تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:18:28
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 109 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22182 بار
  • بازدید کل : 559246 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    اختراع اسرار آمیز خط

    با اختراع نوشتن بود که بشر به کمک آن توانست تاریخ به یادگار بگذارد و دانسته های خود را محفوظ نگاه دارد و پیشرفت کند.

    اما نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فرا گرفتند؟ حدود شش هزار سال قبل مردمی که سریعتر از همه، جاده تمدن را در می نوردیدند، ظاهرا سومری ها و مصری ها بودند که به ترتیب در بین النهرین (وادی بین دجله و فرات) و دره نیل به سر می بردند، این مردمان در کار ابداع فن نوشتن بودند ، البته امروزه قدیمی ترین خط کشف شده مرب.ط به جیرفت تمدنی کهن از ایران است که متعلق به 4500 سال قبل از میلاد است و هنوز زور گشایی نشده است.

    شش هزار سال قبل دهقانهای مصری که مکلف بودند سبدی چند از فراورده غله خود را به تحصیلدار مالیاتی تحویل دهند، تصویر زمخت سبد را بر دیوار کلبه خود می کندند و کنار آن به تعداد سبدهایی که داده بودند علامت می گذاشتند.

    بله، نخستین طرز نوشتن بدین صورت بود، یعنی نوشتن با عکس (شکل نگاری)، این شکل از نوشتن مصور آنقدر بود که تقریبا همه اقوام ابتدایی از آن استفاده می کردند.

    مدتها پیش عده ای از سرخ پوستان امریکایی با پنج زورق و به رهبری سردار قبیله خود شاه ماهیگیران ظرف سه روز از دریاچه سوپریور عبود کردند و به سلامت پای به خشکی گذاشتند و چون می خواستند یاد این رویداد مهم جاوید بماند، تصویر یادگاری آن را بر دیواره یک صخره ، نقش کردند.

    در اینجا تصویری که از روی آن کشیده شد، نقل می شود، ساختن یک تصویر زمخت، مثل تصویر افرادی که در زورق نشسته اند آسان بود، اما ترسیم یک اندیشه یا تصور، یا گذران سه روز بنظر دشوار می نمود.

    از این جهت بود که سرخ پوستان نشانه ای را که برای خورشید داشتند با نشانه آسمان یکی کردند تا، بدین ترتیب بر مدتی که خورشید قوس آسمان را می پیماید (مفهوم نگاری) دلالت کند؛ یعنی مدت یک روز، آن گاه سه عدد از این علامت مرکب که پهلوی هم قرار گیرد، مفید معنی سه روز خواهد بود.

    البته آن شاه ماهیگیران می خواست مردم بدانند که او رهبر بی چون و چرای قوم خو بود و توانست آنان را به ساحل سلامت سوق دهد، او به صورت پرنده ای که بر زورق اول نقش شده نمودار گردید و نقش سنگ پشت، که نزد سرخ پوستان امریکایی علامت زمین است ، نشان می دهد که سالم به خشکی پیاده شدند.

     

    تصویر داستان شاه ماهیگیران

    این نوع نوشتن، نوشتن ساده و مصور است که در آن تصویرها و علامتها با هم ترکیب می شود و اشیاء و نام افراد و تصورات ساده از قبیل روز، به خشکی پیاده شدن و ... را بیان می کند. بیشتر اقوام ابتدایی از این مرحله قراتر نرفتند اما در انواع جدید نوشتن، گو اینکه با نوشتن مصور آغاز یافت، برای نمایاندن شکل اشیاء، دیگر از تصویر یاری نگرفتند.

    بلکه به جای آن از نشانه های قراردادی استفاده کردند و به کمک این نشانه ها، کلمات با اصوات را، که از آنها کلمه ساخته می شود، نمایش می دادند (صورتنگاشت).

    چینی ها و ژاپنی ها یک نوع نوشتن ابداع کرده بودند که بسیار پیچیده بود در این طرز نوشتن، هر کلمه با یک علامت یا با اتحاد چند علامت بسیط، نمایش داده می شود با این طرز نوشتن هر چیز را می توان بیان کرد.

    اما فرا گرفتن آن خیلی دشوار است یا به نظر ما چنین می آید، زیر مجبوریم تعداد بسیار زیادی علامت حفظ کنیم. تعداد این علامات تقریبا معادل تعداد کلماتی است که در این زبان می توان بیان کرد.

