تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:19:33
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 114 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22187 بار
  • بازدید کل : 559251 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    سفینه غول پیکر (بشقاب پرنده) موجودات فضایی نزدیک زحل

    شی ء سیگاری شکل عظیمی به روشنی در حال حرکت در لبه یکی از حلقه های زحل در حال حرکت است

    این عکس مادون قرمز از از یکی از اشیاء استوانه ای شکلی است که به وسیله تلسکوپ هابل از حلقه زحل برداشته شده است .

     

     

     

    این سری عکسهای مادون قرمزی است که در سال 1996 از حلقه های زحل به وسیله تلسکوپ هابل گرفته شده است . دانشمندان  شرح داده اند که از توالی این عکسها اقمار جدیدی از زحل را کشف کرده اند . چیزی که بدون توضیح مانده است اشیاء ثبت شده در آخرین حلقه زحل است که با حروف الفبا نامگذاری شده اند

    این اشیاء سیگاری شکل عظیم کاملا مشخص است که درمسیر دایره ای در لبه حلقه قرار دارند . آیا اینها میتوانند سفینه هایی عظیم یا سفینه مادر باشند . نظریه ای میگوید که اینها ممکن است

    سفاینی در حال جمع آوری مواد معدنی در آخرین حلقه زحل باشند . چه کسی میداند ؟  تا زمانی که آن  شش عکس در حال حرکت  شی ء را ندیدیم میتوانستیم آن را اشتباه عکاسی تلقی کنیم . » جان لیر » باور دارد ک سفینه ای در حال دایره زدن در داخل یا نزدیکی حلقه های زحل است که 31000 مایل طول و 2400 مایل پهنا دارد !!

     

    اسناد تاییدیه ای  در ماه فوریه در اخبار علمی منتشر شد که گزارش میدهد که تلسکوپ هابل از » ماهواره » بیضی شکلی که در حال دایره زدن در حلقه های زحل بوده ، عکس گرفته است . این جسم در عکسهایی که در ادامه می آید ناپدید شده است .

    در دهم آگوست و 22 می سال 1995 هم از  دو جسم دیگر خیلی عظیم و روشن عکس گرفته شد ولی در 21 نوامبر همان سال آنها هم ناپدید شدند .

     

     

    اینجا عکسهای دیگری هم داریم . در 23 فوریه سال 2004 از یک فاصله 62.9 میلیون کیلومتری ( 39 میلیون مایل )  چند عکس فوری بوسیله » کاسینی » برداشته شد . به آن دو جسم کشیده که با حروف علامت گذاری شده اند دقت کنید . تا به حال توضیح راضی کننده ای در باره آنها داده نشده است .

     

    حالا به عکسهای زیر نگاه کنید

     

    دانشمندان قادر نیستند توضیح دقیق و کاملی ارائه دهند . مسئله قامض و بغرنج این است که » کاسینی » ، اجسامی مثل آنها را در این تصاویر کشف کرده است

     

     

     

     

     

    ویدئوی زیر را ببینید . فضاپیمای عظیم غیر زمینی را در نزدیکی زحل نشان میدهد . عکسها مربوط به ویدئو است

    http://www.disclose.tv/action/viewvideo/13556/GIANT_UFO_SHOOTING_JETS__NEAR_SATURN/

     

     

     

    یک سیلندر استوانه ای دیگر نزدیک زحل ؟

     

     

    اینجا هم یک شی ء دیگر استوانه ای هست

    عکس گرفته شده بوسیله » کاسینی » نزدیک زحل

    یک شی ء استوانه ای عجیب در نزدیک حلقه ها

    توضیح ناسا !!! پرومتئوس

    آیا این شی ء پرومتئوس است ؟ قضاوت با شماست

     

    و در انتها عکسی از کتاب  نورمن برگران «  حلقه سازان زحل » که به وسیله فضاپیمای » وایگر » گرفته شده که تنها تصویر در دسترس میباشد

    اجسام سیگاری شکل در داخل حلقه ها دیده میشوند

     

     

    ویدئوی زیر را ببینید . فضاپیمای عظیم غیر زمینی را در نزدیکی زحل نشان میدهد . عکسها مربوط به ویدئو است

    http://www.disclose.tv/action/viewvideo/13556/GIANT_UFO_SHOOTING_JETS__NEAR_SATURN/

     

    اصوات وهم ناک رادیویی به دست آمده از زحل . آیا صدای  صحبت فضائیهاست ؟

    زحل منبع قدرت مند امواج رادیویی است که به وسیله فضاپیمای » کاسینی » ثبت شده است . این فضاپیما ، امواج را در آوریل سال 2002  بوسیله ابزارهای علمی  امواج پلاسما  و در 374 میلیون کیلومتری سیاره کشف کرد . البته ناسا هنوز توضیحی برای آن ارائه نکرده است . من هم نمیتوانم آن را درک کنم . شما چطور ؟

    سیگنالهای رادیویی زحل

    ویدئو ها را ببینید

    http://www.youtube.com/watch?v=pGeWBiLVn8g feature=player_embedded

    http://www.youtube.com/watch?v=jv4BAQwfsiI&feature=player_embedded

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    باورهای دانشمندان پیرامون موجودات فرازمینی

    در سپتامبر 1965 توسط ارتش آمریکا ، یک کنفرانس درباره الکترونیک برپاشد که در آن درباره ارتباط با موجودات ماوراء زمینی نیز بحث و تبادل نظر به عمل آمد . ریاست این کنفرانس را دکتر هارولد ووستر از دفتر تحقیقات علمی نیروی هوایی بر عهده داشت . در این کنفرانس توافق عموم بر این بود که نوع تماسی که بیش از هر نوع دیگر توسط انسانها استفاده می شود یعنی صحبت کردن ، ممکن است برای بیگانگانی که بدن آنها احتمالا ساختار بیولوژیکی متفاوتی دارد یک عمل فیزیکی غیر ممکن باشد . چنین موجود بیگانه ای برای صحبت کردن باید دارای زبان ، تارهای صوتی ، دندان ، فرورفتگی های مشخصی در مجرای تنفسی ( از تارهای صوتی تا دهان ) باشد تا بتواند صداهای مشخصی را در حیطه فرکانس قابل دریافت بشر تولید نماید .

    اما چنین موجودات پیشرفته احتمالا برای درک زبان انسانها و کشف رمز و حتی ایجاد تصنعی صداهای بشر مشکلی نخواهند داشت ...

    دکتر ویلیام او . دیویس دانشمند فیزیک بسیار مورد احترام که به دلیل طرز تفکر باز در اینگونه مسائل شهرت دارد به عنوان معاون فرمانده دفتر تحقیقات علمی نیروی هوایی آمریکا و نیز بعد از بازنشستگی از نیروی هوایی به عنوان مدیر تحقیقات در "هویک کورپوریشن" استانفورد کنتیکات خدمت کرده چنین اظهار نظر می نماید :

    " از بسیاری جهات محتمل ترین برخورد با یک فرم عالی حیات یا حداقل یک فرم پیشرفته این است که آنها بتوانند زودتر به ما برسند تا ما به آنها . اگر قبول کنیم که آنها بیشتر از ما درباره عملکرد مغز آگاهی دارند یا به عبارت دیگر بیشتر از ما درباره EPSمی دانند ، در این صورت آنها باید در شرایطی باشند که بتوانند وجود ما را کشف کنند ...

    آنها احتیاج ندارند تمام کائنات را برای یافتن ما جستجو نمایند . فقط کافی است که دستگاه یابنده حیات خود را درست تنظیم نمایند ...

    در حقیقت باید بگویم که من قویا حدس می زنم که مکالمات آنها با ما به احتمال بسیار زیاد از نوع تله پاتی خواهد بود ...

    در واقع ارتباط به آن شکل معمول که ما تصور می کنیم نیست ...

    ماجرای بتی اندریسون که تجربیاتش در فازهای جداگانه ثبت شده از این دسته است و ریموند فاولر در کتاب "ناظران " به طور مفصل آن را بیان کرده است .

    بتی اندریسون و برخورد او با بیگانگان غیر انسانی چنان مفصل است که نیاز به مبحثی جداگانه دارد اما ماجرای او که پس از بازجویی های بسیار و فشرده در حالت عادی و در خلسه هیپنوتیزم و دستگاههای دروغ یاب و ...انجام شده حتی مخالفین سرسختی نظیر ستوان لارنس فاوست افسر پلیس سرد وگرم چشیده (متخصص بازجویی از مجرمین ) را به زانو درآورد و او اعتراف کرد که امکان ندارد شخصی بتواند این موارد را از خود جعل نماید ...

    پروفسور آلن هاینک در دهه های گذشته مدیریت بخش اخترشناسی و اخترفیزیک دانشگاه نورت وسترن آمریکا را به عهده داشت . طی چندین سال ، پروفسور آلن هاینک مشاور فنی هواپیمایی آمریکا را به عهده داشت . در این زمان بود که وی تحقیقات خود را روی اشیاء پرنده شناخته نشده آغاز کرد .

    کار او همان پروژه معروف " کتاب آبی " بود . آلن هاینک توانست در مدت ده سال به تمام مدارک و اطلاعات رسمی آمریکا دست یابد و از وقایع سری که هنوز در جریانش قرار نگرفته بود آگاهی یاید . پروفسور هاینک در ابتدا افکار شکل گرفته ای در این مورد نداشت .

    میشل آنفرول " با او مصاحبه ای انجام داد که نتیجه 15 سال تحقیقات پروفسور هاینک است :

    میشل آنفرول : اگر محقق ممتازی چون شما که مشاورت مخصوص نیروی هوایی آمریکا را به عهده داشت و توانست به نتایج موافقی مبنی بر ادامه تحقیقات دست یابد ، چرا پروژه کتاب آبی کنار گذاشته شد ؟

    پروفسور هاینک : مشاور دولت در نیروی هوایی به این علت به پروژه کتاب آبی خاتمه داد که از طرف کمیسیون " کندون " به او توصیه شده بود ( کمیسیون کندون عبارت بود از گروهی مجرب از متخصصین هواپیماهای ارتشی که به طور مستقل راجع به اشیاء پرنده تحقیق می کردند )

    شما به تحقیقاتی که بنا بود هوانوردی نظامی انجام دهد اشاره نمودید نمی شود نام آن را تحقیقات گذاشت زیرا به عنوان مثال کوچکترین تلاشی در برنامه ریزی اطلاعات در کامپیوتر یا حتی طبقه بندی دلایل محکم و بدون چون و چرا به وسیله آنان صورت نگرفت. به عبارت دیگر هیچ کوششی برای انجام یک تحقیق علمی نشد ، شاید از من بپرسید مگر شما مشاور علمی آنها نبودید ؟ پس چرا در این مورد کاری انجام ندادید ؟ بله درست است .در واقع من مشاور بودم اما در بسیاری از موارد ، گفته های من مورد توجه آنها قرار نمی گرفت . چند بار توصیه کردم گزارشات رسیده را روی نوار مغناطیسی و کامپیوترها ضبط نمایند و تاکید کردم که تحقیقات آماری صورت گیرد ولی هیچکدام انجام نشد .

    پروژه ای که نام " کتاب آبی " را به خود اختصاص داد درآخر سال 1969 طبقه بندی شد و بعد از اینکه گزارش کندون در اوایل سال 1970 منتشر شد مطبوعات و گزارشگران رادیو تلویزیون به صرف اینکه هوانوردی نظامی به تحقیقات خود پایان داده و گزارش کندون انتشار یافته مسئله را خاتمه یافته تلقی نمودند . دیگر چیزی در این مورد نمی بایست شنیده شود . همه چیز تمام شده بود . اما مسلما قضیه چنین نبود و ما در مورد بازدیدهای مکرر اشیاء پرنده گزارش دریافت می کردیم .

    حدود پایان سال 1971 و در تمام سال 1972 گزارشاتی در مورد اشیاء پرنده مرموز به دست ما رسید .

    در سال 1973 بخصوص در اواخر سال موج وسیعی از هر نوع گزارش به دست ما رسید . من جمله مشاهدات اشیاء پرنده از فواصل نزدیک که دیگر موضوع رویت یک نور در دوردست یا مشاهده شیئی عجیب از فواصل بعید درمیان نبود . بلکه مشاهدات از فواصل بسیار نزدیک واقعا انجام گرفته بود .

    به این ترتیب بود که در سال 1973 گزارشات و مشاهدات بیشتری نسبت به سالهای گذشته دریافت نمودیم که البته با پیش بینی اکثر مردم مغایر بود .

    به این دلیل بود که در اواخر سال گذشته متوجه شدم که اتفاقات به حالت راکد باقی مانده اند . ما در طول بیست و پنج سال شاهد یاوه گویی و اظهارنظرهای پوچ و بی معنی دولت بودیم و برای ما دانشمندان وقت آن رسیده بود که کاری صورت دهیم .

    در نتیجه با شخصیتهای علمی عالی رتبه ای از نقاط مختلف کشور مثل دانشگاه اوکلند ، استانفورد ، شیکاگو تماس گرفتیم ...

    پس ما مرکز تحقیقات اشیاء پرنده را تاسیس کردیم درست مانند یک شرکت غیر انتفاعی ...

    میشل آنفرول : کدام یک از شواهدی که اخیرا به دست شما رسیده جالبتر و کدام یک از وقایعی که از نظر شما گذشته نگران کننده تر است ؟

    پروفسور هاینک : ...موردی که برای مطالعه نزد من فرستاده شد ماجرای خدمه هلیکوپتر " سروان کوهن " است .

    سروان کوهن فرمانده یک گروه امداد نظامی است و نقش آن نجات افراد در حوادث و سوانح است .

    آنها تازه از کلمبوس ، واقع در ایالت اوهایو بر می گشتند ...حدودا در نیمه راه کلمبوس و کلیولند کنار شهر کوچکی به نام منسفیلد یکی از افراد گروه ، نور سرخ رنگ بسیار بسیار تابناکی را دید که خیلی خیلی سریع به آنها نزدیک می شد .

    من به کلیولند رفتم و افراد گروه رامورد سوال قرار دادم ...واقعا باورنکردنی بود . درخشش این نور سرخ مانند چراغهای یک بوئینگ 707 در حال فرود بود . اما رنگ آن بجای سفید سرخ بود . منبع روشنایی به یک شیئی استوانه ای شکل متصل بود و وقتی آن شیئ بالای سر آنها قرار گرفت سرعت خود را کم کرد تا به همان 160 کیلومتر در ساعت هلی کوپتر رسید . در این موقع بود که یک نور درخشان سبز درون دستگاه را پر نمود . فرمانده تمام اتفاقاتی را که افتاد برایم توضیح داد . او سعی کرد با ایستگاه مخابراتی منسفیلد تماس بگیرد .

    به مدت کوتاهی تماس برقرار شد اما ناگهان رادیو از کار باز ایستاد . او طی چندین بار تلاش سعی کرد تا دوباره ارتباط برقرار شود اما در آن هنگام عجیب ترین اتفاق افتاد.

    او از ارتفاع هلی کوپتر کاست تا با شیئ مرموز تصادم نکند ...علیرغم تلاش سروان کوهن نه تنها از ارتفاع هلی کوپتر کاسته نشد بلکه به گونه ای مرموز هلی کوپتر به طرف بالا کشیده می شد و خلبان توانست در ارتفاع سنج خود مشاهده نماید که ارتفاع آنها از 700 پا به 3800 پا رسیده بود ...

    تا اینکه ناگهان شیئ پرنده به سوی مغرب تغییر مسیر داد . در عقب آن شیئ نور سفیدی وجود داشت . سپس با زاویه 45 درجه چرخید و از دید ناپدید شد ...

    ... وقتی می گویم اشیای پرنده در فرانسه ، اسپانیا و آمریکای لاتین دیده شده اند مردم تعجب می کنند...

    ( پروفسور آلن هاینک نمونه های متعددی را مثال می زند که به دلیل طولانی بودن آنها را ذکر نکردم )

    میشل آنفرول : دکتر هاینک ، به عنوان یک دانشمند چه توضیحاتی می توانید بدهید و چه نتایجی از این مشاهدات به دست می آورید ؟

    پروفسور هاینک : نزدیک ترین توضیح به حقیقت این است که موجودات ذیشعور مافوق زمینی به دیدن ما می آیند و هیچ تردیدی وجود ندارد. نشانه هایی را هویدا می سازد که ما می توانیم آنان را موجودات ذیشعور بنامیم .

    به عنوان یک اخترشناس ، این نتیجه گیری که شواهد موجود دال بر این است که موجودات مافوق زمینی به دیدن ما می آیند برایم مشکل است ... می بینید که برای آمدن به زمین یک اقدام عظیم باید صورت گرفته باشد . این چیزی است که تکنولوژی ما در سطح فعلی توانایی انجام آن را ندارد . پس می توان روی این اصل بحث کرد و از طرف دیگر می توان اظهار نظر کرد که هر چه باشد ما فاصله بین هواپیمای برادران رایت تا سفر به ماه را در کمتر از 70 سال طی کردیم و فاصله بین گاری و بوئینگ 747 را به لحاظ تکنولوژیکی در حدود صد سال پیمودیم .ستارگانی وجود دارند که میلیونها سال از خورشید ما کهن تر هستند. احتمال دارد که تمدنهایی نه صد سال بلکه میلیونها سال قدیمی تر باشند و حتما آنها به اطلاعاتی دست یافته اند که ما از آن بی خبریم .

