تاریخ : 30 شهریور 1396
زمان : 18:41:20
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 586 بار
  • بازدید دیروز : 817 بار
  • بازدید ماه : 28965 بار
  • بازدید کل : 589555 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    آرکى ئوپتریکس aegyptiacus

    آرکى ئوپتریکس ها آرواره، دندان و دم استخوانى بلندى مثل سایر خزندگان داشته اما اولین خزندگان بالدار به شمار مى آیند و مى توانستند پرواز کنند.

     

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    دیپلودوکوس (دو ستونى) diplodocs

    دست و پاهاى این حیوان شکل دو ردیف ستون بوده است. دیپلودوکوس جزو دایناسورهاى گیاهخوار محسوب مى شود. بیشتر دایناسورهاى گیاهخوار بزرگتر از انواع گوشتخوار بوده و اندازه آن ها اجازه نمى داده که تعادل خود را روى دو پاى عقب حفظ کنند بنابراین مجبور بودند که براى حفظ تعادل بدن از دست هاى خود هم استفاده کنند و روى چهار دست و پا راه بروند. دیپلودوکوس گردنى دراز و باریک و سرى کوچک داشته و دمش بسیار بلند و باریک اما بدنش بسیار بزرگ و حجیم بوده است. درازى دیپلودوکوس از نوک پوزه تا انتهاى دم به ۲۷ متر مى رسیده و درازترین جانور خشکى بر روى زمین به شمار مى رفته. 

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    باستان شناسان اعلام کردند: کشف فسیل دایناسوری مشابه تی رکس

    باستان شناسان ، فسیل دایناسوری کوچک را که شبیه دایناسور «تیراناسورس رکس» (تی رکس) بوده است در چین کشف کردند. فسیل جدید این دایناسور که اخیراً در شمال شرق چین کشف شد ، از هر لحاظ، بسیار شبیه به فسیل تی رکس ، اما حدود یکصد برابر کوچک تر از آن است. محققین تخمین می زنند که این دایناسور کوچک ، در شصت میلیون سال قبل از «تی رکس» روی کره زمین زندگی می کرده است.

    در حالی که دانشمندان معتقدند دایناسور عظیم الجثه «تی رکس» ، بالغ بر پنج تن وزن داشته ، این دایناسور تازه کشف شده فقط سه متر قد و حدود شصت و پنج کیلوگرم وزن داشته و از لحاظ تکاملی ، از نیاکان «تی رکس» محسوب می شود. دانشمندان می گویند هر دو جانور ، از دایناسورهای گوشتخوار بوده که در شکار مهارت و بی رحمی خاصی داشته اند. بنا بر این گزارش ، فسیل این دایناسورِ تازه کشف شده در چین نزدیک بود در بازار سیاه به فروش برسد، اما با تلاش های دولت چین، این فسیل با ارزش، به جامعه علمی بازگردانده شد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    نمایش عجیب‌ترین دایناسور جهان در موزه آریزونا

    یکی از جدید‌ترین و عجیب‌ترین نمونه‌ فسیل‌های به دست آمده از دایناسورهای منقرض شده جهان، در نمایشگاهی عمومی در موزه آریزونای شمالی امریکا به نمایش در می‌آید. به گزارش میراث آریا،‌ این نمایشگاه که در روز سوم اکتبر گشایش می‌یابد، " اسرار تریزینوسور، دایناسور پنجه داسی" نام دارد و در میان آثار نمایش خود به نمایش یک دایناسور 13 فوتی پردار با پنجه‌هایی داس گونه می پردازد.

    محل کشف این دایناسور برخلاف دیگر دایناسورها، اعماق راه‌آبی متعلق به عصر کرتاسه بوده که در حدود 93 میلیون سال پیش میانه امریکای شمالی را پوشانده بود. دیرینه‌شناسان،‌ اعلام کردند، دندان‌های کوچک و آراوره ضعیف این دایناسور به همراه یک کیسه آویزان بزرگ در اطراف ران آن و پاهایی که حرکت را برای این موجود سخت می‌کردند، دایناسور پنجه داسی را در میان دیگر دایناسورها عجیب‌تر نشان می‌دهد. به عقیده دانشمندان، کندی بیش از حد این موجود در حرکت به احتمال فراوان علت اصلی غرق شدن آن در اعماق آب‌هایی بوده که در فاصله 60 مایلی ساخل قرار داشته است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    دایناسور چیست؟

    میلیون ها سال قبل، خیلی قبل از این که انسانی به وجود بیاید، دایناسورها وجود داشتند. دایناسورها یکی از چندین نوع خزندگان ماقبل تاریخ بودند که در طول عهد مزوزوئیک، "عهد خزندگان" زندگی می کردند. دایناسورها جزو خرندگان بودند و بیشتر از تخم در می آمدند. هیچ دایناسوری نمی توانست پرواز کند و هیچ دایناسوری در آب زندگی نمی کرد.

    بزرگ ترین دایناسورها بیش از 100 پا (30 متر) درازا و بیش از 50 پا (15 متر) بلندی داشتند مثل ارجنتینوسوروس، سیسموسورس، آلتراسوروس، براچیوسورا و سوپرسوراس. کوچک ترین دایناسورها، مثل کمپسوگناتوس  حدوداً به اندازه یک مرغ بودند. بیشتر دایناسورها بینابین این اندازه ها را داشتند.

    سوروپودهای  گیاهخوار بزرگ ترین حیواناتی هستند که تا کنون بر روی زمین قدم گذاشته اند. اما نهنگ های آبی رنگ عظیم تر از هر دایناسوری بودند.

    هیچ کس نمی داند که دایناسورها چه رنگ یا طرحی داشتند. خیلی مشکل است تا ترسیم کنیم که دایناسورها چه صدایی داشتند، چگونه رفتار می‌کردند، چگونه زناشویی می کردند، چه رنگی بودند یا حتی نمی دانیم چگونه بگوییم که آیا یک فسیل مذکر بوده یا مؤنث.

    انواع بسیار متفاوتی از دایناسورها در زمان های مختلف زندگی کردند. بعضی از آنها روی دوپایشان راه می رفتند (آنها جانوران دوپا بودند)، بعضی روی چهارپا راه می رفتند (آنها چهارپا بودند). بعضی می توانستند به هر دو شکل راه بروند. بعضی سریع بودند (مثل ولوسایرپتور) و بعضی کند و لق لق کنان بودند (مثل انکیلوسوروس). بعضی ها سطح بدن زره دار داشتند بعضی شاخ، تاج، بدن میخ میخ مانند یا چین داشتند. بعضی پوست ضخیم و ناهموار داشتند و بعضی حتی پرهای ابتدایی و اولیه داشتند.

    بیشتر دایناسورها گیاه خوار بودند (همچنین علف خوار نامیده می شوند). برای مثال، ترایسرتوپ ها دایناسور گیاه خوار بودند.

    بعضی از دایناسورها گوشت خوار بودند (برای همین گوشت خوار نامیده می‌شوند). برای مثال تی.رکس یک دایناسور گوشت خوار بود.

    موقعی که دایناسورها زندگی می کردند، قاره های زمین در یک قاره بسیار بزرگ به نام پانگه آ به هم پیوسته بودند و زمین گرم تر از حالا بود. دایناسورها برای بیش از 165 میلیون سال در طول عهد مزوزوئیک بر زمین فرمانروایی کردند. اما 65 میلیون سال قبل به شکل اسرارآمیزی نسل آنها منقرض شد. دیرینه شناسان بقایای فسیل آنها را مطالعه می کنند تا بیشتر درباره جهان جالب ماقبل تاریخ دایناسورها بیاموزند.