    نوشتن غربیها که به هیچ وجه با نوشتن چینی ها و ژاپنی ها شباهت ندارد، به کمک الفبایی مرکب از بیست و شش جرف با علامت انجام می گیرد و این علامات ترجمان کلمات نیست بلکه نمایشگر اصوات اصلی است که با به کار بردن آن اصوات کلمات را تلفظ می کنیم.

    الفبای لاتین از رومی ها و الفبای رومی از یونانی ها گرفته شد. اینکه یونانی ها این الفبا را از کجا یاد گرفتند، به طور یقین نمی دانیم اما احتمال دارد از فنیقی ها گرفته و فنیقی ها هم به نوبه خود آن را از مصری ها قرض کرده اند.

    اگر الفبای ما ریشه مصری داشته باشد قطعا مثل الفبای چینی و ژاپنی، ابتدا شکل مصور داشته، اما پیشرفت و تکمیل آن از طریق دیگری انجام یافته و راه جداگانه ای پیموده است. زیرا این علامتها شکل اشیا را نشان نمی داد بلکه صوتهای هجایی هر کلمه را که تلفظ می شد، نمایان می ساخت.

    اما چون اصوات هجایی، فوق العاده زیاد است در این طرز نوشتن هم ناچار علامتهای بسیار زیادی وجود داشت که باید همه را به خاطر سپرد.

    با این اوصاف به مرور زمان، تعدادی علامت جداگانه ابداع شد که کار آنها نمایاندن صوتهای هجایی نبود بلکه صوتهای اصلی را نمایش می داد و این صوتها همانها است که وقتی با هم ترکیب می شود صوتهای هجایی را می سازد.

    سود مهم این ابداع این بود که هر کس به کمک چندین علامت مختصر (بیست و شش علامت در الفبای انگلیسی) و ترکیب درست این علامتها می تواند صدای هر هجا و صدای هر کلمه را نمایش دهد.

     

    پس از اختراع فن نوشتن

    انسان شروع کرد به نگهداری سوابق، مکتوب کارها و اندیشه های خود. اوایل، این قسمت نوشتها خیلی اندک بود اما رفته رفته که فن نوشتن نشر یافت و صورتی درست تر و سنجیده تر پیدا کرد، یادگارهای مکتوب کاملتر و مفصلتر شد.

    تا به امروز که در تمام کشورهای متمدن می بینیم کتابخانه ها و بناهای ملی و خانه های خصوصی مملو از انوع و اقسام یادگارها و سوابق چاپی و خطی (دست نویس) شده است.

    بدون این آثار و سوابق تاریخ بشر ناچار صورتی پیدا می کرد غیر از آنچه در واقع می بود و ما نیز صرف نظر از چهره واقعی تاریخ، درباره گذشته بشر آگاهی مختصری می داشتیم.

    پس اختراع فنی نوشتن از مهمترین رویدادهای تاریخ بود، زیرا نخست فن نوشتن روش ما را در آموختن تاریخ بهتر کرد و دوم راه ها و خط سیر وقایع تاریخ را تغییر داد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی
    کشف اسرار صداهای مرموز در معابد باستانی!

    محققان در حال کشف اسرار تمدنهای باستانی هستند که خانه هایی معبد مانند می ساخته اند، خانه هایی که می توانسته با ایجاد صداهای ترسناک و عجیب و غریب و نمایشهای نوری وهم انگیز بزرگترین جنگجویان را وحشت زده کند.

    ظهور زمینه علمی باستان شناسی صوتی، پیوندی میان تحلیلهای پیشرفته صوتی و شیوه های قدیمی باستان شناسی است و نتیجه این همکاری علمی، ایجاد درک جدیدی از فرهنگهایی خواهد بود که از فنون صداسازی برای سرگرمی، اجرای مراسم مذهبی، و کنترل سیاسی استفاده می کرده اند.

    "میریام کولار" از دانشگاه استنفورد بر روی فرهنگ سه هزار ساله چاوین در دشتهای مرتفع پرو مطلعه کرده است. وی به همراه همکارانش از مسیرهای پر پیچ و خم تونلهای زیر زمینی، فاضلاب و تالارهای ورودی این تمدن نقشه برداری کرده اند که در آنها پژواک صداها هیچ شباهتی به پژواک های واقعی ندارند، بلکه آواهایی وهم انگیز و گاه به شدت ترسناک هستند.