    من فرضیه بازدیدکنندگان فضایی را رد نمی کنم اما گمان می کنم که باید به جهت دیگری نیز توجه نماییم . کدام جهت دیگر ؟...گاهی اوقات به این فکر می افتم که شاید حقیقت یک پیوستگی چندبعدی باشد و جهان مادی ای که در اطراف خود می بینیم نمایانگر تنها یک " نمونه لحظه ای " از این واقعیت کلی است و یک قسمت آنی دیگر آن در جهانی دیگر باشد . شاید اشیاء پرنده ناشناس از دنیایی دیگر باشند...

    میشل آنفرول : شواهد حاکی از آنند که این پدیده های مرموز در سطح زمین یا در ارتفاع خیلی کمی از زمین قرار داشته اند . اما آیا اختر شناسان هرگز مدعی شده اند که در طول مشاهدات خود از آسمان ، اشیاء پرنده ای را دیده باشند ؟

    پروفسور هاینک : بله ، جواب مثبت است اما هیچ کدام اجازه افشای نام خود را نداده اند ...

    میشل آنفرول : فضانوردان سازمان ناسا مشاهدات حیرت آوری را طی نخستین پروازهای فضاپیمای مرکوری یا جمینی گزارش کرده اند اما از چند سال پیش به نظر می رسد که ناسا دیگر اجازه ابراز حقیقت را در مورد مشاهداتشان نمی دهد. آیا توانستید از فضانوردان چیزی بفهمید ؟

    پروفسور هاینک : حتی می توانم ثابت کنم که برای آنها صحبت کردن هم ممنوع شد ! با چند تن از این فضانوردان مثل " مک دیویت" صحبت کردم و اکنون معلوم است که " کالینز گ و " آلدرین " سرنشینان آپولو 11 ضمن سفرشان به ماه شیئ عجیبی را دیدند که در اطراف ماه پارک نشده بود بلکه در جلوی آنها پرواز می کرد . فضانوردان دیگر مدعی دیدن پدیده های حیرت آوری شده اند...

    میشل آنفرول : دکتر هاینک شما سال گذشته جهت جمع آوری مدارک و شواهد دور دنیا را گشتید . آیا بین چیزهایی که در آمریکا به دست آوردید با چیزهایی که در دورافتاده ترین مناطق مثل جزایر اقیانوس آرام شنیدید و بدست آوردید تفاوتی وجود داشت ؟

    پروفسور هاینک : دقیقا به همین علت اقدام به این مسافرت کردم . زیرا می خواستم بفهمم آیا مشاهداتی که در استرالیا روی می دهد با مشاهدات اینجا اختلافی دارد یا نه .متعاقبا به این نتیجه رسیدم که هیچ فرقی در مشاهدات وجود ندارد ...

    میشل آنفرول : خوب دکتر فکر می کنم که این نکته برای تمام کسانی که صحبتهای شما را شنیدند جالب باشد ...

     

    استاد زیست شناسی" رمی شوون " و بیگانه ها

    گفتگویی داریم با " رمی شوون " Remy Chauvin ، استاد زیست شناسی در دانشگاه سوربون ...موارد مورد علاقه او عبارتند از : آیا گونه های دیگر حیات ( در طبیعت) وجود دارد ؟ آیا موجوداتی متفاوت با ما قابل تصور است ؟ آیا می توان مثلا وجود گونه های دیگر حیات را در محیطی زهرآلود تصور کرد ؟

    رمی شوون : برای یافتن موجوداتی با محیط زندگی متفاوت از محیط زیست انسان ، احتیاج به جستجو و کنکاش زیاد نیست .

    برای شروع باید بگویم که ما لارو حشرات و پشه هایی را می شناسیم که در آب "ژیزرها" با دمای برابر 65 درجه زندگی می کنند ، این خود دمای نسبتا بالایی است .

    باکتریها و گیاهان پست تر اسید سولفوریک را وارد جریان سوخت و ساز خود می کنند .

    لاروهای مگس در نفت زندگی می کنند . نه تنها در نفت زندگی می کنند بلکه به غیر از نفت در جایی دیگر نمی توانند به بقای خود ادامه دهند . آنها در روده های خود حامل گونه ای باکتری هستند که روی پارافین نفت عمل هیدرولیز انجام می دهند و از آن تغذیه می کنند . صحبت از ساختن پروتئین از نفت به میان می آید . مدتهاست که این لاروها این عمل را انجام می دهند.

    اخیرا مطالعات ما به کشف تعجب آوری منجر گردید و آن " کاکابکیا " است و آن عبارت از ترکیبی از یک ارگانیسم ابتدایی است که در مثانه کارگران معدن یافت شده است . این کارگران همیشه در کنار دیوار محل معدن مثانه خود را خالی می کردند .این ارگانیسم به گونه ای عجیب شروع به تکثیر نمود. آنها مورد آزمایش قرار گرفتند و یک میکروارگانیسم کشف شد . البته قبلا در حالت سنگواره ای آن را می شناختیم . این میکروارگانیسم متعلق به دوره "سیلورین " بود . توانسته بود خود را در این محل بخصوص به علت نیاز به آمونیاک زنده نگهدارد .

    او تنها در محیطی می تواند به زندگی خود ادامه دهد که انباشته از آمونیاک غلیظ باشد . قبول کنید که بسیار عجیب است .

    حتی روی زمین موجوداتی با بیوشیمی های مخصوص بخ خود یافت می شوند . بعضی دیگر ، مثل لاروهای میکروسکوپی که در خزه های خشک شده پشت بامها زندگی می نمایند ، وقتی خزه خشک می شود آنها وارد مرحله عدم رشد "خواب" می شوند و بدل به یک لخته مواد خشک که ظاهرا مرده به نظر می آیندمی گردند .

    چند محقق ثابت کرده اند که این موجودات می توانند "لیوفیلیزه " شوند . یعنی آنها را در خلاء کربنی زیر 60 درجه سانتیگراد خشک می کنند . تمام آب آنها کشیده می شود، بعد می توان آنها را داخل هوای مایع نمود یعنی زیر 183 درجه سانتیگراد ! بعد این لخته رااز هوای مایع خارج نمود و در جوف کاغذ خشک کن قرار داد و سپس یک قطره آب به آن افزود ، بعد از مدت کوتاهی جاندار دوباره آماس می کند ، آثار حیات در آن لخته پدیدار می گرددو فعالیت اولیه خود را از سر می گیرد ، آنچنانکه گویی اتفاقی نیفتاده است !

    ما نمونه ای از مسافر بین سیارات را در دست داریم . مثلا اگر چنین موجودی به یک سنگ آسمانی چسبیده بود می توانست تا بی نهایت در برودت فضا گردش کند...

    - پروفسور چند نمونه دیگر مثال بزنید :

    رمی شوون : بله در اینجا یک حشره کوچک وجود دارد که اسم آن را " دسته اسلحه " نهاده اند .

    - چرا اسمی اینقدر عجیب انتخاب نموده اید ؟

    رمی شوون : ... در مثانه و امعاء مستقیم این حشره ، آب اکسیژنه ترشح می شود ، آنهم آب اکسیژنه غلیظ . وقتی حشره نگران می شود در آب اکسژنه خود نوعی آنزیم اکسید ، یعنی ماده ای که باعث انفجار آب اکسیژنه می گردد ترشح می کند ، آنگاه دمای داخل مثانه او به 110 درجه سانتیگراد می رسد ! این یک انفجار واقعی است . به این ترتیب این موجود مجهز به یک مکانیسم ابتدایی پرتاب موشک است !

    در حقیقت ، تجزیه آب اکسیژنه برای پرتاب بعضی از موشکها مورد استفاده قرار می گیرد . ما در روی زمین دارای ارگانیسمهای زنده ای هستیم که به وجود آورنده دستگاههایی هستند که هرگز انتظار دیدنشان را نداریم .

    - جناب پروفسور پس دو فرضیه در دست است . اگر موجوداتی که از سیاره دیگری آمده اند از ما دیدن کنند می توانند مثل برادر به ما شباهت داشته و یا اینکه به علت زندگی در محیطهای دیگر کاملا با ما فرق داشته باشند .

    رمی شوون : در حقیقت هر دو مورد درست است ... دلفین نیز در واقع دارای همان نسبت وزن مغز به وزن بدن است که انسان نیز داراست ...آمریکائیان ... به لحاظ نظامی نتیجه تحقیقات خود را مخفی نگاه داشتند . فقط می دانیم که دلفینها قادر به شناسایی شناورهای جنگی و نصب مین روی جدارهای خارجی کشتی های دشمن هستند . کشتی های خودی توسط یک صفحه فلزی مخصوص که دلفینها طریقه شناسایی آن را آموخته اند پوشیده شده اند. همچنین می دانیم که دلفینها از زبان ارتباطی بسیار پیچیده ای استفاده می کنند . تاکنون نتوانسته ایم این زبان رافراگیریم...

    - آیا همه شهود دیوانه هستند؟اگر پای توضیح افراد ضد اشیاء پرنده بنشینیم چنین چیزی را باور خواهیم داشت... پروفسور رمی شوون نظر خود را بیان نمایید :

    رمی شوون : کسانی که ادعا می کنند که موضوع تنها عبارت است درشهادت اشخاص فاقد تعادل روحی ، به پرونده اشیاء پرنده مراجعه نکرده اند و نمی دانند راجع به چه مطلبی صحبت می کنند .

    ... در واقع ، در طول پنج سال اخیر اظهارات بسیاری از شهود دال بر این است که تعداد زیادی از اشیاء پرنده به زمین فرود آمده اند . گاهی اوقات این فرودآمدن ها باعث به وجود آمدن حالتهای دستپاچگی به ویژه در آمریکا شده است ...

    با این وجود تعداد زیادی از آثار به جا مانده نشان دهنده یک وجود مادی هستند ...

    - آیا با توجه به این آثار می توان نتیجه ای گرفت ؟

    رمی شوون : از این آثار تقریبا به هیچ نتیجه ای نمی توان دست یافت . لیکن می توان فهمید که قطر آنها بسیار بزرگ است ، چرا که گاهی به دهها متر می رسد و متعلق به دستگاههای شناخته شده در زمین نیستند ... آثار روی زمین ، گفته های شاهدان صادق و قابل اعتماد ( که بعضی از آنها خود اخترشناس هستند ) همه و همه نمی تواند مورد انکار قرار گیرند...

     

    منابع:

    کتاب : آنسوی فضا

    نویسنده : ژان پیر بوره

    از کتاب " ناظران " اثر ریموند فاولر

    مستندات و مصاحبه های رادیو فرانس انتر /مصاحبه از طریق رادیو فرانس انتر پخش شده است . در واقع کتاب ژان پیر بوره شامل جمع آوری موارد مستند و مصاحبه با شخصیتهای معروف و دانشمندان است .

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    بررسی آتمسفر سیارات فرازمینی

    تصویری خیالی از یک سیاره فرازمینی وقتی یک سیاره از برابر صفحه ستاره مادر  خود عبور می کند، برای دانشمندان فرصت خوبی فراهم می شود تا طیف های نور سیاره را بازبینی و ترکیب اتموسفر آن را مطالعه کنند.

    طیف سنجی نه تنها می تواند ترکیب اتموسفری یک سیاره را برای دانشمندان مشخص نماید، بلکه می تواند درکی از ترکیب خود سیاره به دانشمندان ارائه دهد و همچنین نشان دهد که چگونه اتموسفر این سیاره نور ستاره مادر را جذب می کند و چگونه گرما به اطراف یا پیرامون سیاره انتقال می یابد. از آنجایی که اتموسفر هر سیاره نور را به شکل مختلف در طول موج های گوناگون جذب می کند، این پدیده مدت زمان عبور سیاره از برابر ستاره یا مدت زمان اختفاء را (قرار گرفتن سیاره در برابر صفحه ستاره) مشخص ساخته و می تواند برای تعیین شعاع و همچنین لایه بندی اتموسفر سیاره به کار رود.

    به تازگی یک تیم از اخترشناسان در دانشگاه کیل انگلستان روش طیف نور سنجی جذبی را برای سیاره غیر معمول WASP-17b که مدار ارتجاعی یا برگشتی دارد، انجام دادند. این تیم برای تحقیقات خود بر روی خطوط دوتایی سدیم در طول موج های مختلف تمرکز نمودند و برای رصد 8 بار عبور این سیاره در سال 2009 از تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) رصدخانه جنوبی اروپا در کشور شیلی استفاده کردند. (این سیاره طی 3.7 روز، یکبار به دور ستاره مادر دور می زند، یعنی یک سال در این سیاره اندکی بیش از 3 روز است.)

    تلسکوپ vlt رصدخانه جنوبی اروپا در کشور شیلیبا بکارگیری روش های طیف سنجی بر سیاره WASP-17b این تیم حضور سدیم را در اتموسفر این سیاره کشف نمود. اما بر اساس روش های کاربردی برای مکانیزم شکل گیری از یک سحابی با ترکیب ستاره ای و شکل گیری یک سیاره با اتموسفر روشن، خطوط جذبی به حدی که انتظار میرفت قوی نبود. در عوض این تیم دریافت که اتموسفر این سیاره درست مانند سیاره HD 209458b "تخلیه کننده سدیم" می باشد.

    طی رصد های بعدی اخترشناسان متوجه شدند که با استفاده از فیلترهای خاص در طول موج های مختلف (در طول موج های ممکن) عمق دید کم می گردد. از آنجایی که این عنصر به میزان عبور نور از اتموسفر ارتباط دارد، تیم توانست حدس بزند که این امر نشانه حضور ابر در لایه های بالایی اتموسفر این سیاره است.

    بعدها اعضای تیم این امر را به علت نبود سدیم در اتموسفر ربط دادند، ولی در مرحله دیگر متوجه شدند که انرژی ستاره مادر، سدیم را در نیمه روز سیاره یونیزه یا درخشان می سازد. حرکت اتموسفر، این گاز ها را به نیمه شب سیاره می برد و بعد اجازه می دهد تا متراکم شود و از اتموسفر ناپدید گردد. از آنجایی که سیارات بزرگ بیرون از منظومه شمسی در چنین مدار های تنگی قفل می شوند، سدیم موجود در اتموسفر این گونه سیارات هم فرصت اندکی خواهند داشت تا به نیمه روز بازگردند و در نتیجه وارد اتموسفر شوند.

    این مطالعات از جمله اولین کارهایی است که اخترشناسان به کمک آن می توانند به صورت مستقیم وجود اتموسفر سیارات را پیش بینی نمایند و این بررسی به ما امکان می دهد تا درک کاملی از تکامل و شکل‌گیری سیارات بدست بیاریم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی

    من پاسخ بهتری دارم !

    پیوند همیشگی پاسخ اگر منظور از موجودات فرازمینی همان موجودات تخیلی ای است که در فیلم های تخیلی به تصویر کشیده می شود باید گفت که همانطور که از نام چنین فیلم هایی بر می آید آنها تنها ساخته هایی بر آمده از افکار و خیالات انسان است و دلیلی بر وجودشان نیز نداریم ؛ نه علم وجودشان را تایید کرده و نه از وحی در موردشان سخنی به میان آمده است.

    آنچه در وحی آمده است از این قرار است. خداوند در قرآن کریم می فر ماید: «هر چه در آسمان‏ها و زمین است از جنبندگان و ملائکه، بدون هیچ تکبّر تسلیم و خاضع در برابر پروردگارند» (فصلت/11). بنابراین اصل وجود موجوداتى در آسمان‏ها (کرات دیگر) مورد تأیید قرآن است، گرچه جزئیات آن براى ما مکشوف نیست.

