تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:19:56
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 115 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22188 بار
  • بازدید کل : 559252 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    اسرار نهفتۀ قوم سکا

    سوارکاران وحشی سوار بر اسب های چابک از جلگه های پهناورِ آسیا بدینجا آمدند؛ کشتند؛ بردند، در آتش کشیدند و سپس ، بسوی غرب کوچیدند  .

    آنها که دوهزار سال قبل امپراطوری های بزرگ اروپا  را در برابر خویش به لرزه در آوردند، از اقوام  سکا، هون، آوار و مغول بودند .

    این سوارکاران وحشی چه کسانی بودند؟ چرا امپراطوری های  قدرتمندِ قارۀ اروپا  با همۀ برج و حصار های خویش  نتوانستند در برابر این اقوام ایستادگی کنند.

    تاریخ کهن اروپا و آسیا موضوع پژوهشی هرمان پارسینگر باستان شناس آلمانی می باشد. وی در در سواحل منطقۀ سایبریای دریای  ینیسی  با گروهی از پژوهشگراه روسی گورهای ماقبل تاریخیِ معروف به کورگان را جستجو می نماید و زیر بررسی قرار می دهد. این منطقه بعد از جنگ جهانیِ اول برای دانشمندان غربی ممنوع الورود اعلام  گردید و در نقشۀ باستان شناسی ثبت نشده باقی ماند.

    هرمان پارسینگر و تیمش در  صخره های آنسوی ینیسی موفق به اکتشافات مهمی درین مورد گردیده اند.  بنابر آثار یافت شده، اقوامی که قبلاً درین منطقه زندگی می کردند، پیش از همه تصاویر حیوانات را از خویش برجای گذاشته اند.

    آیا ابزار رسامی شدۀ مثل  تیر و کمان برای شکار استفاده می گردیده اند یا بعنوان اسلحۀ مرگ آوردر مبارزۀ  تن بتن ؟  وتیراندازان این جلگه چه کسانی بوده اند؟

    گورستان سوچانیشا در کنار کوهستان مقدس با مساحت چندین کیلومتر دارای هزارها قبر  است.

    براستی هم چه موضوعی این محل را چنین خارق العاده می کرده است وکدام اقوام  مردگان خویش را درینجا دفن می نموده اند؟

    برخی ازین گور ها متعلق به  قوم هون است.ازین گورستان  اما هزاران سال  متمادی استفاده می شده  است و باشندگان  تقریباً همۀ فرهنگ های سایبریایی درینجا مردگان خویش را بخاک  می سپرده اند. ازین جمله هون ها آخرین قوم می باشند. اجساد آنها در قشر اولی زمین قرار دارد. این امر را در شکل  مستطیلی قبور و پوشش  آنها با تخته های سنگی  بخوبی  می توان دید. دکمه های برنجی وهمچنان ظروف سفالین  نشان دهندۀ صریح بودن  شماری ازین قبور مربوط به قوم سکاست.

    این گورستان گنجینۀ فرهنگیِ چندین قوم تا بعد از زمان هونان در حدود سالهای تولد حضرت مسیح ع می باشد.

    اما دفن مردگان درینجا، بیش از ششهزار سال قبل در عصر فرهنگیِ افاناسِیوو یا عصر مس آغاز گردیده بود.

    تعدادی از ظروف  یافت شده  به  زمان بخش اخیر دورۀ برنجی معروف به دورۀ فرهنگیِ اندرونوو مربوط می باشند، تمدنی که ازینجا تا منطقۀ ارال گسترش یافته بود.

    و برخی ابزار جنگی همچون دستگیرِکمان و کارد پیدا شده درین محل مربوط به دورۀ فرهنگیِ کارازوک در هزارۀ دوم پیش از میلاد است. فرهنگ کارازوک ِمسمی بنام  یکی از شاخه های فرعی  سمت چپِ دریای ینیسی، ازین محل مبدأ می گیرد و تا مغولستان و شمال چین گسترش می یابد.

    متعاقباً قوم سکا درینجا حضور می یابد. خنجر های آنها در شمال چین ، اروپای شرقی و قفقاز نیز یافت شده است.

    سپس هون ها آمدند؛ سکا ها را ازینجا فرار دادند و ششصد سال بعد برهبریِ امپراطور آتیلا خویش را به قارۀ اروپا رسانیدند.

    تحقیقات اما حالا توسط مداخلات انسانها در طبیعت دشوار تر گردیده است. یک سد آبیِ عظیم که در صورت نیاز آب دریای ینیِسی را درینجا مهار می کند، باعث ویرانی قبور بیشماری در نواحیِ سواحل گشته است، زیرا قبور را آبِ سد از میان بر می دارد و برای همیشه  نابود می سازد.

    با ساختن ِبندِ آبِ ینِسی تعداد زیادی از آثار باستانی بر روی زمین برای دانشمندان و همچنان نسل های آینده از دست رفته است. این عقیده که با حفریاتِ دراز مدتِ  بیست ساله ، بررسی  ها ختم می گردند و  همۀ آثار  نجات می یابند، تصوری بیش نمی باشد.

    همچون کورگان های که در سواحل ازبین می روند، در کوهستان ها هنوز موجود می باشد، زیرا گورهای منجمد در آن بالایی ها ذریعۀ اقلیم  مرتفعِ سرد می توانند خیلی خوب حفظ گردند.

    محدودۀ سراشیبیِ دامنه های کوه  محل مناسبی برای  یک گورِستان می باشد و محل کافیِ برای مراسم خاکسپاری در اختیار می گذارد . دامنۀ کوه، گور ها را در برابر نور زیادِ آفتاب و گرمای آن محفاظت می کند.

    باستان شناسان به یافتنِ آثاری مشابه به کشفیات کوهستان آلتای در جوار اینجا امیدوارند. مومیایی های پیدا گردیده در آلتای با طلا پوشش یافته و توسط هوای خشک کوه ها و کتله های یخِ اغلب متشکل در داخل گور ها، کاملاً سالم  باقی مانده اند.

    در جنوب کوه های سایان میان سابیریا و مغولستان، جمهوری خود مختارِ فدراسیون روسیه تووا قرار دارد.اکثر شهروندانِ تووا اکنون بعد از فروپاشیِ شوروی  دوباره مثل صد ها سال قبل در خیمه های سنتیِ خویش موسوم به یورته زندگی می کنند. این نوع زندگی  با طبیعت، روش بود و باش قبلیِ مردم تووا بوده است.

    جمهوری تووا با جلگه های پهناورش آدم را به تفکر وا می دارد. تأمل در بارۀ فرهنگ، طبیعت، تمدن وبیابان های بی آب و علف. آیا اقوام مسکون گزین در یک سرزمین  واقعاً از کوچیانِ خانه بدوشِِ پیشین پیشرفتهترند؟

    ساختمان گورها و محل های نیایش بدین اشاره دارند که دربعضی مناطقِ اینجا فرهنگ  ماقبل تاریخی  پیشرفتۀ موجود بوده است.

    زمانی که در بارۀ اقوام سکا،هون،آوار و حتی ترک و مغول می اندیشیم باید بدانیم که آنها مکرراً از جلگه های پهناور آسیا و اروپا  تا اروپای شرقی و مرکزی پیشروی کرده  و موجب تغییرات زیادی در آنجا گردیده اند. شاید مثلاً در مصر از دیدگاه تاریخ بشری آثار با اهمیت تری انکشاف یافته بوده باشد،اما اگر بخواهیم تاریخ مردم اروپای مرکزی را درک کنیم، باید مسایل مربوط به آنرا جدی تر بررسی نمائیم و توجه خویش را بسوی این اقوام بیشتر معطوف گردانیم.

    اقوام شرق بر تاریخ اروپا تأثیر مهمی برجای گذاشته اند.این گور های بزرگ یا کورگان نمایانگرِ دانش و فرهنگ آنهاست ؛ فرهنگی که اغلب جنگ را دربر می گرفت و اقوام مقیم ومسکن گزین زیادی با فرهنگ پیشرفتۀ خویش نمی توانستند در برابر آن ایستادگی  کنند.

    امر مسلم این می باشد که سه هزار سال قبل یک امپراطوریِ  و تمدن قدرتمند بنام اورارتو در دامنۀ کوه مرتفع ارارات در ارمنستان  وجود داشت. بنابر روایاتی کشتیِ حضرت نوح ع در قلۀ  همین کوه  به زمین نشسته است.  

    حصار ایربونی که آغاز تأسیس شهراریوان شمرده می شود،  ۷۸۰ سال پیش از میلاد احداث گردیده است. این حصارموجب قدرتمندیِ اهالیِ "اورارتو" گردید.شاهزادگانِ اورارتو قصر ها را مسکونی ساختند.آنها با پوشش کاهیِ سقف خانه، درجۀ حرارت اتاق ها را همواره سرد و مطبوع نگه می داشتند.

    امپراطوری شرقیِ اورارتو در دامنۀ ارارات توسط سه رب النوع محافظه می شد... و طبعاً توسط حصار ظاهراً غیر قابل تسخیرش.

    اورارتو که در حوزۀ  مثلثِ کشورهای امروزۀ  ترکیه، ایران و ارمنستان قرار داشت، در زمان جماهیر شوروی برای پژوهشگران غرب ممنوع الورود بود .بعد از فروپاشیِ  شوروی برای غربی ها امکان فعالیت در ارمنستان میسر گردید.

    پژوهشگران درینجا یک برج و باروی  نهفته در زیر خاک را کشف نموده اند.این سنگر در نگاه اول تپۀ سنگیِ  به مساحت چهار کیلومتر مربع  بنظر می رسد. حصار ها، دروازه ها و برج های نگهبان تنها در تصور باستان شناسان  تجسم پیدا می کنند.

    علت اعمار یک قلعۀ بزرگ درین منطقۀ  غیر مسکونی توسط شاهان اورارتو چه بوده است؟ آیا آنها از سوارکارانِ آمده از شرق می ترسیدند؟

    موجودیت ثروت های طبیعیِ مثل حیوانات، زمین جهت کشاورزی و چوب درین منطقه علت اصلی تصرف وی توسط اَرگیشتی پادشاه "اورارتو" بوده است. وی جهت حفظ درازمدت این مُلک، این دژ مستحکم را بوسیلۀ زندانیان جنگی و اسیران اعمار نمود؛ درآن یک مرکز اداری بناکرد و مردم  را به پرداخت مالیات هنگفتی  وادار ساخت.

    در قسمت بنای دژهوروم، تنها کار مهندسان اورارتایی قابل تمجید نمی باشد، بلکه باید فشار های متدوامِ بار های گذاشته شده برشانه های مردمِ مقیم اینجا وتغییرات صورت پذیرفته  در محیط زیستِ آنزمان نیز مدنظر گرفته شود. برای اعمار این قلعه، دست کم به یک جنگل متوسط نیاز می رفت. بدینترتیب  غارتِ منابع طبیعی منطقه در آنزمان آغاز شده بود که اکنون به بی جنگلیِ آن انجامیده است. مقیم بودن همواره نخستین گام جهت غارت محیط زیست بشمار می رود.

