تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:08:35
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 425 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21683 بار
  • بازدید کل : 558747 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .

    یک مرد در کشور فرانسه ادعا کرده است که از یکی از تابلوهای خانه او که تصویر مریم مقدس را داراست هر روز قطراتی از روغن سرازیر می‌شود.بعد از مطرح شدن این موضوع هر روز بیش از ۵۰ نفر از خانه این فرد بازدید می‌کنند تا از نزدیک این رویداد عجیب را مشاهده کنند.

    ایسات آلتینداگوگلو که اصلیتی ترکیه ای دارد در این باره گفت : این تابلو را یک کشیش لبنانی در سال ۲۰۰۶ به عنوان هدیه تولد به همسرم داد.اما از تاریخ ۱۲ فوریه امسال این تابلو شروع به گریستن کرد و این واقعه تا به امروز ادامه پیدا کرده است.

    او در دامه گفت: زمانی که این موضوع پخش شد، هر روز تعدادی از علاقه مندان برای دیدن این واقعه از اطراف فرانسه به خانه من آمدند و پس از مدتی دامنه آن به کل اروپا کشیده شد.الان به مدت بیش از سه هفته است که بین ۵۰ تا ۶۰ نفر از سراسر اروپا برای دیدن این تابلو به خانه من می‌آیند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    تابلوی عجیب از کوروش کبیر در موزه های لوور پاریس و بوستون

    سر بریده کوروش کبیر. ملکه سکاها

    این تابلویی است که در موزه ی هنرهای زیبای بوستون  (Boston Museum of Fine Arts)  نگهداری می شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    تابلوی شام آخر لئوناردو داوینچی

    فکر کنم دیگه همتون در مورده تابلوی شام آخر داوینچی میدونید.موضوش آخرین شامیه که مسیح با حواریونش داشت و سره همون شام بود که مسیح به حواریونه خودش میگه که امشب کسی در بینه شما یارانه من هست که به من خیانت میکنه.و حواریون که از این حرفه مسیح شکه شده بودن .هر کدوم به تشویش افتادن که واقعا کی به مسیح خیانت میکنه و در اون لحظه بود که یهودا ، با خودش میگه(آیا این منم؟)(در تصویر .یهودا اون شخصیه که انگشتشو به طرفه بالا گرفته و با تعجب به مسیح نگاه میکنه)

    یک داستان جالب در مورده انتخابه شخصیتهای مسیح و یهودا توسط داوینچی هست که خوندنش ضرری نداره.گفتم که اینجا بزارم تا شما هم بخونینش:

    لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر دچار مشکل بزرگی شد؛ میبایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا، از یاران مسیح که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر میکرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا کند.

    روزی در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت.

    سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار میآورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

    نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژندهپوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.

    گدا را که درست نمیفهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند؛ دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بیتقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

    وقتی کارش تمام شد، گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزهای از شگفتی و اندوه گفت: " من این تابلو را قبلأ دیدهام!"

    داوینچی با تعجب پرسید: "کی؟"

    - سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز میخواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!! از کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" پائولو کوئیلو

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    راز اینکه چه کسی مدل تابلوی مونالیزا بوده است فاش شد

    فلاسفه آلمان بر این عقیده اند که توانسته اند جواب این راز قدیمی که "مونالیزا" در تابلوی مشهور "لئوناردو داوینچی" حقیقتا چه کسی است  را بیابند- رازی که قرنهای متمادی برای همگان سوال برانگیز  بود.

    لیزا گراردینی، همسر یکی از تاجران ثروتمند فلورنتین به نام فرانچسکو دل گیوکوندو، شخصی بود که برای اکثر تابلوهای قرن شانزدهم مدل شده بود.

    اما تاریخ شناسان هنر در اغلب موارد تردید دارند زنی که لبخند بر لب دارد حقیقتا چه کسی بوده است، معشوقه داوینچی یا مادرش و یا حتی خود او.

    در حال حاضر کارشناسان کتابخانه دانشگاه هایدلبرگ چنین بیان می کنند که دست نوشته های موجود در حاشیه کتابی در اکتبر سال 1503 که توسط صاحب کتاب و بسیار بد خط و تند نوشته شده است، حاکی از این است که لیزا دل گیوکوندو در حقیقت برای یکی از مشهورترین نقاشی های دنیا مدل بوده است.

    یکی از خط شناسان کتابخانه طی بیانیه ای در روز دوشنبه گفت:" دکتر آرمین شلچتر تمامی شک و تردیدهای موجود در مورد شناسایی مونالیزا را از بین برد."

    از قرن شانزدهم شواهد و اسناد اندکی موجود می باشد. به همین دلیل تفاسیر متعددی وجود دارد و در این مورد به شخصیت های گوناگونی اشاره شده است.

    این دستنوشته ها توسط یکی از مقامات رسمی شهر فلوریدا به نام آگوستینو وسپوسی، یکی از آشنایان این هنرمند نوشته شده است که سخنران رم به نام سیسرو آنها را جمع آوری کرده است.

    در خلال این توضیحات لئوناردو با هنرمند یونان باستان آپلس مقایسه شده و گفته شده است که وی در آن واحد بر روی سه تابلو کار می کند که یکی از آنها پرتره لیزا دل گیوکوندو می باشد.

    کارشناسان هنر که تاریخ این نقاشی را کاملا با این تاریخ مقارن می دانند می گویند کشف هیدلبرگ یک پیشرفت غیرمنتظره بوده است چرا که تا این زمان هیچکس همسر بازرگان مذکور را بدین تابلو مرتبط نساخته بود.

    تاریخ شناس هنر از دانشگاه لیپزیگ به رادیو آلمان چنین گفته است:" هیچ شکی نیست که این تابلو مربوط به همان زن است. و حتی می توان گفت وجود تمامی کتابهای نوشته شده در این مورد طی چند سال گذشته ضرورتی ندارد."

    اولین بار یکی از مقامات رسمی ایتالیا به نام جورجیو واساری تقریبا در سال 1550 این زن را به تابلوی داوینچی مرتبط ساخت اما در مورد تشخیص وی شک و شبهه وجود داشت و پس از گذشت پنج دهه در مورد این تابلو توضیحاتی داده شد.

    شلشتر در واقع توضیحات موجود در کتابخانه هیدلبرگ را دو سال پیش کشف کرد.

    اگرچه این یافته ها در کاتالوگ عمومی کتابخانه چاپ شده بود اما در معرض دید عموم قرار نگرفته بود و تعداد اندکی از افراد به آن توجه کرده بودند تا اینکه یکی از گویندگان رادیوی آلمان تصمیم گرفت از این کتابخانه گزارشی تهیه کند.

    این نقاشی که هم اکنون در موزه لوور پاریس قرار دارد به نام "لا گیوکوندو" به معنای زن شاد یا سعادتمند در ایتالیا نیز مشهور است، این عنوان برای زن ازدواج کرده نیز به کار می رود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    بررسی تصویر آیینه‌ای تابلوی شام آخر داوینچی

    به نظر میرسد جستجو برای یافتن راز تابلو های لئوناردو داوینچی پایانی ندارد. در آخرین تلاش این بار محققین تصویر آیینه ای تابلوی داوینچی را مورد بررسی قرار دادند و به نظر می رسد که به نتایج جالب توجهی رسیده اند. این طور به نظر می رسد که بخش هایی از تابلوی تابلو ی شام آخر داوینچی با تصویر آیینه ای اش تکمیل می شود. در این تصویر همان طور مشاهده میکنید در سمت چپ تابلو شوالیه ای دید ه می شود که در پو شش و لباس کامل است حتی کلاه خود خود را بر سر گذاشته است.در بخش میانی تصویر مرد جوانی با لباس نارنجی دیده می شود که چیزی را در آغوش خود گرفته است . در مقابل عیسی جامی دیده می شود .جامی که گفته می شود در شب آخر در سر میز قرار داشته و در تصویر اصلی کشیده نشده است. البته جدای از تصویر آیینه ای حدس میزنید چند نفر در این تابلو حضور دارند؟

    احتمالا حدس شما ۱۳ نفر است.عیسی و ۱۲ تن از حواریون.. ولی اگر دقت کنید متوجه می شوید در این تابلو ۱۴ نفر وجود دارند ... در سمت راست تصویری که مشاهده می کنید و در واقع سوی راست تابلوی حقیقی در جایی که حواریون در کنار هم جمع شد ه اند دستی دیده می شود که چاقوی تیزی را گرفته است.. و این دست متعلق به هیچ کدام از حواریون نمی باشد..البته شاید داوینچی علاقه ای برای به تصویر کشیدن یهودا (یکی ازحواریون که به عیسی خیانت کرد )نداشته است.

