تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:12:16
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 519 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 519 بار
  • بازدید کل : 561109 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    مهاجران رونوک

    در سال 1584 سر والتر رالی به دستور ملکه الیزابت اول به ساحل شرقی آمریکای شرقی رفت تا به وضع مهاجران انگلیسی سامان دهد. بین سال‌های 1585 تا 1587 دو گروه از مهاجران در دو منطقه جای گرفتند و تشکیل مستعمره دادند. یکی از این گروه‌ها به جنگ با قبایل بومی آمریکا پرداخت و پس از مدتی از آنجا که دیگر مواد غذایی و نیروی جنگیدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضی از قبایل طرح دوستی ریختند ولی این سیاست هم نتیجه‌ای نداشت و بسیاری از آنها کشته شدند. سرانجام این مهاجران شخصی به نام «جان وایت» را مامور کردند تا به انگلستان برود و کمک بیاورد. «وایت» به هنگام ترک آنجا دید که نود مرد، هفده زن و یازده بچه در آن مستعمره زندگی می‌کردند ولی وقتی در سال 1590 وایت دوباره به آمریکا برگشت هیچ اثری از آنها نبود، حتی اثری از دعوا و جنگ هم به چشم نمی‌خورد. این گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز کسی از ساکنین آن خبری ندارد

     

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن

    کشف صدها قطعه جمجمه و استخوان انسان در مصر که گفته می‌شود متعلق به کمبوجیه است ممکن است یک واقعیت تاریخی را مشخص کند. براساس تحقیقات و اکتشافات دو باستان‌شناس ایتالیایی یک سپاه بزرگ هخامنشی حدود 2500 سال پیش در مسیر حرکت خود به سمت دره شیوا در مصر در صحراهای غربی این کشور زیر طوفان شن ناپدید شده است. خلاصه ای از نتایج این تحقیقات که در وب سایت خبرگزاری «ان.بی.سی» منتشر شده، ممکن است کلید کشف یکی از بزرگترین اسرار باستان‌شناسی جهان باشد. در حفاری‌های انجام شده در یک نقطه دورافتاده در قلب صحراهای مصر اسلحه‌های برنزی، گردنبندهای نقره و صدها قطعه استخوان انسان کشف شده است.