    اورارتایی ها با غارتِ منابع طبیعی  ومسکن گزین شدن ، خود  موجب انقراض خویش  گردیدند؛ ضربۀ کشنده را بر آنها  اما سوارکارانِ شرقیِ اسرار آمیز وارد کردند.بدین گونه بود که  یکی از پر شکوه ترین قلعه های مجلل آنها بنام کارمیر بلور  نیز قربانیِ تدابیر حملاتیِ سکا ها گردید.

    اوروتایی ها با استحکام حصارهای خویش در برابر کوچی های بدویِ سوارکار، خود را مطمئن احساس می کردند. این اطمینان آنها اما اشتباهی بیش نبود. سکا ها دروازۀ مستحکم ورودی را آگاهانه بجایش نصب باقی گذاشته اند.

    آنها حملۀ غافلگیرانۀ خویش را از یک محل ضعف این قلعه یعنی از یک دروازۀ جانبی آغاز می نمودند و تیرهای آتشین را از بالای اسبهای چالاک خود پرتاب می کردند.  این سوارکاران که تیر های شان  قلعه را به یک جهنم سوزان مبدل می ساخت، خود به دشواری  می توانستند هدف قرار بگیرند.

    سکا ها از هرج و مرج بهره جسته  به دروازۀ فرعی حمله می بردند و ازین راه به مخازن اورارتایی ها نفوذ می کردند. هدف آنها غارت گنجینه های این قوم بود.سکا ها قبل از سوختن همۀ غنایم، آنچه را که می توانستند با خود می بردند بدون اینکه رب النوعانِ اروراتایی ها به این قوم کمی  کرده باشند.

    بدین شیوه یک قلعۀ مستحکم و مجلل کاملاً طعمۀ حریق گشت.امروز تنها قسمت های باقیماندۀ خشت های آتشفام را می توان از آنزمان دید و بس. "کارمیر بلور" نام این محل ، که تل سرخ  معنی می دهد نیز از روی رنگ همین خشت ها گرفته شده است.

    سکا ها، قوم اورارتا را ضعیف ساخته بودند.امپراطوریِ قدرتمندِ شان از درون منحل گردید.آنها قلعۀ"هوروم" را بدون جنگ به سکا ها واگذار گردیدند و دو جهانِ متفاوت با هم روبرو شدند، زیرا کوچی های ظاهراً بدوی برای این  امپراطوریِ متمدن  و بی تحرک گزینۀ دیگری باقی نگذاشته بودند.آیا این حالت استثنایی بود.

    اندریاس فورت وَنگلر باستان شناس دیگر آلمانی در منطقۀ از کشور گورجستان و فاصلۀ دوصد کیلومتری این محل آثار یک تمدن ناشناختۀ مدفون را ردیابی  می کند.  بخش بیشتر این منطقۀ تا کنون حفاری نشده توسط پزوهشگران مورد کاوش قرار نگرفته است.همۀ کار ها درینجا راهگشای عملیاتِ آینده می باشد.

    فورت وَنگلر با گرهی از متخصصان  که بگفتۀ مغرورانۀ خودش هریکی  در رشتۀ خویش استادی ماهراند به رهبری  وی، یک شهرک دورۀ تاریخیِ آهن را از زمان ۷۰۰ سال پیش از میلاد، از زیرِ خاک بیرون کشیده اند.

    آنها یک سال پیش به آثار باقیماندۀ یک خانۀ رعیتی یا ملکِ زراعتی، از یک فرهنگِ هنوز بی نام روبرو شدند. کاوش ها اکنون درآن منطقه بطور منظم ادامه می یابند. از یک قشر به ضخامت سه سانتی متر به قشر دیگر.

    باستان شناسان که مرتباً به قبور برمی خوردند، اسکلت های چند کودک را از دورۀ تاریخیِ آهن کشف می کنند. علت مرگِ این اطفال چه بوده است؟

    کاوشگران علاوه از نوک های تیر که نشانۀ بدون تردیدِ  قوم سکا ست، آثاری از یک آت شسوزی  را در آنجا می یابند. برای اندریاس فورت وَنگلر موضوع روشن می باشد. وی می کوشد یک رویداد ۲۶۵۰سال پیش را دوباره  نزدش مجسم گرداند.

     نباید فراموش کرد که سکا ها ابزار مؤثری در اختیار داشتند.این اسلحه  با نوک کج و زهر آلود خویش بسیار ناخوشایند و اغلب با زهرِ پوسیدگیِ اجساد، آغشته بوده است. تیرخوردگان بدون هیچگونه احتمالی برای زندگی، پس از مدت کوتاهی جان می سپردند. ما این وضع را درینجا مشاهده می کنیم. سکا ها این کودکان را مورد حمله قرار داده  و سپس همه چیز را آتش زده اند.

    لاشه های حیوانات درینجا هرسو افتاده است؛ یا مردم منطقه ربوده شده  و یا اینکه قبل ازحملات فرار نموده اند. مطمئناً  باید حادثۀ وحشتناکی اتفاق افتاده باشد. زمانی آدم می تواند  وضع رادر ذهنش تصور بنماید که درینجا زندگی بکند و مورد تاخت و تاز اقوام سوارکارِ مناطق دور قرار گیرد.مردم منطقه  ازین حالت بیم می ورزیدند، زیرا در برابر این حملات  اصلاً آمادگی نداشتند.

    سکا ها بر اقوام مسکونی گورجستان نیز همچون بالای باشندگان ارمنستان در ساحۀ جنگ زیاد برتری داشتند.

    باستان شناسان در گورجستان، ارمنستان و سایبریا در جستجوی حل معمای گذشتۀ بشریت اند.سفرهای دور و دراز و شرایط اقلیمیِ دشوار ثابت می کند  که ساحۀ باستان شناسی بالاتر از تنها ترمیم ظروف و حصار ها را دربر می گیرد. کشف فرهنگ های مفقودالاثر و پیام آنها موضوع اصلیِ این دانش می باشد.

    فرهنگ نشئت گرفته از جلگه های پهناورِ آسیا بیشتر از آنچه تا کنون گمان برده می شده است با تاریخ اروپا ارتباط دارد. برای حصول یک تصویر اصولی و اساسی از تمدن اروپا، کشف و حل اسرار نهفته در اعماق گسترۀ شرق اهمیت زیادی را  برخوردار می باشد.

    تبارسوارکاران جلگه های شرق اغلب با دیدی متکبرانه، وحشی یاد می گردیدند. این مردم را که دربسیاری از مسایل بر اقوام مسکونی برتری داشتند، تنها بدلیل تفاوت های شان،دیگران  به دیدۀ تحقیر می نگریستند. هرچند که هیچ قصری ازین اقوام  تا کنون برجای نمانده است، اما آنها به محیط زیست  نیز دستبرد نزدند  و به تعبیرامروزی دارای طرحی گزینه برای زندگی بوده اند. بشر امروزی به همین دلیل  می تواند ازین سوارکاران مرموز نیز روش زندگی را بیاموزد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، سکا
    اسرار رومیان باستان در اسکلت‌های شهر پمپی

    کشف بقایای شهر پمپی در ایتالیا که در سال ۷۹ بعد از میلاد مسیح در نتیجه فوران کوه آتشفشان «وزوو» نابود شد، همچنان شناخت بیشتری از زندگی مردم روم باستان از جمله شکاف طبقاتی در این جامعه، رژیم غذایی و خدمات بهداشتی آن ارائه می دهد. برای بسیاری از مردم وحشت زده پمپی، انبار بزرگ محصولات کشاورزی که در حومه شهر «اپلنتیس» واقع بود، پناهگاهی مناسب برای فرار از گدازه های آتشفشان بود.

    در حدود ۵۰ نفر در آن جا پناه گرفته بودند و اسکلت این افراد به طور شگفت انگیزی محفوظ مانده بود.

    کشف اسکلت های به جا مانده جالبی درباره نحوه زندگی مردم ساکن در پمپی ارائه می دهد.

    اغلب ما تصور می کنیم که مردم روم باستان، قامتی کوتاه تر از انسان های امروزی داشته اند اما این تصور کاملا غلط است. در واقع، مردم روم باستان، بلندتر از مردم امروزی ساکن در ناپل هستند.

    همچنین اسکلت های مربوط به دوقلوهای کشف شده، نشانه هایی از بیماری سفلیس مادرزادی را در خود دارد.

    اگر چنین چیزی درست باشد، این نظریه که این بیماری از طریق کریستوف کلمب و دریانوردان او در قرن ۱۵ به اروپا انتقال داده شد، قابل تامل است. اما کشف این ۵۴ اسکلت، جنبه های دیگری از جامعه روم باستان را هم نشان می دهد. باستان شناسان به محض کشف این اسکلت ها، دریافته اند که آنها در دو گروه قرار دارند. اسکلت تعدادی از آنها در بخشی از اتاق قرار داشت بدون آن که شی و کالایی در کنار آنها دیده شود.

    این در حالی است که در طرف دیگر اتاق در کنار مجموعه اسکلت ها، طلا، جواهرات و مجموعه ای از اشیا قیمتی دیده می شد بنابراین به راحتی می توان افراد را به دو دسته ثروتمند و فقیر تقسیم کرد.

    یکی دیگر از نتایج به دست آمده در این باره این است که هم ثروتمندان و هم فقرا در شهر پمپی، رژیم غذایی مناسبی داشته اند.

    حقیقت این است که ثروتمندان، احتمالا اتاق های غذاخوری مجللی داشته اند، اما فقرا هم درعین حال رژیم غذایی خوبی داشته اند.

    بررسی های انجام شده روی بقایای به دست آمده از یک مجتمع مسکونی مربوط به افراد طبقه متوسط در شهر «هرکولانیوم» که در نزدیکی شهر پمپی، واقع است نشان می دهد مردم عادی ساکن در این منطقه دارای رژیم غذایی قابل توجهی بوده اند که شامل دانه های روغنی، انجیر، تخم مرغ و مرغ بوده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، روم
    اسرار پزشکى روم باستان

     

     جراحی‌های شگفت انگیز در روم باستان

    تصاویری از یک عمل جراحی باستانی که توسط باستان شناسان ایتالیایی کشف شده، جزئیات امکانات و قابلیت های پزشکی در عصر رومی‌ها را نشان می‌دهد. برخلاف تصور معمول، ابزارهای پزشکی این عصر در نهایت ظرافت و دقت ساخته می‌شده‌اند و نمونه‌های یافت شده نشان می‌دهند که عمل‌های جراحی و بیماری‌هایی که پزشکان درمان می‌کردند طی این 1800 سال چندان تغییر نکرده است.

    بخیه کردن زخم ها جزء عمده ترین اعمال درمانی پزشکان و رایج‌ترین توصیه پزشکان به بیماران رعایت یک رژیم غذایی مناسب بوده‌اند. در صورت نیاز و موارد اورژانسی پزشکان برای ویزیت بیماران به خانه بیماران می‌رفتند. محققان 17 سال است که در حال کار روی «خانه جراح» هستند، این محل طی حفاری‌ها کشف شده و دیوارنگاره کشف شده در آن پر جزئیات‌ترین تصویر مربوط به عملیات پزشکی در زمان روم باستان را نشان می‌دهد. یافته‌های به دست آمده در این محل به تازگی و برای بار نخست برای مشاهده در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند.