    در برخی از روایات آمده که غیر از منظومه شمسی، منظومه های دیگری هست که در برخی از کرات آنها، موجودات زنده ای وجود دارند .ظاهربرخی از آیات قرآن نیز چنین است ؛ مثلاً در آیه 29 سوره ( ( شوری ) ) می فرماید : ( ( ومن آیاته خلق السموات والارض و مابث فیهما من دابه ؛ و ازنشانه های او است آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دوپراکنده ساخته است ) ) . چنان که مشاهده می شود، در این آیه یکی ازنشانه های خداوند، آفرینش و پراکندن جانداران در زمین و آسمان ها قلمداد شده است .] برای آگاهی بیشتر ر . ک : ( ( قرآن ، تورات ، انجیل و علم ) ) ، دکترموریس بوکای ، ترجمه : مهندس ذبیح الله دبیر. به نقل از سایت تبیان کلمه «دابه» و کلمه «فیهما» صریحاً می‏گویند، جنبندگان و موجودات زنده منحصر به کره زمین نیستند، بلکه در آسمانها و کرات عالم بالا نیز جنبندگان و موجودات زنده‏ای وجود دارد. در حدیث معروفی می‎خوانیم H}«هذهِ النُّجومٌ الَّتی فِی السَّماءِ مَدائِنٌ مِثْلَ مَدائن الاَرْضِ»{H قرآن و آخرین پیامبر، حضرت آیت الله مکارم شیرازی به نقل از سایت تبیان[

    چند نکته شایان توجه است: 1. براساس روایات، همه مفسران برمی آید که در برداشت از یک آیه، نباید به همان آیه بسنده کرد؛ بلکه باید همه آیات قرآن کریم را - به ویژه آیاتی که درباره یک موضوع هستند - در کنار هم قرار داد و پس از بررسی همه آنها و کنکاش در ارتباط آیه ها به یکدیگر یا عدم ارتباط و بررسی دلایل عقلی و نقلی اقدام به تفسیر و برداشت کرد. چنین روشی در تفسیر و شرح هر کتابی مرسوم است. 2. در آیات (انعام، 130؛ حجر، 27؛ جن، 1 و...) بسیاری آمده است که افزون بر انسان، موجود دیگری به نام جن وجود دارد که دارای شعور است و مانند انسان مکلف بوده و در آخرت حساب رسی خواهند داشت. لذا در بسیاری موارد، خطاب قرآن کریم، متوجه جن و انس با هم است: از جمله: «فبأی آلاء ربکما تکذبان» دیگر این که سوره «رحمن» از همان ابتدا درباره جن و انس است و خود این قرینه است بر این که مراد از «من علیها» این دو می باشند. 3. در این که آیا در کرات دیگر یا زمان های پیشین موجود دیگری مانند انسان بوده یا نبوده یا خواهد آمد یا نه - گرچه برخی روایات به وجود موجودات در کرات دیگر اشاره کرده اند - چون نص مستحکمی نداریم، نمی توانیم قاطعانه نفی یا اثبات کرده، نظر خود را به قرآن کریم تحمیل کنیم. هر چند اگر هم موجوداتی افزون بر انسان باشند به حکم قطعی آیات پیش از قیامت فانی خواهند شد «کل شیء هالک الا وجهه» V}(معارف قرآن، مصباح یزدی، ج 3 - 1، ص 173). {V 4. فنا گرچه در لغت به معنای از بین رفتن است و در این آیه نیز به معنای معدوم شدن می باشد اما این معدوم شدن به معنای فنای مطلق و نیست شدن نیست. دلیل این نکته، آیات، روایات و ادله عقلی بسیاری است که مرگ را پایان زندگی انسان نمی دانند، بلکه آن را دریچه ای به جهان دیگر حساب می کنند. و اساسا روح که یک امر مجردی است آیا قابل فناء است یا آن که فنا پذیری از خصوصیات ماده و مادیات است، این بحث مهمی است که در فلسفه اسلامی به خوبی تبیین شده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    موجودات فرازمینی (cached)

    موجودات فرازمینی

    هر چند زمانی غیر عادی به نظر می‌رسید، اما اکنون جستجو برای یافتن هوشمندی فرازمینی (SETI) به طور وسیعی مورد توجه قرار گرفته و به یک رشته علمی تبدیل شده است. این رشته با علوم متفاوت از قبیل نجوم ، فیزیک ، شیمی، فناوری اطلاعات «It) و زیست شناسی درگیر است. پیشتر پژوهشگران این رشته

    (SETI) برای گوش دادن به سیگنالهای مصنوعی که از فضا می‌آیند، از تلسکوپهای رادیویی استفاده می‌کردند. این در حالی است که تعداد اندکی نیز در جستجوی روشهای انتقال لیزری هستند.

     

    مخابره پیام به فضا

    هر پیام آگاهانه‌ای ، باید به شکلی که بتوان آن را رمزگشایی کرد. بشر زمینی قبلا پیامهای خود را فرستاده است، ولی همچنان در جستجوی دریافت سیگنالی از فضا است. راستی فکر کرده‌اید که امکان دارد در حالی که این مقاله را می‌خوانید کاوشگر ویجر پیامی بفرستد که نشان دهنده برخورش با موجودات زنده و هوشمند فضایی باشد؟ آیا از شنیدن چنین خبری خوشحال شده‌اید؟

     

    طرحی که روی کاغذ ماند!

    حدود نیم قرن پیش (در دهه 1950 میلادی) و در اوایل پیدایش نجوم رادیویی ، جوانی بنام فرانک دریک (Frank Drake) متوجه شد، تلسکوپهای رادیویی ابزار ایده‌الی برای ارتباط مخابراتی با موجودات فرازمینی به شمار می‌روند. ابزاری که می‌توانند سیگنالها را دریافت کنند و سیگنالی بفرستند. دیری نپایید که ستاره شناسان دیگری نیز در این کار تحقیقی به دریک پیوستند. پیشنهاد جاه طلبانه آنان طرح سایکلوپس (Cyclops) بود، که بر اساس آن یک ردیف 1500 واحدی از تلسکوپهای رادیویی کنار هم قرار می‌گرفتند. اما این طرح آنقدر پر هزینه بود که از حد تخته رسم بیرون نرفت.

     

    اولین پیام فضایی

    در سال 1974 ، تلسکوپ رادیویی آرسیبوه واقع در پورتوریکو پیامی به ستارگان فرستاد. این پیام شامل 1679 پالس قطع و وصل بود که بسوی خوشه کروی M13 «گوی متراکمی از ستارگان که با ما 25 هزار سال نوری فاصله دارند» نشانه روی شد. یک موجود هوشمند فضایی خواهد فهمید که عدد 1679 حاصل ضرب عدد 23 در 73 است که به صورت پالس در مستطیلی به عرض 23 ستون و طول 73 ردیف قرار گرفته است. این مستطیل ، دیاگرام تصویری را می‌سازد که بیانگر مبانی حیات روی کره زمین است. موج رادیویی پیام آرسیوه را حمل می‌کنند. این اشعه می‌تواند با سرعت نور ، حتی در پرغبارترین نواحی فضا حرکت کند و برای مخابرات فرازمینی نیز مناسب است.

     

    اولین پروژه فضایی

    ناسا پروژه ستی (SETI) را در سال 1992 میلادی اعلام کرد، اما وقتی سیاستمداران این پروژه را لغو کردند، دانشمندان بوجه خاصی را دریافت کرده و با تغییر نام پروژه ، آن را فونیکس خواندند. آنها پژوهش خودرا در «گرین بنک» واقع در ویرجبیای غربی متمرکز کردند، اما تلسکوپهای سراسر جهان را مورد استفاده قرار دادند. ستی در سال 1959 که یعنی هنگامی که کپسی کوکنی (Co Cooni) و فیلیپ مورسیون (Morrisin) مقاله در جستجو برای مخابرات بین ستاره‌ای ، را در روزنامه علمی نیچر انتشار دادند، آغاز شد.

     

    کاوش‌های فرازمینی

    در سال 1965 ، فرانک دریک ، پروژه «OZMA» را آغاز کرد که نخستین کارش تلسکوپ رادیویی برای سیگنالهای مصنوعی بود. کاوشگران مشتری و زحل به نامهای پایونیر 10 و 11 در سالهای 1972 و 1973 در حالی پرتاب شدند که هر یک پلاک حکاکی شده‌ای را با پیام اولیه‌ای از زمین همراه داشتند، با این قصد که این پیامها توسط هر موجود فرازمینی که ممکن است با این کاوشگران بعد از خروج از منظومه شمسی برخورد کند، خوانده شود.

     

    ناگفته‌های فضا

    در سال 1977 ، یک تلسکوپ رادیویی واقع در اوهایو ، سیگنال (Wow) را دریافت کرد. این قویترین و نامشخص‌ترین پیام بود و دیگر هرگز دریافت نشد.

    دانشمندان در تلاشند بخاطر افزایش سر و صدای الکترونیکی ، ستی را در طرف دور یا نامرئی ما ، قرار دهند تا از تداخل صداهای روی زمین دور باشد. به این منظور دانشمندان ستی ، حتی مکانی را پیدا کرده‌اند که واقع در دهانه 100 کیلومتری ساها در ماه است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    امکان وجود موجودات حیات و فرازمینی در غیر کره زمین

    امکان وجود موجودات غیرزمینی

    شانس‌ها و گزینه‌های وجود زیست غیرزمینی

    با پیشرفت علم در قرن اخیر، حال دیگر می‌توانیم پاسخ‌های روشن تری را درباره حیات و احتمال وجود آن در کیهان بیابیم. با احتساب شماره تخمینی سیارات عالم، دانشمندان محاسبه کرده‌اند احتمال اینکه ما تنها باشیم و به جز زمین در سراسر کائنات نشانی از حیات نباشد یک در ۱۰۰ میلیون است. در هر کهکشان مانند راه شیری ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره وجود دارد و کیهان شناسان تخمین می‌‌زنند ۴۰۰ میلیارد کهکشان در عالم موجود است بنابراین پذیرفتنی نیست اگر بگوییم سیاره کوچک ما در کنار ستاره عادی مان تنها مکان پذیرای حیات در عالم است اما تنها زیستگاهی که تاکنون در عالم می‌‌شناسیم زمین خودمان است. در اینجا به دلیل گستردگی مطلب بحث درباره حیات در کیهان را به حوزه کوچک تر آن یعنی منظومه شمسی محدود خواهیم کرد و به احتمال وجود حیات و سیارات و اقمار پذیرای آن می‌‌پردازیم.

     

    گزینه‌های وجود حیات:

    در منظومه شمسی غیر از زمین تنها سه گزینه وجود دارد که احتمال پیدایش حیات بر روی آنها بررسی می‌شود. می‌توانیم با اطمینان بگوییم حیات در مریخ، یکی از اقمار مشتری - اروپا و یکی از اقمار زحل - تیتان - می‌تواند پدید بیاید. کمربند حیات خورشید شامل سه سیاره زهره، زمین و مریخ است. (کمربند حیات در منظومه شمسی یعنی جایی که سیاره‌ای با جو مناسب دارای آب به صورت مایع است و احتمال شکل گیری حیات تنها در این کمربند وجود دارد) سیاره زهره از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به زمین دارد. جرم آنها با هم برابر است و ضمناً ترکیبات اتمسفری اولیه دو سیاره شباهت زیادی با هم داشته‌اند اما سیاره زهره کمی نزدیک تر از زمین به خورشید است و این باعث عدم پایداری آب مایع در آن سیاره می‌شود. همچنین گاز کربنیکی که در جو آن قرار دارد باعث ایجاد خاصیت گلخانه‌ای شدید شده و درجه حرارت آن را تا ۵۰۰ سانتی گراد می‌‌رساند. بنابراین می‌‌بینید که از شرایط ابتدایی حیات یعنی آب مایع و جو مناسب برخوردار نیست.

    ۱- مریخ: سیاره دیگر کمربند حیات مریخ است که تاکنون بیش از دو گزینه دیگر کاوش شده است. در چند صد میلیون سال اول منظومه شمسی، مریخ نسبت به زمین شرایط بهتری برای پیدایش حیات داشته که به دلیل سریعتر سرد شدن مریخ بوده است. همین زمینه شرایط پیدایش باکتری‌ها را زیر پوسته مریخ ایجاد کرد. یعنی شرایط سطحی مریخ بسیار زودتر از زمین برای پیدایش حیات آماده شده است. یافته‌های اخیر مریخ نوردهای ناسا وجود آب در گذشته مریخ- احتمالاً حدود یک میلیارد سال قبل- را نیز تایید کرده اند. هرچند میزان آن و مدت زمان بقای آن همچنان مبهم است. علاوه بر این شواهدی دال بر وجود جوی ضخیم از co2 در سال‌های آغازین این سیاره وجود دارد. شاید در همین دوره حیات در زیر سطح مریخ یا حتی بر سطح آن فرصت رشد یافته باشد اما به دلیل میدان مغناطیسی و گرانش ضعیف مریخ (حدود ۳۸ درصد جو زمین) باد خورشیدی جو آن را بیش از پیش پراکنده ساخت و سبب بخار شدن یا فرو رفتن آب‌های سطحی به زیر سطح مریخ و یخ زدن آنها شده است. اخیراً نیز مدار گردهای مریخ نشانه‌های امیدوار کننده‌ای را از وجود منابع یخ- آب زیر سطح مریخ یافته اند. بنابراین امکان حیات بر روی مریخ کنونی بسیار کم است اما غیرممکن نیست. احتمالاً گرمای درونی آن به اندازه‌ای هست که لایه زیرین یخ را گرم کند و محیطی نسبتاً مساعد را برای میکروب‌های جان سخت مریخی ایجاد کنند. این باکتری‌ها در صورت وجود در سوخت و سازشان تولیدکننده متان هستند. جالب این است که شواهد اخیر مدارگرد مریخ نشانه‌هایی قطعی از وجود متان در جو مریخ دارد که یا بر اثر واپاشی‌های حاصل از زندگی باکتری‌ها به وجود می‌‌آیند یا بر اثر فعالیت‌های پیوسته آتشفشانی در جو پخش می‌شوند. این که آیا در دوره ابتدایی مریخ حیات شکل گرفته است یا حتی هنوز هم باکتری‌هایی زیر لایه‌های سطحی آن- جایی که احتمالاً آب مایع وجود دارد- زنده مانده‌اند هنوز بی پاسخ مانده است و جواب قطعی آن طی کاوش‌های آینده حاصل می‌شود. (شهاب سنگ مریخی ALH84001 که ۱۳۰۰۰ سال پیش در قطب جنوب سقوط کرده است. در بزرگنمایی ۱۰۰ هزار برابر با میکروسکوپ الکترونی، ساختارهای کرم مانندی دیده می‌شود که دانشمندان آنها را مشابه سنگواره‌های حیات ابتدایی می‌‌دانند. اما هیچ چیز هنوز قطعی نیست.) بنابراین هر دو سیاره موجود در کمربند حیات را بررسی کردیم. (البته غیر از زمین) اما ممکن است در هر منظومه کمربندهای حیات متعددی وجود داشته باشد یعنی قلمرو حیات ابتدایی محدود به کمربند حیات دور هر ستاره نیست. اگر سیاره‌ای گازی اقماری بزرگ داشته باشد، نیروی جذر و مدی میان سیاره و اقمار درون این اقمار را گرم می‌کند. یعنی حتی اگر سیاره و قمرش نزدیک ستاره‌ای هم نباشند، انرژی مورد نیاز حیات ابتدایی تأمین خواهد شد. ۲- اروپا: سطح این قمر مشتری را اقیانوسی نیمه عمیق از آب فراگرفته و روی آن را لایه‌ای یخ ضخیم که شاید ضخامت آن ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر باشد، پوشانیده است و این لایه یخ به دلایل مجاورت با خلأ همواره در حال شکست و ترمیم است. این قمر هم اندازه ماه زمین است و منبع گرمایی درونی آن در اثر مکش گرانشی مشتری و دیگر قمرها بر اروپا به وجود آمده است. این گرما یخ‌های زیرین را ذوب می‌کند، در عین حال فشار یخ‌ها باعث می‌شود آب بخار نشود، در نتیجه ممکن است نوعی از حیات در آب زیرین شکل گرفته باشد. شکلی از حیات که متفاوت از حیات شناخته شده زمین خواهد بود. چون ژرفای یخ به حدی است که نور خورشیدی از آن نمی‌گذرد بر همین اساس حیات وابسته به نور خورشید نمی‌تواند در آنجا شکل بگیرد. اینکه آیا حیاتی در آنجا آغاز شده و تا کجا متحول شده است را نمی‌دانیم. با شروع ماموریت مدارگرد جیمو (JIMO) و مطالعه قمرهای یخی مشتری، اطلاعات نسبتاً کامل تری را درباره احتمال حیات در اروپا به دست خواهیم آورد. تنها زمانی می‌توانیم با قطعیت از حیات در اروپا صحبت کنیم که ناسا موفق شود کاوشگری را به اروپا بفرستد و با سوراخ کردن یخ ها، حیات دریایی را آزمایش کند که این امر با توجه به شرایط و ضخامت یخ به زودی امکان‌پذیر نیست.

