تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:36:46
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 209 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22282 بار
  • بازدید کل : 559346 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .

    حکایت رویا، واقعیت و زندگی

    Inceptionتلقین، جدیدترین فیلم کریستوفر نولان دارای داستانی بسیار جذاب است که برمحور مساله رویا و نفوذ به رویای دیگران استوار است. این فیلم تاکنون توجه بسیاری از علاقه مندان سینما را به خود جلب کرده است. مطلبی که هم اکنون می خوانید نه به قصد تحلیل فیلم، بلکه با تامل بر برخی مسائل فلسفه ای که با دیدن فیلم احتمالا به ذهن بیننده خطور میکند، نگارش یافته است.

     

    مرز میان واقعیت و رویا چیست؟

    فرض کنید در اداره محل کارتان هستید که ناگاه زنگ تلفن همراه شما به صدا در می آید. پاسخ می دهید. فردی که با شما تماس گرفته یکی از کارمندان بانکی است که در آن حساب پس انداز دارید. او به شما میگوید در یک قرعه کشی استثنایی حساب های قرض الحسنه، برنده 500 میلیون تومان شده اید. بدون تردید بسیار خوشحال می شوید. کارمندان همکارتان را از این موضوع باخبر می کنید. آنها نیز ابراز خوشحالی می کنند و به شما تبریک میگ ویند. ناگهان خواهرتان را که از قضا با شما همکارست می بینید. اشک در چشمانش حلقه زده است و با شادی به شما می گوید که «حالا میتوانی هزینه عمل جراحی پسرت را بدهی و با مابقی پول، بدهی ات به صاحبخانه را بپردازی.»

    ناگهان به فکر فرو میروی و احساس شادی شدیدت که پس از شنیدن خبر برنده شدنت در قرعه کشی در تو ایجاد شد، کمرنگ میشود. به حرف خواهرت فکر میکنی و با خود میگویی: آیا کل این پول فقط به همین دو کار میرسد. یعنی اگر هزینه عمل جراحی پسرم را بدهم مابقی پول فقط به اندازه بدهی ام به صاحبخانه است؟ مگر هزینه جراحی چقدر است؟ مگر پسرم چه بیماری ای دارد؟ اصلا مگر من پسر دارم؟ من بچه ندارم. راستی خواهرم، خواهرم که همکار من نیست.اصلا من کارمند نیستم. اما اینها چه اهمیت دارند. مهم این است که من 500 میلیون تومان برنده شده ام. ولی هیچ بانکی قرعه کشی با جایزه 500 میلیونی ندارد. یک چیز دیگر، من اصلا حساب قرض الحسنه ندارم.

    در اینجاست که شما به آنچه دیدید و شنیدید شک میکنید، چرا که اطلاعات و تجربیات کنونی حاصل شده با اطلاعات قبلی شما از اوضاع زندگی خودتان، هم خوانی ندارد. اگر این عدم مطابقت صرفا مربوط به یک منشأ آگاهی باشد، شما صرفا در مورد همان منشأ شک می کنید. مثلا در مورد صداقت فردی که به شما اطلاعات غلط می دهد، تردید می کنید و نهایتا او را انسان دروغگویی خواهید دانست. اما اگر وضعیت همچون مثال بالا باشد، شاید اولین چیزی که به ذهن شما خطور کند این باشد که دارم خواب می بینم.

    آگاهی از رویا هنگامی که انسان هنوز از خواب بیدار نشده، براحتی حاصل نمی شود.به راستی، مادامی که ما از خواب بیدار نشدیم، چه چیز می تواند باعث شود ما از اینکه آنچه می بینیم رویا ست و نه واقعیت، آگاه شویم. شاید قانع کننده ترین پاسخ این باشد: نظم.اگر دریافت های ما با نظمی که ما بدان خو گرفته ایم سازگار باشد، آن دریافت ها را واقعی خواهیم پنداشت، ولی اگر هنگامی که با برادرم سخن می گویم، به ناگاه ببینم او تبدیل به یکی از دوستانم که سال هاست او را ندیده ام، شد یا اینکه وقتی در حال رانندگی هستم، ببینم ده ها متر از سطح زمین فاصله گرفته ام و... در واقعیت داشتن آنچه می بینم، تردید میکنم.

    اگر معیار ما برای تمایز واقعیت از رویا همین چیز(یعنی نظم) باشد(به نظر میرسد معیار بهتری موجود نیست) با یک مساله مواجه خواهیم شد: فرض کنید فرد خوشخوابی بیش از آنکه بیدار باشد، بخوابد و در خواب نیز مرتب رویا ببیند. فرض کنید او همواره و سالیان سال در رویا ببیند که کبوترها قدرت پرواز ندارند و صرفا می توانند راه بروند و اینکه همیشه در رویا انسانها را دارای 3 دست ببیند.حال تکلیف این فرد برای تمایز گذاشتن میان واقعیت و رویا چیست؟ در اینجا اگر نظمی که انسان بدان خو گرفته را ملاک قرار دهیم باید بپذیریم انسان های واقعی برای این فرد انسان های دارای 3 دست هستند و کبوترهایی که قدرت پرواز دارند، کبوترهای خیالی و رویایی اند.

    اما به نظر می رسد تفاوت دیگری نیز بین رویا و واقعیت وجود دارد و آن اینکه رویا فقط متعلق به خود انسان است و فی المثل هنگامی که من رویا می بینم، پس از بیدار شدن فقط من هستم که آن صحنه ها و تصاویر را دیدهام، ولی واقعیت متعلق به همگان است و همه انسان ها قدرت تجربه دنیای واحد واقعی را دارند.

    پس رویا از واقعیت دو چیز کم دارد: نظم و مشارکت دیگران(یا به قول فیلسوفان، مشارکت بین الاذهانی). با توجه به مثالی که زدیم(مثالِ فرد خوشخواب) اولی (یعنی نظم) برای رویا قابل حصول است. می ماند شرط دوم (یعنی مشارکت دیگران). اگر دیگران وارد رویای من شوند و آنچه در رویا میبینم را آنها هم ببینند و در ضمن رویای من دارای نظمی باشد که بدان خو پیدا کردهام، تمایز آن رویا از واقعیت برایم ناممکن خواهد شد.اینکه چنین وضعیتی واقعا امکان پذیر است یا خیر مساله ای است که فعلا قصد پاسخ بدان را نداریم، ولی اساس و بنیان داستان فیلم Inception بر امکان پذیر بودن این وضعیت استوار است. این فیلم پس از به تصویر کشیدن این وضعیت، تمایز میان رویا و واقعیت را تقریبا ناممکن میکند. شخصیتهای فیلم برای تمایز گذاشتن میان رویا و واقعیت، هر یک معیاری کاملا شخصی را برای خود برگزیدند تا در هر وضعیتی بتوانند به واسطه آن بدانند که رویا می بینند یا واقعیت، ولی با توجه به اینکه فیلم وضعیتی را به تصویر می کشد که افراد در رویا می توانند در ذهن فرد دیگر تغییراتی ایجاد کنند، این ملاک نیز عملا ممکن است برای تشخیص واقعیت از رویا به کار نیاید (همچنان که در مورد مال (همسر کاب) در فیلم Inception به کار نیامد).

     

    ایده

    اولین دیالوگ کاب (نقش اول فیلمInception ) این جمله است: «خطرناک ترین ویروس چیست؟... ایده...» ایده(Idea) در زبان انگلیسی معانی بسیاری دارد: تصور، تصویر، صورت ذهنی و خیالی، فکر، طرح، نقشه، برنامه، هدف، عقیده، نظر، گمان، حدس و... به عنوان معادل فارسی برای کلمه idea به کار میرود. این کلمه دارای پیشینه فکری و فلسفی عمیقی در میان اندیشمندان غربی است. در بین فیلسوفان نخست یونان باستان، مناقشه جدیای درباره اینکه عنصر اصلی و ثابت در جهان چیست، وجود داشت. افلاطون، متفکر بزرگ یونان باستان گفت در جهان مادی همه چیز در تغییر است و هیچ چیز ثابتی وجود ندارد و موجودات ثابت، ایده ها هستند که در عالم مُثُل قرار دارند. از نگاه افلاطون، موجودات حقیقی همان ایده ها هستند و موجودات این جهان مادی در واقع سایه ای از ایده ها محسوب می شوند.

    ارسطو، جهان مُثُل افلاطون را منکر شد و ایده ها را درون ذهن انسان دانست. ایده ها به باور او، تصاویری بودند از موجودات همین جهان که در ذهن انسان نقش می بندند.بر این اساس، ایده در واقع همان تصویر ذهنی است، تصویری که منشأ آن موجودات واقعی این جهانی است و ذهن همچون یک دوربین عکاسی از آنها تصاویری را در خود ایجاد می کند.ذهن میتواند این تصاویر را با یکدیگر ترکیب کند و از ترکیب آنها اموری را بسازد که در جهان واقعی موجود نیستند. مثلا میتواند موجودی را تصور کند که اندامش شبیه اندام شیر و سرش همچون سر انسان است؛ هرچند این موجود در دنیای واقعی وجود ندارد، ولی اجزای آن را ذهن از جهان واقعی تصویر برداری کرده است.

    به وضعیتی که قبلا از آن سخن گفتیم و فیلم Inception براساس آن ساخته شده، بازگردیم. افراد قادر بودند داخل رویای یکدیگر شوند و حتی درون آن تغییر ایجاد کنند. در یکی از صحنه های فیلم، آریادنی وارد رویای کاب میشود و تصور مکانی را که واقعیت دارد درون ذهن کاب ایجاد میکند. کاب در این صحنه به آریادنی میگوید، هیچ گاه در رویاپردازی از مکان های واقعی استفاده نکن، بلکه صرفا از جزئیات یک مکان واقعی استفاده کن و مکان های غیرواقعی را بساز، چون در غیراینصورت، تمایز واقعیت و خیال برایت ناممکن میشود.

     

    ایده رویا بودن این جهان

    مال، همسر کاب پس از اینکه با وی از رویایی طولانی و مشترک بیدار می شود، واقعیت این جهان را منکر می شود و باور دارد این جهان نیز یک رویاست و همچنان که در رویاهای عادی نیز فقط در صورت مرگ فرد در رویا او از خواب بیدار میشد، به نظر او باید او و شوهرش در این جهان خودکشی کنند تا از رویای این جهان رها و در جهان واقعی تر بیدار شوند.کاب شدیدا با این ایده مخالفت می کند و سعی دارد همسرش را منصرف کند، اما نهایتا موفق نمی شود و همسرش خودکشی می کند. کاب خود را در مرگ مال مقصر میداند چرا که اظهار می کند خودش(یعنی کاب) بوده که ایده واقعی نبودن جهان را در یک رویا و با نفوذ به ذهن مال، در ذهن او ایجاد کرده است.

    فیلم در اینجا زیرکانه و بدون صراحت، یک ایده دینی و فلسفی را از زبان شخصیت های فیلم روایت می کند: ایده وجود جهانی دیگر ورای این جهان که در زبان ادیان به مثابه جهان اخروی شناخته می شود و در مرتبه ای والاتر از این جهان و وسیع تر از این جهان است، به نحوی که این جهان در مقابل عالم آخرت همچون رویایی بیش نیست. در حدیثی آمده که «انسانها خوابند. هنگامی که مردند، بیدار میشوند.»1 ابن عربی که او را پدر عرفان اسلامی می دانند نیز این جهان را یک رویا و از جنس خیال می داند.به نظر او موجودات این جهان، نمادهایی نیازمند تعبیر هستند(همچون چیزهایی که ما در خواب می بینیم و آنها را نماد می دانیم و تعبیر خواب در واقع پیدا کردن معانی این نمادهاست). اسقف بارکلی، فیلسوف شهیر مسیحی نیز واقعیت مادی این جهان را منکر شد2 و اظهار داشت آنچه وجود دارد عبارت است از اولا ادراکات ما (یعنی تصورات و ایده هایی که در ذهن داریم) و ثانیا ادراک کننده(که ذهن ماست). بنابراین نه اجسام مادی و نه بدن ما وجود خارجی ندارند. اینها همگی تصورات و ایده هایی درون ذهن ما هستند.بارکلی در پاسخ به این سوال که اگر چنین است که اشیای مادی صرفا تصورات ذهنی ماست، پس چرا ما همگی اشیای یکسانی را می بینیم؟ اظهار کرد که خداوند درون ذهن ما این تصاویر و ایده ها را به شکل یکسان نهاده(یا به بیانی الهام کرده) است. در واقع جهان، ادراکی است که ما از سوی خداوند به شکل یکسان دریافت می کنیم و خداوند خود نیز همچون یک ادراک کننده است، البته ادراک کنندهای با قدرت مطلق و توانایی ادراک را او به ما عطا کرده است. بارکلی بر این اساس قصد داشت از آموزه های دینی چون وجود خدا، وجود روح و جهان آخرت دفاع کند.

