تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:11:08
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 439 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21697 بار
  • بازدید کل : 558761 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    تابوت الشهاده (تابوت سکینه)

    امام صادق(ع) فرمود:

    داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی‏اسراییل؛ تابوت در هر خاندانی از بنی‏اسراییل که پیدا می‏گشت، نبوت به آنها داده می‏شد، هر کس از ما هم که سلاح به دستش رسد امامت به او داده می‏شود6.

    نام «تابوت سکینه» یک بار در سوره بقره، آیه 248 ذکر شده است که می‏فرماید:

    و قال لهم نبیّهم إنّ آیه ملکه أن یأتیکم التّابوت فیه سکینه من ربّکم و بقیّه ممّا ترک آل موسی و آل هارون تحمله الملائکه إنّ فی ذلک لأیه لّکم إن کنتم مؤمنین.

    و پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است که تابوتی به سوی شما می‏آید که در آن سکینه و آرامشی از ناحیه پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را که آل موسی و آل هارون باقی گذاشته‏اند و آن تابوت به‏وسیله فرشتگان حمل می‏شود، به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنانکه مؤمن باشید.

    «تابوت سکینه» با نامهای صندوق عهد، تابوت یهودیان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت بنی‏اسرائیل و تابوت‏الشهاده نامیده شده است. که این نام اخیر در دعای «سمات» وارد شده است، آنجا که می‏فرماید:

    و أسئلک اللّهمّ بمجدک الذی کلمّت به عبدک و رسولک موسی بن عمران، علیه‏السلام، فی المقدّسین فوق إحساس الکروبین فوق غمائم النّور، فوق تابوت الشّهاده فی عمود النّار و فی طور سیناء و فی جبل حوریث و...7.

    تابوت سکینه، طبق نوشته‏ها، صندوقی بوده است که الواح سنگی و احکام ده‏گانه (تورات) در آن قرار داشته بود و هر وقت قوم بنی‏اسراییل حرکت می‏کرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه‏ای نهاده و پیشاپیش خود روان می‏داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می‏دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشکریان گردد. این صندوق به فرمان حضرت موسی(ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (دو لوح سنگی)، کاسه‏ای از «منّ»؛ یعنی همان غذای آسمانی که در سوره اعراف، آیه 160 از آن یاد شده است، نیز در آن قرار داده بودند.

    تا اینکه فلسطینیها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند. بعد از آن حضرت داود(ع) جالوت، پادشاه فلسطینیها را کشت و

    صندوق را به یهودیان باز گرداند. تا زمان حضرت سلیمان(ع) این صندوق در معبد «قبهالرّمان» قرار داشت.

    گفتنی است که از قبهالرّمان نیز در دعای سمات یاد شده است:

    و بمجدک الّذی ظهر لموسی بن عمران علیه‏السلام علی قبّهالرّمان و...8.

    مطالب دیگری نیز در خصوص تابوت سکینه وارد شده است؛ از جمله در کتاب قرب الإسناد حمیری (ص164) حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده که حضرت درباره تفسیر «سکینه» در آیه «فیه سکینه من ربّکم...» فرمود:

    این سکینه رایحه‏ای است بهشتی که به شکل صورت انسانی از صندوق خارج می‏شد و آن صندوق هم اینک نزد ماست.

    و همین معنا نیز از حضرت رضا(ع) وارد شده است.

    تابوت الشهاده اکنون نزد امام مهدی(ع) است. پیامبر اکرم(ص) دراین باره می‏فرماید:

    صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست وی (امام مهدی(ع)) آشکار می‏شود و آن را آورده و در پیشگاه مقدس او در بیت‏المقدس قرار می‏دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می‏نمایند به جز اندکی، بقیه آنان ایمان می‏آورند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    تابوتِ سکینه

    نام «تابوتِ سکینه»یک بار در سوره مبارکه بقره، ایه ۲۴۸ ذکر شده است که می فرماید:

    «وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم و بقیه مما ترک آل موسی و آل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لایه لکم ان کنتم مؤمنین».

    و پیامبرشان به آنها گفت:«نشانه حکومت او،این است که(صندوق عهد)به سوی شما خواهد آمد.(همان صندوقی که)در آن، آرامشی از پروردگار شما، و یادگارهای خاندان موسی و هارون قراردارد در حالی که فرشتگان، آن را حمل می کنند.در این موضوع، نشانه ای(روشن)برای شماست اگر ایمان داشته باشید.»

    تفسیرالمیزان می نویسد:تابوتت عبارت است از صندوق و از ماده «یوب»به معنای رجوع است و به مناسبت این که پی در پی به صندوق مراجعه می شود، به این نام نامیده شده است.«سکینه»از ماده «سکون»به معنای آرامش گرفته شده و به معنای آرامش دل استعمال می شود.یعنی انسان در عزم و اراده خود استقرار و آرامش داشته باشد و اضطرابی به خود راه ندهد.(۱)

    درلغت نامه دهخدا آمده است:تابوت سکینه، صندوقی است که حضرت موسی(ع)به امر حق تعالی، از چوب شطیم ساخت.طول آن سه قدم و نُه قیراط و عرض و ارتفاعش دوقدم و سه قیراط بود.بیرون و اندرونَش را به طلا پوشیده کرد.آن تابوتی بود که به عدد هر پیغمبری خانه ای از زبرجد سبز در آن بود، آخرین خانه ها، خانه حضرت رسالت(ص)بود.(۲)

    «تابوت سکینه»با نامهای صندوق عهد،تابوت یهودیان،تابوت مقدس،صندوق تورات،تورات بنی اسرائیل و تابوت الشّهاده نامیده شده است.که این نام خیر در دعای «سمات»وارد شده است، آنجا می فرماید:

    «واسئلک اللهم بمجدک الذی کلمت به عبدک و رسولک موسی بن عمران علیه السلام فی المقدسین فوق احساس الکروبین فوق غم ائم النور فوق تابوت الشهاده فی عمود النار و فی طور سین آء وفی جبل خوریث فی الواد المقدس فی البقعه المبارکه»(۳)

    تابوت سکینه، طبق نوشته ها، صندوقی بوده است که الواح سنگی و احکام ده گانه(تورات)در آن قرار داشته بود و هر وقت قوم بنی اسراییل حرکت می کرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه ای نهاده و پیشاپیش خود روان می داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشکریان گردد.این صندوق به فرمان حضرت موسی(ع)ساخته شده بود و علاوه برآن الواح(دولوح سنگی)، کاسه ای از «منّ»؛ یعنی همان غذای آسمانی که در سوره مبارکه اعراف، آیه ۱۶۰(۴)از آن یاد شده است، نیز در آن قرار داده بودند تا اینکه فلسطینی ها به یهودیان تاختند و برآنهامسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند.بعد از آن حضرت داود(ع)جالوت، پادشاه فلسطینی ها را کشت و صندوق را به یهودیان بازگرداند.تا زمان حضرت سلیمان(ع)این صندوق در معبد «قبه الرّمان» قرار داشت.(۵)گفتنی است که از قبه الرّمان نیز در دعای سمات یاد شده است:

    «و بمجدک الذی ظهر لموسی بن عمران علیه السلام علی قبه الرمان«(۶)

     

    در کتاب شریف حیات فکری امامان شیعه می خوانیم:

    «تابوت»یعنی صندوق، که از آن به عنوان «صندوق عهد»یاد می شود.مطابق روایات ما و گفتار مفسران، از جمله «ابن عباس»این صندوق، همان است که مادر موسی طبق الهام الهی، آن را ساخت و موسی را که در آن هنگام نوزاد بود، برای حفظ از گزند دژخیمان فرعون،درمیان آن نهاد و به رود نیل انداخت، آب صندوق را حرکت داد و مأموران فرعون صندوق را دیدند.آن را گفته و به فرعون تحویل دادند.صندوق را باز کردند و نوزادی در آن یافتند.«آسیه»همسر فرعون، باعث شد گزندی به نوزاد نرسد و او را نگهداری و تربیت کرد.

    از آن پس صندوق،در خانه فرعون نگهداری می شد.پس از هلاکت فرعون و فرعونیان، صندوق در اختیار بنی اسرائیل قرار گرفت.آنان احترام ویژه ای به صندوق پرخاطره که روزی وسیله نجات موسی گردید، می کردند و آن را مقدس می شمردند و بی حرمتی به آن را گناه نابخشودنی می دانستند، تا آن جا که موسی در روزهای آخر عمر، الواح مقدس تورات را که احکام خدا در آن نوشته شده بود، به ضمیمه زره خود ویادگارهای دیگری درآن نهاد وبه وصی خود «یوشع بن نون »سپرد.به این ترتیب، صندوق، اهمیّت بیشتری درمیان بنی اسرائیل پیدا کرد.به آن تبرّک می جستند و در جنگ ها آن را همراه می بردند.صندوق مایه آرامش خاطر آنان می شد.تا زمانی که صندوق و محتویات ارزشمند آن، نزد آنان بود، سربلند زندگی می کردند ولی بعدها براثر ضعف و سستی، دشمنان برآنان چیره شده و صندوق را از آنان گرفتند.

    دیری نگذشت که «اشموئیل»طبق آیه فوق به آنان وعده داد به زودی صندوق عهد، به عنوان نشانه صدق گفتارش، به آنان باز خواهد گشت.

    دشمنان و بت پرستان، مدتی صندوق را در اختیار گرفته بودند، ولی گرفتار بلا و ناراحتی شدند و با خود گفتند:گرفتاری ما به سبب صندوق است.از این رو تصمیم گرفتند آن را از شهر و دیار خود بیرون ببرند.صندوق را به دو گاو بستند و به سوی بیابان روانه کردند.اتفاقا این ماجرا مقارن انتصاب «طالوت»به عنوان فرمانده بنی اسرائیل از طرف «اشموئیل»بود.فرشتگان(نیروهای نامرئی خدا)گاوها را به طرف شهر آوردند و به این ترتیب، صندوق در اختیار اشموئیل و بنی اسرائیل قرار گرفت.از این رو، حمل صندوق در آیه، به فرشتگان نسبت داده شده است.به این ترتیب،

    صندوق یعنی «میراث معنوی و فرهنگی»بزرگ به دست بنی اسرائیل افتاد و نشانه صدق اشموئیل در انتخاب طالوت برای فرماندهی بنی اسرائیل گردید.(۷)

    آنچه گفتیم خلاصه ای از تاریخچه مواریث و صندوق عهد بود که مایه آرامش و دلگرمی بنی اسرائیل، نسل به نسل می شد و نشانه صدق پیامبران بود؛ یعنی اگر پیامبری از دنیا می رفت و صندوق در خانه شخصی پیدا می شد، دلیل آن بود که وی پیامبر بعدی است.»

    مطالب دیگری نیزدرخصوص تابوت سکینه وارد شده است؛ازجمله در کتاب قرب الاسناد حمیری(۸)حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع)نقل شده که حضرت درباره تفسیر«سکینه»این سکینه رایحه ای است بهشتی که به شکل صورت انسانی ازصندوق خارج می شد و آن صندوق هم اینک نزد ماست.و همین معنا نیز از حضرت رضا(ع)وارد شده است.