    دکتر رالف جکسون مدیر مجموعه رومی- انگلیسی «بریتیش میوزیوم» و متخصص طب باستان می‌گوید؛ «این مهمترین یافته‌یی است که در این زمینه تاکنون در جهان کشف شده است.»

    در میان سایر موارد یافت شده طی این حفاری‌ها، چاقوهای ظریف جراحی و ظروف خاص تهیه و نگهداری دارو به چشم می‌خورد. دکتر جکسون می‌گوید؛ «این ابزارها کل پروسه درمانی از معاینه تا درمان بیماری‌ها را روشن می‌کند در حالی که یافته‌های پیشین همگی ناقص بوده‌اند.

    «ما توانستیم دریابیم که چگونه با استفاده از افیون و سایر مواد خلسه آور بیمار بیهوش می‌شد تا روی او جراحی صورت بگیرد.» یکی از غیرمنتظره‌ترین اکتشافات ظرف سرامیکی به شکل پای انسان است که می‌تواند کاملاً یادآور فرآیند درمانی در فیزیوتراپی‌های امروزی باشد. پس از قرارگیری پای انسان داخل این ظرف با استفاده از روغن یا آب داغ که وارد ظرف می‌شد پای بیمار درمان می‌شد. دررفتگی مفاصل نیز جزء عمده ترین مشکلات بیماران در آن زمان بوده که به وسیله گرما یا سرما درمان می‌شد.

    کشفیات اخیر نشان می‌دهد که پزشکان احتمالاً ابتدا سعی می‌کردند با استفاده از رژیم غذایی مناسب بیماری را درمان کنند، در مرحله بعد دارو تجویز می‌کردند و در صورت موثر واقع نشدن اقدام به جراحی می‌کردند. این جراحی شامل کشیدن دندان (که ابزارهای آن نیز در سایت حفاری یافت شده) تا جراحی جمجمه و مغز می‌شده است؛ «ما توانستیم ابزارهای بسیار ظریفی را بیابیم که جراح ابتدا با آنها سوراخ ظریفی در جمجمه ایجاد می‌کرده و سپس با کمک آن ابزار جمجمه را می‌شکافته تا قطعات ریز ناشی از شکستن جمجمه را خارج کند. بسیار جالب است که پزشکان در آن زمان می‌دانستند در صورت شکستگی جمجمه باید قطعات ریز استخوان را خارج کنند تا به مغز آسیبی وارد نکند.» از سوی دیگر جعبه ابزارها و وسایل پزشکی کشف شده نشان می‌دهد پزشک در هر زمانی آمادگی آن را داشته که به سرعت خود را به بخشی دیگر از شهر برساند و بیمار دیگری را تحت درمان قرار دهد. در خانه این جراح یک اتاق معاینه و جراحی وجود دارد که شباهت زیادی به نمونه‌های امروزی دارد. اتاق معاینه میزی بزرگ و صندلی نرم مخصوص پزشک دارد و در اتاق جراحی نیز تختی دیده می‌شود که بیمار روی آن دراز می کشیده است. این خانه در قرن دوم قبل از میلاد ساخته شده و در سال 200 قبل از میلاد در آتش سوخته. این خانه یکی از سایت‌های تاریخی است که در سال 1989 هنگام از ریشه درآوردن یک درخت در «پیازا فراری» ایتالیا یافت شد. این حفاری ها توسط دولت ایتالیا انجام شده و تاکنون هزینه یی معادل 750 هزار یورو داشته است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، روم
    اسرار نفرین اهرام مصر باستان

     کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان مرموزترین شخصیت های تاریخ به شمار می روند تا جایی که نحوه زندگی برخی از آنان کتابهایی مستقل به چاپ رسیده است . هوش و زیرکی این کاهنان در سایه تمدن مصر تنها به دایره نفوذ انکار پذیر آنان ساختار حکومت فراعنه ختم نمی شود ؛ آنان با تسلط به برخی علوم مانند فیزیک ،شیمی و با استفاده از نوع معماری و مواد مهلک و سمی مقبره فراعنه به مکانهای بسیار مرگبار تبدیل می کردند تا جایی که هر فرد راه یافته به گنجینه های مدفون در مقابر اگر حتی از تله های گوناگون ، فرو ریختن سقف و ... عبور کنند گرفتار گازهالی سمی می شود که در فضای بسته انتظار هر راهزنی را می کشد

    «لرد کارنارون» و«هوارکارتر»باستان شناسان معروف انگلیسی بودند که سرنوشت عجیسبشان موجب شد در سراسر جهان مشهور شوند. این دو باستان شناس دیوار مقبره توتن تامون را به منظور اکتشافات باستانی تخریب کردند . نارون اولین نفر وارد مقبره شد و در حالی که نور از داخل فوران می کرد کارتر پرسید ، چه می بیبنی ؟

    نارون چیزهای شگفت انگیز مقبره که پر از طلا بود که معروفترین آن ماسک مومیایی وی است و... در حدود چهل روز بعد از این ماجرا هوار کارتر از قاهره تلگرافی دریافت کرد که به او خبر داده شد لرد کار نارون به طور جدی بیمار است و تب شدیدی دارد هنگامی که کارتر به ملاقات لرد کارنارون رفت وی دوازده روز بود که با تب های بسیار شدید دست و پنجه نرم می کرد و در همان شب مرد .

    چند روز بعد ، باستان شناس امریکایی – آرتور میس – که به کارتر کمک کرده بود رفت تا دیوار اتاق فرعون را خراب کند احساس تشنگی کرد و پیش از آنکه پزشکان بتوانند اظهار نظر بکنند وی هم مرد !

    فردای آن روز میلیاردر معروف امریکایی جرج جی گل ولر- که او هم در تخریب دیوار مقبره فرعون شرکت داشت از مرگ دوست خود لرد کار نارون بشدت غمگین شده بود تب شدیدی کرد و به تشخیص پزشکان بر اثر نارسایی قلبی مرد .*. هنگامی که ماسک طلایی توتن تانون را به موزه قاهره بردند همه از نفرین آن واهمه داشتند – درتاریخ 3 نوامبر 1962 (12آبان 1341) یکی از پرفسورهای پزشکی و زیست شناسی دانشگاه قاهره – بعد از مطالعه تمامی نظریه ها و طرح نظریه رادیو اکتیویته و همچنین طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل آمادگی خود را برای اعلام نظریه علمی در باب این باصطلاح «نفرین» اعلام کرد . پروفسور عزالدین طاها این اسرار آمیز را شکسته بود روزنامه نگاران سراسر جهان به سالن همایش هجوم آوردند پروفسور اعلام کرد : چندین سال است که من تعداد فراوانی از باستان شناسان و کار کنان گنجینه ها را معاینه می کنم .

     در تمامی موارد مشاهده کردم که در بدن مریض های من ویروس وجود دارد که مجب تورم مجار تنفس و تب های شدیدی می شود با تحقیق در مورد این بیماری در مرکز میکروب شناسی قاهره برخی ویروس های خطرناک را تشخیص دادم که موجب ناخوشی گوناگون است بین آنها ویروس آپسوژینوس نپژر7 نیز این ویروس می تواند در درون مومیایی ها و مقابر و اهرام حدود حداقل سه تا چهار هزار سال زنده بماند .

    وی گفت : این فکر نفرین را رد می کند و من علت مرگ را ویروس می دانم نفرین الان هم بعضی که نیروی فوق طبیعی در اهرام اعتقاد دارند که من آن را رد می کنم .

    این نظریه تا حدود بسیاری ترس را از بین برد چون همه چیز علمی بود . چند روز بعد پرفسور طاها در یکی از جاده ها ی قاهره به همراه دونفر از همکاران علمی اش تصادف کرد ودر دم جان سپرد و جالب آنکه در تشریح پسر پرفسور طاها نشان داد که وی نیز قربانی نارسایی قلبی شده است .

    اکثر متفکران هم نفرین را رد می کنند چرا که خود پرفسور طاها نیز همان ویروس را دارا بوده که به علت تحقیق روی مرده ها به آن مبتلا می باشد به نظر می آید که اهرام در طی سالیان تمامی رموزش در حال آشکار شدن است..

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، مصر
    بعد از 12 سال اسرار خانوادگی مایاها کشف شد

    در مکزیک باستان شناسان در کاوش های خود موفق شدند مقبره یکی از حاکمان اقوام مایا با قدمتی حدود یک هزار و پانصد سال قبل را کشف کردند.

     

    به گزارش سرویس دانش و فناوری برنا، باستان شناسان موسسه باستان شناسی و تاریخ مکزیک بعد از کاوش های خود در تپه های واقع در مناطق جنوبی مکزیک در نزدیکی استان چیاپاس، مقبره ای یک هزار و پانصد ساله متعلق به یکی از حاکمان اقوام مایا را کشف کردند.

     

     بر اساس گزارش رویترز، باستان شناسان پس از کاوش های خود در این مقبره ظروف سفالی با قدمت زیاد به همراه پارچه و اشیای تزئینی ساخته شده از مروارید یافته اند.

     

     به گفته باستان شناسان مکزیکی ابن مقبره خانوادگی در سال 1999 میلادی توسط گروهی از باستان شناسان کشف شد، اما از آن زمان تا به امروز موفق به راه یابی به فضای داخلی آن نشده بودند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، مایا
    رد پای فرازمینی ها در ایران

    مقایسه انسان هایی با لباس هایی سراندرپا با سرهایی بزرگ که شبیه به ماسک های فضانوردان می ماند با نقش یک انسان معمولی.

     

    مواجه شدن با چنین نقش و نگارهایی عجیب و غریب، به انسان های امروزی این پیام را می دهد که دل مشغولی بشر نسبت به موجودات فرا زمینی فقط منحصر به عصر حاضر نبوده ، بلکه از زمان هایی بسیار کهن (هزاره های ماقبل تاریخ) دردورانی که انسان ها حتی تیزکردن سنگ را برای شکار نمی دانسته اند ،  نقش های اسرار آمیزی از آنها بر جای مانده است که بعضاً انسان های امروزی هم از درک و فهم آنها عاجز و متحیرند.

    نقش انسان هایی با ظواهری ملبس و شبیه به فضانوردان امروزی که شکل گام برداشتن های آنها در نقوش نیزهمگون به انسان معمولی نمی ماند، سرهایی بزرگ و تنه هایی کلفت و پاهایی ظاهراً کوتاه. درصورتی که اکثر نقوش انسان های دیگر که بربوم های سنگی حک شده اند، اغلب بدون لباس و درحالت هایی شبیه چندین خط ساده به هم چسبیده هستند که اکثراً مشغول کاری خاص همچون : شکار ، اجرای رقص های آیینی یا کارکرد هایی شبیه به شرایط زندگی محیطی وطبیعی خود هستند.

    در اسطوره های کهن ملل جهان نیزمباحثی در خصوص انسان های فرا زمینی سخنانی به میان آمده است .

