تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:15:16
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 532 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 532 بار
  • بازدید کل : 561122 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    سال 2012 پایان جهان

    با نظری کوتاه به کلمات بالا که بیش از دو کلمه نیست، می‌توان هزاران‌گونه برداشت و خیال و نظر ارائه کرد. با توجه به مثالهایی که در ذیل خواهد آمد، متوجه خواهید شد که چرا می‌توان تفاسیر مختلفی از این دو کلمه برداشت کرد:

    الف: پایان

    کلمه پایان دارای معانی مختلفی، در هر وضعیت می‌باشد. به مثالهای زیر توجه کنید:

    1-پایان به معنای رسیدن به نقطه غیرقابل بازگشت: یعنی رسیدن به وضعیتی که یا نباید از آن وضعیت به حالت قبل برگشت (چون منطقی نیست) مانند کسی که دوازده سال درس خوانده و دیپلم گرفته و نمی‌تواند و یا نباید دوباره به کلاس اول ابتدایی بازگردد. و یا رسیدن به نقطه‌ای که واقعاً بازگشتی ندارد مثل زمانی که کسی می‌میرد.

    2-پایان به معنای رشد: پایان در این معنی عبارتست از حصول به نقطه رشدی که معمولاً غیرقابل برگشت است و بیشتر معنی رسیدن به نقطه انتهایی یک پروژه (مثلاً پایان یک ساختمان) و یا رشد یک ارگانیسم زنده (رسیدن به سالهای آخر رشد یک نوجوان) می‌باشد. همانطور که متوجه شدید این معنی از پایان دارای بار مفهومی مثبت می‌باشد.

    3-پایان به معنی رسیدن به نقطه غیرقابل برگشت همراه با اجبار به پیشرفت (حرکت به جلو): این مفهوم همراه با نوعی تغییر روش (و نه تغییر هدف) می‌باشد. به طور مثال راننده‌ای که به آخرین نقطه‌ای از خیابانی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند مستقیم برود و باید به سمت دیگری حرکت کند و این برای آن راننده نقطه پایانی مستقیم رفتن است و نه نقطه پایان رانندگی. همچنین فردی که دوره دبیرستان را طی کرده است و دیپلم برای او نقطه پایانی برای مدرسه است ولی این به مفهوم آن نیست که درس خواندن دیگر برای او تمام شده است و اینک می‌تواند در مقطعی دیگر و با شرایط دیگری در دانشگاه درس بخواند.

    4-پایان به معنی مصرف نکردن: منظور از مفهومی دیگر از پایان عبارتست از اینکه امکانات محدودی که زمانی موجود بوده به علت استفاده در طی زمان تمام شده است. البته گاهی این منابع قابل تجدید هستند (البته تا زمانی مشخص) مانند بنزین برای یک اتومبیل و گاهی تجدیدپذیر نیستند مانند زمانی که هوا برای هر کسی محدود شود و جان او از دست برود. مانند خفه کردن موجودی زنده و یا غرق شدن آن موجود زنده در اعماق آب و یا مصادیقی مشابه.

    ب: جهان

    با توجه به مطلب فوق (پایان جهان) بشر به چه چیزی می‌توان بگوید جهان؟

    جوابهای ممکن به نظر مکن می‌توانند اینگونه باشند:

    1-آیا جهان در این تعبیر (تعبیر قوم مایایی) به معنی کره زمین است؟ جهان در این تعبیر فقط یکی از کرات منظومه شمسی (کره زمین) می‌باشد. اگر این تعبیر را در نظر بگیریم ذهن معطوف حوادثی برای مجموعه ارگانیسم زنده و یا خود کره زمین می‌شود. یعنی حوادثی که یا حیات را از روی زمین محو نماید و یا اینکه خود کره زمین را نابود نماید.

    2-جهان به معنی خلقت: در این تعبیر، منظور کل عالم آفرینش و کلیه کرات و اجرام می‌باشد که در عالم خلقت وجود دارند. این تعبیر به نظر بسیار وحشتناک می‌باشد زیرا این فرض نقطه مقابل آن نظریه کم احتمالی است که می‌گوید بشر می‌تواند در آینده در فضا و یا کرات دیگر (مثلاً مریخ) زندگی کند. زیرا در این صورت مهاجرت بشر از روی کره زمین (برای حفظ نسل بشر) دیگر فایده‌ای نخواهد داشت. ضمن اینکه اینگونه مهاجرتها به زودی زود در دسترس عموم نخواهد بود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : پیشگویی ، سال 2012 - نظر و دیدگاه نویسنده وبلاگ