشان مى دهد و از گردن او دو جوى خون بیرون زده که به مار مبدل شده است. «این ایزد بانو براى بسیارى از اقوام تجسمى از ماه بود که با خورشید جنگید و سرش را از دست داد. در تصویر وى قلب، پنجه عقاب، مار و جمجمه دیده مى شود.

     

    کواتلیکوئه

    بانوى دامن مارى، مادر اویتسیلوپوچتلى. مارها نشان دهنده خونى هستند که از قطعات جدا شده بازو و گلو جارى است، و حاکى از آن است که او به قتل رسیده است. متعلق به دوره پساکلاسیک متأخر آزتک ( موزه ملى مردم شناسى مکزیکوسیتى ). شاید بنا به نوعى سنت باستانى و اسطوره اى وظیفه داشت با دست هایش آسمان، یعنى پادشاهى پسر پیروز خود، اویتسیلوپوچتلى را با تمام وزنش استوار نگه دارد. به نظر بعضى از متخصصان « تلال تکوتکى Tlaltecutli » یعنى ایزد بانو در هیأت مردانه خود به منزله هیولاى زمین است. نقش وى غالبا بر روى آوندها دیده مى شود، همچنین بیشتر اوقات به صورت نقش برجسته صاف در کف پایه آثار به چشم مى خورد. گاهى نیز همچون سوسمارى دیده مى شود که همواره مشغول بلعیدن گوشت یا قلب انسان است. وى بنابر اساطیر پاى تسکاتلیپوکا را بلعید». علاوه بر ایزد بانوى زمین، «تعداد زیادى از ایزدان مکزیک مرکزى، خورشید، ماه، سیاره زهره، ستارگان، کهکشان راه شیرى و سایر اجرام سماوى را به نمایش مى گذاشتند. شاید به دلیل آن که جایگشت آنها در آسمان، نبردهاى کیهانى قلمداد مى شد، بسیارى از آنها خدایان جنگ محسوب مى شدند. یکى از ترسناک ترین خدایان سماوى «تلاویسکالپانته کوتلى Tlahuizcalpantecuhtli » به معناى ایزد سپیده دم بود که در هیأت زهره به مثابه ستاره صبح تجسم مى یافت. در امریکاى وسطاى دوره باستان، نخستین رؤیت زهره به عنوان ستاره صبح با ترس فراوان همراه بود؛ زیرا عقیده بر این بود که نور آن مى تواند آسیب هاى شدیدى وارد سازد. چندین تصویر نگاشت گروه بورژیا حاوى جدول هاى اخترشناسى پیچیده اى است که حرکت هاى زهره را یک دوره تقریبا 104 ساله پیش بینى مى کند. در این صحنه ها، « تلاویسکالپانته کوتلى » با استفاده از یک وسیله پرتاب نیزه، پرتوهاى هولناک خود را پرتاب مى کند». چهره وى در تصویر نگاشت ها به صورت آدم زنده و یا جمجمه تصویر شده است.

     

    تلاویسکالپانته کوتلى

    خداى زهره، تلاویسکالپانته کوتلى، به یک کوه بارانى یا آلته پتل که اصطلاح آزتک ها براى شهر است حمله مى کند.

     

    میشکواتل (میکسکواتل )

    یکى دیگر از ایزدان ستاره اى، « میشکواتل (میکسکواتل ) Mixcoatl » ( راه شیرى، مار ابرى )، ایزد شکار قوم « چى چى مک Chichimec » و ایزد ستاره قطبى است. وى «یکى از ایزدان راه شیرى و تجسم ارواح جنگجویانى است که پس از مرگ به ستاره تبدیل شده اند. پیکر او معمولا بانوارهاى سفید و قرمز رنگ مى شود، وجنگجویان اسیرى که قرار است قربانى شوند او را همراهى مى کنند». «اقوامى که تمدنى والا داشتند، حوزه نفوذ وى را آسمان مى دانستند و به همین جهت در تصویرنگاشت ها نیمه اى از نقاب ایزد آسمان به رنگ سیاه است که دایره هاى سفید دارد، اما آزتک ها معتقد بودند وى ایزد شکار شمال است. آهو ناوال وى بود و به همین دلیل برایش جشنى مى گرفتند که در آن نمایش مراسم شکار در دشتى که بدین منظور آماده شده بود، انجام مى شد. در واقع آهو با میشکواتل یکسان است و امروزه در نزد قوم « ویچولHuichol » ( برادر کهنتر ) نام دارد. او یکى از مهم ترین ایزدان شب است». همسر میشکواتل،ایزدبانوى زمین موسوم به«ایتسپاپالوتلItzpapalotl» نیز از ایزد بانوان مهم است که احتمال مى رود خاستگاه چى چى مکى داشته باشد. «سیواکواتل Cihuaco¨atl » نیز مظهرى از الهه زمین است. وى حامى « سیوآته تئو Cihuateteo » روح زنانى است که هنگام زایمان مرده اند. در مقام « تونانتسین Tonantzin » ( ایزد بانوى زمین ) مادر بشر است. وى حتى بنابراسطوره اى،کتسال کواتل را پس ازمرگ مادرش بزرگ کرده است. «کویول شاوکى Coyolxauhqui » ایزد بانوى ماه، تاریکى و شب، خواهر ناتنى اویتسیلوپوچتلى است که بنابر اساطیر اویتسیلوپوچتلى وى را پس از تولد خویش به قتل رساند و بدن پاره پاره خواهر را در پاى تپه هاى «کواتپکCoatepec » انداخت. چهره این ایزدبانو را زنگوله ها زینت بخشیده اند، و نمادهاى بسیارى در نقش وى دیده مى شود: گوشواره به شکل پرتوهاى خورشید، پنجه هاى عقاب، مارهاى به هم تنیده، جمجمه مرده در کمربند و اشک هاى خون آلود. مجسمه وى در پاى پلکان معبد اویتسیلوپوچتلى قرار داشت و احتمالا بدن قربانى را از پلکان پایین انداخته و در پاى این مجسمه قطعه قطعه مى کردند. اما یکى از مهم ترین ایزدان سماوى « توناتیو Tonatiuh » یا ایزدخورشید است. خورشید بالا رونده در آسمان و فرود آینده از مظاهر این ایزد هستند که به صورت عقابى که اوج مى گیرد یا سقوط مى کند، نموده شده اند. وى همراه با تکسیس تکاتل، ایزد ماه قوم آزتک دیده مى شود. هم چنان که در اسطوره اى آمده، وى خود را قربانى کرد و به ماه مبدل شد. آزتک ها توناتیو را در اصل از تولتکها گرفته اند، و این ایزد براى اولین بار در هنر دوره پساکلاسیک قوم تولتک دیده شده است. وى «معمولا در هیأت یک جنگجوى مسلح ودرحال نبرد، در قالب یک قرص خورشیدى پرتوافشان نشان داده مى شود».