        (سطح یخی اروپا، شیارهای موجود یخ‌های ترک خورده سطح اروپا را از دید فضاپیمای گالیله در سال ۱۹۹۸ نشان می‌‌دهد.) ۳- تیتان: این قمر با قطری معادل ۵۱۵۰ کیلومتر دومین قمر بزرگ منظومه شمسی و حتی از سیاره‌های پلوتون و عطارد نیز بزرگ تر است. اما مهم‌ترین ویژگی آن وجود جو قابل توجه آن است که از نظر ترکیبات و فشار سطحی به زمین بسیار شبیه است. جو هر دو از نیتروژن (۱۷ درصد برای زمین و ۹۰ تا ۹۷ درصد برای تیتان) تشکیل شده و فشار جو در تیتان ۵/۱ برابر فشار جو در زمین است. البته دومین گاز فراوان در زمین اکسیژن و در تیتان متان است. دورتا دور جو تیتان تا ارتفاع ۷۰۰ کیلومتری سطح غباری از ذرات متان وجود دارد. در عکس‌هایی که کاسینی اخیراً از این قمر بااهمیت گرفته نواحی تیره و روشن بسیاری دیده می‌شد. نواحی تیره احتمالاً دریاهای اتان و متان هستند که در دمای ۱۷۹- درجه سطح تیتان به وجود آمده‌اند و نواحی روشن باید قاره‌هایی بر سطح آن باشند. به دلیل دمای بسیار کم تیتان، احتمال وجود حیات در آن وجود ندارد اما این قمر ترکیبات آلی یعنی بلوک‌های سازنده حیات را در خود جای داده است. بنابراین نمونه‌ای عالی برای بررسی شرایط آغازین حیات است، یعنی چیزی شبیه زمین در ۵/۴ میلیارد سال پیش که اکنون می‌توان سیر تکوین حیات را بر روی نمونه‌ای آزمایشگاهی مطالعه کرد. حال چگونه بر روی چنین قمری با اوضاع محیطی نه چندان مساعد حیات شکل می‌گیرد؟ تیتان یکی از مهم‌ترین عامل‌ها را دارا است و آن جوی پایدار است که مانند یک حفاظ محیط درون قمر را از فضای بیرون آن جدا می‌کند. مورد بعدی مانند پیدایش حیات ابتدایی بر روی زمین است. پرتوهای فرابنفش در برخورد با تیتان باعث شکسته شدن مولکول‌های نیتروژن، متان و سایر مولکول‌ها می‌شود و در نتیجه ترکیبات آلی بعدی شکل می‌گیرد. در نهایت چگالی ابرها به حدی می‌شود که امکان ریزش باران‌های هیدروکربنی را روی قمر بالا می‌‌برد که در صورت روی دادن این پدیده مهم، دریاچه‌ها و رودهایی از ترکیبات آلی سطح این قمر را می‌‌پوشاند. بنابراین شرایط حیات ابتدایی در مجاورت مولکول‌های آلی مساعد تر می‌شود و در آن صورت ما شاهد آن چیزی خواهیم بود که در حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش در زمین آغاز شده است، تاکنون به چنین موجودات هوشمندی ختم شود. بسیاری از این حدسیات بعد از فرود هویگنس و تجزیه و تحلیل کامل داده‌های ارسالی آن قطعی خواهد شد. با توجه به آنچه در بالا ذکر شد می‌‌بینیم احتمال این که در جای دیگری از منظومه شمسی هم بتواند شکل بگیرد صفر نیست. چنانچه شواهد حاکی از آن است که در زمانی دوردست در مریخ حیاتی ابتدایی وجود داشته و اکنون ممکن است در قمر اروپا ایجاد شده باشد و در آینده‌ای دور هم احتمال ایجاد آن بر تیتان وجود دارد، پس باید امیدوار باشیم که ما در این کیهان تنها نخواهیم بود.

    شرط وجود حیات فرازمینی:

    بدیهی است هنگامی ‌که سیارات از گاز و گرد و غبار ایجاد می‌شوند، مولکولهای آلی موجود در این ماده نابود می‌شوند. یعنی آنکه برای ظاهر شدن موجودات زنده در یک سیاره لازمست که ابتدا، ترکیبات پیش حیاتی در همان کره به وجود آید. به نظر می‌آید که حتی پخش گسترده مولکولهای آلی در فضای بین ستاره‌ای نمی‌تواند پیدایش حیات آلی را در سیاراتی مانند زمین تضمین نماید، حتی پیشگویی در این باره که حیات بتواند در اجسام فضایی دیگر ظاهر گردد، مشکل است. زیرا علم هنوز نمی‌تواند توضیح دهد که چگونه فرآیند حیرت انگیز تشکیل و سازمان‌ یافتگی خود به خود ماده، صورت می‌گیرد.

     

    تمدن فرازمینی:

    بنا بر عقیده اخترفیزیکدان بلندپایه شوروی سابق ایوسیف شکلوفسکی (Iosif Shklovsky) شاید بتوان تصور نمود که تمدن زمینی در کهکشان ما و حتی در ابرکهکشان منحصر بفرد باشد. استدلال او چنین است: اگر فرض کنیم که تمدنهای بسیاری در جهان موجود هستند. در آن صورت آنها به دلیل اینکه طبیعتا دارای تکامل یکسانی نیستند، باید دارای امکانات علمی ‌و فنی متفاوتی باشند. به بیان دیگر باید تمدنهایی عقب مانده‌تر و پیشرفته‌تر از ما وجود داشته باشد. به ویژه باید حداقل چند تمدن بسیار پیشرفته یافت شود که بتواند انرژی‌های معادل انرژی کهکشان‌هایشان را مهار کند. میزان فعالیت علمی‌ چنین تمدنهایی به اندازه‌ای است که زمینی‌ها نمی‌توانند از آنها بی‌خبر باشند. ولی از آنجا که زمینی‌ها نتوانسته‌اند نشانه‌هایی از اینگونه فعالیت‌ها را کشف نمایند، بنابراین چنین تمدنهایی وجود ندارد و اگر چنین تمدنهایی وجود ندارد، بطور کلی امکان موجودیت تمدنهای فرازمینی از بین می‌رود. زیرا در غیر اینصورت باید برخی از این تمدنها به تمدنهای بسیار پیشرفته تبدیل شود. علل کشف نشدن موجود فرازمینی دانشمندان دیگر بر این عقیده دارند که علت کشف نشدن تمدنهای دیگر این نیست که آنها وجود ندارند، بلکه این مسئله دلایل دیگری دارد. وسولد تروئیتسکی (Vsevold Troitsky) عنصر وابسته فرهنگستان علوم شوروی سابق فرضیه‌ای را به شرح زیر پیشنهاد نموده است:

    مدل جهان داغ در حال انبساط، اولین مرحله تکامل را به نحوی مجسم می‌سازد که هیچ ستاره، سیاره و حتی مولکول و یا اتم وجود نداشته است (پیدایش جهان). تمام اینها پس از گذشت مدتی طولانی ایجاد شدند. بنابراین شرایط ضروری برای پیدایش موجودات زنده در مرحله خاصی از تاریخ جهان تکمیل گردد. طبق فرضیه تروئیتسکی پس از آن حیات عملا بطور هم‌زمان در اجسام فضایی مختلف به وجود آمد. مفهوم این مطلب آنست که هیچ تمدنی پیشرفته‌تر از تمدن زمینی وجود ندارد. به همین دلیل ما نمی‌توانیم اثری از آنها پیدا کنیم. علل تکامل موجود فرازمینی طبق نظر دانشمندان فعالیت تمدنهای دیگر در فضا در هر مرحله‌ای از تکامل که باشند، باید به وسیله مشکلات مربوط به تأمین انرژی محدود گردد. به عنوان مثال ایجاد فرستنده رادیویی نیرومند برای برقراری ارتباط با موجودات هوشمند دیگر در جهان، به وسیله فرستادن علائم در تمام جهات به انرژی عظیمی ‌نیاز دارد که می‌تواند موجودیت این تمدن را به مخاطره اندازد. به علاوه، این طرح مستلزم تلاشهای فراوانی است، در صورتی یک تمدن می‌تواند از عهده چنین طرحی برآید که آن را ضروری تشخیص دهد. بنابراین این مسئله هنوز در دوره بررسی است. هیچ تمدنی در خارج از سیاره ما کشف نشده است و امیدی برای کشف حتی یکی از آنها بسیار ضعیف است. مفهوم چنین جستجویی چه است؟ به گفته پژوهشگر دانشگاهی، جی.آی. نان (G.I.Naon) از فرهنگستان علوم استونی، تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی به ما کمک می‌کند که به نحو بهتری به مطالعه خودمان بپردازیم. بشریت در تکامل خود به مرحله‌ای قدم نهاده که بیش از هر وقت، از وحدت خود با جهان آگاه است، او می‌داند قوانین فیزیکی حاکم بر سیاره‌اش با قوانینی که بر بقیه جهان حکمفرماست، یکسان است. امروزه دانستن این قوانین بدین مفهوم است که بتوانیم وظیفه و کارمان را به طور موثری طرح ریزی کنیم و آینده خود را بر مبنای اطلاعات علمی ‌پیش بینی نمائیم. تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی در سطح کنونی علوم طبیعی، یکی از موثرترین راههای دست یافتن به هدفهایمان است. بطور کلی با تلاش برای دانستن درباره امکان موجودیت تمدن‌های دیگر، درباره موجودیت خود در فضا می‌آموزیم و تمدن خود را از چیزی که بازتاب این تمدن در آینه کیهانی است، مطالعه می‌نماییم زمانی که بشر زمینی در علوم ارتباطات آنقدر پیشرفت نکرده است که بتواند بیرون از محیط زیست خودش را ببیند و بتواند با آن محیط رابطه‌ای برقرار کند صرفاً به این دلیل نمی‌تواند بگوید در آن بیرون هیچکس نیست چنین تفکری ناشی از نخواستن و نتوانستن و فرار از دانستن است بلکه بهتر آنست که بگوید هنوز چشم و گوش بشر آنقدر قوی نشده‌اند تا آن بیرون را ببینند و درک کنند اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که تکنولوژی ارتباطات ما هنوز آنقدر پیشرفت نکرده که بتوانیم چهان اطرافمان را بفهمیم در این راستا باید بگویم سرعت نهایی ارتباطات ما سرعت نور است که در مقیاس فضایی تقریباً فاقد ارزش است چرا؟ چون در ارتباط با نزدیکترین ستاره یعنی آلفا سنتائوری ارسال و دریافت یک پیام ما حدود نه سال وقت می‌‌برد اما در همین حال اگر پیاممان را بخواهیم به سوی دیگری از کهکشان خودمان ارسال کنیم هزاران سال وقت خواهد گرفت و طبیعتا چنین تکنولوژی در ارتباطات فرازمینی نا کارآمد است و مثل این می‌‌ماند که ما بایستیم و همانند صدها سال پیش فردی را از فاصله چند صد کیلومتری با فریاد زدنمان با خبر کنیم به نظر شما آیا این احمقانه نیست پس در اینجا بهتر است تصور کنیم که موجودات فرا زمینی پیشرفته پیامهایشان را فراتر از سرعت نور و با سیستم‌های پیشرفته تر از ما به فضا می‌‌فرستند که ما به علت ندانستن این تکنولوژی نسبت به آن کور هستیم و قادر به دریافت آن نیستیم کما اینکه همین حالا ممکن است ما در معرض پیامهای بیشمار اینچنینی از فضا باشیم .

     

    موجودات خیالی فضایی

    انسان از دیرباز در اندیشه یافتن و شناختن موجودات ذی‌شعور دیگری در روی زمین و یا در آسمان‌ها بوده است. کنجکاوی قابل ستایش و سیری‌ناپذیر، در طول هزاران سال انسان را خسته و مأیوس نکرده است. اما تاکنون نتیجه همه این کاوش‌ها فقط «هیچ» بوده است و هنوز از پس این زمان درازآهنگ بر روی نقطه آغاز ایستاده‌ایم. آگاهی‌هایی که انسان امروز از بزرگی و عظمت غیر قابل تصور کیهان، با گستره‌ای در حدود چهارده میلیارد سال نوری دارد، به او اجازه نمی‌دهد و نباید هم بدهد که بپندارد خود به تنهایی باهوش‌ترین موجود جهان است. این احتمالی غیر علمی نیست که تصور کنیم به همان نسبتی که جهان پیرامون ما از ما بزرگتر و بسی پرشمارتر است، موجودات دیگری نیز وجود داشته باشند که هم از نظر تعداد و تنوع و هم از نظر توانایی‌های فکری از ما پیشی داشته باشند. همچنین ممکن است که این موجودات تصور شده ما، نه در فاصله‌ای بسیار بعید که حتی در نزدیکی ما باشند. اما درکی که ما از پدیده هنوز غیرقابل توصیف و تعریف‌ناپذیر «زمان» و «مکان» داریم، با درک آنان متفاوت باشد و این خود موجب ناکارآمدی ابزارهای «شناخت‌شناسی» ما از آنان شود. ما بر روی زمین با جاندارانی آشنا هستیم که طول عمر آنان از چند ساعت تا چند صدسال متغیر است. آیا همه آنان از مفهوم زمان همان درکی را دارند که ما داریم؟ آیا موجوداتی وجود دارند که عمر آنان کسری از ثانیه یا حتی هزاران سال باشد؟ در اینصورت آیا ما قادر به درک حضور آنان خواهیم بود؟ اینها و بسیاری احتمال‌ها و اندیشه‌های دیگر که در اینجا فرصت پرداختن بدان نیست، پرسش‌هایی حل نشده اما کماکان زنده و پویا در ذهن بشر هستند. همه اینها، تنها تفکرات و احتمالاتی در ذهن ما هستند و تاکنون هیچ اثری که متعلق به موجودات زنده فضایی باشد، بدست نیامده و هیچ دانشمند یا مرجع علمی و پژوهشی چنین پدیده و یافته‌هایی را تأیید نکرده است. ضمن اینکه برخی از شواهد قابل رد کردن هم نیستند. اما از سوی دیگر عده‌ای سوداگر از این علاقه و کنجکاوی انسان و میل به دانستن او، برای مقاصد خود استفاده کرده‌اند و ذهن جستجوگر بسیاری از مردمان و جوانان را به بازی گرفتند و آشفته کردند. شناخته شده‌ترین اینان در دنیا که برخی از کتابهایش در ایران نیز ترجمه و منتشر شده، شخصی از اهالی سوئیس بنام «اریک فون دانیکن» است که متأسفانه نوشته‌های گمراه کننده و مجعول او در ایران طرفدارانی دارد و حتی بعضی کسان گفتارهای او را بنام خود منتشر می‌کنند. اظهارنظرهای فون دانیکن بر پایه شرح رویدادهایی است که هیچگاه روی نداده است. بسیاری از عکس‌هایی که در کتاب‌هایش منتشر شده (و گاه رونویس کنندگان ایرانی‌اش آنها را عیناً و بدون ذکر منبع در رونویس‌های خود می‌آورند)، ساختگی و حتی نقاشی‌هایی عامیانه هستند. او بجای تحقیق و پژوهش جدی در زمینه چگونگی ساخت‌وساز بناهای شگفت‌انگیز باستان همچون تخت‌جمشید و اهرام مصر و معابد اینکاها (که بسیاری از شیوه‌های علمی و تکنولوژیکی ساخت آنها تاکنون حل نشده باقی مانده است) به یکبارگی تمام آنها را ساخته موجودات فضایی می‌داند و تمام دستاوردهای گرانبهای پیشینیان را نادیده می‌گیرد. از آنجا که درک چنین گفتارهای عامیانه برای مردم غیر متخصص، آسان‌تر و دست‌یافتنی‌تر است، افکار عمومی چنین سخنانی را بهتر می‌پذیرند و سد راه کسانی می‌شوند که قصد بررسی واقعگرایانه و عالمانه آنرا دارند و به عبارت دیگر این شیوه‌ای برای تبلیغ و ترویج «جهل» است. در طی چند ده سال گذشته بارها کتاب‌ها و نمایشگاه‌هایی منتشر و برگزار شده که به موضوع موجودات فضایی پرداخته‌اند. در این کتاب‌ها و نمایشگاه‌ها تعداد متنابهی از اسناد و تصویرهای مربوط به بشقاب پرنده یا «یوفو» و «آدم فضایی» در معرض دید مردم قرار می‌گیرد. این گروه از آنجا که شخصاً از ساختگی و مجعول بودن مدارک خود آگاهی دارند و می‌دانند که هیچ مرجع علمی درستی آنها را تأیید نکرده است و از سوی دیگر می‌دانند که جوان درس‌خوانده و آگاه امروزی را نمی‌توانند بسادگی متقاعد کنند؛ دست به جعل منابعی برای درستی ادعای خود می‌یازند و اصل تصویرها یا اشیا را به سازمان ناسا، سازمان کیهان‌نوردی روسیه و یا دانشگاه‌هایی با نام‌های معتبر منسوب می‌دارند و هنگامی که پرسشگر جدی و دقیق از آنان بپرسد که در نشریات و شبکه‌های اینترنتی آن مراجع یاد شده، چنین مطالبی وجود ندارد، اظهار می‌کنند که اینها بصورت محرمانه نگهداری می‌شود و ما به بخش‌های سری آنان دسترسی داریم. نگارنده می‌پذیرد که چنین ادعاهایی بسیار غیر علمی‌تر از آنست که نیاز به شرح و بسط داشته باشد و جوانان ایران، آگاه‌تر از آن هستند که چنین ادعاهایی بتواند زمینه گمراهی آنان را فراهم آورد. اما با توجه به پرسش‌های رسیده و نیز از سوی دیگر انتشار کتاب‌های دیگری در سال‌های اخیر، باز هم این وظیفه را بیاد ما می‌آورد که برای جلوگیری از فراگیر شدن تفکر مرتجعانه و سلطه‌یابی بر افکار توده‌ها، نباید سکوت پیشه کرد. کتاب‌های دیگری که به آن اشاره شد، عبارت است از انبوهی آثار در زمینه فال‌بینی آسمانی، طالع‌بینی چینی و هندی و آریایی، و نیز ستون‌های «متولد ماه» در برخی نشریات عامیانه. این نوشته‌ها که هیچگونه ارتباطی نه با آیین‌های هندی و چینی دارند و نه با باورهای آریایی، حتی از درک مفهوم «طالع» که ثبت آن در دوران باستان بر بنیادهای دقیق نجومی و محاسبات جایگاه ستارگان و سیارات در بروج دوازده‌گانه، صورت می‌پذیرفته است، عاجز هستند. به گمان نگارنده استفاده از ابزارهای خرافاتی و گسترش و تبلیغ جهل، راه‌حل شایسته‌ای برای کسب مخاطب و افزایش تیراژ نشریه نیست.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    گامهای محققان در کشف موجودات فرازمینی

    اکتشاف موادمعدنی در حداقل زمان

    پژوهشگران کشور موفق به طراحی و تولید نرم افزاری برای پی جویی و اکتشاف معادن استراتژیک آهن شدند. کشف مکان احتمالی حیات و موجودات فرازمینی و شرایط زندگی آنها از اقدامات توسعه ای این نرم افزار است که در حال حاضر در فاز تحقیق است.