    برپایه این گزارش، ادامه این اکتشافات ممکن است، بالاخره سرنوشت درابهام مانده سپاه 50 هزار نفری کموجیه پادشاه دوره اول سلسله هخامنشیان ایران را روشن کند. براساس همین تحقیقات باستان‌شناسی، سپاه 50 هزار نفره امپراتوری ایران زیر طوفان شن دفن شده است. این گزارش در ادامه در مطلبی با عنوان " پاک ‌سازی تاریخ یک ملت یا نبرد با هویت آن" نوشته است: به نوشته هرودت مورخ یونانی کمبوجیه پسر کوروش کبیر پس از آنکه موبدان معبد آمون از پذیرش فرمانروایی وی بر مصر سرپیچی کردند یک سپاه 50 هزار نفره را برای تصرف دره شیوا و معبد آمون اعزام کرد. برابرهمین گزارش، این سپاه سرانجام پس از هفت روز پیاده روی در صحرا به یک وادی رسید که مورخان معتقدند نامش «ال‌خارگا» بوده است اما پس از ترک این محل دیگر هیچ اثری ازسپاه کمبوجیه دیده نشد. بنا به نوشته هرودت باد شدیدی که از جنوب می‌وزید با خود یک طوفان شن عظیم را جاری کرد و تمامی این سپاه زیر این طوفان شن ناپدید شد. چون هیچ اثری از بقایای این سپاه کشف نشده بود مورخان و باستان‌شناسان معاصر داستان هرودت موضوع این سپاه را اغلب در حد یک افسانه تلقی می کردند. اما اکنون دو باستان‌شناس برجسته ایتالیایی دراین باره ادعا می‌کنند که شواهد و آثار قابل اعتمادی را در این زمینه یافته‌اند که نشان می‌دهد، این سپاه امپراتوری ایران حقیقتا توسط طوفان شن نابوده شده است. این دو باستان‌شناس ایتالیایی با نام‌های آنجلو و آلفردو کاستیجیونی نتایج تحقیقات 13 ساله خود در مورد ناپدید شدن سپاه امپراتوری ایران را چندی پیش در فستیوال فیلم‌های باستان‌شناسی عرضه کردند. دو باستان‌شناس ایتالیایی از سال 1996 در بخشی از صحرای مصر و به فاصله کمی از شیوا در جستجوی اشیای دیگری بودند که به طور تصادفی چند قطعه کوچک برنزی را کشف کردند که بعدا معلوم شد قطعات سلاح های جنگی مربوط به دوره اولیه هخامنشی است. این ابزارهای جنگی و تعدادی گردنبند و گوشواره نقره ای در محدوده‌ای به شعاع چند صد متری از یک صخره بزرگ در دل صحرا کشف شده‌اند و باستان‌شناسان معتقدند که به هنگام وقوع طوفان شن بخشی از این سپاه 50 هزار نفره زیر این صخره بزرگ پناه گرفته بودند. یکی از نکاتی که می‌تواند به اثبات کشفیات این دو ایتالیایی کمک کند تحقیقات آنها در مورد نقشه‌های باستانی مصر است. آنها معتقدند که سپاه کمبوجیه برخلاف معمول و تصور رایج مسیری از سمت غرب را برای رسیدن به دره شیوا برگزید. این نقشه ها از دقت لازم برخوردار نبود و شاید سپاه کمبوجیه خود دچار اشتباه شد و در نهایت به جای رسیدن به شیوا در نقطه‌ای به فاصله صد کیلومتری آن با یک طوفان شن عظیم روبرو شد. این دو باستان‌شناس ایتالیایی در آخرین بخش از تحقیقات میدانی خود در سال 2002 تصمیم گرفتند که داستان‌های اعراب بدوی ساکن این بخش از صحراهای مصر را بررسی کنند. با کمک ساکنان بادیه‌های این منطقه دو باستان‌شناس ایتالیایی یک گور جمعی حاوی صدها قطعه استخوان های انسان را یافتند. در بین این استخوانها تعدادی نوک پیکان هخامنشی و چند قطعه فلزی افسار اسب کشف شده است. به گزارش این پایگاه خبری، آنجلو و آلفردو کاستیجیونی نتایج تحقیقات و اکتشافات خود را در اختیار مرکز باستان‌شناسی مصر قرار داده و منتظر اجازه و همکاری آنها برای ادامه اکتشافات هستند. اما تا این لحظه هنوز پاسخی به آنها داده نشده است. این گزارش می‌افزاید: این دو برادر معتقدند که سپاه مفقود شده کمبوجیه در نقطه‌ای در همین منطقه و احتمالا در عمق 4 تا 5 متری صحرا دفن شده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    افرادی که هیچگاه بازنگشتند

    موضوع ناپدید شدن افراد، هر از چندگاه بر سر زبان‌ها می‌افتد. فیلمهای علمی- تخیلی درباره این موضوع بر روی پرده سینما یا تلوزیون به معرض نمایش گذاشته می‌شود و پس از چندی دیگر بار همه این هیاهوها خاموش می‌گردد. اما در همه حال یک پرسش همچنان باقی میماند: "آیا ناپدید شدن ناگهانی افراد واقعیت دارد؟" مدارک و شواهدی در دست است که نشان از واقعیت اینگونه حوادث را میدهد. و ما نمیتوانیم با نادیده گرفتن آن کمکی به این پدیده عجیب نمائیم. من نمی‌دانم چه نامی باید بر این پدیده نهاد. القابی مثل "دروازه شیطان"، " دروازه زمین" یا نامهای مشابه، من هم نمی‌دانم. اما آن چیز که مرا راحت نمی‌گذارد این است که این پدیده وجود دارد...

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    بر سر لشکریان زرد پوست چه آمد؟

    یکی از شگفت‌انگیزترین ماجراهائی که در این زمینه وجود دارد، رویداد تاریخی است که در زمان جنگ جهانی و در خلال نبرد چین و ژاپن اتفاق افتاد. اما با گذشت اینهمه سال هنوز راز آن فاش نشده و همچنان در پرده اسرار باقی مانده است!!! در سال 1939 هنگامیکه نیروهای چینی در برابر پیشروی منظم ارتش مکانیزه ژاپن مقاومت میکردند، به سربازان چینی فرمان داده شد که در منطقه "تانکینگ" همچنان به پایداری خود ادامه دهند.

