تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:14:07
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 527 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 527 بار
  • بازدید کل : 561117 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    درباره جهانهای موازی...

    در حقیقت این نظریه از نظریه ریسمانی که در ١٠ بعد بررسی می شود گرفته شده دانشمندان فیزیک یک بعد هم به آن اضافه کرده ان که تبدیل شده به تئوری M که قوانینی رو اثبات می کنه که بر اساس انها دیگر هیچ قانونی برای اثبات در فیزیک باقی نمی مونه یعنی به دنبال قوانینی می ره که تو دنیای ما وجود ندارن و میره به دنبال دنیاهای موازی که ممکنه قانون هاشون متفاوت از مال ما باشه تو این تئوری گفته شده که بینهایت دنیا وجود داره که به صورت صفحه کاغذی مسطحند و مانند پردای که در اثر باد تکان می خورد تکان می خورند این دنیاها الزاما مادی نیستند.

    یعنی ممکن است در داخل آنها ماده ای نباشد این دنیاها علاوه بر تکان های شبیه پرده به هم دیگر نزدیک و دور میشوند(البته طبق چیزی که من میدانم که فاصله زیادی دارند)وقتی دو جهان مسطح مواج به هم میرسنددر اثر برخورد آن دو انفجاری حاصل می شود که احتمالا بوجود آمدن ماده به خاطره این انفجار باشد مثلا دانشمندان می گویند احتمالا بیگ بنگ خودمون در اثر برخورد دو جهان موازی باشه که هر کدوم می تونسته مادی باشه یا نباشه پس ممکنه در جاهای دیگر عالم هم دو جهان به هم بخورند و شانسا جهانی عین جهان ما بوجود بیادو یک کپی عین خود ما.چون بینهایت جهان موازی وجود داره هر چیزی ممکنه (شاید ما تا حالا البته از بیگ بنگ به بعدشانس آوردیم که با یه جهانی موازی خودمون برخورد نکردیم یا شاید هم برخورد کردیم و خودمون خبر نداریم...)

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    تصویر جهان در فیزیک امروز (نسبیت به علاوه کوانتوم)

    فیزیک کلاسیک یا فیزیک نیوتونی براساس تئوری نیوتون و دیدگاه مکانیکی وی شکل گرفته است. با ورود تئوری های کوانتوم و نسبیت به عرصه فیزیک و آشکار شدن ناتوانی های فیزیک کلاسیک در چند مورد، برداشت ما از جهان و پدیده های آن به کلی متحول شد. این تحول تئوریک و فلسفی موجب گردید که علم فیزیک عنوان "فیزیک جدید" را بیابد. فیزیک کلاسیک حرکت را جابجایی پیوسته ماده تعریف می کرد، به یک جهان محاسبه پذیر اعتقاد داشت، فضا و زمان را کمیت های مطلق و مجزای از هم در نظر می گرفت، به خاطر دیدگاه مکانیکی خود برخوردی اجزانگرانه با جهان و پدیده هایش داشت، جهان را ماشینی ساعت گونه به تصویر می کشید، به نظم علت و معلولی اعتقاد داشت، فضای فاقد ماده را کاملاً خالی می پنداشت و بالاخره اجزاء اتم و فوتون را ذره های مادی صلب فرض می کرد.

    در یک جمله، فیزیک جدید دنیایی کاملاً متفاوت از آنچه را که ما به آن عادت داریم معرفی می کند و درستی تمامی ادعاهای فیزیک نیوتونی را به زیر سئوال می برد. در رابطه با نظم جهان نیز دیدگاهی کاملاً متفاوت از دیدگاه مکانیکی نیوتون دارد. با تئوری کوانتوم، تفکر تشکیل جهان از ذرات مادی صلب منسوخ می شود و نشان داده می شود که برخورد دو ذره (مثلا دو اتم) هرگز مانند برخورد دو توپ یا دو گلوله جامد نیست. توضیح اینکه، شبیه فضای خالی منظومه شمسی، اکثر حجم اتم را نیز فضای خالی تشکیل می دهد.