     دایناسورها حدود 65 میلیون سال قبل در دوره کرتاسه که زمان آتشفشان های زیاد و فعالیت صفحات زمین بود، منقرض شدند. تعداد زیادی نظریه درباره این که چرا انقراض رخ داد وجود دارد. بیشتر آنها به طور گسترده ای با این نظریه که برخورد یک سیارک موجب تغییرات آب و هوایی اساسی بر روی زمین شده که دایناسورها نمی توانستند خودشان را با آن تطبیق دهند موافق اند. دایناسورها 65 میلیون سال قبل شاید به خاطر تغییرات آب و هوایی که در نتیجه برخورد یک سیارک رخ داده بود، منقرض شدند.

     بعضی از دایناسورها خیلی شبیه به پرندگان بودند و ممکن است اجداد پرندگان امروزی باشند. شاید دایناسورها امروزه به صورت پرندگان به حیاتشان ادامه می دهند. همه آن چه که از دایناسورها باقی مانده فسیل ها و شاید پرندگان باشد. فسیل دایناسورها در سراسر جهان پیدا شده. حتی شاید در نزدیکی جایی که شما زندگی می کنید هم وجود داشته باشد!

     اگرچه فسیل دایناسور از دست کم سال 1818 میلادی شناخته شده، اما اصطلاح دایناسور (دینوس معنی وحشتناک و سوروس معنی مارمولک می دهد) به وسیله کالبد شناس (آناتومیست) انگلیسی "سر ریچارد اون" در سال 1842 ابداع شد. تنها سه دایناسور مگالوسوروس، ایگاندون، و هیلئوسوروس که دایناسورهای خیلی بزرگی هستند، در آن زمان شناخته شده بودند.

     قدیمی ترین دایناسور شناخته شده ائورپتور یک دایناسور گوشت خوار متعلق به حدود 228 میلیون سال قبل است.  تقریباً 500 طبقه بندی برای دایناسور و تعداد بسیار بیشتری گونه دایناسورها توصیف شده. هر چند ماه یک بار (بعضی وقت ها هر چند هفته یک بار)، یافته های جدیدی از زیر خاک خارج می شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    شبکه غذایی

    بعضی از دایناسورها گوشتخوار بودند. اما بیشتر دایناسورها گیاهخوار بودند. در هر زنجیره غذایی، باید موجودات زنده بیشتری در سطح های پایین تر زنجیره غذایی وجود داشته باشد وگرنه انتقال انرژی غذا کافی نخواهد بود. شمار زیادی از گیاهان (تولید کنندگان یا آنها که خودبخود تغذیه می کنند) غذای تعداد کمتری از گیاهخواران (مصرف کنندگان اولیه نامیده می شوند) را تأمین می کنند. این گیاهخواران به وسیله تعداد کمتری از گوشتخواران (مصرف کنندگان ثانویه نامیده می‌شوند) خورده می شوند.

    برای مثال صدها جریب گیاه لازم بوده تا گروه کوچکی از تریکراتوپ ها تغذیه شوند. این گروه تریکراتوپ ها می توانستند غذای تنها یک تی رکس را تأمین کنند تا تی رکس به زندگیش ادامه دهد. اگر شما به انواع دایناسورها نگاه کنید، می بینید که 65 درصد دایناسورها گیاهخوار بودند و تنها 35 درصد آنها گوشتخوار بودند. اگر به فسیل های پیدا شده هم نگاه کنید می بینید که درصد گیاهخواران حتی بیش از این افزایش می یابد. چون که فسیل های زیادی از بعضی از دایناسورهای گیاهخوار پیدا شده. برای مثال بیش از صد فسیل پروتوسراتوپ‌ها پیدا شده، در حالی که در مقابل تنها چند فسیل تی رکس پیدا شده است.

    تعادل

    هنگامی که در یک جامعه تعداد گوشتخواران افزایش می یابد، آنها تعداد بیشتر و بیشتری از گیاهخواران را می خورند و جمعیت گیاهخواران کاهش می یابد. پس برای گوشتخواران سخت تر و سخت تر می شود تا گیاهخوارانی پیدا کنند و بخورند و در نتیجه تعداد گوشتخواران به ناچار کاهش پیدا می کند. به خاطر همین جمعیت گوشتخواران و گیاهخواران در حالت تعادل نسبتاً باثباتی می ماند. چون که اگر جمعیت گیاهخواران کاهش یابد، جمعیت گوشتخواران را هم محدود می کند. تعادل مشابهی بین گیاهان و گیاهخواران نیز وجود دارد. یعنی اگر میزان گیاهان کاهش یابد تعداد گیاهخواران نیز کاهش می یابد.

    گیاهخواران

     گیاهخواران معمولاً دندان های کند و بی نوکی دارند که برای کندن گیاهان (برگ ها، شاخه های کوچک و ...) مناسب است. همچنین بعضی ها دندان های تخت و صافی دارند که برای خرد و آسیاب کردن فیبرهای گیاهی سخت مناسب است. بسیاری از گیاهخواران هم یک کیسه لب دارند که می توانند برای مدتی غذا را در آن ذخیره کنند. گیاهخواران معمولاً باید نسبت به گوشتخواران حجم خیلی بزرگ تری از مواد غذایی را بخورند تا همان مقدار کالری را به دست آورند (چون که برگ ها، شاخه های کوچک و ریشه ها کالری کمتری دارند. گیاهخواران معمولاً سیستم های هضم بزرگ تری هم نسبت به گوشتخواران دارند. در بعضی از دایناسورها سنگ ها (که گاسترولیت نامیده می شود) به خرد کردن فیبرها در احشا کمک می کرد. بعضی از انکیلوسوروس ها حتی محل های تخمیر (مثل اتاقک هایی) داشتند که فیبرهای گیاهی در آنها تجزیه می شد.  تنها راه دقیق برای فهمیدن این که کدام گیاهان را کدام دایناسوری می خورده، پیدا کردن بقایای معده فسیل شده یا مدفوع فسیل شده دایناسور است که در آن مواد گیاهی هضم شده یافت می شود.

     اما باقی مانده های معده فسیل شده بی نهایت نادر پیدا می شود و به سختی می توان فهمید مدفوع پیدا شده هم مال کدام دایناسور است. با این محدودیت ها نوع غذای یک دایناسور را تنها می توان بر اساس نوع دندان هایی که دایناسور داشته (می توانسته مواد گیاهی سخت یا نرم را بخورد)، محلی که در آن زندگی می کرده (آب و هوا و محل سکونت و... آن چه بوده که معمولاً شناخته شده نیست) و این که کدام گیاهان در طول دوره زمانی ویژه ای در آن حوالی بودند، فهمید. احتمال دارد که در طول دوره مزوزوییک گیاهانی شامل سرخس ها، سرخس های نخلی، دم اسبی ها، سرخس های تخم ریز، درخت معبد و خزه ها بیشتر وجود داشته اند. بنابراین دایناسورها در دوره مزوزوییک بیشتر از این گیاهان تغذیه می کردند. گیاهان گلدار هم در طول دوره کرتاسه تکامل پیدا کرده و به وجود آمده اند.