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    ایزدان و خدایان آزتکی در ادیان بومی آمریکا (2)

    اویتسیلوپوچتلى

    در مورد اویتسیلوپوچتلى ابهامات بسیارى وجود دارد و مى توان بى تردید گفت نقش و سرگذشت او در زمان متأخر پدید آمده و از تسکاتلیپوکا که در اصل ایزد تولتک ها بود، اقتباس شده است. این واقعیت که جایگاه مقدس از تعفن خون انسان سرشار بود ،نشان مى دهد که اویتسیلوپوچتلى نیز جنگ و قربانى انسان را براى بقاى خود تعیین کرده بود. «دریکى از متن هاى ساآگون درباره این ایزد نقل شده که وى مردى معمولى بوده و یکى از رؤساى جنگجویان در عصر پیش از آزتک ها چنین نامى داشته است. وى توسط آزتک ها به مقام خدایى رسیده و هنگام مهاجرت این قوم یاور آنان شده است. اویتسیلوپوچتلى به مفهوم جنوب چهار جهت اصلى نیز هست؛ زیرا بنا بر اسطوره هاى آزتکى مرغ مگس خوار ( Huitzilin ) را بانى گرماى جنوب مى دانستند و تابستان فصل جنوب است. نشانه بعدى وى با ایزد خورشید صرفا و ابسته به مرغ مگس خوار نیست بلکه با طبیعت جنگجوى او نیز ارتباط دارد؛ زیرا آن چنان که در اساطیر آمده خورشید، جنگجویى بود که هنگام طلوع ( تولد )، ماه و ستارگان را در پهنه آسمان از میان برد. سلاح او « شیوکواتلXiuhcoatl » ( مار فیروزه ) بود که آتش و پرتوهاى نور را تجسم مى بخشد. در تصویر نگاشت هاى آزتکى اویتسیلوپوچتلى کاملا شبیه تسکاتلیپوکا، ولى به عنوان سوى نورانى و روشن وى تصویر شده است. دردست نوشته ها دیده مى شود که پیکر ایزدان اخترى که قربانیان آفتاب بودند با رنگ سفید و قرمز و به صورت راهراه مشخص شده است. اسیران جنگى نیز که مى بایست قربانى شوند به همین شکل نقاشى شده اند. نقاب سیاهى که بر چهره این خدایان است آنان را در مقام ایزدشب مى نمایاند». در جمع خدایان آزتک، علاوه بر ایزدانى که نام برده شد، خدایان متعدد دیگرى نیز وجود دارند که از آن جمله مى توان از خدایان و الهه هاى کشاورزى و باران، آتش، عشق و لذت، مرگ، جنگ و اجرامفلکى یاد کرد. در دوران پساکلاسیک در بیشتر قلمروهاى مکزیک مرکزى شمار کثیرى از خدایان پرستیده مى شدند. این خدایان نه تنها در دست نوشته ها و پیکره هاى آزتک ها نمایان مى شوند، بلکه حضور آنها را مى توان در پنج کتاب تشکیل دهنده « گروه بورژیا » نیز مشاهده نمود. از میان معبدهایى که آزتک ها براى خدایان خود مى ساختند، معابد اویتسیلوپوچتلى ایزد جنگ از همه بزرگتر و با شکوهتر بوده است. براى هر معبدى که ساختمان و بنایش تمام مى شد، آن قدر افراد انسانى قربانى مى شد که سکو و سنگ قربانى را خون فرا مى گرفت و از قلب هاى قربانیان در جلوى پیکره این ایزد تلى به وجود مى آمد. مى گویند یک بار که بزرگترین معبد را براى این خدا بنا کردند، جهت افتتاح آن هفت هزار نفر قربانى شدند. در پایتخت و شهر مذهبى « چولولا Cholula » بیش از هر جایى دیگر براى این ایزد قربانى مى کردند. رقم قربانیان در پایتخت در هرسال دو هزار نفر بود و این رقم در شهر مذهبى یاد شده به شش هزار نفر بالغ مى شد. سنگ قربانى در معابد مربوط به این خدا، از سنگ هاى قربانى سایر خدایان بلندتر و بزرگتر بوده است. در اوقات مختلف چون درد و رنج و بیمارى، یا وقتى که مردم عازم جنگ بودند، از میان اسرا، زندانیان، جنایتکاران و یا غلامان و بردگان قربانیانى به این خدا تقدیم مى شد. کسانى که دستشان از مال دنیا و اسیر کوتاه بود، جلو محراب و سنگ قربانى زانوزده و از حضور خداوند درک فیض نموده و به زارى و انابه مى پرداختند. آن گاه زخم عمیقى در نقطه اى از بدن خود ایجاد کرده و خون خود را به روى سنگ قربانى مى ریختند. برخى از خانواده ها که مشکل پیدا کرده و طالب گره گشایى بودند و از خداوند درخواستى داشتند، یا بردگانى را براى قربانى مى آوردند و یا یکى از فرزندان خود را تقدیم این ایزد یا دیگر خدایان مى کردند. از سویى یکى از مشکلات عدیده این قوم فراهم کردن و تهیه این ارقام شگفت انگیز از افراد انسانى جهت قربانى شدن بود. به همین جهت آزتک ها با چند قبیله مجاور پیمان هایى مى بستند که در هر سال افراد و جنگجویان دو گروه به جنگ پرداخته تا به این وسیله از هم اسیر بگیرند. در این جنگها به هیچ وجه جنگجویان دو گروه به دنبال کشتن دشمن نبودند، بلکه تنها مجاهدت ایشان مصروف گرفتن اسیر از خصم مقابل بود. هر فرمانده و یا فردى که اسراى بیشترى مى گرفت از جانب امپراطور و کاهن اعظم تقدیر شده و جوایزى دریافت مى کرد. تمامى این اسرا همان طور که اشاره شد، به هنگام معین و طى مراسمى قربانى مى شدند و هر گاه در تعداد قربانى ها کمبودى وجود داشت، این کمبود را از زندانیان جبران مى کردند و باز اگر لازم مى شد بردگانى نیز به آن جمع براى تکمیل رقم قربانیان افزوده مى شدند.