    بنابراین، براساس ادیان آخرت باور و همچنین اندیشه های فلسفی افلاطونی، این جهان در مقابل جهان آخرت (به تعبیر ادیان) و جهان مثل(به تعبیر فلسفی) چندان واقعیت ندارد و جهان واقعی همان جهان آخرت در ادیان یا جهان عقول یا مثل در فلسفه است.

    ما می توانیم دو موضع گیری را در بین شخصیتهای فیلم Inception نسبت به این ایده دینی و فلسفی ببینیم. یکی موضع مال(همسر کاب) و دیگری موضع کاب. موضع مال، موضعی آخرت باور(و آن هم از نوع دنیا گزیر آن) است. او آنقدر به جهانی دیگر در پس این جهان و رویایی بودن ها باور دارد که زندگی در این جهان برایش میسر نیست. او این جهان و زندگی درون آن را طرد می کند. در مقابل او، کاب قرار دارد که به زندگی درون این جهان می اندیشد و به آن آری می گوید.(در آخرین صحنه فیلم، آری گویی کاب به زندگی و اغماض او برمسائل متافیزیکیای چون واقعیت و خیال مشهود است.) او این جهان را واقعی می پندارد و می پذیرد و ایده ای که همسرش از آن پیروی می کند را ساختگی می داند و معتقد است خود او این ایده را در ذهن همسرش ساخته است. موضع کاب در واقع یک دیدگاه نیچه ای در قبال ایده های دینی و متافیزیکی است. نیچه قائل بود که چنین ایده هایی ساخته خود انسان هستند؛ یعنی انسانها خود چنین ایده هایی را م یسازند.

    موضع نهایی فیلم در قبال این مساله چیست؟ آیا این جهان تنها جهان واقعی است یا اینکه ما در این جهان نیز در حال رویا دیدن هستیم و پایان این رویا، مرگ ما در این جهان و ورود ما به جهانی دیگر است؟ به نظر می رسد فیلم در پایان پاسخی لا ادری گرایانه به این مساله میدهد و احتمال رویا بودن این جهان و وجود جهان اخروی را تصدیق می کند؛ یعنی در صحنه آخر که فرفره ای که دیکاپریو می چرخاند (فرفره ای که ایستادن آن نشانه این است که فرفره در جهانِ واقعی است و نه رویایی) همچنان به چرخش ادامه می دهد، هرچند به محض اینکه بیننده احساس میکند فرفره می خواهد از چرخیدن بازایستد، فیلم به پایان می رسد.

     

    نفوذ به ذهن دیگران

    از جمله نکات قابل تامل دیگر در فیلم، نفوذ به ذهن دیگران است.پیش از هر چیز باید به خاطر داشت که پذیرش امکان این ایده(نفوذ به ذهن دیگران، چه در خواب و چه در بیداری) از حیث فلسفی مستلزم پذیرش غیرمادی بودن ذهن است.توضیح اینکه در قبال چنین مساله ای که ذهن چیست و اینکه ذهن آیا از جنس مادی است(که در این صورت ذهن همان مغز است) یا اینکه ذهن دارای حقیقتی غیرمادی است که جنس آن، نه ماده بلکه روح است بین متفکران اختلاف وجود دارد. پذیرش نفوذ به ذهن دیگران و الهام به آنها(یعنی انتقال مطلبی به دیگران به شیوه ای غیر از شیوه تجربی و حسی) مستلزم این است که بپذیریم ذهن چیزی غیر از مغز مادی ماست (چرا که مسلما ماده مغز ما به درون ماده مغز دیگران نفوذ نمیکند).

    اما در اینجا یک نکته وجود دارد و آن اینکه هر چند با پذیرش دیدگاه دینی درباره چیستی ذهن، نفوذ به ذهن دیگران از حیث نظری امکان پذیر می شود، ولی ادیان ابراهیمی عمدتا نظر مثبتی نسبت به این مطلب(اگر آن را امکان پذیر بدانند) ندارند و الهام به انسان صرفا از سوی مراتب عالی تر هستی (مثلا از سوی خداوند به انبیا که وحی نامیده می شود) مطلوب است و نه از سوی انسانها به یکدیگر.

     

    پانوشت ها:

    1ـ البته ایده رویا بودن جهان در نگرش اسلامی به معنای واهی بودن آن نیست، بلکه در سنجش و مقایسه این جهان در مقابل عالم آخرت و مشاهده حقایق عظیم تر در مقایسه با آنچه انسان در این عالم دیده است، مطرح می شود.

    بنابر این در اندیشه اسلامی زندگی این جهان مذموم نیست، بلکه از این حیث که محلی برای آزمون الهی است، اصالت دارد.

    2ـ مساله رویا بودن این جهان به عنوان یک احتمال، در شک دکارت (فیلسوف فرانسوی که در قرن 17 می زیست) نیز مطرح شد، ولی دکارت نگاه مثبتی به این فرضیه نداشت و آن را رد کرد، چرا که باور داشت اگر این جهان یک رویا باشد و واقعیت نداشته باشد ما انسان ها فریب بزرگی خورده ایم و این مطلب با عدل خداوند سازگار نیست. توضیح اینکه کم و بیش با شک دکارتی آشنا هستیم. دکارت برای رسیدن به معرفت یقینی در هر معرفتی که صددرصد یقینی نیست، شک کرد. او واقعیت عالم خارج و حتی صحت احکام منطقی و ریاضی را نیز مورد تردید قرار داد و یقینی ندانست، چرا که گفت شاید دیو پلیدی، با احاطه وجودیای که بر ما دارد، ما را فریب داده و ما پنداشته ایم که مثلا همیشه حاصل ضرب دو بر دو، چهار می شود. دکارت نهایتا به دو علم یقینی دست مییابد (و به وسیله این دو علم یقینی، شک خود را ابطال می کند): یک وجود خودش (من فکر می کنم، پس هستم) و دو، وجود خدا، چرا که خدا یعنی کامل ترین موجود و کامل ترین موجود حتما وجود دارد وگرنه او کامل ترین موجود نبود (یعنی در مفهوم کامل ترین موجود، تناقض درونی رخ می داد) و از آنجا که خداوند کامل ترین موجود است، کامل ترین صفات اخلاقی نیز دارد، پس خداوند عادل نیز است و اگر ما یک عمر کامل فکر کنیم جهان واقعیت دارد، ولی جهان واقعیت نداشته باشد، فریب بزرگی خورده ایم که با عدالت خداوند سازگار نیست، پس خداوند ضامن این است که ما دچار چنین فریب های بزرگی نشویم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    رویا دیدن و خیالپردازی موجب تحریک مغز می شود

    پژوهشگران می گویند: قشر قدامی مغز در زمان استراحت و رویا دیدن فعال می شود.

    به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت  روزنامه فیگارو ،   مطالعه ای که در نشریه آکادمی علوم آمریکا به چاپ رسیده است نشان می دهد برخلاف انچه پیش از این تصور می کردیم ، رویا دیدن و خیالپردازی موجب تحریک مغز می شود.

    پژوهشگران در کانادا با کمک تصویربرداری ام آر آی و گرفتن تصاویر دو بعدی و سه بعدی از مغز مشاهده کردند رویا دیدن و خیال پردازی برخلاف تصور ، باعث کندی فعالیت مغزی نمی شود، برعکس می تواند در حل مشکلات پیچیده به شخص کمک کند.

    دکتر کالینا کریستوف مسئول آزمایشگاه علوم عصب شناسی دانشگاه بریتیش کلمبیای ونکوور که مسئولیت این تحقیق را برعهده داشته است می گوید : مغز انسان هنگامی که با محرک های خارجی تحریک نشود با نظم بسیاری کار می کند.

    پژوهشگران اعلام کردند: فعال شدن مراکز مختلف مغزی در زمانی که فرد قادر به تمرکز بر روی یک مسئله نیست یکی از بزرگترین کشفیات علوم عصبی در دهه های گذشته است.این بخش مغزی که فعالیت بیشتری پیدا می کند کورتکس قدامی است.

    محل عملکرد تشخیصی فوقانی همچون زبان ،‌حافظه ، منطق و بطور کلی اعمال حرکتی در بخش قدامی مغز قرار گرفته است.

    آنجلا سیریگو پژوهشگر مرکز مطالعات تشخیصی عصب در فرانسه می گوید : “ده سال پیش مارکوس ریشل، عصب شناس معروف امریکایی و یکی از مبتکران دستگاه تصویربرداری ام آر آی نشان داد هنگامی که شخص در حالت استراحت بسر می برد برخی مناطق مغزش فعال می شود.اکنون این سوال مطرح است که چرا برخی مناطق مغزی فعال و برخی غیرفعال می شوند.”

     به گفته این پژوهشگر: فرضیات متعددی در این زمینه مطرح است.محققان معتقدند هنگامی که شخص در حالت استراحت قرار می گیرد توجه خود را بیشتر به درون متمرکز می کند تا بیرون؛ با این حال این نظریه هنوز تایید نشده است.

    نکته جدید در تحقیقات پژوهشگران کانادایی این است که آن ها توانستند کورتکس قدامی را بعنوان ناحیه بسیار فعال مغز در زمان خیال پردازی و سیر کردن شخص از فکری به فکر دیگر شناسایی کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    شگفتیهای رویا

    رویاها(dreams) تجربه تصاویر، صداها و سایر حواس خیالپردازی شده حین خواب میباشند. معمولاً محتوا و مضامین رویاها خارج از کنترل رویا بین است، البته به استثنای رویاهای روشن(LUCID DREAMS) که درآن رویابین هوشیارانه در می یابد که در حال رویابینی است و قادر به تغییر حقایق پیرامون خویش و کنترل جنبه های گوناگون رویا میباشد. قویترین رویاها و آنهایی که یادآوری شان آسان است در مرحله پنجم خواب یا همان رم(REM) دیده میشوند. یک فرد بطور متوسط 6 سال از کل عمر خود را در دیدن رویا سپری میکند، به عبارتی 2 ساعت در هر شب.