    اسطوره ارابه آتشین ، که نشان از آشنایی ذهنی انسان های کهن به ابزار و ساز وکارهای پرواز باشرایط خاص دارد و ما در زیر به توضیح می پردازیم:

      

    یک شئ آیرودینامیک که شباهت نزدیک به سفینه یا رهنورد های فضایی دارد . انسانی با لباسی عجیب و سری بزرگ که شباهت به لباس و کلاهخود فضانوردان دارد.

     

     از طرف دیگر نشان ها و ظواهرنقوش طوری است که آنها نمی توانند ابزار و ادوات معمولی زندگی مردمان آن اعصار باشند ، لذا آنچه که به ذهن متبادر می شود، این است که نقوش یا به وسیله انسان های معمولی آن دوران براساس دیده ها یا شنیده هاشان صورت گرفته یا اینکه این نقوش و علایم توسط انسان هایی از کراتی دیگر با تمدن های موازی به وجود آمده اند.

    نقوش وعلایم از دو زاویه قابل تعمق و بررسی است:

    1- وجود نقش ها و نشان های غیرمتعارف و بعید با زندگی انسان های ادوار کهن :

    الف – وجود نقوش انسان هایی با لباس هایی ظاهراً سراندر پا و یک پارچه که بیشتر به لباس فضانوردان امروزی شباهت دارند.

    ب-  وجود نقوش اشیا و ابزار هایی شبیه سفینه ها و ره نوردهای فضایی امروزی( اجسامی که دارای پایه هایی در زیر ، اغلب نوک تیز و آیرودینامیک) به تعداد قابل توجه که شباهت های زیادی به هم دارند ، اگرچه با فاصله های بعید از هم و طی دوره های مختلف حکاکی شده اند.

    پ- وجود خطوط و علایمی که در تاریخچه پیدایش خطوط کلیه ملل جهان بدیل آنها را نمی یابیم ، بعضی از آنها زیاد تکرار شده اند و بعضی ها منحصربفردند.

    ت-  وجود نقش های متعددی که درهزاران سال پیش حکاکی شده اند لکن از یک شباهت دقیق و ظریف نسبت به یکدیگر برخوردارند، این نقوش در قاره هایی ایجاد شده که عمر کشف بعضی از آنها از پانصد سال فراتر نمی رود و آنقدر این نقوش شبیه یک دیگرند که گویی کار یک هنرمند واحد است، در گذشته های  دور هیچگاه یک انسان عادی قادر به مسافرت و کسب دانش و مهارتی شبیه به هم نبوده و  طوری زندگی می کرده اند که حتی از وجود هم مطلع نبوده اند تا چه رسد به این که از طرح و سبک های  نقوش  یک دیگر با آن جزئیات که بحث شد، کپی برداری و تقلید کنند. برای مثال ، نمونه نقش های کشف شده در ایران (انسان بالدار درتیمره  ) با نمونه های  کشف شده در پارک زرد امریکا (آثاربجا مانده از دوره های کهن ) کوچکترین تفاوتی از نظر جزئیات طرح و حتی شاید پیام  با هم ندارند.

     

    نقوش بزهای کوهی حکاکی شده در آریزونا ، کالیفرنیا و کلرادو امریکا آنقدر از نظر طرح ، اندازه و روح موجود در حکاکی ها با نمونه نقوش حکاکی شده درایران (تیمره ) شبیه به هم هستند که کمتر هنرمندی است که می تواند به راحتی  این نقوش جادویی را ازهم تفکیک کند.

    جالب اینکه نماد شناسان هم موفق شده اند ، پیام های سمبلیک موجود در نقوش هم شکل سنگ نگاره ها را در نقاط مختلف دنیا مورد بررسی وتعمق قرار دهند وبدون اینکه حتی همدیگر را ببینند، از نقوش هم شکل در نقاط مختلف دنیا، به تفاسیر واحدی رسیده اند! انسان از این همه قدمت و این همه بعد مسافت از یکدیگر و پیام های مشترک، جداً دچار بهت و شگفتی می شود!

    همانطور وجود علایم و نشان هایی که نیاز مند داشتن تکنولوژی بسیار دقیق و پیشرفته است، جهت نماها  ، گاه شمار ها، صور فلکی و… حیرت آور را می توان برشمرد .

    وجود گودی های متوالی و موازی که دقیقاً بیان گر جهات جغرافیایی هستند ، بعضاً با قطب نما برابرای می کنند. پرفسور جان براور درحال بررسی نمونه های متعددی از آنها در تیمره ، این دانش و تکنولوژی دقیق از انسان بدوی حیرت آور است!

     

     وجودگودی های متوالی یک تا چند ردیفه : جهت نما هایی هستند که وقتی کنار آنها قطب نما قرار می دهیم، پی به دقت و راز و رمزهای موجود در آنها می بریم . اندازه آنها ازحداقل یک ردیف سه گودی تا حداکثر چهار ردیف سه تا چند گودی کوچک که در جهات مختلف : شرق وغرب ، شمال وجنوب در فواصل زیاد از یکدیگر قراردارند، به تعداد چشم گیر حکاکی شده اند. جالب اینکه در فواصل مشخص همدیگر را تایید می کنند . بیشتر این گودی های کوچک Cup Marks برروی سطوح افقی بوم های صاف حکاکی شده اند.

    به گمان نگارنده ایجاد آنها در زیستگاه های کهن ،نشان از یک علم پیشرفته دارد که برای پی بردن به اسرار نهفته در آنها نیاز به مطالعات گسترده ای است. همین نمونه جهت نماها درنقاط دیگر دنیاهم کشف شده اند،  چه بسا درخیلی جاهای دیگر دنیاهم وجود داشته باشند که بشر موفق به کشف آنها نشده است.

    2- وجود نقوش انسان های بالدار به تعداد زیاد:

    الف –  انسان بالدارشاید نشان از آرزوی پرواز و نقوش فرشتگان برای استمداد باشد.

    اگر ما بپذیریم که انگیزه حکاکان از ایجاد نقوش انسان های بالداراز یک تقدس خاص پیروی کرده اند، این آثار درمکان های مقدس حک می شدند، همچون   hand prints  پنجه های دست که نمادی از یک کارکرد آیینی  است و اغلب در محیط های مقدس ایجاد شده اند. در صورتی که انسان های بالدار اغلب در قلل کوه ها و ارتفاعات حک شده اند ، بنظر نگارنده درایران نقوش انسان های بالدارکارکردی تقدیس گونه نداشته و از رمز و راز دیگری پیروی می کنند.

    ب – انسان بالدارنشان از انسان هایی است که از کرات و سیارات دیگربه زمین آمده اند.

    نقوش انسان های بالدار در نقاط مختلف طی دوره ای یکسان به وجود نیامده اند، بلکه طی دوره های مختلف ایجاد شده اند. حتی بعضی از آنها با اینکه در قاره های مختلف واقع اند دارای شباهت های نزدیک به یک دیگرند. این نشان از آن دارد که در ادوار کهن مختلف نقش آفرینی ها مداومت داشته شاید حداقل تا هزارسال پیش و بعد از آن دوره ما شاهد ایجاد نقش های جدید از انسان های بالدارنیستیم. درصورتی که اگرنقوش مقدس بودند و یا آرزوی پرواز را می رساندند ، می بایست بشکلی تا دوران معاصر نیزادامه پیدا می کردند اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. درصورتی که بعضی نقوش مقدس هنوز هم در خیلی جاها در ایران کارکرد خود را حفظ کرده اند.

     

    نقوش انسان های بالدار نیز از سندهای خوبی هستند که شاید انسان هایی از کرات دیگرباتمدن های موازی و پیشرفته تر براین کره خاکی فرود آمده اند و این آثار را از خود به جا گذاشته اند تا امضا وتاییدی بر حضورخود براین کره خاکی بوده باشد.

    شاید در آینده آثار دیگری از آنها در غارها وحتی دفینه ها  کشف شود و ذهنیت و فرضیه ای مبتنی برچنین رخدادی در گذشته های بسیارکهن این کره خاکی مسجل و قطعی شود.

    (این نقوش چه اثر انسان های فرا زمینی باشند چه اثر انسان های زمینی ، وجود شباهت های انکار ناپذیر درآنها، آنهم در دوقاره جدا از هم ، که انسان های حکاک شاید از وجود یک دیگر هم خبر نداشته اند ، این خود سئوال دیگری است که یافتن پاسخ آن ، سهل تر از موضوع نخست نخواهد بود!)

    البته این علایم و نشانه ها و نظریات مترتب برآنها مختص به سنگ نگاره های تیمره نیست بلکه در مورد  سنگ نگاره های ملل دیگر و توسط دیگر محققین مطرح شده است.

     

    برای مثال:

    در نگاره های باستانی امریکا مربوط به دوران کهن ،پیش از کشف این قاره  و به ویژه در آثار باز مانده در کشور پرو، همچنین در نقاشی های باستانی موجود در فرانسه، آفریقای شمالی، ایتالیا و استرالیا تصاویری از انسان وارگانی به چشم می خورد که سرهایشان در کلاه خودهایی مانند فضانوردان قرار دارد.هنر سنگی مردم نازکا در شمال شرقی آمریکای جنوبی حتی از این هم فراتر رفته و در میان آثار به جا مانده از این تمدن کهن مردی با لباس کامل فضایی نشان داده شده است.

     

    “برداشتی مشابه از سنگ نگاره های 12 هزار ساله پرو همچون سنگ نگاره های تیمره “

    درفرهنگ عامیانه در سراسر جهان شرح و تفصیل درباره خدایانی که از آسمان به زمین فرود آمده و مهارت های لازم برای بقای بشر را به وی آموخته اند، فراوان است. در این باب همبستگی های زیادی میان داستانهای کهن عامه ملل گوناگون با مدارک جدید به چشم می خورد که گاه شگفت انگیز به نظر می رسد.

    با استناد به این گونه شواهد، نظریه پردازانی نظیر ((اریک فون دانکین)) پژوهشگر و نوسینده سوئیسی که نخستین کتاب او به نام ((ارابه های خدایان)) در سال 1968 به چاپ رسید توجه فراوانی را به خود جلب کرد. از مدت ها پیش بر این ادعا       بوده اند که در فاصله سالهای 40 هزار تا 500 پیش از میلاد ، زمین به کرات مورد بازدید مسافرانی از فضای میان اختری قرار گرفته است. به اعتقاد فون دانکین آنان بودند که کار نظارت بر بنای اهرام مصر در جیزه را انجام دادند و رویدادهای بی توضیح متعددی که جزو اسرار باستانی محسوب می شوند ، دست داشته اند. (در مورد نحوه ی ساخت اهرام مصر چند فرضیه مبتنی بر دخالت فرا زمینیان همچنان مطرح است اما نظریات علمی تری مبتنی بر شواهد مهندسی نیز ارائه شده اند. “جدیدترین نظریه در این زمینه در شماره آذر ماه امسال دانشمند منتشر شده بود- مجله دانشمند. شماره 532 ، بهمن ماه 86 ” )

    دانکین از سال 1968 به بعد مشغول شرح و بسط این نظریه بوده است و وقایع شگفت انگیزی نظیر پیدایش حلقه های مزارع را که امروز نیز شاهد وقوع آن هستیم،‌به برون زمینیان و رفت وآمد سفاین آنها نسبت می دهد.