    گوشتخواران

     گوشتخواران یا تروپودها نیاز داشتند تا راهی برای به دست آوردن گوشت پیدا کنند. دایناسورهای گوشتخوار معمولاً پاهای قوی بلندی داشتند که با استفاده از آنها می‌توانستند سریع بدوند تا شکارشان را به چنگ آورند. آنها همچنین به فک های قوی بزرگ و دندان های تیز و چنگال های مرگبار نیاز داشتند تا بتوانند شکارشان را پاره پاره کنند و بکشند. دید خوب، حس بویایی تیز و یک مغز بزرگ برای این که استراتژی های شکار را طرح ریزی کنند هم خیلی برای شکار موفق مهم بوده. بسیاری از گوشتخواران (مثل دینوینچاس، سئولوفیزیس و لوکیراپتیور) ممکن است به شکل گله ای شکار می کرده اند. به طوری که همکاری جمعی برای یک شکار خوب لازم بوده. حیواناتی که در درجه اول لاشخورند (حیواناتی که گوشت می خورند بدون این که خودشان حیوانی را بکشند) برای دریدن گوشت و شکستن استخوان ها برای به دست آوردن مغز مغذی استخوان به دندان های خیلی تیز و فک های قوی نیاز داشتند. البته بیشتر گوشتخواران اگر فرصتی دست دهد لاشخورند. بعضی از دایناسورها ماهی خوار بودند که شامل باریولینکس و ساچومیماس می شوند. بعضی از دایناسورها ممکن است حتی همنوع خوار بوده‌اند و همنوع خودشان را می خورده اند.

    جانوران همه چیزخوار

     تنها چند دایناسور شناخته شده همه چیزخوار بوده اند (یعنی هم گیاهان و هم جانوران را می خورده اند). بعضی مثال ها از همه چیزخوارها ارنیتومیماس و اویرپتور هستند که گیاهان، تخم ها، حشرات و... را می خوردند. همچنین بیشتر گیاهخواران، همه چیزخوار اتفاقی بودند. چون که موقعی که گیاهان را می خوردند تعداد خیلی زیادی از حشرات و جانوران کوچک را هم می بلعیدند.

    عجیب و غریب ها

    گالیمیماس دایناسور اورنیتومیمید بوده است که ذرات ریز غذای الک شده (مثل سخت پوستان ریز) را می خورده! یعنی با استفاده از صفحات شانه مانند در دهانش از لجن و گل و لای و آب رودها این جانداران را می گرفته.

    مطالعه تغذیه دایناسورها

    راه های خیلی متفاوتی برای مطالعه نوع تغذیه دایناسورها وجود دارد که شامل این هاست:

    -مدفوع فسیل شده: مدفوع فسیل شده به تشخیص رفتارهای غذایی دایناسور کمک می کند. اخیراً در کانادا یک مدفوع بزرگ پیدا شده که شاید به یک تی رکس تعلق داشته باشد.

    مدفوع، استخوان های خرد شده در خود دارد که نشان می دهد که تی رکس استخوان های شکارش را خرد می کرده و همه چیزها را کامل نمی بلعیده.

    -مواد فسیل شده داخل معده: این مواد خیلی به ندرت پیدا می شود. اما بعضی چیزها پیدا می شوند. از جمله محتوای معده یک باریولینکس که موجوداتی در مقیاس ماهی و سینوسوروپتریکس، یک دایناسور پرنده مانند در خود دارد. این دایناسور تنها دایناسوری است که معده اش بخش های بدن یک پستاندار کوچک ناشناخته را در خود دارد.

    -دندان ها: ساختمان دندان یک دایناسور هم به ما می گوید که دایناسور چه غذایی می‌خورده. گوشتخواران به دندان های تیز برای دریدن و فروکردن یا به دندان های قوی برای خرد کردن جانوران نیاز داشته اند. گیاهخواران دندان هایی داشته اند که با آنها می‌توانسته اند برگ ها و شاخه های کوچک را بکنند و بجوند.

    -گاسترولیت ها: سنگ های گیزارد (که به هضم کمک می کند) همراه با فسیل های بعضی از  دایناسورها پیدا شده اند. این سنگ ها اطلاعاتی درباره تغذیه دایناسورها می دهند.

    -قطر شکم: اندازه احشاء هم نشانه نوع تغذیه است.گیاهخواران بزرگ به مقدار زیادی کالری نیاز داشتند تا وزنشان را حفظ کنند. برای به دست آوردن انرژی بسیار زیاد از  مواد گیاهی، باید مقدار خیلی زیادی از گیاهان را هضم می کردند. برای این کار باید منطقه هضمی بزرگی در بدنشان وجود می داشته.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    بزرگترین، بلندترین و کوچک‌نرین دایناسورها

    تنوع اندازه دایناسورها بسیار زیاد بوده است. به طوری که بعضی از آنها به اندازه یک جوجه مرغ بوده اند و طول برخی به بیش از 30 متر می رسیده است. بیشتر دایناسورها در میانه این اندازه ها بوده اند. نهنگ آبی امروزی بزرگ ترین حیوانی است که تاکنون بر روی زندگی کرده است و بزرگ تر از هر دایناسوری است. هیچ کس نمی داند که چرا بعضی از دایناسورها (و بعضی دیگر از خزندگان عهد مزوزوئیک) این قدر عظیم شدند. این یکی از جالب ترین سؤال های بدون پاسخ در علم دیرینه شناسی است. تئوری های بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد، اما هیچ کدام پذیرفته شده نیستند.

    کشیده ترین دایناسورها

    کشیده ترین دایناسورها ساروپودها بودند. آنها دایناسورهای غول پیکری بودند که آهسته حرکت می کردند، سر ریزی داشتند و‌ گیاهخواران گاو مانندی از آخر دوره ژوراسیک و دوره کرتاسه بودند. آنها گردن های خیلی بلندی داشتند که  برای دستیابی وسیع به شاخه های گیاهان بلند مفید بود. گردن دراز آنها با دم بزرگشان توازن ایجاد می کرد. این سوروپودها بزرگ ترین جانوران خشکی هستند که تاکنون کشف شده‌اند:

    -سوپرسوروس (41 متر).

    -ارجنتینوسوروس (40-35 متر): 100-80 تن وزن.

    -سیسموسوروس ها (مارمولک لرزاننده زمین)- 120 پا طول (37 متر) + 80 تن وزن.

    -آلتراسوروس (30 متر) +80 تن وزن.

    -دیپلودوکاس - طولش به 90 پا (28 متر) می رسیده.

    -برچیوسوروس (26 متر)، 40 فوت قد (تقریباً 14 متر) و وزن 80-70 تن.

    بزرگ ترین گوشتخواران هم تروپودها از دوره کرتاسه بودند:

    -گیگاتوسوروس کارولینی - در پاتاگونیا ناحیه ای در جنوب آرژانتین و شیلی پیدا شده. با 47 پا طول (14 متر)، هشت تن وزن و 12 پا قد (چهار  متر).

    -تیرانوسوروس رکس - در آمریکای شمالی پیدا شده. 50-40 پا طول (15-12 متر) و شش تن وزن دارد.

    -کارچارودونتوسوروس سحریکاس (به معنی مارمولک دندان گوش بری) در مراکش آفریقا به وسیله "پاول سرنو" پیدا شده. این دایناسور شاید حدود 45 پا (11 متر) طول داشته و دندان هایش هم پنج اینچ طول داشته است. جمجمه اش (پنج پا و چهار اینچ یا یک و نیم متر) بزرگ تر از تی رکس است. اما حفره مغز ریزی دارد (نصف اندازه تی رکس).

    بلندترین دایناسورها

    بلندترین دایناسورها سوروپودهای برچیوسورید بودند. پاهای جلویی آنها بلندتر از پاهای عقبیشان بود و حالت زرافه مانند داشتند. آنها غول پیکر بودند، آهسته حرکت می کردند،‌ سر ریزی داشتند،‌ گیاهخوارانی گاو مانند از آخر دوره ژوراسیک و کرتاسه بودند. آنها گردن های خیلی بلندی داشتند که صاف نگه می داشتند و برای رسیدن به شاخه های وسیع (و بلند) گیاهان مفید بوده است. گردن بلند به وسیله یک دم گنده تعادل پیدا می کرد. این سوروپودها از بزرگ ترین جانوران خشکی هستند که تاکنون کشف شده اند:

    -سوروپوزیدون، یک برچیوسورید جدیداً پیدا شده از  اکلاهماست، 60تن وزن +60 پا (15 متر) قد داشته.