    بنابراین، برخلاف تصور ما، در فرآیند برخورد اتم ها، آخرین لایه الکترونی یک اتم با آخرین لایه اتم دیگر تماس نمی یابد و مثلا الکترون های دو اتم با هم تصادم نمی کنند، بلکه فاصله بسیار زیادی بین این دو لایه الکترونی خواهد بود. در حقیقت این فاصله در حدود ابعاد اتم است. انگار دو منظومه شمسی از فاصله چند میلیون کیلومتری هم عبور کنند. بارمنفی الکترون های دو اتم موجب می شود که اتم ها همدیگر را از فاصله ای کیهانی (نسبت به اندازه اتم و الکترون ها) دور کنند و با فاصله بسیار زیادی از کنار هم عبور نمایند. لذا هرگز تماسی از آن نوع که ما به آن عادت داریم وجود ندارد. الان که این کتاب را در دست دارید فاصله بین مولکول های کاغذ و مولکول های انگشتتان در همین مقیاس کیهانی است. اینکه ما کاغذ را زبر یا نرم احساس می کنیم ناشی از تماس مولکول های کاغذ و دست نیست چرا که اصلا تماسی در کار نیست. البته، تردیدی نیست که احساس نرمی (یا زبری) ناشی از تاثیر غیرقابل انکار مولکول های کاغذ و دست بر روی همدیگر است ولی این "تاثیر" ناشی از تصادم مولکول های دست و کاغذ نیست.

     

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    تصویر جهان در فیزیک امروز (تئوری کوانتوم)

    اواخر قرن نوزده مصادف بود با ایامی که دیدگاه اجزانگری شدیداً مورد توجه علم بود. این دیدگاه، دانشمندان فیزیک را تشویق می کرد تا در صدد کشف کوچکترین جزء ماده بی جان باشند، همانطور که زیست شناس ها به دنبال کشف کوچکترین جزء حیات بودند. از این رو، گروه اول سرگرم مطالعه اجزای اتم شدند و گروه دوم به اجزاء سلول پرداختند. کشف تئوری کوانتوم پیامد همین مطالعات بر روی ساختار و اجزا تشکیل دهنده اتم بود. به همین خاطر تئوری کوانتوم اساساً به دنیای داخل اتم تعلق دارد و اجزاء اتم و پدیده های مربوط به آنها را که اصطلاحاً "پدیده های کوانتومی" نامیده می شوند مورد بررسی قرار می دهد. در طی یک قرن از آغاز ورود این تئوری به عرصه علم و تکنولوژی، کارآیی و صحت آن به طور مداوم مورد مداقه قرار گرفته است و تا امروز موردی پیش نیامده است که ما را به رد این تئوری تشویق نماید. کاربردهای عملی آن نیز خود را به شکل ترانزیستور، آی سی، لیزر، میکروسکوپ الکترونی، انرژی هسته ای و... نشان داده است.

    علیرغم تواناییها و کاربردهای عملی اثبات شده آن، این تئوری از همان آغاز برای بسیاری از متفکرین دردسرآفرین بوده است چرا که موضوعاتی را مطرح می کند که سازگاری چندانی با برداشت عادی ما از پدیده های اطرافمان ندارد. همین موضوع باعث شد که نیلزبوهر یکی از بنیانگذاران اصلی و معتقدین سرسخت تئوری کوانتوم چنین اظهار نظر کند : "اگر کسی بعد از خواندن تئوری کوانتوم دچار شوک نشود، این تئوری را درک ننموده است". هنوز هم فیزیک دان هایی هستند که تئوری کوانتوم را مورد انتقاد قرار می دهند و احساس ناخوشایند خود از این تئوری را پنهان نمی کنند.