    در بعضی دیگر از تصاویر آیینه ای تابلو به نظر می رسد در گوشه ی خالی تابلو یهودا ظا هر شده است. 

    مهارت داوینچی در سبک سفوماتو ــ سایه زنی ملایم که انتقال های نا محسوسی را میان رنگ ها و سایه روشن موجب می شود ــ باعث ایجاد سایه هایی مبهم در تابلو های او شده است و به نظر می رسد داوینچی قصد پنهان کردن چیزی در میان سایه روشن های مبهم تابلو را داشته است. در هر صورت چه رازی در کار باشد چه نباشد تابلو های داوینچی سالها ذهن علاقه مندان را به خود مشغوبل کرده است.. و یا واقعا مونا لیزای معروف در پس لبخند مرموزش چیزی را می داند که ما هنوز نمی دانیم؟ 

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    مرد ویترو وین - Vitruvian Man

    " از ریشه های موهایش تا زیر چانه اش یک دهم بلندی مرد است، از زیر چانه اش تا بالای سرش یک هشتم قد اوست، از بالاس سینه اش تا ریشه های موهایش یک هفتم قد اوست."

    - از یادداشت های لئوناردو

    اگرچه این تصویر توسط لئوناردو داوینچی هنرمند معروف دوران رنسانس کشیده شده ولی در واقع به نام معمار رومی که آن را ابداع کرد یعنی ویتروویوس نام گذاری شده است.

    ویتروویوس یکی از طرفداران هندسه مقدس فیثاغورثی بود و پرستشگاه هایی را بر اساس قسمت های مختلف بدن انسان طراحی کرد چرا که معتقد بود در این صورت آنها کامل و بی عیب خواهند بود. این کمال – طبق نوشته های ویتروویوس – ناشی از این واقعیت بود که دست ها و پاهای گسترده شده یک انسان بی عیب و نقص و متناسب، هم درون یک دایره قرار می گیرند و هم درون یک مربع.

    بر اساس عقاید فیثاغورثی، دایره بیانگر جهان روحانی و غیر مادی است و مربع نماد ماده و هستی. بنابراین بدن انسان نماد پیوند کامل روح و ماده است که در تناسب قسمت های مختلف او منعکس شده است.

    داوینچی یکی از ده ها هنرمندی است که تلاش کرد تا مرد کامل ویترو ویوس را رسم کند و نیز تنها کسی است که موفق به این کار شد و به نظر می رسد طرح او دقیق ترین نمایش از بدن انسان است.

    مرد ویترووین اثر لئوناردو داوینچی، یکی از معروفترین نقاشی ها در جهان

    یکی از اولین تلاش ها برای ترسیم مرد کاملا متناسب، اثر سزار سزاریانو

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    ترمیم تابلو نقاشی، راز داوینچی را فاش کرد

    پروژه ترمیم «مریم مقدس در صخره‌ها» اثر داوینچی نشان می‌دهد که این هنرمند دوره رنسانس تمامی آثارش را خودش کشیده است، پیش‌تر تصور می‌شد او از دستیارانش در کشیدن تابلوهای نقاشی کمک می‌گرفته است.

    به گزارش خبرآنلاین، گالری ملی لندن روز چهارشنبه ضمن اعلام این خبر گفت این پروژه 18 ماهه شامل برداشتن روغن جلای از بین رفته‌ای بود که در دهه 1940 برای حفظ تابلو به آن افزوده بودند، برداشتن این لایه به متخصصان کمک کرد نگاهی دقیق‌تر به شیوه کشیده شدن قلم و سبک تابلو نقاشی بیندازند.

    برداشتن این لایه رنگ‌های نقاشی به ویژه در بخش‌های تاریک، مشخص کرد نقاش چگونه موفق شده است فضای صخره‌ها را القا کند.

    همچنین این کار نشان داد که لئوناردو داوینچی تمامی اثر را خودش کشیده و به عمد نقاشی را نیمه‌تمام رها کرده است.

    در نقاشی ترمیم‌شده بخش‌هایی را که داوینچی کامل نکرده و فقط طرحشان را کشیده بود تکمیل شده‌است، از جمله دست فرشته که در اغلب آثار داوینچی دیده می‌شود در این نسخه نیز به وضوح قابل رویت است.

    توماس آلمرتون-ویلیامز، سخنگوی گالری گفت: این هنرمند ایتالیایی که به عنوان  «کمال‌گرای جاودانی» شناخته می‌شود برخی اوقات آثارش را نیمه‌تمام رها می‌کرد تا بعدا دوباره سراغ آنها برود رویشان کار کند.

    این درحالی است که متخصصان در گذشته فکر می‌کردند دستیاران داوینچی در تکمیل این اثر به او کمک کرده اند.

    این تابلو بین 1491 تا 1508 کشیده شده است، نسخه قدیمی تری از این نقاشی اثر خود داوینچی در موزه لوور شهر پاریس نگهداری می شود.

    پروژه ترمیم پس از سال‌ها بررسی دقیق انجام شد. در سال 2005 متخصصان با استفاده از فناوری مادون‌قرمز متوجه شدند دو طرح زیر سطح نقاشی موجود است. یکی از این طرح‌ها هرگز کشیده نشده و دیگری چندین بار تغییر کرده و نشان می‌دهد داوینچی چندین بار نظرش را عوض کرده است.

    نقاشی ترمیم‌شده روز چهارشنبه به گالری ملی بازگشت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    داوینچی و راز تابلوی مونالیزا

     

    لئوناردو داوینچی در سال ١٤٥٢ در شهری کوچک در نزدیکی فلورانس در ایتالیا به دنیا آمد. داوینچی نشانه و خلاصه یک مرد رنسانس می‌باشد. او نه تنها یک نقاش بلکه یک دانشمند و مخترع نیز بود که ایده‌هایش قرن‌ها جلوتر از آن زمان بود.

    نوشته‌هایش که بیشتر از ٥٠٠ اثر می‌باشد شامل موضوعات مختلفی از قبیل ستاره شناسی، آناتومی بدن انسان، گیاه شناسی، زمین شناسی و اختراعات گوناگونی است که هیچ‌گاه در دوران زندگیش به مرحله ظهور در نیامد.

    به دلیل کنجکاوی زیاد، داوینچی همواره به دنبال کشف رازهای جهان پیرامون خود بود به عنوان مثال: چرا ماه نورافشانی می‌کند، آب، بنا بر چه قوانینی پیرامون اجسام جامد حرکت می‌کند، چرا آسمان آبی است و ده‌ها رویداد غیرقابل توضیح دیگر.

    در قرن پانزدهم، نقاشی وسیله‌ای بود که او می‌توانست یافته‌های علمی خود را در قالب تابلوهای گوناگون نشان دهد. تنها ١٥ عدد از نقاشی‌های او باقی مانده است که در میان آنها مونالیزا (Mona Lisa) از همه معروف‌تر می‌باشد.

    داوینچی کار تابلو مونالیزا را پس از سه سال تلاش در سال ١٥٠٦ بر روی قطعه‌ای از چوب کاج به پایان رسانید. مونالیزا با نگاه کنجکاوانه و لبخندی مرموز در تور خود به دور دنیا، که از موزه لوور شروع شد، نگاه میلیون‌ها نفر را از سراسر دنیا به خود جلب کرد. چیزی فراتر از یک نقاشی کهنسال در یک جعبه ضد گلوله در موزه لوور است که بی‌وقفه توجه بینندگان را به خود جلب می‌کند.

    واساری (Vasari) که سال‌ها در باره زندگی داوینچی تحقیق کرده است این تابلو را یک شاهکار منحصر به فرد می‌داند. نکته جالب توجه اینجاست که واساری ابروهای مونالیزا به دقت در مقالات خود شرح می‌دهد. در حالی که مونالیزا شخصی است که اصلا ابرو ندارد! داوینچی خیلی به این تابلو علاقه‌مند بود طوری که تا زمانی که مونالیزا را به فرانک اول پادشاه فرانسه نفروخته بود، هیچ‌گاه آنرا از خود دور نمی‌کرد و همیشه این تابلو را حتی در مسافرت‌ها به همراه خود داشت.

    اولین سوالی که با دیدن مونالیزا به ذهن می‌رسد اینست که:

    مونالیزا چهره یک زن است یا مرد؟ به احتمال بیشتر مونالیزا زنی است به نام Lisa Gheradini del Giocondo که از طرف همسر خود به خیانت متهم شد. همچنین احتمال می‌رود که مونالیزا همان Isabella of Aragon یا همسر Giuliano de Mencini باشد. ولی اگر مونالیزا چهره یک مرد باشد، او کیست؟ سانتیمتر به سانتیمتر این تابلو توسط محققان زیادی آنالیز شده است که تلاش داشته‌اند که راز این تابلو را کشف کنند ولی به هیچ چیز قطعی دست پیدا نکرده‌اند. بنا بر عقیده تعدادی از محققان، مونالیزا در حقیقت چهره خود داوینچی است که به طور بسیار ماهرانه‌ای در قالب مونالیزا به ظهور رسیده است. و در آخر اینکه سوالات بسیار زیادی در رابطه با مونالیزا همچنان بی‌جواب مانده است.