     

    دیدگاه نظریه پردازان در باب کارکردهای رویا:

    1- نظریه زیگموند فروید: زیگموند فروید و کارل یونگ هر دو رویاها را برهم کنشی بین ناخودآگاه و خودآگاه می انگاشتند. همچنین اعتقاد داشتند که ناخودآگاه انسان نیروی غالب در رویاها است. فروید بر این عقیده بود که سانسور فعال بر ضد ناخودآگاه حتی در رویاها نیز نمود دارد. اما یونگ چنین استدلال میکرد که رویاها میتوانند با اشعار قابل قیاس باشند و اعتقاد داشت رویاها توانایی آشکارسازی مفاهیم اصولی و زیربنایی را دارا میباشند. فروید اعتقاد داشت که مضمون رویاها تحقق و ارضای آرزوها و امیال سرکوب شده و واپس رانده ما میباشند. رویاها به ناخودآگاه این اجازه را میدهند تا افکار و امیال غیر قابل پذیرش اجتماع و فراخود را بروز داده و برآورده سازد.تنش میان نهاد(ID) و فراخود(SUPEREGO) به سانسور رویاها می انجامد. ناخودآگاه مصر است که تحقق و ارضاء آرزوها و امیال را بطور کامل و واضح به تصویر بکشد، اما نیمه ناخودآگاه از آن ممانعت میکند. بنابراین آرزوها و امیال خود را بصورت کسوت مبدل نمایان میسازند، تا از گزند سانسور و بازدارندگی ناخود آگاه در امان بمانند. به عنوان مثال رویا ممکن است به شکل ادغام (تلفیقی از چندین اندیشه سرکوب شده)، جابجایی (که اهمیت روانی مضمون رویا به یک مضمون مورد پسند ناخودآگاه منتقل شده است)، بازنمایی (تبدیل اندیشه ها به تصاویر بصری)، فرافکنی (انتساب آرزوها و امیال خویش به فرد دیگر) و یا نمادگری ( جایگزین شدن اعمال، اشخاص و یا ایده ها با یک نماد) در خواب نمود یابد. فروید معتقد بود که کابوسها نتیجه تنش میان فراخود و نهاد است. به عقیده وی ترسها، آرزوها و احساساتی که از آنها بی اطلاع میباشیم، در رویاها تجلی می یابند، اما بصورت رمز گذاری شده و غیر مستقیم. ذهن ناهوشیار از زبان شفاهی استفاده نکرده و از طریق نمادها با ما ارتباط برقرار میکند. برخی نمادها جهانی و برخی جنبه کاملاً شخصی دارند. رویا متشکل از دو بخش است: نخست محتوای آشکار(manifect content) که در واقع همان رویایی است که می بینیم و محتوای نهفته(LATENT CONTENT) که همان امیال و آرزوهای ارضا نشده اند، که رویا آنها را به شکل کسوت مبدل بازگو میکند. رویاها به تخلیه انرژی می انجامند، که اگر چنین نشود ممکن است باعث تعارضات میان فردی، احساس گناه یا اضطراب شوند. تکنیک تحلیل و تعبیر رویا که توسط فروید مورد استفاده قرار می گرفت، تداعی آزاد(FREE ASSOCIATION) نامیده میشود. در این تکنیک رویابین تشویق میشود تا به مضمون رویا بطور غیر مستقیم نظر کند و بیشتر به افکار و احساساتی که رویاها پدید می آورند تامل کرده و آنها را به زبان بیاورد (هر چه به ذهنشان خطور میکند). خود این افکار و احساسات مجدداً به افکار و احساسات دیگری منجر خواهد شد و این روند ادامه می یابد.سپس رشته تداعی های ثبت شده به رویابین کمک میکند تا به مضمون نهفته رویای خود پی برده و به خودشناسی برسد. در تداعی آزاد فرد تشویق میشود تا فرایند اندیشه خویش را کنترل نکند و از او خواسته میشود تا هر چیزی را که از ذهنش میگذرد بدون هیچ سانسوری بیان کند. نظریه فروید اصولاً متمرکز بر امیال جنسی، پرخاشگری و نماد گری است. به عنوان مثال هر شیء استوانه ای شکل در رویا آلت مردانه، هر شیء توخالی و دارای شکاف آلت زنانه و یا عبور قطار از یک تونل به برقراری رابطه جنسی تعبیر میگردد. به عقیده فروید رویاها ترکیبی از تجربیات کودکی با والدین و اتفاقات روز گذشته میباشد.

    2- نظریه کارل یونگ: یونگ نیز به ناخودآگاه اعتقاد داشت، اما به آن به عنوان یک جنبه حیوانی، غریزی و جنسی نمی نگریست. بلکه بیشتر ناخودآگاه را روحانی میدید. وی معتقد بود، رویاها کوشش نمیکنند تا احساسات حقیقی ما را از ذهن بیدار پنهان سازند، بلکه آنها دریچه ای هستند به ناخودآگاه ما. رویاها برای مشکلاتی که در بیداری با آنها مواجه هستیم راه حل ارائه میدهند. یونگ اعتقاد داشت که به همه چیز میتوان بصورت جفتهای متضاد نگریست (خیر/شر، مرد/زن، عشق/نفرت). بنابراین چیزی که بر ضد نهاد(ID) قرار دارد، ضدنهاد(COUNTEREGO) و یا سایه (SHADOW) نامیده میگردد. سایه نمایانگر جنبه های مطرود شماست، چیزهایی که مایل به تصدیق آنها در وجودتان نمی باشید. و جنبه ای از شما که تا حدودی ناپسند، بدوی و ناخوشایند است. وی معتقد بود رویا راهی است برای برقراری ارتباط با ناخودآگاه. وی تصویر سازی ذهنی در رویا را روشی برای آشکار سازی چیزی در رابطه با خویشتن، روابطمان با دیگران و یا شرایط حاکم بر زندگی می پنداشت. رویاها به ما کمک میکنند تا استعدادعای بالقوه خود را شکوفا سازیم. وی به نمادهای جهانی برای تعبیر خواب اعتقاد داشت. وی معتقد بود که مفهوم رویا از نظر فروید که صرفا تحقق و ارضا آرزوهای سرکوب شده است، یک دیدگاه ساده انگارانه است. وی معتقد بود ناخودآگاه جمعی(COLLECTIVE UNCONSCIOUS) و کهن الگوها و یا آرکی تایپ ها(ARCHETYPE) (یک نماد قدرتمند و زیربنایی که همه ما از طریق ناخوداگاه جمعی از آن برخوردار میباشیم، نظیر نماد "مادر" و یا "قهرمان") نظیر مادینه روان و یا آنیما(ANIMA) (مؤلفه مکمل ناخودآگاه مادینه در روان مردان)، نرینه روان و یا آنیموس(ANIMUS) (مؤلفه مکمل ناخودآگاه نرینه در روان زنان) و سایه(SHADOW) در رویاها به عنوان نمادهای رویا، در رویاها تجلی می یابند. وی معتقد بود که رویاها تجلی ناخودآگاه شخصی بواسطه کهن الگوهای ناخودآگاه جمعی است. وی اعتقاد داشت که رویا یک پیام مستقیم از ناخودآگاه شخصی است و تحریفهای احتمالی رویا، کوشش ناخودآگاه بمنظور سرکوب رویا نیست. روش آنالیز رویای وی به این منوال است که رویابین تشویق میشود تا برای هر جنبه از رویای خویش، افکار خود را در رابطه با تمام تداعی های نمادین بیان دارد(شامل تداعی های شخصی، فرهنگی و کهن الگویی). سپس تداعیهای نمادین متعدد بررسی گردیده و مهمترین آنها با یکدیگر تلفیق و تعبیر رویا بر اساس شخصیت خاص فرد انجام میگرفت. وی نه تنها معتقد بود که رویاهای انسان محتوی آرزوها و امیال گذشته وی میباشد، بلکه در عین حال به آینده نیز نظر داشته و هدفها و مقاصد آتی رویابین را مشخص میکنند. همچنین یونگ معتقد بود که رویاها ممکن است حاوی حقایق ناگزیر، خطاهای حسی، خیالپردازی های ماجراجویانه، خاطرات، برنامه ها و تجارب غیر منطقی نیز باشند.

    3- نظریه آلفرد آدلر: وی معتقد بود که رویاها ابزارهای حل مسئله بوده و با مشکلات روزمره زندگی مرتبط میباشند. بنابراین بر مبنای این نظریه، چنانچه شما زیاد رویا میبینید، علت آن ممکن است مشکلات عدیده شما در زندگی تان باشد و یا برعکس اگر زیاد رویا نمی بینید به معنی سلامت روان شما است. وی معتقد بود عناصر کنترل، قدرت و انگیزش عامل نیروی پیشرانه در پس رفتارهای ما میباشند و نه تکانه های جنسی. وی عمده ترین نیروی پیشرانه در زندگی را فائق آمدن بر احساس ناامنی ها، فرودستی ها، کهتری ها و کاستی ها بر می شمرد، که روی همرفته "اراده (معطوف) به قدرت"(WILL TO POWER) نامیده میشود. وی اعتقاد داشت انسان در دوران نوزادی و کودکی دچار عقده حقارت گردیده و از اینرو پیوسته میکوشد تمام عمر خود را صرف جبران آن فقدان قدرت کرده و به کمال برسد. رویاها راهی برای مطرح ساختن ناامنی ها میباشند. وی اعتقاد داشت که رفتار و کردار ما تحت حکمرانی ناخودآگاه قرار ندارد. بلکه کوشش در جهت کمال و نیاز به کنترل علت عملکرد ما است. وی به اینکه ناخودآگاه و خودآگاه بر ضد یکدیگر میباشند، اعتقادی نداشت. وی رویاها را جبران بیش از حد کاستی ها و نقاط ضعف ما در بیداری می دانست. مثلاً شخصی که از رئیس خود هراس دارد، در رویا جسور گردیده و بر سر رئیس خود فریاد میکشد. وی اعتقاد داشت که نه تنها رویاها با نشان دادن ترسهای درونی ما و راهبردهای مرجح در کنارآمدن با مشکلات به ما یاری میرسانند، بلکه آنها نوع شخصیت و سبک زندگی ما را نیز بازگو میکنند.

    4- نظریه فریتز پرلز: وی بنیانگذار گشتالت درمانی است. اساس گشتالت درمانی ، عوض آنالیز عقلانی نگاه به زمان حال است. گشتالت درمانی تاکید دارد بر ادراک مستقیم چیزی که شخص در زمان حال آن را احساس میکند. رویاها فرافکنی بخش های از نهاد است. به اعتقاد وی رویاها بخش طرد شده ، انکار شده و یا سرکوب شده نفس میباشند. وی معتقد بود که هر رویا مختص فرد رویا بین است، و به زبان نمادین جهانی اعتقادی نداشت. وی بر این باور بود که هر شیء و یا کاراکتر در رویا بیانگر جنبه ای از وجود ما میباشد. در آنالیز رویای گشتالت رویابین تشویق میگردد تا وارد گفتگو شود، گفتگو درباره جنبه های گوناگون رویا. همچنین تشویق میشود تا رویا را بازسازی کرده و از دید سایر عناصر رویا، به اظهار عقیده بپردازد. در این روش بر نمادهای جهانی تاکید نمیشود و نمادها را مختص به شخص رویابین می انگارد.

    5- نظریه برانگیختگی -سنتز(ACTIVATION SYNTHESIS THEORY): این نظریه مبتنی است بر اینکه رویاها رخدادهای تصادفی ای میباشند که با فعالیت شدید نورونهای مغز ایجاد میشوند. قسمتی از ساقه مغز موسوم به پل مغزی(PONS) در هنگام خواب و مرحله رم(REM) کماکان به فعالیت خود ادامه داده و تولید تحریکات تصادفی میکند. این فعالیت های شدید سیگنالهایی را به سیستم حرکتی بدن ارسال میکند، اما از آنجایی که در حین مرحله رویابینی (یعنی مرحله REM) تمام بدن فلج است، ازاینرو مغز با یک پارادوکس روبرو میشود. به همین خاطر مغز برای اینکه بتواند چیزی که تجربه میکند را توجیه عقلی کند یک حکایت و داستان که از محتویات سیستم حافظه اقتباس کرده را بطور تصادفی خلق میکند. رویاها در ناحیه مغز قدامی تولید میشوند، آن هم بصورت تصادفی و بدون هدف، به همین خاطر است که مضمون رویاها ناگهان تغییر میکند و یا رویاها معمولا فاقد انسجام میباشند. بنابر نظریه سنتز-برانگیختگی رویاها صرفاً مکانیسمهای بیولوژیکی بی معنی و بدون کارکرد میباشند. به عنوان مثال تحریکات تصادفی ممکن است مشابه آنهایی باشد که حین دویدن ایجاد میشوند. بنابراین ذهن رویابین آن تحریکات را به شکل رویای دویدن تفسیر و خلق میکند. و چنانچه در طی روز رویابین از مشاهده یک گربه غافل گیر شده باشد، مغز از آن حافظه نیز استفاده کرده و ایجاد رویایی میکند بدین مضمون: رویابین توسط یک شیر تعقیب میشود.

    6- نظریه کارکرد حافظه و یادگیری رویا: از منظر عصب شناسی رویاها با برانگیختگی های حافظه بلند مدت همراه میباشند. کارکرد خواب پردازش، رمزگذاری و انتقال داده ها از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت است. در مرحله غیر رم(NREM) پردازش حافظه هوشیار (اظهاری) و در مرحله رم(REM) پردازش حافظه های ناخودآگاه(روندی) انجام میگیرد. در طی روز نیز یک کارکرد اجرایی حافظه بلند مدت را از حیث سازگاری و همسانی با واقعیت وارسی میکند.

    7- نظریه گریفن: رویاها به شکل استعاره های حسی بیان میگردند. رویاها ترجمان استعاره ای انتظارات ما در حین بیداری میباشند. انتظاراتی که در طی روز قادر به عملی کردن آنها نیستیم، سبب پدید آمدن برانگیختگی هیجانی میشوند. بمنظور فرونشاندن این برانگیختگی ها، رویاها خلق میشوند. رویابینی با تکمیل استعاری الگوی انتظارات، آن برانگیختگی های هیجانی را بی اثر میکند.

    8- نظریه میشل ژووه: وی چنین اظهار می دارد که رفتارهای غریزی در جنین و نوزاد انسان حین مرحله رم(REM) برنامه ریزی میشوند. در حقیقت آن رفتارها الزاماً به شکل قالب های ناکامل میباشند، که رویابین بعدها برای آنها در عالم واقع مؤلفه های حسی مشابهی را شناسایی میکند. این قالب های قیاسی این توانایی را به به رویابین میدهند تا نسبت به محیط پاسخ انعطاف پذیرتری بروز داده و توان یادگیری را در وی ایجاد میکنند، چیزی بیش از یک واکنش ساده.

    9- رویاها یک فرآیند شناختی میباشند. رویاها یک اندیشه و یا رشته ای از افکار میباشند که حین خواب جلوه میکنند. و مضمون رویا بازنمایی بصری از ادراکات فردی است. مثلاً وقتی که در رویا می بینید که توسط دوستان خود مورد حمله و هجوم قرار گرفته اید، تعبیر آن میتواند ترس شما از برقرای دوستی با دیگران باشد. در رویاهای پیچیده تر استعاره های فرهنگی نیز در تعبیر رویا دخیل میباشند.

    10- رویاها وظیفه زدودن استرسهای روانی انباشته شده در طی روز را بر عهده دارند.

    11- رویاها در توسعه و رشد مغز نقش مهمی بر عهده دارند. نوزاد انسان 16 تا 18 ساعت در شبانه روز می خوابد، که 50 درصد آن را در حال رویا دیدن سپری میکند. عقیده بر آنست که فراهم آوردن یک منبع درونی "تحریکات شدید" به بلوغ سیستم عصبی انسان کمک کرده و آن را بمنظور کنار آمدن با محرکات خارجی آماده میسازد. اما پس از دوران کودکی کارکرد رویاها تغییر کرده و به عنوان یک ابزار یادگیری وتکمیل فرآیند یادسپاری حافظه عمل میکنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    خواب و رویا در شاهنامه

    در همه فرهنگ‌ها و نیز در همه ادیان و مذاهب، طبیعت خواب و خواب دیدن و دنیای پر رمز و راز رویا، پیوسته توجه بسیاری از انسان‌ها را - از خواص و عوام - به خود جلب کرده و بخش بزرگی از...

    رویا در شاهنامه، ابزار شناخت شهودی وسیله ای برای ادراک ماورای طبیعی ا ست

    نویسنده: پروفسور سید حسن امین - استاد پیشین کرسی حقوق دانشگاه گلاسگو کالیدونیا، انگلستان

    در همه فرهنگ‌ها (اعم از شرقی و غربی، قدیم و جدید، دینی و سکولار) و نیز در همه ادیان و مذاهب (اعم از آریایی و سامی ‌و خاور دور)، طبیعت خواب و خواب دیدن و دنیای پر رمز و راز رویا، پیوسته توجه بسیاری از انسان‌ها را - از خواص و عوام - به خود جلب کرده و بخش بزرگی از فرهنگ، اساطیر، اعتقادات دینی و ادبیات هر سرزمین را به خود اختصاص داده است. از روزگاران کهن تا امروز، اندیشه‌های گوناگون و باورهای متفاوت در باره خواب و رویا، روان بوده است. در فلسفه غرب برابر نظریه‌های فیلسوفان یونان، «نفس ناطقه» در بعضی احوال و ازمان به مرتبه روحانی خود و اصل و متصل می‌شود. به قول سقراط، رویا صدای وجدان انسان است؛ باید آن را درست دانست و از آن اطاعت کرد. به قول ارسطو ، عقل فعال = «عقل کلی» در رویای صادقه، صورتی از حقایق را به «عقل جزئی» نائم ارائه یا القا می‌کند. در فلسفه شرق نیز، رویا حاصل فاصله گرفتن روح از حواس ظاهری و میل آن به قوای باطنی است، به این معنی که انسان گاهی در عالم خواب به ادراک حقایق هستی و وقایع آینده موفق می‌شود و از این رهگذر، به ادراک و معرفت شهودی دست می‌یابد. این احوال اگر در عالم بیداری و هشیاری روی دهد، به آن «مکاشفه» می‌گویند و اگر در عالم خواب طبیعی پیش آید، در صورتی که شفاف باشد، «رویای صادقه» است و در صورتی که ضعیف و مبهم باشد، پیام آن باید با تفسیر و تجزیه و تحلیل (تعبیر)، روشن شود. به قول ابن سینا، قوه متخیله در حالت خواب، به عالم قدس متصل می‌شود و از طریق حس مشترک =( بنطاسیا) به کشف و الهام نایل می‌گردد. شیخ شهاب الدین سهروردی نیز در مقوله خواب و رویای صادقه، نظری موافق و مطابق ابن سینا دارد. جالب است که در رساله‌های رمزی این هر دو فیلسوف بزرگ نیز که به سیر و سلوک روح بشر در مراتب و منازل عرفانی اختصاص دارد، ارتباط عقل جزئی سالک با عقل فعال یا پیر و مرشد معنوی و یا فرشته حامی‌همیشه در حالت خواب اتفاق می‌افتد. این چنین خوابی ا ست که به قول مولانا از بیداری بهتر است:

    بس عجب در خواب روشن می‌شود

    دل درون خواب، روزن می‌شود

    گذشته از ادبیات فلسفی و عرفانی، در حوزه ادبیات حماسی نیز خواب‌های اهورایی یا رویاهای صادقه، تمهیدی فراحسی و متافیزیکی است که قهرمانان حماسه را یاری می‌دهد و از رهگذر ضمیر ناخودآگاه، به رخدادهای آینده رهبری می‌کند و به آنان هشدار می‌دهد. نوشتار حاضر، نگرش فردوسی در شاهنامه را به خواب‌های اهورایی و رویاهای صادقه بررسی می‌کند.

    فردوسی در شاهنامه، مکرر رویای صادقه یا خواب اهورایی را پنجره ای به جهان غیب و ابزاری برای شناخت غیر محسوس شناسایی می‌کند. برای نمونه، در گزارش زندگانی خسرو انوشیروان در همان سرآغاز داستان «خواب دیدن نوشین روان و به درگاه آمدن بوذرجمهر» قبل از سخن گفتن از خواب معروف انوشیروان که تعبیر آن موجب برکشیده شدن بزرگمهر شد، در باره اهمیت خواب می‌گوید:

    نگر خواب را بیهده نشمری

    یکی بهره دانش ز پیغمبری

    به ویژه که شاه جهان بیندش

    روان درخشنده بگزیندش

    ستاره زند رای با چرخ ماه

    سخن‌ها پراکنده گردد به راه

    روان‌های روشن ببیند به خواب

    همه بودنی‌ها چو آتش در آب

    مفهوم بیت نخستین، آن است که رویا یکی از «بهره»ها =(بخش‌ها) نزول وحی به پیامبران است. مفهوم بیت سوم آن است که ستارگان آسمان با «چرخ ماه» (افلاک) که به عقیده قدما دارای نفس مجردند، در باره سرنوشت مردم روی زمین و پیشامدهای آینده جهان، رای زنی می‌کنند و بعد روان‌های روشن و نفوس نورانی (بویژه پیامبران، شاهان و پهلوانان) در حال خواب، آنچه را که ستارگان و عقول فلکی از آن آگاهی دارند، در عالم رویا مشاهده می‌کنند و بدین گونه از آینده باخبر می‌شوند. به عبارت دیگر اکثر رویدادها و تحولات مهم زمینی، پیش از آنکه در عالم خارج صورت وقوع یابند، برای کسانی که در حال خواب به جهان برین متصل شوند، به گونه ای نمادین و سمبولیک مجسم می‌شوند. لذا رویا در نظر فردوسی (همچنان که نه تنها در اغلب ادیان و مذاهب بلکه در فلسفه یونانی و مخصوصا در نظر سقراط و افلاطون نیز) دریچه ای به عالم غیب است.

    در اغلب موارد، رویا در شاهنامه وسیله ای برای غیب گویی شناخته شده است. برای نمونه یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی در نامه ای که به ماهوی سوری و مرزبان خراسان نوشته است، از خواب انوشیروان در خصوص حمله تازیان به ایران چنین یاد کرده است:

    که نوشین روان دیده بد این به خواب

    کز این تخت بپراکند رنگ و تاب

    چنان دید کز تازیان صد هزار

    هیونان مست و گسسته مهار

    گذر یافتندی به اروند رود

    به چرخ زحل برشدی تیره دود...

    کنون خواب را پاسخ آمد پدید

    ز ما بخت گردون بخواهد کشید

    شود خوار هر کس که بود ارجمند

    فرومایه را بخت گردد بلند

    پراکنده گردد بدی در جهان

    گزند آشکارا و خوبی نهان

    در شاهنامه، رویا، اساس بسیاری از جنگ‌ها، قتل‌ها، ازدواج‌ها، کنش‌ها و واکنش‌هاست و اغلب رویدادهای مهم پیش از آنکه در عالم خارج، واقع شود، در عالم رویا به شاهان و پهلوانان ظاهر شده است. فردوسی در مجموع سی و چهار بار در شاهنامه از خواب و رویا سخن در میان آورده است؛ از جمله: خواب کیخسرو، خواب‌های سام (دو خواب)، خواب گشتاسب، خواب بابک نیای اردشیر (دو شب پیاپی)، خواب کتایون (دختر قیصر و مادر اسفندیار)، خواب رودابه، خواب کیقباد، خواب افراسیاب، خواب طوس، خواب سیاووش، خواب پیران، خواب گودرز، خواب جریره (مادر فرود)، خواب ضحاک، خواب رستم، خواب‌های کید هندی (دو خواب)، خواب بهرام چوبین (دو خواب)، خواب انوشیروان و سرانجام خواب خود فردوسی.

    رویاهای ذکر شده در شاهنامه را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد: اول رویاهای دوران اساطیری، دوم رویاهای دوران تاریخی، سوم رویاهای عصر فردوسی و به اختصاص رویای شخص فردوسی.

    3-1. رویاهای دوران اساطیری

    در اساطیر ایرانی، رویا به زبان نمادین و سمبولیک از آینده خبر می‌دهد. در بخش اساطیری شاهنامه، آفتاب نماد تولد، ابر نماد سروش، باز نماد قدرت و سلطنت، کوه آتش، نماد آتش افروزی و جنگ است. از میان سی رویایی که در بخش اساطیری شاهنامه ذکر شده است، ما یازده رویا را در اینجا گزارش می‌کنیم:

    3-1-1. خواب گشتاسب

    گشتاسب، پیش از رسیدن به پادشاهی، سلطنت خود را به خواب می‌بیند و آن را برای همسرش کتایون نقل می‌کند:

    چنین داد پاسخ که من بخت خویش

    بدیدم به خواب افسر و تخت خویش

    3-1-2. خواب کید

    کید (پادشاه هند در زمان فتوحات اسکندر مقدونی) چندین شب متوالی صحنه خاصی را مکرر به خواب می‌بیند که:

    یکی شاه بد هند را، کید نام

    خردمند و بینادل و شادکام

    دمادم به ده شب پس یک دگر

    همی‌خواب دید، این شگفتی نگر

    کید تمام حکیمان را گرد کرد و از ایشان انجمنی ساخت تا خواب او را تعبیر کنند، ولی کسی از عهده تعبیر آن برنیامد تا آنکه مهران، آن را تعبیر کرد و گفت که اسکندر با سپاهی به هند حمله خواهد کرد و تنها راه نجات، آشتی و صلح با اسکندر از طریق اهدای دختر، فیلسوف، پزشک و قدح خاص شاه به اسکندر است:

    چو بشنید مهران ز کید این سخن

    بدو گفت از این خواب دل برمکن

    نه کمتر شود بر تو نام بلند

    نه آید بر این پادشاهی گزند

    3-1-3. خواب سام

    در داستان زال، سام (نیای رستم) مردی هندو را سوار بر اسب به خواب می‌بیند که به او مژده تولد فرزندی می‌دهد و سام پس از بیداری رویای خود را برای موبدان نقل می‌کند:

    چو بیدار شد، موبدان را بخواند

    وزین در سخن چند گونه براند

    بدیشان بگفت آنچه در خواب دید

    جز آن هرچه از کاردانان شنید

    هنگامی‌که زال متولد می‌شود، چون سپید موی است، سام او را در البرزکوه رها می‌کند و پس از آن شبی در خواب می‌بیند که فرزندش زنده مانده است. سام از موبدان تعبیر این خواب را می‌خواهد و آنان می‌گویند که همه جانوران از شیر و پلنگ و ماهی تا حیوانات اهلی، بچه خود را پرورش می‌دهند و به کوه افکندن فرزند، خلاف فرمان ایزد است. لذا سام به کوه می‌رود و فرزند خود را باز می‌یابد.

    3-1-4. خواب افراسیاب

    هنگامی‌که سیاوش در بلخ است، سپاه ایران به سرداری رستم، لشکر تورانیان را شکست می‌دهد. افراسیاب که در آن زمان در سغد به سر می‌برد، در مقام تدارک این شکست، جشنی برای سپاه خود برپا می‌کند تا سپاه خود را آماده جنگی دیگر با ایران کند اما همان شب، کابوسی به خواب می‌بیند که در بیابان خشک و پر مار خیمه زده است و بر اثر گردبادی سراپرده اش به خطر می‌افتد و سربازانش کشته می‌شوند و خود او اسیر سپاه ایران می‌شود. افراسیاب این خواب را به گرسیوز و وزیرش پیران ویسه باز می‌گوید:

    بیابان پر از مار دیدم به خواب

    زمین پر ز گرد، آسمان پر عقاب

    3-1-5. خواب سیاوش

    سیاوش (فرزند کیکاووس) در حالی که به دلیل بیماری همسرش فرنگیس (دختر افراسیاب) از رفتن نزد افراسیاب پوزش خواسته است، به خواب می‌بیند که کشته شده است و سراسیمه از خواب بیدار می‌شود و به همسرش فرنگیس می‌گوید:

    چنان دیده ام، سرو سیمین به خواب

    که بودی یکی بی کران رود آب

    یکی کوه آتش به دیگر کران

    گرفته لب آب نیزه روان

    ز یک سو شدی آتش تیز گرد

    برافروختی زو سیاوخش گرد

    سیاوش بدو گفت کان خواب من

    به جای آمد و تیره شد آب من

    تعبیر این خواب، آن است که در پی عذر خواهی سیاوش از رفتن به دربار افراسیاب، گرسیوز به دسیسه چینی می‌پردازد. سیاوش بر اثر دیدن آن خواب، به سرنوشت محتوم خود پی می‌برد و عاقبت هم در جنگ با افراسیاب کشته می‌شود.

    3-1-6. خواب گودرز

    گودرز فرزند گشواد که از پهلوانان بزرگ ایران است، در خواب از وجود کیخسرو (فرزند سیاوش) در توران آگهی می‌یابد:

    چنان دید گودرز یک شب به خواب

    که ابری برآمد از ایران پر آب

    بر آن ابر پران خجسته سروش

    به گودرز گفتی که بگشای گوش

    به توران یکی شهریار نو است

    کجا نام او شاه کیخسرو است

    سروش در این رویا به شکل ابر در نظر گودرز گشواد نمایان می‌شود و به او مژده می‌دهد که کیخسرو در توران است. در پی این خبر، گودرز، فرزندش گیو را به توران می‌فرستد تا کیخسرو را برای انتقام گرفتن از افراسیاب به ایران بیاورد.

    3-1-7. خواب کیخسرو

    هنگامی ‌که کیخسرو از پادشاهی سر می‌خورد و مدت پنج هفته گریان و خروشان به درگاه خدای می‌نالد، عاقبت سروش را به خواب می‌بیند:

    بخفت او و روشن روانش نخفت

    که اندر جهان با خرد بود جفت

    چنان دید در خواب کو را به گوش

    نهفته بگفتی خجسته سروش

    که ای شاه نیک اختر نیک بخت

    بسودی بسی یاره و تاج و تخت

    اگر زین جهان تیز بشتافتی

    کنون آنچه جستی همه یافتی

    3-1-8. خواب کتایون

    کتایون (دختر قیصر) شوهر آینده خود را به خواب می‌بیند:

    کتایون چنان دید یک شب به خواب

    که روشن شدی کشوری آفتاب

    یکی انجمن مرد پیدا شدی

    از انبوه مردم ثریا شدی

    سر انجمن بود بیگانه ای

    غریبی دل آزاد فرزانه ای

    3-1-9. خواب ضحاک

    ضحاک چهل سال پیش از نابودی اش شبی در خواب دید که سه مرد جنگی، ناگهان در مقابل او پیدا شدند که او را از دیدن آنها وحشت گرفت. موبدان خواب او را چنان تعبیر کردند که فریدون سر و تخت او را به خاک خواهد افکند:

    چنان دید کز کاخ شاهنشهان

    سه جنگی پدید آمدی ناگهان

    دو مهتر یکی کهتر اندر میان

    به بالای سرو و به فر کیان

    کمر بستن و رفتن شاهوار

    به جنگ اندرون گرزه گاوسار

    ضحاک در خواب مشاهده می‌کند در حالی که آن سه سوار طناب به گردن او انداخته اند، او را به کوه دماوند می‌برند:

    دمان پیش ضحاک رفتی به جنگ

    نهادی به گردن برش پالهنگ

    همی‌ تاختی تا دماوند کوه

    کشان و دوان از پس اندر گروه

    ضحاک از آن پس در خواب می‌بیند که پادشاهی و تاج و تختش توسط فریدون نابود می‌شود:

    کسی را بود زین سپس تخت تو

    به خاک اندر آرد سر و بخت تو

    کجا نام او آفریدون بود

    زمین را سپهری همایون بود

    البته این رویای ضحاک به حقیقت می‌پیوندد و کاوه آهنگر به یاری فریدون می‌شتابد و با سپاهی که از نقاط مختلف ایران جمع می‌کنند، ضحاک را دستگیر کرده و در پشت کوه دماوند به بند می‌کشند.

    10-1-3. خواب بابک

    بابک پادشاه ایران، به خواب می‌بیند که پسرش ساسان بر پیلی سوار است. معبران آن را چنین تعبیر می‌کنند که ساسان به سلطنت خواهد رسید:

    کسی را که بینند زین سان به خواب

    به شاهی برآرد سر از آفتاب

    3-1-11. خواب پیران ویسه

    پیران ویسه، سیاوش را که به دست افراسیاب در توران بر اثر توطئه به قتل رسیده است، به خواب می‌بیند. سیاوش در عالم رویا به پیران ویسه می‌گوید که از او فرزندی به نام کیخسرو در توران باقی است و باید او را از توران به ایران آورد تا بر تخت سلطنت بنشیند:

    چنان دید سالار پیران به خواب

    که شمعی برافروختی ز آفتاب

    سیاوش بر شمع تیغی به دست

    به آواز گفتی: نشاید نشست

    کزین خواب نوشین سر آزاد کن

    ز فرجام گیتی یکی یاد کن

    که روزی نوآیین و جشنی نو است

    شبی سور آزاده کیخسرو است

    3-2. رویاهای دوران تاریخی

    از ویژگی‌های رویاهای گزارش شده در بخش تاریخی شاهنامه این است که اغلب آنها با روایت‌های مندرج در متون حدیث و تفسیر و تواریخ ایران پس از اسلام، همخوانی دارد، به نحوی که برای پژوهشگر آگاه، رگه‌های تاثیرپذیری گزارش فردوسی از فرهنگ اسلامی ‌در این موارد کاملا آشکار است. در اینجا ما برای نمونه به دو خواب انوشیروان اشاره می‌کنیم:

    3-2-1. خواب انوشیروان درباره پیامبر اسلام

    فردوسی در شاهنامه خواب مشهور انوشیروان را که مسلمانان، آن را یکی از معجزات پیامبر اسلام و از «دلایل» و «شواهد» نبوت آن حضرت ثبت کرده اند، نقل می‌کند. این خواب همان است که در بسیاری متون همچون تاریخ بلعمی و فارسنامه ابن بلخی آمده است که خسرو انوشیروان، خود در شب ولادت حضرت رسول خواب دید که کنگره ایوان مدائن به زمین افتاد و نوری از جانب حجاز بتابید که جهان را روشن ساخت. همان شب، «موبدان موبد» یعنی بزرگ‌ترین موبد رسمی‌ دولت ساسانی نیز به خواب دید که اشتران کوچک تازیان بر اشتران بزرگ ایرانی غالب شدند. در پی بازگویی این خواب‌ها بود که از سوی خسرو انوشیروان به نعمان بن منذر، حاکم حیره دستور داده شد تا بهترین معبر عرب را برای تعبیر خواب وی احضار کنند. صدور فرمان مزبور بنا به روایات اسلامی ‌به تعبیر این خواب، از سوی شق و سطیح کاهن می‌انجامد. فردوسی همین مضامین را در شاهنامه چنین به نظم درآورده است:

    فراوان بر آن عهد، کسری گریست

    پس از عهد، یک سال کسری بزیست

    در این سال، یک شب نیایش کنان

    به خواب اندرون شد ستایش کنان

    چنان دید روشن روانش به خواب

    که در شب برآمد یکی آفتاب

    چهل پایه نردبان از برش

    که می‌رفت تا اوج کیوان سرش

    برآمد برین نردبان از حجاز

    خرامان خرامان به کشی و ناز

    جهان قاف تا قاف پر نور کرد

    به هر جا که بد ماتمی، سور کرد

    در آفاق هر جا ز نزدیک و دور

    نبد کان نه از فر او یافت نور

    به هر جا که بد نور نزدیک راند

    جز ایوان کسری که تاریک ماند

    سپس به گزارش فردوسی، بزرگمهر، تعبیر این خواب انوشیروان را برای او بازگفت، لیکن از آنجا که فردوسی، اسلام باور و شیعی مذهب است، در گزارش تعبیر خواب انوشیروان، خود، حقانیت اسلام و معجزات پیامبر (از جمله شق القمر) را از زبان بزرگمهر به نظم درآورده است، در حالی که مسلم و ثابت است که بزرگمهر، سال‌ها پیش از ظهور اسلام نمی‌تواند از وقوع چنین معجزه ای که هنوز اتفاق نیفتاده است، آگاهی داشته باشد. پس باید اعتراف کرد که این گفتار، نمودی از باورهای خالق شاهنامه است که در مقام گزارش خواب انوشیروان و تعبیر آن از سوی بزرگمهر، باورهای اسلامی ‌خویش را بر آن گزارش افزوده و گفته است:

    از این روز در تا چهل سال بیش

    نهد مردی از تازیان پای پیش

    که در پیش گیرد ره راستی

    بپیچد ز هر کژی و کاستی

    به هم برزند دین زرتشت را

    به مه چون نماید سرانگشت را

    به دو نیمه گردد ز انگشت او

    به کوشش نبیند کسی پشت او

    به تخت سایه پایه برآید بلند

    دهد مر جهان را به گفتار پند

    پس از وی ز تو یک نبیره بود

    که با پیل و کوس و تبیره بود

    سپاهی بتازد بر او، از حجاز

    اگرچه ندارد سلیح و جهاز

    ز تخت اندر آرد مر او را به خاک

    ز گردان کند مر جهان جمله پاک

    بیفتد همه رسم جشن سده

    شود خاکدان جمله آتشکده

    به گشتاسب، جاماسب خود گفته بود

    از این راز و این راه آشفته بود

    3-2-2. خواب دیگر انوشیروان

    انوشیروان در عالم رویا دید که درختی در کنار کاخ او روییده است و در کنار آن، گرازی با او از یک پیاله شراب می‌نوشد. تعبیر این خواب به دست بزرگمهر نوجوان موجب برکشیده شدن بزرگمهر شد. فردوسی پیش از ورود به این داستان، در باره اهمیت خواب به طور عام و خوابی که «شاه جهان» (به عنوان نماد کل کشور) دیده باشد، به طور خاص (با گوشه چشمی ‌به روایت معروف اسلامی ‌که رویا را جزئی از اجزای نبوت می‌داند)، می‌گوید:

    نگر خواب را بیهده نشمری

    یکی بهره دانش ز پیغمبری...

    شبی خفته بد شاه نوشین روان

    خرد پیر و بیدار و دولت جوان

    چنان دید در خواب کز پیش تخت

    برستی یک خسروانی درخت

    شهنشاه را دل بیاراستی

    می‌و رود و رامشگران خواستی

    ابا آن بر آنگاه آرام و ناز

    نشستی یکی تیزدندان گراز

    نشستی و می‌خوردن آراستی

    می‌از جام نوشین روان خواستی

    بزرگمهر، این خواب را چنین تعبیر می‌کند که جوانی در شبستان شاه، خود را به شکل زنان درآورده و جامه زنان پوشیده و با یکی از همسران شاه، نرد عشق می‌بازد:

    چنین داد پاسخ که در خان تو

    میان بتان شبستان تو

    یکی مرد برناست کز خویشتن

    به آرایش جامه کرده است زن

    این حکایت البته از شاهنامه به متون منثور پارسی راه یافته است و از جمله در جوامع الحکایات محمد عوفی و لطایف الطوائف فخرالدین علی صفی هم آمده است.

    3-3. رویای شخص فردوسی

    خوابی که فردوسی، خود درباره سلطان محمود غزنوی دیده است، نیز در شاهنامه ذکر شده است، هرچند می‌دانیم که این خواب، در واقع، به خلاف میل فردوسی تعبیر شد:

    بر اندیشه شهریار زمین

    بخفتم شبی لب پر از آفرین

    چنان دید روشن روانم به خواب

    که رخشنده شمعی برآمد ز آب

    همه روی گیتی شب لاژورد

    از آن شمع، گشتی چو یاقوت زرد

    نشسته بر او شهریاری چو ماه

    یکی تاج بر سر به سان کلاه

    رده برکشیده سپاهش دو میل

    به دست چپش هفتصد ژنده پیل

    یکی پاک دستور پیشش به پای

    به داد و به دین شاه را رهنمای

    مرا خیره گشتی سر از فر شاه

    و ز آن ژنده پیلان و چندان سپاه

    چو آن چهره خسروی دیدمی

    از آن نامداران بپرسیدمی ‌که این چرخ و ماه است یا تاج و گاه؟

    ستاره ست پیش اندرش یا سپاه؟

    یکی گفت: کاین شاه روم است و هند

    ز قنوج تا پیش دریای سند

    به ایران و توران، ورا بنده اند

    به رای و به فرمان او زنده اند

    جهاندار محمود، شاه بزرگ

    به آبشخور آرد همه میش و گرگ

    چو کودک لب از شیر مادر بشست

    به گهواره محمود گوید نخست

    رویا در شاهنامه، ابزار شناخت شهودی و وسیله ای برای ادراک ماوراء طبیعی ا ست. اکثر رویدادهای مهم، پیش از وقوع در خواب به پهلوانان و پادشاهان الهام شده است.

    فردوسی به تعبیر خواب معتقد بوده و معبران در شاهنامه اغلب موبدان، حکیمان و روحانیان بزرگ بوده اند که توانسته اند حوادث آینده را با تعبیر درست، پیشگویی کنند.

    با این همه، در نهایت امر، تجربه شخصی فردوسی از خواب دیدن «جهاندار محمود، شاه بزرگ» درست از آب درنیامد و سلطان محمود، قدر این کار خطیر را نشناخت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    روشهای کنترل خواب و رویا: رویای دلخواه خود را ببینید

    یاد گرفتن اینکه چطور رویاهایمان را کنترل کنیم، بخش بسیار مهمی از رویای شفاف است. تشخیص اینکه دقیقاً چه زمانی خواب می بینیم کافی نیست باید با قوانین دنیای خواب و رویا آشنا شویم.

    شما می توانید بااستفاده از تکنیک های خاص یادبگیرید که چطور در واقعیت مجازی دنیای خواب هر کاری را انجام دهید. پس بدون معطلی بیشتر، اجازه بدهید نگاهی به بعضی از متداولترین موضوعات خوب بپردازیم.

    خواب

    رویای پرواز

    اکثر افراد وقتی یاد می گیرند که رویای شفاف داشته باشند، به سراغ رویای پرواز می روند. این یک آرزوی متداول است و مطمئنم که همه آنها که اصول رویای شفاف را یاد گرفته اند، یکبار هم که شده این رویا را دیده اند.

    اما، کنترل خواب پرواز همیشه هم آسان نیست. پرواز کردن در زندگی عادی امری عادی نیست به همین خاطر وقتی سعی می کنید خواب پرواز ببینید، ذهن خودآگاه شما در باور آن کمی مشکل خواهد داشت.

    ممکن است متوجه شوید که خیلی بالا رفته اید یا خودتان را متقاعد کنید که حتماً پایین می افتید. این مشکل فیزیکی نیست، مشکلی ذهنی است.

    به فیلم ماتریکس فکر کنید، وقتی که مورفوس از نئو می پرسد که چطور در جنگ واقعیت مجازی او را می زند. آیا به خاطر این بود که در دنیای شبیه سازی شده، قوی تر، سریع تر یا شایسته تر بود؟ خیر. به خاطر این بود که واقعاً باور داشت که بهتر است. در رویای شفاف هم وضع به همین صورت است.

    برای پروراندن این باور و دیدن یک رویای پرواز عالی، باید کم کم از پریدن های کوتاهتر شروع کنید و بعد تدریجاً به خودتان اجازه دهید که بالاتر بروید. باید همیشه یادتان باشد که این یک رویاست و هیچ آسیبی نخواهید دید. با تمرین خیلی زود می توانید مثل سوپرمن بالاتر از ابرها و روی شهر پرواز کنید.

    اگر می خواهید می توانید از کمک پرواز هم استفاده کنید. این کمک می تواند هر چیزی مثل بال های خیلی بزرگ یا یک جت یکنفره باشد، یا حتی نشستن روی یک اژدهای بالدار.

     

    تغییر صحنه در رویا

    ایجاد تغییر صحنه در خواب در جلوی چشمانتان کار دشواری است. دلیل اصلی آن این است که خودتان انتظار آن تغییر را ندارید.البته، وقتی صحبت از یاد گرفتن کنترل رویاها به میان می آید، همیشه راهی وجود دارد. تحقیقات مربوط به خواب های شفاف راه های مختلفی را برای تغییر صحنه در خواب های آگاهانه کشف کرده است.

    من یکبار می خواستم در خواب چیزی بخورم اما در وسط یک مزرعه بودم. به خاطر همین یک کمی جادو و جنبل در خوابم راه انداختم. تجسم کردم که یک رستوران پشت سرم است و وقتی یک ثانیه بعد سرم را برگرداندن، آن رستوران همانجا بود. بعد داخل شدم و یک غذای خیلی خوشمزه سفارش دادم.

    گاهی اوقات  یک در جادویی پیدا می کنم و پشت آن می ایستم. مقصدم را پشت در تجسم می کنم. اینکار را می توانید با آینه هم انجام دهید. آینه ها هم معمولاً  به مکان های دیگری راه دارند و راهی برای تغییر واقعیت به حساب می آیند.

    مهمترین چیز این است که واقعاً باور داشته باشید که صحنه می تواند عوض شود. درغیراینصورت با ذهن خودآگاهتان وارد جنگ منطقی خواهید شد. عادت کنید که هر از گاهی به خودتان بگویید که “این یک رویا است” و خیلی زود یاد می گیرید که هر چیزی در رویا ممکن است.

     

    خواب

    سفر در زمان

    این یک راه خیلی ساده برای یادگرفتن کنترل رویاست. تا بالاتر از ابرها پرواز کنید تا جاییکه که دیگر زمین دیده نشود. زمان و مکانی را که می خواهید به آن بروید تجسم کنید و بعد دوباره به سمت زمین پایین بروید. یا وارد ماشین زمان شوید، همه دکمه ها را فشار دهید و همه اهرم ها را بچرخانید و خودتان را متقاعد کنید که دارید در زمان سفر می کنید و بعد دوباره از ماشین زمین بیرون بروید. هر دو این روشها را می توانید برای تغییر صحنه و رفتن به یک مکان دیگر هم استفاده کنید.

     

    پیدا کردن اشیاء رویایی

    تحقیقات مربوط به خواب و رویا راه های بسیار زیادی را برای پیدا کردن اشیاء جدید در رویا پیدا کرده اند. کلید کار تجسم است. اشیاء نمی توانند جلوی چشمتان شکل بگیرند اما می توانید به دور و اطراف نگاه کنید و اشیائی پیدا کنید که قبلاً آنجا نبوده اند.

    می توانید اشیائی را در جیبتان، پشت سرتان، زیر یک تکه سنگ، در کشو کمد، پشت درخت، در یک جعبه و … پیدا کنید. باید راهی را پیدا کنید که بیشتر به دردتان بخورد.

     

    حرف زدن با ذهن ناخودآگاه

    وقتی بدانید که چطور می توانید یک رویای شفاف ببینید، به ذهن ناخودآگاهتان هم دسترسی آسانتری خواهید داشت. می توانید مستقیماً با آن ارتباط برقرار کنید و بینش عمیق تری نسبت به خود و درک خود از دنیا پیدا کنید.

    وقتی اینگونه خواب دیدن را یاد گرفتید، ساده ترین راه برای ارتباط برقرار کردن با ذهن ناخودآگاهتان این است که به آن جسمیت دهید. یک شخصیت رویایی بسازید (انسان یا حیوان) که از حرف زدن با او لذت می برید و بعد از او سوالات واضح و آشکار بپرسید. از خیلی پاسخهایی که خواهید شنید مطمئناً متعجب خواهید شد.

    “خواب دیدن به همه ما این امکان را می دهد که با آرامش و اطمینان هر شب از زندگیمان دیوانگی را تجربه کنیم.” –(ویلیام دیمنت)

     

    تحقیقات مربوط به رویاهای شفاف

    همانطور که می بینید یادگرفتن کنترل رویاها درست مثل حرف زدن به زبان ذهن ناخودآگاهتان است که البته همیشه ترجمه دقیقی برای آن وجود ندارد. خیلی از کارهای فوق العاده و غیرممکن در رویا قابل قبول اند درحالیکه خیلی کارهای منطقی ممکن است از شما فرار کنند. این هدف شماست که قوانین آن را کشف کنید و راه های جدید برای کنترل رویاهایتان پیدا کنید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    رویا (خواب دیدن)

    رویا یعنی وجود تصاویر ذهنی در غیاب تحریکات خارجی درست مثل خاطرات زنده و خیالبافیها. برخی خیالبافیها به قدری به واقعیت نزدیک‌اند و به قدری خوب سازمان یافته‌اند که خیال می‌کنیم واقعیت دارند و پیش خود می‌گوییم که بعید است این بار هم در حال رویا باشیم.