    از موارد جالبی که در تئوری کوانتوم با آن مواجه می شویم موضوع تجزیه مواد رادیو اکتیو است که یک فرآیند غیرقابل پیش بینی و باصطلاح "راندُم" می باشد. این بدان معنی است که وقتی یک اتم رادیو اکتیو (مثلاً اورانیوم) را در نظر می گیریم نمی توان زمان دقیق تجزیه آن را با قطعیت پیش بینی کرد چرا که ممکن است یک ثانیه بعد و یا یک سال دیگر اتفاق بیافتد. این عدم قطعیت در توضیح فرآیند رادیو اکتیو در مورد تمام پدیده های دنیای اتم (یا پدیده های کوانتومی) صدق می کند و ضربه بزرگی است به فیزیک نیوتونی. یادآوری می شود که در فیزیک نیوتونی عدم قطعیت جایگاهی ندارد چرا که همه پدیده ها محاسبه پذیر و قابل پیش بینی هستند و ما اساساً با یک جهان محاسبه پذیر طرف هستیم. شایان ذکر است که وقتی مجموعه ای از تعداد بسیار زیادی از اتم های رادیواکتیو را در نظر می گیریم، فرآیند تجزیه آن مجموعه را می توان به کمک علم احتمالات با دقت بالایی توضیح داد و مثلا گفت که در فلان مدت نصف آن مجموعه تجزیه خواهد شد. به عبارت دیگر، هرچند می توان گفت که نصفی از اتم ها تجزیه خواهند شد ولی هرگز نخواهیم توانست بگوییم که کدامیک از اتم ها تجزیه خواهند شد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    تصویر جهان در فیزیک امروز (تئوری نسبیت)

    تئوری نسبیت خاص یکی از دو تئوری مهم فیزیک مدرن است که انیشتین با ارائه آن در سال 1905 برداشت ما را از فضا، زمان ماده و انرژی به طور اساسی تغییر داد. به زبانی ساده، این تئوری عبارتست از علم مکانیک جدید که جایگزین مکانیک نیوتونی شده است و اشیاء مادی، حرکت و نور را بررسی می کند. برخلاف مکانیک نیوتونی که به فضا و زمان به عنوان کمیت های مستقل و مطلق می نگرد، در تئوری نسبیت فضا و زمان به هم پیوسته اند و یک چارچوب یا یک محیط پیوسته چهار بعدی به نام "فضا- زمان" را تشکیل می دهند.

    دیگر اصطلاحاتی مانند گذشته، حال و آینده مفاهیم عادی خود را از دست می دهند چرا که تئوری نسبیت خاص نشان می دهد که ناظرهای مختلف برداشت های مختلفی از زمان وقوع یک اتفاق مشخص دارند و بسته به سرعت حرکت ناظرها نسبت به همدیگر، آنچه برای فردی در گذشته اتفاق افتاده برای فرد دیگر در آینده یا حال اتفاق می افتد. همچنین، موضوع همزمانی اتفاقات دیگر چندان معنی دار نیست چرا که اگر من و شما یک اتفاق مشخص را شاهد باشیم و به فرض من نسبت به شما با سرعت بالایی حرکت کنم دیگر آن اتفاق را همزمان درک نخواهیم کرد. در قسمت های بعدی کتاب چند مثال در این مورد خواهیم آورد. نکته بسیار مهم تر اینکه تئوری نسبیت ناظر را هم وارد بحث می کند. برخلاف دیدگاه مکانیکی که جهان را ماشینی تعبیر می کند که مستقل از وجود ناظر به کارش ادامه می دهد، در تئوری نسبیت خاص ناظر قسمتی از رویداد است. همانگونه که بعداً خواهیم دید این موضوع اثرات عمیقی بر فلسفه و برداشت ما از جهان گذاشته است.

    نوآوری دیگر انیشتین در تئوری نسبیت خاص ارتباط دادن ماده به انرژی است. معادله مشهور انیشتین (2E = mc) دست آورد همین تئوری است. طبق این معادله، ماده همان انرژی و انرژی همان ماده است. به عبارت دیگر، در فیزیک کلاسیک ذرات انهدام ناپذیر فرض می شوند ولی در تئوری نسبیت ذرات را می توان به انرژی خالص تبدیل نمود و بعکس. یعنی انرژی را هم می توان به ماده تبدیل کرد. نیروگاه هسته ای و بمب اتمی براساس همین معادله بسیار ساده انرژی ماده را آزاد می کنند.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    فلسفه علم تحلیلی (آنگلوساکسون)

    تصویر جهان در فیزیک دیروز امروز به زبان ساده (روایت دکتر ناصری)