    اخیرا یک دانشمند چینی نرم‌افزاری را طراحی کرده است که بر اساس شکل فک و دهان اشخاص، صدای آنها را پیش‌بینی می‌کند که در آن شما می‌توانید صدای مونالیزا و داوینچی را بشنوید!

    تحقیقات نشان می‌دهد که سر مونالیزا بر اساس یک دایره شکل گرفته است که با نگاه کردن به تابلو می‌توان آنرا تشخیص داد. طول و عرض مونالیزا (نه کل تابلو) دقیقا به اندازه ٤ و ٣ عدد از این دایره می‌باشد که مثلث معروف فیثاغورث(٣، ٤، ٥) را تشکیل می‌دهد. شعاع این دایره دقیقا یک کف دست (٨ سانتیمتر) به سیستم اندازه گیری آن زمان می‌باشد.

     

    راز لبخند ژوکوند، مونالیزا احتمالا آبستن بوده است

    بنا به پژوهشی تازه لبخندی که بر لبان مونالیزا نشسته ممکن است به خاطر آن باشد که او باردار است و یا اینکه به تازگی بچه‌ای به دنیا آورده است. دانشمندان کانادایی به کمک اشعه لیزر موفق شده‌اند تصویری سه بعدی از تابلوی معروف لئوناردو داوینچی تهیه کنند.

    با مطالعه دقیق تابلو و کشف لایه‌های زیرین آن، گفته شده است مونالیزا جامه‌ای به تن دارد که زنان حامله و یا فارغ از زایمان به تن می‌کرده‌اند. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که تابلو در طول ٥٠٠ سال آسیب چندانی ندیده است.

    فراسوی سایه های تیره

    هیئتی از مرکز پژوهش ملی کانادا اجازه داشتند بر اصل تابلو که به موزه لوور تعلق دارد کار کنند. با مطالعه دقیق لیزری، بخش‌های تیره و ناشناخته تابلو کشف شده است: مانند مد لباس مونالیزا و فرم گیسوی او، با پژوهش اخیر روشن شده است نوع بالا تنه‌ای که مونالیزا به تن دارد، در قرن شانزدهم میلادی مخصوص زنان حامله بوده و یا زنانی که تازه از بستر زایمان برخاسته‌اند. این جزئیات تاکنون شناخته نبود، زیرا در سایه‌های تیره تابلو فرو رفته بود. درباره هویت زن گفته شده است که او همسر بازرگانی از اهالی فلورانس به نام فرانچسکو دل جوکوندو بوده است.

     

    رازهای دیگر

    داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سال‌های ١٥٠٣ و ١٥٠٦ دریافت کرد اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد. درباره این اثر هنوز رازهایی باقی است از جمله این که معلوم نیست این تابلو چگونه پدید آمده است. شگردهای شیوه نقاشی مات یا به اصطلاح دود آلود داوینچی هنوز کاملا روشن نشده است. به گفته کارشناسان داوینچی با ابزارها و رنگ‌های خود، سبک تازه‌ای ابداع کرده بود که اجزای تصویر در عین ظرافت و هماهنگی، مشخص و برجسته دیده میشد.

    یک رایانه برای کشف معمای لبخند مونالیزا (لئونارد داوینیچی) استفاده شد. این تالبو نقاشی توسط کامپیوتر دانشگاه آمستردام و با استفاده از نرم افزار تشخیص احساسات تحلیل شد.

    نتیجه این تحلیل حاکی از آن است که ٨٣ درصد این سوژه شاد، ٩ درصد آن منزجز، ٦ درصد آن هراسان و ٢ درصد آن عصبانی است. در این تحلیل، رایانه به بررسی انحناهای اطراف لب‎ها و چشمان سوژه پرداخته و روحیات او را کشف کرده است.

    این تابلو که مشهورترین پرتره تاریخ هنر است و بیش از ٥ قرن علاقه‎مندان و عاشقان هنر را به خود مشغول کرده بین سال‌های ١٥٠٣ و ١٥٠٦ کشیده شده و هم اکنون در موزه لوور پاریس است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    داوینچی و راز تابلوی مونالیزا

    لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در شهری کوچک در نزدیکی فلورانس در ایتالیا به دنیا آمد. داوینچی نشانه و خلاصه یک مرد رنسانس می باشد. او نه تنها یک نقاش بلکه یک دانشمند و مخترع نیز بود که ایده هایش قرنها جلوتر از آن زمان بود. نوشته هایش که بیشتر از ۵۰۰ صفحه می باشد شامل موضوعات مختلفی از قبیل ستاره شناسی، آناتومی بدن انسان، گیاه شناسی، زمین شناسی و اختراعات گوناگونی است که هیچ گاه در دوران زندگیش به مرحله ظهور در نیامد.

    به دلیل کنجکاوی زیاد، داوینچی همواره به دنبال کشف رازهای جهان پیرامون خود بود به عنوان مثال: چرا ماه نورافشانی می کند، آب بنا بر چه قوانینی پیرامون اجسان جامد حرکت می کند، چرا آسمان آبیست و دهها رویداد غیرقابل توضیح دیگر در قرن پانزدهم.  نقاشی وسیله ای بود که او می توانست یافته های علمی خود را در قالب تابلوهای گوناگون نشان دهد. نتها ۱۵ عدد از نقاشیهای او باقی مانده است که در میان آنها مونالیزا (Mona Lisa) از همه معروفتر می باشد.

    داوینچی کار تابلو مونالیزا را پس از سه سال تلاش در سال ۱۵۰۶ بر روی قطعه ای از چوب کاج به پایان رسانید. مونالیزا با نگاه کنجکاوانه و لبخندی مرموز در تور خود به دور دنیا، که از موزه لوور شروع شد، نگاه میلیونها نفر را از سراسر دنیا به خود جلب کرد. چیزی فراتر از یک نقاشی کهنسال در یک جعبه ضد گلوله در موزه لوور است که بی وقفه توجه بینندگان را به خود جلب می کند. واساری (Vasari) که سالها در باره زندگی داوینچی تحقیق کرده است این تابلو را یک شاهکار منحصر به فرد می داند. نکته جالب توجه اینجاست که واساری ابروهای مونالیزا به دقت در مقالات خود شرح می دهد در حالی که مونالیزا شخصی است که اصلا ابرو ندارد! داوینچی خیلی به این تابلو علاقه مند بود طوری که تا زمانی که مونالیزا را به فرانک اول پادشاه فرانسه نفروخته بود هیچگاه آنرا از خود دور نمی کرد و همیشه این تابلو را حتی در مسافرتها به همراه خود داشت.

    اولین سوالی که با دیدن مونالیزا به ذهن می رسد اینست که : مونالیزا چهره یک زن است یا مرد؟ به احتمال بیشتر مونالیزا زنی است به نام "Lisa Gheradini del Giocondo"  که از طرف همسر خود به خیانت متهم شد. همچنین احتمال می رود که مونالیزا همان "Isabella of Aragon" یا همسر "Giuliano de' Mecini" باشد. ولی اگر مونالیزا چهره یک مرد باشد، او کیست؟ سانتیمتر به سانتیمتر این تابلو توسط محققان زیادی آنالیز شده است که تلاش داشته اند که راز این تابلو را کشف کنند ولی به هیچ چیز قطعی دست پیدا نکرده اند.

     تحقیقات نشان می دهد که سر مونالیزا بر اساس یک دایره شکل گرفته است که با نگاه کردن به تابلو می توان آنرا تشخیص داد. طول و عرض مونالیزا (نه کل تابلو) دقیقا به اندازه ۴ و ۳ عدد از این دایره می باشد که مثلث معروف فیثاغورث(۳، ۴، ۵) را تشکیل می دهد. شعاع این دایره دقیقا یک کف دست (۸.۷ سانتیمتر) به سیستم اندازه گیری آن زمان می باشد.

    بنا بر عقیده تعدادی از محققان، مونالیزا در حقیقت چهره خود داوینچی است که به طور بسیار ماهرانه ای در قالب مونالیزا به ظهور رسیده است. و در آخر اینکه سوالات بسیار زیادی در رابطه با مونالیزا همچنان بی جواب مانده است.