    «عن یونس بن عبد الرحمن عن ابی الحسن(ع)قال سالته فقلت:جعلت فداک ما کان تابوت موسی و کم کان سعته؟ قال:ثلاث اذرع فی ذراعین قلت ماکان فیه قال عصا موسی و السکینه قلت و ماالسکینه قال روح الله یتکلم کانوا اذا اختلفوا فی شی ء کلمهم و اخبرهم ببیان ما یریدون.»

    یونس بن عبدالرحمن گوید:به حضرت موسی بن جعفر(ع)عرض کردم:فدایت گردم تابوت عهد موسی چه بود؟ و گشادگی آن چه مقدار بود؟ فرمود:«طول و عرضش سه ذراع در دو ذراع بود.»عرض کردم:در آن چه بود؟فرمود:«عصای حضرت موسی و سکینه» پرسیدم:سکینه چیست؟ فرمود:«روح خدا که سخن می گفت.هرگاه در چیزی اختلاف می نمودند با ایشان سخن می گفت و با بیانآنچه قصد کرده بود به آنان خبر می داد.»(۹)

    امام صادق(ع)به مفضّل فرمود:«به خدا سوگند تمام ترکه جمیع پیغمبران، حتّی عصای موسی و تابوتی که در اواست و بقیّه آن چه از آل موسی و آل هارون ماند که ملایکه برمی دارند، نزد امام زمان(ع)است.»(۱۰)

    اسحاق ثعلبی گوید رسول خدا(ص)فرمود:

    «ان فی غار ثور فی جبلها(وقیل غار غیران)رضراضا من الواح موسی و کسر عصاه و رضراضا فیه تابوت السکینه فلیس تمر سحابه شرقیه و لاغربیه و کوفیه و لا قبلیه الا احبت ان تلفی برکتها و لا تمضی الایام و اللیالی حتی یستخرجها المهدی.»(۱۱)

    «درغارثور درکوه آن(گفته شده غارغیران)ریزه هایی از تابوت «سکینه»وجود دارد.پس ابری شرقی و غربی و کوفه ای و قبله ای از آن جا عبور نمی کند، مگر این که دوست دارد برکتش را به آن جا فرو ریزد و روزها و شب ها نمی گذرد، مگر این که «مهدی(ع)»آن را استخراج می کند.»

    در روایتی وارد شده که مهدی(ع)تابوت سکینه را از غار انطاکیه و اسفار تورات را از کوه های شام بیرون آورده و به وسیله آن اسفار با یهود محاجه می نماید، پس بسیاری از آنان تسلیم وی خواهد شد.(۱۲)

    شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر خود روایت کرده که از صادقین(ع)خبر رسیده:«تابوت و عصای موسی، در دریای طبرستان است و در عهد حضرت صاحب الزمان(ع)از آن جا بیرون می آورند.»(۱۳)

    بنابراین تابوت الشهاده اکنون نزد امام مهدی «عج»است.پیامبر اکرم(ص)در این باره می فرماید:«صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست وی(امام مهدی «عج»)آشکار می شود و آن را آورده و در پیشگاه مقدس اودر بیت المقدس قرار می دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می نمایند به جزاندکی،بقیه آنان ایمان می آورند.»(۱۴)

     

    جفرابیض(سفید)

    بدون مقدمه به سراغ روایت می رویم:

    ابوبصیرگوید امام صادق ابوبصیر به من فرمود:«جفر،نزد ماست، مردم چه می دانند جفر چیست؟»عرض کردم:جفرچیست؟فرمود:«مخزنی است از چرم که علم انبیاء و اوصیاء و علم دانشمندان گذشته بنی اسرائیل در آن است.»(۱۵)

    «ان عندی الجفر الابیض قال قلت فای شیء فیه قال زبور داود و توراه موسی و انجیل عیسی و صحف ابراهیم(ع)و الحلال والحرام و مصحف فاطمه ما ازعم ان فیه قرآنا وفیه ما یحتاج الناس الینا و لا تحتاج الی احد حتی فیه الجلده و نصف الجلده و نصف الجلدهه و ربع الجلده و ارش الخدش.»(۱۶)

    «جفر ابیض نزد من است.»عرض کردم:در آن چیست؟ فرمود:«زبور داود و تورات موسی و انجیل عیسی و صحف ابراهیم و حلال و حرام و مصحف فاطمه، و معتقد نیستم که در مصحف چیزی از قرآن باشد.در آن است آنچه مردم به ما احتیاج دارند ـ و ما به کسی احتیاج نداریم ـ حتی مجازات یک تازیانه و نصف تازیانه و یک چهارم تازیانه و جریمه خراش در آن هست.»

    امام صادق(ع)در روایتی فرمودند:

    «...فوعاء فیه توراه موسی و انجیل عیسی و زبور داود و کتب الله.»(۱۷)

    «جفر ابیض(سفید)کیسه ای است که در آن تورات موسی و

    انجیل عیسی و زبور داود وکتب نخستین خداوند در آن است.»

    ابوعبیده گوید:یکی از شیعیان از حضرت صادق(ع)راجع به جفر پرسید، حضرت فرمود:

    «هو جلد ثور مموء علما.»(۱۸)

    «جفر پوست گاوی است پر از علم.»

    «ابومحمد عن عمران بن موسی عن موسی بن جعفرالبغدادی عن علی بن اسباط عن محمد بن الفضیل عنابی حمزه الثمالی عن ابی عبدالله(ع)قال ان فی الجفر ان الله تبارک و تعالی لما انزل الواح موسی(ع)انزلها علیه و فیها تبیان کل شیء و هو کائن الی ان تقوم الساعه فلما انقضت ایام موسی اوحی الله الیه ان استودع الالواح و هی زبرجده من الجنه الجبل فاتی موسی الجبل فانشق له الجبل فجعل یه الاواح ملفوفه فلما جعلها فیه انطبق الجبل علیها فلم تزل فی الجبل حتی بعث الله نبیه محمدا(ص)فاقبل رکب من الیمن یریدون النبی (ص) فلما انتهوا الی الجبل انفرج و خرجت الاواح ملفوفه کما وضعها موسی(ع)فاخذها القوم فلما وقعت فی ایدیهم القی فی قلوبهمان لا ینظروا الیها و هابوها حتی یاتوا بها رسول الله(ع)و انزل الله جبرئیل علی نبیه فاخبره بامر القوم و بالذی اصابوا فلما قدموا علی النبی(ص)ابتداهم النبی(ع)فسالهم عما وجدوا فقالوا و ما علمک بما وجدنا فقال اخبرنی به ربی و هی الالواح قالوانشهد انک رسول الله(ع)فاخرجوها فدفعوها الیه فنظر الیها و قراها و کتابها بالعبرانی ثم دعا امیر المؤمنین(ع)فقال دونک هذه ففیها علم الاولین و علم الآخرین و هی الواح موسی و قد امرنی ربی ان ادفعها الیک قال یا رسول الله لست احسن قراءتها قال ان جبرئیل امرنی ان آمرک ان تضعها تحت رأسک لیلتک هذه فأنک تصبح و قد علمت قراء تها قال فجعلها تحت راسه فاصبح و قد علممه الله کل شیء فیها فامره رسول الله(ع)ان ینسخها فنسخهافی جلد شاه و هوالجفر و فیه علم الاولین و الآخرین و هو عندنا و الالواح و عصا موسی عندنا و نحن ورثنا النبی

    تفسیر الیاشی مثله و زاد فی آخره قال قال ابوجعفر(ع)تلک الصخره التی حفظت الواح موسی تحت شجره فی واد یعرف بکذا.)(۱۹)

    ابوحمزه ثمالی از حضرت صادق(ع)نقل کرد که فرمود:«در جفر است که خداوند وقتی الواح را برموسی نازل کرد و در آن توضیح هر چیز هست و او تا روز قیامت خواهد بود.

    پس از پایان نبوّت موسی خدا به او وحی کرد که الواح را به امانت به کوهی بسپارد.الواح، زمردی از بهشت بود، موسی کنار رفت، کوه شکاف خورد.الواح پیچیده در آن گذاشت وقتی آنها را قرار داد کوه به هم آمد و پیوسته در آن کوه بود تاحضرت محمد(ص)مبعوث گردید.قافله ای از یمن خدمت پیامبر آمدند.به آن کوه که رسیدند کوه باز شد.الواح همان طور پیچیده به همان صورتی که موسی نهاده بود بیرون آمد و آنها الواح را برداشتند.

    وقتی خدمت پیامبر رسیدند ابتداء پیامبر از آنها راجع به آنچه یافته بودند سؤال کرد.پرسیدند:از کجا فهمیدی که ما چیزی پیدا کرده ایم فرمود:«خدا به من اطلاع داد و آن الواح است.»گفتند:ما شهادت می دهیم که تو پیامبری والواح را تقدیم کردند.

    پیامبر(ص)به آن نگاه کرد و با اینکه به عبرانی نوشته شده بود خواند.بعد امیرالمؤمنین(ع)را خواست و فرمود:«این را داشته باش که در آن علم گذشتگان و آیندگان است.این الواح موسی است که خدا به من دستور داده در اختیار تو بگذارم.»امیرالمؤمنین(ع)عرض کرد:«یا رسول الله!من نمی توانم آنها را بخوانم.»حضرت(ص)فرمود:«جبرئیل به من گفته که به تو بگویم این الواح را امشب زیر سر خود بگذار فردا صبح که برخیزی می توانی بخوانی.»شب، امیرالمؤمنین این الواح را زیر سرخود گذاشت و صبح که شد تمام آنها را خدا به او آموخته بود.پیامبر اکرم(ص)به او فرمود:«در یک پوست گوسفند از آن نسخه برداری کن!»حضرت(ع)هم نسخه ای از آن برداشت و همان جفر است که در آن علم گذشتگان و آیندگان است و آن نزد مااست با الواح و عصای موسی و ما وارث پیامبرانیم.»

    در تفسیر عیاشی در آخر خبر افزوده که حضرت باقر(ع)فرمود:«آن سنگی که الواح در آن بود زیر درختی بود در محلی بنام فلان.»

    حضرت رضا(ع)جفر را یکی از نشانه ای امامت دانسته و ضمن روایاتی فرمودند:

    «...و یکون عنده الجفر الاکبر و الاصغر اهاب ما عز و اهاب کبش فیهما جمیع العلوم حتی ارش الخدش وحتی الجلده و نصف الجلده و ثلث الجلده...»(۲۰)

    «برای امام چند علامت است:«...جفر اکبر و اصغر که به اندازه پوست یک قوچ است و همه احکام فرعی و جزئی در آن ثبت شده، در دست اوست...»

     

    سلاح انبیاء(ع)

    امام صادق(ع)در حدیثی به سعید سمان فرمودند:

    «...وان عندی لمثل الذی جاءت به الملائکه ومثل السلاح فینا کمثل التابوت فی بنی اسرائیل کانت بنو اسرائیل فی ای اهل بیت وجد التابوت علی ابوابهم اوتوا النبوه و ن صار الیه السلاح منا اوتی الامامه...»(۲۱)

    «...آنچه را فرشتگان(از اسلحه برای پیغمبران سابق)آورده اند نزد من است و داستان سلاح در خاندان ماهمان داستان تابوت دربنی اسرائیل است که بردر هر خاندانی که تابوت پیدا می شد،نشانه اعطاء نبوّت به او بود و سلاح به هر کس از ما خانواده رسد امامت به او داده می شود.»