    به گفته کولار در این معماری باستانی ساختارها با یکدیگر همخوانی نداشته و محیط صوتی در آنها نسبت به جهان طبیعت کاملا متفاوت است. نگاره های به جا مانده از این فرهنگ نشان می دهند مردم در این تمدن به شدت شیفته تجربیات حسی بوده اند و از این رو از آوا و نور برای ایجاد این چنین تجربیاتی استفاده می کرده اند.

    پیکرنگاری ها نشان می دهند افرد در حالات روحی مختلفی خود را با ویژگی های حیوانی ترکیب می کرده اند و نشانه هایی وجود دارند که بیانگر رواج مصرف مواد گیاهی توهم زا در میان این فرهنگ است. در صورتی که استفاده از این گیاهان آنها را اغنا نمی کرده، این افراد از نور آفتاب برای اختلال در سایه های افرادی که در مراسم حضور داشته اند و یا صداسازی برای وارد شدن به حالات روحی مختلف استفاده می کرده اند.

    امواج صوتی یک نوع صدف دریایی که در سال 2001 در میان این راهروها ردیابی شده است، فرکانسی از خود ایجاد می کرده که می توانسته افرادی که از گیاهان توهم زا استفاده کرده بودند را به شدت تحت تاثیر خود قرار دهد. از این رو دانشمندان به این نتیجه رسیدند که امواج صوتی در زندگی چاوینی ها نقشی بسیار حیاتی را به عهده داشته است.

    منطقه "چاوین دو هانتار" در پرو تنها جایی نیست که صداها نقشی مهم را ایفا می کنند. مایانها نیز در استفاده از امواج صوتی در کنترل جمعیتی بزرگ تبحر داشته اند. "دیوید لوبمن" مهندس صدایی که به مدت 12 سال بر روی قلمرو مایانها مطالعه کرده است می گوید پژواک صدای پرنده در معبد "کوکولکان" که پدیده ای بسیار شگفت انگیز است کاملا هدفمند به وجود آمده است. به گفته وی این پژواک بسیار وهم انگیز بوده و به هیچ وجه عادی نیست.

    در تحلیلهای لوبمن ساختار صوتی آواز پرنده "کوئتزال" که مایانها آن را کشف کرده اند، با پژواک صدای کف زدن در معبد "چیچن ایتزا" مورد مقایسه قرار گرفت و نتایج ساختاری مشابه را میان این دو نوع امواج صوتی نمایان کردند. به گفته لوبمن راز این پژواکهای غیر عادی در ویژگی های آواشناختی راه پله پر شیب جلوی معبد نهفته است.

    از دیگر شگفتی های تمدن مایانها ساخت سیستم صوتی ویژه اجتماعات بزرگ بوده است، به شکلی که فروانروایان مایانی می توانسته اند در میدانی بزرگ صدها نفر از فرماندهان نظامی خود را بدون فریاد کشیدن فرا بخوانند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی
    قبرستان عجیب

    سوارکاران وحشی سوار بر اسب های چابک از جلگه های پهناورِ آسیا بدینجا آمدند؛ کشتند؛ بردند، در آتش کشیدند و سپس ، بسوی غرب کوچیدند  .

    آنها که دوهزار سال قبل امپراطوری های بزرگ اروپا  را در برابر خویش به لرزه در آوردند، از اقوام  سکا، هون، آوار و مغول بودند .

    این سوارکاران وحشی چه کسانی بودند؟ چرا امپراطوری های  قدرتمندِ قارۀ اروپا  با همۀ برج و حصار های خویش  نتوانستند در برابر این اقوام ایستادگی کنند.

    تاریخ کهن اروپا و آسیا موضوع پژوهشی هرمان پارسینگر باستان شناس آلمانی می باشد. وی در در سواحل منطقۀ سایبریای دریای  ینیسی با گروهی از پژوهشگراه روسی گورهای ماقبل تاریخیِ معروف به کورگان را جستجو می نماید و زیر بررسی قرار می دهد. این منطقه بعد از جنگ جهانیِ اول برای دانشمندان غربی ممنوع الورود اعلام  گردید و در نقشۀ باستان شناسی ثبت نشده باقی ماند.

    هرمان پارسینگر وتیمش درصخره های آنسوی ینیسی موفق به اکتشافات مهمی درین مورد گردیده اند.  بنابر آثار یافت شده، اقوامی که قبلاً درین منطقه زندگی می کردند، پیش از همه تصاویر حیوانات را از خویش برجای گذاشته اند.