    سهیل ایوزخانی مدیر بخش پژوهش شرکت توسعه علوم ژئوماتیک ره پویان در گفتگو با خبرنگار مهر با تاکید بر اینکه این نرم افزار بر اساس سیستم تصاویر ماهواره ای طراحی و تولید شده است گفت: سیستم تصاویر ماهواره ای مبتنی بر انعکاس است. زمانی که نور خورشید بر پدیده ای روی سطح زمین برخورد می کند مقداری از بازتاب آن توسط ماهواره ها دریافت می شود و در نهایت تصاویری از آن پدیده را تولید می کند.

    وی با بیان اینکه هر ماهواره بر اساس سیستم خاصی تصویربرداری می کند افزود: نرم افزار تولید شده به گونه ای طراحی شد که با اعمال تغییرات لازم تصاویر منطقه مورد نظر را از باندهای مختلف ماهواره ها دریافت می کند و بر اساس تکنیک های خاصی که برای این نرم افزار تعریف شده است می تواند تصاویر را پردازش و اطلاعات لازم در زمینه محل و نوع مواد معدنی را در اختیار کاربر قرار دهد.

    ایوزخانی به کاربردهای این نرم افزار اشاره کرد و ادامه داد: این نرم افزار علاوه بر ارائه اطلاعاتی در زمینه معادن معدنی می تواند در حوزه هایی چون کشاورزی و هواشناسی نیز مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که مواد معدنی چون آهن برای امور کشاورزی بسیار مهم است با استفاده از این نرم افزار می توان میزان آهن مناطق مختلف را اندازه گیری و به کمک سامانه های دیگر میزان ابرناکی و مه را برآورد کرد.

    وی به نحوه استفاده از این نرم افزار اشاره و خاطرنشان کرد: با وارد کردن دو باند مختلف ماهواره به سیستم از منطقه مورد نظر در کمترین زمان ممکن اطلاعات و نقشه محل دقیق مواد معدنی "آهن" را با دقت بالایی ارائه می دهد.

    ایوزخانی با تاکید بر اینکه این نرم افزار برای آشکارسازی مواد معدنی استراتژیک چون آهن، مس، رس و سیلیس در مرحله "پی جویی" معادن تعریف شده است، اضافه کرد: در تست هایی که انجام شد موفق به کشف و ثبت معادن آهن، سیلیس، کائولن و رس و کشف محدوده معدن فیروزه در مناطق خضرآباد و شهربابک کرمان شدیم.

    مدیر بخش پژوهش شرکت توسعه علوم ژئوماتیک ره پویان به مزایای این نرم افزار اشاره کرد و به مهر گفت: به طور معمول کشف معادن جدید 6 تا 7 ماه به طول می انجامد ولی با استفاده از این نرم افزار می توان در کمترین زمان ممکن با پردازش اطلاعات، تصاویر نمودارها و نقشه های لازم را در اختیار کاربر قرار داد به طوری که برای کشف معادن کل کشور به 90 دقیقه وقت لازم دارد. امکان استفاده از باندهای مختلف ماهواره ها، انواع سیستم های تصویربرداری، کارکرد همزمان با اخذ داده ها و آرشیو کردن اطلاعات از دیگر مزایای این نرم افزار است.

    وی با تاکید بر اینکه بر طبق اعلام سازمان صنایع و معادن 80 درصد معادن کشور ناشناخته است، اظهار داشت: با استفاده از این نرم افزار و دیگر سامانه های تولید شده می توان نسبت به کشف معادن کشور در کوتاه ترین زمان به منظور مدیریت و بهره برداری مناسب از منابع کشور اقدام کرد.

    کشف موجودات فرازمینی گام دیگر محققان کشور

    این محقق کشف موجودات فرازمینی را از اقدامات توسعه ای این نرم افزار دانست و خاطر نشان کرد: هدف نهایی از تولید این نرم افزار یافتن شرایط و مواد مورد نیاز برای پیدایش حیات در مناطق دیگر کیهان است. از این رو طراحی و ساخت انواع سنجنده ها و سکوها و نشانه روی آنها به نقاط مختلف کیهان و انجام عملیات "پی جویی" حیات فرازمینی به طور اتوماتیک و هوشمند از جمله فعالیتهایی است که در اجرای این پروژه صورت پذیرفته است.

    ایوزخانی تولید بالنهای تصویربرداری را از دیگر اقدامات توسعه ای این شرکت ذکر کرد و به مهر گفت: علی رغم هزینه بر بودن ساخت سکوهای تصویررداری مانند ماهواره ها ما تصمیم به طراحی و ساخت بالن های تصویربرداری گرفتیم. این بالن ها را می توان به طور اتوماتیک به سیستم پردازش اطلاعات متصل کرد و از آنجا که در هر سیستم اتوماتیکی خطاهایی وجود دارد با استفاده از هوش مصنوعی و سیستم های آنلاین و آفلاین، آموزش ( Learning) این توانایی را به نرم افزار ارائه داد که هر چه بیشتر از نرم افزار استفاده شود قدرت ودقت آن افزایش یابد.

    وی در این باره توضیح داد: این امر به این معنی است که تصویری به نرم افزار داده می شود و نرم افزار کار پردازش را انجام می دهد و توسط کارشناس تحلیل و نکات اشتباه یادآوری می شود. نرم افزار به صورت هوشمند ماتریس هایی را طراحی و در سیستم اعمال می کند که موارد اشتباه را تصحیح می کند. در هر بار تصحیح، نرم افزار موارد خطا را کاهش می دهد.

    مدیر بخش پژوهش شرکت توسعه علوم ژئوماتیک ره پویان تاکید کرد: در نهایت به کمک سیستم های پردازشی، سنجنده های مولتی و هایپر اسپکتورال و بالن ها اقدام به کشف شرایط لازم برای ایجاد انواع حیات فرازمینی می کنیم. البته استفاده از آموزه های دینی و روایات اسلامی از دیگر نکاتی است که برای انتخاب نقاط شروع پی جویی حیات مورد توجه ما است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    ادعای دانشمندان روسی: سال 2031 سال ملاقات با موجودات فرازمینی

     

    آیا واقعاً موجودات فرازمینی وجود دارند؟ از زمانی که نخستین کنجکاوی های بشر آغاز شد و شروع به تفکر در باره محیط اطرافش کرد، این سوال نیز  در او برانگیخته شد اما پاسخ به این پرسش چندان کار ساده ای نیست و دانشمندان هنوز نتوانسته اند پاسخی قطعی به این پرسش دهند.

    اما اکنون دانشمندان روسی ادعای جدیدی را مطرح کرده اند مبنی بر اینکه در 20 سال آینده تمدن بشری سرانجام موجودات فرازمینی را ملاقات خواهد کرد.

    دانشمندان مرکز تحقیقات  فضایی روسیه در یک نشست خبری اعلام کردند  که  در سال 2031  انسان موفق به کشف موجودات فضایی خواهد شد..

    آندری فینکلشتاین، رئیس مرکز تحقیقات  فضایی روسیه می گوید:  زندگی در سیاره های دیگر (زیست فرازمینی)وجود دارد و ما طی 20 سال آینده آن را کشف خواهیم کرد.  وی همچنین بیان می کند که 10 % سیاره های شناخته شده در منظومه شمسی، شبیه به زمین هستند، اگر آب در این سیاره ها  وجود دارد پس حیات نیز قطعا در آنها هست. به گفته ی دانشمندان  روسی،  این موجودات فضایی  اندامی مانند انسان دارند اما ممکن است رنگ پوست آنها با ما فرق کند.

    دانشمندان این مرکز از سال 1960 در خلال جنگ سرد، برنامه تحقیقاتی را برای کشف حیات در سیاره های دیگر آغاز کرده اند و با انتشار سیگنال های رادیویی امید دارند که روزی موجودات فضایی به این امواج پاسخ دهند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    کشف موجودات فرازمینی

     

    موجودات فرازمینی وجود دارند، و ما این را اثبات کرده ایم.

    این ادعای شگرف و خارق العاده توسط دکتر ریچار بی.هوور(Richard B.Hoover) زیست اخترشناس مستقر در سفینه فضایی "مارشال" ناسا بیان شد. وی گفت که توانسته مدرک قطعی از وجود موجودات فرا زمینی بیابد؛ فسیلهایی از دسته نایابی از باکتری ها به نام کندریتهای کربن دار CI1.(تنها 9 عدد از چنین سنگهای آسمانی در سیاره زمین وجود دارند). یافته های "هوور" در مجمله کوزمولوژی(journal of Cosmology) که یک مجله بنام علمیست به چاپ رسید.

    من اینگونه تفسیر میکنم که حیات بسیار گسترده تر از این است که آن را به زمین محدود کنیم، این شاخه از علم هنوز با اشکالات زیادی دست به گریبان است چرا که دانشمندان زیادی هنوز بر این اعتقادند که مطالعه اجرام آسمانی غیر ممکن است" این ها قسمتی از صحبتهای هوور، اختر شناسیست که بیش از 10 سال از عمر خویش را به مطالعه روی اجرام آسمانی در سرتاسر جهان تخصیص داده است.هوور این فسیل را با شکستن سنگ آسمانی از نوع CI1  یافت، و آن را با یک میکروسکوپ الکترونی مورد بررسی قرار داد؛ با کمک این وسیله وی قادر بود که فسیل های احتمالی باقیمانده را نیز بیابد.چیزی که او یافت ذرات میکروسکوپی یا همان میکرو ارگانیزم هایی بودند( تصویر پائین) که شباهت بسیار زیادی به نمونه های موجود بر روی کره زمین داشتند

    "نکته هیجان انگیز این است که آن ها در نمونه های زیادی قابل شناسایی هستند و بسیار شبیه به گونه های موجود بر روی زمین هستند." در عین حال برخی از فسیل ها بسیار عجیب هستند." برخی از آنها وجود دارند که بسیار عجیب هستند و به هیچ یک از نمونه هایی که مشاهده شده شباهت ندارند تا حدی که من قادر نیستم آن ها را شناسایی کنم، و آن ها را به متخصصین زیادی نشان دادم ولی نتیجه ای به دست نیاوردیم."برای از بین بردن شایعات مبنی بر دروغ بودن ادعای هورد، وی نتایج مطالعات خود و تمام یافته هایش را در اختیار علاقمندان جامعه علمی قرار داد تا بتوانند یافته های او را مورد بررسی و موشکافی قرار دهند.نظراتی که توسط سایر دانشمندان و کارشناسان ارائه شود در کنار نتایج تحقیقات به صورت آنلاین منتشر خواهد شد.برای بررسی و به چالش کشیدن این اکتشاف، ما صد نفر از متخصصین را دعوت کرده و یک فراخوان عمومی به بیش از 5000 محقق از جامعه محققین و دانشمندان برای بررسی مستندات و ارائه نظراتشان ارسال کردیم.دکتر رودی شیلد (Rudy Schild) استاد مرکز فیزیک نجومی هاروارد-اسمیث سونیان(Harvard-Smithsonian) که به عنوان نویسنده در مجله کوزمولوژی فعالیت میکند گفت:"این اولین باری است که در تاریخ علم یک تحقیق علمی پیش از انتشار مورد بررسی عمومی قرار میگیرد و به محققین و دانشمندان این شانس داده میشود تا نظرات و بررسی های خود را پیش از انتشار ارائه کنند."لازم به یادآوری است که اگر نتیجه گیری های هوور درست باشند، مفاهیم زندگی انسانی کمی گیج کننده خواهد شد.او امیدوار است که درستی تحقیقاتش اثبات شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    ماموریت ویژه کاوشگر هایابوسای ژاپن

    کاوشگر هایابوسای ژاپن بعد از 7 سال ماموریت،‌ با نمونه‌هایی از سطح یک سیارک در حال عبور به زمین بازگشت. حالا در بین این نمونه‌ها ذرات جدیدی کشف شده‌اند که می‌توانند نشانه‌هایی از حیات فرازمینی باشند.

     هایابوسا خرداد ماه گذشته بعد از 7 سال به زمین برگشت. آژانس فضایی ژاپن،‌ در سال 2003/ 1382 کاوشگر خود را برای یک ماموریت ویژه روانه فضا کرد: جمع‌آوری ذرات فضایی از روی سیارک ایتوکاوا. با این که هایابوسا تنها نیم‌ساعت توانست روی سیارک در حال عبور باقی بماند و با مشکلات فنی زیادی هم روبرو شد،‌ اما محققین آژانس فضایی ژاپن، جاکسا، به اتفاق محققین ناسا، معتقدند که در همین زمان کوتاه هم موفق شده به اندازه کافی نمونه با خود بیاورد. در هر صورت این اولین باری است که یک کاوشگر زمینی موفق شده نمونه‌هایی از سطح یک سیارک در حال عبور فراهم آورد.

    به گزارش پاپ‌ساینس، حالا که چند ماه از بازگشت هایابوسا می‌گذرد،‌ محققین ژاپنی اعلام کرده‌اند که به گونه تازه‌ای از ذرات در نمونه‌ها دست یافته‌اند که می‌تواند مربوط به حیات فرازمینی باشد. آن‌ها می‌گویند این ذرات غبار نیستند و با گرد آلومینیومی که در سایر نمونه‌ها فراوان بود هم تفاوت دارند.

    اگر چه هنوز ماه‌ها زمان لازم است تا محققین بتوانند اعلام کنند که آن‌چه در این نمونه‌ها کشف کرده‌اند دقیقا چیست، اما آن‌ها بسیار امیدوارند که از طریق این ذرات جدید بتوانند درک بهتری از چگونگی پیدایش جهان و همچنین حیات پیدا کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    بشقاب پرنده ها در زمین -قسمت دوم

     

    ناپدیدشدن یک خلبان استرالیایی با شروع پروژه بلوبوک گزارش های بسیاری مبنی بر دیده شدن جسم ناشناخته پرنده در این طرح به ثبت رسید اما...

    قسمت دوم

    ناپدیدشدن یک خلبان استرالیایی

    با شروع پروژه بلوبوک گزارش های بسیاری مبنی بر دیده شدن جسم ناشناخته پرنده در این طرح به ثبت رسید اما در هیچ گزارشی خبر از ربوده شدن فرد یا چیزی داده نشد تا اینکه ناپدید شدن خلبان فردریک والنتیچ پس از به پرواز درآمدن و مخابره دیدن شیء ناشناخته در آسمان به برج مراقبت فرودگاه مورابین، سروصدای بسیاری برپا کرد. اگر چه مقامات مسؤول هیچ گاه صریحا اعلام نکردند که والنتیچ ربوده شده اما صحبت نکردن در مورد این موضوع موجب شد تا بسیاری رای به ربوده شدن والنتیج توسط یوفو بدهند.