     

    گلیم حضرت هاجر(ع)

    امام باقر(ع)در ضمن روایاتی که داستانحضرت ابراهیم و اسماعیل(ع)را برای ِ ابابصیر روایت می کنند، فرمودند:«...چون پدر و پسر به فرمان خدا تسلیم شده و صورت فرزندش را به منظور قربانی کردن رویِ خاک نهاد، اسماعیل عرض کرد:ای پدر!صورتت را از صورت من بازدار و صورتم را بپوشان دست و پایم را نیز ببند آنگاه کارد را برحلقومم بگذار!ابراهیم گفت:هم دستت را ببندم و هم تو را سرببرم؟ هرگز این دوکار را با هم انجام نمی دهم!»امام باقر(ع)فرمود:ابراهیم(ع)فرشی را که روی حیوان سواری بود به روی زمین پهن کرد و صورت اسماعیل را برآن گذاشت.چون کارد بر گلویش نهاد پیرمردی ظاهر شد گفت ای ابراهیم می خواهی فرزندی را ذبح کنی که یک چشم برهم زدن معصیت خدا را بجانیاورده!گفت پروردگارم امر فرموده.آن پیر جواب داد:پروردگار چنین فرمانی نمی دهد بلکه شیطان تو را امر کرده است.حضرت(ع)فرمود:وای برتو!هیچ وقت شیطان قدرت ندارد به من امر ونهی کند دور شو از نزد من!و تصمیم بر ذبح گرفت...»(۲۲)

    این گلیم و فرش متعلق به مادر حضرت اسماعیل(ع)یعنی هاجر(ع)بود،به عنوان یادگاری از آن واقعه مهم درتاریخ بشریت نزدِ امام زمان «عج»موجود است.

     

    ریسمان و طنابی که از اشیاء داخل تابوت بنی اسرائیل است

    و امام سجاد(ع)آن را به امام باقر(ع)دادو امام باقر(ع)یک سرآن را به جابر داد در مسجد النبی(ص)و یک تکانی آهسته به آن داد که در این هنگام مدینه به زلزله درآمد، به خاطر سکوت مردم مدینه نسبت به ظلم به اهل بیت(ع).

     

    زره های حضرت داود(ع)

    که حضرت داود(ع)به تعداد ۳۱۳ نفر اصحاب امام زمان(ع)بافته است و الان نزد حضرت(ع)است.عرب به زره «درع»می گویند.پیراهنی بود ساخته شده از رشته های فنری و ساخت زره به حضرت داود وحضرت سلیمان(ع)منسوب است زیرا آنان نخستین کسانی بودند که زره را ساختند و به تن کردند.

    امام صادق(ع)به مفضّل فرمود:«به خدا سوگند تمام ترکه جمیع پیغمبران، حتی زره داود،نزد امام زمان(ع)است.»(۲۳)

     

    پی نوشت ها :

    ۱- ترجمه تفسیر المیزان ۲:۴۰۷.

    ۲- لغت نامه دهخدا ۴:۵۳۳۵.

    ۳- دعای سمات، مفاتیح الجنان.

    ۴- «وانزلنا علیهم المن و السوی»و برآنها «مَن»و«سَلوی»فرستادیم.

    ۵- رک:حیوه القلوب۱:۲۴۸؛ اطیب البیان فی تفسیر القرآن۵:۶.

    ۶- دعای سمات، مفاتیح الجنان.

    ۷- تفسیر نمونه ۲:۱۷۴و ۱۷۵.

    ۸- صفحه ۱۶۴.

    ۹- معانی الاخبار:۲۸۵.

    ۱۰- الهدایه الکبری:۴۰۴.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    صندوق حضرت موسی

    پرسش: صندوق حضرت موسی ـ علیه‌السلام ـ در کجاست و محتوای آن چیست؟ یهود چرا این‌قدر دعوی آن را می‌کند؟

    پاسخ: صندوق حضرت موسی ـ علیه‌السلام ـ و یا تابوت و یا به عبارتی دیگر صندوق عهد، صندوقی بوده است که در نزد قوم یهود بسیار محترم بوده است.

     

    صندوق عهد در روایات

    در روایات آمده است که این صندوق، همان جعبه‌ای است که مادر حضرت موسی ـ علیه‌السلام ـ او را در آن گذاشت، که به آن اشاره خواهد شد.

     

    صندوق عهد در قرآن کریم

    علاوه بر اینکه طبق آیه ۲۴۸ سوره بقره یادگارهای خاندان موسی و هارون در این صندوق بوده است.

    خداوند متعال می‌فرماید: «و پیامبر آنها به آنها گفت که نشانه حکومت او این است که صندوق عهد به‌سوی شما خواهد آمد، همان صندوقی که یادگارهای خاندان موسی و هارون در آن است؛ درحالی‌که فرشتگان آن را حمل می‌کنند. در این موضوع نشانه روشنی برای شما است، اگر ایمان داشته باشید.» [۱]

     

    دیدگاه‌های گوناگون درباره صندوق عهد

    دیدگاهی در تفسیر نمونه

    در رابطه با این صندوق در تفاسیر مختلف مطالب گوناگونی ذکر شده است. یکی از مشهورترین دیدگاه‌ها در این رابطه مطلبی است که در تفسیر نمونه ذکر شده است: «در احادیث اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ و گفته‌های بعضی مفسران مانند ابن عباس آمده است که: تابوت، همان صندوقی بود که مادر موسی ـ علیه‌السلام ـ او را در آن گذاشت و به دریا افکند. و هنگامی که به‌وسیله عمال فرعون از دریا گرفته شده و موسی را از آن بیرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگهداری می‌شد. و سپس به دست بنی‌اسرائیل افتاد. بنی‌اسرائیل این صندوق خاطره‌انگیز را محترم می‌شمردند و به آن تبرک می‌جستند. موسی ـ علیه‌السلام ـ در واپسین روزهای عمر خویش، الواح مقدس که احکام خدا بر آن نوشته بود، به ضمیمه زره خود و یادگارهای دیگری در آن نهاد، و به وصی خود «یوشع بن نون» سپرد. و به این ترتیب اهمیت این صندوق در نظر بنی‌اسرائیل بیشتر شد. و لذا در جنگ‌هایی که میان آنان و دشمنان ایشان واقع می‌شد، آن را با خود می‌بردند و اثر روانی و معنوی خاصی در آنها می‌گذارد. و لذا گفته‌اند تا زمانی که این صندوق خاطره‌انگیز با آن محتویات در میانشان بود، با سربلندی زندگی می‌کردند؛ ولی تدریجاً مبانی دینی آنها ضعیف شد و دشمنان بر آنها چیره شدند و آن صندوق را از آنها گرفتند؛ اما اشموئیل طبق آیات مورد بحث به آنها وعده داد که به‌زودی صندوق عهد به‌عنوان یک نشانه بر صدق گفتار او به آنها باز خواهد گشت. و آرامش از دست رفته خود را خواهید یافت. درحقیقت صندوقی که علاوه بر جنبه معنوی و تاریخی چیزی بالاتر از پرچم و شعار برای بنی‌اسرائیل بود و وجود آن را نشانه استقلال و موجودیت خود می‌دانستند و با مشاهده آن به یاد تجدید دوران عظمت پیشین می‌افتادند، به‌آنها بازمی‌گردد. در تواریخ آمده است هنگامی که صندوق عهد به دست بت‌پرستان فلسطین افتاد و آن را به بتخانه خود بردند، دچار گرفتاری و ناراحتی فراوان شدند؛ لذا تصمیم گرفتند آن را از شهر و دیار خود بیرون بفرستند، چون کسی حاضر به بیرون بردن آن نبود، ناچار آن را به دو گاو بستند و آن را در بیابان سر دادند. اتفاقاً این جریان درست هم‌زمان با نصب طالوت به فرماندهی بنی‌اسرائیل بود. فرشتگان خدا مأموریت یافتند که این دو حیوان را به‌سوی شهر اشموئیل برانند. هنگامی که بنی‌اسرائیل صندوق عهد را در میان خود دیدند، آن را به‌عنوان آیت و نشانه‌ای از طرف خداوند بر مأموریت طالوت تلقی کردند.» [۲]

     

    دیدگاهی در تفسیر روض‌الجنان

    در تفسیر روض‌الجنان به نقل از مفسران و اهل اخبار می‌نویسد: «این صندوق تابوتی است که از طرف خداوند بر حضرت آدم ـ ‌علیه‌السلام ـ فرستاده شد و در آن، صورتِ پیامبران و صورت خانه‌های ایشان بوده است. [۳]سپس نسل به نسل پیامبران را نقل می‌کند که این صندوق به آنها رسید، تا اینکه به دست حضرت موسی ـ علیه‌السلام ـ می‌رسد، آن حضرت تورات و وسائلی از خودش را در آن قرار می‌دهد. سپس بعد از وفات او به اشموئیل می‌رسد. در همین تفسیر به نقل از سایر مفسران آمده است که در آن عصای موسی ـ علیه‌السلام ـ و پاره‌ای از الواح بوده است. همچنین نعلین موسی و عمامه هارون.» [۴]

     

    روایتی از امام محمدباقر(ع)

    «علی بن ابراهیم در تفسیرش از امام محمدباقر ـ علیه‌السلام ـ نقل کرده است که آن حضرت فرمود: مراد از تابوت، آن صندوقی است که خداوند برای مادر موسی ـ علیه‌السلام ـ فرستاد که موسی را در آن گذاشت و به دریا انداخت و این تابوت نزد بنی‌اسرائیل بسیار محترم و باارزش بود....» [۵]

     

     

    مکان فعلی تابوت

    در این رابطه مفسران کمتر بحث کرده‌اند. در تفسیر روض‌الجنان آمده است: «عبدالله بن عباس گفت: تابوت و عصای موسی در بحیره طبریه است در دریای طبرستان و پیش از قیامت از آنجا بیرون آورده می‌شود و این در عهد صاحب الزمان باشد» [۶]

     

    نتیجه‌گیری

    مطالبی که در رابطه با این صندوق از تفاسیر مختلف نقل شد، نشان دهنده تقدس و اهمیت این صندوق می‌باشد. و نه‌تنها در نزد یهودیان این تقدس وجود دارد، بلکه نزد همه ادیان باید مقدس شمرده شود. «صندوقی که با بدن موسی و الواح تورات تماس داشته، مقدس و آرام‌بخش است.» [۷]علاوه بر اینکه نام این صندوق در قرآن نیز ذکر شده است. و طبق فرمایش قرآن کریم «فیه سکینة من ربکم»؛ در آن آرامشی است از جانب پروردگار شما. [۸]

     

    پانویس

     ۱- بقره(۲)، آیه۲۴۸.   

    ۲- مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۵۳، ج ۲، ص ۲۴۰ به بعد.   

    ۳- ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح‌الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴، ج۳، ص۳۶۷.

    ۴- ابوالفتوح رازی، روض‌الجنان و روح‌الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۳۶۷ به بعد.

    ۵- طبرسی، مجمع البیان، ترجمه:ابراهیم میر باقری و دیگران، تهران، فراهانی، چاپ اول، ۱۳۶۰، ج۳، ص۸۶.   

    ۶- ابوالفتوح رازی، روض‌الجنان و روح‌الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۳۶۷.