    در 16 مایلی منطقه یک موضع مهم نظامی که در نزدیکی تنها پل آنجا قرار داشت، 3100 سرباز چینی تحت فرماندهی کلنل "لی فوسین" خود را برای یک نبرد سخت آماده کرده بودند. کلنل "لی فو سین" به دقت موقعیت کلیه افراد خود را مورد بازرسی قرار داد و سپس به قرارگاه خود که در حدود یک مایلی با صفوف ارتش فاصله داشت عزیمت نمود. بامداد روز بعد هنگامیکه کلنل از خواب برخاست دستیارانش به او اطلاع دادند که جناح راست خط دفاعی لشگر به علائم آنان پاسخ نمیدهد. کلنل از این پیام سخت حیرت کرد و دوباره برای سرکشی به آنجا رفت، اما در کمال تعجب مشاهده نمود که از این تعداد فقط 112 تن نزدیک پل موضع گرفته اند و از 2988 نفر بقیه کمترین اثری وجود ندارد. آنها بکلی ناپدید شده بودند.!! اسلحه سربازان هنوز دست نخورده در آنجا به چشم می‌خورد و چای و برنجی که روی اجاق‌های کوچک آماده شده بود هنوز گرم بود. هیچگونه آثاری از کشمکش و جدال که امکان داشت در تاریکی شب صورت گرفته باشد بچشم نمی‌خورد و تمام تجهیزات و وسایل نظامی و شخصی نیز که سربازان شب گذشته برجای گذاشته بودند، همچنان در اطراف اجاق‌ها دیده می‌شد. اما با اینحال یک لشکر کامل ناپدید شده بود!!! چه اتفاقی رخ داده بود؟ هیچکس نمیدانست. حادثه چنان با سرعت اتفاق افتاده بود که حتی افراد باقیمانده نیز اظهار بی اطلاعی می‌کردند!! درباره این رویداد بسیار عجیب میتوان چند حدس زد. بیائید این حدس و گمان‌ها و ابعاد گوناگون این حادثه را مورد برسی قرار دهیم: ابتدا تصور کنید که جنگجویان ژاپنی با استفاده از تاریکی شب موفق شده باشند بی‌آنکه توجه نگهبانان را جلب کنند ماهرانه از پل گذشته یا شناکنان خود را به آن سوی رودخانه رسانده باشند. سپس به اردوی چینی ها شبیخون زده باشند در این صورت چگونه میتوان باور کرد که یک دسته کماندوی ژاپنی هر قدر هم که زبده و ورزیده بوده باشند، بتوانند در حدود 3000 سرباز آماده نبرد را بی‌آنکه قطره خونی ریخته شود اینطور بی سر و صدا ربوده و با خود ببرند و همه این کارها آنچنان برق‌آسا صورت گرفته باشد که حتی یکی از سربازان نتواند خود را به اسلحه‌اش رسانده و شلیک نماید. برای انجام چنین عملیاتی دستکم به تعداد قابل ملاحظه‌ای کماندوی ژاپنی نیاز است تا بتوانند چنین برق‌آسا در حدود 3000 سرباز چینی را دستگیر ساخته و بربایند. از این گذشته اگر هم فرض کنیم که یک چنین عملیات قهرمانانه‌ای صورت گرفته باشد، بعید بنظر میرسد که ژاپنی‌ها چنین موفقیت بزرگی را مسکوت گذاشته و در تبلیغات جنگی خود آنرا منعکس نکنند!!! حال فرض کنیم که سربازان ارتش چین بصورت دستجمعی مواضع خود را ترک گفته و به خطوط ژاپنی‌ها گریخته و تسلیم شده باشند. بازهم چنین اقدام بزدلانه‌ای خوراک خوبی برای آسیاب تبلیغاتی ژاپن بشمار خواهد رفت. در چنین مواقعی دستکم گزارش عملیاتی یا گزارش مربوط به دستگیری و یا تسلیم 2988 سرباز چینی بی‌درنگ به مقامات مافوق داده خواهد شد. در حالیکه در مدارک رسمی ژاپن چنین گزارشی منعکس نشده است. دسته‌ای از سربازان چینی که روی پل موضع گرفته بودند، همچنین افرادی که در آن شب به نگهبانی مشغول بودند سوگند یاد کردند که در ساعات تاریکی هیچ صدائی نشنیده و هیچ حرکت مشکوکی مشاهده نکرده اند. آنان بر این گفته تاکید داشتند که در شب حادثه هیچکس – چه دوست و چه دشمن از پل عبور نکرده است. دستیاران کلنل نیز قسم میخوردند که هیچ بیگانه‌ای به اردوگاه آنها نزدیک نشده است. با اینحال 2988 سرباز چینی – بی آنکه کوچکترین نشانه‌ای از خود باقی گذارند، ناپدید شدند و محض نمونه حتی از یک نفر آنها خبری بدست نیامد. این موضوع باعث شد تا امروز فیلم‌های بسیاری از این پدیده باور نکردنی ساخته شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    پرواز" دبلیو. تی. دی" و افسر خلبان" استیوارت"