    -آلتراسوروس ها پا (30 متر) درازی +80 تن وزن +40 فوت (10 متر) قد.

    -برچیوسوروس ها - حدود 85 پا درازی (26 متر)،‌40 پا (10 متر) قد ‌و  80-70 تن وزن.

    کوچک ترین دایناسورها

    پیدا کردن فسیل های کوچک سخت تر از پیدا کردن فسیل های بزرگ است. همچنین موقعی که جانوران کوچک می میرند، احتمال دارد که به وسیله جانوران بزرگ تر خورده شوند و در نتیجه تعداد کمتری از آنها باقی می ماند. کوچک ترین دایناسورهایی که تاکنون کشف شده اند عبارتند از:

    -کومپسوگناداس، یک گوشتخوار با 2 پا (60 سانتی متر) طول،‌ از  145میلیون سال قبل. این دایناسور به اندازه یک جوجه مرغ و وزنش حدود 5/6 پوند (3 کیلو) بود.

    -سالتوپاس: یک حشره خوار با دو پا (60 سانتی متر) درازی از حدود 200 میلیون سال قبل.

    -لسوتوسوروس: یک گیاهخوار با 3 پا یا 90 سانتی متر درازی. سریع می‌دویده،‌ گیاهخواری از آفریقا بوده و در 200 میلیون سال قبل می زیسته.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    دلایل انقراض دایناسورها

    هیچ کس نمی داند که واقعاً دایناسورها چگونه منقرض شده اند. در این زمینه نظریات مختلفی وجود دارد. مشهورترین نظریه، نظریه برخورد ستاره های دنباله دار با زمین است. حدود 65 میلیون سال قبل،‌ در پایان دوره کرتاسه و اوایل دوره ترتیاری از عهد مزوزوئیک، بخش بزرگی از خانواده های گیاهی و جانوری به ناگهان منقرض شدند. در این انقراض دسته جمعی در کرتاسه- ترتیاری همه جانوران زمین با وزن بیش از 55 پوند (120 کیلوگرم) منقرض شدند. همان طور که خیلی از موجودات زنده کوچک تر هم منقرض شدند. این انقراض ها، صدف ها، بعضی از خانواده های پرندگان و پستانداران کیسه دار، بیش از نیمی از گروه های پلانکتون ها، بسیاری از خانواده های ماهی های استخوان دار، دوکفه ای ها، حلزون ها، اسفنج ها، دایناسورها و گونه های دیگری را نیز شامل می شد. پایان این انقراض سرانجام به عصر پستانداران منتهی شد.

    نظریه برخورد آلوارز:

    تئوری های زیادی درباره این که چرا انقراض دوره های کرتاسه- ترتیاری رخ داده وجود دارد. اما یک تئوری به طور وسیعی مورد قبول همه واقع شده است (این تئوری در سال 1980 به وسیله فیزیکدانی به نام لوییس آلوارز و پسرش والتر آلوارز که یک زمین شناس بود ارایه شد). تئوری آنها می گوید که حدود 65 میلیون سال قبل یک سیارک چهار تا نه مایلی (15-6 کیلومتری) با زمین برخورد کرده و باعث آتش سوزی های بزرگ (که بر اثر گدازه های داغی که از چاله های ایجاد شده بیرون می ریخته، ایجاد می شده)، سونامی ها، توفان های شدید با بادهای تند و باران های اسیدی تند، فعالیت زلزله ای و شاید حتی فعالیت آتشفشانی شده است. این برخورد می توانسته باعث تغییرات شیمیایی در جو زمین شود و غلظت اسید سولفوریک، اسید نیتریک و فلوراید را افزایش دهد. گرمای ناشی از موج انفجار چاله، همه شکل های زندگی در مسیرش را سوزاند و خاکستر کرد. به این ترتیب گرد و غبار و مواد آتشفشانی با فشار به داخل جو پرتاب شد و برای ماه ها جلوی بیشتر نور خورشید را گرفت و دما در سطح زمین را پایین آورد. جاندارانی که نمی توانستند خودشان را با تغییرات دما و نور تطبیق دهند می مردند. از آن جایی که انرژی گیاه از خورشید تأمین می شود، احتمالاً گیاهان اولین موجوداتی بودند که به وسیله تغییرات ناشی از آب و هوا تحت تأثیر قرار گرفتند. به این ترتیب بسیاری از خانواده های فیتوپلانکتون ها و گیاهان باید می مردند و در نتیجه سطح اکسیژن کره زمین، هم بر روی خشکی و هم در اقیانوس ها ممکن است به میزان زیادی کاهش یافته باشد. جانورانی که نمی توانسته اند با سطح های پایین تر اکسیژن کره زمین کنار بیایند خفه شده اند.

    تغییرات اصلی در زنجیره غذایی می توانسته از همین تغییرات شدید آب و هوایی نتیجه شده باشد. دایناسورهای گیاهخوار که این گیاهان را می خوردند، بعد از مرگ گیاهان خیلی زود از گرسنگی مردند. سپس دایناسورهای گوشتخوار که دایناسورهای گیاهخوار را می‌خوردند، طعمه هایشان را از دست دادند و باید همدیگر را می خوردند و در نهایت مردند. لاشه های بزرگشان باید برای مدتی غذای جانوران کوچک تر را تأمین کرده باشد.

    محل قرار گرفتن چاله برخوردی

    چاله های برخوردی زیادی که ناشی از برخورد سیارک ها و ستاره های دنباله دار هستند، روی زمین وجود دارند. یک چاله با وسعت 120 مایل یا 180 کیلومتر و با عمق یک مایل (1600 متر) به نام چیکسولوب، در نوک شبه جزیره یوکاتان در خلیج مکزیکو وجود دارد. تاریخچه این چاله به 65 میلیون سال قبل برمی گردد و شاید نتیجه برخورد شهاب سنگ عصرهای کرتاسه- ترتیاری بوده باشد. مدرکی از سونامی های سراسری دوره کرتاسه- ترتیاری در خلیج مکزیکو پیدا شده است.

    چاله شیوا هم چاله برخوردی بسیار بزرگ دیگری است که در دریای عربی ساحل هند در نزدیکی بمبئی واقع شده. تاریخ این چاله هم به دوره های کرتاسه- ترتیاری، در 65 میلیون سال قبل برمی گردد. یعنی همان موقعی که چاله چیکسولوب هم در نوک شبه جزیره یوکاتان شکل گرفته بود. اگرچه این چاله به خاطر این که کف دریا گسترش پیدا کرده جابجا شده، اما اگر قطعات آن کنار هم قرار بگیرد باید حدود 370 مایل (600 کیلومتر) در 280 مایل (450 کیلومتر) مساحت و 5/7 مایل (12 کیلومتر) عمق داشته باشد (که ممکن است فقط بخشی از یک چاله بزرگ تر باشد). این چاله به وسیله دیرینه شناسی به نام سانکار چاترجی برای شیوا خدای هندو (خدای ویرانی و دوباره نوشدن) نامگذاری شده است.