     

    ماگلیا بکچیانو: تلالوک

    در آغاز عصر کلاسیک ایزد باران ترکیبى از خزنده، یوزپلنگ، ستاره دریایى، گل، ماهى و مظاهر جنگجویانى بود که در فلات مکزیک « تلالوک » نامیده مى شد. این ایزد با مظاهر مختلف آب همچون باران، دریاچه، رودخانه، یخ، رطوبت و به ویژه حاصل خیزى محصول قرابت داشت. ارتباط آن با یوزپلنگ در بسیارى از نقاشى هاى دیوارى نموده شده است. « استر پاسستورى Esther Pasztory » در یکى از مقاله هایش دو نوع ایزد باران را در تئوتى اوآکان عصر کلاسیک شناسایى کرده است که گاهى با ویژگى هاى معینى در آمیخته، ولى احتمالا به آیین هاى مختلف و مشابه تعلق داشته اند. همچنین اولین مدارک حاکى از آیین ایزد باران را بر گلدان هاى تمثال دار مى بینیم. ویژگى ایزد باران تئوتى اوآکان بر روى گلدان ها، کره ورقلمبیده چشم و یا حلقه هاى دور چشم، ابرو، لب فوقانى منحنى و دراز یا فکى با دندانهاى برجسته و یا مانند دندان هاى دراز سگ از گوشه هاى دهان بیرون زده است. اولین تمثال وى که در معبد خورشید یافت شده، داراى همان خصوصیات یعنى چشمانى از حدقه درآمده، لب فوقانى انحنادار و دراز و دهان بى دندان مى باشد. در عصر کلاسیک به لبه گلدانى که داراى نقش تلالوکاست، عنصرى سه برگى دیده مى شود و در اطراف سر، مار، یعنى نشانه آذرخش قرار دارد. در دوره بعد از کلاسیک بینى ایزد باران را غالبا مار پیچ خورده اى نشان مى دهد که تا بالاى چشم ها مى رسد و ابرو را در جاى آن چیزى که همچون عینک است، شکل مى دهد. لب فوقانى بزرگ و انحنادار و دندان ها همان شکل اولیه را دارد. تلالوک خدایى است که در هنگام خشکسالى و کمبود باران مورد توجه خاص قرار مى گرفت. در چنین مواقعى مراسم مفصل قربانى و عبادت براى وى برپا مى شد. همان طور که در متن اشاره شد، قربانیان این ایزد لازم بود تا همه از میان کودکان خردسال انتخاب شوند. به همین دلیل برخى از خانوادها داوطلب شده و فرزندان کوچک خود را جهت قربانى شدن در اختیار معبد و کاهنان آن قرار مى دادند. این قشر جامعه اغلب از میان زارعان و کشاورزانى بودند که بر اثر بى بارانى و خشکى، رو به افلاس و ورشکستگى بودند و با اخلاص و ترس و دلهره و با چشمى گریان یکى از فرزندان شیرخوار و یا کوچکترین شان را براى قربانى شدن در راه تلالوک و به سر مهر آوردنش اختصاص مى دادند. از سویى رقم قربانى براى وى باید بسیار و قابل توجه باشد، و به همین دلیل کاهنان از فقیران و خانواده هاى بى چیز که نیازمند بودند، کودکان خردسالشان را مى خریدند و از محله روسپیان تمامى کودکان کمتر از پنج سال را که نسب شان آشکار نبود، به زور و جبر از مادران شان جدا مى کردند و در روز معینى که بنا بود مراسم عبادت انجام شود، صدها از این کودکان زبان بسته را به وضع فجیعى قربانى مى کردند.

     

    ایزد باران

    تصویر ایزد باران را در ویرانه هاى قصر «تپانتیتلاTepantitla » و «تتیتلاTetitla» که یقینا جایگاه کاهنان بوده است، باز مى یابیم. در تصاویر ویرانه هاى تپانتیتلا، ایزد باران را مى بینیم که در حال برخاستن از امواج دریاست و از دست هاى مقدسش آب مى چکد. همچنین نقاب پرندهکتسال، نماد فرمانروایى را بر چهره دارد. بال هاى پرنده بر فراز سرش گسترده شده و سرنیز مزین به پرهاى کتسال است. کاهنان وخدمتکاران در سمت چپ وى ایستاده اند. او نیایش خویش را سرداده و آدم ها و پروانه ها درمیان گل هایى که دراین بهشت (بهشت تلالوک) پرآب روییده است، سرخوشند. دراین بازنمود، هم چنان که قسمتى از آن در تصویر دیده مى شود، قطره هاى آبى که باید مزارع خشک شده را مشروب سازد، از دست هاى وى مى چکد».

     

    تئوتى اوآکان: قصر تپانتیتلا، ایزد باران

    چنین روایت شده است که براى آفرینش ایزد باران و ایزد بانوى آب، چهار ایزد گرد هم آمدند و این دو را آفریدند. هنگام نیاز از آنان آب خواسته مى شد. ایزد آب و باران، سرایى با چهار حجره داشتند و در وسط حیاط این خانه چهار تغار بزرگ و پر از آب قرارگرفته بود. آب یکى از تغارها خوب بود و در وقت مناسب از آن باران مى بارید که بذر را مى رویاند. تغار دیگر آب بدى داشت و کدر بود و به هنگام بارش از آخرین تغار نه بذرى مى رویید و نه آن که آب به موقع خشک مى شد. این ایزد همچنین مأموران کوچک اندامى داشت که در حجره هاى آن خانه مسکن داشتند. آب تغارها را در آوندى مى ریختند و هنگامى که ایزد باران فرمان مى داد مکانى را آبیارى کنند، طبق فرمان از یکى از تغارها آب بر مى داشتند و آبیارى مى کردند. وقتى آوندها با چوب دست این مأموران شکسته مى شد، صداى تندر بر مى خاست و آذرخش از درون آوند بیرون مى آمد، یا وقتى « تلالوک » با خشم و غضب آوندها را مى شکست، رعد و برق ایجاد مى شد. با آن که تلالوک ایزدى نیکوکار است ولى خشکسالى، سیل، تگرگ، شبنم، یخ و آذرخش نیز در دست اوست. وى ایزدى است که از خشم و غضب او مى ترسیدند و کودکان را در حالى که لباسى مشابه لباس این ایزد به تن داشتند در پیشگاهش قربانى مى کردند. تلالوک معمولا از نقابى که به صورت دارد شناخته مى شود. تمام پیرایه هایش به رنگ آبى است و به طور معمول چهره و پیکرش سیاه است؛ زیرا وى مظهر ابرطوفانى نیز هست، اما کلاه وى که از پرهاى مرغان ماهیخوار است نمایانگر ابر سفید است. طبیعى است که این ایزد بهویژه درمناطق خشک و کم آب طرفداران فراوانى داشته است. بنا بر افسانه اى، ایزد بانوى آب یعنى « چالچیو تلیکوئه » خواهر تلالوک بوده است. پس از آن که تسکاتلیپوکا همسرش را ربود، همسر دیگرى بنام « دامن سبز » اختیار کرد که نام پیشین کوه « تلاسکالاTlaxcala » نیز بود. چالچیو تلیکوئه، ایزد بانوى دریا نیز هست و از ویژگى هاى این الهه نوار آبى و سفید رنگ با دو منگوله بزرگ است که از دو سوى صورتش آویخته شده است. با توجه به منابعى که در دست مى باشد قبایل کهنتر ناوا در شرق و جنوب دره هاى مکزیک وى را با « شوچیکتسال Xochiquetzal » ( گل ایستاده، همسر اول تلالوک ) ایزدبانوى عشق وگل ها یکى مى دانستند. همچنین گفته شده که آزتک ها براین باوربودند که آب باران درغارهاى بزرگى که دردل کوه هاست جمع مى شود و بعد از چشمه ها بیرون مى زند، به همین دلیل در تصویر نگاشت ها کوه را با غار پرآب نشان داده اند».