    در یک مورد در صحرای "بین النهرین" واقع در خاورمیانه اتفاقی عجیب. روز ۲۴ ماه ژوییه سال ۱۹۲۴ یکی از روزهای داغ "بین النهرین" بود عربها دوباره خود را مسلح کرده بودند و انگلیسی‌ها تا آنجا که می‌شد مراقب آنها بودند. در آن روز ستوان پرواز" دبلیو. تی. دی" و افسر خلبان" استیوارت" برای یک ماموریت شناسایی معمولی با هواپیمای یک موتوره شان عازم صحرا شدند. مدت این پروازشان ۴ ساعت تخمین زده می‌شد ولی آنها تا به امروز باز نگشته‌اند. وقتی که هواپیمایشان روز بعد پیدا شد، این معما پیچیده‌تر گشت.

    چرا که درباک هواپیما به اندازه کافی سوخت وجود داشت و وضع موتور آن هم کاملا روبه راه بود و سریعا روشن می‌شد. هیچ نشانی هم از اثر گلوله نبود. ولی گروه اکتشاف چیز دیگری پیدا کرد که علامت سوال دیگری را باز کرد در کنار بدنه هواپیما رد چکمه‌هایی وجود داشتند که آن دو خلبان در هنگام پریدن از هواپیما بجا گذاشته بودند. رد پاها نشان می‌داد که آنها هوپیما را ترک کرده و برای حدود۴۰ یاردی کنار هم پیشرفته‌اند. ترتیب قرارگیری رد پاهانشان می‌داد که آنها دریک جا توقف کرده ودر حالیکه کنار هم ایستاده بودند همان جا و در همان حال غیب شده‌اند. کامیون های مسلح و هواپیماها و حداقل شش گشت اکتشافی از قبایل بدوی آنجا برای چندین مایل اطراف را جست وجوکردند ولی هیچ ردی از خلبانان پیدا نشد. جایی که رد پاهایشان در میان ماسه هاختم شده بود حیاتشان هم خاتمه پیدا کرده بود...

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    وقتی مهمان سفیر ناپدید شد

    در سال 1988 یک مهمانی بزرگ از طرف سفیر کوبا در سفارت آن کشور در شهر لندن برگزار شد. در این مهمانی، مهمانان مختلف لشکری و کشوری و افراد سایر سفارتخانه‌ها جمع شده بودند. آنها تصور نمی‌کردند اتفاقی عجیب مهمانی آن شب را دگرگون کند. "چارلز اشمور" که از تاجران و بازرگانان انگلیسی که سالهای متمادی با کشور کوبا مبادلات تجاری داشت مهمان آن شب سفیر کوبا بود.