     

    راز لبخند ژوکوند: 'مونا لیزا احتمالا آبستن بوده است'

    بنا به پژوهشی تازه لبخندی که بر لبان مونا لیزا نشسته ممکن است به خاطر آن باشد که او باردار است و یا اینکه به تازگی بچه ای به دنیا آورده است. دانشمندان کانادایی به کمک اشعه لیزر موفق شده اند تصویری سه بعدی از تابلوی معروف لئوناردو داوینچی تهیه کنند.

    با مطالعه دقیق تابلو و کشف لایه های زیرین آن، گفته شده است مونا لیزا جامه ای به تن دارد که زنان حامله و یا فارغ از زایمان به تن می کرده اند. این تحقیق همچنین نشان می دهد که تابلو در طول 500 سال آسیب چندانی ندیده است.

     

    فراسوی سایه های تیره

    هیئتی از مرکز پژوهش ملی کانادا اجازه داشتند بر اصل تابلو که به موزه لوور تعلق دارد کار کنند. با مطالعه دقیق لیزری، بخش های تیره و ناشناخته تابلو کشف شده است: مانند مد لباس مونالیزا و فرم گیسوی او.

    با پژوهش اخیر روشن شده است نوع بالا تنه ای که مونا لیزا به تن دارد، در قرن شانزدهم میلادی مخصوص زنان حامله بوده و یا زنانی که تازه از بستر زایمان برخاسته اند. این جزئیات تا کنون شناخته نبود، زیرا در سایه های تیره تابلو فرو رفته بود. درباره هویت زن گفته شده است که او همسر بازرگانی از اهالی فلورانس به نام فرانچسکو دل جوکوندو بوده است.

     

    رازهای دیگر

    داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سالهای 1503 و 1506 دریافت کرد اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد. درباره این اثر هنوز رازهایی باقی است از جمله این که معلوم نیست این تابلو چگونه پدید آمده است. شگردهای شیوه نقاشی مات یا به اصطلاح دودآلود داوینچی هنوز کاملا روشن نشده است. به گفته کارشناسان داوینچی با ابزارها و رنگهای خود، سبک تازه ای ابداع کرده بود که اجزای تصویر در عین ظرافت و هماهنگی، مشخص و برجسته دیده می شد.

    داستان بسیار جالب در مورد شاهکار داوینچی شام اخر را اینجا بخوانید.

    منبع:سیمرغ

    کلسترول لبخند ژکوند بالا است!

     

    یک پزشک ایتالیایی شیفته معاینه تابلوهای نقاشی معروف در اقدامی عجیب کشف کرد که تابلوی لبخند ژکوند از کلسترول بالای خون رنج می برد و اسید اوریک میکل آنژ در تابلوی رافائل بالا است.

    پروفسور ویتو فرانکو با اولین هواپیما خود را از پالرمو به فلورانس رساند و موزه اوفیتزی این شهر را به یک مطب پزشکی تبدیل کرد و به بهترین کپی لبخند ژکوند که در این موزه نگهداری می شود، گفت: "مونالیزا یک نفس عمیق بکشید و بگویید سی و سه!"

    در حقیقت این پزشک سیسیلی یکی از معدود پزشکان دنیا است که نه تنها شیفته ویزیت کردن بیماران مرده است بلکه علاقه زیادی به معاینه بیماران در تصویر دارد.

    به اعتقاد این پزشک، پرتره هایی که به عنوان شاهکارهای نقاشان بزرگ معرفی می شوند جاودانه هستند و بنابراین در هر زمانی بیماریهای آنها از مشکلات قلبی عروقی تا کلسترول بالا و پرکاری تیروئید می تواند کشف شود.

    این پزشک در مورد نتایج معاینات خود اظهار داشت: "در تابلویی که رافائل از میکل آنژ کشیده است به وضوح دیده می شود که اسید اوریک میکل آنژ بسیار بالا است.

    همچنین مونا لیزا (لبخند ژکوند) از کلسترول بالا رنج می برد چون زیر چشم و روی دستش چربی جمع شده است."

    این پزشک همچنین می تواند بیماریهای ژنتیکی، نانیسم (کوتولگی) و تومورها را هم در بیماران حاضر در قاب تصویر تشخیص دهد.

    براساس گزارش کوریه‌ره دلا سرا، این پزشک در مورد سایر پرتره های بزرگ توضیح داد: "آه... بله... آیا تصور می کنید که تابلوی ونوس اثر بوتیچلی پاهای ورم کرده ای دارد؟ اما وی مثل یک ماهی سالم است!"

    این پزشک ایتالیایی که نوعی "پزشک هنر" است تاکنون ۲۰۰ اثر نقاشی را معاینه کرده و دریافته است که به خصوص بیشتر تابلوهایی که در موزه "پرادو" در مادرید نگهداری می شوند از بیماری نانیسم رنج می برند.

    همچنین کودک تابلوی " Amorino Dormiente" (فرشته کوچک آرمیده) اثر کاراواجیو از بیماری ورم مفاصل متاثر است.

    به علاوه، پرتره "جوان" اثر بوتیچلی به یک بیماری نادر ژنتیکی به نام "ارکنوداکتیلی" (انگشت عنکبوتی) مبتلا است.

    درحالی که تابلوی "مریم عذرا" در تابلوی "پارمیجانینو" گردن بسیار بلندی دارد و بنابراین از سندرم مارفان رنج می برد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    رمز و راز های نهفته در تابلوهای داوینچی

    رمز و راز های نهفته در تابلوهای داوینچی

    بیشتر شخصیت‌های اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنان است که شباهت‌های خاصی بین صورت زنان در بین تابلوهای داوینچی وجود دارد، نقطه‌ی کانونی این شباهت‌ها به طور خاصی لبها و گونه‌های این زنان است، حتی چشم‌ها نیز بیشتر به صورت رو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایت می‌کند.

     

    تصویری از داوینچی که خودش از خودش کشیده است

    بیشتر شخصیت‌های اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنان است که شباهت‌های خاصی بین صورت زنان در بین تابلوهای داوینچی وجود دارد، نقطه‌ی کانونی این شباهت‌ها به طور خاصی لبها و گونه‌های این زنان است، حتی چشم‌ها نیز بیشتر به صورت رو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایت می‌کند.

    هنگامی ‌که تکه‌های پازل را در کنار هم قرار می‌دهیم جرقه‌هایی در ذهنمان ایجاد می‌شود که شاید ساختار ذهنی ما را به هم بریزد. این به هم ریختن برای بعضی خوشایند و برای برخی ناخوشایند و برای بعضی دیگر بی معنی است و به سرعت به ساختار اولیه باز می‌گردند. چند روز پیش خبری مبنی بر یافتن نشانه‌های جدید از مونالیزای واقعی منتشر شد که بسیاری را متحیر کرد، کاوشگران محل دفن احتمالی الگوی تابلوی «لبخند ژکوند» دواینچی، موفق به کشف دخمه و راه‌پله‌ای شدند که آن‌ها را به سمت دومین مقبره دفن شده در صومعه قرون وسطای فلورانس هدایت کرد. در این مجال و با توجه به بحث‌های مختلفی که در مورد آثار داوینچی و رمز و راز آنها شده است، می‌خواهیم بررسی کلی بر روی زنان تابلوهای داوینچی داشته باشیم. اگر به صورت آماری بررسی کنیم می‌بینیم که بیشتر شخصیت‌های اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنان می‌باشد. در این میان آن طور که به نظر آمده است شباهت‌های خاصی بین صورت زنان در بین تابلوهای بعد از شام آخر داوینچی وجود دارد. نقطه‌ی کانونی این شباهت‌ها به طور خاصی لبها و گونه‌های این زنان است. حتی چشم‌ها نیز بیشتر به صورت رو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایت می‌کند. کهن ‌الگوی «فرد رنسانسی» لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ – ۲ مه ‌۱۵۱۹) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.عده‌ای از محققان ایتالیایی با تحقیق بر روی بازسازی اثر انگشت وی او را دارای ریشه عربی و اهل خاورمیانه برشمرده‌اند. داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود. او نظریات خود را در یک سلسله یادداشت‌هایی که بالغ بر هزاران صفحه می‌باشند ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانه‌ای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را طراحی یا اختراع کرد. لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت‌هایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه می‌توان خواند.بیشتر شهرت جهانی او به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزا است. راز و رمز بحث برانگیز داوینچی 