    همانطور که نیاکان ما در اعصارکهن بدون اینکه هم دیگر را ببیند ، همچون  هم فکر کرده اند و بدیل اندیشه های خود بر سنگ های سخت هنرآفرینی کرده اند، امروزهم ما بدون اینکه از یافته و برداشت های مترتب از یافته های انسان های ساکن در قاره های دیگر مطلع باشیم، بریافته هایی همگون دست یافته ایم.که باز هم شگفت انگیز و مسحورکننده است. شاید در آینده ای نزدیک علایم و نشان هایی در سنگ نگاره های دیگر نقاط کره زمین کشف شود که تکمیل کننده حلقه های مفقوده امروزما باشند و بدین طریق رازی از اسرار نهفته گذشته این کره خاکی آشکار شود. قطعاً این رخداد دور از انتظار نخواهد بود.

     

     

    شبیه بالگرد نیست؟!

     

    انسان هایی با لباس های خاص  و اشیایی شبیه ماشین های پرنده

     

    انسانی درحال سوار شدن بر سفینه  با لباس های سراتدر پا  و سرهای بزرگ .

     

    یک مجموعه خطوط درهم که شباهت به نقشه های پیچیده امروزی می نماید.

     

    وجود نماد پیچ های حلزونی برفراز بعضی کوه های مشرف به سنگ نگاره های تیمره  با یک شعار جهانی ،حیرت آور است!  زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت  ورشدو نمو .

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، ایران
    اسرار تازه ازبزرگ ترین گور باستانی در شمال کشور

     

    کاوش های تیم باستان شناسی تالش در گورستان باستانی که توسط یک گنج یاب روستایی کشف شده است پایان یافت .

    این گورستان زمانی توسط باستان شناسان کشف شد که یک مرد روستایی نزد رییس پایگاه پژوهشی مریان که در حال تحقیق در مناطق مختلف تالش است ، رفت و گفت 12 سال پیش یک گور بزرگ را در کنار جاده یی در نزدیکی یکی از روستاهای مریان پیدا کرده و از آنجا تعداد زیادی اشیای عتیقه به دست آورده و فروخته است .

    گفته های مرد روستایی هیات باستان شناسی را به محل موردنظر کشاند و آنها بلافاصله حفاری های خود را آغاز کردند و سرانجام با یک گور بزرگ از نوع کلان سنگی چهارچینه مواجه شدند که قدمت آن به دوران پیش از هخامنشی می رسد و تاکنون نظیر آن در شمال کشور کشف نشده است .

    مرد روستایی به باستان شناسان گفت : من تاکنون در کشف چند گور و پیدا شدن جام طلای تول تالش نقش داشته ام تا به حال چنین گور عظیمی ندیده ام .

    کشف این گور که 15 متر طول و سه متر و 70 سانتی متر عرض دارد سبب شد تا باستان شناسان به حفاری های خود در آن محدوده ادامه دهند یا به یافته های جدیدی دست پیدا کنند.

    محمدرضا خلعتبری سرپرست پایگاه پژوهشی مریان که مسوولیت تحقیق درباره این گور را به عهده دارد، در این باره می گوید: 12 سال پیش در این منطقه جاده یی احداث و به همین دلیل حدود یک متر از سطح زمین خاکبرداری و همین مساله سبب شده بود تا تعدادی سنگ که متعلق به گور کلان سنگی بوده در کنار جاده رها شود. آن زمان مرد روستایی با مشاهده سنگ ها احتمال داد در آنجا گنجی وجود داشته باشد برای همین شروع به حفاری کرد و یک جام طلا، 12 شمشیر و خنجر مفرغی ، چند رشته دستبند عقیق و دو تبر مفرغی پیدا کرد و آنها را به قیمت 150 هزار تومان فروخت و پس از آن می خواست به حفاری های خود ادامه دهد که دیگر فرصت این کارها را پیدا نکرد و در نهایت بعد از 12 سال راز خود را فاش کرد. وی می افزاید: تحقیقات ما درباره این گور نشان می دهد تمام این منطقه ، محوطه گورستان بوده که به علت احداث جاده بخشی از آن تخریب شده است . خلعتبری در توضیح ویژگی های این گور کلان سنگی می گوید: این گور بزرگترین گور کلان سنگی کشف شده در شمال کشور است و تحقیقات نشان می دهد در آن دو دوره تدفین انجام شده ، یعنی پس از تدفین اول دوباره روی آن خاک ریخته و تدفین دیگری انجام داده اند. ما تا

    کنون حدود سه متر از گور را حفاری کرده و هنوز به خاک بکر نرسیده ایم . از سویی بقایای استخوان های جانوری که برای آذوقه در گور قرار داده شده ، کشف شده است . سرپرست پایگاه پژوهشی مریان ادامه می دهد: هرچند حفار غیرمجاز آثار باستانی به دست آمده را فروخته است اما گفته های وی درباره دستبندهای کشف شده نشان می دهد آنها بی شباهت به دستبندهای دوران هخامنشی نیستند. از سویی یکی از عقیق هایی که توسط این مرد پیدا شده دارای نقش پادشاهی است که بالای تختی نشسته و شخصی پرنده یی را به او می دهد.

    بیژن ذهاب معاون فرهنگی سازمان میراث فرهنگی استان گیلان نیز درباره ویژگی های این گور می گوید: این گور یک گور کلان سنگی است بطور کلی گورستان ها از نظر وسعت و نوع معماری و همچنین کوچک یا دسته جمعی بودن و داشتن تاسیسات جانبی با یکدیگر تفاوت هایی دارند و گورهای کلان سنگی گورهای وسیعی هستند که در آنها از سنگ های بزرگ استفاده می شده است .

    وی می افزاید: این گور کلان سنگی همچنین از نوع چهار چینه است که آن نیز مربوط به نوع معماری خاص گور می شود.

    ذهاب ادامه می دهد: کشف آثار تاریخی در منطقه ییلاقات اطراف تالش چندین سال گذشته به صورت مرتب وجود داشته ، از سویی پیدا شدن گورستان های پیش از تاریخ نیز بی سابقه نیست اما این گور دارای وسعت بسیار بزرگی است و درباره ویژگی های کامل آن باید منتظر گزارش مکتوب باستان شناسان ماند.

    معاون فرهنگی میراث فرهنگی استان گیلان درباره تخریب بخشی از گورستان در هنگام احداث جاده و همچنین نحوه کشف گورکلان سنگی می گوید: اکنون بین دستگاه های مختلف هماهنگی خوبی وجود دارد و در عملیات های ساختمانی و راهسازی کارشناسان میراث فرهنگی نیز اعلام نظر می کنند اما این هیات ها در برخی مناطق طبیعتا کمتر است و به همین دلیل نیز چنین اتفاق هایی رخ می دهد و در مجموع کشف آثار باستانی به صورت اتفاقی موضوع بی سابقه یی نیست .

    ذهاب درباره مرد روستایی که گور را پیدا کرده است ، می گوید: او بخاطر حفاری غیرمجاز و فروش آثار باستانی تخلف انجام داده و اگر این موضوع در دادگاه ثابت شود باید به مجازات برسد اما چون در کشف گور با باستان شناسی همکاری کرده دادگاه در مجازات او تخفیف قایل می شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، ایران
    مومیائی مرموز وایومینگ

    یکی از کوچکترین مومیائی های جهان و یکی از بزرگترین اسرار باستان شناسی ، جسد مومیائی مردی است که تنها چهارده اینچ قد داشته است و در نوع خود قدیمیترین مومیائی است که تاکنون کشف شده است دانشمندان از نقاط دور و نزدیک جهان ، این مومیائی کوچک را مورد آزمایش قرار دادند و بدینگونه بیشتر از پیش متحیّر و درمانده شدند. آنها موجودی شبیه به آن را تاکنون ندیده بودند . این جسد مومیائی در حالت نشسته بر روی طاقچه ای در منطقه ی "کاسپر" ، کشف شده بود و ظاهر مضطرب آن نشان می داد که به احتمال زیاد علم پیش از این حیات او و اجدادش را نادیده انگاشته است .

    در اکتبر سال 1932 ، دو جوینده ی طلا در کوهپایه های کوهستان "پدرو" در محلّی حدود شصت مایلی غرب "کاسپر" مشغول به کار بودند . آنها دیواره ای رنگی ، از جنس سنگ بسیار سخت را در دامنه کوه یافتند و در صدد برآمدند تا با وارد آوردن نیروی زیادی به دیواره ، سنگ را بشکافند . یک انفجار مهیب غار کوچکی را در وراء دیواره گرانیتی نمایان ساخت . این غار ارتفاع و عرضی کمتر از چهار فوت و احتمالاً عمقی بطول پانزده فوت داشت . بعد از آنکه دود و گرد و غبار فروکش کرد ، معدنچیان خود را به دهانه غار رساندند و با قّت داخل آن را نگریستند . آنها چیزی را در برابر خود دیدند که بزرگترین شوک در طول زندگی شان بود . در آنجا جسد مومیائی کوچکی را مشاهده کردند که ظاهراً به موجودی انسان نما تعلّق داشت.

    مومیائی به حالت چهار زانو بر روی طاقچه باریکی نشسته بود و دستهایش را روی هم قرار داده بود .پوستی قهوه ای و چروکیده داشت و صورتش از بعضی جهات شبیه به میمون بود .یکی از چشمهایش کمی بسته بود ، بطوریکه در نگاه اوّل ، بنظر می آمد که این موجود عجیب به کسانیکه او را یافته اند چشمک می زند.

    یابندگان او را به دقّت بلند کرده و در میان پتوئی پیچیدند و به شهر "کاسپر " بردند.در آنجا خبر کشف جسد ، کنجکاوی همگان را برانگیخته بود. دانشمندان در آغاز نسبت به آن مشکوک بودند ، زیرا بر طبق اصل باستان شناسی امکان نداشت که هیچ موجود زنده ای را در میان سنگ گرانیت مدفون کنند . امّا بر خلاف اعتقادات مذهبی ، این امر صورت گرفته بود.

    دانشمندان احتمال دادند که آن جسد متعلّق به یک موجود زنده نباشد بلکه ممکن است حقّه و نیرنگی در کار باشد . به هر حال آزمایش با اشعه ایکس می توانست حقیقت امر را روشن کند . با استفاده از اشعه ایکس دریافتند که جسد متعلّق به یک انسان مذکّر بوده است و جمجمه کوچک ، مهره های ستون فقرات ، قفسه سینه و استخوانهای بازو و پای او به راحتی قابل تشخیص بودند .

    این موجودات کوچک در زمان حیات خود دارای قدّی حدود چهارده اینچ و وزن جسد مومیائی اش تقریباً دوازده انس بوده است .ظاهرش مانند یک مجسّمه برنزی می نمود . پیشانی کوتاه و بینی پهن با سوراخهای فراخ و دهانی بسیار بزرگ داشت و تصوّر می شد که لبخندی تمسخر آمیز بر لبهای باریکش نقش بسته است.