    او پشت مبلی ایستاده بود و مشغول تماشای یکی از تابلوهای روی دیوار بود، ناگهان چنان سرنگون شد که گوئی زمین زیر پای او خالی شده است و بعد از آن اثری از "چارلز اشمور" نبود، گوئی او آب شده و در زمین فرو رفته است. مهمانانی که برای شادی و تفریخ به آنجا رفته بودند چنان وحشت زده شده بودند که با سرعت تالار سفارت را ترک گفتند. پلیس بهمراه تجیهزات مختلف از جمله سگهای ردیاب ساعات زیادی به جستجوی اشمور پرداخت اما کوچکترین نشانی از او پیدا نکرد. در بازجوئی‌ها تمام مهمانان یک جمله برای گفتند داشتند. "او بطرز عجیبی ناپدید شده بود"!! این آخرین مقاله‌ای بود که "لیلیا نومیرداک" در ماهنامه علمی "جهان تازه" به آن اشاره کرده بود. تا امروز بیش از 376 مورد از ناپدید شدن عجیب افراد در کشورهای مختلف به ثبت رسیده در کالیفرنیا و در جنگل ملی "انجلز" بیش از 17 مورد ناپدید شدن افراد گزارش شده که مهمترین آنها ناپدید شدن 23 نوجوان 14 تا 16 ساله که برای برگزاری اردو به آنجا رفتند می‌باشد. نکته مهم اینکه اکثر این اتفاقات در ضلع غربی پارک اتفاق می‌افتد و بخاطر همین نام این قسمت را "دروازه شیطان" یا "دریچه جهنم" گذاشته‌اند. اما نکته‌ای را که باید خدمت شما خوبان عرض کنم این است که این پدیده عجیب که محققان نام "تونل در بعد زمان" را بر آن نهادند شاید یکطرفه نباشد..

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    مرد زمین‌گیر

    «اوون پارفیت» پس از یک سکته مغزی شدید کاملا فلج شده بود. در ماه ژوئن سال ۱۷۹۳ در منطقه شپتون مالت در کشور انگلیس، پارفیت طبق معمول همیشه در بعد‌ازظهر گرم ماه ژوئن بیرون خانه خواهرش نشسته بود. این مرد شصت ساله که واقعا قادر به حرکت کردن نبود با لباس راحتی خانه روی پالتوی تاخورده‌اش نشسته بود و به اطراف نگاه می‌‌کرد. آن طرف جاده کارگران مزرعه همسایه که کار روزانه خود را به پایان رسانده بودند، علف‌های خشک را جمع می‌‌کردند.

    ساعت هفت بعدازظهر سوزانا خواهر پارفیت به همراه همسایه‌اش از خانه بیرون رفت تا به کمک یکدیگر پارفیت را به داخل خانه برگردانند زیرا به نظر می‌‌رسید که طوفان در پیش است اما او رفته بود. تنها چیزی که از او برجای مانده بود همان پالتوی تاخورده‌اش بود. تحقیقات و جستجوها برای کشف این معمای غیرقابل توضیح تا سال ۱۹۳۳ هم ادامه داشت ولی هیچ اثری از او پیدا نشد و هیچ سرنخی از سرنوشت عجیب «اوون پارفیت» کشف نگشت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    ناپدید شدن یک دیپلمات

    در سال  ۱۸۰۹ «بنجامین بت‌هرست» دیپلمات انگلیسی جلوی چشم همراهانش ناپدید شد. در آن روز «بت‌هرست» پس از انجام یک ماموریت کاری در یک دادگاه اتریشی، در کنار همراهانش به سوی هامبورگ برمی‌گشت. در میانه راه در مهمانخانه‌ای در شهر پرل برگ توقف کردند تا شام بخورند. پس از اتمام غذا آنها به اتفاق یکدیگر به سوی کالسکه خود که بیرون از مهمان‌خانه انتظارشان را می‌‌کشید به راه افتادند. بت‌هرست چند قدم از همراهانش جلوتر بود. آنها بت‌هرست را می‌‌دیدند که جلویشان به سمت کالسکه قدم برمی‌داشت بعد به قسمت جلوی کالسکه رفت تا اسب‌ها را‌ آزمایش کند و سپس خیلی راحت درست جلوی چشمان آنها ناپدید شد و دیگر هیچ اثری از او به دست نیامد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    تونل زمان