    راز داوینچی (یا رمز داوینچی یا کُد داوینچی) نام رُمانی کارآگاهی و ماجرایی است از نویسندهٔ آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گسترده‌ای در سراسر جهان برخوردار بوده است. این رمان در سال ۲۰۰۳ بازار را تسخیر کرد و فروشش حتی از مجموعه هری پاتر نیز پیشی گرفت. تا می‌۲۰۰۶‌ بیش از ۶۰ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیده است و به ۴۴ زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. محبوبیت و شهرت این کتاب به جایی رسید که شرکت‌های مسافرتی در سرتاسر دنیا، تورهایی ایجاد کرده‌اند که حول وقایع این کتاب می‌گردد و شرکتهایی مثل شرکت «راوینچیز» مسابقاتی با استفاده از مفاهیم کتاب ایجاد کرده‌اند! همزمان، بخصوص بخاطر موضوع جنجالی کتاب، مخالفت‌های بسیار مختلفی نیز با آن صورت گرفت. این کتاب شدیداً علیه کلیسای کاتولیک، واتیکان، پاپ و گروه مذهبی اپوس دئی است و از همین رو گروه‌های مختلف مسیحی و اسلامی ‌علیه آن واکنش نشان داده‌اند. این کتاب توسط چند مترجم به فارسی برگردانده شده است. «رمز داوینچی» یا «راز داوینچی» یا «کد داوینچی» هر سه برای ترجمه عنوان کتاب به کار رفته‌اند. ماجرای داستان حول یک تئوری خاص در مورد تاریخ مسیحیت می‌گردد که پیش از این کتاب نیز در موردش صحبت شده است و تاریخ‌دانانی با آن موافقند. کتاب «خون مقدس، جام مقدس» منبع اصلی براون برای این تئوری‌ها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آن‌ها داشته‌اند. در ضمن «جام مقدس» نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است. تئوری‌های مختلف دیگری نیز در این کتاب وجود دارند؛ مثلاً این که لئوناردو داوینچی همجنسگرا بوده است و نقاشی معروف «مونالیزا» در واقع پرتره داوینچی از خودش به شکل یک زن است. داستان کتاب در کشورهای فرانسه و بریتانیا و در بعضی اماکن مشهور این دو کشور اتفاق می‌افتد. (مثل موزهٔ لوور و صومعه‌ای که به صومعه برهنه موسوم است و همچون نقاشی مشهور داوینچی از آناتومی ‌انسان ژست گرفته و پیغامی ‌رمزی نیز در کنارش نوشته شده است). پنج ماه پیش از شروع داستان، واتیکان به اسقف آرینگاروسا، رهبری یک فرقة مسیحی تندرو و مبتنی بر ریاضت‌های سنگین جسمانی موسوم به اپوس دئی (یعنی: کار خدا) اعلام می‌کند که می‌خواهد دست از حمایت از این فرقه بردارد و ۲۰ میلیون یوروی اهدایی فرقه را هم پس خواهد داد. فردی موسوم به استاد که در اصل قصد تخریب وجههٔ کلیسا و اپوس دئی را دارد، به اسقف پیشنهاد می‌دهد در ازادی ۲۰ میلیون، جام مقدس گمشدهٔ عیسی را در اختیارش بگذارد تا اپوس دئی قدرت و محبوبیت زیادی پیدا کند. ولی در حقیقت با استفاده از یکی از نیروهای اسقف به قتل اعضای دیر صهیون که مخالفان قدیمی ‌کلیسا و حافظان جام مقدس هستند، می‌پردازد تا خودش بتواند جام را به دست بیاورد. استاد اعظم دیر صهیون که رئیس موزه لوور است پیش از مرگ، اسرار یافتن جام را به نوه اش (سوفی) منتقل می‌کند و از او می‌خواهد از دانشمندی آمریکایی (رابرت لنگدان) که در نمادشناسی مذهبی و دیرین‌شناسی متبحر است کمک بخواهد. این دو با وجود تعقیب بی امان پلیس و نیروهای استاد، مرحله به مرحله به جام مقدس نزدیک می‌شوند و در این راه از یک تاریخ دان انگلیسی (تیبنیگ) هم کمک می‌گیرند که در نهایت معلوم می‌شود خود استاد است. نهایتا پرنسس سوفی خانواده گمشده اش را پیدا می‌کند و لنگدان هم جام مقدس را؛ و تازه، همدیگر را هم پیدا می‌کنند. در این کتاب (به خصوص در پاورقی‌های ترجمه فارسی آن) اطلاعاتی درباره خدای مؤنث، ادیان پگانی، دین یهودی و دیر صهیون وجود دارد. رازی که داوینچی در “بانوی صخره‌ها” پنهان کرد

    این اثر دو بار توسط کلیسا سفارش داده شد. در واقع در طرح اولیه که توسط داوینچی در سال ۱۴۸۶ کشیده شد تابلو توسط کلیسا به دلیل آنچه که نشانه‌هایی از ضدیت با مسیح درآن دیده می‌شد رد شده است. در سالهایی که داوینچی از طرف کلیسا این سفارش را دریافت کرد به اندازه کافی به شهرت استفاده از سمبلها و نمادها در تابلو‌های خویش رسیده بود، به همین دلیل بود که کلیسا با بدبینی خاصی ایرادهایی از طرح گرفت.  در تابلوی اول کودک سمت چپ که مسیح است در حال عبادت کردن به سمت یک موجود نامریی در سمت راست تابلو است جایی که مریم مقدس دست خود را گویا بر روی سر این موجود نامریی قرار داده است و زنی که در سمت راست تابلو است به نام «انجل اوریل» انگشت خود را به صورتی آورده است که گردن این روح نامریی را قطع کرده است. این صحنه ای است که کلیسا با آن مشکل داشت و داوینچی در تابلوی بعدی به قرار دادن یک صلیب در دستان مسیح و پایین آوردن دست زن سمت راست تابلو و قرار دادن ‌هاله ای بر سر مریم مقدس این مشکل را حل کرد. اما با این وجود پس زمینه تابلو را در سیاهی فرو برد تا اعتراض خود را نشان دهد. همانطور که ادعا شده است داوینچی جزو انجمن سری اخوت بود و اهداف این انجمن به طور کامل مشخص نیست اما تا حد زیادی در تضاد با قسمت ناپاک کلیساست. در حال حاضر نقاشی اولیه در موزه «لوور» پاریس و دومی ‌موزه ملی لندن است. به هر حال بنا به اعتقاد نماد شناسان، متخصصان کلیسا در هر دو بار فریب خوردند و داوینچی پیام خاص خود را رساند. در واقع آنچه که داوینچی در این تابلو مخالفت خود را با آن ابراز داشته تولد عیسی از مادر باکره است. در هر دو تابلو مریم مقدس بر روی زمین مسطحی نشسته در درونی غاری که شبیه به کلیسایی از کار در می‌اید. غاری شبیه به کلیسا که جزییات آن از عمل طبیعی تولید مثل شبیه سازی شده است. شخصیت‌های این تابلو مریم باکره در وسط تابلو، یحیی در سمت چپ تابلو و عیسی، کودک سمت راست تابلو است و فرشته ای که در سمت راست تابلو است این نظر تقریبا در اکثر منابع آورده شده ولی عده ای کودک سمت چپ را عیسی می‌شناسند. نکته بعدی در تابلوی اول است و آن این است که گویا بدنی که برای فرشته تصویر شده بدن مردی است که انگشت خود را به طور خصمانه به سمت مسیح گرفته و فرشته به سوی او لبخند می‌زند. این حالت انگشت بی شباهت به آنچه در شام آخر می‌بینیم نیست. این موضوع توسط کلیسا ایراد گرفته شد و در ویرایش بعدی هم بدن مرموز حذف شده و اگر دقت کنید جهت نگاه فرشته عوض شده و دیگر لبخند نمی‌زند.پنج نماد مخفی در مونالیزا

    Mona Lisa (La Gioconda). 1503-150 «هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاست» این جمله ای است که در میان دست نوشته‌های داوینچی پیدا شده است. همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگذاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالیزا توجیه پذیر می‌شود. ابتدا طبق گفته داوینچی که هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است تابلو را سر و ته می‌کنیم. حالا به بررسی نمادهای مخفی لبخند ژوکوند می‌پردازیم. نماد thot (نماد THoTh نماد دیگری است) نماد الهه‌ی هوش و نبوغ، اشاره به هوشمندی موجود در فضای کیهانی و طبیعت دارد. اتحاد بین آسمان و هنر نماد اتحاد بین انسان و خدا می‌باشد. نماد مسیح که جلوه ای از تجلی خداوند در جسم بشری است. اگر به تابلو نور بدهیم نماد دیگری ظاهر می‌شود و آن نماد«لوتوس» یا نیلوفر آبی است. نیلوفر آبی گلی است که از آب‌های لجنی در مرداب‌ها شکفته می‌شود و نشان دهنده‌ی تحول در ذات موجودات است. لوتوس در فرهنگ مصری نماد تولدی دوباره است و در ایران نماد صلح و شادی می‌باشد. در حالتی دیگر از آینه کردن تابلوی مونالیزا به شکلی می‌رسیم با چشمانی که در مرکز تقارن ظاهر شده است و نماد رب النوع «هوروس Horus» می‌باشد، که نمادی مصری است و سری به شکل شاهین دارد و چشمان او نماد خورشید و ماه می‌باشد. شکل پرنده مانند سیاهی که در مرکز تابلو ظاهر شده نماد ققنوس است. ققنوس نماد عمر جاوید و حیات دوباره می‌باشد و اشاره به زندگی دوباره مسیح دارد. آخرین و مرموزترین شام داوینچی

    The Last Supper. c.1495-1498. 