     

    سنته ئوتل ( سین تئوتل )

    سنته ئوتل (سین تئوتل) Centeotl » ایزد جوان ذرت است. ذرت به صورت زنى که درسنین مختلف زندگى، مراحل رشد این گیاه را نشان مى دهد، نموده شده و غالبا وى با خطى شکسته به پهناى صورت و خوشه هاى ذرت بر سربند خود نشان داده مى شود. روایت شده است که ایزد ذرت را ایزد خورشید و ایزد بانوى رستنى ها در غار، بزرگ کردند و مواد غذایى از شکم ایزد ذرت بهوجود آمد. آزتک ها ایزد بانوى ذرت نیز داشتند که بسیار محبوب بوده است. پوشش سر وى بزرگ و چهارگوش است. در خلال جشن، تندیس ایزد ذرت را مى ساختند و قبل از خوردن مواد غذایى به او هدیه مى کردند؛ زیرا او تمام چیزهایى را که اساس زندگى را تشکیل مى داد، عطا کرده بود. ایزد بانوى بلال کال و دانه هاى شیردار ذرت و خوشه لطیف و شکننده آن را « شیلونن Xilonen » نام نهاده اند. در تصاویر خوشه هاى ذرت گاهى پوشش سر را زینت بخشیده و گاهى در دست ها قرار دارد، یا پشت تندیس را چنان مزین کرده که گویى زن و ذرت در آمیخته اند.

     

    ایزد بهار

    یکى از شگفت انگیزترین خدایان حاصل خیزى، «شیپه توتک Xipetotec » ایزد جوانى دوباره در فصل بهار و حامى آهنگران است ،کاهنان، تائبان و اهل ریاضت خود را به هیأت شیپه توتک در مى آوردند و به مدت چهل روز پوست قربانیان این ایزد را مى پوشیدند تا زرد مى شد و همچون طلا به نظر مى رسید. اهمیت این پوشش تاکنون روشن نشده، هرچند عده اى این پوست را رستنى هاى تازه اى مى دانند که در فصل بهار زمین را مى پوشاند. همان طور که اشاره شد شیپه توتک ایزد بهار نیز هست و در این نقش شباهت بسیار به تسکاتلیپوکا دارد، اما رنگ چهره و پیرایه هایش سرخ است. بر چهره او خطوط افقى زرد و سرخ دیده مى شود. نقاب وى « پرنده قاشقى » نام دارد.

     

    وهوه تئوتل

    علاوه بر خدایانى که نام برده شد، شمارى از ایزدان آزتکى به آتش مربوط مى شوند که کهن ترین آنها « وهوه تئوتلHuehueteotL » یعنى ایزد سالخورده است. تصاویرى از او که مربوط به 500 سال پیش از میلاد است بر بخوردان ها در پوئبلا به دست آمده است. «این ایزد با توجه به جهات اصلى، ایزد مرکزى است. از این رو مى توان شکل چلیپا را همراه کاهنان این ایزد و نیز در مجمرها و بخوردانهاى بزرگى که براى سوزاندن مواد خوشبو و معطر مورد استفاده قرار مى گرفت، یافت. وى القابى نیز داشت، ازجمله «شیوتکوتلىXiuhtecuhtli » ( ایزد سال ،سبزه وفیروزه). هرجا که ایزد فیروزه است تاج آبى رنگى از قطعات فیروزه دارد که ویژه پادشاهان و فرمانروایان مکزیکى بوده است. نقاب خاص وى مار آتشین است و روى بینى شاخى دارد که مظهر هفت ستاره است. در قطعه سنگى که به آن « تقویم آزتکى » مى گویند، دو مار یا اژدهاى آتشین دیده مى شود که خورشید را در آسمان حمل مى کنند. این نقش در دو سوى هرم « تنایوکا Tenayuca » ( اقامتگاه شولوتل، رئیس قوم اوآستک )، معبدى که براى پرستش آفتاب است دیده مى شود که به رنگ هاى سیاه و آبى است و کنایه از دو اژدهاى شمال و جنوب است. از این رو ایزد شب و روز، ایزد آتش نیز هست و گاهى نقاب ویژه ایزد آتش را دارد. از مناسک مختلف این ایزد سوزاندن انسان به افتخار وى بوده است. مراسم بسیار با شکوهى هر هشت سال یک بار براى این ایزد برگزار مى شد که طى آن ناهید 584 روز را پیموده بود، و نخستین ماه سال نیز به پرستش وى اختصاص داشت. همچنین روایت شده است که ابتدا زن و مردى آتش را اختراع کردند و به وسیله آن ماهى ها را کباب مى کردند و مى خوردند. اما خدایان از گستاخى آنان به خشم آمدند، سرشان را بریدند وآنها را به سگ مبدل کردند». ایزد آتش از عصر تولتک ها حامى جنگجویان و پادشاهان بود. در دره هاى فلات مکزیک شکل هاى مختلف و مؤنثى از این ایزد دیده مى شود، از جمله«پروانه ابسیدین »، در حالى که پروانه ها به عنوان مظهر شعله معتبر بودند و به همین خاطر پروانه، به شکلى نقش پردازى شده، زینت سینه ایزد آتش را تشکیل مى دهد. یکى دیگر از این نوع ایزدها، ایزد بانویى به نام « چانتیکو Chantico» بود که در شهر «سوچى میلکوXochimilco» پرستش مى شد. شکل کهن و بومى این ایزد بانو در دره مکزیک و به ویژه در «کل اوآکان (کلواکان) Colhuacan» شهر تولتک ها، «سیواکواتلCihuacoatl» (مارمؤنث) بود. وى در مقام شاهزاده اى قدیمى، همتاى مؤنث ایزد آتش به شمار مى رفت و در مقام ایزد مادر به صورت بت هاى کوچک و سفالین که کودکى را در آغوش دارد، نموده شده است. ایزد آتش همواره پیرمردى پرچین وچروک است وآوندى برسر دارد که از آن دود کندر یا صمغ سوخته سندروس بلورى به آسمان بلند است. این ایزد یکى از اولین خدایان امریکاى وسطا به شمار مى رود.