    اشعه ایکس نشان می داد که این موجود دارای یک ردیف کامل دندان است . زیست شناسانی که آن را مورد آزمایش قرار داده اند ، اعلام داشتند این موجود هنگام مرگ شصت و پنج سال سن داشته است . امّا مرگ او در چه تاریخی رخ داده است بر کسی معلوم نیست و دانشمندان نیز تا به امروز ، از اظهار نظر در این مورد اجتناب کرده اند.

    اعضاء انجمن انسان شناسی هاروارد اعلام داشتند که در واقعی بودن مومیائی شکّی نیست . دکتر "هنری شاپیرو" رئیس انجمن انسان شناسی موزه ی تاریخ طبیعی آمریکا گفت که اشعه ایکس یک اسکلت بسیار کوچک که با یک پوست خشک پوشیده شده را نشان داده است . امّا نژاد و مبدأ این موجود، هنوز ناشناخته مانده است . وی در ادامه ی سخنان افزود ": این مومیائی اسرار آمیز کوچکتر از هر نوع بشری است که تا به امروز شناخته شده است."

    آیا این جسد مومیائی یک کودک است ؟ انسان شناسانی که به آزمایش آن پرداخته اند معتقدند که این مومیائی هر موجودی که باشد ، در زمان مرگ از رشد کاملی برخوردار بوده است. متصدّیان بخش مصر باستان در موزه ی "بوستون" موجود را مورد بررسی قرار دادند و اعلام داشتند ظاهر آن شبیه مومیائی های مصر باستان می باشد که بدون هیچ پوشش و حفاظی در معرض عوامل طبیعی قرار می گرفت.

    با وجود این محقّق دیگری بنام دکتر "هنری فیرفیلد" فرضیه ای مطرح کرد مبتنی بر اینکه مومیائی اسرار آمیز کوهستان پدرو احتمالاً نوعی موجود انسان نما می باشد که تقریباً اواسط دوره "پالئوسن" در آمریکای شمالی می زیسته است.

    طبیعی بود که خود غار نیز باید مورد تحقیق و بررسی قرار می گرفت .دانشمندان هیچگونه اثر و نشانی از بقایای انسان ، اشیاء ساخته دست بشر ، و یا هیچگونه نقوش حکاکی شده و حتّی دست نوشته ای نیافتند.جز همان طاقچه سنگی و باریکی که جسد مومیائی شده ، سالیان بیشماری بر روی آن نشسته بود . احتمالاً این موجود در زمان خود و در میان همنوعانش دارای خصوصیّات قابل ملاحظه ای بوده است .

    گاه گاهی طبیعت نمونه های بسیار کوچک و شگفت آوری را از سینه ی خود بیرون می آورد .این انسان اولیّه با جثّه ای کوچک و باور نکردنی که احتمالاً توسّط همنوعانش مومیائی و تدفین شده بود، نیز یکی از این نمونه ها می باشد.

    تنها مومیائی دیگری که در دهه 1920 در غار "ماموت" ، واقع در ایالت کنتاکی کشف شد ، متعلّق به موجودی موسرخ بود که قدّی حدود سه فوت داشت و تاریخ مرگ آن را تقریباً چند صد سال پیش تخمین زدند .

    راز جسد مومیائی کوهستان پدرو هرگز کشف نشد و ممکن است هیچگاه نیز برملا نشود . امّا دانشمندان را وادار ساخت تا احتمالاتی را که با تئوریهایشان مغایرت داشت ، ارائه دهند.

    به هر جهت ، آنها این نمونه شگفت انگیز را در کاسپر ، مرکز ایالت وایومینگ ، به معرض دید عموم گذاشتند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آمریکا
    اختراع اسرار آمیز خط

    با اختراع نوشتن بود که بشر به کمک آن توانست تاریخ به یادگار بگذارد و دانسته های خود را محفوظ نگاه دارد و پیشرفت کند.

    اما نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فرا گرفتند؟ حدود شش هزار سال قبل مردمی که سریعتر از همه، جاده تمدن را در می نوردیدند، ظاهرا سومری ها و مصری ها بودند که به ترتیب در بین النهرین (وادی بین دجله و فرات) و دره نیل به سر می بردند، این مردمان در کار ابداع فن نوشتن بودند ، البته امروزه قدیمی ترین خط کشف شده مرب.ط به جیرفت تمدنی کهن از ایران است که متعلق به 4500 سال قبل از میلاد است و هنوز زور گشایی نشده است.

    شش هزار سال قبل دهقانهای مصری که مکلف بودند سبدی چند از فراورده غله خود را به تحصیلدار مالیاتی تحویل دهند، تصویر زمخت سبد را بر دیوار کلبه خود می کندند و کنار آن به تعداد سبدهایی که داده بودند علامت می گذاشتند.

    بله، نخستین طرز نوشتن بدین صورت بود، یعنی نوشتن با عکس (شکل نگاری)، این شکل از نوشتن مصور آنقدر بود که تقریبا همه اقوام ابتدایی از آن استفاده می کردند.

    مدتها پیش عده ای از سرخ پوستان امریکایی با پنج زورق و به رهبری سردار قبیله خود شاه ماهیگیران ظرف سه روز از دریاچه سوپریور عبود کردند و به سلامت پای به خشکی گذاشتند و چون می خواستند یاد این رویداد مهم جاوید بماند، تصویر یادگاری آن را بر دیواره یک صخره ، نقش کردند.

    در اینجا تصویری که از روی آن کشیده شد، نقل می شود، ساختن یک تصویر زمخت، مثل تصویر افرادی که در زورق نشسته اند آسان بود، اما ترسیم یک اندیشه یا تصور، یا گذران سه روز بنظر دشوار می نمود.

    از این جهت بود که سرخ پوستان نشانه ای را که برای خورشید داشتند با نشانه آسمان یکی کردند تا، بدین ترتیب بر مدتی که خورشید قوس آسمان را می پیماید (مفهوم نگاری) دلالت کند؛ یعنی مدت یک روز، آن گاه سه عدد از این علامت مرکب که پهلوی هم قرار گیرد، مفید معنی سه روز خواهد بود.

    البته آن شاه ماهیگیران می خواست مردم بدانند که او رهبر بی چون و چرای قوم خو بود و توانست آنان را به ساحل سلامت سوق دهد، او به صورت پرنده ای که بر زورق اول نقش شده نمودار گردید و نقش سنگ پشت، که نزد سرخ پوستان امریکایی علامت زمین است ، نشان می دهد که سالم به خشکی پیاده شدند.

     

    تصویر داستان شاه ماهیگیران

    این نوع نوشتن، نوشتن ساده و مصور است که در آن تصویرها و علامتها با هم ترکیب می شود و اشیاء و نام افراد و تصورات ساده از قبیل روز، به خشکی پیاده شدن و ... را بیان می کند. بیشتر اقوام ابتدایی از این مرحله قراتر نرفتند اما در انواع جدید نوشتن، گو اینکه با نوشتن مصور آغاز یافت، برای نمایاندن شکل اشیاء، دیگر از تصویر یاری نگرفتند.

    بلکه به جای آن از نشانه های قراردادی استفاده کردند و به کمک این نشانه ها، کلمات با اصوات را، که از آنها کلمه ساخته می شود، نمایش می دادند (صورتنگاشت).

    چینی ها و ژاپنی ها یک نوع نوشتن ابداع کرده بودند که بسیار پیچیده بود در این طرز نوشتن، هر کلمه با یک علامت یا با اتحاد چند علامت بسیط، نمایش داده می شود با این طرز نوشتن هر چیز را می توان بیان کرد.

    اما فرا گرفتن آن خیلی دشوار است یا به نظر ما چنین می آید، زیر مجبوریم تعداد بسیار زیادی علامت حفظ کنیم. تعداد این علامات تقریبا معادل تعداد کلماتی است که در این زبان می توان بیان کرد.

    نوشتن غربیها که به هیچ وجه با نوشتن چینی ها و ژاپنی ها شباهت ندارد، به کمک الفبایی مرکب از بیست و شش جرف با علامت انجام می گیرد و این علامات ترجمان کلمات نیست بلکه نمایشگر اصوات اصلی است که با به کار بردن آن اصوات کلمات را تلفظ می کنیم.

    الفبای لاتین از رومی ها و الفبای رومی از یونانی ها گرفته شد. اینکه یونانی ها این الفبا را از کجا یاد گرفتند، به طور یقین نمی دانیم اما احتمال دارد از فنیقی ها گرفته و فنیقی ها هم به نوبه خود آن را از مصری ها قرض کرده اند.

    اگر الفبای ما ریشه مصری داشته باشد قطعا مثل الفبای چینی و ژاپنی، ابتدا شکل مصور داشته، اما پیشرفت و تکمیل آن از طریق دیگری انجام یافته و راه جداگانه ای پیموده است. زیرا این علامتها شکل اشیا را نشان نمی داد بلکه صوتهای هجایی هر کلمه را که تلفظ می شد، نمایان می ساخت.

    اما چون اصوات هجایی، فوق العاده زیاد است در این طرز نوشتن هم ناچار علامتهای بسیار زیادی وجود داشت که باید همه را به خاطر سپرد.

    با این اوصاف به مرور زمان، تعدادی علامت جداگانه ابداع شد که کار آنها نمایاندن صوتهای هجایی نبود بلکه صوتهای اصلی را نمایش می داد و این صوتها همانها است که وقتی با هم ترکیب می شود صوتهای هجایی را می سازد.

    سود مهم این ابداع این بود که هر کس به کمک چندین علامت مختصر (بیست و شش علامت در الفبای انگلیسی) و ترکیب درست این علامتها می تواند صدای هر هجا و صدای هر کلمه را نمایش دهد.

     

    پس از اختراع فن نوشتن

    انسان شروع کرد به نگهداری سوابق، مکتوب کارها و اندیشه های خود. اوایل، این قسمت نوشتها خیلی اندک بود اما رفته رفته که فن نوشتن نشر یافت و صورتی درست تر و سنجیده تر پیدا کرد، یادگارهای مکتوب کاملتر و مفصلتر شد.

    تا به امروز که در تمام کشورهای متمدن می بینیم کتابخانه ها و بناهای ملی و خانه های خصوصی مملو از انوع و اقسام یادگارها و سوابق چاپی و خطی (دست نویس) شده است.

    بدون این آثار و سوابق تاریخ بشر ناچار صورتی پیدا می کرد غیر از آنچه در واقع می بود و ما نیز صرف نظر از چهره واقعی تاریخ، درباره گذشته بشر آگاهی مختصری می داشتیم.

    پس اختراع فنی نوشتن از مهمترین رویدادهای تاریخ بود، زیرا نخست فن نوشتن روش ما را در آموختن تاریخ بهتر کرد و دوم راه ها و خط سیر وقایع تاریخ را تغییر داد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی
    کشف اسرار صداهای مرموز در معابد باستانی!

    محققان در حال کشف اسرار تمدنهای باستانی هستند که خانه هایی معبد مانند می ساخته اند، خانه هایی که می توانسته با ایجاد صداهای ترسناک و عجیب و غریب و نمایشهای نوری وهم انگیز بزرگترین جنگجویان را وحشت زده کند.