     

    شام آخر یکی از بحث برانگیزترین دیوارنگاره‌های لئوناردو داوینچی است. این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ۲۱ است آنجا که مسیح می‌گوید که یکی از ۱۲ حواری اش به وی خیانت خواهد کرد. این نقاشی یکی از مشهورترین و بازارش ترین نقاشی‌های جهان است، که بر خلاف بسیاری از نقاشی‌هایی از این دست قابل مالکیت شخصی نیست چرا که به آسانی نمی‌توان آنرا جابجا کرد.این نقاشی سراسر یک دیوار تالار مستطیل شکلی را می‌پوشاند که سالن غذاخوری صومعه سانتا ماریا دله گراتسیه در شهر میلان بوده است.شاید شما هم درباره وضعیت مرموز فردی که در کنار مسیح نشسته است چیزهایی شنیده باشید. بعضی‌ها می‌گویند او از حواریون نیست بلکه زنی است به نام«مریم مگدالنا» یا «مریم مجدلیه» که روایات او در داستان‌های مسیحی و غیر مسیحی بسیار متغیر است اما نقطه مشترک همه آنها این است که به دست مسیح به راه راست هدایت شد. از طرف دیگر مریم مگدالنا و مادر مسیح یعنی مریم عذرا در کارهای مسیح به نظر می‌رسد که دارای شباهت‌های خاصی هستند و نیز هیچ گاه به صراحت نمی‌توان ادعا کرد که داونیچی از شخصیتی به نام مریم مگدالنا استفاده کرده است. به نظر می‌رسد این شباهت‌ها ما را به سمت موضوع خاص و آن هم «زن» بودن و به طور جزئی «مادر» و یا «الهه» بودن این شخصیت هدایت می‌کند.لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد. می‌بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می‌کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانی اش را پیدا کند. روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هایی برداشت. سه سال گذشت.تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.نقاش پس از روزها جست و جو, جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند, چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی‌فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد. وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی ‌از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده ام! داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟ گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می‌خواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم! می‌توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند. یکی از آخرین تابلوهای داوینچی، تابلوی لدا و قو است. (Leda and the Swan by Leonardo. c.1505-1510) جالب ترین بخش سری تابلوهای داوینچی شاید همین جا باشد. اگر به توضیح «لدا و قو» توجه کنید متوجه می‌شوید. هنگامی‌که در اساطیر یونان «زئوس» خدای خدایان اسیر زیبایی لدا می‌شود در هیبت یک قو به زمین فرود می‌آید و با او عشق بازی می‌کند. «لدا» دختر پادشاه اسپارت است. «لدا» زن بسیار زیبایی بود و زئوس هرچه تلاش برای بدست آوردن عشق او کرد موفق نشد. زیوس خود را به شکل یک قو در آورد و این قو آنقدر زیبا بود که لدا عاشق او شد و حاصل آن، «کاستور»، «پولکس»، «هئن» (بانوی زیبای تروا) و «کلایتم نسترا» می‌باشد. داستان دیگر این است که این قو پسر نپتون است که توسط آشیل خفه شد و نپتون برای جاودانه نگه داشتنش او را به صورت یک قو در آورد و در آسمان جا داد. حتما شما هم متوجه شباهت داستان لدا و مریم عذرا و همچنین مریم مگدالنا شده اید. شباهت بین صورت چهره با تابلوهای قبلی را هم در نظر بگیرید. می‌توان با نمادها و تصاویر و رازها انسان‌ها را گیج و شگفت زده کرد. می‌توان تفسیرها و تحلیل‌های مختلف از هر موضوعی داشت. می‌شود ناخودآگاه به سمت حقیقت یا جهل رفت. اما همیشه باید بدانیم که تمام سرگیجه‌های فلسفی و رازهای نهفته چیزی جز علم نیست. ساحره و جادوگری که با ترفندهای خود و پیش گویی‌های خود ما را شگفت زده می‌کند مسلما چیزی از ماورا نمی‌داند و فرستاده الهی نیست بلکه فردی دانشمندتر نسبت به زمان خود است و یا شاید علم را از جایی، مثلا کتابی، یافته و برای فریب مردمان به کار می‌گیرد. علمی‌که شاید خود هم آن را درک نکند به همین سبب در دخمه تاریک خود پنهان می‌ماند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    به بهانه رمز گشایی از مونالیزا اثر مرموزترین نقاش دنیا

    در واقع آنچه که داوینچی در این تابلو مخالفت خود را با آن ابراز داشته تولد عیسی از مادر باکره است. در هر دو تابلو مریم مقدس بر روی زمین مسطحی نشسته در درونی غاری که شبیه به کلیسایی از کار در می‌اید. غاری شبیه به....

    بیشتر شخصیت‌های اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنان است که شباهت‌های خاصی بین صورت زنان در بین تابلوهای داوینچی وجود دارد، نقطه‌ی کانونی این شباهت‌ها به طور خاصی لبها و گونه‌های این زنان است، حتی چشم‌ها نیز بیشتر به صورت رو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایت می‌کند.

    هنگامی ‌که تکه‌های پازل را در کنار هم قرار می‌دهیم جرقه‌هایی در ذهنمان ایجاد می‌شود که شاید ساختار ذهنی ما را به هم بریزد. این به هم ریختن برای بعضی خوشایند و برای برخی ناخوشایند و برای بعضی دیگر بی معنی است و به سرعت به ساختار اولیه باز می‌گردند.

    چند روز پیش خبری مبنی بر یافتن نشانه‌های جدید از مونالیزای واقعی منتشر شد که بسیاری را متحیر کرد، کاوشگران محل دفن احتمالی الگوی تابلوی «لبخند ژکوند»دواینچی، موفق به کشف دخمه و راه‌پله‌ای شدند که آن‌ها را به سمت دومین مقبره دفن شده در صومعه قرون وسطای فلورانس هدایت کرد.

    در این مجال و با توجه به بحث‌های مختلفی که در مورد آثار داوینچی و رمز و راز آنها شده است، می‌خواهیم بررسی کلی بر روی زنان تابلوهای داوینچی داشته باشیم. اگر به صورت آماری بررسی کنیم می‌بینیم که بیشتر شخصیت‌های اصلی تابلوهای داوینچی مربوط به زنان می‌باشد. در این میان آن طور که به نظر آمده است شباهت‌های خاصی بین صورت زنان در بین تابلوهای بعد از شام آخر داوینچی وجود دارد. نقطه‌ی کانونی این شباهت‌ها به طور خاصی لبها و گونه‌های این زنان است. حتی چشم‌ها نیز بیشتر به صورت رو به پایین کشیده شده و نگاه بیننده را از چشم به لب هدایت می‌کند.

     

    کهن ‌الگوی «فرد رنسانسی»

    لئوناردو داوینچی (15 آوریل 1452 - 2 مه ‌1519) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.

    عده‌ای از محققان ایتالیایی با تحقیق بر روی بازسازی اثر انگشت وی او را دارای ریشه عربی و اهل خاورمیانه برشمرده‌اند. داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود. او نظریات خود را در یک سلسله یادداشت‌هایی که بالغ بر هزاران صفحه می‌باشند ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانه‌ای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را طراحی یا اختراع کرد.

    لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت‌هایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه می‌توان خواند.

    بیشتر شهرت جهانی او به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزا است.

     

    راز و رمز بحث برانگیز داوینچی

    راز داوینچی (یا رمز داوینچی یا کُد داوینچی) نام رُمانی کارآگاهی و ماجرایی است از نویسندهٔ آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گسترده‌ای در سراسر جهان برخوردار بوده است. این رمان در سال 2003 بازار را تسخیر کرد و فروشش حتی از مجموعه هری پاتر نیز پیشی گرفت. تا می‌2006‌ بیش از 60 میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیده است و به 44 زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. محبوبیت و شهرت این کتاب به جایی رسید که شرکت‌های مسافرتی در سرتاسر دنیا، تورهایی ایجاد کرده‌اند که حول وقایع این کتاب می‌گردد و شرکتهایی مثل شرکت «راوینچیز» مسابقاتی با استفاده از مفاهیم کتاب ایجاد کرده‌اند!