    ( ادامه دارد... )

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    ایزدان و خدایان آزتکی در ادیان بومی آمریکا (1)

    «در سال 1524 فقط سه سال پس از فتح مکزیک، گروهى از دانایان آزتک با نخستین گروه از مبلغان فرانسیسى که وارد مکزیکوسیتى پایتخت نوبنیاد کشور شده بودند، به بحث و گفتگو نشستند. بخشى از صحبت هاى آنها در دفاع از اعتقاداتشان به شرح زیر است: شما گفتید که ما پروردگار مالک زمین و آسمان را نمى شناسیم. شما گفتید که خدایان ما، خدایان حقیقى نیستند. اینها حرفهاى تازه اى است که شما به ارمغان آورده اید. به دلیل همین حرف هاست که ما آزار دیده ایم و به زحمت افتاده ایم. اجداد ما که پیش از ما بر زمین زیسته اند، به این گونه صحبت کردن خو نکرده بودند. ما الگوى زندگى خود را از آنها به ارث برده ایم؛ الگویى که آنها به حقیقت آن باور داشتند، به آن احترام مى گذاشتند و خدایان ما را ستایش مى کردند.

     

    خداشناسی آزتک ها

    بنا به قراین و شواهد موجود آزتک ها در ابتدا به خدایى یکتا عقیده داشتند و از شرک و بت پرستى دورى مى جستند، اما معلوم نیست بنا بر چه مقتضیاتى بعدها به بت پرستى و شرک پرداخته و بزرگترین ارقام را براى قربانى افراد انسانى به خاطر خدایان شان تهیه دیدند، به طورى که در سده شانزدهم در معابد ایشان سیزده خداى بزرگ و بیش از دویست خدای کوچکتر وجود داشت. خدایان بزرگ اغلب عبارت از ارباب انواعى بوده اند که سرپرستى امور طبیعى را عهده دار بوده، و در تقدم و تأخر، بزرگى و کوچکى، شامل سلسله مراتب کهتر خدایان و مجمع مهتر خدایان ( ابر ایزد ) مى شده اند. الگوى دستگاه کهانت و طبقه روحانیان نیز مطابق معمول از روى همین سلسله مراتب در مجمع خدایان تکوین مى یافت، هر چند که پیش از آن، یعنى قبل از آن که سلسله مراتبى براى خدایان قایل شوند، به موجب قیاس خدایان به انسان براى خدایان از روى الگوى خود سلسله مراتبى ساخته بودند.

    در متنهاى آزتکى، خدایان توسط نقش یا مظهرى که شباهت آن با ایزد مورد نظر مشخص مى شد، نموده شده است. این مظهر یا نشان مى توانست بت خمیرى خدا باشد که شرکت کنندگان در مراسم آن را مى خوردند، و یا یک قربانى باشد که به عنوان مظهر همان ایزد، قربانى مى شد و از گوشت و خونش استفاده مى کردند. آزتک ها این هر دو را « تئوکوالکو Teoqualco » ( ایزد خورده مى شود) مى نامیدند، که خوردن هر دو به خورندگانش قدرت همان ایزد را ارائه مى داده است. همین امر در مورد پوست قربانى که کاهن آن را به تن مى کرد، مصداق دارد. سال ها قبل یک دانشمند امریکا شناس به نام « پروس preuss. K » ایزدان بى شمار آزتک را به دو گروه، یعنى خدایان قوم و قبیله و طبیعت تقسیم کرد. بعدها « هکل Haekel » دانشمندى دیگر، ابر ایزد این قوم و وابستگان او را به عنوان گروه سوم به تقسیم بندى پروس افزود. ابر ایزد مکزیک کهن، ویژگیهاى بسیارى داشت که اقوام دیگر نیز همین خصوصیات را به او نسبت داده اند. وى براى آزتک ها تنها «ایزد حقیقى» ( نلى تئوتل nelli teotel ) بود».

     

    جهان بینى و کیهان شناسی آزتک ها

    از دیدگاه آزتک ها و جهان بینى و کیهان شناخت ایشان، آفرینش محصول تقابل و تضاد مکمل است. درست همچون مکالمه اى که میان دو شخص با اندیشه هاى متفاوت صورت مى گیرد، که در آن تعامل و تبادل میان دو قطب مخالف، پدید آورنده یک عمل خلاقه است. مفهوم این تضاد متقابلا وابسته به یکدیگر، در خداوند آفریننده بزرگ یا « اومه تئوتل Ometeotl » تجسم مى یابد که خداى ثنویت است، و بر بالاى آسمان سیزدهم « اومیوکان » یعنى مکان ثنویت جاى دارد. اومه تئوتل دارنده اصول خلاقه مذکر و مؤنث بود و از او به عنوان زوج « توناکاتکوتلى Tonacatecutli » و « توناکا سیواتل Tonacacihuatl » به معناى « آقا و بانوى معاش ما » نیز یاد مى شد. گرچه اومه تئوتل ایزد آفریننده و سرچشمه غایى همه چیز است، اما اعقاب او که خدایانى کم اهمیت تر اما نیرومنداند، اعمال واقعى آفرینش را به انجام مى رسانند. از سویى چون انسان محصول یا زاده این خدایان جوانتر است، اومه تئوتل چیزى شبیه به پدربزرگ ها و مادربزرگ هاى ما است. شاید به همین دلیل و به منظور نشان دادن منشاء ازلى اوست که اومه تئوتل غالبا به صورت انسانى سالخورده تصویر مى شود که آرواره پایین او گود افتاده و شل شده است، اما این پیرى و فرتوتى به هیچ وجه به معناى سستى و ضعف نیست؛ زیرا در میان آزتک ها و سایر اقوام امریکاى میانى، تصور عموم بر این است که افراد در جریان سالخوردگى نیروى حیاتى بیشترى کسب مى کنند». براى آزتک ها، «ابر ایزد مکزیک کهن « نلى تئوتل » ( ایزد حقیقى ) است که همچون « شب و باد » همه جا باشنده و درنیافتنى بود. همزمان نیز نگهدارنده هر چیزى به شمار مى رفت که « در زندگى ما اثربخش است». او « مادر ما، پدر ما » بود که نطفه کودکان را از بالاترین آسمان به رحم مادران فرستاد و آدمها را پرورش داده و تغذیه کرد، به طورى که او را « سرور گوشت ما » نامیدند. از مهمترین ویژگى ابر ایزد مکزیک کهن این است که همزمان به عنوان مرد و زن ظاهر مى شود; یعنى بارورى و تولد را توأمان در ذات خود دارد، و به همین دلیل نامش « اومه تئوتل » به مفهوم دو ایزد است. بنا بر اسطوره هاى آفرینش آزتکى، وى به هنگام آفرینش شخصا اقدام نکرد، بلکه این عمل را به « کتسال کواتل Quetzalcoatl » و « تسکاتلیپوکا Tezcatlipoca » واگذار کرد. به این دو مى توان به عنوان مظاهر وى، فیوضات او، رسولانش یا پسرانش نگریست. البته در دو خداى نامبرده ویژگى هاى نامتجانس بسیارى وجود دارد. شک نیست که این دو ایزد ابتدا محلى بوده و در مکانى خاص پرستیده شده اند: کتسال کواتل را ابتدا قوم « میشتک Mixtec » و اقوام « ناوا Nahua » که تحت نفوذ میشتک ها بودند، پرستیده اند و آیین وى را اشاعه داده اند. تسکاتلیپوکا را تولتکهاى عصر تاریخى و نژادهاى کهتر ناوا که در دره هاى سرزمینهاى مرتفع مکزیک و پوئبلا ساکن بوده اند، پرستیده اند. مهمترین اصل، تأثیر توأمان این دو ایزد به هنگام آفرینش است که به عنوان نماینده ابر ایزداداره امور را به عهده گرفته اند و غالبا نیز به طور متضاد رفتار کرده اند. به این دلیل که کتسال کواتل، نور و سوى مثبت ایزد را تجسم مى بخشد و تسکاتلیپوکا، تاریکى و سوى منفى وى را». و بنابر افسانه ها این دو آسمان و زمین را خلق کرده اند.