    آیا ابزاررسامی شدۀ مثل تیر و کمان برای شکار استفاده میگردیده اند یا بعنوان اسلحۀ مرگ آوردر مبارزۀ  تن بتن ؟ وتیراندازان این جلگه چه کسانی بوده اند؟

    گورستان سوچانیشا در کنار کوهستان مقدس با مساحت چندین کیلومتر دارای هزارها قبر  است.

    براستی هم چه موضوعی این محل را چنین خارق العاده می کرده است وکدام اقوام  مردگان خویش را درینجا دفن می نموده اند؟

    برخی ازین گور ها متعلق به  قوم هون است.ازین گورستان  اما هزاران سال  متمادی استفاده می شده  است و باشندگان  تقریباً همۀ فرهنگ های سایبریایی درینجا مردگان خویش را بخاک  می سپرده اند. ازین جمله هون ها آخرین قوم می باشند. اجساد آنها در قشر اولی زمین قرار دارد. این امر را در شکل  مستطیلی قبور و پوشش  آنها با تخته های سنگی  بخوبی  می توان دید. دکمه های برنجی وهمچنان ظروف سفالین  نشان دهندۀ صریح بودن  شماری ازین قبور مربوط به قوم سکاست.

    این گورستان گنجینۀ فرهنگیِ چندین قوم تا بعد از زمان هونان در حدود سالهای تولد حضرت مسیح ع می‌باشد. اما دفن مردگان درینجا، بیش از ششهزار سال قبل در عصر فرهنگیِ افاناسِیوو یا عصر مس آغاز گردیده بود.

    تعدادی از ظروف  یافت شده  به  زمان بخش اخیر دورۀ برنجی معروف به دورۀ فرهنگیِ اندرونوو مربوط می باشند، تمدنی که ازینجا تا منطقۀ ارال گسترش یافته بود. و برخی ابزار جنگی همچون دستگیرِکمان و کارد پیدا شده درین محل مربوط به دورۀ فرهنگیِ کارازوک در هزارۀ دوم پیش از میلاد است. فرهنگ کارازوک ِمسمی بنام  یکی از شاخه های فرعی  سمت چپِ دریای ینیسی، ازین محل مبدأ می گیرد و تا مغولستان و شمال چین گسترش می یابد.

    متعاقباً قوم سکا درینجا حضور می یابد. خنجر های آنها در شمال چین ، اروپای شرقی و قفقاز نیز یافت شده است. سپس هون ها آمدند؛ سکا ها را ازینجا فرار دادند و ششصد سال بعد برهبریِ امپراطور آتیلا  خویش را به قارۀ اروپا رسانیدند.

    تحقیقات اما حالا توسط مداخلات انسانها در طبیعت دشوار تر گردیده است. یک سد آبیِ عظیم که در صورت نیاز آب دریای ینیِسی را درینجا مهار می کند، باعث ویرانی قبور بیشماری در نواحیِ سواحل گشته است، زیرا قبور را آبِ سد از میان بر می دارد و برای همیشه  نابود می سازد.

    با ساختن ِبندِ آبِ ینِسی تعداد زیادی از آثار باستانی بر روی زمین برای دانشمندان و همچنان نسل های آینده از دست رفته است. این عقیده که با حفریاتِ دراز مدتِ  بیست ساله ، بررسی  ها ختم می گردند و  همۀ آثار  نجات می یابند، تصوری بیش نمی باشد.

    همچون کورگان های که در سواحل ازبین می روند، در کوهستان ها هنوز موجود می باشد، زیرا گورهای منجمد در آن بالایی ها ذریعۀ اقلیم  مرتفعِ سرد می توانند خیلی خوب حفظ گردند.

    محدودۀ سراشیبیِ دامنه های کوه  محل مناسبی برای  یک گورِستان می باشد و محل کافیِ برای مراسم خاکسپاری در اختیار می گذارد . دامنۀ کوه، گور ها را در برابر نور زیادِ آفتاب و گرمای آن محفاظت می کند.

    باستان شناسان به یافتنِ آثاری مشابه به کشفیات کوهستان آلتای در جوار اینجا امیدوارند. مومیایی های پیدا گردیده در آلتای با طلا پوشش یافته و توسط هوای خشک کوه ها و کتله های یخِ اغلب متشکل در داخل گور ها، کاملاً سالم  باقی مانده اند.