    همزمان، بخصوص بخاطر موضوع جنجالی کتاب، مخالفت‌های بسیار مختلفی نیز با آن صورت گرفت. این کتاب شدیداً علیه کلیسای کاتولیک، واتیکان، پاپ و گروه مذهبی اپوس دئی است و از همین رو گروه‌های مختلف مسیحی و اسلامی ‌علیه آن واکنش نشان داده‌اند. این کتاب توسط چند مترجم به فارسی برگردانده شده است. «رمز داوینچی» یا «راز داوینچی» یا «کد داوینچی» هر سه برای ترجمه عنوان کتاب به کار رفته‌اند. 

    ماجرای داستان حول یک تئوری خاص در مورد تاریخ مسیحیت می‌گردد که پیش از این کتاب نیز در موردش صحبت شده است و تاریخ‌دانانی با آن موافقند. کتاب «خون مقدس، جام مقدس» منبع اصلی براون برای این تئوری‌ها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آن‌ها داشته‌اند. در ضمن «جام مقدس» نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است.

    تئوری‌های مختلف دیگری نیز در این کتاب وجود دارند؛ مثلاً این که لئوناردو داوینچی همجنسگرا بوده است و نقاشی معروف «مونالیزا» در واقع پرتره داوینچی از خودش به شکل یک زن است.

    داستان کتاب در کشورهای فرانسه و بریتانیا و در بعضی اماکن مشهور این دو کشور اتفاق می‌افتد. (مثل موزهٔ لوور و صومعه‌ای که به صومعه برهنه موسوم است و همچون نقاشی مشهور داوینچی از آناتومی ‌انسان ژست گرفته و پیغامی ‌رمزی نیز در کنارش نوشته شده است).

    پنج ماه پیش از شروع داستان، واتیکان به اسقف آرینگاروسا، رهبری یک فرقة مسیحی تندرو و مبتنی بر ریاضت‌های سنگین جسمانی موسوم به اپوس دئی (یعنی: کار خدا) اعلام می‌کند که می‌خواهد دست از حمایت از این فرقه بردارد و 20 میلیون یوروی اهدایی فرقه را هم پس خواهد داد. فردی موسوم به استاد که در اصل قصد تخریب وجههٔ کلیسا و اپوس دئی را دارد، به اسقف پیشنهاد می‌دهد در ازادی 20 میلیون، جام مقدس گمشدهٔ عیسی را در اختیارش بگذارد تا اپوس دئی قدرت و محبوبیت زیادی پیدا کند. ولی در حقیقت با استفاده از یکی از نیروهای اسقف به قتل اعضای دیر صهیون که مخالفان قدیمی ‌کلیسا و حافظان جام مقدس هستند، می‌پردازد تا خودش بتواند جام را به دست بیاورد.

    استاد اعظم دیر صهیون که رئیس موزه لوور است پیش از مرگ، اسرار یافتن جام را به نوه اش (سوفی) منتقل می‌کند و از او می‌خواهد از دانشمندی آمریکایی (رابرت لنگدان) که در نمادشناسی مذهبی و دیرین‌شناسی متبحر است کمک بخواهد. این دو با وجود تعقیب بی امان پلیس و نیروهای استاد، مرحله به مرحله به جام مقدس نزدیک می‌شوند و در این راه از یک تاریخ دان انگلیسی (تیبنیگ) هم کمک می‌گیرند که در نهایت معلوم می‌شود خود استاد است. نهایتا پرنسس سوفی خانواده گمشده اش را پیدا می‌کند و لنگدان هم جام مقدس را؛ و تازه، همدیگر را هم پیدا می‌کنند.

    در این کتاب (به خصوص در پاورقی‌های ترجمه فارسی آن) اطلاعاتی درباره خدای مؤنث، ادیان پگانی، دین یهودی و دیر صهیون وجود دارد.

     

    رازی که داوینچی در “بانوی صخره‌ها” پنهان کرد

    Madonna of the Rocks. 1482-1486 

    این اثر دو بار توسط کلیسا سفارش داده شد. در واقع در طرح اولیه که توسط داوینچی در سال 1486 کشیده شد تابلو توسط کلیسا به دلیل آنچه که نشانه‌هایی از ضدیت با مسیح درآن دیده می‌شد رد شده است. در سالهایی که داوینچی از طرف کلیسا این سفارش را دریافت کرد به اندازه کافی به شهرت استفاده از سمبلها و نمادها در تابلو‌های خویش رسیده بود، به همین دلیل بود که کلیسا با بدبینی خاصی ایرادهایی از طرح گرفت.

    در تابلوی اول کودک سمت چپ که مسیح است در حال عبادت کردن به سمت یک موجود نامریی در سمت راست تابلو است جایی که مریم مقدس دست خود را گویا بر روی سر این موجود نامریی قرار داده است و زنی که در سمت راست تابلو است به نام «انجل اوریل» انگشت خود را به صورتی آورده است که گردن این روح نامریی را قطع کرده است. این صحنه ای است که کلیسا با آن مشکل داشت و داوینچی در تابلوی بعدی به قرار دادن یک صلیب در دستان مسیح و پایین آوردن دست زن سمت راست تابلو و قرار دادن ‌هاله ای بر سر مریم مقدس این مشکل را حل کرد. اما با این وجود پس زمینه تابلو را در سیاهی فرو برد تا اعتراض خود را نشان دهد. همانطور که ادعا شده است داوینچی جزو انجمن سری اخوت بود و اهداف این انجمن به طور کامل مشخص نیست اما تا حد زیادی در تضاد با قسمت ناپاک کلیساست. در حال حاضر نقاشی اولیه در موزه «لوور» پاریس و دومی ‌موزه ملی لندن است.

    به هر حال بنا به اعتقاد نماد شناسان، متخصصان کلیسا در هر دو بار فریب خوردند و داوینچی پیام خاص خود را رساند. در واقع آنچه که داوینچی در این تابلو مخالفت خود را با آن ابراز داشته تولد عیسی از مادر باکره است. در هر دو تابلو مریم مقدس بر روی زمین مسطحی نشسته در درونی غاری که شبیه به کلیسایی از کار در می‌اید. غاری شبیه به کلیسا که جزییات آن از عمل طبیعی تولید مثل شبیه سازی شده است.

    شخصیت‌های این تابلو مریم باکره در وسط تابلو، یحیی در سمت چپ تابلو و عیسی، کودک سمت راست تابلو است و فرشته ای که در سمت راست تابلو است این نظر تقریبا در اکثر منابع آورده شده ولی عده ای کودک سمت چپ را عیسی می‌شناسند. نکته بعدی در تابلوی اول است و آن این است که گویا بدنی که برای فرشته تصویر شده بدن مردی است که انگشت خود را به طور خصمانه به سمت مسیح گرفته و فرشته به سوی او لبخند می‌زند. این حالت انگشت بی شباهت به آنچه در شام آخر می‌بینیم نیست. این موضوع توسط کلیسا ایراد گرفته شد و در ویرایش بعدی هم بدن مرموز حذف شده و اگر دقت کنید جهت نگاه فرشته عوض شده و دیگر لبخند نمی‌زند.

     

     Madonna of the Rocks. 1482-1486  (نسخه دوم ویرایش شده)

     

    پنج نماد مخفی در مونالیزا

      Mona Lisa (La Gioconda). 1503-150

    «هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاست»

    این جمله ای است که در میان دست نوشته‌های داوینچی پیدا شده است. همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگذاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالیزا توجیه پذیر می‌شود.

    ابتدا طبق گفته داوینچی که هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است تابلو را سر و ته می‌کنیم. حالا به بررسی نمادهای مخفی لبخند ژوکوند می‌پردازیم.

    نماد thot (نماد THoTh نماد دیگری است) نماد الهه‌ی هوش و نبوغ، اشاره به هوشمندی موجود در فضای کیهانی و طبیعت دارد.

    اتحاد بین آسمان و هنر نماد اتحاد بین انسان و خدا می‌باشد. نماد مسیح که جلوه ای از تجلی خداوند در جسم بشری است.

    اگر به تابلو نور بدهیم نماد دیگری ظاهر می‌شود و آن نماد «لوتوس» یا نیلوفر آبیاست. نیلوفر آبی گلی است که از آب‌های لجنی در مرداب‌ها شکفته می‌شود و نشان دهنده‌ی تحول در ذات موجودات است. لوتوس در فرهنگ مصری نماد تولدی دوباره است و در ایران نماد صلح و شادی می‌باشد.

    در حالتی دیگر از آینه کردن تابلوی مونالیزا به شکلی می‌رسیم با چشمانی که در مرکز تقارن ظاهر شده است و نماد رب النوع «هوروس Horus» می‌باشد، که نمادی مصری است و سری به شکل شاهین دارد و چشمان او نماد خورشید و ماه می‌باشد.