     

    تسکاتلیپوکا، کتسال کواتل

    « کتسال » پرنده زیبایى است که هنوز در جنگل هاى گواتمالا یافت مى شود، و « کواتل » به مفهوم مار است: مارپردار، مارپرنده. مفهوم رمزى و نهانى کتسال کواتل یعنى چیز گرانبها و با ارزش یا دو چیز، دو قلو، توأمان، جفت. این مفاهیم همواره در میان سرخپوستان امریکا معنایى جادویى داشته و مورد ترس وتکریم بوده است. دکتر آلفونسوکاسو ( Caso. A ) مردم شناس ومکزیک شناس مکزیکى درباره کتسال کواتل مى نویسد: «وى ایزد باد، زندگى، بامداد، سیاره ناهید، توأمان وغولهاست وبه نام هاى مختلف همچون « ائکاتل (اهه کاتل)Ehecatl » ( ایزد باد )، « تلاویسکالپانته کوتلى Tlahuizcalpantecuhtli » (ایزد سیاره ناهید)، « سه آکاتل » و « شولوتل Xolotl » ( همزاد ناهید، ایزد همزادها و غولها ) نامیده شده است. معناى تحت اللفظى کلمه، « مارپردار » است، ولى مى توان آن را « جفت با ارزش » نیز معنى کرد، به این دلیل که ستاره بامداد و مغرب هر دو یکى است; کتسال کواتل در تمام دگرگونى هایش خورشید بود، از آن رو که در هیأت خویش به نام « ناناواتسین Nanahuatzin » خود را در آتش مى اندازد تا خورشید پدیدار شود، اما در واقع این طور برداشت مى شود که هیچ گونه ایزد واقعى خورشید دیده نمى شود و این امر براى قومى که خود را برگزیده آفتاب مى دانست بسى شگفت انگیز است. در مورد تولد کتسال کواتل نیز روایت هاى مختلفى در دست است: در روایتى آمده است که او از « کواتلیکوئه » یکى از پنج ایزد بانوى ماه( شاید نیز یک ایزد بانو با پنج مظهر مختلف که مشخص کننده زمین با چهار جهت اصلى و مرکز آن است ) متولد شد. آمیزشى در روح و ذات او بود. در حقیقت این آمیزش در مورد کتسال کواتل به ذات اجازه داد تا در روح رهایى یابد، اما عملکرد مادر وى در واقع وارونه بود: روح را به صورت سیاره اى ملموس درآورد که ما در روى آن به سر مى بریم. در تصویر نگاشت « ماگلیابکچیانو Magliabecchiano » چهار ایزدى که چهار جهت اصلى را تجسم بخشیده اند دیده مى شوند. این چهار ایزد: کتسال کواتل، تسکاتلیپوکا، تلالوک و « شیوتکوتلى Xiutecuhtli » هستند که به عقیده « اسپرانز B. Spranz » دانشمند امریکاشناس، مى توانند چهار مظهر کتسال کواتل باشند». در تصویر نگاشت « ویندوبوننسیس Vindobonensis » او را مى بینیم که برهنه به سوى آسمان برخاسته و هدیه اى از ایزدان زوج ( یعنى اومه تئوتل واومه سیواتل = زوج نخستین ) مى گیرد. چهار معبد به وى تعلق دارد که یکى از آنها معبد ستاره صبح است که نماد اوست؛ دیگرى به ماه تعلق دارد که داراى ساختمانى مدوراست; سومى براى درمان است; زیرا کاهنان کتسال کواتل درمانگریاپزشک بودند وآخرین آن معبد « شیپه توتک Xipetotec» ( ایزد بهار) است و خاص کسانى بوده که اصل و نسبشان به تولتکها مى رسیده است. درمیان هدایا دانه، صدف، نقاب باد براى ایزد هوا، زوبین افکن وپیکانى دیده مى شود که بهوى قدرت مى دهند; همچنین جواهر، پیراهنى از پر که کاهنان اعظم مى پوشیدند، پر سیاه، یک جفت چشم وکلاه مخروطى کتسال کواتل ونیز درسمت چپ پشت برهنه او،کوه خورشید وتپه اى با دوقله باغروب خورشید وستاره صبح دیده مى شود. از این سطح آسمانى است که کتسال کواتل با نردبانى که بسان تازیانه قربانى است به زمین هبوط مى کند. دو ایزد دنبال او هستند. چوبى در دست اوست که زندگى از آن مى روید و نیزه ستاره صبح را نیز در دست دارد.

     

    تسکاتلیپوکا نمایشگر تضاد و تغییر

    برخلاف کتسال کواتل که عموما در هیأت یک قهرمان محبوب و دوست داشتنى فرهنگ سخاوتمند تصویر مى شود که همواره با هماهنگى، توازن و زندگى هم ذات است، تسکاتلیپوکا نمایشگر تضاد و تغییر است; از جمله عبارت هایى که آزتک ها در مورد این وجود هولناک به کار مى بردند، « دشمن » و « آن که ما بردگان او هستیم » مى باشد. او سرور شمال، شب و سرما، و ساحرى بزرگ بود که چیزهاى نهان را مى دید. بعضى از ویژگیهاى او در تصاویر مجازى است; مثل پاى کنده شده و « آیینه دودى » که مى توانند ویژگیهاى کهن اخترى باشند. «پیکره کوچکى از یشم که سراسر پوشیده از نماد است وى را در لباس جنگ و پیرایه پر با نیزه و تیر و سپر مزین به پر در دست نشان مى دهد. تزئینات بدن، جمجمه و استخوان ها صلیب وار است. روى سینه و در پشت، آیینه مدورى دارد. این نمادها او را به حیطه جنگ و ایزدان حامى آن ربط مى دهند، اما چون در پشت وى تصویر مرغ مگس خوار دیده مى شود، این گمان پیش مى آید که همواره در موضوع تشخیص هویت تسکاتلیپوکا و «اویتسیلوپوچتلى » شک و تردید دیده مى شده است; زیرا بنابر افسانه ها پاى تسکاتلیپوکا را نیروهاى شبانه به هنگام تولد بلعیدند و اویتسیلوپوچتلى نیز پایى پردار داشته است. در تصویر نگاشت هاى مکزیکى غالبا ایزدى دیده مى شود که به جاى پا، مار دارد. در منطقه مایا نیز چنین موردى نشانه ایزدى بود که احتمالا حامى جنگ و قدرت شاهانه بوده است، اما اکنون نمى توان با اطمینان گفت که این نقص طبیعى به اسطوره آزتک مربوط مى شود یا به فرهنگ همجوار آن.

     

    تسکاتلیپوکا و ایزدان اخترى وایزدان مظهر مرگ و شرور

    تسکاتلیپوکا که یکى از مفاهیم آن در اصل « آسمان شب » است با تمام ایزدان اخترى وایزدانى که مظهر مرگ، شر و ویرانى اند، مربوط است. وى حافظ راهزنان و جادوگران و در ضمن «تلپوچتلى Telpochtli» ایزد جوان است که هرگز پیرنمى شود. همچنین او حافظ و حامى جنگجویان نیز هست. ازسویى واژه تسکاتلیپوکا بر آئینه دودى دلالت مى کند; زیرا وى را با دوده اى که بازتاب فلزى داشت، رنگ آمیزى مى کردند. این خدا نزد آزتک ها اساسا ایزد تقدیر وسرنوشت بود؛ همه جا باشنده و واقف برامور آدمیان. در دست نوشته اى، وى با آیینه دودى که به یکى از شقیقه هایش آویخته شده وآیینه اى دیگر که به جاى پاى اوست تصویر شده؛ مى گویند هیولاى زمین آن پا را کنده است. این روایت کنایه از یکى از ستارگان دب اکبر است که گاهى در جنوب آسمان، زیر افق از انظار پنهان مى شود». متخصصان در این آیینه ارتباط این ایزد را با هنرپیشگویى و یا حتى نمادى براى مبارزه اى مى بینند که او در هنگام آفرینش زمین با هیولاى زمین کرد. وى درتصویر نگاشت ها به رنگ سیاه با خطوط مایل و زرد رنگ تصویر شده است و شکلش نمایانگر این است که او تا چه اندازه چند شخصیتى و از طرفى علم آفرینش جهان تا چه حد پیچیده و بغرنج بوده است. تسکاتلیپوکا قبل از هر چیز ایزد نیروهایى است که شب و ستارگان را هدایت کرده اند و شاید نیز بدبختى آورده اند. درعین حال وى انتزاعى ترین پیکر ایزدهاست. نه نامى دارد، نه تاریخى و نه چهره اى که همه جا باشنده باشد. همه چیز را مى بیند و همه چیز را مى داند. وى خالق ترس و وحشت است.

     

    لقب هاى تسکاتلیپوکا

    این ایزد به دلیل ویژگى هاى خود، داراى لقب هاى بسیارى است; از آن جمله: « نکوکویاوتل Necocoyautl » ( آن که تخم نفاق مى پاشد )، «یوآله ئکاتلYoalehecatl » (بادشبانه )، « ته چى ماتى مى Techimatimi » ( حامى )، و غیره. او خصمانه و درعین حال دوستانه است و تنها خدایى است که کاملا آزاد است. و وحدت همین اصول متضاد در اوست که نمى توان او را وصف یا تصویر کرد. اولین شارحان در وى والاترین ایزد را با جنبه معنوى دیده اند. آن چنان که ازیکى از لقب هایش ( آن که نمى خواهد به تصویر درآید) برداشت مى شود، خصیصه ذاتى او بوده که به ندرت به تصویر درآید. وى کنش مهمى را در تقویم برآورده و کل نظم و ترتیب دنیا را معین کرده است; اما با اطمینان مى توان یک نقش سنگى را به وى نسبت داد، نقشى که این ایزد با آیینه ابسیدین دودى در پشت سر، و آیینه دیگرى از همان نوع به جاى پاى چپش دیده مى شود و دور آیینه نماد ستارگان است. در بسیارى از منابع آمده که او همه جا باشنده و نامریى بوده است و کاهنان تنها در برابر وى زانو زده اند. چند مفهومى درپیکرهاى الهى نزد آزتک ها نیز مرسوم بود واز آن جا که مى خواستند حقانیت خود را به اثبات رسانند، سعى داشتند تا ویژگى هاى تسکاتلیپوکا را به ایزد خویش « اویتسیلوپوچتلىHuitzilopochtli» که یک ایزد کاملا آزتکى است، انتقال دهند. همان طور که گذشت، تسکاتلیپوکا به خاطر ماهیتش قابل وصف و تعریف نیست، اما در اسطوره اى که درباره چهار هیأت وى ذکر شده، چهارمین آنها یعنى اویتسیلوپوچتلى چنین توصیف شده است: « او بدون گوشت و فقط با استخوان ها به مثابه اسکلتى متولد شد ». چاقوهاى قربانى و آرایه جمجمه هاى انسان با این دو پیکر اسطوره اى توضیح داده مى شوند: تسکاتلیپوکا دردست نوشته ها غالبا با یک چاقوى قربانى بر سر و گاهى همچون چاقو تصویر شده و اویتسیلو پوچتلى که با استخوان ها متولد شده است». آلفونسوکاسو، دانشمند مکزیک شناس مکزیکى نوشته است: «اویتسیلو پوچتلى با مردمش سخن گفت و خاطرنشان کرد آنها را به جایى رهنمون مى شود که خود همچون شاهینى سفید ظاهر خواهد شد. آنان باید آواز خوانان به راه افتند و در جایى رحل اقامت افکنند که او را مى بینند. در آن جا معبدى، خانه اى، بسترى از علف ها برایش بسازند تا وى در آن مکان بیاساید و مردم نیز مى توانند خانه هایى براى خود بسازند... ویژگى هاى عقاب، ببر، جنگ مقدس و... را بیارایند و زیبا کنند. باید سرزمین ها را فتح کنند و دهات را ویران کنند. آنان درخت سروى دیدند که اطرافش بیدهاى سفید ،نى هاى سفید، قورباغه هاى سفید، ماهى ها و مارماهى هاى سفید... بود. ( طبیعى است که در فلات مکزیک چنین مکانى وجود ندارد ) کاهنان و پیران با دیدن این مکان فریاد شادى برکشیدند و اویتسیلوپوچتلى گفت که باید مراقب باشند و منتظر بمانند وچهار جهت اصلى را فتح کنند... وى مظهر آسمان آبى، یعنى روز و تجسم خورشید است. این ایزد برخلاف خدایان دیگر فقط در میان آزتک ها حائز اهمیت فراوان بود. وى به مردم خود وعده حکومت دائمى بر جهان را داده بود و بنا بر پیشنهاد او مى باید مجزا از اقوام دیگر مى زیستند و با آنان رابطه اى برقرار نمى کردند».

    ( ادامه دارد... )

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک
    کشف تونل تاریخی در مکزیک

    باستان‌شناسان موفق به کشف تونلی از تمدن آزتک در مکزیک شدند که می‌تواند مقبره‌ی حاکمان این تمدن باشد.

    به گزارش ایسنا، روز گذشته باستان‌شناسان مکزیکی در جریان کاوشهای خود در بقایای شهر تاریخی تیهو تیهو کان (Teotihuacan) این کشور که در شمال مکزیکوسیتی قرار دارد، موفق به کشف تونلی شدند که به نظر می‌رسد مقبره حکمرانان این شهر تاریخی بوده و یا به مقبره‌های زیرزمینی آنها راه دارد.

    به گزارش آسوشیتدپرس، کشف این تونل از آنجا اهمیت دارد که با وجود گذشت یک قرن از کشف شهر تاریخی تیهو تیهو کان، هنوز سوالات زیادی درباره‌ی ساختار جامعه‌ای که مردمان آن هرم‌های بزرگی برای ستایش ماه و خورشید می‌ساختند، بی‌پاسخ مانده است.

    در حال حاضر باستان‌شناسان با استفاده از دوربینی که به عمق چهار متری زمین فرستاده‌اند، مشغول بررسی دیواره‌های سنگی حجاری شده تونل کشف شده هستند.

    شهر تاریخی تیهو تیهو کان که به تمدن آزتک تعلق دارد، در فاصله سال‌های 200 تا 250 میلادی به‌ دلایلی که برای باستان‌شناسان نامعلوم است، خالی از سکنه شد.

    این شهر تاریخی که در فاصله بین قرن های اول تا هفتم بعد از میلاد مسیح(ع) ساخته شده، منطقه ای بسیار وسیع را در بر گرفته و شامل تعداد زیادی معبد متعلق به خدای خدایان از دیدگاه قوم آزتک و هرم های متعلق به ماه و خورشید است که بر اساس یک طرح نمادین و با استفاده از قوانین هندسی در کنار یکدیگر ساخته شده اند.

    این محوطه تاریخی به دلیل داشتن شاهکارهای هنری، در سال های متمادی تأثیرهای شگرفی را روی فرهنگ مکزیک و دیگر مناطق جهان برجا گذاشته است. به همین دلیل، سازمان یونسکو این شهر تاریخی را در فهرست میراث جهانی خود به ثبت رسانده است.

    کمتر از دو ماه قبل نیز دولت مکزیک اعلام کرد در قالب پروژه‌ای که اجرای آن بین سه تا پنج سال به طول می‌انجامد، تمامی آثار تاریخی موجود در این کشور را که بخش اعظم آنها از تمدن‌های مایا، اینکا و آزتک بر جای مانده‌اند دیجیتالی می‌کند.

    قرار است در مرحله‌ی اول این پروژه، از آثار تاریخی موجود در موزه‌های مکزیک و سپس محوطه‌ی تاریخی مشهور این کشور عکسبرداری شده و در نهایت تصاویر سه‌بعدی آنها بر روی شبکه جهانی اینترنت قرار گیرد که این امر می‌تواند نقش به سزایی در معرفی آثار تاریخی مکزیک به جهانیان و جذب گردشگر ایفا کند.

    دولت مکزیک هم‌چنین هدف دیگر از اجرای این پروژه را شناسایی بیشتر تمدن‌های ناشناخته بومیان این کشور و امکان مقایسه علمی آثار بر جای مانده از این تمدن‌ها با سه تمدن مشهور قاره آمریکای جنوبی اعلام کرده است.

    در ماه آوریل نیز بقایای یک شهر تاریخی که در قلب یکی از امپراطوری‌های باستانی کشور مکزیک قرار دارد، در مرکز استان میچوآکان این کشور توسط باستان‌شناسان دانشگاه ایالتی کلرادو آمریکا کشف شد.

    این شهر که باستان‌شناسان به آن لقب «شهر گمشده» را داده‌اند، به امپراطوری پورپچیا تعلق دارد، که در زمان حمله‌ی اروپاییان کنترل بخش‌هایی از غرب مکزیک را در دست داشته است.

    در ماه ژانویه نیز مجسمه‌ای متعلق به یکی از حاکمان تمدن مایا که به شکل یک ستون بود در محوطه‌ای تاریخی در جنوب مکزیک کشف شد.

    سال گذشته نیز هرمی تاریخی که در فاصله‌ی بین سال‌های 300 تا 850 میلادی ساخته شد در مکزیک کشف شد.

    کشور مکزیک آثار تاریخی زیادی را از تمدن‌های باستانی قاره‌ی آمریکا به‌ویژه سه تمدن مایا، اینکا و آزتک در خود جای داده است.

    این کشور یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از نظر دارا‌ بودن محوطه‌های تاریخی و طبیعی است که از میان آنها، 29 اثر در فهرست میراث جهانی سازمان یونسکو به ثبت رسیده‌اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- آزتک