    ۷- قرائتی، محسن، تفسیر نور، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۷۴، ج۱، ص۴۹۱.

    ۸- بقره(۲)، آیه۲۴۸.    

     

    منبع

    سایت اندیشه قم

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد

    پرسش

    خداوند در روز غدیر به پیامبر (ص) می‌فرمایند: تابوت سلاح، دانش پیامبران پیشین و تمامی معجزات پیامبران را به امیرالمؤمنین (ع) تحویل ده. این تابوت چیست؟ و آیا در قرآن هم آمده است؟

    پاسخ اجمالی

    در این حدیث لفظ «تابوت» وجود دارد، و در قرآن کریم هم به آن اشاره شده است: «... أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ ...». این آیه شریفه نشان مى‏دهد که گویا بنى اسرائیل هنوز به مأموریت طالوت از سوى خداوند حتى با تصریح پیامبرشان «اشموئیل»، اطمینان پیدا نکرده بودند و از او خواهان نشانه و دلیل شدند. پیامبر آنها به آنان گفت، نشانه حکومت او این است که تابوت (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد.

    در باره این که تابوت بنى اسرائیل و به عبارت دیگر، «صندوق عهد» چه بوده و به دست چه کسى ساخته شد و محتویات آن را چه چیز تشکیل مى‏داد، در روایات و تفاسیر و همچنین در کتب «عهد قدیم» (تورات) سخن بسیار است و از همه روشن‏تر چیزى است که در احادیث اهل بیت (ع) و گفته‏هاى بعضى از مفسّران آمده است و آن این که: بر حسب روایات، تابوت عبارت از صندوقى تخته‌ای بوده که مادر موسى (ع) به امر پروردگار کودک خود را در آن نهاده و روى رود نیل گذاشت.

    می‌توان ارتباط میان این آیه شریفه که قوم بنی اسرائیل درخواست تابوت (صندوق) از طالوت کردند و این فراز از حدیث که خداوند به پیامبر اکرم (ص) در روز غدیر دستور داد تا سلاح، تابوت را در اختیار جانشینش قرار دهد، را از این جهت دانست که این وسائل، نسل اندر نسل به آخرین امام رسیده و امام عصر(عج)، این صندوقچه و سلاح را به عنوان یکی از نشانه­های خود به مردم عرضه کند.

    پاسخ تفصیلی

    در فرازی از این حدیث این گونه آمده است: «...جبرئیل نازل شده و خطاب به پیامبر (ص) گفت: خداوند پس از ابلاغ سلام مى‏فرماید: زمان وفات تو نزدیک شده و مدّت رسالتت رو به پایان است، و بدان که من تو را بى‏هیچ چاره و گریزى فرا مى‏خوانم، پس عهد خود بنما و سفارشت را ایراد کن، و آنچه علم دارى از خود و میراث علوم انبیاى پیشین، و سلاح و تابوت و آثار و آیات رسالتت را به وصى و جانشینت؛ و حجّت بالغه بر خلقم؛ على بن أبى طالب (ع) بسپار، و او را همچون نشانه‏اى براى مردم برپا کن و عهد و میثاق او را تجدید نما، و تمام عهود، و نیز پیمانى را که از ولایت على بن أبى طالب، ولى خود و مولاى آنان و همه مرد و زن مؤمن بسته‏ام را به ایشان یادآورى کن...».[1]

    در این حدیث لفظ «تابوت» وجود دارد که در قرآن کریم هم به آن اشاره شده است:«وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»؛[2] و پیامبرشان به آنها گفت: نشانه حکومت او، این است که (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى که) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و یادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد در حالى که فرشتگان، آن را حمل مى‏کنند. در این موضوع، نشانه‏اى (روشن) براى شماست اگر ایمان داشته باشید.

    «تابوت»، از «توب» گرفته شده و به معناى رجوع و بازگشت است،[3] و نیز به معناى صندوقى است که از چوب مى‏سازند و این که مى‏بینیم به صندوق نقل و انتقال جنازه‏ها تابوت مى‏گویند؛ به همین مناسبت است، اما باید توجه داشت که معناى اصلى تابوت اختصاصى به مردگان ندارد، بلکه هر گونه صندوق چوبى را شامل مى‏شود.[4]

    در باره این که تابوت بنى اسرائیل و به عبارت دیگر، «صندوق عهد» چه بوده و به دست چه کسى ساخته شد و محتویات آن را چه چیز تشکیل مى‏داد، در روایات و تفاسیر و همچنین در کتب «عهد قدیم» (تورات) سخن بسیار است و از همه روشن‏تر چیزى است که در احادیث اهل بیت (ع) و گفته‏هاى بعضى از مفسّران آمده است و آن این که: بر حسب روایات، تابوت عبارت از صندوقى تخته‌ای بوده که مادر موسى (ع) به امر پروردگار کودک خود را در آن نهاده و روى رود نیل گذاشت. و شاید به مناسبت این که این صندوق بالاخره سبب نجات حضرت موسى (ع) و بازگشت او به نزد مادرش گردیده به نام «تابوت» خوانده شده است.[5]

    على بن ابراهیم قمی از امام محمد باقر (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «مراد از تابوت آن صندوقى است که خداوند براى مادر موسى فرستاد که موسى را در آن گذاشت و به دریا انداخت و این تابوت نزد بنى اسرائیل بسیار محترم و با ارزش بود و بدان تبرّک مى‏جستند...».[6]

    این آیه شریفه نشان مى‏دهد که گویا بنى اسرائیل هنوز به مأموریت طالوت از سوى خداوند حتى با تصریح پیامبرشان «اشموئیل»، اطمینان پیدا نکرده بودند و از او خواهان نشانه و دلیل شدند. پیامبر آنها به آنان گفت: نشانه حکومت او این است که صندوق عهد به سوى شما خواهد آمد.[7]

    می‌توان ارتباط میان این آیه شریفه که قوم بنی اسرائیل درخواست تابوت (صندوق) از طالوت کردند و این فراز از حدیث که خداوند به پیامبر اکرم (ص) در روز غدیر دستور داد تا سلاح، تابوت را در اختیار جانشینش قرار دهد، را از این جهت دانست که این وسائل، نسل اندر نسل به آخرین امام رسیده و امام عصر (عج)، این صندوقچه و سلاح را به عنوان یکی از نشانه­های خود به مردم عرضه کند.[8]

     

    [1] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 37، ص 202، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق؛ طبرسی، احمد بن على‏، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج 1، ص 56، مرتضى‏، مشهد، چاپ اول، 1403ق.

    [2] بقره، 248.

    [3] قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 1، ص 260، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 289، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم، 1417ق.

    [4] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 2، ص 239، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.

    [5] حسینى همدانى، سید محمد حسین، ‏انوار درخشان، تحقیق: بهبودى، محمد باقر، ج 2، ص 267، کتابفروشى لطفى‏، تهران، چاپ اول، 1404ق؛ مصطفوى، حسن،‏ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج 1، ص 372، بنگاه ترجمه و نشر کتاب‏، تهران، 1360ش؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 239 و 240.

    [6] طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: با مقدمه بلاغى، محمد جواد،‏ ج 2، ص 614، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش.

    [7] مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ‏ج 2، ص 614؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 239.

    [8] ر.ک: بحار الأنوار، ج 53، ص 85.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    صندوق عهد حضرت موسی(ع)

    تابوت عهد یا صندوق عهد (به عبری: אָרוֹןהָבְּרִית) (یا Aron Ha-berit) در باور یهودیان و مسیحیان، جعبه‌ای است چوبی، مزین و با روکشی از طلا که در آن دو لوح قانون که توسط خداوند به موسی پیامبر داده شده بود، نگهداری میشد. به عقیده آنان خداوند از طریق این صندوق با بنی‌اسرائیل سخن می‌گفت. این جعبه از مقدس‌ترین اشیاء برای یهودیان است. در زمان تصمیم گیریهای مهم فرشته‌ای به نام سکینه یا به عبری شِکینَه از آن خارج می‌شد و در هاله‌ای از دود فرامین الهی را به مردم ابلاغ می‌کرد.

    این تابوت در زمان سموئیل نبی توسط فلسطینیان به سرقت رفت ولی به دلیل مصائبی که برای آنها به وجود آورد آن را پس دادند. بعدا در زمان حمله بخت‌النصر به اورشلیم این تابوت مفقود شد. درون این تابوت نسخه اصلی تورات که بر روی سنگ حکاکی شده وجود داشته است. مسلمانان همچنین به وجود این تابوت و سکینه مربوط به آن معتقدند و درقرآن در آیه ۲۴۸ سورة البقرة بدان اشاره شده است. شیعیان معتقدند در آخرالزمان، مهدی موعود آن را پیدا کرده و نسخ اصلی تورات را عرضه خواهد کرد.وهیچکس از جای آن اطلاعی ندارد تا آنکه مهدی موعود ظهور کند و آن را به حرکت در آورد که نشانه نبوت ایشان است واین همان صندوقی بود که مادر موسی او را در آن گذاشت

    اما در مورد صندوقچه عهد مطالب ناگفته بسیاری وجود دارد نکته اول این است که این صندوقچه بر خلاف اعتقاد مسلمانان و یهودیان هیچ منشا الهی نداشته و دستور ساخت آن مرحله به مرحله توسط موجوداتی از ماورای زمین به موسی (ع) داده شده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    تابوت سکینه از لغت نامه دهخدا

    تابوت سکینه . [ ت ِ س َ ن َ ] (اِخ ) تابوت شهادت ، تابوت عهد. تابوتی بود که بعدد هر پیغمبری خانه ای از زبرجد سبز در وی بود آخرین خانه ها خانه ٔ حضرت رسالت صلی اﷲ علیه و آله و سلم بود و در آن خانه دیباچه ای بود حمرا و در آن صورت حضرت بود صلعم که درو نگاشته بود و از راست آن صورت کهلی نگاشته و آن صورت ابوبکر بود رضی اﷲ عنه و در پیشانی او نوشته که اول کسی که قدم در دایره ٔ تصدیق این یتیم برگزیده نهد او باشد و از یسار او صورت فاروق رضی اﷲ عنه ثبت کرده و در پیشانی او نوشته که در دینداری چون آهن محکم بود از ملامت لائمان نیندیشد از عقب او صورت ذوالنورین رضی اﷲ عنه نقش فرموده و در پیشانی او نوشته که این سوم خلفای راشدین است و از مقابل او صورت مرتضی علی را رضوان اﷲ علیهم اجمعین رقم برزده و شمشیر برهنه بردوش او نهاده و در پیشانی او نوشته که این شیر حمله کننده که هرگز گریزان نشود خدای تعالی و رسول او صلعم او را دوست دارد و او نیز خدا و رسول را دوست میدارد و در حوالی آن صور اصحاب از مهاجر و انصار رضوان اﷲ علیهم اجمعین بر کشیده . (از معارج النبوة). (آنندراج ). || اشاره بکالبد مردان کامل بواسطه ٔ آنکه قالب قلب ایشان است . (انجمن آرا). تابوتی که سکینه در آن بود و از آسمان نازل شد. گویند پاره های الواح و سنگی که معجزه ٔ موسی بدو بود و عصایی که سحر سحره بیوبارید و عمامه ٔ هرون در میان او بد و آن از ارزیز و سرب گداخته بود و بندهای زرین داشت و آنرا در جلو لشکر میکشیدند و ببرکت آن بر دشمن فائق می شدند.