    در جنوب کوه های سایان میان سابیریا و مغولستان، جمهوری خود مختارِ فدراسیون روسیه تووا قرار دارد. اکثر شهروندانِ تووا اکنون بعد از فروپاشیِ شوروی  دوباره مثل صد ها سال قبل در خیمه های سنتیِ خویش موسوم به یورته زندگی می کنند. این نوع زندگی  با طبیعت، روش بود و باش قبلیِ مردم تووا بوده است.

    جمهوری تووا با جلگه های پهناورش آدم را به تفکر وا می دارد. تأمل در بارۀ فرهنگ، طبیعت، تمدن وبیابان های بی آب و علف. آیا اقوام مسکون گزین در یک سرزمین  واقعاً از کوچیانِ خانه بدوشِِ پیشین پیشرفته‌ترند؟

    ساختمان گورها و محل های نیایش بدین اشاره دارند که دربعضی مناطقِ اینجا فرهنگ  ماقبل تاریخی  پیشرفتۀ موجود بوده است.

    زمانی که در بارۀ اقوام سکا،هون،آوار و حتی ترک و مغول می اندیشیم باید بدانیم که آنها مکرراً از جلگه های پهناور آسیا و اروپا  تا اروپای شرقی و مرکزی پیشروی کرده  و موجب تغییرات زیادی در آنجا گردیده اند. شاید مثلاً در مصر از دیدگاه تاریخ بشری آثار با اهمیت تری انکشاف یافته بوده باشد،اما اگر بخواهیم تاریخ مردم اروپای مرکزی را درک کنیم، باید مسایل مربوط به آنرا جدی تر بررسی نمائیم و توجه خویش را بسوی این اقوام بیشتر معطوف گردانیم.

    اقوام شرق بر تاریخ اروپا تأثیر مهمی برجای گذاشته اند.این گور های بزرگ یا کورگان نمایانگرِ دانش و فرهنگ آنهاست؛ فرهنگی که اغلب جنگ را دربر می گرفت و اقوام مقیم ومسکن گزین زیادی با فرهنگ پیشرفتۀ خویش نمی توانستند در برابر آن ایستادگی  کنند.

    امر مسلم این می باشد که سه هزار سال قبل یک امپراطوریِ  و تمدن قدرتمند بنام اورارتو در دامنۀ کوه مرتفع ارارات در ارمنستان  وجود داشت. بنابر روایاتی کشتیِ حضرت نوح (ع) در قلۀ  همین کوه  به زمین نشسته است.   

    حصار ایربونی که آغاز تأسیس شهراریوان شمرده می شود،  ۷۸۰ سال پیش از میلاد احداث گردیده است. این حصارموجب قدرتمندیِ اهالیِ "اورارتو" گردید.شاهزادگانِ اورارتو قصر ها را مسکونی ساختند.آنها با پوشش کاهیِ سقف خانه، درجۀ حرارت اتاق ها را همواره سرد و مطبوع نگه می داشتند.

    امپراطوری شرقیِ اورارتو در دامنۀ ارارات توسط سه رب النوع محافظه می شد... و طبعاً توسط حصار ظاهراً غیر قابل تسخیرش.

    اورارتو که درحوزۀ مثلثِ کشورهای امروزۀ  ترکیه، ایران وارمنستان قرار داشت، درزمان جماهیرشوروی برای پژوهشگران غرب ممنوع الورود بود .بعد از فروپاشیِ  شوروی برای غربی ها امکان فعالیت در ارمنستان میسر گردید.

    پژوهشگران درینجا یک برج و باروی  نهفته در زیر خاک را کشف نموده اند.این سنگر در نگاه اول تپۀ سنگیِ  به مساحت چهار کیلومتر مربع  بنظر می رسد. حصار ها، دروازه ها و برج های نگهبان تنها در تصور باستان شناسان  تجسم پیدا می کنند.

    علت اعمار یک قلعۀ بزرگ درین منطقۀ  غیر مسکونی توسط شاهان اورارتو چه بوده است؟ آیا آنها از سوارکارانِ آمده از شرق می ترسیدند؟

    موجودیت ثروت های طبیعیِ مثل حیوانات، زمین جهت کشاورزی و چوب درین منطقه علت اصلی تصرف وی توسط اَرگیشتی پادشاه "اورارتو" بوده است. وی جهت حفظ درازمدت این مُلک، این دژ مستحکم را بوسیلۀ زندانیان جنگی و اسیران اعمار نمود؛ درآن یک مرکز اداری بناکرد و مردم  را به پرداخت مالیات هنگفتی  وادار ساخت.