    ماجرای ناپدید شدن خلبان فردریک والنتیچ

    روز 21 اکتبر سال 1987 شرایط برای بلند شدن هواپیماها بسیار مساعد بود و باد ملایمی می وزید. فردریک والنتیچ 20 ساله- دانشجوی خلبانی کلاس چهار نیروی هوایی- با 150 ساعت تجربه پرواز برای تمرین بیشتر سوار بر هواپیمای آموزشی سسنا ال- 182 با سرعتی تقریبی 256 کیلومتر در ساعت شد تا از فرودگاه مورابین ملبورن به مقصد تنگه باس به پرواز درآید. والنتیچ به وقت محلی ساعت 18:19مورابین را ترک کرد و با واحد سرویس هوایی تماس گرفت تا حضور خود را در آسمان اعلام کند. تا ساعت 19:00 که به کیپ اوتوای برسد هیچ تماس غیرعادی ای از خلبان دریافت نشد.شش دقیقه ای از رسیدن والنتیج به اوتوای می گذشت که او با استیو رابری- افسر بخش پرواز ملبورن- تماس گرفت و از وجود هواپیمای دیگری در ارتفاع 1524 متری خودش خبر داد. اما از برج مراقبت پیام رسید که در این ساعت هیچ رفت وآمد دیگری مخابره نشده است و نباید هواپیمای دیگری با چنین ارتفاعی در آسمان باشد. چند دقیقه از ردوبدل شدن این پیام ها نگذشته بود که والنتیچ گزارش کرد هواپیمایی که تا به حال مانند آن را ندیده با چهار چراغ بزرگ که نور بسیار قوی ای هم دارد قابل مشاهده است. او دقیقا نمی توانست بگوید که چه چیزی را دیده اما نظر والنتیچ این بود که هواپیمای ناشناخته در 300 متری هواپیمای خودش با سرعت بسیار بالایی در حرکت است و به دنبال آن نزدیک شدن عمدی جسم پرنده ناشناخته به سسنا را خبر داد.

    در ساعت 19:9 افسر رابی از والنتیچ خواست که موقعیت و ارتفاع خود و جسم ناشناخته را گزارش کند. والنتیچ با اعلام ارتفاع شروع به توضیح مشخصات پرنده آهنین غول پیکر کرد و هنگامی که رابی در مورد اندازه تقریبی شیء پرنده از والنتیج سؤال کرد، هیچ پیامی از خلبان مخابره نشد.30 دقیقه ای از قطع ارتباط می گذشت که دوباره تماس برقرار شد و خلبان از چرخیدن جسم پرنده در بالای سرش خبر داد. پس از ارسال این پیام 28 ثانیه سکوت برقرار شد و پس از تماس مجدد، والتنیچ از ناپدید شدن یوفو خبر داد و دوباره 28 ثانیه تماس قطع شد.

    بعد از برقراری مجدد تماس، افسر رابی مدام در تلاش بود تا اطلاعات بیشتری در مورد جسم پرنده ناشناخته و موقعیت آن به دست آورد و نظر والنتیج این بود که شاید یک فروند هواپیمای نظامی در تعقیب او باشد. 29 ثانیه بعد از اینکه والنتیچ با افسر رابی صحبت کرد، در ساعت 19:12:09 خلبان فردریک والنتیچ گزارش کرد که انگار موتور هواپیمایش نقص فنی پیدا کرده و مجبور است که در جزیره کینگ فرود آید. پس از ارسال این پیام، در مدت بسیار کوتاهی هیچ پیام دیگری مخابره نشد و ناگهان والنتیچ از آن سوی خط رادیویی به برج مراقبت گفت: «این یک هواپیما نیست». تقریبا17 ثانیه صدایی شبیه به برخورد آهن پاره ها به یکدیگر از فرستنده هواپیمای والنتیچ به گیرنده برج مراقبت مورابین رسید و سپس تماس برای همیشه قطع شد.

     

    آغاز جست وجو برای یافتن خلبان

    به دنبال قطع پیام از سوی والنتیچ و فرود نیامدن او در جزیره کینگ،

    گروه ویژه تجسس و امداد به منطقه ای که رادارها ناپدید شدن خلبان را نشان میدادند اعزام شدند و دو هواپیمای آر.ای.ای.اف.پی- 3 اورین برای یافتن والنتیچ فورا به پرواز درآمدند. جست و جو و تلاش برای هواپیما و خلبان گمشده هفت روز به طول انجامید. اما گروه هر چه بیشتر می گشت نتیجه کمتری عایدش می شد و سرانجام تفحص در روز 25 اکتبر سال 1978خاتمه یافت. تنها اثر برجای مانده از ماجرا رد سوخت هواپیمای والنتیچ بود که جست و جوگران آن را در نزدیکی محلی که آخرین پیام از سوی والنتیچ مخابره شد، یافتند. اگر چه همه ابتدا تصور می کردند که این مایع یافت شده متعلق به هواپیمای والنتیچ است اما آزمایش های انجام شده روی آن نتیجه را طور دیگری گزارش داد، به عقیده متخصصان این سوخت متعلق به وسیله های هوانوردی نبود. نکته ای که تمامی مسؤولان پرونده ناپدید شدن والنتیچ را در حیرت فرو برد این بود که هواپیمایی که خلبان گمشده با آن به پرواز درآمد مجهز به چهار جلیقه نجات و رادیو تماس اضطراری و همچنین در شرایط خراب شدگی موتور قادر به حرکت کردن تا چند دقیقه بود. اما به نظر می رسد خلبان از هیچ یک از آنها استفاده نکرده یا فرصت استفاده از آنها را نداشت. پس از راهی شدن گروه نجات و بی نتیجه ماندن تلاش های جست و جوگران، تحقیقات از سوی بخش رسمی حمل و نقل در جهت یافتن سرنخی از خلبان و هواپیمای ربوده شده آغاز شد. اما متاسفانه آنها هم پس از دو هفته جست و جوی مداوم به نتیجه نرسیدند و هیچ ردی از هواپیما پیدا نشد؛ گویی که اصلا هیچ هواپیمایی در آسمان به پرواز درنیامده بود. سرانجام پس از تمامی تحقیقات انجام شده در 27 آوریل سال 1982 تنها سرنخ موجود از حادثه 21 اکتبر سال 1978 تماس های رادیویی موجود بین والنتیچ و برج مراقبت مورابین اعلام شد.

     

    سرنخ هایی مهم از پرونده والنتیچ

    زمانی که آخرین پیغام ارسالی از سوی والنتیچ به برج مراقبت مورابین ارسال شد، حدود 17 ثانیه صداهای مبهم و شبیه به برخورد تکه های آلومینیوم و آهن به یکدیگر در نوار ضبط شده از این گفت و گو به ثبت رسیده است. پل نورمن و جان آچت- دو محققی که روی این پرونده کار می کردند- یک نسخه کامل از این مکالمه را برای انجام تحقیقات بیشتر و تحلیل روی آن از بخش حمل و نقل هوایی استرالیا و پدر فردریک گرفتند. یک نسخه آن را آچت به ملبورن و نسخه دیگر را نورمن به آمریکا برد تا عمراه دکتر ریچارد هینز- یکی از محققان ناسا و استاد دانشگاه سن جونز- روی آن کار کنند بلکه سرنخ جدیدی بیابند. هینز با گوش کردن به نوار، نظر خود را این طور اعلام کرد: «در این نوار صدای شش انفجار جداگانه به گوش می رسد که هر یک از اتمام دیگری اتفاق می افتد. اما هیچ سرنخ مشخص یا بسامدی که بتوان با آن چگونگی ماجرا را تشخیص داد وجود ندارد».

     

    گزارش های دیده شدن یوفو

    پس از اینکه خبر ناپدید شدن والنتیچ به گوش عموم رسید، تعدادی از مردم با پلیس تماس گرفتند و خبر از مشاهده اتفاقات غیرمعمول در محل زندگی شان دادند. در میان آنها 20 نفر مصرانه اصرار داشتند که شیئی را که نورهای سبز رنگی داشت در آسمان دیده اند و در این رابطه تعدادی از شاهدان که محل زندگی شان در دو کیلومتری خلیج آپولو بود، ادعا می کردند که نور سبز رنگی را دیده اند که هواپیمای والنتیچ را تعقیب می کرده و در آن زمان، هواپیما حالت سقوط و شیب به طرف سطح زمین داشت و جالب اینجاست که طبق نظر یوفو شناسان این ادعاها دقیقا شبیه صحبت های والنتیچ هنگام دیدن آن شیء عجیب بود.

     

    نظر پدر والنتیچ

    «امیدوارم که آدم فضایی ها پسرم را ربوده باشند تا اینکه سانحه هوایی ای برایش اتفاق افتاده باشد. اینکه هیچ کس نتوانسته سرنخی از فردریک پیدا کند بدین معناست که مطمئنا یوفو، او و هواپیمایش را با خود برده. پسرم در اوقات فراغتش در مورد یوفوها بسیار مطالعه می کرد همیشه در پی یافتن اطلاعات جدیدی در این مورد بود اما هیچگاه در این مورد داستان پردازی نمی کرد و به دنبال حقیقت می گشت. او در مورد هر نکته ای که ذهنش را به خود مشغول می کرد آن قدر تحقیق و مطالعه می کرد تا هیچ ابهامی در آن مورد برایش وجود نداشته باشد». این حرف ها را گویدو والنتیچ - پدر خلبان گمشده - به خبرنگار آسوشیتدپرس پس از نابود شدن پسرش زد.

     

    تئوری های منطقی در مورد ناپدید شدن خلبان سسنا 182

    اولین احتمالی که در مورد پیدا نشدن هیچ اثری از والنتیچ به ذهن می رسد این است که خلبان به عمد ناپدید شده است زیرا دقیقا زمان ناپدید شدن والنتیچ، پلیس ملبورن گزارشاتی مبنی بر فرود مرموز یک هواپیما در فاصله ای نه چندان دور از کیپ اوتوا دریافت کرد. نظر دیگر این است که والنتیچ به درستی نتوانسته مسیر خود را تشخیص دهد و همین عدم تشخیص صحیح موجب شده تا خلبان سروته هواپیما را براند و نوری که از آن صحبت می کرد، نور هواپیمای خودش بود که در آب منعکس می شد و او خیال می کرد که یوفو دیده است و هنگامی که سرگرم تشخیص شیء ناشناخته بود ناگهان به درون دریا سقوط کرد. اما این فرضیه سریعا از سوی مقامات هوایی رد شد زیرا به گفته آنها هواپیمای سسنا 182 بال های بلندی دارد که سوخت این هواپیما تنها زمانی تامین می شود که در جهت جاذبه قرار گرفته باشد. بنابراین برعکس پرواز کردن با این هواپیما به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. در سال 2000 یک کارآگاه خصوصی حوادث طی تحقیقاتش به این نتیجه رسید که به دلیل اینکه موتور و سیستم رادیویی هواپیمای والنتیچ دچار مشکل شده، او نتوانسته به درستی مسیر خود را تشخیص دهد و همین موجب شده تا در دریا سقوط کند. بعضی ها هم براین باورند که او با قاچاقچیان مواد مخدر برخورد کرده و توسط آنها کشته شده است. به دنبال چنین نظری فیلیپ کلاس- یکی از منتقدان مسائل یوفو در سال 1992- اعلام کرد که خود والنتیچ قاچاقچی بوده و به دلیل اینکه خانواده او درخطر بودند خودکشی کرده است. در این بین یوفوشناسان براین باورند که دیدن جسم پرنده با نورهای سبزی را که والنتیچ به برج مراقبت مخابره کرد، یک وسیله نقلیه فرازمین بوده که یا او را دزدیده اند یا به نوعی موجب انحراف والنتیچ از مسیر شده اند؛ موضوعی که باعث شد پای یوفوها به این ماجرا باز شود. آخرین جملات ارسالی از سوی خلبان والنتیچ بود که ادعا می کرد سایه شیء غول پیکری را که اصلا شبیه هواپیما نیست و صدای عجیبی هم دارد در بالای سر خود می بیند.

     

    گفت وگوی والنتیچ با برج مراقبت

    این گفت و شنودها اولین صفحه از گفت و گوی سه صفحه ای به ثبت رسیده در برج مراقبت مورابین است.

    ساعت 19:06:14 والنتیچ: از دلتا سیرا به برج مراقبت ملبورن. آیا هواپیمای دیگری در ارتفاع زیر50000 مشاهده می کنید؟

    سرویس پرواز، افسررابی: دلتا سیرا هیچ پرواز دیگری مشاهده نمی شود.

    به نظر می رسد هواپیمای غول پیکری در این ارتفاع در حال حرکت است.

    19:06:44 چه نوع هواپیمایی است؟

    نمی توانم تشخیص دهم. چهار چراغ بسیار نورانی دارد شبیه به چراغ های فرود.

    19:07:31 ملبورن، دلتا سیرا صحبت می کند. هواپیما از بالای سر من رد شد. او تقریبا در فاصله 305 متری من در حال پرواز است.

    پیام دریافت شد. تایید کنید که آیا هواپیمای بزرگی است یا خیر؟

    اه ه ه؛ نمی توانم دقیقا تایید کنم زیرا سرعتش بسیار بالاست. آیا رادار هواپیمای دیگری را در نزدیکی من نشان می دهد؟

    نه هیچ هواپیمایی مشاهده نمی شود.

    19:08:18 ملبورن، هواپیما از سمت شرق در حال نزدیک شدن به من است.

    19:08:41 بازشدن میکروفن برای دو ثانیه.

    19:08:48 انگار که می خواهد با من بازی کند. در حال پرواز بالای سر من است. سرعتش سه برابر سرعت من است.

    موقعیت خود را گزارش کن.

    چهار، پنج، صفر، صفر

    مطمئنی که نمی توانی سوژه را شناسایی کنی؟

    کاملا مطمئنم.

    پیام دریافت شد، تماس را حفظ کن.

    19:09:27: از دلتا سیرا به برج مراقبت، این یک هواپیما نیست. این...(قطع تماس)

    19:09:42: می توانی مشخصات آن را توضیح دهی؟

    (برقراری تماس به مدت 3 دقیقه) ظاهرش کشیده به نظر می رسید. بیشتر از این نمی توانم توضیح دهم زیرا سرعتش زیاد بود. پشت سر من است. الان باید در ملبورن باشد.

    19:10: هواپیما یا هر چه که هست اندازه اش چقدر است؟

    19:10:19: به نظر می رسد که در یک نقطه ایستاده. الان دارم می چرخم و آن هم بالای سر من می چرخد. نور سبز رنگی دارد و جنسش انگار که از آهن است. تمام بخش بیرونی درخشان به نظر می رسد.

    19:11:00: تشخیص دادید که چه نوع هواپیمایی را دیده ام؟ هواپیمای نظامی است؟

    دلتا سیرا، هواپیما ناپدید شده، تایید کن.

    تکرار کنید.

    آیا هواپیما هنوز با توست؟

    از سمت جنوب غربی در حال نزدیک شدن به من است.

    19:11:50: به نظرم موتور هواپیما دچار مشکل شده. باید هر چه زودتر فرود بیایم.

    مقصدت کجاست؟

    می خواهم در جزیره کینگ فرود بیایم. جسم ناشناخته دوباله بالای سرم است. خدای من! این هواپیما نیست.

    دلتا سیرا صدایم را می شنوی؟

    (قطع تماس)

    19:12:28: (برقراری تماس) از دلتا سیرا به ملبورن...(شنیده شدن صداهای مبهم و قطع تماس).

     

    منبع: نشریه سرنخ- ش 38

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی
    بشقاب پرنده ها در زمین -قسمت اول

     

     در تمامی گزارش های رسیده مبنی بر دیده شدن جسمی پرنده در آسمان، تا به حال هیچ موردی مانند حادثه راسول در سال 1947 جنجال به پا نکرده...

    قسمت اول

    در میان گزارش های به ثبت رسیده در کتاب آبی، 701 گزارش که شش درصد کل پروژه را شامل می شود، همچنان بدون جواب و ناشناخته باقی مانده است چون به عقیده بسیاری از دانشمندان، مطالعه در مورد یوفوها هیچ پایه و اساس علمی ای ندارد و از حوزه تحقیقات حرفه ای خارج است. از آنجا که در میان هزاران گزارش دریافت شده، هیچ مورد غیرعادی ای از دیده شدن صحیح یوفو توسط افراد که البته از نظر مسؤولان پروژه بلوبوک هم کاملاً اثبات شده باشد، تایید نشد، سرانجام در 17 دسامبر سال 1969 پرونده کتاب آبی بسته شد.