    بیان چگونگی تابوت سکینه - چون بدایت غرابت تابوت سکینه در زمان بعثت موسی علیه السلام والتحیة بوقوع انجامیده و در اثناء بیان حکایت آیة بعضی از حالات آن مذکور خواهد گردید. در این مقام تحریر کیفیت ترتیب آن مناسب نمود. (والاعانة من اﷲ الورود) در معالم التنزیل و بعضی کتب معتبره مسطور است که چون آدم علیه السلام از روضات دارالسلام بعالم محنت فرجام نزول فرمود حضرت واهب العطایا تابوتی که سه گز طول داشت و دو گز عرض و از چوب شمشاد ساخته شده بود و صور جمیع انبیاء در آن موضوع بود بجهت اطمینان خاطر شریفش فرو فرستادو تا آخر ایام حیات در حیطه ٔ تصرف آدم بود و بعد ازفوت خلیفه ٔ اعظم بطریقه ٔ توارث به اولاد منتقل می شد تا به ابراهیم علیه التحیة والتسلیم انتقال یافت و از خلیل الرحمن به اسمعیل که اسن ّ فرزندانش بود رسید و پس از فوت اسماعیل پسرش قیدار آنرا در تحت تصرف آورد، و بنی اسحاق از قیدار طلبیده قیدار دست رد بر سینه ٔ ملتمس ایشان نهاده و بین الجانبین غبار نزاع ارتفاع یافته آخرالامر شبی قیدار از هاتفی شنید که این تابوت را به پسر عم ّ خویش یعقوب تسلیم نمای و قیدار تابوت را برگردون نهاده بکنعان برده به اسرائیل سپرده و همچنین از یعقوب علیه السلام به اولاد امجادش انتقال می یافت تا آنکه بدست موسی کلیم اﷲ افتاد و موسی در اواخر ایام زندگانی بمقتضای وحی ربانی فرمود تا آن دو لوح را که در حین غضب بر زمین زده شکسته بود با دولوح دیگر که بعد از آن کرامت شده بود و طشتی که ملائکه قلوب انبیاء را در آن می شستند و نعلین و عمامه و اثواب و عصاء هرون و یک ظرف از من ّ که در تیه نزول می یافت در آن تابوت نهند و بنی اسرائیل بر این جمله بتقدیم رسانیدند و روایتی آنکه عصای موسی را نیز بموجب وصیتش در آن تابوت گذاشتند و این قول بغایت ضعیف می نماید زیرا که عصای موسی بروایت اکثر چهل گز و بقول اقل ده گز طول داشت و درازی تابوت بموجبی که نوشته شده زیاده از سه گز نبوده و محمدبن جریر الطبری و بعضی دیگر از سالکان مسالک سخنوری آورده اند که تابوت سکینه را موسی علیه السلام از فلزات ساخته اشیاء مذکوره را در آن نهاده بود و همچنین درباب سکینه مورخان اختلاف کرده اند روایتی آنکه سکینه صورتی بود مشابه آدمی که چون امری حادث گشتی آن تابوت در تکلم آمده اسرائیلیان را بدانچه متضمن صلاح ایشان بودی راه نمودی و زمره ای گفته اند که سکینه جانوری بود سر و دم او مانند سر و دم گربه و بر دو کتف خود دو جناح داشت و بعضی گفته اند که آن دوبال از زمرد و زبرجد بود و هر گاه که بنی اسرائیل در معارک قتال آواز او را می شنیدند ایشان را بوجدان فتح و ظفر یقین می شد فرقه ای بر آن رفته اند که آن جانور دو سر داشت و گروهی از سکینه به ریح هفافه روح متکلم و نور ساطع تعبیر کرده اند و بر هر تقدیر تابوت سکینه در نزول حوادث و حدوث وقایع موجب اطمینان قلوب و سبب تسکین کروب بنی اسرائیل بود و هر گاه یهود را سفری پیش آمد (ی ) آن تابوت را در پیش می نهادند و او در سیر آمده چون بمنزل میرسید قرار می گرفت و بنی اسرائیل در حرکت و سکون متابع او بودند و آن تابوت گاه بدست انبیاء و احیاناً در خزاین ملوک و گاه بتصرف عظماء و عباد بنی اسرائیل می بود تا وقتی که بنی اسرائیل از حکام عمالقه شکست یافته آن عطیه را کفار بیغما بردند... در معالم التنزیل از ابن عباس رضی اﷲ عنه منقول است که تابوت سکینه و عصای موسی در بحیره ٔ طبریه موجود است و آن دو چیز غریب قبل از قیام قیامت نوبت دیگر سمت ظهور خواهد یافت . (والعلم عنداﷲ تعالی ). (حبیب السیر چ خیام ج 1 صص 102- 103). در تاریخ طبری مذکور است که بعد از فوت الیسع بنی اسرائیل بسلوک طریق فسق و فساد اشتغال نمودند و احکام اوراق توریة را برطاق نسیان نهادند و ابواب ظلم و عناد بر روی روزگار خود بگشودند بنابر آن مالک الملک علی الاطلاق یکی از ملوک عمالقه را بر آن داشت که از جانب مغرب لشکری بر سر یهود کشید و ایلاق که در آن زمان حاکم اسرائیلیان بود سپاهی یراق کرده با تابوت سکینه بمقاتله ٔ اهل بغض و کینه نامزد فرمود و اسرائیلیان شکست یافته تابوت سکینه بدست دشمنان دین افتاد و چون این خبر محنت اثر بایلاق رسید از وفور غم و الم جسد اومنشق شده روی بعالم آخرت نهاد لاجرم بنی اسرائیل بغایت خوار و ذلیل گشته مدت چهارصدوشصت سال در کمال پریشانی و اذلال روزگار می گذرانیدند... (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 112)... بنی اسرائیل گفتند با ما بگوی که علامت پادشاهی طالوت چه باشد اشمویل گفت علامت امارت او آن است که تابوت سکینه باز بتصرف شما در آید و در وقت ظهور او روغن قدس بجوشد و روغن قدس بقول مترجم تاریخ طبری روغنی بود که از یوسف علیه السلام بحسب ارث بانبیاء بنی اسرائیل می رسید و آن را در یکی از قرون بقره محفوظ می داشتند و بالجمله طالوت روز دیگر بر مجموع یهود عبور نموده روغن قدس در غلیان آمده و اشمویل علیه السلام مقداری از آن روغن بر سر طالوت ریخته او را تهنیت منصب سلطنت گفت و مقارن آن حال تابوت سکینه نیز پیدا گشت و کیفیت وجدان تابوت بطریق مختلفه در کتب تواریخ سمت گزارش پذیرفته و راقم حروف خوفاً عن الاطناب بر ایراد یک روایت قناعت می نماید. در بعضی از نسخ معتبره مسطور است که چون کفار عمالقه تابوت سکینه را بدیار خود رسانیدند آنرا به بتخانه ای برده در زیر قدم صنمی نهادند و روز دیگر که بدان خانه درآمدند تابوت را بر سر آن بت موضوع یافتند و از دیدن این صورت متعجب شده بار دیگر تابوت را بر زمین افکندند و صنم را بر زبر آن نهاده ، پایهایش را بر تابوت دوختند و باز صباح پایهای بت را بر زمین دیده تابوت را بر فرقش مشاهده نمودند و سکنه ٔ بتخانه کیفیت واقعه را بعرض پادشاه خود رسانیده و بعضی از حاضران گفتند ما باخدای بنی اسرائیل طاقت مقاومت نداریم پس آن تابوت رادر مزبله ٔ یکی از قری انداختند و تمام ساکنان آن قریه را درد گردن یا علت ناسور عارض شده و آن مردم متحیر و عاجز گشته عجوزه ای از عجایز بنی اسرائیل بدیشان گفت علاج مرض شما آن است که این تابوت را به بنی اسرائیلیان رسانید و آن جماعت سخن آن ضعیفه را بسمع رضا شنوده تابوت را بر گردونی نهادند و گردون را بر دو بقره بسته براه بیت المقدس که وطن یهود بود روان کردندو ملایکه گاوان را میراندند تا بزمین بیت المقدس رسید القصه چون چشم بنی اسرائیلیان برتابوت سکینه افتاددل بر متابعت طالوت نهاده او را بر تخت سلطنت نشاندند و نام طالوت به اعتقاد صاحب معالم التنزیل شاول بود و بروایتی که در روضة الصفا مسطور است شارک و طالوت جهت طول قامت باین لقب ملقب گشته بود... (حبیب السیر چ خیام ج 1 صص 113- 114). رجوع بتابوت عهد شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    تابوت عهد از لغت نامه دهخدا

     

    تابوت عهد. [ ت ِ ع َ ] (اِخ ) صندوقی است که موسی به امر حق تعالی از چوب شطیم ساخت طولش سه قدم و نه قیراط و عرض و ارتفاعش دو قدم و سه قیراط بود و بیرون و اندرونش بطلا پوشیده براطراف سر آن تاجهای طلایی ساخت و سرپوشی از طلای خالص بر آن گذارده دو کروب بر زبر آن قرار داد که با دو بال خود بر سرپوش آمرزش سایه افکن بودند و بر هر یک از طرفین آن دو حلقه ٔ طلائی برای عصاهای چوبی که بطلا پوشیده شده برای برداشتن تابوت بود ساخت و حقه ٔ من و عصای هارون را که شکوفه نمود و دو لوح عهد را که احکام عشره بر آنها مکتوب بود (عبرانیان 9 : 3 و 4) در آن گذارد و در پهلوی آن کتاب تورات گذاشت . (سفر تثنیه 31 : 26). از این رو گاهی از اوقات آنرا تابوت شهادت گویند. (سفر خروج 25 : 16 و 40 :21). اما حقه ٔ من و عصای هارون در زمان سلطنت سلیمان باقی نبود. (اول پادشاهان 8 : 9). و بر بالای سرپوش ابری بود که خداوند در آن تجلی می فرمود و چون قوم اسرائیل کوچ می کردند تابوت مرقوم را برداشته از جلو روانه می شدند و ستون ابر و آتش ، شب و روز هادی ایشان می بود. در حینی که تابوت برداشته شده روانه می شد موسی می گفت : «ای خداوند برخیز و دشمنانت پراکنده شوند ودشمنانت از حضور تومنهزم گردند.» و چون فرود می آمد می گفت : «ای خداوند نزد هزاران هزار اسرائیل رجوع نما». (سفر اعداد 10 : 33- 36). و هنگامی که قوم اسرائیل میخواستند از اردن عبور کنند تابوت عهد را کمافی السابق بجلو انداخته در آب روان شدند، پس آب نهر منشق شده آبهای بالا متراکم گشته قوم بر خشکی ورود نمودند.(صحیفه ٔ یوشع 3 : 14- 17). بعد از آن مدتی یعنی فی مابین 300 و 400 سال . (ارمیا 7 : 12- 15). در خیمه ٔ جلجال باقی ماند. پس از آن خیمه حرکتش داده جلو لشکراسرائیل می بردند و بدان واسطه در وقتی که اسرائیلیان در نزد افیق منهزم شدند (اول سموئیل 4). تابوت بدست فلسطینیان افتاد و ایشان آنرا باشدود برده در بتکده ای در برابر صنم داجون گذاردند. (اول سموئیل 5). لکن خداوند بلاها و امراض مهلکه را بدیشان فرستاد بحدی که ناچار تابوت را با اظهار عزت بزمین اسرائیل در قریة یعاریم گذاشتند. (اول سموئیل 6 : و 7). اما چون داود در اورشلیم ساکن شد، تابوت را باجلال بدانجا آوردو تازمان بناشدن هیکل در همانجا بود. (دوم سموئیل 6) و (اول تواریخ ایام 15 : 25- 29). و گمان می برند که مزمور 132 را در همان وقت نوشت . بعد از آن تابوت در هیکل گذاشته شد. (دوم تواریخ ایام 5 : 2- 10) و موافق دوم تواریخ ایام (33 : 7). منسی صورت تراشیده درهیکل نصب کرد و دور نیست که بجهت تعیین محل آن صورت تابوت را از محل خود بجای دیگر برد لکن یوشیا آن رادوباره بجای خود آورده تابوت قدس نام نهاد. (دوم تواریخ ایام 35 : 3). و باید دانست که تابوت مرقوم در هیکل ثانی نبود و معلوم هم نیست که آیا آنرا نیز ببابل برد و یا اینکه پنهان شده نایاب گردید. (از قاموس کتاب مقدس صص 237- 238). رجوع به تابوت سکینه شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    تابوت عهد یا صندوق عهد