    تصویر جهان در فیزیک دیروز چگونه بود؟

    تجربه نشان می دهد که یک توپ ساکن نمی تواند بدون علت از حالت سکون خارج شود. اگر ضربه ای به آن وارد شود شروع به حرکت خواهد نمود. در این حالت، خروج توپ از حالت سکون (معلول) به خاطر ضربه ای خواهد بود که بر آن وارد شده است (علت). مشاهدات و تجربیات مشابه نشان می دهند که هر معلولی ناشی از علتی است. ترک شیشه، اوجگیری هواپیما، شروع جنگ، صعود بالون، سقوط اقتصادی، دزدی سارق، ابرقدرتی یک کشور، شیوع بیماری و غیره همگی معلول هایی هستند که علت هایی آنها را پدید آورده اند. در علم امروز هر پدیده ای که براساس قانونی اتفاق بیافتد یک پدیده نظم دار شناخته می شود و نظمی را که ناشی از قانون علت و معلول باشد، نظم علت و معلولی می نامند که دست کم در مورد تمام پدیده های ملموس ما در جهان صدق می کند. اعتقاد بر این است که ما در یک جهان کاملاً قانوندار و با نظم و ترتیب بسر می بریم، جهانی که در آن هیچ پدیده ای بدون علت اتفاق نمی افتد.

    حدود دو و نیم قرن قبل، نیوتون به گونه ای خاص نظم عالم را به تصویر کشید که به "دیدگاه مکانیکی" شهرت یافت. این دیدگاه جهان را به یک ماشین عظیم تشبیه می کند که کار آن براساس نظم و اصول خاصی است. اساس دیدگاه مکانیکی بر سه قانون استوار است که اثرات اجزاء یک سیستم (مثلاً ماشین جهان) را به زبان ریاضی بیان می کنند. این سه قانون به قدری فیزیک قرن 17 را متحول ساخت که کم کم فیزیک آن روز به "فیزیک نیوتونی" مشهور شد. اساساً از همین ایام هست که علمی به نام فیزیک نظری رسماً شکل می گیرد و به عنوان فیزیک کلاسیک موجودیت پیدا می کند. در نبوغ نیوتون همین بس که وی ریاضیات مورد نیاز برای توضیح تئوری اش را نیز خود ابداع می کند که به "ریاضیات دیفرانسیلی" معروف است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    نقدی برای بررسی سفر به زمان

    چند اشکال در این کار است، اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یکپارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده (نقیض) خودش دردرونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم، بهتاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور می‌توانم آنجا باشم. یا مثلااگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمده‌ام؟ یک راه حلیکه برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظریهامکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست، اما ترتیبوقایع در آنها فرق می‌کند. پس وقتی که به عقب بر می‌گردیم در یک جهان دیگروجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازیوجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدیدمی‌آید

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    ریسمان های کیهانی ماشینی برای گذر به زمان

     

    آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می‌دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می‌دهند و چون مرزهای فضا - زمان را مغشوش می‌کند، لذا می‌شود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    سیاهچاله ماشینی برای سفر به زمان

    سیاهچاله‌ها اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره‌ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.

    کرم چاله ماشینی برای سفر به زمان

    کرم چاله: یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود. این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    ایده جالب جابجایی در بعد زمان

     

    یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را می‌خوانید، زمان در حول و حوش و به پیش می‌رود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل می‌شود. نشانه‌اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ می‌شویم و می‌میریم. پس زمان در جریان است. آلبرت انیشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته‌تر صورت می‌گیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمی‌گردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بینهایت میل می‌کند؛ لذا نمی‌شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. برخلاف نویسنده‌ها و خیال پردازها که فکر می‌کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت می‌گیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله‌های دوار ، کرمچاله‌ها و ریسمانهای کیهانی.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    جدال فیزیک و متافیزیک

    با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است

    مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است

    پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خو را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    وسعت عالم

    دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.

    به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی
    فضای بیکران

    . اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.

    در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن ار گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز "خود" های دیگران را نخواهیم دید

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : چالشهای فیزیک ، جهان موازی