    ظهور زمینه علمی باستان شناسی صوتی، پیوندی میان تحلیلهای پیشرفته صوتی و شیوه های قدیمی باستان شناسی است و نتیجه این همکاری علمی، ایجاد درک جدیدی از فرهنگهایی خواهد بود که از فنون صداسازی برای سرگرمی، اجرای مراسم مذهبی، و کنترل سیاسی استفاده می کرده اند.

    "میریام کولار" از دانشگاه استنفورد بر روی فرهنگ سه هزار ساله چاوین در دشتهای مرتفع پرو مطلعه کرده است. وی به همراه همکارانش از مسیرهای پر پیچ و خم تونلهای زیر زمینی، فاضلاب و تالارهای ورودی این تمدن نقشه برداری کرده اند که در آنها پژواک صداها هیچ شباهتی به پژواک های واقعی ندارند، بلکه آواهایی وهم انگیز و گاه به شدت ترسناک هستند.

    به گفته کولار در این معماری باستانی ساختارها با یکدیگر همخوانی نداشته و محیط صوتی در آنها نسبت به جهان طبیعت کاملا متفاوت است. نگاره های به جا مانده از این فرهنگ نشان می دهند مردم در این تمدن به شدت شیفته تجربیات حسی بوده اند و از این رو از آوا و نور برای ایجاد این چنین تجربیاتی استفاده می کرده اند.

    پیکرنگاری ها نشان می دهند افرد در حالات روحی مختلفی خود را با ویژگی های حیوانی ترکیب می کرده اند و نشانه هایی وجود دارند که بیانگر رواج مصرف مواد گیاهی توهم زا در میان این فرهنگ است. در صورتی که استفاده از این گیاهان آنها را اغنا نمی کرده، این افراد از نور آفتاب برای اختلال در سایه های افرادی که در مراسم حضور داشته اند و یا صداسازی برای وارد شدن به حالات روحی مختلف استفاده می کرده اند.

    امواج صوتی یک نوع صدف دریایی که در سال 2001 در میان این راهروها ردیابی شده است، فرکانسی از خود ایجاد می کرده که می توانسته افرادی که از گیاهان توهم زا استفاده کرده بودند را به شدت تحت تاثیر خود قرار دهد. از این رو دانشمندان به این نتیجه رسیدند که امواج صوتی در زندگی چاوینی ها نقشی بسیار حیاتی را به عهده داشته است.

    منطقه "چاوین دو هانتار" در پرو تنها جایی نیست که صداها نقشی مهم را ایفا می کنند. مایانها نیز در استفاده از امواج صوتی در کنترل جمعیتی بزرگ تبحر داشته اند. "دیوید لوبمن" مهندس صدایی که به مدت 12 سال بر روی قلمرو مایانها مطالعه کرده است می گوید پژواک صدای پرنده در معبد "کوکولکان" که پدیده ای بسیار شگفت انگیز است کاملا هدفمند به وجود آمده است. به گفته وی این پژواک بسیار وهم انگیز بوده و به هیچ وجه عادی نیست.

    در تحلیلهای لوبمن ساختار صوتی آواز پرنده "کوئتزال" که مایانها آن را کشف کرده اند، با پژواک صدای کف زدن در معبد "چیچن ایتزا" مورد مقایسه قرار گرفت و نتایج ساختاری مشابه را میان این دو نوع امواج صوتی نمایان کردند. به گفته لوبمن راز این پژواکهای غیر عادی در ویژگی های آواشناختی راه پله پر شیب جلوی معبد نهفته است.

    از دیگر شگفتی های تمدن مایانها ساخت سیستم صوتی ویژه اجتماعات بزرگ بوده است، به شکلی که فروانروایان مایانی می توانسته اند در میدانی بزرگ صدها نفر از فرماندهان نظامی خود را بدون فریاد کشیدن فرا بخوانند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی
    قبرستان عجیب

    سوارکاران وحشی سوار بر اسب های چابک از جلگه های پهناورِ آسیا بدینجا آمدند؛ کشتند؛ بردند، در آتش کشیدند و سپس ، بسوی غرب کوچیدند  .

    آنها که دوهزار سال قبل امپراطوری های بزرگ اروپا  را در برابر خویش به لرزه در آوردند، از اقوام  سکا، هون، آوار و مغول بودند .

    این سوارکاران وحشی چه کسانی بودند؟ چرا امپراطوری های  قدرتمندِ قارۀ اروپا  با همۀ برج و حصار های خویش  نتوانستند در برابر این اقوام ایستادگی کنند.

    تاریخ کهن اروپا و آسیا موضوع پژوهشی هرمان پارسینگر باستان شناس آلمانی می باشد. وی در در سواحل منطقۀ سایبریای دریای  ینیسی با گروهی از پژوهشگراه روسی گورهای ماقبل تاریخیِ معروف به کورگان را جستجو می نماید و زیر بررسی قرار می دهد. این منطقه بعد از جنگ جهانیِ اول برای دانشمندان غربی ممنوع الورود اعلام  گردید و در نقشۀ باستان شناسی ثبت نشده باقی ماند.

    هرمان پارسینگر وتیمش درصخره های آنسوی ینیسی موفق به اکتشافات مهمی درین مورد گردیده اند.  بنابر آثار یافت شده، اقوامی که قبلاً درین منطقه زندگی می کردند، پیش از همه تصاویر حیوانات را از خویش برجای گذاشته اند.

    آیا ابزاررسامی شدۀ مثل تیر و کمان برای شکار استفاده میگردیده اند یا بعنوان اسلحۀ مرگ آوردر مبارزۀ  تن بتن ؟ وتیراندازان این جلگه چه کسانی بوده اند؟

    گورستان سوچانیشا در کنار کوهستان مقدس با مساحت چندین کیلومتر دارای هزارها قبر  است.

    براستی هم چه موضوعی این محل را چنین خارق العاده می کرده است وکدام اقوام  مردگان خویش را درینجا دفن می نموده اند؟

    برخی ازین گور ها متعلق به  قوم هون است.ازین گورستان  اما هزاران سال  متمادی استفاده می شده  است و باشندگان  تقریباً همۀ فرهنگ های سایبریایی درینجا مردگان خویش را بخاک  می سپرده اند. ازین جمله هون ها آخرین قوم می باشند. اجساد آنها در قشر اولی زمین قرار دارد. این امر را در شکل  مستطیلی قبور و پوشش  آنها با تخته های سنگی  بخوبی  می توان دید. دکمه های برنجی وهمچنان ظروف سفالین  نشان دهندۀ صریح بودن  شماری ازین قبور مربوط به قوم سکاست.

    این گورستان گنجینۀ فرهنگیِ چندین قوم تا بعد از زمان هونان در حدود سالهای تولد حضرت مسیح ع می‌باشد. اما دفن مردگان درینجا، بیش از ششهزار سال قبل در عصر فرهنگیِ افاناسِیوو یا عصر مس آغاز گردیده بود.

    تعدادی از ظروف  یافت شده  به  زمان بخش اخیر دورۀ برنجی معروف به دورۀ فرهنگیِ اندرونوو مربوط می باشند، تمدنی که ازینجا تا منطقۀ ارال گسترش یافته بود. و برخی ابزار جنگی همچون دستگیرِکمان و کارد پیدا شده درین محل مربوط به دورۀ فرهنگیِ کارازوک در هزارۀ دوم پیش از میلاد است. فرهنگ کارازوک ِمسمی بنام  یکی از شاخه های فرعی  سمت چپِ دریای ینیسی، ازین محل مبدأ می گیرد و تا مغولستان و شمال چین گسترش می یابد.

    متعاقباً قوم سکا درینجا حضور می یابد. خنجر های آنها در شمال چین ، اروپای شرقی و قفقاز نیز یافت شده است. سپس هون ها آمدند؛ سکا ها را ازینجا فرار دادند و ششصد سال بعد برهبریِ امپراطور آتیلا  خویش را به قارۀ اروپا رسانیدند.

    تحقیقات اما حالا توسط مداخلات انسانها در طبیعت دشوار تر گردیده است. یک سد آبیِ عظیم که در صورت نیاز آب دریای ینیِسی را درینجا مهار می کند، باعث ویرانی قبور بیشماری در نواحیِ سواحل گشته است، زیرا قبور را آبِ سد از میان بر می دارد و برای همیشه  نابود می سازد.

    با ساختن ِبندِ آبِ ینِسی تعداد زیادی از آثار باستانی بر روی زمین برای دانشمندان و همچنان نسل های آینده از دست رفته است. این عقیده که با حفریاتِ دراز مدتِ  بیست ساله ، بررسی  ها ختم می گردند و  همۀ آثار  نجات می یابند، تصوری بیش نمی باشد.

    همچون کورگان های که در سواحل ازبین می روند، در کوهستان ها هنوز موجود می باشد، زیرا گورهای منجمد در آن بالایی ها ذریعۀ اقلیم  مرتفعِ سرد می توانند خیلی خوب حفظ گردند.

    محدودۀ سراشیبیِ دامنه های کوه  محل مناسبی برای  یک گورِستان می باشد و محل کافیِ برای مراسم خاکسپاری در اختیار می گذارد . دامنۀ کوه، گور ها را در برابر نور زیادِ آفتاب و گرمای آن محفاظت می کند.

    باستان شناسان به یافتنِ آثاری مشابه به کشفیات کوهستان آلتای در جوار اینجا امیدوارند. مومیایی های پیدا گردیده در آلتای با طلا پوشش یافته و توسط هوای خشک کوه ها و کتله های یخِ اغلب متشکل در داخل گور ها، کاملاً سالم  باقی مانده اند.

    در جنوب کوه های سایان میان سابیریا و مغولستان، جمهوری خود مختارِ فدراسیون روسیه تووا قرار دارد. اکثر شهروندانِ تووا اکنون بعد از فروپاشیِ شوروی  دوباره مثل صد ها سال قبل در خیمه های سنتیِ خویش موسوم به یورته زندگی می کنند. این نوع زندگی  با طبیعت، روش بود و باش قبلیِ مردم تووا بوده است.

    جمهوری تووا با جلگه های پهناورش آدم را به تفکر وا می دارد. تأمل در بارۀ فرهنگ، طبیعت، تمدن وبیابان های بی آب و علف. آیا اقوام مسکون گزین در یک سرزمین  واقعاً از کوچیانِ خانه بدوشِِ پیشین پیشرفته‌ترند؟

    ساختمان گورها و محل های نیایش بدین اشاره دارند که دربعضی مناطقِ اینجا فرهنگ  ماقبل تاریخی  پیشرفتۀ موجود بوده است.

    زمانی که در بارۀ اقوام سکا،هون،آوار و حتی ترک و مغول می اندیشیم باید بدانیم که آنها مکرراً از جلگه های پهناور آسیا و اروپا  تا اروپای شرقی و مرکزی پیشروی کرده  و موجب تغییرات زیادی در آنجا گردیده اند. شاید مثلاً در مصر از دیدگاه تاریخ بشری آثار با اهمیت تری انکشاف یافته بوده باشد،اما اگر بخواهیم تاریخ مردم اروپای مرکزی را درک کنیم، باید مسایل مربوط به آنرا جدی تر بررسی نمائیم و توجه خویش را بسوی این اقوام بیشتر معطوف گردانیم.

    اقوام شرق بر تاریخ اروپا تأثیر مهمی برجای گذاشته اند.این گور های بزرگ یا کورگان نمایانگرِ دانش و فرهنگ آنهاست؛ فرهنگی که اغلب جنگ را دربر می گرفت و اقوام مقیم ومسکن گزین زیادی با فرهنگ پیشرفتۀ خویش نمی توانستند در برابر آن ایستادگی  کنند.

    امر مسلم این می باشد که سه هزار سال قبل یک امپراطوریِ  و تمدن قدرتمند بنام اورارتو در دامنۀ کوه مرتفع ارارات در ارمنستان  وجود داشت. بنابر روایاتی کشتیِ حضرت نوح (ع) در قلۀ  همین کوه  به زمین نشسته است.   

    حصار ایربونی که آغاز تأسیس شهراریوان شمرده می شود،  ۷۸۰ سال پیش از میلاد احداث گردیده است. این حصارموجب قدرتمندیِ اهالیِ "اورارتو" گردید.شاهزادگانِ اورارتو قصر ها را مسکونی ساختند.آنها با پوشش کاهیِ سقف خانه، درجۀ حرارت اتاق ها را همواره سرد و مطبوع نگه می داشتند.

    امپراطوری شرقیِ اورارتو در دامنۀ ارارات توسط سه رب النوع محافظه می شد... و طبعاً توسط حصار ظاهراً غیر قابل تسخیرش.

    اورارتو که درحوزۀ مثلثِ کشورهای امروزۀ  ترکیه، ایران وارمنستان قرار داشت، درزمان جماهیرشوروی برای پژوهشگران غرب ممنوع الورود بود .بعد از فروپاشیِ  شوروی برای غربی ها امکان فعالیت در ارمنستان میسر گردید.

    پژوهشگران درینجا یک برج و باروی  نهفته در زیر خاک را کشف نموده اند.این سنگر در نگاه اول تپۀ سنگیِ  به مساحت چهار کیلومتر مربع  بنظر می رسد. حصار ها، دروازه ها و برج های نگهبان تنها در تصور باستان شناسان  تجسم پیدا می کنند.

    علت اعمار یک قلعۀ بزرگ درین منطقۀ  غیر مسکونی توسط شاهان اورارتو چه بوده است؟ آیا آنها از سوارکارانِ آمده از شرق می ترسیدند؟

    موجودیت ثروت های طبیعیِ مثل حیوانات، زمین جهت کشاورزی و چوب درین منطقه علت اصلی تصرف وی توسط اَرگیشتی پادشاه "اورارتو" بوده است. وی جهت حفظ درازمدت این مُلک، این دژ مستحکم را بوسیلۀ زندانیان جنگی و اسیران اعمار نمود؛ درآن یک مرکز اداری بناکرد و مردم  را به پرداخت مالیات هنگفتی  وادار ساخت.

    در قسمت بنای دژهوروم تنها کار مهندسان اورارتایی قابل تمجید نمی باشد، بلکه باید فشار های متدوامِ بار های گذاشته شده برشانه های مردمِ مقیم اینجا وتغییرات صورت پذیرفته  در محیط زیستِ آنزمان نیز مدنظر گرفته شود. برای اعمار این قلعه، دست کم به یک جنگل متوسط نیاز می رفت. بدینترتیب  غارتِ منابع طبیعی منطقه در آنزمان آغاز شده بود که اکنون به بی جنگلیِ آن انجامیده است. مقیم بودن همواره نخستین گام جهت غارت محیط زیست بشمار می رود.

    اورارتایی ها با غارتِ منابع طبیعی  ومسکن گزین شدن ، خود  موجب انقراض خویش  گردیدند؛ ضربۀ کشنده را بر آنها  اما سوارکارانِ شرقیِ اسرار آمیز وارد کردند.بدین گونه بود که  یکی از پر شکوه ترین قلعه های مجلل آنها بنام کارمیر بلور نیز قربانیِ تدابیر حملاتیِ سکا ها گردید.

    اوروتایی ها با استحکام حصارهای خویش در برابر کوچی های بدویِ سوارکار، خود را مطمئن احساس می کردند. این اطمینان آنها اما اشتباهی بیش نبود. سکا ها دروازۀ مستحکم ورودی را آگاهانه بجایش نصب باقی گذاشته اند.

    آنها حملۀ غافلگیرانۀ خویش را از یک محل ضعف این قلعه یعنی از یک دروازۀ جانبی آغاز می نمودند و تیرهای آتشین را از بالای اسبهای چالاک خود پرتاب می کردند.  این سوارکاران که تیر های شان  قلعه را به یک جهنم سوزان مبدل می ساخت، خود به دشواری  می توانستند هدف قرار بگیرند.

    سکا ها از هرج و مرج بهره جسته  به دروازۀ فرعی حمله می بردند و ازین راه به مخازن اورارتایی ها نفوذ می کردند. هدف آنها غارت گنجینه های این قوم بود.سکا ها قبل از سوختن همۀ غنایم، آنچه را که می توانستند با خود می بردند بدون اینکه رب النوعانِ اروراتایی ها به این قوم کمی  کرده باشند.

    بدین شیوه یک قلعۀ مستحکم و مجلل کاملاً طعمۀ حریق گشت.امروز تنها قسمت های باقیماندۀ خشت های آتشفام را می توان از آنزمان دید و بس. "کارمیر بلور" نام این محل ، که تل سرخ  معنی می دهد نیز از روی رنگ همین خشت ها گرفته شده است.

    سکا ها، قوم اورارتا را ضعیف ساخته بودند.امپراطوریِ قدرتمندِ شان از درون منحل گردید.آنها قلعۀ"هوروم" را بدون جنگ به سکا ها واگذار گردیدند و دو جهانِ متفاوت با هم روبرو شدند، زیرا کوچی های ظاهراً بدوی برای این  امپراطوریِ متمدن  و بی تحرک گزینۀ دیگری باقی نگذاشته بودند.آیا این حالت استثنایی بود.

    اندریاس فورت وَنگلر باستان شناس دیگر آلمانی در منطقۀ از کشور گورجستان و فاصلۀ دوصد کیلومتری این محل آثار یک تمدن ناشناختۀ مدفون را ردیابی  می کند.  بخش بیشتر این منطقۀ تا کنون حفاری نشده توسط پزوهشگران مورد کاوش قرار نگرفته است.همۀ کار ها درینجا راهگشای عملیاتِ آینده می باشد.

    فورت وَنگلر با گرهی از متخصصان  که بگفتۀ مغرورانۀ خودش هریکی  در رشتۀ خویش استادی ماهراند به رهبری  وی، یک شهرک دورۀ تاریخیِ آهن را از زمان ۷۰۰ سال پیش از میلاد، از زیرِ خاک بیرون کشیده اند.

    آنها یک سال پیش به آثار باقیماندۀ یک خانۀ رعیتی یا ملکِ زراعتی، از یک فرهنگِ هنوز بی نام روبرو شدند. کاوش ها اکنون درآن منطقه بطور منظم ادامه می یابند. از یک قشر به ضخامت سه سانتی متر به قشر دیگر.

    باستان شناسان که مرتباً به قبور برمی خوردند، اسکلت های چند کودک را از دورۀ تاریخیِ آهن کشف می کنند. علت مرگِ این اطفال چه بوده است؟

    کاوشگران علاوه از نوک های تیر که نشانۀ بدون تردیدِ  قوم سکا ست، آثاری از یک آت شسوزی  را در آنجا می یابند. برای اندریاس فورت وَنگلر موضوع روشن می باشد. وی می کوشد یک رویداد ۲۶۵۰سال پیش را دوباره  نزدش مجسم گرداند.

     نباید فراموش کرد که سکا ها ابزار مؤثری در اختیار داشتند.این اسلحه  با نوک کج و زهر آلود خویش بسیار ناخوشایند و اغلب با زهرِ پوسیدگیِ اجساد، آغشته بوده است. تیرخوردگان بدون هیچگونه احتمالی برای زندگی، پس از مدت کوتاهی جان می سپردند. ما این وضع را درینجا مشاهده می کنیم. سکا ها این کودکان را مورد حمله قرار داده  و سپس همه چیز را آتش زده اند.

    لاشه های حیوانات درینجا هرسو افتاده است؛ یا مردم منطقه ربوده شده  و یا اینکه قبل ازحملات فرار نموده اند. مطمئناً  باید حادثۀ وحشتناکی اتفاق افتاده باشد. زمانی آدم می تواند  وضع رادر ذهنش تصور بنماید که درینجا زندگی بکند و مورد تاخت و تاز اقوام سوارکارِ مناطق دور قرار گیرد.مردم منطقه  ازین حالت بیم می ورزیدند، زیرا در برابر این حملات  اصلاً آمادگی نداشتند. سکا ها بر اقوام مسکونی گورجستان نیز همچون بالای باشندگان ارمنستان در ساحۀ جنگ زیاد برتری داشتند.

    باستان شناسان در گورجستان، ارمنستان و سایبریا در جستجوی حل معمای گذشتۀ بشریت اند.سفرهای دور و دراز و شرایط اقلیمیِ دشوارثابت می کند  که ساحۀ باستان شناسی بالاتر از تنها ترمیم ظروف و حصارها را دربر می گیرد. کشف فرهنگ های مفقودالاثر و پیام آنها موضوع اصلیِ این دانش می باشد. فرهنگ نشئت گرفته از جلگه های پهناورِ آسیا بیشتر از آنچه تا کنون گمان برده می شده است با تاریخ اروپا ارتباط دارد. برای حصول یک تصویر اصولی و اساسی از تمدن اروپا، کشف و حل اسرار نهفته در اعماق گسترۀ شرق اهمیت زیادی را  برخوردار می باشد.

    تبارسوارکاران جلگه های شرق اغلب با دیدی متکبرانه، وحشی یاد می گردیدند. این مردم را که دربسیاری از مسایل بر اقوام مسکونی برتری داشتند، تنها بدلیل تفاوت های شان،دیگران  به دیدۀ تحقیر می نگریستند. هرچند که هیچ قصری ازین اقوام  تا کنون برجای نمانده است، اما آنها به محیط زیست  نیز دستبرد نزدند  و به تعبیرامروزی دارای طرحی گزینه برای زندگی بوده اند. بشر امروزی به همین دلیل  می تواند ازین سوارکاران مرموز نیز روش زندگی را بیاموزد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی
    مقدمه نویسنده وبلاگ

    تمدنهای باستانی و حتی خرده‌فرهنگها و فرهنگهایی که به صورت تمدن عظیم درنیامده و مضبوط نشده‌اند و همچنین تمدنهایی که فرصت ماندگاری در طول تاریخ را به هر علت ند اشته‌اند، همواره اسراری را در خود پنهان داشته‌اند و دارند که به اسانی قابل کشف و استخراج نمی‌باشند.

    دشواری‌های این اسرار نه تنها باعث نشده که اساتید باستانشناسی و دیرینه‌شناسی مایوس شوند، بلکه مشتاقانه به استخراج این سوالات پرداخته و نسل بعد از خود را برانگیخته می‌کنند.

    در اینجا به ذکر نمونه‌هایی جالب می پردازم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرار باستان ، آشنایی