    در باور یهودیان و مسیحیان، جعبه‌ای است چوبی، مزین و با روکشی از طلا که در آن دو لوح قانون که توسط خداوند به موسی پیامبر داده شده بود، نگهداری میشد. به عقیده آنان خداوند از طریق این صندوق با بنی‌اسرائیل سخن می‌گفت. این جعبه از مقدس‌ترین اشیاء برای یهودیان است. در زمان تصمیم گیریهای مهم فرشته‌ای به نام سکینه یا به عبری شِکینَه از آن خارج می‌شد و در هاله‌ای از دود فرامین الهی را به مردم ابلاغ می‌کرد.

    این تابوت در زمان سموئیل نبی توسط فلسطینیان به سرقت رفت ولی به دلیل مصائبی که برای آنها به وجود آورد آن را پس دادند. بعدا در زمان حمله بخت‌النصر به اورشلیم این تابوت مفقود شد. درون این تابوت نسخه اصلی تورات که بر روی سنگ حکاکی شده وجود داشته است. مسلمانان همچنین به وجود این تابوت و سکینه مربوط به آن معتقدند و درقرآن در آیه ۲۴۸ سورة البقرة بدان اشاره شده است. شیعیان معتقدند در آخرالزمان، مهدی موعود آن را پیدا کرده و نسخ اصلی تورات را عرضه خواهد کرد.وهیچکس از جای آن اطلاعی ندارد تا آنکه مهدی موعود ظهور کند و آن را به حرکت در آورد که نشانه نبوت ایشان است واین همان صندوقی بود که مادر موسی او را در آن گذاشت.

     

    تابوت عهد در قرآن

     

    قرآن در آیه 248 بقره/2 از تابوت عهد یاد کرده است: « و قال لهم نبیهم ان ءایه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینة من ربکم و بقیة مما ترک ءال موسی و ءال هرون تحمله الملئکة

    و پیامبرشان به ایشان گفت نشانه پادشاهى وى این است که صندوق معروف دوباره به شما بر مى‏گردد تا آرامشى از پروردگارتان باشد و باقى مانده‏اى از آنچه خدا به خاندان موسى و هارون داده بود در آن است فرشتگان آن را حمل مى‏کنند که در این نشانه براى شما عبرتى هست اگر ایمان داشته باشید.»

    این تابوت نشانه پادشاهى در بنى‌اسرائیل دانسته شده است.در پى درخواست بنى اسرائیل از پیامبرشان براى تعیین پادشاه (بقره/2،246) پیامبر عصر که به اختلاف نام او را ارمیا و شموئیل گفته‌اند طالوت (شائول) را حکمران قرارداد که اعتراض بنى‌اسرائیل را در پى داشت، به همین جهت او آمدن تابوت را نشانه خدایى بودن پادشاهى* طالوت دانست.[۱] (بقره/2،247)

     

    منبع

    دایره المعارف قرآن کریم، مدخل "تابوت عهد" از حسینعلى یوسف زاده وعلیرضا کرمانى

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    تابوت سکینه

    از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:

    "داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی‏ اسراییل؛ تابوت در هر خاندانی از بنی‏ اسراییل که پیدا می ‏گشت، نبوّت به آنها داده می ‏شد و هر کس از ما هم که سلاح به دستش رسد امامت به او داده می ‏شود".

     

    نام "تابوت سکینه" یک بار در "سوره ی مبارکه بقره، آیة 248 " ذکر شده است که می ‏فرماید:

     

    وَقَالَ لَهُمْ نِبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَن یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَبَقِیَّةٌ مِّمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَى

    وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِکَةُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ

     و پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است که تابوتی به سوی شما می ‏آید که در آن سکینه و آرامشی

    از ناحیه پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را که آل موسی و آل ‌هارون باقی گذاشته ‏اند و آن تابوت به ‏وسیله فرشتگان حمل می‏ شود،

    به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنانکه مؤمن باشید"

     

    "تابوت سکینه" با نام‌های: "صندوق عهد"، "تابوت یهودیان"، "تابوت مقدّس"، "صندوق تورات"، "تابوت بنی ‏اسرائیل" و "تابوت‏ الشهادت" نامیده شده است که این نام اخیر(تابوت الشهادت) در دعای زیبای "سمات" ذکر شده است.

    "تابوت سکینه" بر طبق روایات، صندوقی بوده است که الواح سنگی(دو لوح سنگی) و احکام ده ‏گانه(تورات) در آن قرار داشته و هر وقت قوم بنی ‏اسرائیل به جانب محلی حرکت می ‏کرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه ‏ای نهاده و پیشاپیش خود روان می ‏داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می ‏دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشکریان گردد.

     

    این صندوق به فرمان حضرت موسی علیه السلام ساخته شده بود و علاوه بر دو لوح سنگی، کاسه ‏ای از "منّ "- همان غذای آسمانی که در آیه ی 160 سوره ی مبارکه اعراف از آن یاد شده است - نیز در آن قرار داده بودند تا اینکه فلسطینی‌‌ها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلّط شدند و "صندوق عهد" را از ایشان گرفتند.

    بعد از آن حضرت داو علیه السلام، جالوت، پادشاه فلسطینی‌ها را کشت و "صندوق عهد" را به یهودیان باز گرداند و این صندوق تا زمان حضرت سلیمان علیه السلام در معبد "قبةالرّمان" قرار داشت.

     

    حدیثی از امام موسی بن جعفر علیه السلام در تفسیر " آیه 248 سوره مبارکه بقره" که فرمودند:

    "این سکینه، رایحه ‏ای است بهشتی که به شکل صورت انسانی از صندوق خارج می ‏شد و آن صندوق هم اینک نزد ماست"

    "تابوت الشهادت" هم اکنون نزد حضرت قائم امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف است.

     

    پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم دراین باره می ‏فرمایند:

    "صندوق مقدّس" از دریاچه ی طبریه به دست وی (امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف) آشکار می ‏شود و او، آن را آورده و در پیشگاه مقدّسش در بیت‏ المقدّس قرار می‏ دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می ‏نمایند به جز اندکی، بقیه ی آنان ایمان می ‏آورند.

     

    منابع:

    1- کتاب "الکافی" از "محمّد ابن یعقوب کلینی"

    2- کتاب "الملاحم والفتن" از "سیّد ابن طاووس"

    3- کتاب "منتخب الاثر" تألیف "لطف الله صافی گلپایگانی"

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    تعابیر مختلف از تابوت عهد

    تابوت (1) ، واژه ای در قرآن کریم و تورات و انجیل به معنای صندوق عهد. این واژه دوبار در قرآن ، در اشاره به دو صندوق مختلف به کار رفته است : یک بار در اشاره به سبد یا صندوقچه ای که مادر موسی ، موسای نوزاد را در آن نهاد و به آب افکند (طه :20؛ قس سفر خروج ، 2:2ـ6)؛

    بار دیگر در داستان طالوت * و انتخاب وی به پادشاهی بنی اسرائیل و در اشاره به صندوق عهد (بقره : 248؛ قس کتاب اول سموئیل ، باب 5 ـ9). دربارة وزن ، اشتقاق و قرائت این کلمه در میان لغویان و مفسران مسلمان اختلاف هست ؛ برخی آن را بر وزن «فاعُول » و بدون اشتقاق ، و بعضی آن را بر وزن «فَعَلوت » و مشتق از تَوْب ــ به معنای رجوع ــ و برخی بر وزن «تابُوَة » می دانند. دیگران نیز به ریشه های تبت و تبه اشاره کرده اند (جفری ، ص 88؛ لِین ، ذیل «توب »؛ فیروزآبادی ، ج 2، ص 290). برخی قاریان مدنی ، همچون اُبَیّ و زیدبن حارث ، آن را به زبان انصار مدینه تابوه خوانده اند (سمین حلبی ، ج 2، ص 523). سیوطی سه روایت مختلف نقل می کند که بر پایة آنها در ماجرای جمع آوری قرآن و در پیِ اختلاف نظر برخی از انصار مدینه و مهاجران (قریش مکه )، عثمان دستور داد تا این واژه را به لهجة قریش بنویسند، یعنی به صورت تابوت (ج 1، ص 316ـ317).

    روایات اسلامی در بیان پیدایش و سرگذشت تابوت یا صندوق عهد بسیار مختلف است ؛ برخی آن را فرود آمده از بهشت در زمان هبوط آدم علیه السلام می دانند که صورت پیامبران در آن نقش شده بود، و هریک از یامبران تا زمان یعقوب علیه السلام ــ و از آن پس در میان بنی اسرائیل ــ آن را به پیامبر بعدی می رسانیده است . پاره ای دیگر تابوت را ساختة خود موسی علیه السلام به فرمان خداوند، و برخی آن را همان صندوقی می دانند که مادر موسی پس از تولد موسی وی را در آن نهاد و به آب افکند (ثعلبی ، ص 236؛ طبرسی ، ج 2، ص 614؛ فخررازی ، ج 6، ص 188ـ189). تنها نظر دستة دوم مطابق با عهد قدیم (سفر خروج ، 25:10ـ22، 37:1ـ9) است ، با این توضیح که در متون عبری توراتی میان صندوق نوزادی موسی ، یعنی تبه و تابوت عهد، یعنی ارون تفاوت روشنی وجود دارد ( د. جودائیکا ، ذیل "Ark of the covenant" و "Ark of Moses" ؛ > راهنمای فهم کتاب مقدس < ، ذیل "Ark of covenant" ).