    در قسمت بنای دژهوروم تنها کار مهندسان اورارتایی قابل تمجید نمی باشد، بلکه باید فشار های متدوامِ بار های گذاشته شده برشانه های مردمِ مقیم اینجا وتغییرات صورت پذیرفته  در محیط زیستِ آنزمان نیز مدنظر گرفته شود. برای اعمار این قلعه، دست کم به یک جنگل متوسط نیاز می رفت. بدینترتیب  غارتِ منابع طبیعی منطقه در آنزمان آغاز شده بود که اکنون به بی جنگلیِ آن انجامیده است. مقیم بودن همواره نخستین گام جهت غارت محیط زیست بشمار می رود.

    اورارتایی ها با غارتِ منابع طبیعی  ومسکن گزین شدن ، خود  موجب انقراض خویش  گردیدند؛ ضربۀ کشنده را بر آنها  اما سوارکارانِ شرقیِ اسرار آمیز وارد کردند.بدین گونه بود که  یکی از پر شکوه ترین قلعه های مجلل آنها بنام کارمیر بلور نیز قربانیِ تدابیر حملاتیِ سکا ها گردید.

    اوروتایی ها با استحکام حصارهای خویش در برابر کوچی های بدویِ سوارکار، خود را مطمئن احساس می کردند. این اطمینان آنها اما اشتباهی بیش نبود. سکا ها دروازۀ مستحکم ورودی را آگاهانه بجایش نصب باقی گذاشته اند.

    آنها حملۀ غافلگیرانۀ خویش را از یک محل ضعف این قلعه یعنی از یک دروازۀ جانبی آغاز می نمودند و تیرهای آتشین را از بالای اسبهای چالاک خود پرتاب می کردند.  این سوارکاران که تیر های شان  قلعه را به یک جهنم سوزان مبدل می ساخت، خود به دشواری  می توانستند هدف قرار بگیرند.

    سکا ها از هرج و مرج بهره جسته  به دروازۀ فرعی حمله می بردند و ازین راه به مخازن اورارتایی ها نفوذ می کردند. هدف آنها غارت گنجینه های این قوم بود.سکا ها قبل از سوختن همۀ غنایم، آنچه را که می توانستند با خود می بردند بدون اینکه رب النوعانِ اروراتایی ها به این قوم کمی  کرده باشند.

    بدین شیوه یک قلعۀ مستحکم و مجلل کاملاً طعمۀ حریق گشت.امروز تنها قسمت های باقیماندۀ خشت های آتشفام را می توان از آنزمان دید و بس. "کارمیر بلور" نام این محل ، که تل سرخ  معنی می دهد نیز از روی رنگ همین خشت ها گرفته شده است.

    سکا ها، قوم اورارتا را ضعیف ساخته بودند.امپراطوریِ قدرتمندِ شان از درون منحل گردید.آنها قلعۀ"هوروم" را بدون جنگ به سکا ها واگذار گردیدند و دو جهانِ متفاوت با هم روبرو شدند، زیرا کوچی های ظاهراً بدوی برای این  امپراطوریِ متمدن  و بی تحرک گزینۀ دیگری باقی نگذاشته بودند.آیا این حالت استثنایی بود.

    اندریاس فورت وَنگلر باستان شناس دیگر آلمانی در منطقۀ از کشور گورجستان و فاصلۀ دوصد کیلومتری این محل آثار یک تمدن ناشناختۀ مدفون را ردیابی  می کند.  بخش بیشتر این منطقۀ تا کنون حفاری نشده توسط پزوهشگران مورد کاوش قرار نگرفته است.همۀ کار ها درینجا راهگشای عملیاتِ آینده می باشد.

    فورت وَنگلر با گرهی از متخصصان  که بگفتۀ مغرورانۀ خودش هریکی  در رشتۀ خویش استادی ماهراند به رهبری  وی، یک شهرک دورۀ تاریخیِ آهن را از زمان ۷۰۰ سال پیش از میلاد، از زیرِ خاک بیرون کشیده اند.