     

    مورد عجیب راسول

    در تمامی گزارش های رسیده مبنی بر دیده شدن جسمی پرنده در آسمان، تا به حال هیچ موردی مانند حادثه راسول در سال 1947 جنجال به پا نکرده است. نه تنها دیده شدن یوفو در آن زمان تبدیل به خبری داغ شد بلکه هنوز هم هنگامی که گزارش دیده شدن شیء عجیب در آسمان داده می شود آن را با مورد راسول مقایسه می کنند. در بیست و پنجم ژوئن سال 1942، داندانپزشکی با اداره پلیس تماس گرفت و گزارش دیده شدن جسم پرنده ای را که تقریبا یک دوم اندازه ماه کامل بود مطرح کرد. دو روز بعد، شخص دیگری در یکی از شهرهای مکزیک خبر داد که جسم سفید درخشان پرنده ای را در بالای پایگاه نظامی وایت سندز دیده است و دقیقا در همان روز، یکی از کاپیتان های آن پایگاه گزارشی مشابه را به فرمانده خود داد. چند روز بعد، یک متخصص و چند تکنسین همراه او که در همان پایگاه مشغول فعالیت بودند از دیده شدن صفحه بزرگ نقره ای رنگی که بر فراز صحرا به طرف شمال در حال حرکت بود خبر دادند. در دوم جولای یعنی یک ماه بعد، گزارشی مبنی بر دیده شدن یوفو در سه منطقه آلماگرودو، وایت سندزوراسول به دست ماموران پلیس رسید و در همان روز، گزارش خانم و آقای دان ویلمونت از راسول صحه برچنین مطلبی گذاشت. داستان دیده شدن بشقاب پرنده توسط مک از این قرار است: مک همراه دو تن از فرزندانش در استراحتگاهشان خوابیده بودند که ناگهان صدای رعد و برق و توفان همه جا را پر کرد. مک فکر کرد که در آن موقع از سال، بارندگی خیلی دور از ذهن است و به ندرت اتفاق می افتد. خواست بلند شود و به بیرون سری بزند اما هوا بسیار بد بود و ترجیح داد صبح زود به اراضی خود سرکشی کند. صبح که شد پسر یکی از همسایه ها به نام دی پراکتر هم همراه مک به راه افتاد تا به حصار سرکشی کنند تا اگر توفان آنها را شکسته تعمیرشان کنند. هنوز چند صد متری دور نشده بودند که با منظره عجیبی رو به رو شدند. با تعجب ایستادند و به تکه های جسم عظیم ناشناخته ای که انگار با سرعت بسیار به زمین برخورد کرده و در آن فرو رفته بود خیره شدند. مک و پسرک تکه هایی از آن شیء ناشناخته را با خود به خانه بردند. وقتی به خانه رسیدند مک موضوع را با عمویش در میان گذاشت و عموی مک به او گفت که فورا باید پلیس را در جریان بگذارد و مرد دامدار هم همان کاری را کرد که از او انتظار می رفت. بعد از بازشدن پای رسانه ها به این ماجرا، یکی از فرزندان مک در این باره گفت: «چیزی شبیه به فویل آلومینیومی یا تکه های کاغذ واکس زده بود. به نظر می رسید که روی آنها اعداد و حروفی حک شده که خوانا نبودند. روی بعضی از این تکه ها نقش و نگارهایی بود که وقتی در آفتاب نگاهشان می کردیم شبیه گل بودند و روی تکه های دیگر انگار که نواری چسبانده بودند اما نمی شد آنها را جدا کرد. به خاطر این می گویم حکاکی ها شبیه اعداد بود که آنها به شکل ستونی نوشته شده بودند، منظم و زیرهم. من مطمئن هستم که بالن نبود زیرا بارها بالن را چه در هوا و چه از نزدیک دیده بودم. حتی یک بار هم یک بالن اکتشافی ژاپنی در این ناحیه فرود آمده بود و همگی ما برای دیدنش به آنجا رفتیم. تکه های باقیمانده آن شیء ناشناس اصلا شبیه بالن نبود».

    عصر آن روز دی پراکتور تکه ها را به والدینش نشان داد. آنها هم نظر مشابهی داشتند: «جنس آن تکه ها کاغذی نبود، چوبی هم نبود چون ما سعی کردیم یکی از آنها را بسوزانیم اما آتش نگرفت. هیچ لبه تیزی نداشت و خیلی نازک و سبک بود. صخامتش شاید کمی از یک مداد بیشتر بود».

    پس از دریافت گزارش ها، کشف یوفو توسط ارتش، تیتر اول روزنامه ها شد، اما هنوز 24 ساعت از انتشار آن نگذشته بود که خبر نقض شد و اعلام کردند چیزی که رویت شده، یک بالن اکتشافی بوده که دچار حادثه شده و سقوط کرده است. و بدین ترتیب این خبر به همان سرعتی که در سراسر دنیا پیچید، به همان سرعت هم از اذهان عموم پاک شد. در رابطه با پرونده راسول شاهدان فراوانی وجود دارد تا جایی که یکی از افسران بازنشسته نیروی هوایی تاکید دارد که او اولین کسی بود که بشقاب پرنده را دیده و زنی به نام لیدیا اسلپی می گوید: «من در آن زمان در ایستگاه رادیویی کار می کردم. ارتش به ما دستور داد که به هیچ عنوان از چنین موضوعی صحبت به میان نیاید و حتی پیکرهای مردان کوچک فضایی را که از داخل بشقاب پرنده بیرون آورده شده بودند به سرعت مخفی کردند». پس از این ماجرا اسناد و مدارک بسیاری به رسانه های مختلف فرستاده شد تا وجود چنین جرم آسمانی پرنده ای اثبات شود اما از آنجا که به نظر یوفوشناسان هیچ کدام به صورت رسمی سندیت نداشت، نمی شد به طور کامل به آنها اعتماد کرد.

     

    رویت کاروانی از سفینه ها

    اگر چه داستان های بسیاری از دیده شدن اجرام آسمانی پرنده سینه به سینه نقل شده اما در عصر جدید و آغاز مطالعات یوفوها، اولین گزارش به 63 سال پیش بازمی گردد؛ گزارشی مبنی بر دیده شدن نُه سفینه فضایی توسط خلبان کنت آرنولد در 24 ژوئن سال 1947.

    کنت آرنولد در حال کمک برای یافتن یک هواپیمای گمشده بود که این ماجرای عجیب برایش اتفاق افتاد. او فکرش را هم نمی کرد که دیده هایش را دیگران باور کنند اما در تربیون روزنامه دیلی شیکاگو قسم خورد که گفته هایش عین واقعیت است: «اولین چیزی که که به آن برخورد کردم یک سری نورهای ممتد بود که مستقیم به چشمم می تابید و چشمم را می زد انگار که یک آینه نور آفتاب را در چشمانم منعکس می کرد. من به چشم خودم دیدم که نورها از چند شیء پرنده ای که با سرعت باور نکردنی ای در حال پرواز بودند ساطع می شدند؛ درخشان و نقره ای بودند». آرنولد در آن زمان گزارش کرد که این اجسام پرنده در ارتفاع 2800تا 10 هزار متری از زمین با سرعت بالایی در حال پرواز هستند و حتی سرعت آنها به 1931 کیلومتر در ساعت هم می رسد؛ «اصلا باور کردنی نبود اما باید به چشم هایم اعتماد می کردم». خیلی ها فکر می کنند که آرنولد برای نامیدن این اشیاء از کلمه بشقاب پرنده استفاده کرد اما این فکر اشتباه است. آرنولد در اظهاراتش اعلام کرد که «آن اجسام مانند بشقاب هایی که روی آب سر بخورند در حال حرکت بودند» و نخستین بار بیل باگت - خبرنگار یک روزنامه- در گزارش خود، نام اشیا پرنده دیده شده را بشقاب پرنده نهاد. در ابتدا ارتش آمریکا به هر شکلی سعی کرد تا گزارش های رسانه ها را مبنی بر دیده شدن یوفو توسط کنت آرنولد نادیده بگیرد اما داستان بیخ پیدا کرد و آنها مجبور شدند در هفتم جولای سال 1947 درست پس از حادثه راسول نشستی ترتیب دهند و موضوع را به طور جدی بررسی کنند. نتیجه آن شد که یک گروه محقق جریان را مطالعه کرده و گزارش را سریعا اعلام کرد که البته نتایج به دست آمده به طور مفصل در کتاب بلوبوک به ثبت رسیده است. گزارش آرنولد یکی از گزارش های نخستین در میان 850 گزارشی است که در رسانه های آمریکا منتشر شده است.

     

    واشنگتن دی سی سال 1952

    درسال 1952 که مطالعه درمورد یوفوها به اوج خود رسیده بود، درست روز نوزدهم جولای، فرودگاه ملی واشنگتن و پایگاه هوایی اندرو روی صفحه نمایش رادار خود اجرام آسمانی ناشناخته ای را که در آسمان واشنگتن بر فراز کاخ سفید و پنتاگون با سرعت 100 مایل در ساعت و حتی به گفته شاهدان 7200 مایل در ساعت در حال پرواز بودند، مشاهده کرد. برج مراقبت فرودگاه واشنگتن به محض دیدن این اجرام در آسمان و دریافت گزارش های دیگر از پایگاه های مختلف، فورا به پایگاه هوایی اندرو چنین مخابره کرد: «برج اندرو، آیا کاملا روی صفحه رادارت پوشش داری؟ در قسمت باند شرقی پایگاه هواپیمایی در حال پرواز می بینی؟»

    از برج اندرو به برج مراقبت واشنگتن: «نه، هنوز چیزی معلوم نیست اما تماس های زیادی در این مورد مخابره شده. در حال جست و جو هستیم».

    -«چطور نمی بینید هدف بسیار بزرگ است؟ اکنون به لبه غربی باند شما نزدیک شده، به شمال غربی باند شرقی. انگار قصد دارد از محوطه شمالی پایگاه عبور کند و به سمت شرق برود. تقریبا یک چهارم مایل از شمالی غربی باند سمت راست فاصله دارد.»

    -«اکنون هدف در چه وضعیتی قرار دارد؟»

    -«الان درپنج مایلی شرق قابل رویت است.»

    - «از کجا آمده؟».

    -«به طور ناگهانی آن را در هفت مایلی شرقی یافتیم و از آن موقع در حال تعقیبش هستیم».

    - «میدان حرکتیش چگونه است؟»

    «تاکنون که با سرعت یکنواختی در حال حرکت است.»

    این دوبرج مراقبت همچنان در حال مخابره اطلاعات بودند که ناگهان برج اندرو چنین گزارش داد: «از پایگاه اندرو، از پایگاه اندرو... رادار، هدف بزرگی را به طرف شمال شرقی پایگاه اندرو نشان می دهد، بیشتر از دو عدد در محوطه جنوبی».

    -«به نظر می رسد چهار یا پنج تایی باشند مثل شهاب سنگ یا چیزی شبیه به آن هستند. چهار تا پنج عدد از آنها را در اطراف پایگاه اندرو نشان می دهد. اوه خدای من، باور نکردینه! یکی از بال هایش که تقریبا پنج کیلومتر طول دارد در زاویه دید قرار گرفته. خیلی زیاد هستند، خیلی هم سریع حرکت می کنند.»

    «ارتفاعشان چقدر است؟»

    «تقریبا 2438/4 متر ارتفاع دارند. دیگر در صفحه رادار قابل رویت نیستند.»

    به محض ردوبدل شدن چنین گزارش هایی بین دو برج مراقبت، نیروی هوایی آمریکا دستور به پرواز درآمدن دو جنگنده را صادر کرد اما به دلیل اینکه باند فرودگاه در دست تعمیر بود، این دو جنگنده با تاخیر به پرواز درآمدند. زمانی که در آسمان از اجسام سحرآمیز خبری نبود و آنها به آشیانه بازگشتند. همین که دو خلبان هواپیماهای خود را فرود آوردند، ناگهان همان علائم روی صفحه رادار نمودار شد و این بار جنگنده ها سریعا به پرواز درآمدند و با سرعت به سمت یوفوها حرکت کردند. هیچ کس نفهمید که نورهای پرسرعت چه بودند و بحث برسر آنها بسیار داغ بود که یک هفته بعد، این اشیای پرنده بار دیگر در 26 جولای در همان منطقه دیده شدند و مانند دفعه قبل، جنگنده ها برای یافتن راز نورهای مبهم در آسمان واشنگتن به پرواز درآمدند. اما باز هم مانند مورد قبلی تا به آنها نزدیک می شدند هیچ چیز نمی دیدند و همه جا تاریک می شد و به محض اینکه به آشیانه باز می گشتند، باز دیگر رادارها وجود اجرام پرنده را در آسمان علامت می دادند. یکی از خلبان ها هنگام تعقیب وگریز آن قدر ترسیده بود که به برج مراقبت چنین گزارش کرد: «آنها هواپیمای مرا احاطه کرده اند، چه کار کنم؟» در 29 جولای، کنفرانس خبری با حضور سرلشکر جان ای سامسفورد ترتیب داده شد و منابع رسمی اعلام کردند که اختلالات آب و هوایی و دما موجب شده تا نور زمین به درون ابرها ساطع شود و ابرها شبیه به اجسام شناور در آسمان به نظر برسند. اما این توضیح از نظر متخصصان شناسایی اجسام آسمانی پرنده و یوفوشناسان به هیچ عنوان قابل قبول نبود و حتی در پرونده بلوبوک هم توجیه اختلال دما رد شده است. یکی از مسؤولان کنترل رادار در مورد این نظریه چنین اظهار نظر کرده است: «علائم تغییرات دما روی صفحه رادار همیشه ضعیف هستند و به راحتی قابل تشخیص، زیرا به آرامی حرکت می کنند. متخصصان ما به خوبی می دانند که در هر شرایط آب و هوایی ای، آسمان به چه صورت خواهد شد و حتی وجود پرندگان هم در صفحه رادار به خوبی قابل تشخیص است. اما این علائم ناشناخته بسیار واضح بودند و با سرعتی باور نکردنی حرکت می کردند».

     

    لولند تگزاس

    یکی از موارد حیرت آور و باور نکردنی مشاهده یوفو، مورد لولند سال 1957 است. تقریبا هشت مورد گزارش مستند از دیده شدن شیء با مشخصات مشابه و گزارش تعدادی از ماموران اداره پلیس لولند و هفت مورد اثبات نشده توسط افراد ناشناخته در رابطه با این پرونده به ثبت رسیده است.

    دوم نوامبر سال 1957، ساعت 11 شب درست یک ساعت پس از آنکه دولت روسیه دومین ماهواره داگ کرینگ خود را مخفیانه به فضا فرستاد، حوادثی غیرعادی در شهر کوچک لولند واقع در تگزاس به وقوع پیوست. در یک سوی شهر، نگهبان شب، ای جی فولر اولین تماس از 15 تماس غیرعادی را دریافت کرد و ماجرا از این قرار بود؛ تقریبا چهار مایل دورتر در غرب لولند، پدروسوچدو و یکی از دوستانش، به نام جو سالانز سوار ماشین بودند که ناگهان متوجه شدند شیء استوانه ای شکلی که نور بسیار قوی ای هم دارد به طرف آنها در حال حرکت است. هنگامی که جسم ناشناخته به آنها نزدیک شد، ناگهان چراغ های جلو و موتور ماشین پدرو از کار افتاد و ماشین خاموش شد. چند دقیقه بعد پدرو که بسیار ترسیده بود با اداره پلیس تماس گرفت و دیده شدن جسمی ناشناخته به ارتفاع 60 متر را خبر داد اما فولر توجهی به تماس تلفنی آن دو نکرد زیرا حدس زد که شاید آنها در حالت طبیعی خود نباشند و فقط قصد مزاحمت داشته باشند.

    ساعت 11:45دقیقه، دومین تماس تلفنی با نام آقای دبلیو برقرار شد.این مرد هنگامی که در چهار مایلی شرق لولند رانندگی می کرد، ناگهان با جسم نورانی ای که در پیاده رو خیابان وایت فیس ایستاده بود، برخورد کرد. چراغ های جلوی ماشین آقای دبلیو هم خاموش شد و موتور آن از کار افتاد. او که بسیار ترسیده بود از ماشینش پیاده شد و پس از چند دقیقه، جسم نورانی تا ارتفاع 60 متری بلند و ناپدید شد.جالب اینجاست که در هر دو مورد بعد از دورشدن شیء ناشناخته، هر دو خودرو دوباره شروع به حرکت کردند. ساعت 12 شب مردی که در 11 مایلی شمال لولند در حال رانندگی بود، با شیء ناشناخته پرنده ای که در جاده بود برخورد کرد اما برخلاف دیگران اصلا نترسید و همچنان در ماشینش ماند و تا زمانی که شیء به پرواز درآید، آن را تماشا کرد.10 دقیقه از 12 گذشته بود که دانشجوی 19 ساله ای از دانشگاه فنی تگزاس در نه مایلی شرق لولند هم گزارش دیده شدن جسم ناشناخته پرنده ای را در وسط جاده به فولر داد. این جوان 19ساله در ابتدا تصور کرده بود که ماشنینش دچار مشکل شده و زمانی که در حال دستکاری سیم های ماشین بود، متوجه شد که شیء متحرکی در پیاده رو درست رو به روی او ایستاده است. به نظر او ارتفاع یوفو به 38 متر می رسید و سبز و آبی بود. او از ترس در ماشینش نشست و دعا می کرد که ماشین دیگری را ببیند اما همان اتفاق همیشگی افتاد؛ جسم بسیار آرام محل را ترک کرد. این دانشجوی 19 ساله از ترس چیزی به کسی نگفت و هنگامی که به خانه رسید موضوع را با خانواده اش در میان گذاشت. والدینش او را تشویق کردند که به دفتر کلانتر برود و هر چه را که دیده برای او توضیح دهد. و بدین ترتیب گزارش های او در همان پروژه بلوبوک به ثبت رسید. پنج دقیقه بعد، یعنی ساعت 12:15 فولر باز هم تماسی مانند تماس های پیشین داشت. او که از این تماس ها گیج و گنگ شده بود تصمیم گرفت تا از دیگر نگهبانان شب بپرسد که آیا گزارش مشابهی داشته اند یا خیر. دو تن از این نگهبانان دیده شدن شیء نورانی را به چشم خود تایید کردند اما ماشینشان از کار نیفتاده بود. به ترتیب در ساعات 12:45، 1:15، 1:30، باز هم تماس هایی دقیقا مشابه تماس های پیشین با فولر گرفته شد و 15 گزارش منبی بر مشاهده جسم نورانی ناشناخته دریافت کرد. اگر چه محققان زیادی روی این گزارش ها تحقیقات بسیاری انجام دادند اما هیچ توضیحی برای آن نیافتند و پرونده لولند هم وارد بلوبوک شده و در دسته ناشناخته ها جای گرفت.