    بنابر مجموعة نقلهای تفاسیر اسلامی ، تابوت در میان بنی اسرائیل محترم و مقدّس بوده است ؛ موسی علیه السلام الواح تورات و پاره ای از آثار نبوت خویش را در آن نهاده و پس از خود به یوشع سپرده است (قس سفر تثنیه ،10:1ـ 5، که به فحوای آن موسی نه تورات ، بلکه دو لوح سنگیِ عهد را به دستور خداوند در صندوق دیگری که خود ساخته بود ــ و نه در تابوت عهد ــ نهاد رجوع کنید به ادامة مقاله ). بعدها نیز بنی اسرائیل آن را ــ که نماد حمایت و حضور خداوند در میان ایشان بود (رجوع کنید به ادامة مقاله ) ــ همه جا با خود می بردند و بدین وسیله در جنگها و سایر امور مهم خود پیروز می شدند. این صندوق بعدها به دست عمالقه * ، دشمنان بنی اسرائیل ، افتاد و از آن پس تا مدتها بنی اسرائیل با خواری و شکست روبرو بودند تا آنکه باردیگر در ماجرای انتخاب طالوت به سرداری و امارت بنی اسرائیل ، این صندوق به گونه ای معجزه آسا به ایشان برگردانده شد (طبری ، ج 2، ص 382ـ 385؛ سیوطی ، ج 1، ص 314ـ316؛ ثعلبی ، ص 236، 238؛ قس هاکس ، ذیل «تابوت عهد»).

    از سرگذشت تابوت عهد، تنها همین مقطع تاریخی در قرآن آمده است . مطابق آیات 247 و 248 سورة بقره ، وقتی بنی اسرائیل به سرداری و امارت طالوت بر بنی اسرائیل اعتراض کردند و گفتند که وی شأن اجتماعی این مقام را ندارد، پیامبر وقت (سموئیل ) گفت که نشانة امارت او این است که فرشتگان تابوت را برای شما باز خواهند آورد، که در آن سکینة الاهی و بقایایی از آثار آل موسی و آل هارون قرار دارد (دربارة کیفیت بازگشت تابوت و توضیح مفاهیمِ سَکِینَة و بَقِیَّة که در آیة 248 سورة بقره آمده است رجوع کنید به روایات مختلف صحابه و تابعین در طبری ، ج 2، ص 385ـ389 و سیوطی ، ج 1، ص 317). بیشتر تفاسیر متقدم و بعد از آن تفاصیل و جزئیات بیشتری دربارة موضوعات مطرح شده در این آیه بیان کرده اند، اما تنها در دورة اخیر برخی مفسران غالب این روایات را برساختة یهودیان تازه مسلمان یا در شمار توضیحات بی دلیل و مدرک شمرده اند (رجوع کنید به ابوشهبه ، ص 170ـ174؛ رشیدرضا، ج 2، ص 484ـ 485). گفتنی است که واژة سکینه در این آیه ارتباط نزدیکی با شکینه در زبان عبری دارد که به معنای حضور الاهی است ؛ و از آنجا که تابوت عهد در میان بنی اسرائیل نماد حضور خداوند بوده است ، می توانیم ، مانند برخی از محققان ، بگوییم که سکینه در این آیه ــ برخلاف دیگر آیات قرآنی همچون توبه : 36 و 40؛ فتح : 4، 18 و 26 ــ به معنای آرامش و طمأنینه نیست (جفری ، ص 174؛ د. جودائیکا ، ذیل "shekhinah" ؛ برای چکیدة آرای خاورشناسان در این باره رجوع کنید به جفری ، همانجا).

    در بسیاری از جاهای تورات ، با بیش از بیست تعبیر مختلف ، به این صندوق اشاره شده است ، از جمله تابوت یَهوَه (صحیفة یوشع ، 3: 13)، تابوت خداوند (کتاب اول سموئیل ، 3: 3)، تابوت خدای اسرائیل (کتاب اول سموئیل ، 5: 8)، تابوت مقدّس (کتاب دوم تواریخ ایام ، 35: 3؛ برای موارد دیگر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ذیل "Ark of the covenant" ؛ دربارة علت تفاوت این تعابیر رجوع کنید به د. دین و اخلاق ، ذیل "Ark" ). با اینهمه ، متداولترین تعابیر تابوت عهد (صحیفة یوشع ، 3: 6) و تابوت شهادت (سفر خروج ، 25: 22، 40: 21) است .

    به روایت تورات ، نخستین بار خداوند به موسی دستور می دهد که تابوتی از جنس خاص ، به شکلی خاص و با اندازة معیّن بسازد و مجسمة دو فرشته را در دو طرف آن قرار دهد. این تابوت را پس از مدتی بَصَلْئیل ساخت (برای وصف دقیق آن رجوع کنید به سفر خروج ، 25: 10ـ22، 37: 1ـ9). به قصة ساخت و قداست این صندوق بعدها در عهد جدید نیز (رساله به عبرانیان ، 9: 4ـ 5) اشاره شده است . در تاریخ بنی اسرائیل ، چنانکه گفته شد، تابوت نماد حضور خداوند در میان ایشان بوده ( > راهنمای فهم کتاب مقدس < ؛ د. دین و اخلاق ، همانجاها) و خداوند از بالای سرپوش آن با موسی سخن می گفته است . این صندوق را همواره همگان براساس متن تورات تابوت عهد نامیده اند، زیرا مشهور است که موسی الواح سنگی ده فرمان (الواح عهد) را که در کوه طور دریافت کرده بود به فرمان خداوند دراین صندوق نهاد. این نکته در عهد جدید (رساله به عبرانیان ، 9: 4) بصراحت آمده است ، حال آنکه بنابر تورات ، موسی صرفاً به لاویانی که تابوت عهد را حمل می کردند می گوید: تورات ، و نه الواح ، را در کنار تابوت عهد بگذارید (سفر تثنیه ، 31: 26ـ27)، اما خود پیشتر الواح عهد را در صندوقی با مشخصات دیگر که خود ساخته بود قرار داده بود (سفر تثنیه ، 10: 1ـ 5؛ قس کتاب دوم تواریخ ایام ، 5: 10). شاید به همین دلیل کنت ( د. دین واخلاق ، همانجا) اشاره می کند که در منابع کهن ، هیچ مدرک معتبری دالّ بر ارتباط تابوت عهد با الواح سنگی ده فرمان وجود ندارد. با این حال ، به نظر می رسد که جز آیات 1ـ 5 سفر تثنیه ، مراد از تمامی اشارات عهد قدیم و جدید همان تابوت اولیه ، ساختة بَصَلْئیل است که نخستین بار در سفر خروج باب 25 از آن یاد شده است و همواره در میان بنی اسرائیل حضور داشت تا آنکه سلیمان علیه السلام آن را در هیکل قرار داد (کتاب دوم تواریخ ایام ، 5: 2ـ9؛ برای تفاصیل بیشتری از سرگذشت تابوت رجوع کنید به هاکس ؛ د.جودائیکا ؛ > راهنمای فهم کتاب مقدس < ، همانجاها).

    منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدس ؛ محمد ابوشهبه ، الاسرائیلیات و الموضوعات فی کتب التفسیر ، قاهره 1408؛ احمدبن محمد ثعلبی ، قصص الانبیاء المسَمّی عرائس المجالس ، بیروت ] بی تا. [ ؛ محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار ، بیروت 1414/ 1993؛ احمدبن یوسف سمین حلبی ، الدّرّالثمین فی علوم کتاب الله المکنون ، چاپ احمدمحمد خرّاط ، دمشق 1406/1986؛ عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الدّرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور ، بیروت : دارالمعرفة ، ] بی تا. [ ؛ طبرسی ؛ طبری ، جامع ؛ محمدبن عمر فخررازی ، التفسیر الکبیر ، قاهره ] بی تا. [ ، چاپ افست تهران ] بی تا. [ ؛ محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز ، ج 2، چاپ محمدعلی نجار، بیروت ] بی تا. [ ؛ محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز ، ج 2، چاپ محمدعلی بخار، بیروت ] بی تا. [ ؛ جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت 1928، چاپ افست تهران 1349 ش ؛

    Aid to Bible understanding , New York 1971; Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982; Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh 1980-1981, s.v. "Ark" (by R. H. Kennett); Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur'a ¦n , Baroda 1938; E. W. Lane, Arabic - English lexicon , Cambridge 1984.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    منظور از صندوق عهد در سوره ی بقره آیه 258 امده است چیست؟

    داستان تابوت یا صندوق و این که عهد چه بود، در آیه زیر به آن اشاره شده است و ما به طور خلاصه توضیح می دهیم: «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ؛ (1) و پیامبرشان به آن ها گفت:" نشانه حکومت او، این است که (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى که) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و یادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد،در حالى که فرشتگان، آن را حمل مى‏کنند. در این موضوع، نشانه‏اى (روشن) براى شماست، اگر ایمان داشته باشید».

    " تابوت" در لغت به معنى صندوقى است که از چوب مى‏سازند و این که مى‏بینیم به صندوق نقل و انتقال جنازه‏ها تابوت مى‏گویند به همین مناسبت است، اما باید توجه داشت که معنى اصلى تابوت اختصاصى به مردگان ندارد؛ بلکه هر گونه صندوق چوبى را شامل مى‏شود.

    در باره این که تابوت بنى اسرائیل و به عبارت دیگر: " صندوق عهد" چه بوده و به دست چه کسى ساخته شد و محتویات آن را چه چیز تشکیل مى‏داد، در روایات اسلامی و تفاسیر و همچنین در کتب" عهد قدیم" (تورات) سخن فراوان است و از همه روشن‏تر چیزى است که در احادیث اهل بیت (ع) و گفته‏هاى بعضى از مفسران مانند: ابن عباس آمده است و آن این که: " تابوت" همان صندوقى بود که مادر موسى او را در آن گذاشت و به دریا افکند و هنگامى که به وسیله عمال فرعون از دریا گرفته شد و موسى را از آن بیرون آوردند هم چنان در دستگاه فرعون نگهدارى مى‏شد و سپس به دست بنى اسرائیل افتاد، بنى اسرائیل این صندوق خاطره‏انگیز را محترم مى‏ شمردند و به آن تبرک مى‏جستند.

    موسى در واپسین روزهاى عمر خود الواح مقدس را - که احکام خدا بر آن نوشته شده بود - به ضمیمه زره خود و یادگارهاى دیگرى در آن نهاد، و به وصى خویش " یوشع بن نون" سپرد و به این ترتیب اهمیت این صندوق در نظر بنى اسرائیل بیشتر شده و لذا در جنگ هایى که میان آنان و دشمنان واقع مى‏شد ، آن را با خود مى‏بردند، و اثر روانى و معنوى خاصى در آن ها مى‏گذاشت، و لذا گفته‏اند تا هنگامى که این صندوق خاطره‏انگیز با آن محتویات مقدس در میانشان بود، با سربلندى زندگى مى‏کردند، ولى تدریجا مبانى دینى آن ها ضعیف شد و دشمنان بر آن ها چیره شدند و آن صندوق را از آن ها گرفتند، اما" اشموئیل" طبق آیه فوق و آیات قبل به آن ها وعده داد که به زودى صندوق عهد، به عنوان یک نشانه بر صدق گفتار او به آن ها باز خواهد گشت.

    از جمله: " فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ" بر مى‏آید که اولا: صندوق عهد، همان طور که گفتیم محتویاتى داشت که جمعیت بنى اسرائیل را آرامش مى‏بخشید و در حوادث گوناگون نفوذ معنوى و اثر روانى در آن ها داشت؛ " فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ" و ثانیا: قسمتى از یادگارهاى خاندان موسى و خاندان هارون نیز بعدها به محتویات آن افزوده شده بود.

