تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:20:15
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 559 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 559 بار
  • بازدید کل : 561149 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    معماهای توجیه ناپذیر "تمدن مایا"

    " مهاجرت اسرار آمیز "

    شاید بتوان آمریکای جنوبی را مهد تمدن اسرار آمیز زمین دانست . تمام این اسرار بوسیله قوم اینکا و مایا به وجود آمده است . سرزمین آمریکای جنوبی از همان آغاز به عنوان یک معما در برابر مورخین و باستان شناسان قرار گرفته است . و از همان آغاز صدها سئوال در برابر کاشفین این سرزمین قرار داشت که تا امروز در هاله ای از ابهام فرو رفته است . تمدنی که به نقطه اوج هنر و علم می رسد و بناهای بسیاری را می سازد که حتی دانشمندان امروز با تمام وجود در برابرش کرنش می کند . این قوم آثار زیادی را در نقطه نقطه آمریکای جنوبی از خود به یادگار گذاشته به عنوان مثال خرابه های جنگل های "کوات مالا " و " یوکاتان " را می توان با ساختمان های عظیم و با شکوه مصر مقایسه کرد . سطح زیربنای هرمی چون " چولولا " که در 60 مایلی شمال مکزیکو قرار دارد بزرگتر از هرم " خوفو " است و زیر بنای هرمی که در "تئوتی هاکان" در 30 مایلی شمال شهر مکزیکو قرار دارد ناحیه ای به وسعت تقریبی هشت مایل را پوشانده و همه ی ساختمان های این بناها در یک خط و در جهت ستارگان قرار گرفته اند . مطابق قدیمی ترین متن هایی که از " تئوتی هاکان " به جا مانده خدایان ( موجودات فضایی) در این نقطه جمع می شدند, و برای انسان های دیگر تصمیم می گرفتند . از جمله می توان به تقویم "مایاها" و فرمول نویسی شان که صحیح ترین و دقیق ترین تقویم های جهان به شمار می روند اشاره کرد.

       

    امروز ثابت گردیده تمام بناها در " چی چن ایت زا " و " تیکال " و " کوپان " و " پاله نگ " مطابق تقویم افسانه ای "مایا"ها ساخته شده است و این فقط به خاطره احتیاج نبوده, که مایا ها هرم ها و بناهای خود را می ساختند . بلکه نظر مهم تری برای ساختن این بناها در بین بوده است . که تقویم به آنها دستور می داده که هر پنجاه و دو سال یک مرتبه به تعداد معینی,از این پله ها میباید تکمیل گردد .

     

    سنگهای بکار برده شده با این تقویم ها ارتباط داشته و پایان هر ساختمان معرف یک دوره نجومی بوده است . در اثر پدیده ی خارق العاده و باور نکردنی که در سال 600 ( البته مبنای تقویم خودشان ) اتفاق افتاده!! مردم مایا ناگهان مجبور شدند شهرهای خود را ترک کنند . شهرهایی با آن معابد زیبا و هرم های که حتی امروزه هم یک شاهکار هنری محسوب می شوند . مجسمه های ظریف, استادیوم های عظیم,میدانهای جالب, همه و همه را پس از صرف این همه تلاش و هنر و کار و کوشش پشت سر گذاردند. پس از تخلیه شهرهای مزبور, جنگل شروع به پیشروی در جهت شهر کرد و گسترش جنگل باعث نابودی ساختمانهای بزرگ گردید و بالاخره تمام آن زیبائی ها تبدیل به تابلوئی از خرابه ها گردید . پس از این واقعه دیگر هیچکس در این شهرها سکونت نکرد .

    تا امروز فرضیه های بسیاری توسط باستان شناسان و محققان درباره این کوچ عجیب بیان شده اما تمام آنها تنها یک فرضیه هستند . اجازه بدهید چند فرضیه مهم را که توسط محققان بیان شده برای شما بیان کنم . عده ای بر این عقیده هستند که قوم مایا توسط یک حمله تجاوزکارانه از سرزمین خود بیرون رانده شدند , ولی بلافاصله این سئوال پیش می آید که کدام قدرت قادر بود تا مایاها را که در اوج تمدن و فرهنگ و قدرت خود قرار داشتند شکست بدهند؟ و دلیل دیگر اینکه هیچ اثر و نشانه ای که بتواند از یک برخورد نظامی خبر بدهد در این سرزمین پیدا نشده است . نظریه دیگر این است که مسائل جوی باعث مهاجرت ملی سکنه این سرزمین شده است ولی دلیلی برای طرفداری از این نظریه وجود ندارد. زیرا که فاصله پیموده شده در این مهاجرت دسته جمعی فقط حدود 225 مایل است که حتی یک کلاغ هم می تواند به آسانی آن را طی کند . نظریه دیگر این است که هجوم بیماری باعث این مهاجرت شده اما بازهم همان سئوال فاصله کم مطرح می شود و در آخر چرا بعد از پایان بیماری به شهر خود بازنگشته اند .

     

    " ستاره شناسان بی نظیر "

     همانگونه که گفتم "مایا"ها تقویمی بسیار دقیقی داشتند که تا 400 میلیون سال را به صورت دقیق محاسبه کرده بودند که حتی امروز هم برای دانشمندان به صورت یک راز باقی مانده . آنها منجمان و ستاره شناسان بی همتایی نیز بودند که در کار خود بسیار خبره نشان می دادند . آنها پس از مهاجرت دوباره شروع به ساختن ساختمان ها, اهرام و معاید خود , مطابق تاریخی که قبلا در تقویم ثبت شده بود کردند . برای اینکه شما به دقت و بی نظیر بودن تقویم مایاها پی ببرید,دورهای زمانی مورد استفاده آنان را با هم مرور می کنیم. دیدبانی ( رصدخانه )" چی چن" اولین و قدیمی ترین ساختمان مدور ( استوانه ای ) در مایا محسوب می شود و حتی در حال حاضر هم که مرمت شده دقیقا شبیه رصدخانه های امروزی می باشد . ساختمان مزبور,مدور و ارتفاع آن از جنگلهای اطراف بسیار بالاتر است . و به روی سه قطعه زمین مرتفع بنا شده است و در داخل پله هایی مارپیچ قسمتهای پائینی را به قسمت بالائی پست دیدبانی متصل می کند و در قسمت گنبدی این ساختمان دیدبانی دریچه ای است که می توان از طریق آن، ستاره ها و صفحه آسمان را بخوبی دید و رصد کرد. دیوار خارجی آن از نقش های خدای باران و انسانهای بالدار پوشیده شده است . همانگونه که قبلا گفتم اسرار بیشماری در این تمدن ناشناخته وجود دارد . این قوم اطلاعات زیادی از سیارات و بخصوص از اورانوس و نپتون داشتند . باور کردنی نیست ولی آنها در ریاضیات خود از عدد صفر استفاده می کردند و برای همین محاسبات آنها اینگونه دقیق می باشد . آنان معلوماتی که منجر به محاسبات سالهای شمسی و ونوسی می شود را تا چهار رقم اعشاری بدست آورده بودند .

     

    این قوم متمدن با فرهنگ اسرار آمیز شان که خود معمائی است ,واقعا از کجا پیدا یشان شد.؟ یکی از دانشمندان به نام "لوئیس چاوز اوروزکو" می گوید که آنها از حوزه رودخانه می سی سی پی به آنجا سرازیر شده اند . اما دانشمند دیگری به نام "سیلو انوس جی مورلی " عقیده دارد که آنها از همان نژاد اسکیمو یا از قبایل سرخپوست ساکن در شمال آمریکا بوده اند . در افسانه ها چنین آمده است : که در بین بنیان گذاران امپراطوری مایا , سردارانی به نام "بالام کوئیچ" (ببرخوش خنده) که رئیس قبیله کاوک بود و "بالام ایاب(ببر شب) که رئیس قبیله نیتروی بود , "ماوکوتاح" (نام مصور) که رئیس قبیله اهائوکوئیس بود و "بالام ایکوبی" (ببر کره ماه ) که رئیس قبیله تاموت و ایلوراث بود, قرار داشتند . تمام اینها می رساند که مایاها قرابت نزدیکی با اینکا ها داشتند .

    احتمالا امپراطوری آنها ابتدا در محل استان پیتن در کشور گواتمالا در اوایل مسیحیت شکل گرفته است ( البته بعضی معتقدند که 200سال قبل از میلاد بوده ) قدیمی ترین تاریخی که در دست می باشد مربوط به سال 57 میلادی است .

     

    و از سال 400 میلادی به بعد, آن اربابان کره زمین – عنوانی که آنها به خودشان داده بودند – شروع به گسترش به سوی شمال غربی و جنوب غربی به سمت مکزیک, هندوراس و سایر قسمتهای آمریکای مرکزی نمودند . سپس در سال 909 میلادی به دلایل نامعلومی خانه و کاشانه خود در شهرهای باشکوه را که با آن همه زحمت در طول قرنها بنا کرده بودند, رها نمودند و اجازه دادند جنگل با رشد سریع و بی رویه خود آنها را در کام خود فرو ببرد . آنها به "یوکاتان" نقل مکان کردند, این موضوع از آنجا بیشتر عجیب جلوه می نماید که کشوری را که ترک نمودند , بهشت آسا و حاصلخیز بود , در صورتی که وطن جدید آنها قلمرو حیوانات وحشی و حشرات سمی بوده و لم یزرع و غیر قابل سکونت بود .

     

    مایاها در دوران شکوفائی خود به چیزهای بزرگی دست یافتند . قدیمی ترین شهر آنها در " یواکزاکتون " در کشور گواتمالا یک مرکز مهم ستاره شناسی بوده و دارای یک بنای منحصر به فرد در دنیا بود, یعنی یک هرم در داخل یک هرم بزرگتر دیگر , و در نزدیکی آن مرکز , شهر "تیکالا " قرار داشت که پایتخت مذهبی و علمی محسوب می شد و دارای معابد سلطنتی باشکوه و باغهای معلق و یک استادیوم ورزشی بزرگ بود که بازی های ورزشی ملی خود را که شبیه به بازی بسکتبال امروزی ماست در آنجا برگزار می کردند . این ورزش در واقع در عصر ما قبل کریستف کلمب در سراسر آمریکای جنوبی محبوبیت داشت, ولی در میان مایاها بازی آنطوری بود که برای تماشاچیان خطر به همراه داشت , یعنی بازیکنان می بایست یک توپ لاستیک سفت را از میان یک حلقه سنگی که بطور عمودی در فاصله نسبتا دوری نصب شده بود, شوت نموده و از آن رد نمایند,تا یک امتیاز بیاورند . لذا وقتی که بازیکنی موفق می شد توپ را از حلقه رد نماید , موظف بود آنقدر تماشاچیان را دنبال نماید و هر کدام را که به چنگ آورد لخت نموده و هست و نیست او را تصاحب نماید و این عمل تعقیب و گریز آنقدر ادامه داشت تا سوت خاتمه کشیده شود .

     

    از مراکز مهم دیگر " یوکاتان " – یکی " اوکسمال " و دیگری " چیکن ایتزا " بود که حدود سال 534 میلادی بنیان گزاری شدند و هنوز هم می توان شکوه و عظمت شاهانه آنها را از روی خرابه های باقی مانده مشاهده نمود و موضوع عجیبی که در مورد آنها وجود دارد , شباهت بناهای یادبود آنها از نظر طرح و سبک به بناهایی از این دسته در کشور " کامبوج " و سایر قسمت های جنوب شرقی آسیا ست!! بعضی از محققین عقیده دارند که در کنار خیابانهای شهرهای مایاها حوضچه های آب سرد و گرم وجود داشته و آب آنها از چشمه های آب گرم تامین نمی شده است بلکه با استفاده از وسایلی آب را گرم می کرده اند . این اقدام آنها در خور تعمق و ستایش است, و تاسیسات مشابه آن در زیر خرابه های قصر " ماینوس " در جزیره کرت و بعضی از شهرهای آسیائی مشاهده شده است . واقعا اصول شهر سازی مایاها بی نظیر است . سیستم فاضلاب و همچنین آبرسانی آنها بسیار منطقی و باور نکردنی است , اما این اقوام با این تمدن عظیم از چرخ استفاده نمی کردند . آنها جاده های زیبا و حصار کشی شده را می ساختند اما هیچ نشانی از چرخ و وسیله های چرخدار در این قوم به چشم نمی خورد .

     

    " و آن گاه خدایان از آسمان آمدند و از ما جایی برای نشستن می خواستند. به قومم وعده دادند که بناهایی بسازید تا بتوانیم بر روی آن فرود آییم و ما دوباره بر می گردیم، همان هنگام که بنا ساخته شد و این قوم را با خود می بریم و برای رسیدن به اهدافشان، به آن قوم علم ریاضیات و نجوم بخشید. و در روز موعود آنها برگشتند و هزاران نفر از اقوامم را بردند و من می دانم."

     

    در ضمن در مورد تقویم باید بگویم که تمامی پیشگوئی های مایا ها با اندکی تاخیر یا زودتر بوقوع پیوسته اند (در حدود سی ثانیه عقبتر یا جلوتر!!!) حتی وقوع جنگ ها و بلاخره پایان دنیا در سال 2012 !!! / البته گفته میشه که پایان تقویم یعنی پایان این دوره و ورود به دوره ای جدید ، به هر حال تنها خدا قادر مطلقه /

     

    آنها نحوه ی پایان زندگی در زمین را برخورد تخته سنگی عظیم به آن پیش بینی کرده اند. البته ستاره‌شناسان برای کاهش نگرانی ساکنان کره خاکی، اعلام کرده‌اند که احتمال برخورد این تخته سنگ عظیم به کره ما، یک در 900000 است!! جالب است که بدانید در صورت برخورد، شدت آن بیشتر از 20000000 بمب اتم خواهد که بر هیروشیما انداخته شده! این تخته سنگ سرگردان‌، از زمان تشکیل منظومه خورشیدی5/4 میلیارد سال پیش بر جای مانده و بیشتر آنها در مکانی میان مریخ و مشتری در مداری که کمربند استروییدها نامیده می‌شوند درحال گردش هستند. این سنگ‌های عظیم و سرگردان به خاطر جاذبه ستاره‌های دنباله‌دار یا سایر سیارات ممکن است هر از گاهی از مدار خود خارج شده و به سوی زمین حرکت کنند. نام این تخته سنگ عظیم و سرگردان فضایی 2003 QQ47 است.

    آیا براستی اینگونه خواهد شد. آیا این پیشگوئی بوقوع خواهد پیوست.؟؟ جواب چه آری باشد و چه هرگز , چیزی را از ارزشهای این قوم اسرار آمیز کم نخواهد کرد.

     

    پرفسور " ریماند کارتایر " درباره مایاها اعتقاد دارد که : آنها در خیلی از زمینه های علمی از همتایان یونانی و رومی خود جلوتر بودند . آنها در ستاره شناسی و ریاضیات خیلی ماهر بوده و در نتیجه علم گاه شماری را به مرحله تکامل رساندند . آنها رصدخانه های گنبدی شکلی را می ساختند که از نظر جهت یابی از رصدخانه های قرن هفدهم پاریس دقیق تر بود . از آن جمله می توان به رصدخانه " کاراکل" اشاره نمود که در شهر "چیکن ایتزا" در سه طبقه ساخته شده بود . همچنین تقویم های بسیار دقیقی را بر مبنای سال 260 روزه ,ویژه امور مذهبی , 365 روزه خورشیدی و 584 روزه سیاره زهره تدوین کرده بودند .

    امروزه طول دقیق یک سال خورشیدی بعد از محاسبات طولانی در 2422/ 365روز تثبیت شده است . در صورتی که مایاها همین تقویم را 2420/365 برآورد کرده بودند که تا سه رقم اعشاری مشابه تقویم امروزی صحیح میباشد.!! همین پرفسور درباره تقویم مصریان میگوید : احتمال دارد مصریان نیز به چنین رقم دقیقی دست یافته باشند و آنرا از روی اندازه های اهرام استنباط می کنیم . در صورتی که مایاها تقویم مدونی داشته اند . هنر بسیار پیشرفته مایاها همسویی های فراوانی با هنر مصریان دارد . مثلا نقاشی های آبرنگ دیواری و یا تصاویر روی کوزه های آنها نیم رخ کاملا واضحی از انسانهای سامی را نشان میدهند, که یا در حال شخم زدن هستند یا ماهی گیری می کنند , یا دارند ساختمان بنا می کنند و یا به فعالیت های مذهبی مشغول می باشند . نمونه های مشابه آن را جز در مصر در جای دیگر نمی توان سراغ گرفت . از سوی دیگر سبک کوزه گری آنها شبیه به کوزه گری اتروریا و سنگ تراشی آنها مشابه هندوها و اهرام پلکانی با شیب تند شان نیز شبیه به اهرام " انگکوروات " است .

     

      "ریاضیات در سنگ نبشته ها "

    در تمام تمدنهای دنیا , کتابت به صورت ناقص آغاز شد و در طول سیر خود,به صورت یکنواخت و تدریجی تکامل پیدا کرد . اما این امر در مورد مایاها صدق نمی کند, زیرا هنر کتابت آنها از همان آغاز تمدن شان به حد کمال رسیده بود . در ریاضیات نیز مایاها از وجود صفر باخبر بوده اند , آنها صفر را به صورت یک صدف ریز بکار می بردند .

    همچنین به سیستم اعشاری,لگاریتم و دیگر محاسبات ریاضی آشنا بوده اند پرفسور " انر " در این باره چنین نوشته است : موقعی که تصویری در یک کتیبه مثلا 10 مرتبه یا بیشتر تکرار می شود و یا تعداد پله های یک هرم تا انتهای به صورت دقیق و حساب شده محاسبه می گردد, این نشانه یک محاسبه دقیق ریاضی می باشد . تمام هنر مایاها در ریاضیات متمرکز شده بود که در نهایت به روی کتیبه های سنگی منتقل شده است . علم نجوم نیز در مایاها نسبت به بقیه اقوام آن سرزمین به مراتب پیشرفته تر بوده است, آگاهی آنها به سیستم منظومه خورشیدی و صور فلکی تعجب برانگیز است .