    در سال ۱۹۷۵ مردی به نام «جکسون رایت» به همراه همسرش و با اتومبیل شخصی خود از نیوجرسی به سوی «نیویورک سیتی» در حرکت بود. در این مسیر آنها مجبور بودند که از تونل لینکلن عبور نمایند. رایت می‌‌گوید اتومبیل را به کنار جاده هدایت کرد تا قبل از ورود به تونل شیشه‌ها را تمیز کند تا دید بهتری داشته باشد. همسرش مارتا پیشنهاد کرد او هم شیشه‌های عقب را پاک کند تا زودتر راه بیفتند و سفرشان سریع‌تر تمام شود. وقتی رایت به عقب برگشت همسرش رفته بود. او نه صدای غیرعادی شنیده بود و نه اتفاق عجیب و غیرعادی رخ داده بود. تحقیقات وسیع پلیس نیز ثابت کرد هیچ مدرکی دال بر جنایت یا نقشه‌های قبلی در در کار نبود. «مارتا دایت» هنوز پیدا نشده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    ابر اسرارآمیز

    در سال ۱۹۱۵ سه سرباز ادعا کردند که شاهد ناپدید شدن باورنکردنی یک گردان کامل ارتش بوده‌اند. پنجاه سال پس از جنگ کالیپولی ترکیه در زمان جنگ جهانی اول، سرانجام این سه سرباز با داستانی عجیب قدم به جلو گذاشتند. این سربازها که اعضای کمپانی نیوزیلند بودند اظهار داشتند آن روز در منطقه سولوابی ترکیه در جایی که کاملا بر گردان انگلیسی تسلط داشته‌اند و می‌‌توانستند به راحتی سربازان را ببینند، ایستاده بودند.

    مه ابر مانند غلیظی تا سطح تپه پایین آمده بود ولی سربازان انگلیسی بدون ترس و تردید به حالت رژه‌ به درون مه قدم نهادند ولی دیگر از آن سوی ابر خارج نشدند. بعد از این‌که آخرین سرباز وارد ابر غلیظ شد، آن ابر آهسته آهسته بالا رفت و از تپه فاصله گرفت و به بقیه ابرهای آسمان پیوست. وقتی جنگ تمام شد، دولت انگلیس که فکر می‌‌کرد آن گردان به تسخیر ارتش ترکیه درآمده است و سربازان آن هم‌اکنون اسیر آنها می‌‌باشند، تقاضای استرداد آنها را کرد ولی ترک‌ها تاکید کردند که هیچ اسیری از این گردان در اختیار ندارند. به راستی چه بر سر گردان اعضای کمپانی نیوزیلند آمده است و آنها به کجا رفته‌اند؟

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن
    مقدمه نویسنده وبلاگ

     در این وبلاگ به بررسی بسیاری از پدیده های عجیب پرداختیم و همچنان نیز خواهیم پرداخت. پدیده معمولا به مشاهداتی اطلاق می شود که یا بسیار عجیب بوده و یا بسیار غیرمنتظره. معمولا بیش از نود درصد مشاهدات توسط چشم به مغز مخابره و ادراک می شود. اما گاه نیز حواس دیگر در آن نقش دارند. اما ما همچنان به نقش دیدن تکیه داریم. مثلا چنانچه به شیئی دست بزنیم و متوجه داغ بودن غیرعادی آن بشویم، فریاد خواهیم زد که: «ببین چقدر داغ است».

    بنابراین متوجه می شویم که دیدن چه نقش عظیمی در ادراک انسان دارد. حال تصور کنیم این دید به ناگهان و با علت ناشناخته از بین برود. در حالی که انسان ر رویای ناپدید شدن و ناپدید کردن است، اما ناپدید شدنهای ناگهانی ترس و وحشت عظیمی ایجاد می کند.

    این وحشت از آن رو ایجاد می شود که ناپدیدشدن های ناگهانی همواره یادآور امکان و احتمال عدم و فنا را در ذهن متبادر می کند. ترس از مرگ و از بین رفتن.

    بسیاری از این ناپدیدشدن های شگرف و عظیم در طول تاریخ ثبت شده و باعث ایجاد سوالات بی پاسخ فراوانی شده است که در اینجا به ذکر چند نمونه مشهور آن می پردازیم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، ناپدید شدن