    آنها یک سال پیش به آثار باقیماندۀ یک خانۀ رعیتی یا ملکِ زراعتی، از یک فرهنگِ هنوز بی نام روبرو شدند. کاوش ها اکنون درآن منطقه بطور منظم ادامه می یابند. از یک قشر به ضخامت سه سانتی متر به قشر دیگر.

    باستان شناسان که مرتباً به قبور برمی خوردند، اسکلت های چند کودک را از دورۀ تاریخیِ آهن کشف می کنند. علت مرگِ این اطفال چه بوده است؟

    کاوشگران علاوه از نوک های تیر که نشانۀ بدون تردیدِ  قوم سکا ست، آثاری از یک آت شسوزی  را در آنجا می یابند. برای اندریاس فورت وَنگلر موضوع روشن می باشد. وی می کوشد یک رویداد ۲۶۵۰سال پیش را دوباره  نزدش مجسم گرداند.

     نباید فراموش کرد که سکا ها ابزار مؤثری در اختیار داشتند.این اسلحه  با نوک کج و زهر آلود خویش بسیار ناخوشایند و اغلب با زهرِ پوسیدگیِ اجساد، آغشته بوده است. تیرخوردگان بدون هیچگونه احتمالی برای زندگی، پس از مدت کوتاهی جان می سپردند. ما این وضع را درینجا مشاهده می کنیم. سکا ها این کودکان را مورد حمله قرار داده  و سپس همه چیز را آتش زده اند.

    لاشه های حیوانات درینجا هرسو افتاده است؛ یا مردم منطقه ربوده شده  و یا اینکه قبل ازحملات فرار نموده اند. مطمئناً  باید حادثۀ وحشتناکی اتفاق افتاده باشد. زمانی آدم می تواند  وضع رادر ذهنش تصور بنماید که درینجا زندگی بکند و مورد تاخت و تاز اقوام سوارکارِ مناطق دور قرار گیرد.مردم منطقه  ازین حالت بیم می ورزیدند، زیرا در برابر این حملات  اصلاً آمادگی نداشتند. سکا ها بر اقوام مسکونی گورجستان نیز همچون بالای باشندگان ارمنستان در ساحۀ جنگ زیاد برتری داشتند.

    باستان شناسان در گورجستان، ارمنستان و سایبریا در جستجوی حل معمای گذشتۀ بشریت اند.سفرهای دور و دراز و شرایط اقلیمیِ دشوارثابت می کند  که ساحۀ باستان شناسی بالاتر از تنها ترمیم ظروف و حصارها را دربر می گیرد. کشف فرهنگ های مفقودالاثر و پیام آنها موضوع اصلیِ این دانش می باشد. فرهنگ نشئت گرفته از جلگه های پهناورِ آسیا بیشتر از آنچه تا کنون گمان برده می شده است با تاریخ اروپا ارتباط دارد. برای حصول یک تصویر اصولی و اساسی از تمدن اروپا، کشف و حل اسرار نهفته در اعماق گسترۀ شرق اهمیت زیادی را  برخوردار می باشد.

    تبارسوارکاران جلگه های شرق اغلب با دیدی متکبرانه، وحشی یاد می گردیدند. این مردم را که دربسیاری از مسایل بر اقوام مسکونی برتری داشتند، تنها بدلیل تفاوت های شان،دیگران  به دیدۀ تحقیر می نگریستند. هرچند که هیچ قصری ازین اقوام  تا کنون برجای نمانده است، اما آنها به محیط زیست  نیز دستبرد نزدند  و به تعبیرامروزی دارای طرحی گزینه برای زندگی بوده اند. بشر امروزی به همین دلیل  می تواند ازین سوارکاران مرموز نیز روش زندگی را بیاموزد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی
    مقدمه نویسنده وبلاگ

    تمدنهای باستانی و حتی خرده‌فرهنگها و فرهنگهایی که به صورت تمدن عظیم درنیامده و مضبوط نشده‌اند و همچنین تمدنهایی که فرصت ماندگاری در طول تاریخ را به هر علت ند اشته‌اند، همواره اسراری را در خود پنهان داشته‌اند و دارند که به اسانی قابل کشف و استخراج نمی‌باشند.

    دشواری‌های این اسرار نه تنها باعث نشده که اساتید باستانشناسی و دیرینه‌شناسی مایوس شوند، بلکه مشتاقانه به استخراج این سوالات پرداخته و نسل بعد از خود را برانگیخته می‌کنند.

    در اینجا به ذکر نمونه‌هایی جالب می پردازم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی