تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:31:35
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 180 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22253 بار
  • بازدید کل : 559317 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    گیل‌پرز

     

    در 26 اکتبر سال 1593 یک سرباز اسپانیایی که گیل‌پرز نام داشت، ناگهان در شهر مکزیوسیتی پدیدار شد. آنچه بیش از همه موجب تعجب مردم شد، این بود که او یونیفورم نگهبان کاخ‌دل گوبر‌نادور در فیلیپین را پوشیده بود.

    گیل به مردم توضیح داد که نمی‌داند چرا ناگهان با چنین یونیفورمی در مکزیکویستی ظاهر شده است. پرز گفت که پیش از ظاهر شدن در مکزیکو، در حال انجام وظیفه در کاخ دولتی در مانیل بوده است.

    او همچنین مدعی شد که فرماندار گومزپرز داسماریناز در فلیپین کشته شده است. خبر کشته شدن این فرماندار دو ماه بعد، از طریق یک کشتی که از فیلیپین می‌آمد، به گوش مردم رسید. مسافران این کشتی نه تنها اخبار مربوط به کشته شدن فرماندار را تأیید کردند، بلکه بقیه اخباری را هم که گیل در مورد فیلیپین گفته بود، تأیید کردند. یکی از مسافران کشتی گیل پرز را شناخت و حضور او را در 23 اکتبر سال 1593 در مانیل تأیید کرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرارآمیز ، انسانهای اسرارآمیز
    مردی با ماسک آهنین

    یک زندانی ناشناس در زمان سلطنت لویی چهاردهم پادشاه فرانسه، در تمام مدتی که در زندان نگهداری می‌شد ،حتی تا زمان مرگ یک ماسک آهنین می‌پوشید. این فرد در زندان‌های گوناگونی، از جمله زندان معروف باستیل زندانی بود و در تمام این مدت هرگز ماسک آهنین خود را برنداست.

    او سرانجام در نوامبر سال 1703 در حالی‌ که ماسک بر چهره داشت، در زندان درگذشت.

    گزارش شده است که هیچ ‌کس چهره این مرد را ندید، زیرا او همیشه چهره خود را با ماسک می‌پوشاند. نقل کنندگان این داستان به ماسک این مرد ماسک آهنین می‌گفتند و او را مردی با مساک آهنین صدا می‌زند.

    سوابق نشان دهنده آن است که این مرد از سال 1669 زمانی که وزیر لویی چهاردهم این زندانی را در اختیار رئیس زندان پیگنرول قرار داد، در زندان بود.

    داستان دیگری که نقل شده، بیانگر آن است که نام اصلی این زندانی یوستاوداجر بود. بنا بر این داستان، به دستور رئیس زندان، برای او سلولی تهیه کردند که دارای دری با یک دریچه کوچک بود. این در به این منظور ساخته شده بود که کسی نتواند صدایی از داخل سلول این زندانی بشنود. تنها کسی که به دیدار زندانی می‌آمد، رئیس زندان بود. در واقع رئیس زندان هنگام فرا رسیدن وقت غذا، خودش برای این زندانی غذا می‌برد. این زندانی با هیچ‌کس صحبت نمی‌کرد، مگر در مواردی که نیاز به وسیله‌ای ضروری داشت.

    هنگامی که این مرد از دنیا رفت، تمام اموال و وسایلی که به او تعلق داشت، نابود شد. تا به امروز هنوز هیچ ‌کس نمی‌داند این زندانی اسرارآمیز واقعاً چه کسی بود و به چه گناهی زندانی شده بود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : اسرارآمیز ، انسانهای اسرارآمیز