    یک طاق با عظمت به یادبود کنگره ستاره شناسی که در 2 ماه سپتامبر 503 میلادی در "کوپان" آن سرزمین بر پا گردید,بنا شده است ( واقعا جای تعجب دارد که این قوم اسرار انگیز این همه علم و معرفت را از کجا آموخته اند.؟. کتیبه ای که نشان از گرامی داشتن این کنگره ستاره شناسی که در آن بزرگترین عالمان و ستاره شناسان مایا در آن شرکت کردند با تاریخ مختص مایا بر طاق یکی از بناها نقش بسته است.!! ) ساختمان رصد خانه ی آنها بطور شگفت انگیزی مشابه رصدخانه های امروزی ما می باشد,منتهی بدون وجود دستگاه و آلات مدرن ستاره شناسی امروز, و جای تعجب اینجاست که آنها بدون داشتن این قبیل تجهیزات چگونه توانسته اند اطلاعات دقیقی در مورد اجرام سماوی کسب نمایند.!! آیا براستی آنها " اربابان کره زمین " بوده اند.؟ اجازه بدید یک نگاه کلی به شهرهای مایا بیندازیم . شهرهای آنها با جلال و جبروت, تمیز و مرتب بوده است . میدان ها و چهارراه های آنها وسیع و سطح خیابانها یا سنگ فرش بوده و یا با ماده سفید سیمان مانندی پوشیده شده بود . معابد آنها مزین به تصاویر عظیم موجودات عجیب و باغچه ها و آب نماهای زیبا در همه جا بچشم می خورد. یک سیستم فاضلاب بهداشتی تمام شهر را در بر گرفته . جاده های آنها به خوبی جاده های اینکاها نبوده ولی این چیزی از ارزش جاده های آنها کم نمی کند . مثلا جاده ی به طول 100 کیلومتر از کوبا به یاکزونا که با سیمان پوشیده شده و طرفین آن نرده کشی شده بود و تماماً از یک منطقه صعب العبور باتلاقی گذشته است . سئوال این است که " مایاها که از چرخ استفاده نمی کردند و هیچ گاری و یا وسیله چرخداری در شهر آنها نبوده این جاده ها را برای چه احداث کردند.؟ " . مایاها انواع مختلف گیاهان را پرورش داده و رنگ های متنوع گیاهی تولید می کرده اند – مثل آبی , بنفش,نیلی و رنگهای دیگر . آنها همچنین از لاستیک برای ساختن پای افزار,توپ بازی و ضد آب نمودن لباس هایشان استفاده می کردند ( البته منظور از لاستیک درختی میباشد که از آن صمغی بدست می آید که خاصیت لاستیک دارد و به همین نام آنرا می شناسند ) آنها حتی از برگهای فندق وحشی و با استفاده از چسب و صمغ , کاغذ و کتاب درست می کردند . با وجود اینها تفاوت تکنیک آنها غیر عادی نبود . این خلاصه ای بود از تمدنی که "مایا "نام دارد و همچنان اسرار آمیز باقی مانده . هنوز کسی نمی داند که آنها این همه علم را از کجا بدست آوردند .

     

    چرا مهاجرت ملی کردند . و این تمدن عظیم چگونه از میان رفت؟؟!!!

    در حالی که هرگز سند مطمئنی از وجود موجودات سیارات دیگر در دست نیست ولی بسیاری از دانشمندان معتقدند که : ما تـنها نیستیم ...

    زمین ما تنها یک قسمت از میلیارد میلیارد قسمت این جهان هستی است. امروزه ما با این همه پیشرفت هنوز بیش از یک قسمت از این جهان را کشف نکردیم.

    البته اگر کل جهان را یک میلیون قسمت در نظر بگیریم. یعنی واقعاً خدا همه ی این جهان را برای ما خلق کرده؟ یا به غیر از ما باز هم موجوداتی دیگر در این پهنه زندگی می کنند؟

    توجه! پیش نیاز اینکه آدم فضایی باشه این نیست که پوست سبز چروک با چشمای گردویی داشته باشن .شاید اگر موجود دیگری باشد او هم مثل ما آدم باشد ولی از نژادی غیر از انسانها یا حتی عین خود ما باشه / به عنوان مثال شخصیت اصلی فیلم روزی که زمین از حرکت ایستاد/

     

    درست در وسط سال شمسی یعنی پانزدهم مرداد ماه همین دو سال پیش مردم شمال روسیه گزارش یه بشقاب پرنده را دادند. عده ی زیادی می گفتند که فرود یک شی عجیب را در یکی از مزارع بیرون شهر دیده اند. پلیس گروهی را برای بررسی موضوع به مزرعه ی مذکور فرستاد تا آنها اولین افرادی باشند که شاهد شگفت انگیز ترین منظره ی عمرشان باشند دایره ای بزرگ در وسط مزرعه به وجود آمده و همه ی پوشش گیاهی زیرش از بین رفته.گیاهانی که در اطراف دایره بودند نیز تغییر رنگ دادند. از آنجا که امروزه پرواز هواپیماهای جاسوسی با اشکال مختلف در سراسر جهان رایج است، این واقع برای دولت مردان تعجبی به همراه نداشت. اما آنها می خواستند بدانند این جاسوس از کجا بوده و برای همین منظور تحقیقات عظیمی برای پی بردن به هویت شی انجام دادند اما معلوم شد این شی نه تنها از آمریکا نیست بلکه به هیچ نقطه ای از زمین تعلق ندارد. حدستون درسته. تغییر رنگ گیاهان مزرعه نمی تونسته به وسیله ی هیچ ماده ای بر روی کره ی زمین باشد. ( میتونید به لینک مطلب اشکال گندم زار مراجعه کنید/

     

    پانزده سال پیش در بروکسل گزارش حرکت یک شی مشکوک داده شد. بلافاصله دو هواپیمای اف 16 برای بررسی موضوع فرستاده شد.آنها یوفو را در 2000 متری زمین پیدا کردند و به تعقیبش پرداختند. اما یوفو در یک ثانیه از آن ارتفاع به ارتفاع 180 متری آمد و فرار کرد. دو مطلب مهم این اتفاق چه بود؟

    این تغییر ارتفاع فشاری برابر 400 جی بر یوفو و ساکنان آن وارد می کند یعنی 100 برابر فشاری که انسان تحمل می کنم و 10 برابر تحمل هر هواپیمایی این تغییر نشون میده یوفوی ما با سرعت 6500 کیلومتر در ساعت حرکت می کنه و خب بر اثر برخورد با هوا باید دمای بدنه اش حدود 4500 درجه باشه. این که چه جوری ممکنه رو کاری ندارم فقط اینو بچسبید که نمی تونسته ساخت یه انسان باشه.

    یکمم از اهرام مصر بگم: در باره ی صورتک مریخی حتماً مطالبی شنیدید.این صورت هر روز ساعت 18 با صورت ابولهول در یک راستا قرار می گیره . در ضمن در مقابر ابولهول قطعه سنگی کشف شده با طراحی صورتی بر روی آن که دقیقاً، تکرار می کنم دقیقاً عین همون صورت روی مریخ است.در ضمن بیش از 10 سال از مشاهده ی صورت مریخی توسط انسان ها نگذشته .

     

    اما چه حالت هایی برای وجود یک موجود فضایی می شه در نظر گرفت؟

    امکان داره این موجودات در هر جایی باشند حتی ماه و حتی بر روی همین زمین خودمون. طبق گفته های صریح خدا، ما و جن ها هم زمان بر روی همین کره زندگی می کنیم. چرا نمی بینیمشون؟ این مسئله دو جور تو ذهن من حلاجی می شه.

    بعد چهارم:ما که در بعد سوم زندگی می کنیم مثل یه حباب وسط بعد چهارم معلقیم. مثلاً یه کاغذ بردارید و یه مربع روش بکشید. تو مربع هم یه خط بکشید. حالا خط (معرف بعد اول) در داخل مربع(بعد دوم) است و مربع بروی کاغذ در دنیای پیرامون ما( بعد سوم) است و ما نیز متراقباً در بعد چهارمیم. تو همین بعد هم ما می تونیم دو کاغذ( چون کاغذ خیلی نازکه دو بعدی در نظر می گیریم)رو طوری قرار دهیم که دیدی نسبت به هم نداشته باشند. مثلاً در امتداد هم باشن.پس دنیای سه بعدی ما و دنیای سه بعدی جن ها و هر دنیای دیگری به طور هم زمان می تونه در بعد چهارم باشه بدون اینکه هر کدومشون به اون یکی دسترسی داشته باشن.

    یه قضیه هم مربوط می شه به فرکانس ها. ببینید صداها دارای فرکانسن. مثلاً مورچه یا سوسک هم صدا دارن ولی چون تو فرکانس شنیدن ما نیستن ، نمی شنویم .به نظر من دید هم دارای همین فرکانس هان. یعنی یه چیزایی وجود دارن ولی ما نمی بینیم چون در محدوده ی دیده ما نیستند)نه از لحاظ دوری و نزدیکی ها) پس ممکن همه جا باشن ولی ما نبینیمشون.

    این موضوع تا حدی پیش رفته است که در سالهای اخیر توجه خیلی‌ها به دولت آمریکا و ارتباط آن با فضایی‌ها جلب گشته و در این رابطه داستان‌های زیادی بر سر زبانها افتاده و فیلم‌های زیادی ساخته شده و راست یا دروغ افراد بسیاری گزارش داده‌اند که با چشمان خود آدم فضایی‌ها را دیده‌اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    کشف راز‌های تمدن مایا از روی ظرف‌های سفالی

     

    به نقل از آرکئولوژی‌نیوز، یکی از باستان‌شناسان دانشگاه هاروارد آمریکا که از سال‌ها پیش مشغول بررسی ظرف‌های سفالی باقی‌مانده از تمدن مایا …با بررسی نقوش ظرف‌های سفالی متعلق به تمدن مایا، بخشی از رازهای شیوه‌ی حکومت این تمدن آشکار شد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از آرکئولوژی‌نیوز، یکی از باستان‌شناسان دانشگاه هاروارد آمریکا که از سال‌ها پیش مشغول بررسی ظرف‌های سفالی باقی‌مانده از تمدن مایا در موزه‌های مختلف جهان، بویژه موزه‌ی پن (Penn) آمریکاست، اعلام کرد که با بررسی تصاویر نقش‌بسته روی ظرف‌های سفالی، موفق به کشف بخشی از رازهای نحوه‌ی حکومت امپراطوری این تمدن ناشناخته بر بخش‌های وسیعی از قاره‌ی آمریکای جنوبی شده است. به گفته‌ی او، بخش اعظم ظرف‌های سفالی منقوش که در جریان این پروژه‌ی علمی از آن‌ها استفاده شده است، ظرف سفالی‌اند که سال‌ها پیش در نزدیکی روستای چاما (Chama) در کشور گوآتمالا کشف شده‌اند و اکنون در موزه‌ی پن نگهداری می‌شوند. وی هم‌چنین براساس مطالعه‌ی نقوش ظرف‌های سفالی دریافته که سیاست‌گذاری برای حکومت در میان مردم تمدن مایا و توسط گروهی از جوانان باهوش هر قبیله همراه امپراطور انجام می‌شده است؛ ولی هر کدام از این افراد درجه‌ی خاص اجتماعی ویژه‌ی خود را داشته‌اند و میزان قدرت آن‌ها براساس درجه‌ی اجتماعی‌شان بوده که براساس نوع رنگی که صورت خود را با آن رنگ‌آمیزی می‌کردند، به دیگران اعلام می‌شده است. هم‌چنین یکی از پیش‌شرط‌های کسب قدرت سیاسی، شکار یک ببر و انجام اعمال بسیار سخت بوده است. مردم تمدن مایا سال‌ها در منطقه‌ی آمریکای جنوبی زندگی می‌کردند تا این‌که این تمدن که هنوز بسیاری از رازهای آن ناشناخته باقی مانده است، در سال ۱۵۱۲ توسط اسپانیایی‌ها نابود شد. قرار است، نتایج این تحقیقات توسط دانشگاه هاروارد انتشار یابند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    سوالات بی‌شمار تمدن مایا

    تمدن اسرار آمیز « مایا » سرشار از سوالهایی است که باستان شناسان هنوز پاسخی برای آن نیافتند. این قوم اسرار آمیز خبرگان علوم ریاضیات و ستاره شناسی بودند. مایا ها از چرخ استفاده نمی کردند اما جاده های پهن و یک دست آنها باستان شناسان را به این فکر انداخته است که آنها چه نیازی به این جاده های پهن داشتند؟؟!!!

    محاسبات بسیار دقیق ریاضی و ستاره شناسی از مایا ها تمدن ساخته است که به قول پروفسور « اریک فن دانکین » مایا ها روبوتیک ترین تمدن جهان است !!

    تمام زندگی و دانش آنها از روی تقویم و برنامه شکل می گرفت. تمام بناهای با شکوه از روی برنامه و تقویم مایایی ساخته شده است. چه کسی این تقویم را در اختیار آنان قرار داده است!!؟؟؟؟؟؟ این سوالی است که هنوز پاسخی ندارد.

    در افسانه ای مایایی به نام « پوپول وه » آمده است: خدایان قادر به شناختن و دانستن همه چیز بودند. کیهان و چهار جهت اصلی و قطبهای زمین همچنین گرد بودن شکل زمین را می‌دانستند.»

     

    چگونه اجداد مایاها از گرد بودن زمین با خبر بودند؟

    آنان افزون بر اینکه تقویمی افسانه ای داشتند محاسبات باور نکردنی هم انجام می دادند که تا امروز چون معمایی حل نشده است. آنان می دانستند که سال « زهره » 584 روز است و مدت سال زمینی را هم در حدود 365 روز محاسبه کرده بودند.در مدت 8 سال زمینی زهره 13 بار به دور خورشید می گردد و این محاسبات را مایاها به شکل بی نظیری انجام دادند. استفاده از تقویم زهره ای حقیقی در خور ملاحظه است، زیرا درست است که درخشش چشمگیر آنان به احتمال توجه مایاها به خود جلب کرده است.و محاسبه مدت زمان گردش انتقالی آن نسبت به کره ی زمین، دانش نجومی عظیمی را طلبیده است.

    شاید باور کردنی نباشد اما آنها کسوف و خسوف را تا چندین هزار سال به طور دقیقی محاسبه کرده اند. تا چند سال پیش نوعی تقویم در کشو ما دیده میشد که شاید الان هم وجود داشته باشد، این تقویم کوچک که شکل گردی داشت از چهار لایه ی فلزی تشکیل شده بود و هرکس که می خواست مثلا بداند 5 سال دیگر 23 بهمن در چه روی است آن را روی اعداد تقسیم می کرد و مثلا متوجه میشد که ان روز مثلا یکشنبه است. تعجب نکنید این راز را هزاران سال پیش مایاها می دانستند و از آن برای پیشگویی خسوف و کسوف استفاده می کردند.. « تزوکلین » ریاضیات و محاسبات پیچیده ی مایاهاست. این ریاضیات جدولی از قرینه سازی اعدادی شکل گرفته است.

     

    حال باید دید که این تمدن عظیم چگونه از بین رفت؟؟

    برخی کارشناسان معتقدند که شهرهای مایاها بر اثر زلزله ای عظیم ویران شد. از طرفی در ویرانه های موجود هیچ مدرکی وجود ندارد که نشانه ی وقوع چنین فاجعه ای باشد. برخی نیز بر این باورند که مایاها بر اثر شیوع مالاریا یا تب زرد از شهر هایشان گریختند. اما به ظاهر هیچ یک از این دو بیماری تا قبل از فتح امریکا به دست اسپانیایی ها در آنجا وجود نداشته است. اما آنچه به روشنی در تاریخ ثبت است قتل عام تمام بازماندگان تمدن مایا به دست نیروی اسپانیایی است. امروزه به جز چند کتیبه‌ی عجیب و خرابه های چند معبد بزرگ چیزی از این تمدن عظیم باقی نمانده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    تمدن باشکوه مایا

     

    در تمدن مایا دین عامل متحد کننده جامعه بود . تمام طبقات اجتماع از شاه و طبقات نخبه گرفته تا روستاییان همه اعتقادات مشترکی داشتند . بنابراین گر چه بازرگانی وسائلی برای مایاها فراهم اورد تا تمدن خود را پایه ریزی کنند ، دین پایه و اثاث واقعیشان بود . لیندا شِل و دیوید فرایدل موضوع را چنین توصیف می کند

    محور اصلی واقعیت موجود ما در مغرب زمین ، اقتصادیات است . نکات و پدیده های مهم در زندگی ما غربیان مانند یشرفت ، عدالت اجتماعی ، صلح و جنگ ، و امید و رفاه و امنیت ، همگی در قالب مادیات بیان می شوند . کشمکش و نزاع ، خواه اخلاقی و خواه جنگی بین داراها و ندارها در دنیای ما ، در عرصه زندگی عمومی ما و در افکار ما نسبت به اینده ، نفوذ کرده ان ها را تحت تاثیر قرار می دهد . مایا ها واقعیت موجود خود را بیش تر در قالب و چارچوب مذهب و اداب و رسوم تدوین کرده بودند تا مادیاتدین مایا مکان ادمی را در طبیعت ، در حرکت جهان مقدّس و در راز و رمز مرگ و زندگی ، بیان و تعیین می کرد ، همانگونه که مذب ما نیز در شرایطی خاص چنین می کند : مانند مراسم زناشویی و تشیع جنازه . ولی نظام مذهبی انان در عین حال مسائل سیاسی ، کارکرد اقتصادی و گذران جامعه را نیز در بر می گرفت

    درک دیدگاه مایاها درباره هستی ، برای ذهن مغرب زمینی دشوار است . مایاها در اساس باور داشتند که دو بُعد یا دو دنیا وجود دارد : دنیایی دیگر که مخصوص خدایان است ، و دنیای انسانها . این دو دنیا در سه حوزه ظاهر می شدند : 1 _ اسمانها یا دنیای بالایی که مسکن خدایان اسمانی بود ، 2 _ زمین یا دنیای میانی که مسکن مایا ها بود و 3_ دنیای زیرین که " زیبالبا " نیز خوانده می شد و مسکن خدایان زیرزمینی و روح انسانهای مرده بود. قلمرو اسمانی شامل سیزده طبقه بود ، قلمرو زیرزمینی نُه طبقه داشت ، فرمانروایی هر یک از طبقات بر عهده یکی از خدایان بود ، ولی خدایان دیگری نیز ساکن ان بودند . به عبارت دیگر قلمرو خدایان نیز دارای همان نظام سلسله مراتبی و درجه بندی قلمروی انسانهاست