    شواهد شیمیایی برای تئوری

    دانشمندان در لایه خاک رس دوره های کرتاسه- ترتیاری، شواهد شیمیایی پیدا کرده اند که از تئوری برخورد آلوارز حمایت می کند. لایه کرتاسه- ترتیاری شامل رسوبات ته نشین

    شده ای است که از پایان دوره کرتاسه تا شروع دوره ترتیاری به وجود آمده است. این لایه به دو لایه تقسیم شده. لایه جادویی (با سه میلی متر ضخامت) و لایه گدازه (با دو سانتی متر ضخامت). این شواهد شیمیایی عبارتند از سایدروفیل ها و  عناصر نادر زمین.

    عناصر سایدروفیل هستند. وجود آنها در لایه زیرین کرتاسه- ترتیاری دلالت بر برخورد سیارک دارد. عنصر ایریدیوم در لایه کرتاسه- ترتیاری در نقاط مختلف زمین پیدا شده. لایه ضخیم ایریدیوم صد هزار ساله در دوره کرتاسه- ترتیاری در نیوزیلند، دانمارک و ایتالیا کشف شده. ایریدیوم به استثنای نزدیک مرکز زمین، عنصر نادری در زمین است. اما تاحدودی در شهاب سنگ‌های چوندریتیک (شهاب های سنگی با چوندرول ها که لکه های کروی سیلیکات هستند که در اشکال سیاره ای پیش از تاریخ وجود

    داشته اند) فراوان است. احتمال دارد یک منشأ شهاب سنگی برای این لایه ایریدیوم وجود داشته باشد.

    -تکتیت ها - تکتیت ها دانه های کوارتزی هستند که زیر گرمای متراکم و فشار، تبخیر و خنک شده اند و به دانه های شیشه بدون ساختمان کریستالی تبدیل شده اند. تکتیت ها شاید در طول برخورد یک شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار شکل یافته باشند. تکتیت ها در لایه کرتاسه- ترتیاری فراوانند.

    کوارتز تحت فشار - موقعی که کوارتز زیر فشار بی اندازه زیاد است، می‌تواند در صفحات موازی شکاف بخورد و تقسیم شود. کوارتز تحت فشار در سایت های بمب اتمی پیدا می‌شود و مناطق برخورد شهاب سنگ نیز شناخته می شود. کوارتز زیر فشار در لایه کرتاسه- ترتیاری فراوان است.

    -استیشویت (دی اکسید سیلیکون)- یک شکل از کوارتز که در شرایط گرمای بالا و فشار ایجاد می شود. این عنصر به شکل غیرطبیعی زیادی در لایه کرتاسه- ترتیاری یافت شده است و بیشتر احتمال دارد که در طول یک برخورد عظیم شکل گرفته باشد.

    -دانه های شیشه- "کنت میلر" یک لایه دو اینچی از دانه های شیشه را در لایه کرتاسه- ترتیاری نزدیک رودخانه باس در نیوجرسی آمریکا کشف کرده است که از تئوری آلوارز حمایت می کند.

    در حالی که بسیاری می گویند که ممکن است برخورد یک سیارک باعث انقراض دایناسورها بین دوره های کرتاسه- ترتیاری شده باشد، تئوری های دیگری هم درباره علت انقراض دسته جمعی دایناسورها وجود دارد. بعضی از این تئوری های دیگر عبارتند از:

    -فعالیت آتشفشانی بی اندازه زیاد که با باران اسیدی همراه شده، می‌توانسته آب و هوای زمین را به قدر کافی تغییر دهد تا ماشه یک انقراض دسته جمعی کشیده شود. آخر دوره کرتاسه زمان فعالیت تکتوینک (حرکات پوسته زمین) و به همراه آن فعالیت آتشفشانی بود. در آن زمان قاره عظیم پانگه آ از هم جدا می شد و قاره ها در جای امروزیشان قرار می‌گرفتند. فعالیت آتشفشانی خیلی زیاد، گرد وغبار و مواد شیمیایی اسیدی (مثل اسید سولفوریک) را به داخل جو پرتاب می کرد که باعث خنک شدن کره زمین و شاید انقراض دسته جمعی شده باشد.

    -تغییرات در مدار زمین که می توانسته باعث خنک شدن زمین از نظر آب و هوایی شده باشد و به انقراض دایناسورها انجامیده باشد. در این شرایط، دایناسورها نمی توانستند

    خودشان را با سرما تطبیق دهند اما پستانداران خزدار می توانستند با این شرایط کنار بیایند. هنگامی که دوره کرتاسه روبه پایان می‌رفت سطح دریاها شروع به پایین رفتن کرد که باعث شد خشکی‌ها در همه قاره ها بیشتر از نظر فصلی و اختلاف دمای استوا و قطب‌ها تحت تأثیر قرار بگیرند.

    -پستانداران تخم های دایناسورها را می خورند که همین ممکن است باعث انقراض دایناسورها در کرتاسه- ترتیاری شده باشد. این تئوری توضیح نمی دهد که چرا گونه های خیلی زیاد دیگری هم رو به انقراض رفتند یا چرا در لایه کرتاسه- ترتیاری از نظر شیمیایی ناهنجاری هایی هست.

    -مقدار زیاد متان، جو زمین را تغییر می دهد (باعث اثر گلخانه ای می شود). منبع متان باید از رسوبات علف ها و جلبک های عمق دریا و یا نتیجه گوارش دایناسورهای گیاهخوار باشد.

    -کم شدن خوراک دایناسورهای گیاهخوار و کم شدن امکان انتخاب شکار و غذا در دایناسورهای گوشتخوار به خاطر کم شدن دایناسورهای گیاهخوار می توانسته باعث گرسنگی دسته جمعی دایناسورها شده باشد.

    یک سوپرنوا (ستاره در حال انفجار) در نزدیکی زمین می توانسته زمین را در معرض اشعه مرگباری قرار داده  باشد. 

    انقراض دسته جمعی دایناسورها در لایه های سنگ فسیل هایی به جا گذاشته که به عنوان منطقه مرگ شناخته می شود. منطقه مرگ زمان انقراض دسته جمعی دایناسورها و شرایط بعد از آن را نشان می‌دهد.

    آزمایش محتوای شیمیایی این لایه های سنگ کلیدهایی درباره عوامل انقراض دایناسورها شامل اطلاعاتی درباره آب و هوا، فعالیت های آتشفشانی، آتش سوزی های گسترده (دودها در لایه ها ظاهر می‌شوند)، سیل ها، تصادف های کیهانی (تأثیر شهاب سنگ ها در پیدا شدن عناصر نادر در سنگ های موجود) و غیره می دهد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    دایناسورها چگونه تولید مثل می کردند

    دایناسورها از تخم هایی که به وسیله دایناسورهای مؤنث گذاشته می شدند به وجود می‌آمدند. تخم ها یا گرد یا کشیده بودند و پوسته های سخت ولی شکننده ای داشتند. داخل این تخم ها شبیه به تخم خزندگان ، پرندگان و پستانداران اولیه بودند. آنها یک پوسته (پرده روی جنین) داشتند که رطوبت جنین را حفظ می کرد. بعضی از دایناسورها از تخم‌هایشان مراقبت می کردند. بقیه به سادگی تخم می گذاشتند و سپس تخم ها را ترک می‌کردند. اولین تخم های فسیل شده دایناسور (و بزرگ ترین تخمی که تاکنون پیدا شده) تخم های به شکل توپ فوتبال (توپ فوتبال آمریکایی) از دایناسور هیپسلوسورس است که در سال 1869 در فرانسه پیدا شد. این تخم ها یک فوت (30 سانتی متر) طول و 10 اینچ یا 25 سانتی متر عرض دارند و حجمشان حدود نیم گالون (دو لیتر) است و ممکن است وزنشان به بیش از 5/15 پوند یا هفت کیلوگرم می رسیده. محیط کوچک ترین تخم های دایناسور حدود یک اینچ بوده و تخم ماسوروس بوده است.

    تعداد زیادی از تخم های فسیل شده دایناسور در 200 مکان در آمریکا، فرانسه، اسپانیا، مغولستان، چین، آرژانتین و هند پیدا شده اند. تخم ها خیلی به ندرت بخش هایی از جنین را در داخل خودشان حفظ کرده اند. اگر جنین در تخم باقی مانده باشد می تواند به شناسایی گونه آن تخم کمک کند. بدون وجود جنین در تخم مشکل می توان گونه ای را که به آن تعلق داشته تشخیص داد.

    فسیل یا پوسته اصلی؟

    به گفته دکتر "کنت کارپنتر" از موزه "دنور"، بیشتر تخم های دایناسوری که پیدا شده‌اند، هنوز پوسته بکری دارند و پوسته شان فسیل شده نیست. "کمترین تغییر در عنصر کلسیت که پوسته تخم را تشکیل می دهد، جزییات خیلی ریزی که می تواند با اسکن میکروسکوپ الکترونی دیده شود را خراب می کند. آمینو اسیدهایی که در این تخم ها پیدا شده اند خیلی شبیه به آنهایی هستند که در پوسته تخم پرندگان جدید یافت می شوند (همان طور که می دانیم دایناسورها اجداد پرندگان امروزی هستند).

    یافته های جدید

    حدود ده تخم بزرگ دایناسور در سال 1999 در جنوب غربی فرانسه (نزدیک آلباس، در کوهپایه های کوهستان های پیرینه) پیدا شده است. تخم ها در دو لایه در داخل زمین دفن شده بودند. هیچ کس نمی داند که اینها چه نوعی از دایناسورها بوده اند. شمال شرقی اسپانیا نزدیک "ترمپ" هم جایی است که صدها هزار تخم (هم از سوروپودها و هم از تروپودها) در آنجا پیدا شده است. مکان های دیگری که تخم های دایناسورهای عظیم‌الجثه در آنها پیدا شده است، آرژانتین و چین است.

    تخم ها در لانه

    فسیل هایی که در زیر زمین و در لانه های دایناسور ها پیدا می شوند، می توانند چیزهای زیادی را درباره رفتار آنها نشان دهند.  لانه های زیادی از میاسوروها در مونتانای آمریکا پیدا شده است. لانه ها، تخم ها، جنین ها و نوجوانان و بزرگسالان این گونه در این منطقه پیدا شده اند. این مدرک فسیلی نشان از مراقبت والدین از بچه هایشان دارد و این که این دایناسور یک دایناسور خیلی اجتماعی بوده است. لانه های دایناسورها از گودال های داخل زمین یا داخل شن گرفته تا لانه های پیچیده تر با حاشیه ها یا لبه های گلی را در برمی گیرد. این لانه ها ممکن است تک یا گروهی باشند. لانه های تخم ها اطلاعاتی درباره نحوه پرورش بچه دایناسورها می دهند.

    چگونه سوروپودهای عظیم الجثه روی تخم هایشان دراز می کشیده اند؟

     یکی از پرسش ها درباره تولید مثل دایناسور این است که چگونه سوروپودهای غول آسا بدون این که تخم هایشان شکسته شود، تخم گذاری می کرده اند. حتی اگر سوروپود موقع تخم گذاری چمباتمه هم می زده باز هم تخم از ارتفاع 5/2 متری پایین می افتاده. بعضی از دانشمندان این تئوری را مطرح کرده اند که ممکن است دایناسورهای مؤنث یک چیز لوله مانند داشته اند که برای تخم گذاری از بدن کشیده و باز می شده (بعضی از لاک پشت های امروزی یک لوله مثل این را دارند.)

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    دایناسورها خونگرم بودند یا خونسرد؟

    این که آیا دایناسورها خونسرد بودند یا خونگرم موضوعی بحث انگیز است. خیلی ها عقید دارند که دایناسورها مثل اجداد خزنده شان خونسرد بودند. اخیراً بعضی از دیرینه‌شناسان این موضوع را مطرح کرده اند که دست کم بعضی از دایناسورها سریع و فعال بودند، در مناطق سرد زندگی می کردند، با پرندگان بستگی داشتند و بنابراین بدنشان گرما تولید می‌کرد و به عبارتی خونگرم بودند.

    تعریف ها:

    جانوران خون گرم: در درون بدنشان گرما تولید می شود و دمای بدن را نسبتاً ثابت نگه می دارد (بالاتر از دمای متوسط محیط). مثال های جانوران خونگرم پستانداران (شامل انسان) و پرندگان هستند. اصطلاح دیگر وابسته به خونگرم "اندوترمی" است، به معنی این که یک موجود زنده گرما تولید می کند تا دمای بدنش را حفظ کند.

    جانوران خونسرد: دمای بدنشان به گونه ای است که با شرایط خارجی تغییر می کند. مثال حیوانات خونسرد خزندگان هستند که به خورشید نیاز دارند تا خودشان را در صبح گرم کنند و سپس در گرمای وسط روز از دمای بدنشان محافظت کنند. یک اصطلاح وابسته اکتودرمی است که به معنی این است که یک موجود زنده منابع گرمایی خارجی را مورد استفاده قرار می دهد تا دمای بدنش را تنظیم کند.

    دایناسورها از جانوران خونسرد (خزندگان) نتیجه شده اند و نتیجه آنها پرندگان خون گرم بوده است. به هرصورت همه دایناسورها مثل هم نبودند و شاید فیزیولوژیشان هم با هم متفاوت بوده است. دایناسورهای عظیم الجثه و دایناسورهای ریز ممکن است استراتژی های تنظیم گرمای متفاوتی را برای حفظ زندگی شان مورد استفاده قرار می داده اند.

    پستانداران هم همین طور هستند. بعضی از پستانداران (پستانداران تخم‌گذاری مثل پلاتیپوس منقار اردکی) متابولیسم یا سوخت و ساز بدنشان نزدیک به خون‌سردها است.

    آیا اسکیپیونیکس، یک تروپود خونسرد بوده است؟

    اسکیپیونیکس سمنیتیکاس یک تروپود دوره کرتاسه (از حدود 113 میلیون سال قبل) و شاید یک بوده است. جانور تازه از تخم درآمده این جانور اجزای بدنش کاملاً مشخص بوده و بافته های نرمی داشته که شامل ماهیچه ها و اندام های داخلی بوده است. اندازه آن 24 سانتی متر بوده و یک سر خیلی بزرگ داشته است.

    "جان. ای. روبن" که دیرینه شناس استخوان های مهره از دانشگاه ایالتی "اورگان" است، یک لامپ ماورای بنفش 80 وات را مورد استفاده قرار داد تا طرح های کلی اندام های داخلی فسیل شده "چیپیونایکس" را آشکار کند. روبن فهمید که موقعیت روده بزرگ و کبد چیپیونایکس شبیه به کروکودیل های امروزی بوده است (که خون سردند) و بعید است که از پرندگان باشد (که خون گرمند). موقعیت کبد همچنین اطلاعاتی درباره شش ها می دهد.

    چیپیونایکس شاید شش هایی به سبک خزندگان داشته است (و شش های کارا و مؤثر پرندگان را نداشته است). با این که نظر روبن قاطع نیست اما به نظر می رسد که چیپیونایکس که تروپود کوچکی بوده خونسرد بوده است.

    پیدا شدن یک قلب فسیل شده دایناسور

     اخیراً یک قلب فسیل شده دایناسور کشف شده. این پمپ چهار حفره ای قوی متعلق به تسلوسوروس، یک اورنیتوپود (گیاهخوار) آخر دوره تراسیک است. این قلب 66 میلیون ساله اخیراً تجزیه و تحلیل شده. قلب این حیوان احتمالاً چهار حفره و یک شاهرگ تک داشته که کاملاً از خزندگان موجود متفاوت است، اما شبیه به جانوران خونگرم جدید است.