    " اشموئیل" به بنى اسرائیل خاطر نشان ساخت که صندوق عهد بار دیگر به میان شما باز مى‏گردد و آرامش از دست رفته خود را خواهید یافت و در حقیقت صندوقى که علاوه بر جنبه معنوى و تاریخى چیزى بالاتر از پرچم و شعار براى بنى اسرائیل بود و وجود آن را نشانه استقلال و موجودیت خود مى‏دانستند و با مشاهده آن به یاد تجدید دوران عظمت پیشین مى‏افتادند، به آن ها باز مى‏گشت، طبیعى است این بشارت بزرگى براى بنى اسرائیل محسوب مى‏شد.

    اما منظور از حمل کردن فرشتگان که در ایه به آن اشاره شده است چیست؟

    یعنی چگونه فرشتگان صندوق عهد را آوردند؟ مفسران در این باره سخن فراوان گفته‏اند، از همه روشن‏تر این که: در تاریخ آمده است هنگامى که " صندوق عهد" به دست بت پرستان فلسطین افتاد و آن را به بتخانه خود بردند، به دنبال آن گرفتار ناراحتی هاى فراوانى شدند، بعضى گفتند این ها همه از آثار " صندوق عهد" است؛ لذا تصمیم گرفتند آن را از شهر و دیار خود بیرون بفرستند، و چون کسى حاضر به بیرون بردن آن نبود، ناچار آن را به دو گاو بستند و آن ها را در بیابان رها کردند، اتفاقا این جریان درست مقارن با نصب" طالوت" به فرماندهى بنى اسرائیل بود، فرشتگان خدا ماموریت یافتند که این دو حیوان را به سوى شهر " اشموئیل" برانند. هنگامى که بنى اسرائیل" صندوق عهد" را در میان خود دیدند، آن را به عنوان آیت و نشانه‏اى از طرف خداوند بر ماموریت طالوت تلقى کردند.

    بنا بر این: گر چه در ظاهر آن دو گاو آن را به شهر آوردند؛ لکن در واقع به وسیله فرشتگان الهى این کار انجام شد، به همین جهت حمل صندوق به فرشتگان نسبت داده شده است. (2) برای اطلاع بیشتر به تفاسیر ذیل آیه مراجعه نمایید.

    پی نوشت ها :

    1- بقره (2) آیه 248.

    2- مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، سال 1362، ج‏2، ص 242.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد
    منظور از تابوت یا صندوق عهد بنی اسرائیل

    " تابوت" در لغت به معنى صندوقى است که از چوب مى سازند و اینکه مى بینیم به صندوق نقل و انتقال جنازه ها تابوت مى گویند به همین مناسبت است، اما باید توجه داشت که معنى اصلى تابوت اختصاصى به مردگان ندارد بلکه هر گونه صندوق چوبى را شامل مى شود. علامه طباطبایی می فرماید: کلمه " تابوت" به معناى صندوق است، و این کلمه بطورى که گفته اند صیغه فعلوت از ماده " توب" است، و توب به معناى رجوع است، (و به همین جهت برگشتن از راه شیطان به سوى خدا را توبه گفته اند) و اگر صندوق را تابوت گفته اند براى این است که صاحبش همواره و پى در پى به سراغ او مى رود و به آن رجوع مى کند.

    در باره این که تابوت بنى اسرائیل و به عبارت دیگر" صندوق عهد" چه بوده و به دست چه کسى ساخته شد و محتویات آن را چه چیز تشکیل مى داد در روایات و تفاسیر ما و همچنین در کتب" عهد قدیم" (تورات) سخن بسیار است و از همه روشن تر چیزى است که در احادیث اهل بیت (ع) و گفته هاى بعضى از مفسران مانند ابن عباس آمده است و آن اینکه:" تابوت" همان صندوقى بود که مادر موسى او را در آن گذاشت و به دریا افکند و هنگامى که به وسیله عمال فرعون از دریا گرفته شد و موسى را از آن بیرون آوردند هم چنان در دستگاه فرعون نگهدارى مى شد و سپس به دست بنى اسرائیل افتاد، بنى اسرائیل این صندوق خاطره انگیز را محترم مى شمردند و به آن تبرک مى جستند.

    موسى در واپسین روزهاى عمر خود الواح مقدس را که احکام خدا بر آن نوشته شده بود به ضمیمه زره خود و یادگارهاى دیگرى در آن نهاد، و به وصى خویش" یوشع بن نون" سپرد. بعدها قسمتی از یادگاری های خاندان موسی و هارون (ع) هم در این صندوقچه قرار داده شد. علاوه بر این جنبه های تاریخی این صندوقچه دارای یک خاصیت معنوی بوده و اثرات روانی خاصی بر قوم بنی اسرائیل داشته است. که آن را نشانه استقلال و موجودیت خود می دانستند. آنها در هنگام نبرد این صندوقچه را جلو سپاه خود مانند یک پرچم حمل می کردند و با وجود آن، به نوعی اطمینان خاطر و قوت قلب دست یافته و پیروز می شدند. تا زمانی که این صندوقچه در میان بنی اسرائیل بود آنها با سربلندی زندگی می کردند اما آنها کم کم در اثر پیروزی های پی در پی دچار غرور شده و از نظر دینی ضعیف شدند، تن به قانون شکنی داده، دچار اختلاف شده و سرانجام از فلسطینی ها شکست خوردند و صندوقچه ای را که نشان وحدتشان بود از دست دادند. با از دست رفتن آن، آنها دچار اختلاف و تفرقه شده،قدرت و نفوذشان از بین رفته و خاتمه یافت.کار به جایی رسید که پی در پی از دشمنان شکست می خوردند و در هر بار بسیاری از آنها توسط دشمنانشان از سرزمین خود بیرون رانده می شدند و فرزندانشان به اسارت گرفته می شدند.

    خداوند در قرآن به این صندوق عهد اشاره نموده و آن را نشانه حکومت طالوت معرفی می کند و می فرماید: «و قال لهم نبیهم إن ءایة ملکه أن یأتیکم التابوت فیه سکینة من ربکم و بقیة مما ترک ءال موسى و ءال هرون تحمله الملئکة إن فى ذالک لایة لکم إن کنتم مؤمنین» ترجمه: پیامبرشان به آنها گفت: نشانه امیرى او این است که آن صندوق [عهد] سوى شما مى آید که در آن تسکین خاطرى از جانب پروردگارتان نهفته، و یادگارى از میراث خاندان موسى و هارون در آن است که فرشتگان، آن را حمل مى کنند. مسلما اگر مؤمن باشید، در این [رویداد] براى شما نشانه اى است (بقره 248). حضرت اشموئیل پیامبر بنی اسرائیل طبق آیات مورد بحث به آنها وعده داد که به زودى صندوق عهد، به عنوان یک نشانه بر صدق گفتار او به آنها باز خواهد گشت. " اشموئیل" به بنى اسرائیل خاطر نشان ساخت که صندوق عهد بار دیگر به میان شما باز مى گردد و آرامش از دست رفته خود را خواهید یافت و در حقیقت صندوقى که علاوه بر جنبه معنوى و تاریخى چیزى بالاتر از پرچم و شعار براى بنى اسرائیل بود و وجود آن را نشانه استقلال و موجودیت خود مى دانستند و با مشاهده آن به یاد تجدید دوران عظمت پیشین مى افتادند، به آنها باز مى گشت، طبیعى است این بشارت بزرگى براى بنى اسرائیل محسوب مى شد.

    مورخان موضوع آمدن تابوت به نزد بنى اسرائیل را چنین نقل کرده اند که وقتى دشمنان بنى اسرائیل تابوت را از آن ها گرفتند، به بت خانه خود آورده و در محلى گذاشتند. اما پس از چند روز دردى در گردن خود احساس کردند و دانستند که اثر همان تابوت است. به ناچار جاى آن را تغییر دادند، اما هر جا تابوت را مى بردند، بلا و مرگ و وبا در آن جا ظاهر مى شد، ازاین رو در صدد برآمدند آن را به بنى اسرائیل بازگردانند و از نزد خود خارج کنند. به همین منظور آن را روى تختى گذاشتند و تخت را بر پشت دو گاو بستند و گاوها ر رها کردند تا این که فرشتگان الهى آمدند و گاوها را به سوى بنى اسرائیل سوق دادند و بدین ترتیب تابوت به نزد بنى اسرائیل بازگشت.

    کلمه" سکینة" از ماده سکون است که خلاف حرکت است، و این کلمه در مورد سکون و آرامش قلب استعمال مى شود و معنایش قرار گرفتن دل و نداشتن اضطراب باطنى در تصمیم و اراده است، هم چنان که حال انسان حکیم این چنین است، (البته منظور ما از حکیم دارنده حکمت اخلاقى است) که هر کارى مى کند با عزم مى کند، و خداى سبحان این حالت را از خواص ایمان کامل قرار داده و آن را از مواهب بزرگ خوانده است. از جمله" فیه سکینة من ربکم و بقیة مما ترک آل موسى و آل هارون" بر مى آید که اولا صندوق عهد، همان طور که گفتیم محتویاتى داشت که جمعیت بنى اسرائیل را آرامش مى بخشید و در حوادث گوناگون نفوذ معنوى و اثر روانى در آنها داشت" فیه سکینة من ربکم" و ثانیا قسمتى از یادگارهاى خاندان موسى و خاندان هارون نیز بعدها به محتویات آن افزوده شده بود. باید توجه داشت که" سکینة" از ماده" سکون" به معنى آرامش است و منظور از آن در اینجا آرامش دل و جان مى باشد.

     

    منظور از حمل صندوق عهد توسط فرشتگان

    چگونه فرشتگان صندوق عهد را آوردند؟ در پاسخ این سؤال نیز مفسران سخنان بسیار گفته اند، از همه روشن تر اینکه: در تواریخ آمده است هنگامى که" صندوق عهد" به دست بت پرستان فلسطین افتاد و آن را به بتخانه خود بردند، به دنبال آن گرفتار ناراحتیهاى فراوانى شدند، بعضى گفتند اینها همه از آثار" صندوق عهد" است لذا تصمیم گرفتند آن را از شهر و دیار خود بیرون بفرستند، و چون کسى حاضر به بیرون بردن آن نبود، ناچار آن را به دو گاو بستند و آنها را در بیابان سر دادند، اتفاقا این جریان درست مقارن با نصب" طالوت" به فرماندهى بنى اسرائیل بود، فرشتگان خدا ماموریت یافتند که این دو حیوان را به سوى شهر" اشموئیل" برانند هنگامى که بنى اسرائیل" صندوق عهد" را در میان خود دیدند، آن را به عنوان آیت و نشانه اى از طرف خداوند بر ماموریت طالوت تلقى کردند. بنا بر این گر چه در ظاهر آن دو گاو آن را به شهر آوردند لکن در واقع به وسیله فرشتگان الهى این کار انجام شد، به همین جهت حمل صندوق به فرشتگان نسبت داده شده است. اصولا فرشته و ملک در قرآن و اخبار معنى وسیعى دارد که علاوه بر موجودات روحانى عاقل، یک سلسله از نیروهاى مرموز این جهان را نیز در بر مى گیرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، صندوق عهد