        مایا ها در مورد وضعیت زمین در جهان هستی و ارتباط خدایان با این وضعیت نیز دیدگاه پیچیده ای داشتند ، مایکل دی کو در مورد این مسئله توضیح می دهد ، مسئله ای که کارشناسان مختلف با داشتن اطلاعاتی اندک درباره اش ، نظرات گوناگون ارائه کرده اندبا اطلاعات ناچیز و متناقضی که ما در دست داریم بسیار دشوار است که بتوان فلسفه انان را رباره نظام هستی بازسازی و بیان کرد ، ولی انها ظاهرا کره زمین را مسطّح و نه گِرد می دانستند با چهار گوشه که هر گوشه ای یکی از جهات اصلی را نمایان می کرد ، ضمنا هر یک از جهات چهار گانه رنگ ویژه ای هم برای خود داشت : رنگ سرخ برای مشرق ، رنگ سفید برای شمال ، رنگ سیاه برای مغرب ، و رنگ زرد برای جنوب ، و رنگ سبز هم برای مرکز همه انها . اسمان چند رنگ بود و از چهار سو ، توسط چهار خدا با رنگ های متناسب و شایسته انان حمایت می شد . از سوی دیگر اسمان را در ان بالا چهار درخت نگه می داشتند ، که هر کدام رنگ و جنس مختلفی داشتند و یک درخت در مرکز قرار گرفته بود که رنگ ویژه ابریشم سبز داشت در مورد ماهیت دنیای زیرزمینی در نزد مایاها نیز دانشمندان امروزی اختلاف نظر دارند . اسپانیایی هایی که سرزمین مایا ها را تصرف کردند نوشته بودند که از دید مایا ها زندگی پس از مرگ یک دنیای زیرزمینی است که مکان های مختلفی دارد و مردگان شادمانه و خوشحال یا دردمندانه و در رنج تا ابد در ان ها ساکن می شوند . به زبان دیگر دنیای زیرین مایاها با نظرات و مفاهیم زندگی پس از مرگ در نزد مسیحیان شباهت هایی داشت ، به این ترتیب که مردمان خوب در بهشت پاداش می گیرند و بدکاران برای همیشه در دوزخ رنج و عذاب خواهند دید . به همین دلیل پاره ای از کارشناسان ظّن می برند که روایت اسپانیایی ها در این باره ، آگاهانه یا ناخوداگاهانه ، انعکاس نظر نویسندگان اروپایی است و باورهای مسیحی را در درون باورهای مایا جای داده اند . پاره ای دیگر از کارشناسان با این نظر مخالفند و میگویند گزارش اسپانیایی ها از باور مایا ها در مورد ان دنیا ، دقیقا عقاید مایا ها را منعکس می کنددر مورد جنبه های گوناگون مراسم مذهبی تدفین مردگان مایا نیز کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد . مثلا دکتر پیتر هاریسون در جریان حفاری یکی از گورهای گورستان تیکال چیز عجیبی پیدا کردجالب ترین نکته در این گور مشاهده دو ظرف کاشی بزرگ بود که یکی را بر روی سر جسد و دیگری را بر کمرش نهاده بودند . کاسه ای که بر روی سرش قرار داشت محتوی استخوان های خرد شده یک زن بزرگسال بود ، در حالی که کاسه قسمت پایین ، محتوی استخوانهای کودکی زیر یک سال بود . این نکته که این افراد چه کسانی بودنده اند سئوالات زیادی را بر می انگیزد . ایا می شود گفت که انها زن و بچه اش بوده اند ، که با فشردن و له کردن انان در ظرف ، کنارش گذاشته اند که او را در گور همراهی کنند ؟هاریسون در گورستان تیکال شاهد راز و رمزهای دیگری نیز بود . او در مورد مزار یکی از شاهان چنین می نویسدفرمانروا پس از مرگ قطع عضو شده بود ، جمجمه و استخوانهای ران وی همراه جسد دفن نشده بودند . اکنون ما می دانیم که این قسمت های مهم بدن ، بعضی اوقات در خاکسپاری شاهان از بدن حذف می شده اند ... . این موضوعی در خور تحقیق است که چرا قسمتهای مشخصی از بدن انسان پاره ای اوقات به خاک سپرده نمی شدند . ایا این قسمت ها به هنگام زنده بودن شخص بنا به عللی قطع شده بودند ، مثلا در جنگ ؟ و یا اینکه توسط دشمنان به عنوان غنیمت جنگی برداشته شده بودند ؟ یا اینکه خانواده متوفی ان را به عنوان یادگار نزد خود نگه داشته بود ند ؟ حرمت مردگان ، یا حتی بخشی از بدن شخص مرده به اشکار توصیه شده است ، خواه از جانب دشمن خواه از جانب دوست

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    تمدن عظیم مایا چه بود و چه شد؟

     

    مایا (عروس باران): قرنها پیش از پیداش مسحیت در اروپا، قبایل متمدنی در دره های حاصلخیز و جنگلهای سرسبز آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کردند که در کشاورزی، معماری ، علوم ، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند . از جمله این قبایل میتوان " مایا ، اینکا ، آزتک و تولتکس " را نام برد .

    به نظر بعضی از باستانشناسان مایا تمدنی بوده پیشرفته دارای تقویمی دقیق. مردم مایا دارای خط بودند به مانند مصریان باستان که به هیروگلیف مایا معروف است و از تعدادی اشکال تشکیل شده است که از آن در نوشتن حرفهای خود استفاده می کردند.قبیله " مایا " ، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آن را پرستش می کردند ، به همین جهت خود را " فرزندان خورشید " می نامیدند . آنان خدایان دیگری نیز داشتند، از جمله خدای باران ، خدای جنگل و ....

    در تمدن مایا اعتقادات عامل متحد کننده جامعه بود. اگر چه بازرگانی وسائلی برای مایاها فراهم آورد تا تمدن خود را پایه ریزی کنند ،اما تمام طبقات اجتماع از شاه و طبقات نخبه گرفته تا روستاییان همه اعتقادات مشترکی داشتند.

    باورهای پیچیده:درک دیدگاه مایاها درباره هستی، برای ذهن مغرب زمینی دشوار است. مایاها در اساس باور داشتند که دو بُعد یا دو دنیا وجود دارد: دنیایی دیگر که مخصوص خدایان است ، و دنیای انسانها. این دو دنیا در سه حوزه ظاهر می شدند: 1 _ آسمانها یا دنیای بالایی که مسکن خدایان آسمانی بود ، 2 _ زمین یا دنیای میانی که مسکن مایاها بود و 3_ دنیای زیرین که " زیبالبا " نیز خوانده می شد و مسکن خدایان زیرزمینی و روح انسانهای مرده بود. قلمرو آسمانی شامل سیزده طبقه بود ، قلمرو زیرزمینی نُه طبقه داشت ، فرمانروایی هر یک از طبقات بر عهده یکی از خدایان بود ، ولی خدایان دیگری نیز ساکن آن بودند . به عبارت دیگر قلمرو خدایان نیز دارای همان نظام سلسله مراتبی و درجه بندی قلمروی انسانها است . مایاها در مورد وضعیت زمین در جهان هستی و ارتباط خدایان با این وضعیت نیز دیدگاه پیچیده ای داشتند ،مایکل دی کو در مورد این مسئله توضیح می دهد، مسئله ای که کارشناسان مختلف با داشتن اطلاعاتی اندک درباره آن ، نظرات گوناگونی ارائه کرده اند: " با اطلاعات ناچیز و متناقضی که ما در دست داریم بسیار دشوار است که بتوان فلسفه آنان را درباره نظام هستی بازسازی و بیان کرد ، ولی آنها ظاهرا کره زمین را مسطّح و نه گِرد می دانستند با چهار گوشه که هر گوشه ای یکی از جهات اصلی را نمایان می کرد ، ضمنا هر یک از جهات چهار گانه رنگ ویژه ای هم برای خود داشت : رنگ سرخ برای مشرق ، رنگ سفید برای شمال ، رنگ سیاه برای مغرب ، و رنگ زرد برای جنوب ، و رنگ سبز هم برای مرکز همه آنها . آسمان چند رنگ بود و از چهار سو ، توسط چهار خدا با رنگ های متناسب و شایسته آنان حمایت می شد . از سویی طبق باور مایاها, آسمان را در بالا چهار درخت با رنگ و جنس مختلف نسبت به یکدیگر نگه می داشت و یک درخت با رنگ ویژه ابریشم سبز در مرکز قرار گرفته بود.

    دنیای زیرین: در مورد ماهیت دنیای زیرزمینی در نزد مایاها نیز دانشمندان امروزی اختلاف نظر دارند. اسپانیایی هایی که سرزمین مایاها را تصرف کردند نوشته بودند که از دید مایاها زندگی پس از مرگ یک دنیای زیرزمینی است که مکان های مختلفی دارد و مردگان شادمانه و خوشحال یا دردمندانه و در رنج تا ابد در آنجا ساکن می شوند . به زبان دیگر دنیای زیرین مایاها با نظرات و مفاهیم زندگی پس از مرگ در نزد مسیحیان شباهت هایی داشت ،به این ترتیب که مردمان خوب در بهشت پاداش می گیرند و بدکاران برای همیشه در دوزخ رنج و عذاب خواهند دید . به همین دلیل پاره ای از کارشناسان ظّن می برند که روایت اسپانیایی ها در این باره ، آگاهانه یا ناخودآگاهانه ، انعکاس نظر نویسندگان اروپایی است و باورهای مسیحی را در درون باورهای مایا جای داده اند. پاره ای دیگر از کارشناسان با این نظر مخالفند و میگویند گزارش اسپانیایی ها از باور مایاها در مورد آن دنیا ، دقیقا عقاید مایاها را منعکس می کند .در مورد جنبه های گوناگون مراسم مذهبی تدفین مردگان مایا نیز نزد کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد . مثلا دکتر پیتر هاریسون در جریان حفاری یکی از گورهای گورستان تیکال چیز عجیبی پیدا کرد. جالب ترین نکته در این گور مشاهده دو ظرف کاشی بزرگ بود که یکی را بر روی سر جسد و دیگری را بر کمرش نهاده بودند . کاسه ای که بر روی سرش قرار داشت محتوی استخوان های خرد شده یک زن بزرگسال بود ، در حالی که کاسه قسمت پایین ، محتوی استخوانهای کودکی زیر یک سال بود. این نکته که این افراد چه کسانی بودنده اند سئوالات زیادی را بر می انگیزد. آیا می شود گفت که آنها زن و بچه او بوده اند، که با فشردن و له کردن آنان در ظرف،در کنار وی گذاشته شده اند تا او را در گور همراهی کنند؟هاریسون در گورستان تیکال شاهد راز و رمزهای دیگری نیز بود. او در مورد مزار یکی از شاهان چنین می نویسد: فرمانروا پس از مرگ قطع عضو شده بود، جمجمه و استخوانهای ران وی همراه جسد دفن نشده بودند . اکنون ما می دانیم که این قسمت های مهم بدن ، بعضی اوقات در خاکسپاری شاهان از بدن حذف می شده اند. این موضوعی درخور تحقیق است که چرا قسمتهای مشخصی از بدن انسان پاره ای اوقات به خاک سپرده نمی شد. آیا این قسمت ها به هنگام زنده بودن شخص بنا به عللی ، مثلا در جنگ قطع شده بود؟ و یا اینکه توسط دشمنان به عنوان غنیمت جنگی برداشته شده یا اینکه خانواده متوفی آن را به عنوان یادگار نزد خود نگه داشته بودند؟

    " مایا "ها حدود سالهای نخستین پیدایش مسیحیت در اروپا، شروع به ساختن شهری بزرگ با ساختمانها و معبدهای عظیم کردند و زندگی خود را با جشنها و مراسم با شکوه رونق بخشیدند . آنها در این جشنها ، ماسک حیوانات به چهره می زدند و با خواندن سرود و زدن طبل ، به پایکوبی می پرداختند  تا خدایان کوچک و بزرگ خود را ستایش کنند.

    به درستی معلوم نیست چه شد و چه پیش آمد که مایا ها دل از آن همه نعمت ، رفاه و زندگی آسوده بر کندند و دست به یک مهاجرت گروهی و ناگهانی به سوی جنگلهای شمال زدند . دلیل این مهاجرت مرموز ، شاید شیوع نوعی بیماری مرگبار مثلا طاعون یا وقوع تغییرات ناگهانی آب وهوا ، و شاید هم بروز قحطی و خشکسالی بوده است . به هر روی ، دلیل واقعی این مهاجرت مرموز و ناگهانی هنوز معلوم نیست و شاید هم هرگز روشن نشود ."مایا "ها با این مهاجرت ، سالها در جنگلها و کوهها  ودره ها سرگردان بودند . هر گروه به سویی و هر دسته در جهتی پیش می رفت . بر اساس مدارک و شواهد تاریخی ، بزرگترین گروه مهاجر از قوم مایا ، در محلی که امروز یوکاتان نامیده می شود ، سکونت گزیدند و شهر شگفت انگیز چی چن ایتزا را به وجود آوردند . زیبایی و شوکت این شهر به قدری خیره کننده بود که حسادت و کینه دیگر قبایل را برانگیخت . سرانجام در سال 1200 میلادی ، این شهر درگیر جنگ خونین با اقوام وحشی شد و چون اهالی آن از عهده دفاع از خود برنیامدند ، یک بار دیگر همچون اجداد خود خانه و زندگی خود را بر جای گذاشتند و رفتند . بدین سان ، چی چن ایتزا به غارت رفت و خانه ها ومعبدها ، ستونها  و مجسمه های آن شهر خالی از سکنه ، در اعماق جنگل از نظر ناپدید شد.

    از این ماجرا ، 350 سال گذشت . در سال 1541 جهانگشایان اسپانیایی به امریکای جنوبی و مرکزی یورش بردند و شهر یو کاتان به چنگ آنها افتاد . این زمان ، دیگر هیچ نام و نشانی از شهر چی چن ایتزا نمانده بود ، مگر قصه هایی بر زبان سالمندان بومی .

    سربازان مهاجم اسپانیایی را کشیشی به نام دیه گو دولاندا همراهی می کرد . او به هر سرزمینی که قدم می نهاد ، به یادداشت برداری از آداب و رسوم مذهبی مردم آن منطقه می پرداخت. او در بازگشت به اسپانیا نتیجه تحقیقات خود را به صورت کتابی تنظیم کرد و به کتابخانه مرکزی سپرد ، به این امید که مورد توجه دانشمندان و باستانشناسان قرار گیرد. اما این کتاب جالب تا سیصد سال بعد هم خواننده ای نیافت ، زیرا کمتر کسی حاضر بود مطالب عجیب آن را درباره خدایان سرخپوستان امریکای جنوبی و آداب و سنن مربوط به آنها را بپذیرد و باور کند.

    باستانشناسان بزرگ جهان نیز در اواخر قرن نوزدهم  و اوایل قرن بیستم ، بیشتر به فکر کشف آثار تمدنهایی از یونان ، روم و مصر بودند و توجهی به اعماق جنگلهای آمریکای جنوبی نداشتند.

    اما سرانجام یک نفر پیدا شد که کتاب کشیش دیه گودولاندا را بخواند و اطمینان پیدا کند که مطالب آن حقایقی از گذشته های دور است . او ، یک جوان آمریکایی به نام " ادوارد تامسون " بود که شیفته ماجراهای نوشته شده در آن کتاب شد و با خود عهد بست که روزی به کشور مکزیک و شهر یوکاتان برود و تمدن مایا را کشف کند! مهمترین قدم در این راه ، یافتن آثار و بقایای شهر چی چن ایتزا در قلب جنگلهای مکزیک بود .

    تامسون از خود پرسید : " چی چن ایتزا " چیست ؟

    این کلمه بسیار قدیمی در زبان سرخپوستان مایا بود . تامسون سرانجام کشف کرد که  " ایتزا " لقب فرمانروایان قوم مایا بوده و چی چن به معنای " دهانه چاه " است . او نتیجه گرفت که در شهر چی چن ایتزا چاههایی بوده که در زندگی ساکنان شهر اهمیت بسیار داشته است ، آنقدر که مراقبت از آن چاهها به فرمانروایان و حکمرانان سپرده می شده است.

    دیه گو دو لاندا نیز در کتاب خود به وجود این چاهها اشاره کرده  و از گودال عمیقی نام برده بود که در اعتقاد مردم مایا به " خدای باران " تعلق داشت  و آن را " چاه قربانی" می نامیدند . به نوشته او ، مردم  مایا خدای باران را " یوم چاک " می گفتند و معتقد بودند که یوم چاک در اعماق آن گودال عمیق و لابه لای آبهای سرد و زلال زندگی می کند . او اگر چه اژدهایی بود به شکل یک مار بزرگ که بدنی پوشیده از پر داشت ، اما به قدری نازک طبع و لطیف بود که اگر غمگین می شد ، قحطی به بار می آورد و مزرعه های ذرت را ، که غذای اصلی قوم مایا بود ، از بی آبی خشک و نابود می کرد!

    رضایت خاطر یوم چاک زمانی فراهم می شد که پیروانش هدایایی برای او به درون چاه می ریختند . کاهنان معبد بزرگ می گفتند که بهترین هدیه برای یوم چاک ، قربانی کردن دوشیزه ای از میان دختران قوم و افکندن او به عنوان عروس باران به " چاه قربانی " بود.

    نگاهی به مراسم عروس باران:ماههاست که قطره ای باران از آسمان فرو نریخته و مزارع ذرت در حال نابودی است ، زمین تشنه و خشک است . دعاهای مردم به نتیجه نمی رسد . کاهنان معبد بزرگ می گویند که خدای باران - یوم چاک - از آنها راضی نیست . باید هدیه ای تقدیم او کنند تا شادمان شود و ابرها را فرمان دهد از هر سو بیایند و ببارند !

    به دعوت کاهن بزرگ ، گروه گروه مردم، شبانه از هر سو به چی چن ایتزا می آیند و با هدایایی خود پیرامون معبد بزرگ حلقه می زنند . با بر آمدن آفتاب ، مراسم آغاز می شود . کاهنان در یک صف ، در حال خواندن ورد و دعا از پله های معبد بزرگ پائین می آیند . طبلها در دو سوی جاده سنگفرشی که به چاه قربانی ختم می شود ، به ترتیبی خاص می نوازند و مردم آوازی بر لب دارند . پشت سر صف کاهنان ، دوشیزه ای آراسته با پارچه هایی زیبا و جواهرات گرانبها روی تخت روانی که بر دوش مردان قوی هیکل قبیله قرار دارد ، دراز کشیده است و با چهره ای رنگ پریده و چشمانی لبریز از اشک ، به عاقبت شوم و هولناک خود می اندیشد . او ،عروس باران و هدیه مردم به یوم چاک است که به زودی باید در چاه قربانی سرنگون شود!

    پشت سر عروس باران ، جادو گران در حالی که ماسک حیوانات مختلف را به چهره زده و پوست بدن خود را رنگ آمیزی کرده اند ، در حال پایکوبی و دست افشانی جلو می آیند.

    در صف بعد بزرگان قوم با لباسهای با شکوه و گردنبند های درخشان قدم بر می دارند و در پی آنها ، غلامان با ظرف های پر از هدیه حرکت می کنند . این هدیه ها ، جهیزیه عروس باران است که همراه او به درون چاه قربانی ریخته خواهد شد .

    دیری نمی گذرد که این کاروان بزرگ و پر سر و صدا به نزدیکی چاه می رسد . به اشاره کاهن بزرگ ، طبلها از نواختن باز می مانند . مردمی که سرود می خواندند و دعا می کردند ، ساکت می شوند . غلامان ، با ظرفهای هدیه پیش می آیند  و آنها را به درون چاه می افکنند . اکنون، نوبت عروس باران است . تخت روان به آهستگی پیش می آید  و از روی دوش مردان بر روی زمین قرار می گیرد . عروس باران از وحشت نیم خیز می شود . دو مرد قوی هیکل ، بازوان او را از دو طرف می گیرند و بلند می کنند . از شدت وحشت در پاهای دوشیزه نگون بخت نیرویی برای راه رفتن نیست . او را کشان کشان به لبه چاه می آورند و دریک آن ، همچون پر کاه به درون چاه پرتاب می کنند . عروس باران جیغ جگر خراشی از دل بر می آورد و لحظه ای بعد به میان آبهای سرد می افتد و پس ازآن که چند غوطه می خورد ، از نظرها ناپدید می شود . در این حال ، فریاد خوشحالی و رضایت از مردم بلند می شود و مراسم به پایان می رسد . "

    این داستان هولناک را که دیه گو در کتاب خود از مراسم مایاها نوشته بود کسی به آن صورت باور نکرد ، اما تامسون پذیرفت که این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده و براستی قوم مایا روزگاری چنین آداب ورسومی داشته است .

    تامسون بر آن شد که هر طور شده ، آثار و بقایای شهر چی چن ایتزا و چاه قربانی را در جنگلهای مکزیک بیابد . اگر او در این کار بزرگ موفق می شد ، می توانست پرده از روی تمدن شگفت انگیز و فراموش شده مایا بر دارد و آن را به جهانیان معرفی کند . بخت خوش زمانی به سراغ تامسون آمد که او 25 سال بیشتر نداشت و چون کارمند سفارت آمریکا در مکزیک بود ، به عنوان نماینده سفارت به شهر یوکاتان فرستاده شد . به این ترتیب تامسون قدم به جایی نهاد که سالها به آن اندیشیده و درباره اش مطالعات فراوان کرده بود .

    تلاش تامسون برای یافتن چی چن ایتزا آغاز شد . او خیلی زود مقدمات کار را فراهم آورد و یک روز صبح با دلی امیدوار ، پیشاپیش گروه باربرها و راهنماها که وسایل و ابزار اکتشاف را با خود حمل می کردند ، قدم به میان انبوه درختان جنگلی نهاد و در جهتی به راه افتاد که دیه گو دو لاندا در کتاب خود به آن اشاره کرده بود .

    این مسافرت خطرناک و این جستجوی خسته کننده در اعماق جنگلهای بکر ، روزها ادامه یافت . پیشروی در لابه لای ریشه ها و شاخه های درختان به سختی ممکن بود و حتی کارگران بومی نیز که دلیل این کار را نمی دانستند ، دست از کار کشیدند و اغلب بازگشتند . ولی،تامسون نا امید نشد و همچنان پیش می رفت .

    یک روز غروب در پرتو آخرین شعاههای خورشید ، از دور بنایی عظیم که ریشه درختان جنگلی و گیاهان خودرو از هر سو آن را در برگرفته بود ، در برابر چشمان حیرت زده تامسون و چند همراه باقی مانده اش نمایان شد . این بنا به شکل هرم و پله پله بود و به آنچه که دولاندو درباره معبدهای چی چن ایتزا شرح داده بود ، شباهت کاملی داشت . پیشروی با شتاب و هیجان بسیار ادامه یافت . پرده سیاه شب بر جنگل سایه انداخته بود که تامسون به پای دیوارهای نیمه مخروبه آن بنای عظیم رسید . هیجان او بیش از آن بود که تا صبح صبر کند . مشعلی فروزان به دست گرفت و شروع به بالا رفتن از پله های هرم کرد. به بالا ترین پله که رسید به هر سو چشم انداخت . سایه های غول آسای چندین هرم دیگر را از فاصله های دور و نزدیک دید و یقین کرد که سرانجام توانسته است پایتخت گمشده مایا را کشف کند. تامسون اکنون جایی ایستاده بود که قرنها پیش، پای هیچ انسان دیگری به آن نرسیده بود . او آن شب را در همان نقطه و در حالی به سر برد که از شدت هیجان تا صبح خواب به چشمانش راه نیافت . با طلوع خورشید ، در برابر دیده گان حیرت زده خود منطقه وسیعی از جنگل را دید که دهها بنای رفیع در این سو و آنسو خودنمایی می کرد . در یک طرف و درست در مقابل بلندترین بنا ، جاده ای مارپیچ سنگفرش دیده می شد که فقط تا نقطه ای معین از جنگل ادامه می یافت . تامسون از خود پرسید " این جاده به چه دلیل نا تمام مانده و قطع شده است "

    باری رسیدن به این پاسخ ، قدم بر آن جاده نهاد و چندان پیش رفت تا به انتها رسید . درست در انتهای جاده ، چاه عمیق و بزرگ به قطر تقریبی 30 متر وجود داشت که ریشه و شاخه درختان جنگلی از هر سو بر دیوار آن روئیده و عمق چاه را کاملا تاریک کرده بودند. آیا این همان چاه قربانی نبود که مایاها، "عروس باران" را طی مراسمی در آن می افکندند؟

    تامسون باید از این راز سر در می آورد . اما چگونه؟ نه او و نه هیچ یک از همراهانش جرات نداشتند که وارد چاه شوند . تنها یک راه در پیش بود و آن اینکه یک سطل فلزی بزرگ را با طناب به درون گودال بیندازند و در کف چاه به حرکت در آورند تا ببینند که چه چیزهای بالا می آید.

    این کار خسته کننده شروع شد و روزها و روزها ادامه یافت . اما هر بار که سطل سنگین را بالا می کشیدند ، چیزی به جزء سنگ و شن و گل و لای در آن نمی یافتند . گویی که آن چاه مرموز حاضر نبود بزودی راز مدفون در سینه خود را بر آنها آشکار کند و مدرکی که قرنها در دل داشت به دست دهد.

    در یکی از این دفعات ، تامسون با هیجان بسیار دو دانه سنگ قیمتی درشت از میان گل و لای سطل یافت و فهمید که باید چه نقطه ای را کاوش کند . پس از آن که هر بار سطل را از گودال بالا می کشیدند ، چیزهایی در آن می یافتند . از جمله ، لوازم زینتی ، سنگهای قیمتی ، پاره های پارچه ، عروسکهای چوبی که دست وپا وسر آنها به حرکت در می آمد ، مجسمه های کوچک به شکل مار و دیگر حیوانات و ... از همه مهمتر ، قسمتهایی از اسکلت و استخوان ظریف انسان!

    همراه این استخوانها ، قطعه هایی از پارچه ، کفش صندل ، گردنبند و زینت آلاتی به شکل مچ بند و پابند نیز بود. به این ترتیب بر تامسون مسلم شد که چاه قربانی را یافته و مراسمی را که کشیش دو لاندا از قربانی کردن دوشیزگان نوشته است ، حقیقت دارد .

    انتشار اخبار مربوط به این کشف بزرگ،هیجان بسیاری در دنیا به راه انداخت و و در میان باستانشناسها و شیفتگان تاریخ تمدن غوغایی به پا کرد. دیری نگذشت که گروهی بزرگ و مجهز به لوازم و ابزار باستانشناسی و خاک برداری در کنار خرابه های چی چن ایتزا اردو زدند تا به کمک روشهای علمی و صبر و حوصله تمام ، ان شهر را از زیر خاک و سنگ و علفهای هرز و ریشه درختان جنگلی نمایان سازند.

    به دعوت ادوارد تامسون ، نماینده هایی از دانشگاهها و مراکز بزرگ باستانشناسی جهان به بازدید خرابه های به جا مانده از تمدن مایا آمدند و به چشم خود دیدند که تمدن شگفت انگیز مردمی که خورشید را پرستش می کردند و خود را " مردان خورشید " می نامیدند ، کمتر از جاذبه تمدنهای یونان و مصر وروم نیست .

    بنیاد کارنگی در امریکا با قبول کلیه هزینه های مربوط به عملیات اکتشاف و بازسازی چی چن ایتزا ، انگیزه ای قدرتمند شد که تلاش گروههای باستانشناسی گسترش بیشتری یابد وخیلی سریع به نتیجه برسد .

    بر اثر آن تلاشها، رفته رفته چهره تمدن قبایل سرخپوست مایا آشکار شد. دیوارهای نقاشی شده، مجسمه ها ، خانه های بزرگ ، و ... حیرت انگیزتر از همه ، ساختمانهای بلند به شکل هرم که قرنها در منطقه وسیع و حاصلخیز آمریکای جنوبی مدفون بود، سر از خاک به در آورد و درباره مایاها چه حکایتهای باور نکردنی و حیرت انگیز که افشا نکرد ، از جمله اینکه:

    *مایا ها 500 سال قبل از میلاد مسیح به صورت قبیله های نزدیک به هم در دره های سرسبز و جنگلهای آمریکای جنوبی زندگی می کردند. آنها در سالهای نخستین پیدایش مسیحیت در فن معماری چنان پیشرفتی پیدا کردند که توانستند ساختمانهای بسیار بلندی که تا آن روز کمتر به دست بشر بنا شده بود ، در چی چن ایتزا بسازند.

    * مایاها ، خورشید را می پرستیدند و خود را مردان خورشید می دانستند . آنها خدایان دیگری نیز داشتند که بر ترین آنها " خدای باران" بود .

    * مایاها در جشنها و مراسم خود ماسک حیوانات به چهره می گذاشتند و خود را مانند جانوران مختلف می آراستند و با خواندن سرودهایی به پایکوبی می پرداختند.

    * مایاها در علوم یاضیات و ستاره شناسی نیز چیره بودند و در رصد خانه عظیم آنها که 104 پله از سطح زمین بالاتر بود ، اسباب و لوازم ستاره شناسی وجود داشت.

    * مایاها نوعی خط تصویری همانند خط هیروگلیف (مصریان باستان) داشتند که پیام و افکار خود را با همان نقش و نگارهای خاص روی ستونهای بلند و بزرگ نقش می زدند.

    * بازی مورد علاقه مایاها نوعی بازی به شکل بسکتبال امروز بود که در مقابل معبد بزرگ با خشونت بسیار به اجرا در می آمد . این بازی " تلاچیتلی " نام داشت و بازیکنان باید یک توپ کوچک را بدون استفاده از دست و فقط با ضربه های آرنج و پا از یک حلقه که بصورت عمودی قرار داده بودند، عبور دهند .

    * وسرانجام آنکه امپراطوری مایاها در سال 850 میلادی، طی یک جنگ خونین با قبایل وحشی از بین رفت و پروتهای ان توسط اقوام فاتح تاراج شد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    تمدن مایاها

    امریکای مرکزی . منطقه ای بود که نخستین تمدن بومی در ان شکوفا گردید . در حدود اغاز دین مسیحیت . مایاها . شروع به ساختن شهرها در محل فعلی کشورهای . مکزیک . هندوراس و السالوادور نمودند . و این نواحی قلمرو مایاها بود .

    تمدن مایاها . یک تمدن شهری بر پایه توسعه کشاورزیی و کشاورزی خانه داری مانند تمدن عهد باستان بود . در ان زمان در دنیای جدید امریکا غلات و نحوه کشت انها متفاوت بود .

    لوبیای امریکایی و ذرت . بادام زمینی و کدوی قلیایی . سیب زمینی شیرین و پنبه وجود داشت . بیش از صد نوع گیاه خوراکی به وسیله سرخپوستان امریکایی و مایاها کشف گردید که مهمترین انها کاکائو می باشد . سگ و بوقلمون را اهلی کرده بودند و با نگهداری زنبور عسل از عسل استفاده می نمودند و همچنین با جمع اوری حشره قرمز دانه . از رنگ طبیعی و سرخ ان برای رنگ رزی استفاده می نمودند .

    اما در مقام مقایسه وقتی به این موضوع و این کشفیات مایاها می پردازیم مشاهده می شود که جانوران کمتری را اهلی کرده بودند . نسبت به تمدن های دیگر . سرخپوستان شمال امریکا معمولا کشاورز . شکارگر و یا ماهیگیر بودند .

    سرخپوستان امریکای مرکزی سه هزار سال پیش از اینکه تمدنشان شکوفا گردد بر این سرزمین دست یافتند . ساکنان و مردمی که اینک در کشور گواتمالا به سر می برند در حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح به کشت ذرت اقدام نمودند . نخستین ساختمان های سنگی انها تاریخی در حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد دارد .

    تمدن مایاها به سرعت رو به پیشرفت و توسعه نهاد . مایاها تقویم خاصی داشتند که بسیار معرف حضور باستان شناسان می باشد . تاریخ مایاها به دو دوره امپراطوری قدیم از ۳۲۰ میلادی تا ۹۸۷ میلادی است و دوره امپراطوری جدید از ۹۸۷ تا حمله و فتح اسپانیایی ها تقسیم گردیده است . شهرهای مایاها شامل یک معبد . یک کاخ . اهرام . دیر یا معبد . رصدخانه . و سکوها برای رقص . میدان توپ بازی که در ان بازی های مذهبی . چون توپ بازی با دست ( هند بال ) بازی میشد .

     

    نمایی از تقویم مایاها

    در بیرون شهرها خانه های مسکونی مایاها در کشتزارهای پهناور مستقل قرار داشت .

    مایاها متکی به چاک چاک کردن زمین و سوزاندن مزرعه پس از درو بودند و به جای ایش و رها کردن زمین و تغییر کشت محصولات . جنگل را قطع می کردند و بقایای جنگل را می سوزاندند . و همان محصول را مانند سال قبل . منتهی در جنگلی که درختانش را بریده و به اتش کشیده و زمین قابل کشت به دست اورده می کاشتند . و این روش را ادامه میدادند . همینکه زمین غیر حاصل خیز میشد انجا را ترک کرده و به سوی بخش تازه ای از جنگل می رفتند .

    بنابراین شهرهای مایا مردم را از حرکت باز می داشت . پس از سال ۸۵۰ میلادی تمدن مایاها رو به زوال نهاد . امپراطوری جدید در شمال یوکاتان درخشید و دوره شکوه و عظمت آزتک ها اغاز گشت.

     

    نمایی از شهر های مدفون شده مایاها در دل جنگل

    تشکیلات حکومتی مایاها نسبتا شبیه شهر حکومتی ( هر شهر حکومت مستقل داشت ) یونان باستان بود . و به صورت یک ریاست موروثی بود . که در راس هر شهر قرار می گرفت و در انجا یک کاهن بنام نوکوم بود که به مدت سه سال انتخاب می گشت . زندگیشان به وسیله مذهب کنترل میشد . معابد زیبا در مرکز هر شهر قرار داشت . انان یک خدای عالی ( خدای خدایان ) به نام هاناب کیو داشتند .

    امروزه بسیاری از شهرهای مایا در اعماق جنگل ها پنهان گشته است

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    کشف راز‌های تمدن مایا از روی ظرف‌های سفالی

    با بررسی نقوش ظرفهای سفالی متعلق به تمدن مایا، بخشی از رازهای شیوه‌ی حکومت این تمدن آشکار شد.

    به گزارش خبرگزاری ایسنا به نقل از آرکئولوژی‌نیوز، یکی از باستان‌شناسان دانشگاه هاروارد آمریکا که از سالها پیش مشغول بررسی ظرفهای سفالی باقی‌مانده از تمدن مایا در موزه‌های مختلف جهان، بویژه موزه‌ی پن (Penn) آمریکاست، اعلام کرد که با بررسی تصاویر نقش‌بسته روی ظرفهای سفالی، موفق به کشف بخشی از رازهای نحوه‌ی حکومت امپراطوری این تمدن ناشناخته بر بخشهای وسیعی از قاره‌ی آمریکای جنوبی شده است.

    به گفته‌ی او، بخش اعظم ظرفهای سفالی منقوش که در جریان این پروژه‌ی علمی از آنها استفاده شده است، ظرف سفالی‌اند که سالها پیش در نزدیکی روستای چاما (Chama) در کشور گوآتمالا کشف شده‌اند و اکنون در موزه‌ی پن نگهداری می‌شوند.

    وی همچنین براساس مطالعه‌ی نقوش ظرفهای سفالی دریافته که سیاستگذاری برای حکومت در میان مردم تمدن مایا و توسط گروهی از جوانان باهوش هر قبیله همراه امپراطور انجام می‌شده است؛ ولی هرکدام از این افراد درجه‌ی خاص اجتماعی ویژه‌ی خود را داشته‌اند و میزان قدرت آنها براساس درجه‌ی اجتماعی‌شان بوده که براساس نوع رنگی که صورت خود را با آن رنگ‌آمیزی می‌کردند، به دیگران اعلام می‌شده است. همچنین یکی از پیش‌شرطهای کسب قدرت سیاسی، شکار یک ببر و انجام اعمال بسیار سخت بوده است.

    مردم تمدن مایا سالها در منطقه‌ی آمریکای جنوبی زندگی می‌کردند تا اینکه این تمدن که هنوز بسیاری از رازهای آن ناشناخته باقی مانده است، در سال 1512 توسط اسپانیایی‌ها نابود شد.

    قرار است، نتایج این تحقیقات توسط دانشگاه هاروارد انتشار یابند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    راز ماندگاری تمدن مایا کشف شد

    رنگ لاجوردی، بخش شاخصی از هنر و معماری قوم مایا به شمار می‌رود که پس از گذر قرن‌ها و از میان‌رفتن سایر رنگ‌ها هنوز ثابت مانده است. بررسی ساختار بلوری این رنگ می‌تواند راز این ماندگاری را آشکار کند.

    تمدن مایا که از 2500سال پیش از میلاد در آمریکای مرکزی ظهور کرده بود با ورود اسپانیایی‌ها به این قاره در قرن 17ام از میان رفت. این تمدن علاوه بر ایجاد ادبیات نوشتاری پیچیده، معماری و هنر را نیز به نحو مؤثری گسترش داده است.

    یکی از ویژگی‌های برجسته هنر این تمدن را رنگ آبی زنده‌ای می‌دانند که آبی مایا نامیده می‌شود. سال‌هاست که ماندگاری این رنگ در آثار به جامانده از این تمدن ذهن باستان‌شناسان را به خود مشغول کرده است.

    به گزارش تکنولوژی ریویو، کاترین دژوره و همکارانش در مؤسسه نیل موفق شده‌اند راز این ماندگاری را کشف کنند. آنها از پراش پرتو ایکس در بلورنگاری و تحلیل گرماوزن‌سنجی مواد برای رسیدن به این پاسخ استفاده کرده‌اند.

    باستان‌شناسان می‌دانند که آبی مایا از حرارت دادن ترکیب رنگ‌دانه‌های نیلی آلی همراه با پالیگورسکیت، نوعی خاک رس حاوی الیاف در منطقه یوکاتان تهیه می‌شده است. طی این فرآیند، رنگ‌دانه‌ها جذب الیاف موجود در این خاک می‌شدند.

    آبی مایا

    دژوره می‌گوید: «تحقیقات ما نشان می‌دهند الیاف این خاک دارای کانال‌هایی بودند که توسط قطرات آب پر شده بوده‌اند. حرارت آب را از این رشته‌ها خارج می‌کرده و رنگ‌دانه نیلی جایگزین آن می‌شده است. جالب اینجاست که پس از خنک شدن مجددا روی این کانال‌ها را پوشش غیر‌قابل نفوذی می‌پوشانده و و رنگ‌دانه‌ها را در مقابل تغییرات حفظ می‌کرده است.

    «اگر پیوند دوگانه کربن-کربن در این رنگ‌دانه بشکند، نیلی به زرد تغییر رنگ خواهد داد. به همین دلیل باید مکانیزم حفاظتی دومی هم در حفظ رنگ تأثیر داشته باشد. این مکانیزم دوم آرایش اتمی این رنگ‌دانه است که توسط کانال‌ها حفظ می‌شده و امکان شکستن این پیوند را به حداقل می‌رسانده است».

    دژوره و همکارانش می‌گویند: «ثبات شیمیایی رنگ آبی مایا حاصل شیوه استقرار اتمی این رنگ‌دانه درون کانال‌های سیلیسی مستحکم است». این گروه حتی به ابداع آبی تازه‌ای با استفاده از همین روش، استفاده از رنگ‌دانه نیلی آلی همراه با زئولیت -ترکیب سیلیسی متخلخل دست زده است. نتایج همان ثبات و ماندگاری را نشان می‌دهند.

    این کشف نه‌تنها به شناخت اسرار قوم مایا کمک می‌کند بلکه راه تازه‌ای برای حفظ ثبات شیمیایی رنگ‌ها در اختیار ما قرار خواهد داد.ساختار ملکولی این رنگ‌دانه باستانی در کنار به کارگیری فناوری‌های تازه می‌تواند به ابداع نسل جدیدی از رنگ‌های بادوام بیانجامد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    تمدن مایا

    در تمدن مایا دین عامل متحد کننده جامعه بود . تمام طبقات اجتماع از شاه و طبقات نخبه گرفته تا روستاییان همه اعتقادات مشترکی داشتند . بنابراین گر چه بازرگانی وسائلی برای مایاها فراهم اورد تا تمدن خود را پایه ریزی کنند، اما دین پایه و اثاث واقعیشان بود .مایا ها، خورشید را می پرستیدند و خود را مردان خورشید می دانستند . انها خدایان دیگری نیز داشتند که بر ترین انها " خدای باران " بود .

    مایا ها در جشنها و مراسم خود ماسک حیوانات به چهره می گذاشتند و خود را مانند جانوران مختلف می‌آراستند و با خواندن سرودهایی به پایکوبی می پرداختند .

     

    باورهای پیچیده

    درک دیدگاه مایاها درباره هستی ، برای ذهن مغرب زمینی دشوار است . مایاها در اساس باور داشتند که دو بُعد یا دو دنیا وجود دارد : دنیایی دیگر که مخصوص خدایان است ، و دنیای انسانها . این دو دنیا در سه حوزه ظاهر می شدند : 1 - اسمانها یا دنیای بالایی که مسکن خدایان اسمانی بود ، 2 - زمین یا دنیای میانی که مسکن مایا ها بود و 3- دنیای زیرین که " زیبالبا " نیز خوانده می شد و مسکن خدایان زیرزمینی و روح انسانهای مرده بود. قلمرو اسمانی شامل سیزده طبقه بود ، قلمرو زیرزمینی نُه طبقه داشت ، فرمانروایی هر یک از طبقات بر عهده یکی از خدایان بود ، ولی خدایان دیگری نیز ساکن ان بودند . به عبارت دیگر قلمرو خدایان نیز دارای همان نظام سلسله مراتبی و درجه بندی قلمروی انسانهاست .

     

    نوشته ها و حروف تصویری مایاها

    سیستم نوشتاری استادانه ای توسط مایا ها برای انتقال علم به نسلهای بعدی مورد استفاده قرار میگرفت البته کسی تا کنون طریقه خواندن خط مایاها را کشف نکرده است. سیستم نوشتاری مایاها از نوشته ها و حکاکی هایی بر روی تخته سنگها و چوب تشکیل میشد. آنها همچنین از این نوشته ها در معماری و ساخت بناها و ساختمانهای خود استفاده میبردند.

     

    نگاهی به مراسم عروس باران

    ماههاست که قطره ای باران از آسمان فرو نریخته و مزارع ذرت در حال نابودی است ، زمین تشنه و خشک است . دعاهای مردم به نتیجه نمی رسد . کاهنان معبد بزرگ می گویند که خدای باران - یوم چاک - از انها راضی نیست . باید هدیه ای تقدیم او کنند تا شادمان شود و ابرها را فرمان دهد از هر سو بیایند و ببارند !

     

    علوم مایاها:

    "مایا"ها تقویمی بسیار دقیقی داشتند که تا 400 میلیون سال را بصورت دقیق محاسبه کرده بودند که حتی امروز هم برای دانشمندان بصورت یک راز باقی مانده . انها منجمان و ستاره شناسان بی همتائی نیز بودند که در کار خود بسیار خبره نشان میدادند . این قوم اطلاعات زیادی از سیارات و بخصوص از اورانوس و نپتون داشتند . همچنین یکی از شگفت انگیز ترین رصد خانه های جهان به نام چی چن که بسیار شبیه به رصد خانه های امروزی است از این قوم به جا مانده است آنها همچنین در ریاضیات نیز خبره بودند. مثلا این که آنهااز وجود صفر باخبر بوده اند همچنین به سیستم اعشاری,لگاریتم و دیگر محاسبات ریاضی اشنا بوده اند . اجازه دهید یک نگاه کلی به شهرهای مایا بیندازیم . شهرهای انها با جلال و جبروت, تمیز و مرتب بوده است . میادین و چهارراه های انها وسیع و سطح خیابانها یا سنگفرش بوده و یا با ماده سفید سیمان مانندی پوشیده شده بود . معابد انها مزین به تصاویر عظیم موجودات عجیب و باغچه ها و اب نماهای زیبا در همه جا بچشم میخورد. یک سیستم فاضلاب بهداشتی تما شهر را در بر گرفته همچنین جاده ای به طول 100 کیلومتر از کوبا به یاکزونا که با سیمان پوشیده شده و طرفین ان نرده کشی شده بود و تماما از یک منطقه صعب العبور باتلاقی گذشته است . سئوال این است که " مایاها که از چرخ استفاده نمیکردند و هیچ گاری و یا وسیله چرخداری در شهر انها نبوده این جاده ها را برای چه احداث کردند.؟" .

     

    دوره های تاریخی تمدن مایا ها:

     

    1000 سال قبل از میلاد

    روستاهای کوچک کشاورزنشین مایاها ، مذهب و فنون و صناعت تمدنهای اولمک، ژآپوتک و تئوتی واکان متعلق به آمریکای مرکزی، را از طریق تجارت و جنگ، تاثیر پذیرفتند و آن را توسعه دادند.

     

    292 میلادی

    فرهنگ قدیمی مایاها شروع به رونق یافتن می کند. شهرها با ساختمانهای سنگی مخصوص جشنها در روی زمینهای کشاورزی روستاهای قدیمی ساخته شدند. اولین کتیبه مایاها در سال 292 میلادی روی بنای یادبودی قرارداشت که در شهر تیکال، گواتمالا، پیدا شد.

     

    600

    سال 600 فرهنگ قدیمی مایاها در اوج خود قرار دارد. کشیشهای قدرتمند و حاکمان نیرومند، به نواحی شهری مثل کوپان و پالنگ کی تسلط پیدا می کنند. آنها معابد و قصرهای بسیار زیبایی می سازند و دستاوردهای خود را روی سنگهای یادبود می نویسند.

     

    800

    کار ساخت ساختمانها و کتیبه ها در بسیاری از شهرهای مایا از قبیل واکساکتوم، زولتان و زامانتوم متوقف می گردد. این امر بیانگر سقوط قدرت کشیشها و حاکمان می باشد.

     

    900

    بسیاری از نواحی شهری گواتمالا، شامل کریگ، تیکال و پلانگ کی، تخلیه می شوند. شهرهای جدید مایایی شامل اوسمال، مایاپان و چیچن ایتزا در شبه جزیره یوکاتان در مکزیک دستخوش نابودی نشدند. اما این مراکز در زمینه آموزش و هنر، به پای زمینهای پست قدیمی، نمی رسیدند.

     

    1000

    شهرهای مایایی چیچن ایتزا بوسیله تولتکهای مهاجم تسخیر شده و گسترش پیدا می کنند.

     

    1401 ـ 1200

    شهر مایاپان که دارای حصاردیواری بود. پایتخت شهرهای مایا می باشد. این شهر یک مرکز تجاری مهم محسوب می شود.

     

    1502

    کریستف کلمب کاشف، در سفر چهارم خود به آمریکا ، تجار مایایی را روی جزایر دور از هندوراس می بیند. آنها از دانه های کاکائو ، به عنوان پول استفاده می کردند.

     

    1520

    فاتحان اسپانیایی با مایاها روبرو می شوند، که در شهرهای کوچکی که توسط رئیسهای کوچک اداره می شد، زندگی می کردند. این شهرها در شبه جزیره یوکاتان قرار دارد.

     

    تا قبل از سال 900 میلادی تمدن مایایی در سرزمینهای پست، گواتمالای امروز، رو به زوال رفت. نواحی شهری تحلیه شدند و مجسمه های سنگی و عبادتگاههای جدید ساخته نشد. هیچ کس نمی داند علت ترک آن شهرهای زیبا توسط مایاها با آن سرعت چه بود.

     

    چگونگی انقراض تمدن مایا:

    زمین لرزه یا بیماری؟

    برخی از کارشناسان معتقدند که شهرهای مایاها بر اثر یک زلزله عظیم، ویران شدند. از طرفی، ویرانه های موجود، هیچ مدرکی را که دلیل بر وقوع چنین فاجعه ای باشد، نشان نمی دهند. برخی نیز بر این باورند که مایاها، بر اثر شیوع مالاریا یا تب زرد، از شهرهاشان گریختند. اما ظاهرا هیچ یک از این دو بیماری، تا قبل از فتح آمریکا توسط اسپانیا، در آنجا وجود نداشته است. از طرفی اگر مایاها قبل از اشغال آمریکا توسط اسپانیا، دچار تب زرد شده بودند، بطور طبیعی در برابر شیوع مجدد آن در قرن 17م، مصونینت بیشتری می داشتند.

     

    بحران کشاورزی

    صاحب نظران دیگر معتقد هستند که زوال ناگهانی این تمدن، احتمالا در اثر نابودی و سوزاندن مزارع کشاورزی حادث شده است. زارعین باستانی آمریکایی درختها را قطع کردند و بعد کنده آنها را سوزاندند تا به زمین کشاورزی بیشتری برای کشت ذرت دست پیدا کنند. اما زمینهایی که به این شکل بوجود بیایند، به تدریج حاصلخیزی خود را از دست می دهند و زارعین مجبورند همین کار را در جایی دیگری تکرار کنند. روش کشاورزی سوزاندن درختان، علت مهاجرت مداوم قبایل قدیمی را توضیح می دهد، اما کاملا سرنوشت مایاها را روشن نمی کند. بعضی از شهرهای متروک مایاها در نواحی که سکنه کشاورز آن، مزارع خود را پس از برداشت محصول آتش می زدند، قرار نداشتند. بعنوان مثال شهر کوپلن، در منطقه حاصلخیز دره اطراف رودخانه قرارداشت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    تقویم مایا

     

    تقویم مایاها یکی از تنها تقویم هایی است که هم بسیار پیچیده و مبهم است هم بسیار دقیق و اعجاب آور و نشان از دقت و آگاهیشان نسبت به آسمان است . یکی از دوره هایی که آن ها به طور مرموز محاسبه کرده بودند دوره 260 روزه بوده است . همچنین در تقویمشان دوره های 365 روزه را هم پی می گرفتند . برای فهم بهتر تقویم مایا ها باید ترکیب های آن را مشخص کنیم برای محاسبه سالیانه روزها تعداد کل بر عدد 365 قرار می گرفت و از طریق توالی 18 فاصله زمانی 20 روزه، به 5 روز ویژه که در انتها اضافه می شد ختم می شد عدد 20 اساس طرح شمارشی بین ساکنان امریکای مرکزی بود ؛ همان طور که عدد 10 اصل زیربنایی نظام دهدهی ماست احتمالا عدد بیست از شمارش انگشتان دست و پای انسان گرفته شده است در هر صورت مایا این چرخه 365 روزه را ها آب می نامیدند .

    همان طور که ما برای خود مبدا شمارشی قرار داده ایم سال مایا ها نیز از تاریخی شمارش می شد که اهمیت مذهبی و آفرینش کیهانی داشته است نقطه آغازین تاریخ مایا در سال 3113 قبل از میلاد بوده است . مایا ها همچنین با ثبت های دقیقی حرکات ماه را پیگیری می کردند اما به نظر نمی رسد که این ثبت ها اساس تقویم قمری باشد . اما تنها چرخه ای که هیچ تمدنی غیر از مایا استفاده نکرده اند چرخه 260 روزه می باشد انگیزه ای که در ورای آن وجود دارد اسرارآمیز است . البته در این باره تعابیری وجود دارد احتمال دارد که این فاصله با 260 روز بین ماه مه و اوت و عبور های سمت الراسی خورشید مرتبط باشد . نظریه بعدی می گوید ارتباط این 260 روز با یک و یک دوم زمان 173 روزه بین فصل های گرفتگی ها و یا یک سوم زمان 780 روزه که دوره زمانی بین چرخه های مریخ است و یا عدد تقریبی روزهای مابین اولین و آخرین طلوع ناهید به عنوان ستاره بامدادی و شامگاهی ( 263 ) ، که البته شواهد به دست آمده نشان می دهد نظریه آخر احتمالا درست باشد . فلوید لونسبری متخصص حروف مایا نشان داده است که سیستمی پیچیده تر از شمارش نمادین و بازتاب چرخه ای در هسته ستاره شناسی و تقویم نگاری مایا نهفته است که بسیاری از ترکیب های آن ریشه در آسمان دارند . موارد بسیاری از تقویم مایا به دست آمده مثلا آن ها در مورد قطب های خورشید اطلاع داشته اند ! و بر همین اساس محاسبه کرده بودند که هر 18000 سال قطب های خورشید دارای فعل و انفعالاتی می شود که بر روی موجودات زمین اثر می گذارد . آن ها می دانسته اند که زمین گرد است و این زمین است که به دور خورشید می گردد . آن ها از سیاره نپتون و اورانوس هم با خبر بوده اند !! و در استرلاب هایشان این سیارات را نیز رسم کرده اند ( این سیارات در آسمان تنها با چشم مسلح قابل رویتند و در قرن 19 و 18 میلادی کشف شده اند ) برای آن ها اعداد 20 ، 18 ، 13 و 260 مقدس بوده و در پیشگویی های کیهانی از آن استفاده می کرده اند . در تمدن مایا چیزی که بیش از هر مساله ای مورد بحث است ناپدید شدن ناگهانی آن هاست و این مشخص شده در طی زمان کوتاهی همه چیز را رها کرده اند . عده ای از آن ها به کوه های دسترسی ناپذیر آند مهاجرت کرده  و پس از آن به طور ناگهانی محو گشته اند . تمدن های امریکای مرکزی به خصوص مایا ها اسرار حل ناشده ای دارد که نمی توان پاسخ قانع کننده ای به آن ها داد ، جز اینکه گذشتگان چیزی فرای تصور ما بوده اند ..

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    قوم مایا

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    آثار به‌جای مانده از شهر تاریخی اوکسمال که در سده هشتم میلادی در اوج شکوفایی بود. بیش‌تر این بناها پس از متروکه شدن در دل جنگل‌های انبوه پوشیده شدند و در قرن بیستم بیش‌تر آن‌ها از میان جنگل‌های یوکاتان در کشور مکزیک و گواتمالا بیرون آورده شد.

     

    مایا نام گروهی از اقوام سرخ‌پوست[۱] در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی و نام تمدنی[۲] قدیمی در همین منطقه‌است. مایاها که از مشهورترین قبایل سرخپوست بودند معمولا شهرهایشان را در دل جنگل‌های بارانی می‌ساختند. حوزه زندگی و فعالیت مایاها حدود جنوبی کشور مکزیک و نیز سرتاسر گواتمالا و السالوادر را شامل می‌شد.[۳] قوم مایا از جمله تمدن‌های بسیار پیشرفته آمریکای مرکزی بوده که دست‌آوردهای آن در هنر، معماری، نجوم و ریاضیات بسیار چشمگیر بود.[۴] هم اکنون نیز گروه‌هایی از اقوام مایا در مکزیک و گواتمالا بسر می‌برند.[۵] مایاها با بهره‌گیری از تمدن‌های گذشته خود نظیر اولمک توانستند[۶] در خلال سالهای۲۵۰ تا۹۰۰ پس از میلاد تمدنی عظیم را در امریکای مرکزی پایه‌گذاری نمایند.[۷] این قوم که به گویش‌های متعدد زبان مایایی تکلم می‌کردند.[۸] از معدود اقوام سرخپوست امریکای مرکزی بودند که سیستم نگارش و خط داشتند.[۹] تمدن مایا بدست اقوام مجاور ضعیف شده و سرانجام با با هجوم اسپانیایی‌ها از میان رفت. ازمهم‌ترین مسائل پیرامون نام مایا در جهان امروز افسانه پایان جهان درسال ۲۰۱۲ است که حسب پیشگویی‌های مایاهای قدیم جهان در آن روز پایان می‌پذیرد. این پدیده که به پدیده پایان جهان مشهور شده‌است با نزدیک شدن به سال موردنظر بر دامنه شیوع آن افزوده می‌شود. روز واقعه که بیست و یکم دسامبر ۲۰۱۲ است برابر شب یلدای سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی خواهد بود.[۱۰] در همین زمان شایعه مبنی بر برخورد یک جرم غول‌پیکر به زمین در سال ۲۰۱۲ موجی از واکنش هارا بدنبال داشت. در نهایت موسسه SETI که کار پژوهش بر این امر را دنبال می‌نمود این مسئله را رد کرد.[۱۱] دربارهٔ این موضوع فیلم‌هایی نیز در هالیوود ساخته شده که از آن به فیلم ۲۰۱۲ [۱۲] به کارگردانی رولند امریش اشاره نمود. همچنین درباره مردم مایا فیلم پرفروش دیگری به کارگردانی مل گیبسون در سال ۲۰۰۶ ساخته شد بنام آپوکالیپتو یا آخرالزمان که در آن دوران افول مایاها و شکست‌هایشان برابر قوم آزتک به تصویر کشیده شده‌است.[۱۳] جمعیت مایاهای امروزی که از بازماندگان فرمانروایان دوران باستان آمریکای مرکزی می‌باشند حدود هفت میلیون تن است که بیشتر در جنوب مکزیک و نواحی کوهستانی گواتمالا و بلیز بسر می‌برند.[۱۴]

     

    تاریخچه

    مرکز شهر تیکال در اوج قدرت خود در دوران کلاسیک مایا

     

    گمانه زنی درباره زمان ورود مایاها به امریکای مرکزی به حدود قرن دهم پیش از میلاد معطوف می‌شود و نخستین نشانه‌های استقرار و سکونت بومیان در اکتشاف‌های باستان شناسی مربوط به ۲۶۰۰ پیش از میلاد در کشور بلیز تعیین شده‌است.[۱۵] تقویم مایایی به ۳۱۱۴ پیش از میلاد اشاره دارد و البته یک داستان قدیمی پذیرفته شده مایایی نیز حوادث ۱۸۰۰ پیش از میلاد را توصیف کرده‌است. در دوران آغازین پیدایی مایاها آنها از ابتدا از نواحی شمالی آمریکا به سمت جنوب آمدند و با سکونت در ارتفاعات گواتمالا تمدنی عظیم پدید آمد.[۱۶] تاریخ تمدن مایاها به سه دوره پیشاکلاسیک-کلاسیک و پساکلاسیک دسته‌بندی شده‌است.[۱۷]

     

     دوران پیشاکلاسیک

    معبد هرمی کوکولکان در چیچن ایتزا، ساخته شده در قرن یازدهم میلادیمایاها که فاقد سلاح گرم بودند بصورت گسترده به اسارت اسپانیایی‌ها درمی آمدند. گاهی اوقات نیز بطرز فجیعی قتل عام می‌شدند

     

    دوران پیشاکلاسیک تمدن مایا از حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد تا ۲۵۰ میلادی را در بر می‌گیرد.[۱۸] خود این دوره به سه مرحله اولیه میانه و پایانی بخش بندی شده‌است.[۱۹] با آغاز این دوران که با اکتشافات انجام شده به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد باز می‌گردد گرایش به شهرنشینی و زندگی شهری پدید آمد روستاها و شهرهایی ایجاد شد.[۲۰] خط مایایی بوجود آمد و زندگی قدیمی مایایی در اوایل این دوران که مبتنی بر شکار و خوشه چینی بود به زندگی شهری و کشاورزی مبدل گردید.[۲۱] اطلاعات از دوران اولیه زندگی مایاها اندک است اما از دوران میانه که مربوط به چهار سدهٔ پیش از میلاد می‌باشد با توجه به اکتشافات باستان شناسی اطلاعات بیشتری بدست آمده که آمیختگی فرهنگی مایا با تمدن اولمک -از سنت‌های پیشین- را نشان می‌دهد.[۲۲] در مرحله پایانی دوران پیشاکلاسیک مایا بناهای اصلی شهرنشینی پدید آمد، این مرحله تا ۲۵۰ میلادی به طول انجامید.[۲۳] این مرحله پایانی را به واقع آغاز عصر شکوفایی تمدن مایا دانسته‌اند.[۲۴]

      

    دوران کلاسیک تمدن مایا

    مایاها که فاقد سلاح گرم بودند بصورت گسترده به اسارت اسپانیایی‌ها درمی آمدند. گاهی اوقات نیز بطرز فجیعی قتل عام می‌شدند

     

    این مرحله که عصر طلایی مایا محسوب می‌شود، از ۲۵۰ تا۹۰۰ میلادی بود و در آن مایاها به اوج عظمت و درخشش خود رسیدند.دولت-شهر‌های بزرگ پدید آمد و شهرهایی مانند تیکال ساخته شد. در آن دوران تخمین زده می‌شود که نزدیک به دومیلیون تن در محدوده مایانشین بسر می‌بردند که یکصدهزارتن از آنان ساکن شهر تیکال بودند.[۲۵] بیشتر بناهای ساخته شده بجز خانه‌ها و امکانات شهری نظیر آبراهه‌ها به بناهای عظیم و فاخر مذهبی مربوط می‌شد. شهرهای باشکوهی مانند کوپان، چیچن ایتزا، تیکال، تئوتیهواکان و پالنکه در منطقه یوکاتان پدید آمد.[۲۶] در این دوره بکارگیری طلا در مناسبت‌های مذهبی و نیز جهت آرایش و تزیین رایج بوده‌است.[۲۷] دوران درخشش این تمدن که در بکارگیری خطی هیروگلیفی و نیز ریاضیات و معماری به شکوفایی رسیده بود در اواخر این دوره که به دوره طلایی نیز شهرت دارد رو به افول گذارد. مایاها به دلایلی که هنوز کاملا مشخص نیست ناگهان شهرهای بزرگ و باشکوه خود را ترک گفته و بیشتر سرزمین‌های خود را به اقوام نیمه بدوی همسایه خود سپردند.[۲۸] این اضمحلال فرهنگی را گاهی بدلیل شیوع بیماری و یا افزایش بی‌رویه جمعیت و نبود موادغذایی کافی دانسته‌اند.[۲۹] از آن دوره تاریخ مایا وارد مرحله پسا کلاسیک شد.[۳۰]

     

    دوران پساکلاسیک و ورود مهاجمان اروپایی 

    دوران پساکلاسیک تمدن مایا از ۹۰۰ میلادی تا قرن شانزدهم که زمان ورود مهاجمان اسپانیایی بود را دربرمی‌گیرد.[۳۱] مایاها در یکی از سربه‌مهرترین رویدادهای تاریخی به طرز مرموز و ناشناخته‌ای ناگهان تمام سرزمین‌های متمدن و آباد خود را ترک کرده و به کوهستان‌ها پناه بردند. دلیل این کوچ ناگهانی مشخص نیست که چگونه شد که شهرهای باشکوه و عظمت مایاها ناگهان خالی از سکنه شد.[۳۲] فرضیه‌های گوناگونی نظیر شیوع بیماری واگیر یا حملات مهاجمان بدوی و نیز باورهای مذهبی مطرح شده‌است اما هیچ یک تا کنون مورد تایید واقع نشده‌است.[۳۳] اقوام جدیدی آمدند و سرزمین‌های مایاها را تسخیر کردند. شهر بزرگ چیچن ایتزا بدست قوم تولتک که از اقوام نیمه وحشی ساکن ارتفاعات مکزیک بود افتاد.[۳۴] اقوام دیگری نیز فتح سرزمین‌های دیگر مایایی را آغاز کردند و تقریبا تمام ماحصل تمدن مایایی از دست رفت. این روند تا قرن سیزدهم ادامه داشت و در نهایت در قرن سیزدهم مایاها موفق شدند دوباره حاکمیت شهرهای خود را بدست بگیرند.[۳۵] اما با این تفاوت که بجای یک حکومت آن زمان شانزده حکومت کوچک در سرزمین‌های مایا حکومت می‌کردند.[۳۶] فرهنگ مایایی هم به نسبت دوره گذشته بسیار ضعیف تر و کم توان‌تر شده بود و تقریبا زیر سایه تمدن آزتک قرار گرفت و در نهایت بدست اسپانیایی‌های مهاجم تمدن مایا برچیده شد.[۳۷] فتح یوکاتان توسط اسپانیایی از پیروزی بر سایر تمدن‌ها و ملل آمریکایی دشوارتر بود[۳۸] و اگرچه ظرف پنجاه سال پیروز شدند اما حدود یکصدوهفتاد سال طول کشید تا بطور کامل بر این سرزمین‌ها تسلط بیابند.[۳۹] ورود اسپانیایی‌ها در سال ۱۵۱۱ بود و ایتزا آخرین مقاومتی بود که در سال ۱۶۹۷ درهم شکست. در هنگام فتح سرزمین‌های مایا اسپانیایی‌ها با قومی مواجه بودند که دیگر استقلال سیاسی و توان نظامی فوق‌العادهٔ سال‌های گذشته خود را نداشتند اما به‌شدت در برابر متجاوزان اروپایی ایستادگی نشان دادند. به نحوی که هرناندز دکوردوبا کاشف اسپانیایی این سرزمین بر اثر زخمی که در نبرد برداشته‌بود جان خود را از دست داد.[۴۰] مایاها مدت‌ها بعنوان رعیت اسپانیا در نواحی کوهستانی زندگی خود را ادامه دادند[۴۱] و هنوز شمار بسیاری از آنان در کشورهای مکزیک، گواتمالا، بلیز و السالوادور بسر می‌برند که سنت فراوانی را از نیاکان متمدن خود در دو هزاره قبل حفظ کرده‌اند. شمار مایاهای امروزی حدود هفت میلیون نفر[۴۲] است که جمعیت زیادی از آنان اسپانیایی زبان شده‌اند.[۴۳]

     

    جامعه در تمدن مایا

    پادشاه مایایی یاکسچیلان بهمراه همسرش در دیوارنگاره‌ای با نقوش برجسته که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. همسر او درحال بریدن زبانش است تا خون خود بر زمین بریزد. این نوعی قربانی غیر جانی برای شاه محسوب میشد.

    مردم‌نگاری مایاهای باستان که در موزه ملی مکزیک نگه‌داری می‌شود.

     

    جامعه مایاها از قبایل به‌هم پیوسته‎ای که در سده‌های پیش از میلاد بتدریج گردهم آمده‌بودند تشکیل می‌شد و فرهنگ در روستاها و شهرها اگرچه با هم در تضاد بود اما وجود نظام شاه-خدایی در این کشور موجب قرابت فرهنگ، زبان و مذهب ساکنان قلمرو مایا شده‌بود که درپی این یک گونهٔ فرهنگی عمومی و کلی در اجتماع مایا‌ها پدید آمد.[۴۴] در نظام مایاها نجیب بودن و طبقه بسیار مهم تلقی می‌شد و هرکس می‌بایست جایگاه خود را از نیاکان به ارث ببرد. شاه در راس همه قرار گرفته و سلسله مراتب نیز بشدت رعایت می‌شد.[۴۵]

     

    نظام سیاسی

    جامعه مایا در دوران پیشاکلاسیک مبتنی بر زندگی قبیله‌ای بود و هر قبیله رئیسی جداگانه داشت که بر فعالیت‌های مذهبی و خانوادگی و تجاری قبیله نظارت می‌کرد.[۴۶] در مرحله پایانی دوران پیشاکلاسیک سیستم نوین حکومتی مبتنی بر حکومت مرکزی در جامعه مایا پدید آمد و آن این بود که مایاها به این نتیجه رسیدند که در یک جامعه شاه بهتر از رئیس می‌تواند به امورات همه مردم رسیدگی کند. شاه واسطهٔ ارتباط خدایان و انسان تلقی می‌شد و کم کم پذیرش نظام شاهی در جامعه مایاها همه‌گیر شد.[۴۷] کاهنان مذهبی این نکته را برای دردست داشتن نفوذ تایید کردند و این باور رایج شد که سرپیچی از فرمان شاه موجب عقوبت خدایی و زمینی خواهد بود. شاهان مایا برای برقراری هرچه بیشتر نظم در قلمرو تحت امر خود به ایجاد نظام طبقات دست زدند و روحانیان و نظامیان را از خویشاوندان خویش برگزیدند.[۴۸]

     

    طبقات اجتماعی

    جامعه مایا در این دوران به دو دسته نخبه و غیر نخبه تقسیم می‌شد.[۴۹] جامعه نخبه که طبقه ثروتمندان بود خود دارای دو رده بود که رده اول مربوط به خاندان شاهی بود و رده دوم رده روحانیان و بازرگانان و جنگجویان حرفه‌ای بشمار می‌آمد. دسته غیر نخبه هم کشاورزان، صنعتگران، شکارچیان و هنرمندان بود. صنعتگران ماهر در این میان مقام و منصبی برتر از سایرین داشتند.[۵۰] در نظام سیاسی مایا گاهی یک زن به صدارت و شاهی می‌رسید و تمام امور را در دست می‌گرفت و این زمانی بود که از خاندان شاهی مردی برای این امر وجود نداشته باشد.[۵۱] پوشش و لباس طبقات با هم متفاوت بود و زنان در هر دو طبقه اگرچه لباس نخی یا دامن و پیراهن گشاد می‌پوشیدند اما گلدوزی‌های متفاوت داشتند. مردان طبقه پایین پوشش رویینه‌شان پارچه‌ای بود که اکس نام داشت اما مردان نخبه از شنلی بنام پاتی استفاده می‌کردند.[۵۲]

     

    نظام برده داری

    در جامعه مایاها برده‌داری رواج داشت و تجارت برده نیز از امور مهم بازرگانی مایاها بود.[۵۳] یک شخص در جامعه مایاها از سه طریق ممکن بود برده شود: یکی اینکه ممکن بود سرپرست یک خانواده فقیر برای امرار معاش بهتر دست‌یابی به مال برای بهبود شرایط زندگی یکی از اعضای خانواده‌اش را به‌عنوان برده بفروشد. دوم اینکه ممکن بود کسی جرم یا جنایتی مرتکب شود و در اینصورت این امکان وجود داشت که با تشخیص مقامات قضایی بعنوان جریمه به بردگی محکوم شود و سوم نیز اشخاصی که بعنوان اسیر جنگی در نبرد با اقوام دیگر گرفته می‌شدند خودبه خود برده محسوب شده و از سوی جنگاوران فروخته می‌شدند. البته اگر اسیر از طبقات بالا و نجیب‌زاده جوامع دشمن بود بجای برده شدن طی مراسمی با احترامی ویژه کشته می‌شد که کشتن آنها نوعی مراسم قربانی برای خدایان دانسته شده‌است.[۵۴] که البته با روش آزتک‌ها در قربانی کاملا متفاوت بوده‌است.

     

    نظام خانوادگی

    در جامعه مایا کوچکترین واحد اجتماعی خانواده محسوب می‌شد که از پدر و مادر و فرزندان و نیز بردگان تشکیل می‌شد. در میان مایا هر خانواده به نوبه خود در میان خانواده‌ای بزرگتر قرار داشت که خانه هایشان را گرداگرد یکدیگر در یک حیاط مشترک می‌ساختند.[۵۵] ازدواج برپایه منصب بود و پدر دختر در سن پایین داماد را از طریق دلالانی که حرفه‌شان پیداکردن همسر و نامزد مناسب در میان طبقات مختلف برای دختران بود، پیدا می‌کرد.تعدد زوجات تنها برای طبقه نخبه مجاز بود و مراسم ازدواج تقریبا بدور از تشریفات و دخالت روحانیان انجام می‌گرفت.[۵۶]

     

    هنر مایایی

    کاسه قدیمی مایایی مربوط به دوران کلاسیک که در هندوراس بدست آمده‌است

    نقاشی روی سفال.

    مجسمه سفال زن مایایی.