     

    مثال

    ممکن است شما در شب امتحان رویا ببینید در جریان رویا شما امتحان می‌دهید و نمره 20 می‌گیرید. برخی دیگر از رویاها سازمان ندارند و تغییر شکل یافته‌اند. ممکن است ما در طول هر یک از مراحل خواب ، رویا داشته باشیم اما رویاهایی که در طول خواب عمیق بوجود می‌آیند، جذابیت بیشتری دارند. در نتیجه امکان دارند این رویاها ، با اینکه یک قسمتشان غیر واقعی باشد، تصاویر روشن و روابط منسجمی داشته باشند.

    گاهی به هنگام بیداری تصور خواهید کرد در مدت رویا زمان طولانی‌تر شده است. به نحوی که محتوای یک رویای 10 یا 15 دقیقه‌ای به نظرتان روزها یا هفته‌ها طول کشیده است اما رویاها تمایل دارند «زمان واقعی» را طی کنند. 15 دقیقه از رویداد ، تقریبا 15 دقیقه از رویا را به خود اختصاص می‌دهد. سینماهای رویای شما تا اندازه‌ایی انعطاف‌پذیر است. شما می‌توانید رویاهای سیاه ، سفید و حتی رنگی داشته باشید.

     

    نظریه‌های مربوط به رویا

    نظریه فروید

    زیگموند فروید این فرضیه را ارائه کرد که رویا تمایلات و آرزوهای نا آگاه را منعکس می‌کند. به نظر فروید ، رویا اجازه می‌دهد تا ما تمایلاتی را که در مدت روز سانسور می‌کنیم، نشان دهیم. به علاوه ، او متعقد بود که محتوای رویا سمبل چیزهای ناآگاه خیالی است. بنابراین اکثر رویاهای ما ، احتمالاً بیانگر تمایلات سرکوب شده ، حتی به صورت مبدل هستند.

     

    نظریه فعال خواب

    طبق نظریه فعال خواب ، که بوسیله هوسبون و مک کارلی پیشنهاد شده است، رویا اصولاً فعالیت زیستی مغز را منعکس می‌کند نه فعالیت روان شناختی آن را. طبق این نظریه ، زیادی استیل کولین در مغز و مکانیسم سازمان یافته در برآمدگی مغز ، واکنشهایی ایجاد می‌کند که نتیجه آن رویاست. یکی از این واکنشها دستگاه فعال ساز شبکه‌ای است که ما را تحریک می‌کند اما در حدی که ما را بیدار کند. در مدت بیداری ، تخلیه این سلولها در دستگاه شبکه‌ای ، به حرکات و مخصوصا به حرکات نیمه خودکار مثل راه رفتن ، دویدن و سایر اعمال فیزیکی وابسته است. با این همه در طول خواب ، یک بازداری کلی نیز در مورد فعالیت حرکتی (ماهیچه‌ای) وجود دارد به نحوی که ما به هنگام رویا حرکت نمی‌کنیم. ماهیچه‌های چشم تحریک می‌شوند و به همراه رویا حرکات چشمی سریع نشان می‌دهند.

     

    به علاوه دستگاه فعال ساز شبکه‌ای فعالیت عصبی آن قسمت از کرتکس را تحریک می‌کند که در بینایی ، شنوایی و حافظه دخالت دارد. آن گاه کرتکس بطور خودکار ، این منابع تحریک را ترکیب می‌دهد یا آنها را گروه بندی می‌کند تا ماده اولیه رویا بوجود آید. نظریه فعال خواب معتقد است که ما تمایل داریم رویدادهای روزانه را نیز در خواب ببینیم. رایجترین فعالیت عصبی کرتکس عبارت است از باز نمایی رویدادها یا نگرانیهای روزانه. با این همه ، به نظر می‌رسد که هوسبون نشان می‌دهد برخی رویاها می‌توانند اشتغالات روانی فرد را شامل شوند اشتغالاتی که درباره «راهبردهای زندگی» یا راههای سازگاری او یک دید کلی می‌دهند.

     

    نظریه کریک و میچستون

    کریک و میچستون نظریه دیگری درباره عملکرد رویاها ، که از چشم انداز هوش مصنوعی نشات گرفته است، ارائه می‌دهند. آنها معتقدند که خواب عمیق به مغز اجازه می‌دهد تا از تراکم شدید اطلاعات جلوگیری کند. به عبارت دیگر ، رویا فضای حافظه را آزاد می‌کند تا بر رویاهای روز بعد تمرکز داشته باشد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    رویااز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    رویا تجربه افکار، تصاویر یا احساساتی است که هنگام خواب (خصوصاً در خواب‌های همراه با حرکات سریع چشم) انجام می‌پذیرد. رویا ممکن است شامل اتفاقات عادی و روزمره و یا عجیب و غریب بشود. انسان‌ها بصورت تاریخی همواره اهمیت زیادی برای رویا قائل بوده به طرق مختلف به آن نگریسته‌اند. به عنوان مثال گروهی آن را پنجره‌ای به سمت مقدسات، گذشته، آینده و یا دنیای مردگان در نظر گرفته‌اند. برخی جوابهای خلاقانه‌ای برای سؤالات فکری یا عاطفی خویش در رویاها یافته‌اند، و هنرمندانی ایده‌های هنری نوینی از خواب اتخاذ کرده‌اند. معروف‌ترین نظریه روانشناسی در مورد اهمیت رویاها متعلق زیگموند فروید می‌باشد. فروید عقیده داشت که خواب از آن جهت حائز اهمیت می‌باشد که امیال سرکوب شده‌ای که خودآگاه از آنها مطلع نیست عموماً به اشکال نمادینی در خواب ظاهر می‌شوند.[۱] نظریه دیگر متعلق به یونگ بوده که خواب را افشاگر ذهن ناخودآگاه می‌دید. به عقیده یونگ خواب حوادث آینده را پیشبینی کرده، و به نکاتی در شخصیت خواب بیننده که شخص از آنها غافل شده‌است اشاره می‌کند. نظریه‌ای دیگر خواب را بر اساس بارهای الکتریکی ای که محرک بخش‌های مربوط به حافظه مغز هستند توضیح می‌دهد.[۲]

    مطالعات مربوط به واسط مغز و رایانه (که بر پایه اندازگیری الکتریکی فعالیت‌های مغزی استوار هستند) نشان داده‌اند که نوزادان پنجاه درصد خواب را در وضعیت خواب رم (انگلیسی: REM مخفف Rapid Eye Movement به معنی «حرکت سریع چشم») می‌گذرانند. این زمان با افزایش سن کم شده چنانچه بالغان جوان در هر هشت ساعت خواب بین ۱٫۵ تا ۲ ساعت رویا می‌بینند. در هنگام خواب دیدن ضربان قلب و فشار خون افزایش یافته، و نفس خواب بیننده سریعتر می‌شود، در حالی که بدن حرکتی نمی‌کند. محروم کردن افراد از خواب-رویا دیدن باعث کاهش سطح مهارت‌های آنها شده و آنها را زودرنج می‌کند. [۲]

     

    منابع برای نظریه پردازی در مورد رویاها

    نظریه پردازی در مورد رویاها نیازمند جمع آوری داده‌ها و تحلیل آنها می‌باشد. از آنجایی که مشاهده مستقیم رویاهای افراد مختلف ناممکن می‌باشد، رویاها باید از بخش قابل مشاهده رفتاری انسان‌ها استنتاج شوند. اما اینگونه روش‌های جمع آوری داده و اهدافی که این روش‌ها دنبال می‌کنند، خود بر روی نتایجی که نهایتاً گرفته می‌شوند تأثیر می‌گذارند. گزارش‌هایی که از خواب افراد در محیط خانه جمع می‌شوند با آنهایی که در آزمایشگاه جمع آوری می‌شوند تفاوت‌هایی می‌دارد (عموماً خواب‌هایی که در خانه دیده می‌شود ماهیت احساسی و جنسی بیشتری دارند). افراد بندرت بصورت فوری ذکر می‌کنند که خوابشان را رنگی دیده‌اند، اما پس از پرسیدن سؤالات دقیق عموماً وجود رنگ‌ها را در خوابشان ذکر می‌کنند. زمان خواب روی آن تأثیر می‌گذارد، مثلا خواب‌های صبح عموماً غنی تر و پیچیده تر از خواب‌های اول شب است. همچنین آنچه که شخص پس از بیداری از خوابش به یاد می‌آورد، با آنچه پس از گذشت مدتی زمان در وضعیت بیداری به یاد می‌آورد متفاوت است. خواب‌های افراد مختلف دارای ویژگی‌های منحصر به فرد می‌باشد. [۳]

     

    ویژگی‌های گزارش‌های خواب

    تخمین خواب بیننده از مدت زمانی که خواب آنها طول کشیده از خوابی تا خواب دیگر می‌تواند بسیار متفاوت می‌باشد. از این مشاهده می‌توان نتیجه گرفت که طول زمانی واقعی خواب نیز ممکن است از خوابی تا خواب دیگر بسیار متفاوت باشد. هنگامی که از افراد در آزمایشگاه سؤال شد که فوراً خواب خود را توضیح دهند، عموماً طول آنها بسیار کوتاه می‌باشد: ۹۰ درصد خواب‌ها طولشان از ۱۵۰ کلمه کمتر بوده و طولانی‌ترین خواب‌ها از ۱۰۰۰ کلمه نیز میگذشت. هنگامی که سؤالات بیشتری از آنها پرسیده شده، گزارش خواب آنها طولانی تر شده چنانچه یک سوم خواب‌ها از ۳۰۰ کلمه رد می‌شدند.[۳]

    رویاها عموماً خودمدار بوده و خود شخص یک بازیگر در خواب می‌باشد. به ندرت دنیای خواب بدون جمعیت و خالی می‌باشد. به صورت تقریبی دو سوم افرادی که در خواب ظاهر می‌شوند افرادی هستند که شخص می‌شناسد. عموماً این افراد آشنایان نزدیک بوده و افراد خانواده در یک پنجم خواب‌ها حضور دارند. بتصویر کشیدن عجیب و غریب عجیب افراد در خواب نادر می‌باشد.[۳]

    گزارش‌های رویا عموماً تصویری می‌باشد. در زمان‌هایی که خواب تصویری نیست شخص رویا بیننده ممکن است آن را به فکر کردن در حال خواب توصیف کند تا به رویا دیدن. اگر چه اکثر خواب‌ها حاوی ویژگی‌های صوتی می‌باشند، ولی عموماً اینگونه ویژگی‌ها در خواب برجسته نیستند. وجود ابعاد احساسی در خواب‌های معمول است. در خواب‌های خیلی احساسی، ترس، نگرانی و پس از آن خشم بیشترین تکرر را دارند. احساسات مسرت آمیز از میان بقیه احساسات دوستانه بیشتر اتفاق می‌افتد. در بین افرادی که در آزمایشگاه روی آنها آزمایش صورت گرفته خواب‌های با غلظت جنسی بالا نادر می‌باشند.[۳]

     

    منشأ رویا

    رابرتو کاساتی*[۴] معتقد است که محتویات رویاها اکثراً ساخته و پرداخته ذهن هستند، زیرا: گاهی اوقات رویاها تحت تأثیر شرایط محیط خارجی قرار می‌گیرند، ولی در این حال بین آنچه در رویاها اتفاق می‌افتد و وضعیت دنیای فیزیکی خارج توافق نظاممندی وجود ندارد. بعلاوه تحریکات خارجی مانند صدای زنگ ساعت نیز ممکن است وارد خواب اشخاص بشود. همچنین آزمایش‌ها نشان داده‌است که ارتباطی میان خواب دیدن و فعالیت شدید مغز، حرکت نکردن ماهیچه‌ها، و در برخی حیوانات حرکت سریع چشم وجود دارد. اگر اشخاص را در این وضعیت مغزی از خواب بیدار کنیم به سادگی و به شفافی رویای در حال دیدن خود را به یاد می‌آورند.[۵]

     

    مشخصات نظریه فیزیولوژی

    هر نظریه فیزیولوژی از رویا باید پنج مشخصه زیر را توضیح دهد:[۶]

    تصورات زنده و روشن (خصوصاً تصاویر و حرکات) ظاهر شده در رویا

    عواطف و احساسات شدید، خصوصاً ترس، شادی و خشم

    پذیرش و واقعی پنداشتن رویا توسط شخص خواب بیننده، چنانچه گویی اتفاقات واقعاً در بیداری می‌افتند.