     

    وستال سال 1966

    در ششم آوریل سال 1966 بچه های دو مدرسه در وستال، یکی از شهرهای حومه ملبورن استرلیا مشغول درس خواندن بودند. یکی از دانش آموزان سرش را بلند کرد تا از پنجره کلاس بیرون را تماشا کند که ناگهان فریاد زد: «نگاه کنید، نگاه کنید، بشقاب پرنده! آنجاست پشت درخت های کاج». با فریاد او همه سرشان را به طرف پنجره برگرداندند تا بشقاب پرنده را تماشا کنند و در یک چشم برهم زدن بیش از 200 دانش آموز و تقریبا همه کادر دو مدرسه سراسیمه از کلاس ها خارج شدند و به طرف محل حادثه دویدند. اما وقتی که به چراگاه رسیدند شیء پرنده دوباره به پرواز درآمده و ناپدید شده بود و تنها اثری که از خود بر جای گذاشته بود، شکلی دایره وار از علف های سوخته بود. نه تنها دانش آموزان و کارمندان مدرسه، شاهدان عینی این ماجرا بودند. بلکه شهروندان بسیاری هم دیده شدن جسم پرنده در آسمان را به پلیس گزارش کردند. بعد از این ماجرا در مورد عکس العمل پلیس و گزارش های به دست آمده حرف های ضد و نقیض بسیاری زده شد. به گفته برخی از مردم، پس از حضور پلیس در محل حادثه، مقامات دستور از بین بردن اثر برجای مانده از شیء ناشناخته را دادند و بعضی ها هم می گویند که پنچ هواپیما را دیده اند که همراه یوفو در حرکت بودند و صداهای عجیب و غریب از سمت آنها می آمد، در حالی که برخی ادعا کردند هیچ صدایی را در جریان دیده شدن یوفو نشینده اند. اما در این بین یکی از روزنامه های استرالیا به نام داندنانگ که دو هفته تمام دیده شدن یوفو خبر اولش بود، در یکی از شماره های خود در صفحه اول چنین نوشت: «مقامات به دانش آموزان و کادر مدرسه وستال دستور دادند تا مهر سکوت بر لبان خود بزنند». هر چند در ابتدای ماجرا هیچ کس حاضر به گفت و گو نشد اما در این بین اندرو گرین وود- یکی از معلم های مدرسه- روزنامه را در جریان جزئیات ماجرا قرار داد؛ جزئیاتی که تا آن زمان از زبان هیچ کس فاش نشده بود. اندرو در این باره چنین گفت: «جسم پرنده نقره ای خاکستری رنگ بود و به نظر می رسید که در هر ثانیه به قطرش افزوده می شود؛ مثل اینکه سطح یک دیسک مرتب کوچک تر می شد تا قسمت زیرین آن مشخص شود». به همین دلیل در سال 2005، شان راین، یکی از اساتید دانشگاه کامبرا تصمیم گرفت تا تحقیقاتی در مورد این بشقاب پرنده اسرارآمیز به عمل آورد و با 30 شاهد که خود ماجرا را از نزدیک دیده بودند، گفت و گو کند تا در چهلمین سال انتشار این خبر، کتابی در این زمینه منتشر کند. راین در این باره چنین گفته: «مورد وستال شاهدان معتبر بسیاری دارد و برعکس دیگر پرونده های یوفو در این ماجرا جزئیات جالبی نهفته است و چون سال 2006 این یوفو دیده شده 40 ساله می شد، تصمیم گرفتم که در این زمینه تحقیقات کاملی به عمل آورم». راین در این تحقیق تقریبا با بیش از 30 دانش آموز و معلم و کادر دفتری دبستان و دبیرستان وستال گفت و گو کرد که همگی متفق القول می گفتند: «شیء نورانی نقره ای را که شبیه به بشقاب پرنده یا چنین چیزی بود دیده اند. انگار که فنجانی را برعکس روی بشقابی قرار داده باشند». همگی کسانی که راین با آنها گفت وگو داشته ادعا می کنند که کاملا با هواپیما و نور آن آشنایی دارند زیرا در نزدیکی این دو مدرسه فرودگاه مورابین واقع شده که هر روز هواپیماهای بسیاری در آن پرواز می کنند یا فرود می آیند. بنابراین همگی آنها مطمئن هستند که جسم پرنده ای که دیده اند، نه هواپیما بوده و نه بالن. در این بین راین به سراغ خانواده ای رفت که در آن زمان چراگاه را برای نگهداری اسب هایشان اجاره کرده بودند.شاون متیوس- پسر خانواده- درست هنگام ماجرا در چراگاه بود و در مورد آنچه با چشم خود دیده بود چنین گفت: «من شیئی را دیدم که از سمت افق آمد و پشت درخت های کاج به زمین افتاد. نمی توانم دقیقا بگویم که چه بود اما مطمئنم که هواپیما و چیزی شبیه آن نبود». متیوس، پدر 51 ساله شان هم که یکی دیگر از شاهدان حاضر در محل بوده به راین گفت: «من با چشم خود دیدم که شیء پرنده پشت درخت های کاج افتاد و دوباره پرواز کرد. از آنجایی که مدت زیادی از این حادثه می گذارد نمی توانم دقیقا بگویم که چقدر طول کشید تا دوباره به پرواز درآمد اما یادم می آید که خیلی سریع حرکت می کرد. وقتی پشت درخت ها رسیدم اثری از بشقاب پرنده نبود اما به اندازه دایره بزرگی چمن ها از بین رفته بودند. بچه های مدرسه وستال هم خودشان را سریعا به محل رسانده بودند تا از نزدیک، شیئ مرموز را ببینند و مرتب چمن های زرد شده را به یکدیگر نشان می دادند و می گفتند اینجا را نگاه کن، اینجا را نگاه کن. یادم هست که تا چندین روز دیده شدن یوفو نقل مجلس همه بود». متیوس بر این باور است که آن شیء ناشناخته، درخشان و در هاله بنفش رنگی به نظر می رسید. به اندازه دو ماشین بود و مسافتی به طول چهار زمین فوتبال را در یک چشم برهم زدن طی کرد و در چند ثانیه ای متوقف شد، افتاد و سپس سریع با زوایه خاصی بدون کوچک ترین صدایی به پرواز درآمد. در جریان این گفت وگوها تنی کوک- منشی انجمن تحقیقات و مطالعات روی پرونده های دیده شده یوفو- براین باور است که پرونده وستال یکی از حادثه های مهم استرالیا محسوب می شود که هیچ توضیح قانع کننده ای در مورد آن وجود ندارد. معروف ترین پرونده در این رابطه، ناپدید شدن فردریک والنتیچ 20 ساله، خلبان ملبورن است که با چشمان خودش شیء ناشناخته پرنده ای را بالای سرش هنگام پرواز دید و حتی مکالمه آن در واپسین لحظات پرواز او به ثبت رسیده زیرا فردریک پس از ارسال این گزارش هیچ گاه دیده نشد و برای همیشه ناپدید شد.

    به عقیده هاتنی کوک پرونده والنتیچ کاملا مستند و از مهم ترین پرونده های یوفوست زیرا در این مورد یک شخص ناپدید شده است. او همچنین می گوید: «مردم معمولا هر چیز ناشناخته ای را که در آسمان می بینند و نمی توانند آن را تشخیص دهند فورا موضوع را به یوفو ربط می دهند اما ادعای دیده شدن یوفو حرف کمی نیست. هر چند تقریبا همه افراد ادعا می کنند که جسم پرنده دیده شده هواپیما یا چرخبال نبوده اما فرودگاه مورابین تنها شش کیلومتر با وستال فاصله دارد وآن شیء پرنده هم از شمال به سمت جنوب حرکت می کرد، یعنی به طرف فرودگاه».

    در این بین استیو رابرتس، یکی از منتقدان بررسی پرونده های یوفو معتقد است که شیئی که همه آن را یوفو خوانده اند، هواپیمای در حال آزمایشی بیش نبوده زیرا اگر گزارشی به پلیس رسیده باشد باید جایی پرونده ای از آن در اف بی ای وجود داشته باشد. اما راین پس از تمام این تحقیقات نظر متفاوتی دارد و اصرار او بر این است که اگرپرونده ای وجود ندارد جای هیچ تعجبی نیست زیرا پلیس به دانش آموزان و معلمان دستور داده بود که سکوت اختیار کنند و به هیچ عنوان حرفی به کسی نزنند. او می گوید: «هر چقدر که پیرتر می شوم اشتیاقم برای جمع آوری اطلاعات در مورد این حادثه بیشتر می شود؛ حادثه ای که رمز ورازهای بیشماری در آن نهفته است.

     

    اسکله شگ

    شگ روستای کوچکی واقع در قسمت جنوبی نوا اسکوتیا، منطقه ای در کاناداست که چندان شناخته شده نبود و حتی گاهی اوقات در نقشه ها هم نشان داده نمی شد و از قلم می افتاد. در نزدیکی این روستا اسکله ای با همین نام قرار داشت که روستاییان بسیاری با ماهیگیری در آنجا روزگار می گذراندند. اما حادثه عجیبی که در سال 1967 در این اسکله رخ داد، موجب شد تا نام لنگرگاه کوچک شگ سرزبان ها بیفتند و اهالی روستا میزبان یکی از مستندترین حوادث یوفو در40 سال گذشته باشند. اگر پای صحبت قدیمی های دهکده بنشینی آنها این حادثه را با افسانه ها آمیخته اند ادعا می کنند که مار عظیم الجثه ای را در آب های اسکله دیده اند. به غیر از پدربزرگ ها و مادربزرگ های دهکده باقی کسانی که شاهد حادثه بودند بر این باورند که جسم اسرارآمیز پرنده ای را با چشم خود دیده اند که اصلا معلوم نشد از کجا و برای چه کاری به آن منطقه آمده بود.

    درشب چهاردهم اکتبر سال 1967ساکنان دهکده، نورهای نارنجی رنگ عجیب و غریبی را دیده اند که به ادعای پنج نوجوان به ترتیب و یکی پس از دیگری ظاهر می شدند و سپس ناگهان 45 درجه به سوی آب تغییر زاویه می دادند؛ گویی که در نیم مایلی ساحل روی سطح آب شناورند.

    دست برقضا پاند- یکی از ماموران محلی- هنگام رانندگی نورهای ساطع شده از شیء پرنده را دید و به سرعت به طرف اسکله حرکت کرد. پاند و دو مامور دیگر همزمان با هم به اسکله رسیدند. منظره عجیبی بود؛ تمامی اهالی روستا در اسکله جمع شده بودند و جسم پرنور زرد رنگ متمایل به نارنجی ای را که به آرامی در آب حرکت می کرد و گویی داشت در آب فرو می رفت، به یکدیگر نشان می دادند. برخی از صیادان قایق هایشان را به راه انداختند تا به جسم نزدیک شوند و به دستور پلیس منطقه گاردهای ساحلی#101 به سرعت به سمت نور راندند. بسیار حیرت آور بود. زیرا کسانی که در ساحل حضور داشتند هنوز نور را می دیدند اما قایق های نزدیک به شیء قادر به مشاهده آن نبودند و این بدان معنی بود که چیزی زیر آب وجود داشت. ماموران هر چه گشتند هیچ چیز نیافتند و جست و جو ساعت سه صبح خاتمه یافت. روز بعد به دستور مرکز هماهنگی و نجات اسکله، غواصان به زیر آب رفتند تا جسم ناشناخته را پیدا کنند. آنها تا چند روز مشغول جست و جو بودند اما هیچ اثر از آن پیدا نکردند و این موضوع هم مانند دیگر ماجراهای دیده شدن جسم پرنده ناشناخته آسمانی از ذهن ها پاک شد. پس از این حادثه و فروکش کردن ادعای مردم مبنی بر دیده شدن یوفو، تئوری های بسیاری در مورد این حادثه شکل گرفت. برخی ها می گفتند که زیردریایی روسی در منطقه شگ ورود کرده و بعضی دیگر هم ادعا داشتند که نیروهای آمریکایی در منطقه در حال تجسس بودند اما هیچ مدارک مستندی دال بر اثبات این دو ادعا به هیچ عنوان یافت نشد. مسوولان در جریان تحقیقات متوجه شدند که پس از اتمام کار غواصان، پروند شیء فضایی هنوز بسته نشده بود و شاهدان ماجرا چنین توضیح دادند: «شیئی که به درون آب های منطقه افتاد خیلی زود بندر را ترک کرد و تقریبا پس از پیمودن 40 کیلومتر به محلی به نام گاور منت پوینت رسید». در همان لحظه این شیء توسط ردیاب های صوتی شناسایی شد و کشتی های نظامی دریایی برای شلیک در زمان اضطراری رادارهای خود را روی آن قفل کردند. پس از چند روز یوفوی دریایی دیگری به اولی پیوست و ارتش از ترس اینکه مبادا حمله ای صورت پذیرد عملیات نجاتی را طرح ریزی کرد اما تصمیم گرفت تا عکس العملی از سوی اجسام ناشناخته صورت نپذیرفته است، ارتش هم دست به کاری نزند تا ببیند چه اتفاق خواهد افتاد. پس از تقریبا یک هفته زیر نظر داشتن یوفوها به برخی از کشتی های نظامی دستور داده شد تا در تعقیب زیردریایی روسی ای باشند که احتمالا بدون اجازه وارد آب های کانادا شده است. دقیقا همزمان با صادر کردن چنین دستوری، این دو یوفوی دریایی هم به سمت خلیج ماین به حرکت درآمدند و با فاصله گرفتن از قایق های گشتی ناگهان به سمت آسمان به پرواز درآمدند. اگر چه این اتفاق عجیب و باورنکردنی هم از طرف شهروندان منطقه و هم از سوی نظامیان مورد تایید واقع شد اما متاسفانه نظامیان از بیم اینکه مبادا مقرری شان قطع شود یا از کار بیکار شوند، هیچ گزارشی را در این مورد به ثبت نرساندند. شهروندان هم از بیم به سخره گرفته شدن و برهم نخوردن آرامششان حرف زیادی در مورد این مطلب با کسی نزدند، اما حادثه چهارم اکتبر سال 1967 موجب شد تا اسکله شگ به یکی از مکان های مهم برای مطالعه پرونده یوفوها تبدیل شود.

     

    سائوپائولوی برزیل

    دیده شدن جسم ناشناخته پرنده در برزیل به سال های 1945، 1977و 1986 برمی گردد. در پی اولین گزارش، یک فروند هواپیمای جنگی به پرواز درآمد تا جسم ناشناخته را که برفراز ساحل اقیانوس در ایالت پارانا دیده شده بود، تعقیب و هویت آن را مشخص کند. اما وقتی هواپیما به پرواز درآمد هیچ اثری از جسم پرنده نبود. دومین مورد به سال 1977 بازمی گردد. در پرونده این سال، اسناد بسیاری همراه با عکس های جالبی وجود دارد که در طول «عملیات بشقاب پرنده»- برنامه ای که مقامات رسمی نظامی برزیل به منظور تحقیق روی یوفوها از سپتامبر تا دسامبر 1977 اجرا کردند- گرفته شد و در بسیاری از شبکه های تلویزیونی برزیل هم روی آنتن رفت. سومین ماجرای دیده شدن یوفو میان برزیلی ها به «شب یوفوها در برزیل» شهرت دارد؛ شبی اسرارآمیز در ماه می سال 1986که 21شیء ناشناخته برفراز آسمان شهرهای ریودوژانیرو، سائوجوز و سائوپائولو نمایان شدند و در پی آن تعداد زیادی جت به آسمان پرواز کرد تا بکله اجسام پرنده را شناسایی کنند؛ اما به محض اینکه رادارها موقعیت اجسام را شناسایی می کردند و به آنها نزدیک می شدند، در کمال تعجب ناپدید می شدند؛ به همین دلیل ماموریت آن شب ناموفق گزارش شد. پس از این ماجرا و بی نتیجه ماندن ماموریت، محققان تحقیقات بسیار را روی این پرونده انجام دادند و چند ماه بعد نتیجه این طور گزارش داده شد: «اجسام پرنده، ذراتی بودند که در نتیجه برخورد ایستگاه فضایی سوویت با اتمسفر به وجود آمده و به شکل جسم پرنده در آسمان ظاهر شده بودند».

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، زیست فرازمینی