     

    گاهی هنر مایاها در دوران کلاسیک یا عصر طلایی شان را برترین و زیباترین مکتب هنری جهان باستان دانسته‌اند.[۵۷] هنر مایایی اگرچه از سنت‌های پیشین نظیر تمدن اولمک بهره می‌برد اما خلاقیت‌هایی که در درون جامعه مایا پدیدار شد چهره‌ای ویژه و متفاوت از تمام تمدن‌های امریکای باستان به آن بخشید. آن‌ها باورهای خود را درارهٔ خدایان از راه خلق آثار هنری بروز می‌دادند.معماری، نقاشی، مجسمه‌سازی، سفالگری از مهم ترین و برجسته ترین هنرهای مایایی بود.[۵۸]

     

    معماری

    آثار معماری مایاها که تا به امروز بجای مانده عمدتا مبتنی بر ساخت منازل شهری و روستایی، کاخ‌های شاهی و معابد و هرم‌های مذهبی- عبادی و سامانه‌های شهری مانند کانال هاو مخازن آب[۵۹] راه‌های شهری و بین شهری می‌شد.[۶۰] خیابان‌ها عمدتا بصورت سنگفرش بودند و برای طراحی شهر مهندسان امر ابتدا نقشه شهر را طراحی کرده و سپس نظر مساعد شاه را می‌گرفتند.[۶۱] معمولا ساختمان‌های مذهبی مایاها که بصورت هرم بود با مذهب و ایدئولوژی و نیز با گاهشماری مایایی در ارتباط بود.[۶۲] پلکان در معماری جایگاه ویژه‌ای داشت و در همه آثار بگونه‌ای بچشم می‌آید. در نمای ساختمان از موزاییک و انواع رنگ استفاده می‌شد[۶۳] و بکارگیری نقوش و تصویر‌های مختلف در درون اتاق‌ها یا راهروها و نمای خارجی ساختمان‌های فاخر ویژگی دیگر معماری آمریکای مرکزی در عصر طلایی مایاها بود.[۶۴] مصالح ساختمانی اصلی در معماری مایاها را سنگ آهک تشکیل می‌داد که عمده آثار مایایی از سنگ آهک درست شده‌اند.[۶۵]

     

    نقاشی

    نقاشی از دیگر جنبه‌های تمدن مایایی بود که شیوه آن تا به امروز نیز میان جوامع مایایی برجای مانده است.[۶۶] نقاشی‌ها بیشتر بر روی پارچه و دیواره‌ها صورت می‌گرفت که گاهی با گچبری نیز توام می‌شد.[۶۷] رنگ آبی نیلی میان مایاها جنبه الوهیت داشت و رنگی که در نقاشی‌های خود استفاده می‌کردند از نوع ماندگار آن بود که تجزیه نشده و از بین نمی‌رفت. رنگی که بر روی پارچه بکار می‌بردند طی فرآیندی پیچیده و شیمیایی بدست می‌آمد و امروزه پژوهشگران از طریق آزمایش‌های شیمیایی به روش باثبات کردن این رنگ‌ها پی برده‌اند که هنوز نیز پس از گذشت قرن‌ها ماندگاری و درخشندگی خود را حفظ کرده‌اند.[۶۸]

     

    سایرهنرهای تجسمی

    از سایر هنرهای تجسمی مایاها می‌توان سفالگری را که از ویگی‌های بارز هنرمایایی است برشمرد.[۶۹] در خلال دوران کلاسیک مایاها شروع به تولید آثار سفالی چندرنگی کردند که بیشتر جنبه تزئینی داشت تا کاربرد روزانه. این سفالینه‌ها که عمدتا بگونه جام یا کاسه و یا مجسمه‌های سفال هستند رنگ‌آمیزی شده و دارای نقش‌ها و طرح‌هایی هستند که نمادهایی اساطیری و ایدئولوژیک را از باورهایی قوم مایا ارائه می‌کند.[۷۰] رنگ آبی سفال‌ها نشان از کاربرد آن در امور مذهبی را دارد.[۷۱] نقاشی‌های رمزگونه‌ای بر روی بیشتر سفالینه‌های بدست آمدهٔ مایایی دیده می‌شود که گاهی با کنده‌کاری همراه هستند. رنگ آمیزی سفالینه‌ها گاهی پیش از پختن آن انجام می‌گرفت و گاهی پس از آن. از آنجایی که مایاها چرخ سفالگری نداشته‌اند با صرف وقت زیاد با نوک انگشتان تکه‌های گل را تبدیل به کاسه یا کوزه می‌کردند. روش کار آن‌ها از لوله کردن گل و دادن شکل مارپیچ به آن‌ها بوده‌است.[۷۲] دوره زمانی سفالینه‌های بدست آمده از مایا‌ها به حدفاصل قرن ششم پیش از میلاد تا قرن نهم میلادی مربوط می‌شود.[۷۳] بجز سفالگری پیکرتراشی مایاها نیز از دیگر جنبه‌های هنری تمدن مورد نظر است. مجسمه‌هایی که در دوره مایاها ساخته شده بیشتر مجسمه شاهان و یا خدایان و موجودات مافوق بشری را شامل می‌شود. برخی از این مجسمه‌ها سنگ یشم سبز که جنبه قدسی داشته ساخته شده‌بودند و کشف میزان زیادی از محصولات یشم در کنار گورهای بزرگان مایا موید این نکته می‌باشد.[۷۴] تندیس‌های مایا‌ها معمولا بصورت نیم تنه و نشسته و به ندرت ایستاده‌اند و در سردر سراها و نمای ساختمان‌ها معمولا بچشم می‌خورند.[۷۵]

    زبان و ادبیات

    سنگ نوشته‌ای به خط مایایی که در شهر پالنکه کشف شده است.

    سوزاندن متون کهن مایا توسط کلیسای کاتولیک و تاثر مایاها از این حادثه.

    نسخه‌ای از کتاب اساطیری چیلام بالام به خط و زبان مایایی.

     

    مایاها را از آن جهت پیشرفته‌ترین قوم در امریکای باستان می‌دانند که بهتر از سایرین توانستند زبان خود را مکتوب کرده و خط را بکار برند.[۷۶] مایاها به زبان مایایی تکلم می‌کردند که زبانی التصاقی از شاخه زبان‌های بومی امریکا محسوب می‌شود. زبان مایایی قدیم بعدها به چندین گویش متعدد تقسیم شد که آنها امروز گروه زبان‌های مایایی را تشکیل می‌دهد که در آمریکای مرکزی هنوز هم گویشورانی دارد.[۷۷] در گذشته تفاوت‌های لهجه ای اقوام مایایی تبار به حدی بود که گاه سخن یکدیگر را درک نمی‌کردند. این تفاوت‌ها تا به امروز نیز پابرجا مانده‌است. این ممکن است که مایاها ایده نوشتن زبان را از اولمک‌ها فراگرفته باشند اما خط آنها هیچ شباهتی به سیستم نوشتاری اولمک نداشت.[۷۸] خط مایایی نوعی خط هیروگلیفی[۷۹] بود که آغاز بکارگیری و ابداع آن به سده ششم پیش از میلاد باز می‌گردد.[۸۰] مایاها خط خود را برای امور مذهبی و سرشماری درآمد و مالیات‌های عمومی، مراسم و مناسک مذهبی و تحریر و تالیف کتاب‌هایی که دانش و علوم را حفظ می‌نمود بکار می‌بردند.[۸۱] آموزش خط نوشتاری نیز میان طبقه نخبگان رایج بود. رمزگشایی علائم نوشتاری مایاها تا حد زیادی سخت و دشوار است و هنوز هم تمامی متون نوشته شده مایا به‌خوبی خوانده و درک نشده‌اند. یکی از این مشکلات تغییر زبان و لهجه مایاها و واژه‌پذیری فراوان از زبان اسپانیایی است.[۸۲] مایاها ساخت کاغذهای الیافی را دنبال می‌کردند و بیش از هزار جلد کتاب آکاردئونی شکل تالیف کرده‌بودند که موضوعاتی مانند تاریخ قوم مایا، نظام اعتقادی، ستاره شناسی و پیشگویی، ریاضیات، طب و گاهشماری را در بر می‌گرفت. این کتاب‌ها تقریبا همگی بدست کشیش‌های اسپانیایی سوزانده شدند.[۸۳] یکی از این کشیش‌ها بنام اسقف دیگو دلاندا که عامل اصلی از دست رفتن آثار مکتوب قدیمی مایا بود سوزاندن کتاب‌های مایاها را این‌گونه توصیف کرده‌است:

    «این مردمان در عین حال با استفاده از نشانه‌ها و حروف مشخص کتاب‌هایی نوشته و در آن‌ها امور باستانی و دانش کهن خویش را توصیف نموده بودند... آنها این نوشتارها را درک می‌کردند و به دیگران نیز می‌فهمانیدند و آموزش می‌دادند. ما تعداد بسیار زیادی از این کتاب‌ها را یافتیم و چون مشاهده کردیم در میان آن‌ها چیزی جز خرافات و دروغ‌های شیطانی وجود ندارد همه را سوزاندیم که به شکل حیرت آوری باعث تاثر و افسوس آن‌ها شد و دست آخر همه آن‌ها را پریشان و محنت‌زده کرد.[۸۴] »

    از میان کتاب‌هایی که کشیش لاندا دستور امحا آن‌ها را صادر کرده بود سه کتاب به شکل شگفت انگیزی از شعله‌های آتش در امان ماندند. یکی از این کتاب‌ها که در کتابخانه‌ای در درسدن آلمان نگه‌داری می‌شود و به نسخه درسدن مشهور است اطلاعات جامعی از ریاضیات و ستاره شناسی در درون خود دارد. کتاب دیگر که در اسپانیا کشف شد مربوط به طالع بینی است و نوشتار آخرین پرسیانوس نام دارد که در پاریس از صندوقی بی‌نام و نشان بیرون کشیده‌شد و مربوط اساطیر و عقاید مذهبی مایاهای باستان است.[۸۵] پس از این حادثه دوباره مایاها به نوشتن آثار خود روی آوردند و کتاب کشیش جاگوار و کتاب پوپول ووه دو مورد از آن‌ها هستند که بیشتر به تاریخ و اساطیر و افسانه‌های مایایی اختصاص دارند. این متن‌های متاخر در قرن شانزدهم نوشته شده‌اند.[۸۶]

     

    باورهای دینی مایا

    تمثال کوکولکان که بصورت نیمه انسان نیمه مار قرار دارد. کوکولکان به زبان مایاها معنای مار بالدار را می‌داد.

    مجسمه چوبی که تصویری خیالی از درخت مرکزی یا واکاه چان ارائه می‌کند.

     

    سبک تفکر مذهبی مایاها کاملا از عقاید مذهبی جهان قدیم متفاوت بود. بیشتر متون قدیمی این دین از میان رفته و برای همین شناخت ایدئولوژی مایاهای قدیم سخت و تا انداز زیادی مبتنی بر حدس و گمان است.دین در جامعه مایا عامل متحد کننده محسوب می‌شد و همه طبقات از پادشاه تا بردگان همگی درگیر یک دین بودند.[۸۷] حکومت ها, همیشه مذهبی و دین‌گستر بودند و برای همین سرپیچی از باورهای دینی یا بدعت در آن خشم حاکمان را بر می‌انگیخت. دین اگرچه تمام مسائل زندگی مایا را در برمی‌گرفت اما به‌همان اندازه هم عرفانی بود و به مسائل معنوی می‌پرداخت. مذهب سنتی مایا خدایان متعددی داشت و هرخدا نیز یک همزاد غیر همجنس به‌عنوان همدم برای خود داشت که پس از مرگ او را در زیبالبا یا دنیای زیرین پذیرا می‌شد تا زمانی که دوباره زنده شده و به آسمان بازگردد.[۸۸] هنوز نیز گروه‌هایی از مردم مایایی‌تبار ساکن هندوراس, گواتمالا و مکزیک به باورهای قدیمی مایایی معتقدند و مذهب فاتحان اروپایی خود را به‌طور کامل نپذیرفته‌اند.[۸۹]

     

    جهان بینی مایاها

    در مذهب مایاها جهان دو بعد خدایی و انسانی داشت که در سه حوزه ضرب می‌شدند و آن سه حوزه جهان آسمانی, جهان زمینی و جهان زیرزمینی را شامل می‌شد. دنیای زیرزمینی که زیبالبا نامیده می‌شد[۹۰] دنیای خدایان زیرزمینی و مکان استقرار روان‌های درگذشتگان بود.[۹۱]. قلمرو آسمانی سیزده طبقه و قلمرو زیرزمینی نه طبقه داشت, هریک از این طبقات قلمرو فرمانروایی یکی از خدایان بشمار می‌رفت. شناخت مناسک مذهبی مایاها کاملا میسر نشده و این بدلیل از میان رفتن بخش عظیمی از منابع مایایی و نیز تغییر مذهب اکثریت جامعه مایاها به مسیحیت است. ارتباط اصلی خدایان با یکدیگر از راه درخت مرکزی بنام واکاه چان امکان‌پذیر بود.[۹۲] این درخت که ریشه‌اش در دنیای زیر زمینی تنه‌اش در دنیای زمینی و شاخه‌هایش به دنیای آسمانی می‌رسید.[۹۳] خون قربانیان یا نذر‌هایی که نزد پادشاه درخاک ریخته می‌شد را از طریق ریشه‌هایش جذب و در سراسر گیتی انتشار می‌داد.[۹۴]

     

    خدایان آیینی

    درک چیستی خدایان مایایی هم مانند درک آنان از جهان پیچیده‌است و برای ذهن انسان‌های غربی ناآشنا می‌نماید.[۹۵] خدایان مایایی می‌توانستند شکل ظاهر و سرشت خود را تغییر دهند و دلیل ایجاد آثار گوناگون هنری نیز همین است که مایاها می‌توانستند هر صورتی برای خدایان خود متصور شوند و آن‌ها را مجسم سازند. باستان شناسان مطرح می‌کنند بزرگترین خدای مایا ایتزامنا نام داشته‌است.[۹۶] همین خدا دوشکل دیگر نیز داشته‌است که آن یکی هوناب کئو[۹۷] به معنی نخستین خدای زنده و دیگری کوکولکان بمعنی مار بالدار بود.[۹۸] باور مایاها این بود که خدای اصلی خود را به‌صورت کهکشان راه شیری نیز نشان داده و سرپرست و آفریدگار جهان است و بر همه خدایان سرپرستی می‌کند.[۹۹] کینیچ آهائو خدای خورشید [۱۰۰] و هوناهپو خدای ناهید[۱۰۱] بودند که این دوخدا معمولا بر سر روز و شب با هم در کشمکش قرار داشتند. برای کشاورزان دو خدا بنام‌های یوم کاکس[۱۰۲] که خدای ذرت بود وجود داشت و یکی هم چاک که خدای باران بود. چاک که بیشتر با چهرهٔ خزنده‌ای با دندان‌های شبیه مار تصویر می‌شد چهار رنگ متفاوت داشت که به جهات جغرافیایی شمال, جنوب, شرق, غرب باز می‌گشت و برای هرکدام به رنگ سفید, زرد, سرخ, سیاه در می‌آمد.[۱۰۳] خدای ویژه و مورد احترام زنان ایکس چل[۱۰۴] نامیده می‌شد که مسئول تولد نوزادان شفادادن به بیماران و پیشگویی بود.[۱۰۵]

     

    ارتباط با جهان معنوی

    همچنین به باور مایاها هر انسانی همزادی داشت که بصورت روح ظاهر می‌شد و با خدایان نشست و برخاست داشت و می‌توانست زندگی افراد را تحت تاثیر قرار بدهد. انسان‌ها می‌توانستند از راه دعا و مناسک دینی و نیز مصرف داروهای روانگردان با آنها ارتباط برقرار کنند.[۱۰۶] این همزادان که بیشتر به دنیای زیزمینی مربوط می‌شدند عامل پیوند فرد با جامعه مردگان نیز محسوب می‌شدند که این به دنیای زیرزمینی ارتباط داشت و فرد نیاز داشت برای این کار به محل‌هایی ویژه مثل غارهای تاریک برود. به‌باور مایاهای قدیم از راه مکاشفات و مصرف مواد روانگردان نیز می‌شد با دنیای خدایان متصل شد و پند و اندرز گرفت.پیشگویان دینی برای پیشگویی‌های خود غیر از ستاره شناسی به این روش نیز روی می‌آوردند.[۱۰۷]

     

    ریاضیات مایاها

    اعداد در سیستم عددی مایاها

    مایاها ظاهرا ریاضیات را تا میزانی از اقوام اولمک فراگرفته بودند. آنها احتمالا نخستین قومی در جهان بودند که موفق به کشف عدد صفر شدند.[۱۰۸] این اتفاق در حدود سال ۳۶ پیش از میلاد افتاد[۱۰۹] و ششصد سال بعد بود که هندی‌ها به راز صفر پی برده و از طریق مسلمانان آن را به اروپایی‌ها رساندند.[۱۱۰] نماد صفر در تحریر اعداد مایایی بصورت یک گوش ماهی بود که شکل آن ترسیم می‌شد.[۱۱۱] نظام شمارشی مایاها نیز برخلاف نظام متداول امروز جهان که دهگانی است یک نظام بیستگانی بود[۱۱۲] مایا‌ها برای هر عدد یک نقطه می‌گذاشتند که بصورت افقی بود و هرگاه این اعداد شمارشان به پنج نقطه (یعنی عدد پنج) می‌رسید بجای پنج نقطه یک خط عمودی می‌کشیدند و برای اعداد بالاتر مانند شش, هفت و سایر بالای خط افقی یک یا دونقطه یا بیشتر می‌گذاردند.[۱۱۳] به این ترتیب عدد ده در نوشتار مایا دوخط افقی روی هم بود و برای یازده کافی بود یک نقطه بالای آن می‌گذاشتند.[۱۱۴] نوشتن اعداد از انتها بود و هر بار استفاده از صفر برابر یک قطه بیست شماه آن را بالا می‌برد.[۱۱۵] چنان که در نظام ریاضی رایج امروزی صفر جلوی یک ده بار آنرا افزایش می‌دهد. چون خط نوشتاری مایاها هیروگلیف بود و نشان‌های تصویری داشت گاهی کاتبان برای نوشتن صفر یا نقطه یا خط از نمادهای تصویری دیگری استفاده می‌کردند تا بر زیبایی اثر نوشتاری خود که معمولا بصورت کنده کاری بود بیفزایند و آنرا هنری تر جلوه دهند.[۱۱۶] همین امر موجب دشواری در دریافت برخی از داده‌های آماری مایاهای قدیم شده‌است. سیستم جمع و تفریق مایا‌ها هم شبیه سیستم‌های متداول امروزی بود اما آنها نمادهای چهارعمل اصلی را اینگونه بکار نمی‌بردند اما روش محاسبه ایشان تقریبا همین رایج امروز جهان بود:[۱۱۷]

     

    اخترشناسی مایاها

    رصدخانه کراکول واقع در چیچن ایتزا

     

    مایاها آموخته بودند که چگونه از ریاضیات برای ثبت و محاسبه حرکات و تغییرات اجرام سماوی بهره گیری کنند. در یادبود‌ها و دیوارنوشته‌های مایایی آثار و اکتشافات خود را ثبت می‌کردند. بزرگان دینی مایا آموخته بودند که چگونه سال خورشیدی، ماه قمری و حتی حرکتهای سیاره زهره را محاسبه کنند.[۱۱۸] مایاها برای این محاسبه‌ها، ریاضیات ترکیبی را بکار می‌گرفتند و ماهرانه تر از سایر ملتهای آمریکایی باستان، از خط، درجهت ثبت یافته‌های جدید خود بهره می‌بردند.[۱۱۹] آنها در جدول‌هایی قدیمی خسوف و کسوف را ثبت و برای آن‌ها جدول‌های زمانبندی تنظیم کده بودند. آنها برای تنظیم مناسک مذهبی خود نیز از داده‌های ستاره شناسی استفاده می‌کردند.[۱۲۰] مایاها ضمن شناخت خسوف و کسوف محاسبات دقیقی نیز از گردش مسیر سیاره‌های ناهید و بهرام و تا اندازه کمتری عطارد ترسیم کرده بودند. همچنین شواهدی دردست است که مسیر حرکت سیاره مشتری نیز توسط مایاها مشخص شده بوده‌است. مایاها از اخترشناسی برای تنظیم تقویم و هماهنگی مراسم مذهبی طالع بینی, پیشگویی و ثبت دوره سلطنت استفاده می‌کردند. در کراکول چیچن ایتزا یک رصدخانه ی مایایی بدست آمده که یب شباهت به رصدخانه‌های امروزی نیست. ضمن اینکه آنتونی آونی ستاره شناس نظر دارد که مایاها همگی خانه هایشان را بگونه‌ای می‌ساختند که ظاهرا بتوان از پنجره هایشان آسمان را رصد نمود.[۱۲۱] مثلا در شهر اوکسمال همه ساختمان‌ها در یک ردیف و پنجره هایشان به یک سوی مشخص از آسمان از می‌شود. در ناحیه کراکول نیز همه خانه به نحوی ساخته شده بودند که در امتداد سیاره زهره قرار داشتند.[۱۲۲] حیرت بیشتر دانشمندان از این است که این شناخت دقیق مایاها از حرکت اجام آسمانی در شرایطی بود که مایاها ابزار پیشرفته ستاره شناسی ناشته‌اند و سرزمینشان در منطقه‌ای بود که نه ماه از سال بارانی و همیشه ابری بود.[۱۲۳]

     

    گاهشماری مایا

    تاریخ نگاری و ثبت تاریخ در دستگاه شمارش طولانی بروی یک سنگ زرد رنگ

     

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا
    تمدن و خدایان قوم مایا در آمریکا (2)

     

     پالنکه: ایزد خورشید

    در معبد « پالنکهPalenque » ( معبد خورشید ) نیز نقشى دیده مى شود که به ایتسامنا شباهت دارد، و احتمالا ایزد خورشید است. ایتسامنا همچنین بزرگ ترین ایزد مایاهاى یوکاتک بود. «لاس کاساسCasas Las » معتقد است که این ایزد پدر ایزدان و آفریننده بشر و همه چیزها بوده است. وى مظاهر گوناگون با نام هاى مختلف داشته است. وى سرور روز و شب نیز به شمار مى رفت. ایتسامنا دو نام گلیفى نیز دارد. وى ایزد حامى روز « آهاو Ahau »، آخرین و مهم ترین روز از ماه بیست روزه تقویم مایا بود. درباره ایزد خورشید و ایزد بانوى ماه باید گفت که بسیارى از قبایل مایا همچون یوکاتک، « موپانMopan »، لاکاندون، چورتى، کلچى و غیره فکر مى کردند که ایزد خورشید همسر ایزد بانوى ماه است و این دو را به هم ربط داده اند. این دو ایزد درمیان گروه هاى مختلف مایا اسامى متفاوت داشتند. با توجه به منابع موجود فقط مایاهاى تسوتسیل فکر مى کردند خورشید پسر ماه است. مایاهاى یوکاتان، تسلتال و « کانهو بالKanho bal » فکر مى کردند که خسوف و کسوف دعواى زن و شوهرى بین خورشید و ماه است. به همین دلیل در خلال کسوف و خسوف در همه جا طبل مى نواختند و فکر مى کردند با ایجاد سر و صدا مى توانند وضع خورشید و ماه را به حالت همیشگى درآورند. ایزدان خورشید و ماه از خدایان مهم آسمانى بوده اند و روایات بسیارى در مورد این دو ذکر شده است. ایزد خورشید حامى شکارچیان نیز بود. هر دو از اولین ساکنان زمین بودند. همان طور که گذشت ایزد خورشید را یکى از مظاهر ایتسامنا به شمار مى آوردند که سرور روز نیز بود.