    در حقیقت کشف قلب چهار حفره ای این گمان را مطرح می کند که نه تنها تسلوسوروس ممکن است خون گرم بوده باشد بلکه بسیاری از دایناسورهای دیگر هم ممکن است خونگرم بوده باشند. به این ترتیب شواهدی از گونه های خون گرم هم در اورنیتیشیا و هم در سوریشیا (دو گروه اصلی دایناسورها که در ابتدای عهد مزوزوئیک منشعب شدند) در دست است. تسلوسوروس یک اورنیتیشیا بود: پرندگان که خونگرم هستند از سوروشین ها هستند.

     ابزار تنظیم گرما: به نظر می رسد که بعضی از دایناسورها ساختمان های تنظیم گرما در بدنشان داشته اند. برای مثال اسپینوسوروس و آئوراسوروس بادبان های بزرگی روی پشتشان داشتند و استجوسوروس صفحات بی شماری داشته است. این ابزار شاید برای جمع آوری و انتشار گرما مورد استفاده قرار می گرفته اند. گمان می‌رود که آنها به این ساختمان ها نیاز داشتند تا گرمای بدنشان را تنظیم کنند و این که آنها خونسرد بودند.

    به هرحال با علم امروزی پاسخ دادن به این سؤال که آیا دایناسورها خونسرد بودند یا خونگرم سخت است. ولی افراد زیادی درباره آن کار می کنند و شاید ما به زودی نتیجه کار آنها را ببینیم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    آیا دایناسورها زیاد عمر می کردند؟

    دایناسورها چقدر عمر می کردند؟ خیلی سخت است که به این سؤال جواب دهیم. اخیراً دانشمندان فهمیده اند که بیشتر استخوان های دایناسورها حلقه های رشد داشته‌اند (به نام خطوط رشد) که ممکن است به این سؤال جواب دهد. این خطوط تنها با استفاده از میکروسکوپ قابل دیدن هستند. حلقه رشد دایناسورها شبیه به حلقه رشد درختان است که سن درخت را می توان بر اساس آن تعیین کرد (هر سال رشد برگ ها یک رد در تنه درخت به جا می‌گذارد).

    راه دیگر برای تخمین تعداد سال های زندگی براساس اندازه بدن است که طول عمر جانوران امروزی هم براساس آن تعیین می شود و بر این حقیقت استوار است که جانوران بزرگ معمولاً زندگی های طولانی تری نسبت به حیوانان کوچک تر دارند. به این ترتیب گمان می‌رود که سوروپودهای عظیم الجثه مثل اپتوسوروس، برچیوسوروس، دیپلودوکاس و سوپراسوروس تقریباً 100 سال زندگی می کرده‌اند. دایناسورهای کوچک تر شاید طول عمر کمتری داشته اند.

    بر این اساس دانشمندان طول عمر دایناسورها را چنین تخمین می‌زنند:

    - ترودون - (وزن 50 کیلوگرم)، سه تا پنج سال طول می کشیده تا به بزرگسالی برسد.

    -کرتوسور سانتارسوس رودزینسیس – (وزن بیش از 25 کیلوگرم) هفت تا هشت سال طول می کشیده تا به اندازه بزرگسالی برسد.

    -پروسوروپود ماسوسپوندیلوس کریناتوس (وزن: بیش از 250 کیلوگرم) 15 سال طول می کشیده تا به اندازه بزرگسالی برسد.

    -سوروپود بوتریوسپوندیلوس ماداگاسکارینسیس (وزن 17500 کیلوگرم) 43 سال طول می کشیده تا به اندازه بزرگسالی برسد.

    -کرتوپسین پیتاکوسوروس مونگولینسیس (وزن 80 کیلوگرم). 10 تا 11 سال عمر می کرد.

    نسبت های رشد:

    نسبت های رشد بر اساس حداکثر رشد خزندگان امروزی سنجیده می شود. حتی اگرچه تفاوت‌های متابولیکی بین آنها وجود دارد.

    پروتوسراپتوپس: وزن بزرگسالی 177 کیلوگرم، جانور تازه متولد شده 43/0 کیلوگرم (تخمین زده می شود که وزن جانور تازه متولد شده حدود 90 درصد وزن تخم نیم لیتری باشد). تخمین زده می‌شود که سن بزرگسالی تقریباً 26 تا 38 سال باشد.

    هایپسلوسوروس: وزن بزرگسالی 5300 کیلوگرم، جانور تازه متولد شده 4/2 کیلوگرم. سن بزرگسالی حدود 82 تا 188 سال محاسبه می شود.

    اگر این محاسبات درست باشد، دلالت بر این دارد که دایناسورها بر خلاف تصور خیلی طولانی زندگی نمی کرده اند. استفاده از شکل رشد خزندگان زنده امروزی برای برآورد رشد دایناسورها مناسب نیست. به عنوان مثال هایپسلوسوروس نسبت به خزندگان امروزی خیلی سریع تر رشد می کرده (این موضوع دلالت دارد بر این که این دایناسور نسبت به خزندگان زنده سوخت و ساز خیلی سریع تری داشته) یا قبل از این که به اندازه بزرگسالی برسد دوره بلوغ طولانی‌تری داشته.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور
    آیا دایناسورها سریع راه می رفتند؟

    دایناسورها معمولاً روی پنجه‌هایشان راه می رفتند. به حیواناتی از این قبیل طبقه "پنجه‌ای" می‌گویند. دیگر حیواناتی که در طبقه پنجه‌ای‌ها هستند سگ، گربه و مرغ و خروس هستند. یک پنجه با بخش بافت نرم روی پشت پای این حیوانات مثل یک جذب کننده شوک و تکان عمل می کند. انسان‌ها، خرس‌ها و کروکودیل‌ها به شکل متفاوتی راه می‌روند. آنها طبقه "پا صاف" هستند. دایناسورها اندکی پنجه کبوتری بودند و پنجه‌هایشان به داخل انحنا داشت. بعضی از دایناسورها روی چهارپا حرکت می کردند (اینها چهارپا نامیده می‌شوند) و بعضی روی دوپا حرکت می کردند (اینها حیوان دوپا نامیده می شوند). بقیه امکان دارد که روی دوپایشان می‌دویدند و روی هر چهار پایشان راه می‌رفتند و چرا می‌کردند. بعضی از  دایناسورها آهسته حرکت می‌کردند و دیگران سریع بودند که این امر به ساختمان بدنشان بستگی داشت. امکان دارد که دایناسورهای آخری، که دایناسورهای پرنده مانند بودند بازوهای پردار کوتاهشان را مورد استفاده قرار می دادند. این کار کمک می کرد که به دویدنشان سرعت بدهند و شاید از درختان به زمین سر می خوردند. شاید دایناسورها موقعی که حرکت می‌کردند دم هایشان را برای ایجاد موازنه مورد استفاده قرار می‌دادند و بعضی ممکن است که از دم‌هایشان به منظور به سرعت تغییر مکان دادن و چرخیدن سریع استفاده کرده باشند.  بعضی از دایناسورها یک پنجه کوچک بدون وظیفه داشتند که با زمین تماس پیدا نمی کرد.

     جای پاها چه می گویند؟

    جای پاها حرف‌های زیادی درباره جانوری که آنها را به وجود آورده به شما می‌گویند. جای پاها می توانند این اطلاعات را به شما بدهند:

    -ساختمان پای حیوان (مثل این که آنها چه تعداد انگشت داشتتند، بیشتر وزنشان را روی کدام انگشتان می انداختند، آیا بخش‌های نرمی روی پایشان داشتند و آیا پا صاف بودند

    یا نه).