    قطعه قطعه بودن خواب و عدم خودسازگاری آن از نظر زمان‌ها، شخصیت‌ها، مکان‌هایی که وقایع در آنها اتفاق می‌افتند.

    فراموشی اکثر این خواب‌ها علیرغم شدت زیاد این واقعیت مجازی. عموماً یاد آوری خواب کار سختی است مگر اینکه شخص در وضعیت رم (REM) از خواب برخیزد که حتی در همین حالات نیز قسمت زیادی از آنچه اتفاق افتاده قابل بازیابی از حافظه نیست.

    این پنج مشخصه با آنچه در en:Delirium - که به دلیل صدمه فیزیکی به مغز اتفاق می‌افتاد - مشاهده می‌شود قرابت داشته و ممکن است بین این دو ارتباطی باشد.[۶]

     

    امواج مغزی اندازگیری شده توسط EEG در وضعیت رم

     

    فرضیات

    اولین فرضیه رویا توسط ویلهلم وندت و در اواسط قرن نونزدهم پیشنهاد شد اگر چه پیش از وندت برخی از متفکران عصر روشنگری رویا را به فعالیت مغزی نسبت داده بودند، ولی این دیدگاه‌ها به دست فراموشی سپرده شده بود و بصورت جدی دنبال نشده بود. بر اساس فرضیه وندت در هنگام دیدن رویا، برخی از فعالیت‌ها مغزی مانند تصویر سازی و عاطفه تشدید شده ولی برخی دیگر مانند حافظه و خودآگاهی از کار می‌افتند). پس از او فروید نظرات وندت را ادامه داد، ولی بزودی بدلیل موجود نبودن داده‌ها و اندازگیری نظرش را تغییر داده تفسیری روانشناسانه از رویا ارائه داد که رویا حاصل سرکوب شدن امیال درونی ناخود آگاه توصیف می‌کند.[۶]

     

    در مذاهب

    سنت یهودی

    خواب یعقوب در عهد قدیم که در آن نردبانی از فرشتگان را مشاهده کرد.

     

    در عهد عتیق، رویا به عنوان کانالی ارتباطی از دنیای ماورای طبیعت به دنیای انسانی در نظر گرفته شده که از طریق آن وحی یا بصیرت‌های پیامبرانه به انسان‌ها منتقل می‌شود (مثلا سفر پیدایش فصل ۱۵ آیه ۱، اشعیا فصل ۲۹ آیه ۷، ایوب فصل ۳۳، آیات ۱۴-۱۶ را ببینید). رویا وسیله انتقال وحی به اکثر پیامبران بیان شده، ولی موسی تنها پیامبری معرفی شده که خداوند چهره به چهره با او صحبت نمود (سفر اعداد فصل ۱۲ آیه ۶ تا ۸ را ببینید). یوسف و دانیال دو مفسر برجسته رویا هستند که این قابلیت خود را هدیه‌ای از جانب خداوند می‌دانستند. تمامی رویاهای عهد عتیق بدون استثنا به وقایع آینده اشاره داشته، یا هشداری نسبت به وقوع حادثه‌ای می‌دهند. رویاها اکثراً نمادین بوده و نیاز به تعبیر دارند، چنانچه بجز موارد اندکی معنی رویا برای شخصی که آن را دیده واضح نیست. کتب متأخرتر عهد عتیق دیدگاه اشکال گیرانه تری نسبت به رویا دارند (اشعیا فصل ۲۹ آیه ۸، ایوب فصل ۲۰ آیه ۸، جامعه فصل ۵ آیه ۶). کتب اپوکریفا متعلق به آن زمان نیز بیانگر رواج دیدگاه‌های اشکال گیرانه نسبت به رویاها بوده (کتاب حکمت یشوع بن سیراخ فصل ۳۴ آیات ۱ تا ۷ را ببینید) و کابوس‌ها پریشانی‌هایی به حساب می‌آمدند که اشرار به آن دچار می‌شوند. علمای یهودی دیدگاه‌های مختلف و ناسازگاری نسبت به رویا بیان کرده‌اند: از طرفی رویاها بی اثر خوانده شده‌اند[۷]، یا بازتاب دهنده تفکرات شخصی که خواب دیده بوده [۸]، یا اینکه الزاماً شامل مقداری یاوه و پرت و پلا هستند [۹] یا اینکه «خوابی که تفسیر نشده مانند نامه‌ای که خوانده نشده» که هیچگاه غیر ممکن را نشان نمی‌دهد و همیشه تا حدی بر آورده می‌شود. از طرف دیگر، برخی خواب‌ها را بسیار جدی میگیرفتند، چنانچه اگر کسی در خواب عهدی یا طرد کردنی کسی را می‌دید، خواب حکم اجرایی داشت و فقط توسط مجمع ده نفره می‌توانست از باطل شود.[۱۰]

    تلمود معانی نمادینی برای تفسیر خواب بیان کرده که برخی از آنها به شرح زیر است: خروس جوان نشانه بدنیا آمدن پسر بوده، ورود به استخر نشانه رییس مدرسه مذهبی شدن؛ اسب سفیدی که ایستاده یا چهار نعل می‌رود نشانه فال نیک بوده، ولی اسب سرخی که چهار نعل می‌رود نه؛ تمامی حیوانات بجز فیل، میمون یا جوجه تیغی نشان خوبی می‌باشند. در سنت یهودی، راه‌هایی جهت تبدیل رویای ترسناک به رویای نیک نیز پیشنهاد شده‌است که شامل خواندن آیات خاصی از کتاب مقدس (مانند غزلهای سلیمان فصل ۳ آیه ۷ و ۸)، صدقه دادن، یا روزه گرفتن می‌باشد. نام این روزه خاص ta'anit ḥalom [۱۱] بوده که حتی در روز سبت (شنبه)، روش هشانا یا یوم‌کیپور ممکن است گرفته شود.[۱۰]

     

    سنت اسلامی

    در قرآن [ویرایش]چهار کلمه مختلف در قرآن به معنای رویا به کار رفته‌اند. سه کلمه اول که در معنی رویای خوب عبارتند از:[۱۲]

     

    کلمه = رویا؛ میزان تکرار = ۶ (سوره یوسف آیات ۵، ۴۳ و ۱۰۰؛ سوره اسرا آیه ۶۰؛ سوره صافات آیه ۱۰۵؛ سوره فتح آیه ۲۷)

    کلمه = منام؛ میزان تکرار = ۴ که دو بارش به معنی خواب است (سوره روم آیه ۲۳؛ سوره زمر آیه ۴۲) و دو بارش به معنی رویا (سوره انفال آیه ۴۳، سوره صافات آیه ۱۰۲)

    کلمه = بشرا؛ به معنی خبر خوب است، «رویا» یکی از تفاسیر «بشرا» در سوره یونس آیه ۶۴ می‌باشد.

    کلمه‌ای که قرآن در معنی رویای بد به کار می‌برد:[۱۲]

     

    کلمه = حلم؛ میزان تکرار = ۲ (در عبارت أَضغَث أَحْلَمِ (به معنی خواب‌های مشوش) در سوره انبیاء آیه ۵؛ سوره یوسف آیه ۴۴)

    تفسیر رازی رویاهای قرآن را به سه دسته تقسیم می‌کند: (۱) آنهایی که پیام یا توصیفی که در رویا آمده به واقعیت تبدیل می‌شود (مانند خواب محمد در حدیبیه که فتح مکه را پیشگویی می‌کرد)؛ (۲) رویاهایی که پیام رویا در جهت بر عکس برآورده می‌شود (مانند خواب ابراهیم که مضمونش قربانی کردن پسرش بود)؛ (۳) رویاهایی که نیاز به مفسر دارند (مانند چهار خواب ذکر شده در سوره یوسف).[۱۲][۱۳]

     

    مسائل فلسفی مربوطه [ویرایش]شباهت‌های بین مشاهده رویا و مشاهده واقعیت این سؤال را بر می‌انگیزد که چگونه می‌توان بین بین این دو تفاوت قائل شد. برتراند راسل معتقد بود که «واضحاً امکان دارد که آنچه ما تجربه زندگی در بیداری میخوانیم تنها یک کابوس مداوم و غیر معمول باشد»، و اینکه «من فکر نمی‌کنم که در حال حاضر در حال خواب دیدن هستم، ولی آن را نمی‌توانم اثبات کنم.» فیلم‌های پرفروشی در هالیوود همانند سرآغاز نیز حول محور همین تفکرات می‌چرخند.

     

    فلاسفه عموماً شفافیت و پیوستگی تجربه بیداری در مقایسه با تجربه رویا را تفاوتی کلیدی در نظر می‌گیرند. بگفته رنه دکارت «حافظه هیچگاه نمی‌تواند خواب‌های ما را به یکدیگر یا به کل مسیر زندگی ما مربوط کند، در حالی که وقایعی که در حال بیداری برای ما اتفاق می‌افتند دارای اتحاد می‌باشند.» راسل نیز تجربه بیداری را یکنواخت دانسته ولی رویا را بسیار نامنظم می‌دید.[۳]

     

    ماهیت رویا موضوع جنجال برانگیزی بوده چنانچه برخی از فلاسفه اینکه رویا تجربه‌ای است که هنگام خواب رخ می‌دهد را زیر سؤال برده‌اند و استدلال می‌کنند که رویا را باید آنها را بر اساس آنچه ما هنگام بیداری «بیاد می‌آوریم» فهمید.[۵]

     

    منابع

    1-Britannica Concise Encyclopedia, dream

    2- ۲٫۰ ۲٫۱ Columbia Encyclopedia, Dream

    3- ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ «dream.» Encyclopædia Britannica. ۲۰۰۹

    4-Roberto Casati

    5- ۵٫۰ ۵٫۱ CASATI, ROBERTO (1998). Dreaming. In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved March 15, 2009, from http://www.rep.routledge.com/article/V010

    6- ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Allan Hobson, the first article on Dreams, Encyclopedia of Physchology, Vol ۳, pp. ۷۸-۸۱

    7-Git. ۵۲a; Hor. ۱۳b

    8-Ber. ۵۵b

    9-Ber. ۵۵a

    10- ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ The New Encyclopedia of Judaism, Dreams, Geoffrey Wigoder, G.G. The Jerusalem Publishing House, Ltd.

    11-Shab. ۱۱a, Ta'an. ۱۲b

    12- ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Kinberg, Leah. «Dreams and Sleep.» Encyclopaedia of the Quran.

    13-Tafsīr Al-Rāzī, xxvi, 157

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا
    مقدمه نویسنده وبلاگ

     

    رویا، گزینه‌ای خاص از مشاهدات در زمان خواب است. این پدیده نیز مانند بسیاری از پدیده‌ها هنوز بصورت آکادمیک طبقه‌بندی نشده و چون ابراز مشاهدات مردم از رویاهای شخصی هرگز از نظم خاصی برخوردار نیست و بسیاری از مشاهدات اسیر عوارضی همچون: اشتباه در برداشت، دروغگویی مشاهده‌کننده، فراموشی و بسیاری عوارض دیگر می‌باشد و همچنین از آنجا که وسایل اندازه‌گیری دقیقی برای رویا وجود ندارد، بنابراین هنوز در آن آستانه نیستیم که رای قطعی در این مورد صادر کنیم. بنابراین تمامی یافته‌ها در این زمینه بطور اعم و مطالب مندرج در این سایت بطور اخص هیچگاه نمی‌تواند مدعی قطعیت باشد. تنها چیزی که قطعی است، لزوم کاوش‌های منظم و خستگی‌ناپذیر در این زمینه می‌باشد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، رویا