     

    ایشچل

    در یوکاتان ایزد بانوى ماه را « ایشچل Ixchel » مى نامیدند و ایزد بانوى زایش و درمانگرى نیز به شمار مى رفت. لاندا مى نویسد که جشنى براى این ایزد بانو در مقام ایزد بانوى درمانگرى برپا مى کردند و روز قبل از جشن رقصى به نام « رقص ماه » برپا مى شد. وى به طور کلى حامى زنان بود. او با دریاچه ها، چشمه ها و مخازن آب زیرزمینى قرابت داشت. وى عناوینى همچون مادر ما، مادر مقدس، مادربزرگ و معشوقه داشت. ایشچل همچنین همسر ایتسامنا نیز محسوب مى شد. وى هر چند نوار سر، از مار، نشانه ایزد بانوان را بر سر دارد، ولى در بعضى از مناطق سرزمین مایا، براى مثال در تاباسکو، اوسوما سینتاى میانه و جزیره « کوسوملCozumel » به عنوان ایزد اصلى پرستیده مى شد. او سرور تولد و صنایع دستى زنانه مثلا بافندگى بود و در این کار مانند « تلاسول تئوتل » و « شوچیکتسال » شریک ایزد بانوى جوان ماه « ایشچه بلیاشIxchebelyax » بود. ایشچل در تصویر نگاشت ها به صورت پیرزنى خشمگین نموده شده که دنیا را با سیل و طوفان خراب مى کند. معمولا وى را همراه با نماد مرگ و ویرانى تصویر کرده اند، ولى به نظر مى رسد که سوى مسالمت آمیز نیز داشته است. چون ایتسامنا، سرور آسمان بود و گاه گاهى به عنوان ایزد خورشید دیده مى شود، به نظر مى رسد که همسر وى، ایشچل، نیز ایزد بانوى ماه بوده است». علاوه بر این ایزدان، این قوم در حدود پنج ایزد ناهید داشت. شش صفحه از تصویر نگاشت در سدن درباره سیاره ناهید است. آیین سیاره ناهید به وسیله روحانیان اجرا مى شد و عامه مردم نقش چندانى در برگزارى آن نداشتند. مایاهاى کلچى و موپان این سیاره را « شولابXulab » مى نامیدند و وى را حامى شکار مى دانستند. گفته شده است که وى حیوانات وحشى را در محوطه حصاردار خاصى نگاه مى داشت و به کسانى که برایش سندروس بلورى مى سوزاندند اجازه مى داد تا آنها را شکار کنند، اما در میان ایزدان شکار مایاهاى یوکاتک نام این سیاره دیده نمى شود. کلچى ها سگى را به ستاره صبح نسبت مى دادند که پشت ایزد خورشید مى دود.

     

    چاک، ایزد باران

    ایزد باران و آذرخش مایا، چاک نام دارد، ومانند همتایش تلالوک در مکزیک مرکزى، یکى از قدیمى ترین ایزدان امریکاى میانى محسوب مى شود. چاک که رد پایش را مى توان در هنر مایاى دوران پیشاکلاسیک ( قرن اول ق. م ) نیز دنبال کرد، هنوز هم در اسطوره هاونیایش هاى اقوام جدید مایا ستایش و پرستش مى شود». در رایش کهن نقش ایزدى دیده مى شود که به نام ایزد بینى دراز شهرت یافته است. بینى این ایزد خرطومى شکل و به طرف پایین خم شده، و از دهانش مانند دهان سرهاى مار هنرمایا، دندان گرازى بیرون زده است. این نقش ایزد باران و سبزى هاست که در مراحل بعد مایاها وى را چاک نامیده اند. شکل هاى مشابه این دو ایزد دیده شده است که مظهر خاصى از آنها را تجسم بخشیده و به وفور بر یادمان ها نقش بسته است. همچنین ایزدى با بینى انحنادار نیز شبیه چاک است که احتمالا ایزد باد یا ایزد آب را تجسم بخشیده است. چاک نیز طبق رسم ایزدان باران از کدوهایش باران مى فرستاد و با تبر خود آذرخش و رعد مى آفرید. تصاویر نماى شمالى معبد راهبه ها پوشیده از نقش این ایزد است. وى از ایزدهائى است که همواره بیشترین هدایا را دریافت کرده است. آیین وى به زمان هاى بسیار کهن باز مى گردد، اما بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد که این آیین محدود به سرزمین هاى پست مایا بوده است. در ارتفاعات گواتمالا و چیاپاس باران را معمولا ایزدان کوه یا زمین مى فرستاده اند. همچنین به نظر مى رسد که چاک در رایش جدید بیش از دیگر ایزدان پرستیده مى شد، حتى در زمان فتح که تمام ایزدان نابود شدند، وجود داشته است. تصاویر وى بیشتر همراه با مارى دیده مى شود. در تصویرنگاشت مادرید، چاک روى مارى نشسته یا سوارى مى کند. مار نیز تجسم کننده باران است. لاندا در مورد چهار چاک که با جهات اصلى و رنگ هاى آن قرابت داشته اند نیز گزارش داده است. چاک در واقع ایزد آب، رعد و برق بود و به سرخپوستان کشاورزى را آموخت. حتى امروز نیز هم چنان که لاندا گزارش کرده است چهار چاک را با همان جهات و رنگ ها قبول دارند. مقر ایزد اصلى باران معمولا در دامنه آسمان بود و چاک هاى زیر دست وى در غارها، جنگل ها و چشمه ها به سر مى بردند. این ایزد نیز در مناطق مختلف سرزمین نام هاى متفاوت داشت. غوک ها و قورباغه ها با چاک قرابت داشتند و مهمانان و موسیقى دان هاى وى به شمار مى رفتند. اسطوره جالبى در این باره میان مایاهاى موپان که در جنوب هندوراس بریتانیا ساکن اند رایج است. مى گویند پسرکى براى چاک کار مى کرد. وى متأسفانه کدوى باران چاک را واژگون ساخت و تقریبا تمام دنیا را آب فرا گرفت. سپس کیسه باد را گشود؛ باد زوزه کشان در دنیا وزیدن گرفت. آن گاه قورباغه ها را از خانه چاک روفت زیرا خبر نداشت که آنها میهمانان و موسیقى دانان چاک هستند. در مناطق مختلف براى این ایزد آیین هاى مختلفى برگزار مى شد. به ویژه در ماههاى «چن Chen » و « یاش Yax » جشن هاى بزرگى براى ایزد باران برپا مى کردند که همراه با قربانى انسان بود.

     

    کوکولکان: ایزد باد

    چنین گمان مى رود که در بعضى از مناطق فکر مى کردند باد نیز تحت کنترل ایزد باران است؛ زیرا معتقد بودند که آب موجب وزش باد مى شود، اما بعضى از پژوهشگران احتمال مى دهند که « کوکولکان » ایزد باد بوده است. بعضى از پژوهشگران نیز معتقدند ارتباط ایزد باران و ایزد باد چنان نزدیک است که در واقع ایزد باد تجلى خاص ایزد باران به شمار مى رود و حامى روز « مولوک Muluc» ( نهمین روز مایا ) بوده است.

     

    آح مون، ایزد ذرت

    یکى دیگر از خدایان عمده مایاى کلاسیک وپساکلاسیک، « آح مونmun ـ Ah » ایزد ذرت، کشاورزى و حاصل خیزى بود. وى همچون جوانى است که سرش در میان شاخ و برگ ذرت احاطه شده است. نقش این ایزد در معبد اصلى کوپان دیده مى شود. در پیدراس نگراس نیز نقشى از ایزد ذرت به چشم مى خورد که برنیم تنه مادر زمین زانو زده و دانه هاى ذرت بر سرش مى افشاند. سر ایزد جوان ذرت نماد عدد هشت نیز هست. وى همچنین ایزد سبزى ها و رستنى ها به شمار مى رود و گیاه جوان ذرت از سرش بیرون زده است. وى گاهى « یوم کاش Yum Kax » نیز نامیده شده است. ایزد ذرت در تصویرنگاشت ها و نقاشى ها به صورت جوانى بسیار زیبا و با موهایى بلند نموده شده است. در تصویر نگاشت درسدن غالبا در پوشش سر او نشانه ویژه اش بچشم مى خورد. درباره چگونگى پدید آمدن ذرت در میان مایاها اساطیر مختلفى رایج است. در یکى از این اسطوره ها آمده است که ذرت در زیر صخره اى پنهان بود. ابتدا قشون مورچه ها آن را کشف کرد. تونلى در زیر صخره ایجاد کردند و غله را بر پشت گرفته و از آن جا بردند. روباه که همواره مى خواهد بداند همسایه هایش چه مى کنند، مورچه ها را دید که غله اى را بر پشت خود مى برند. در نتیجه همه فهمیدند و به زودى حیوانات دیگر و آدم ها این غذاى جدید را شناختند، ولى فقط مورچه مى توانست به محلى که ذرت بود، برود. آدم ها از ایزد باران خواهش کردند تا کمکشان کند. سه تا از ایزدان باران در این راه بسى کوشیدند، اما شکست خوردند. آن گاه رئیس ایزدان باران، کهن سال ترین آنان پس از امتناع فراوان سرانجام راضى شد تا مهارت خویش را بیازماید. وى دارکوب را به روى صخره فرستاد تا سست ترین نقطه آن را بیابد. پس از کشف آن نقطه به دارکوب گفت در گوشه اى پنهان شود. آن گاه با تمام قدرت خویش آذرخش را به آن نقطه سست فرستاد. صخره شکاف برداشت و تکه تکه شد. اما دارکوب به محض آن که آذرخش به صخره اصابت کرد سرش را بیرون آورد تا ببیند چه خبر است؛ تکه اى از صخره به سرش خورد و خون آمد. به همین علت سرش همواره قرمز است، اما ضربه آتشین چنان شدید بود که قسمتى از ذرت که تمامش سفید بود، سوخته شد؛ مقدارى آتش گرفت و رنگ بعضى از آنها در اثر دود تغییر یافت و بقیه سالم ماندند. به همین دلیل ذرت سفید، قرمز، سیاه و زرد وجود دارد. این داستان به صورت الگوریک در چیلام بالام نیز آمده است. در آن جا از سنگى نفیس نام برده شده که منظور همان یشم است، سنگى که در نوشتن الگوریک مکزیکى، همان خوشه ذرت قبل از رسیدن آن است. با شکافتن صخره ذرت متولد مى شود و الهى مى گردد.

     

    اک چوا: ایزد بازرگانان در مظهر خود به عنوان ایزد جنگ

    از ایزدان دیگر مى توان از ایزد سیاه مرگ و جنگ موسوم به « اک چوایا ایک چوا Ek Chuah, Ik... » نام برد که حامى کاکائو و کسانى بود که این گیاه را مى رویاندند. این ایزد، بینى درازى داشت. وى ایزد بازرگانان نیز به شمار مى رفت. تصاویر او معمولا سیاه رنگ است. لاندا مى نویسد که بازرگانان هر شب به درگاه این ایزد دعا مى کردند تا سفرشان بى خطر باشد و به سلامت بازگردند. فقط در یکى از نقش ها وى همراه با ایزد ستاره شمال که راهنماى بازرگانان است دیده مى شود. در ماه « موآنMuan » ( پانزدهمین ماه مایا ) به افتخار وى جشنى برپا مى شد.

     

    شمن اک: ایزد ستاره شمال

    ایزد ستاره شمال « شمن اک Xaman Ek » مى باشد، که فقط یکجا از وى به عنوان راهنماى بازرگان نامى به میان آمده است. به احتمال قوى این امر صحت دارد؛ زیرا این تنها ستاره درعرض جغرافیایى پتن و یوکاتان است که وضعیت آن در طول سال چندان تغییرى نمى کند و احتمالا ایزد حامى روز « چوئن Chuen » ( یازدهمین روز مایا ) بوده است.

     

    ایش تاب: ایزد بانوى خودکشى

    « ایش تاب Ixtab» ایزد بانوى خودکشى است؛ زیرا مایاهاى کهن فکر مى کردند کسانى که خود را مى کشند مستقیما به بهشت مى روند. وى در تصویرنگاشت درسدن از آسمان آویزان شده است. چشمانش همچون کسى که مرده است، بسته شده و دایره اى سیاه که معرف متلاشى شدن جسد است بر گونه هایش دیده مى شود.

     

    آح پوچ: ایزد مرگ

    « آح پوچ Ah Puch » ایزد مرگ بود که هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ قلمرو نمادین، به « میکتلان تکوتلى » در مکزیک مرکزى شباهت فراوان داشت. تصویر وى 88 بار در تصویر نگاشت ها آمده است. سر وى به شکل جمجمه است و ستون فقراتش دیده مى شود. اگر با گوشت تصویر شده باشد، دایره هاى سیاه بر آن دیده مى شود که احتمالا نشانه متلاشى شدن است. زنگوله هایى در موها یا مچ دست و پاى وى دیده مى شود. از این زنگوله ها که از مس یا طلاست در چشمه قربانى در « چیچن ایتسا » یافت شده است. وى ایزد حامى روز « سیمى Cimi » یعنى « مرگ » بود. با توجه به تصاویر چنین به نظر مى رسد که ایزدان زمین معمولا آدم سان بوده اند. یکى از این ایزدان «تولانتا Tulanta» بود که چورتى ها آن را مى پرستیدند. وى حامى حاصل خیزى و زندگى خانوادگى نیز به شمار مى رفت. به طور کلى مى توان گفت که ایزد جوان ذرت و کشاورزى به عنوان نماینده ایتسامنا بسیار محبوب بود، ولى نسبت به دیو نابود کننده که سرور دنیاى زیرین بود، قدرت کمترى داشت؛ این سرور دنیاى زیرین همچون اسکلت نموده شده است. وى نیز همچون چاک که با ایزد باد و باران قرابت داشت، با ایزد جنگ مرتبط مى شد و به کمک وى بود که قربانى انسان را کامل کرد. همراهان وى یک سگ و یک دیو اسطوره اى هستند. طبیعى است که در این ایزدان ماهیت ضد بشرى بیشتر است. بر عکس ایزد سیاه « اک چوا » که با دم عقرب نموده شده، از یکسو دیوى جنگجو و از دیگر سو حامى بازرگانان و رویندگان کاکائو است؛ ترکیبى که مى تواند تحت تأثیر مکزیکى ها قرار گرفته باشد؛ زیرا که بازرگانان آزتک و جنگجویانشان در یک ردیف بودند. وقایع نگار اسپانیایى موسوم به « لیثانا Lizana » گزارش مى دهد که در «ایسامال Izamal » واقع در شمال یوکاتان پنج معبد هرموار وجود داشته که به آیین ایتسامنا ( در دو مظهر آن )، ایزد خورشید، ماه و جنگ اختصاص داشته است. ایتسامنا در معبد جنوبى به عنوان شاهزاده خردمند پرستیده مى شد که خط را ابداع کرده و اهل وحى بود، و در معبد غربى به عنوان درمانگر و زنده کننده مردگانستایش مى شد، و به همین علت از مکان هاى دور و نزدیک به زیارتش مى آمدند. ایزد خورشید معبد شمالى « کینیچ کاکمو Kinich kakmo » نام داشت؛ زیرا فکر مى کردند به شکل « آرارا Arara » ( طوطى بزرگ امریکایى ) است که هنگام ظهر از آسمان پایین مى آید تا آتش قربانى را شعله ور سازد. به همین علت در معبد « تولوم Tulum» همچون موجودى بالدار که به طرف پایین شناور است، تصویر شده. چاک، ایزد معبد شرقى در ایسامال بیشتر به منزله ایزد آذرخش اعتبار داشت و حامى کاهنانى بود که در معبد وى مى زیستند. معبد ایزد جنگ در وسط قرار داشت و از معابد دیگر مهمتر بود. با ساختن ابزارهاى جنگى، این قوم که به دور شهرهاى خود حصارهاى مستحکم کشیده بودند، آیین هاى مسالمت آمیز را که قبل از هجوم تولتکها بر زندگى دینى آنان حکم فرما بود، کاملا پشت سر گذاشتند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : تمدنهای خاموش ، تمدنهای خاموش آمریکایی- مایا