    -حیوان چگونه راه می رفته (روی دو پا یا روی چهار پا).

    -حیوان چقدر سریع حرکت می کرده (می توان فاصله بین جای پاها و طول پا را تعیین کرد).

     سرعت دایناسورها

     دایناسورهای عظیم الجثه با پاهای کوتاه، مثل دیپلودوکاس، اپتوسوروس، برچیوسوروس و سوروپودهای دیگر، شاید در میان کندترین دایناسورها بودند.

     به خاطر توده بدن، سنگینی و رویه بدن، دایناسورهایی مثل انکیلوسوریدها باید در میان کندترین دایناسورها بوده باشند. اما ردپاهای جدید در بولیوی و آمریکای جنوبی دلالت دارد بر این که آنها به کندی ای که قبلاً تصور می شد نبوده اند.

     سریع ترین دایناسورها، دایناسورهای پرنده مانند بودند. گوشتخواران دوپا (تروپودها) به خاطر داشتن اندام یا دست و پای عقبی بلند لاغر و بدن های سبک، سریع بودند. این دایناسورهای سریع شاید سریع تر از حیوانات خشکی زی امروزی نبودند. برای مثال اورنیتومیموس یک دایناسور سریع فرز بود که شاید با سرعت یک شترمرغ  می‌دویده. یعنی می توانسته با سرعتی بیش از 43 کیلومتر در ساعت بدود.

    جای پای هاردروسور

    بعضی از دیرینه شناسان می توانند سرعت های تقریبی دایناسور را با استفاده از ردپاهای فسیل شده و ساختمان اسکلتی دایناسور به دست آورند. در سال 1976 جانورشناسی به نام "آر. مک نیل الکساندر"، فیل ها، پرندگان، انسان و بسیاری دیگر از جانوران زنده را مورد استفاده قرار داد تا فرمولی را بر اساس سرعت یک حیوان، درازی پا و درازی قدم او به دست آورد. معادله او این است:

    سرعت (m/sec)=0.25*(درازی قدم)1.67* درازی پا))-1.17*(عدد ثابت جاذبه)0.5عدد ثابت جاذبه، 8/9 متر بر مجذور ثانیه m/sec2 . است. درازی پا با استفاده از  معادله های الکساندر برآورد می شود که نسبت بلندی مفصل ران به بلندی بخش پا تا جایی است که با زمین برخورد می کند. این کار لازم است به خاطر این که خیلی مشکل است که تعیین کنیم کدام دایناسور یک گروه از ردپاها را ایجاد کرده. -ردپای فسیل شده- گروهی از ردپاهایی که پیدا می شوند نشان می دهند که یک دایناسور  چگونه راه می رفته. مثل اسب یورتمه می رفته، می دویده یا سنگین و تلوتلو خوران راه می رفته. فاصله بین ردپاها همراه با اندازه ردپاها اندازه گیری می شود. با اینها سرعت های مخلتف را می توان محاسبه کرد. ردپاهای فسیل شده اطلاعاتی درباره نحوه نقل و انتقال دایناسور، سرعت و درازی قدم های او و یا این که روی دو یا چهار پا راه می رفته می دهند. ساختمان پا و این که دم چگونه حمل می شده (هیچ ردی از دم پیدا نشده،

    چنان که احتمال می رود که دم ها عمود و سیخ بوده اند) نیز از اطلاعاتی است که می‌توان از ردپاهای فسیل شده به دست آورد. متأسفانه ربط دادن یک سری از ردپاها با گونه های ویژه ای از دایناسورها غیرممکن است.

    -ساختمان اسکلت- بعد از این که اسکلت دایناسور از بقایای فسیل ها بازسازی می شود، قد پاها و وزنی که تخمین زده شده مورد استفاده قرار می گیرد تا به طور تقریبی حداکثر سرعت جانور محاسبه شود. این کار را می توان با مطالعه جانوران زنده ای که به شکل مشابهی حرکت می کنند انجام داد.

    با استفاده از معادلات الکساندر، سرعت های زیر به وسیله "آر. ای. تالبورن" (1982، در دانشگاه کویینزلند استرالیا) محاسبه شده: -سوروپودامورفز: تا پنج کیلومتر در ساعت (تقریباً اندازه سرعت قدم زدن انسان).

    -استگوسوروس و انکیلوسوروس تا 8-6 کیلومتر در ساعت.

    -بیشتر سوروپودها با سرعت حدود 17-12 کیلومتر در ساعت راه می رفتند. حداکثر سرعتشان 30-20 کیلومتر در ساعت بوده است.

    -تروپودهای بزرگ (مثل تی. رکس) و اورنیتوپودها تا 20 کیلومتر در ساعت.

    -کراتوپسین ها تا 25 کیلومتر در ساعت

    -تروپودهای کوچک، اورنیتوپودها تا 40 کیلومتر در ساعت.

    -انسان حداکثر با سرعت 23 کیلومتر در ساعت (سرعت دو سرعت سریع) حرکت می کند.

     دویدن و وزن، تروپودهای با بازوی کوتاه- بحث هایی در این باره وجود دارد که آیا تروپودها (مثل تی رکس، گیگانوتوسوروس و الوسوروس) می‌توانستند سریع بدوند یا نه. زیرا که اگر می افتادند، بازوهای کوتاهشان جلوی افتادنشان را نمی گرفت و آنها به شکل بدی مجروح می شدند. این حرف به این معنی است که این تروپودهای بزرگ حیوانات کندی بودند.

    دکتر "بروس روتشیلد" از مرکز مفاصل اوهایوی شمالی، با بررسی 14 دنده شکسته از یک الوسوروس شواهدی از جراحت های شفا یافته را پیدا کرده که شاید بر اثر افتادن به وجود آمده باشد. بیشتر احتمال می رود که این اتفاق موقع دویدن رخ داده باشد.

     تحلیل اشعه ایکس یک فسیل الوسوروس نیز دلالت می کند بر این که دنده های الوسوروس در نزدیکی کتف (استخوان شانه) شکسته و شفا یافته باشد. یعنی این که الوسوروس بعد از افتادن های شدید که شاید موقع دویدن رخ می داده بهبود می یافته.

    بنابراین حدس زده می شود که شاید بعضی از تروپودهای با بازوی کوتاه توانایی دویدن

    نداشته اند. چراکه ظاهراً بعد از افتادن نمی توانستند بهبود پیدا کنند. الوسوروس هم مدت زیادی بعد از افتادن های بد بهبود پیدا می کرده.

    در سال 1995 "جیمز فارلو" از دانشگاه "ایندیانا- پوردو" چنین استدلال کرد که یک تی رکس بزرگ نمی توانسته سریع تر از 32 کیلومتر در ساعت بدود. زیرا که اگر با این سرعت می دویده، یک افتادن سخت ممکن بوده او را بکشد. تی رکس وزنی حدود شش تن و قدی بیش از شش متر داشته. اما الوسوروس کمی کوچک تر بوده است. این جانور سه تن وزن و پنج متر طول داشته است. فارلو می گوید که تحلیل های روشیلدز هم در راستای تئوری او است. چرا که الوسوروس کوچک تر از تی رکس بوده (وزن آن کمتر از تی رکس بوده که برخورد را خیلی شدید نمی کرده. چنان که حیوان ممکن بوده بعد از افتادنی که در نتیجه دویدن روی می داده بتواند بهبود یابد). اما آیا این درباره جانوران سنگین تر هم صادق بوده.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، دایناسور