    شکل پرنده مانند سیاهی که در مرکز تابلو ظاهر شده نماد ققنوس است. ققنوس نماد عمر جاوید و حیات دوباره می‌باشد و اشاره به زندگی دوباره مسیح دارد.

     

    آخرین و مرموزترین شام داوینچی 

    The Last Supper. c.1495-1498.

     

    شام آخر یکی از بحث برانگیزترین دیوارنگاره‌های لئوناردو داوینچی است.

    این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ۲۱ است آنجا که مسیح می‌گوید که یکی از ۱۲ حواری اش به وی خیانت خواهد کرد. این نقاشی یکی از مشهورترین و بازارش ترین نقاشی‌های جهان است، که بر خلاف بسیاری از نقاشی‌هایی از این دست قابل مالکیت شخصی نیست چرا که به آسانی نمی‌توان آنرا جابجا کرد.این نقاشی سراسر یک دیوار تالار مستطیل شکلی را می‌پوشاند که سالن غذاخوری صومعه سانتا ماریا دله گراتسیه در شهر میلان بوده است.

    شاید شما هم درباره وضعیت مرموز فردی که در کنار مسیح نشسته است چیزهایی شنیده باشید. بعضی‌ها می‌گویند او از حواریون نیست بلکه زنی است به نام «مریم مگدالنا» یا «مریم مجدلیه» که روایات او در داستان‌های مسیحی و غیر مسیحی بسیار متغیر است اما نقطه مشترک همه آنها این است که به دست مسیح به راه راست هدایت شد.

    از طرف دیگر مریم مگدالنا و مادر مسیح یعنی مریم عذرا در کارهای مسیح به نظر می‌رسد که دارای شباهت‌های خاصی هستند و نیز هیچ گاه به صراحت نمی‌توان ادعا کرد که داونیچی از شخصیتی به نام مریم مگدالنا استفاده کرده است. به نظر می‌رسد این شباهت‌ها ما را به سمت موضوع خاص و آن هم «زن» بودن و به طور جزئی «مادر» و یا «الهه» بودن این شخصیت هدایت می‌کند.

    لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد.

    می‌بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می‌کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانی اش را پیدا کند.

    روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.

    جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هایی برداشت. سه سال گذشت.

    تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

    نقاش پس از روزها جست و جو, جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند, چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت.

    گدا را که درست نمی‌فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

    وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی ‌از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده ام!

    داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟

    گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می‌خواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!

    می‌توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.

    یکی از آخرین تابلوهای داوینچی، تابلوی لدا و قو است. (Leda and the Swan by Leonardo. c.1505-1510)

    جالب ترین بخش سری تابلوهای داوینچی شاید همین جا باشد. اگر به توضیح «لدا و قو» توجه کنید متوجه می‌شوید. هنگامی‌که در اساطیر یونان «زئوس» خدای خدایان اسیر زیبایی لدا می‌شود در هیبت یک قو به زمین فرود می‌آید و با او عشق بازی می‌کند. «لدا» دختر پادشاه اسپارت است.

    «لدا» زن بسیار زیبایی بود و زئوس هرچه تلاش برای بدست آوردن عشق او کرد موفق نشد. زیوس خود را به شکل یک قو در آورد و این قو آنقدر زیبا بود که لدا عاشق او شد و حاصل آن، «کاستور»، «پولکس»، «هئن» (بانوی زیبای تروا) و «کلایتم نسترا» می‌باشد.

    داستان دیگر این است که این قو پسر نپتون است که توسط آشیل خفه شد و نپتون برای جاودانه نگه داشتنش او را به صورت یک قو در آورد و در آسمان جا داد.

    حتما شما هم متوجه شباهت داستان لدا و مریم عذرا و همچنین مریم مگدالنا شده اید. شباهت بین صورت چهره با تابلوهای قبلی را هم در نظر بگیرید.

    می‌توان با نمادها و تصاویر و رازها انسان‌ها را گیج و شگفت زده کرد. می‌توان تفسیرها و تحلیل‌های مختلف از هر موضوعی داشت. می‌شود ناخودآگاه به سمت حقیقت یا جهل رفت. اما همیشه باید بدانیم که تمام سرگیجه‌های فلسفی و رازهای نهفته چیزی جز علم نیست. ساحره و جادوگری که با ترفندهای خود و پیش گویی‌های خود ما را شگفت زده می‌کند مسلما چیزی از ماورا نمی‌داند و فرستاده الهی نیست بلکه فردی دانشمندتر نسبت به زمان خود است و یا شاید علم را از جایی، مثلا کتابی، یافته و برای فریب مردمان به کار می‌گیرد. علمی‌که شاید خود هم آن را درک نکند به همین سبب در دخمه تاریک خود پنهان می‌ماند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو
    بخشی از رازهای'مونالیزا' کشف شد

    محققان با استفاده از فناوری اشعه ایکس، بخشی از رازهای «مونالیزا» را کشف کردند.

    به گزارش ایسنا، محققان فرانسوی با استفاده از فناوری اشعه‌ایکس توانستند به بخشی از رازهای تابلو مشهور «مونالیزا» اثر داوینچی که در موزه لوور نگهداری می‌شود، پی ببرند.

    به گزارش رویتر، محققان با بررسی هفت تابلو داوینچی از جمله تابلو مونالیزا که در موزه لوور نگهداری می‌شوند به این نتیجه رسیده‌اند که داوینچی که برای خلق آثار خود از 30 لایه رنگ استفاده می‌کرده که ضخامت هر یک از آنها از ضخامت موی انسان نیز کمتر است.

    محققان امیدوارند با استفاده از این فناوری جدید که اسفمیتو (SFUMATO) نام داشته و در آن از طیف‌نگاری فلورسنت اشعه ایکس برای تعیین قدمت و اجزا تشکیل‌دهنده آثار هنری استفاده می‌شود، به دیگر رازهای تابلو مونالیزا پی ببرند.

    در ماه ژانویه نیز اعلام شد که محققان ایتالیایی برای آزمایش این فرضیه که تابلوی مونالیزا، چهره‌ی تغییریافته‌ای از داوینچی است و او چهره‌ی خود را نقاشی کرده ، قصد دارند، محلی را که گفته می‌شود، جنازه‌ی داوینچی در آن دفن شده است، کاوش کنند و با بررسی جمجمه‌ی داوینچی و تهیه‌ی یک تصویر رایانه‌یی از صورت او، به پاسخی روشن در این زمینه برسند. گفته می‌شود، جنازه‌ی داوینچی در قلعه‌ی آمبویس در فرانسه دفن شده است.

    در طول قرن‌ها، هویت مونالیزا محل بحث محققان بوده است. عده‌ای مونالیزا را مادر داوینچی و عده‌ای او را همسر یک تاجر فلورانسی دانسته‌اند. محققان می‌خواهند، پس از خارج کردن استخوان‌های داوینچی، دلیل مرگ او را مشخص کنند. در این‌باره، عده‌ای مرگ داوینچی را بر اثر بیماری سیفلیس می‌دانند.

    محققان هم‌چنین قصد دارند، این امر را معلوم کنند که آیا داوینچی مانند بسیاری از نقاشان هم‌عصر خود به‌دلیل استفاده از رنگ‌مایه‌های سمی برای تهیه‌ی رنگ، از مسمومیت پوستی رنج می‌برده است یا خیر.

    البته مشکل دیگری که محققان با آن روبه‌رو هستند، پیدا کردن اسکلت داوینچی از میان اسکلت‌های دفن‌شده در قلعه‌ی آمبویس است، چون در سال 1789 میلادی و در جریان انقلاب فرانسه، کلیسای محل دفن داوینچی آسیب دید و سپس بقایای تمام اجساد، در قلعه‌ی آمبویس دفن شد. به همین دلیل، محققان با مشکل شناسایی اسکلت داوینچی مواجه‌اند.

    لئوناردو داوینچی ـ نابغه‌ی ایتالیایی ـ در سال 1452 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا متولد شد و در طول 67 سال، صدها اثر هنری را که مشهورترین آن‌ها تابلوی مونالیزا است را خلق کرد.

    هرچند بخش اعظم شهرت داوینچی به‌دلیل خلق دو شاهکار نقاشی جهان، یعنی «شام آخر» و «مونالیزا» است، ولی داوینچی علاوه بر تبحر در نقاشی، در مجسمه‌سازی، طراحی و مهندسی بناهای تاریخی نیز یک استاد به‌شمار می‌رفت.

    داوینچی در دوم ماه می سال 1519 میلادی درگذشت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، تابلو