تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:13:27
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 452 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21710 بار
  • بازدید کل : 558774 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    نظری دیگر از نویسنده وبلاگ در مورد مرگ

    تمامی گروه هایی که اعتقاد به اخذ روح دارند لاجرم به نوعی اخاذ روح اعتقاد دارند. معروفترین آنها یکی از فرشتگان اعظم در اعتقادات اسلامی به نام عزرائیل یا (ملک الموت) در زبان عربی است. اما در بررسی های طولانی مدت در اعتقادات غربی به انواعی از تفکرات خاص برخورد کردم که ذکر آنها خالی از لطف نیست.

    1- نوع اول که مانند ما اعتقاد به گیرنده روح دارند اما با این تفاوت که بعد از مرگ برای بردن روح می آید و خود نقشی در مرگ ندارد.

    2- نوع دوم مرگ را نوعی فرشته قدرتمند می دانند که دارای شخصیتی مستقل مانند سایر فرشتگان است. در این اعتقاد مرگ قدرت تشخیص زمان پایان یافتن زندگی را دارد اما مجموعه ای از «گیرندگان روح» در زیردست وی کار گرفتن روح را انجام می دهند.  در این اعتقاد مرگ قدرت بازگرداندن افراد از مرگ را دارد. به زبان دیگر، مرگ اسیرکننده و نگهدارندگان در این اعتقاد است.

    3- نوع سوم مرگ را دارای شخصیت مستقل و منحصر بفرد و مرموز می داند که این اعتقاد بیشتر در سالکان مایایی است. این گروه عقیده دارند مرگ با لمس اشخاص به زندگی آنها پایان می دهد.

    و بسیاری از افکار و عقاید کمتر رواج یافته که در اینجا مجالی برای بازگویی آنها نیست.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    تماشای مرگ در یک پارک تفریحی با یک یورو

    در یک پارک تفریحات در شهر میلان در شمال ایتالیا با پرداخت یک یورو میتوان شاهد اجرای مجازات مرگ با صندلی الکتریکی بود! البته محکوم به مرگ یکمانکن از جنس لاتکس و کاملا مشابه انسان است. این نمایش به اندازه ای بهواقعیت نزدیک است که بیننده احساس می کند واقعا شاهد اجرای مجازات مرگ است!

    به گزارش خبرگزاری افه اسپانیا و به نقل از روزنامه لارپوبلیکا چاپ میلان،برسطح یک آفیش تبلیغاتی در پارک تفریحات ایدرسکالو نوشته شده : «یک یوروبرای تماشای مرگ. یک سکه در دستگاه بیاندازید تا مجازات مرگ را تماشاکنید.»!

    بازی مرگ

    پس از انداختن سکه یک یورویی ، بیننده مدت 55 ثانیه شاهد لرزیدن مانکنمانند یک برق گرفته واقعی و درد و رنج اوست تا زمانی که تمام کند و از بدنشدود بلند شود. باز یک یورو دیگر و تکرار صحنه مجازات مرگ روی صندلیالکتریکی!

    این نمایش نه چندان عادی به اندازه ای واقعی جلوه می کند که به پرپیننده ترین نمایش پارک تفریحات ایدرسکالو تبدیل شده است!

    به نوشته لارپوبلیکا، انزو بیانکاتو ، صاحب غرفه مرگ می گوید: صندلیالکتریکی و مانکن آن را به قیمت 5000 یورو شامل هزینه حمل هوایی از طریقاینترنت خریدم و مستقیم از لاس وگاس به میلان حمل شده است. این دستگاه درآمریکا رواج دارد اما تنها نمونه موجود در ایتالیا است .

    مالک دستگاه مجازات مرگ درمدت کمتر از 10 روز پس از آغاز فعالیت آن سرمایهگذاری 5000 یورویی اش را مستهلک کرده و اکنون فقط سود خالص این نمایشغیرانسانی را به جیب می زند.

    به نوشته لارپوبلیکا، واکنش مردم نسبت به این نمایش متفاوت است. کودکانوحشت کرده ، زنان اعتراض می کنند، مردان بی تفاوت هستند و اما جوانان ، یکنفر سکه یک یورویی را می اندازد و سپس چند نفری نمایش را تماشا کرده و باتلفن های همراه خود از آن فیلم و عکس می گیرند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    70 درصد مرگ تهرانیها با آلودگی هوا ارتباط دارد

    یک مقام مسئول در ستاد محیطزیست شهرداری پایتخت گفت: 70 درصد مرگ و میرها در تهران ناشی از مشکلاتتنفسی و قلبی است که این مشکلات ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با آلودگیهوای تهران دارد.

    هادی حیدرزاده در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب، آلودگی هوا رابه شکل مستقیم و غیر مستقیم عامل مرگ شهروندان تهرانی دانست و افزود: طبقگزارشات وزارت بهداشت و مطالعات انجام شده در این زمینه آلودگی هوا به طورغیر مستقیم باعث کاهش عمر و در نهایت مرگ شهروندان می شود و گاهی هم به طورمستقیم شهروندان تهرانی را به کام مرگ می برد.

    رئیس ستاد محیط زیست شهرداری تهران قسمت اعظم مرگ و میر در شهر تهران راناشی از مشکلات تنفسی و قلبی عنوان کرد و رابطه بین این نوع مرگ و آلودگیهوا را رابطه ای مستقیم خواند.

    این اظهارات در حالی از سوی حیدرزاده عنوان می شود که معاون امور انسانیسازمان محیط زیست کشور در رابطه با اثرات آلودگی هوا در تهران که البته درفصلهای سرد به خصوص زمستان ها به شدت اوج می گیرد گفت: اثرات آلودگی هواثابت شده است. ولی هنوز مطالعه ای در مورد اثرات آلودگی هوا به طور دقیقانجام نشده است که در آن تمامی فاکتورهای مد نظر رعایت شده باشد.

    دکتر اصیلیان با تایید اثرات زیستی آلودگی هوا در تهران بر انسان تاکیدکرد: وزارت بهداشت مطالعاتی را انجام داده که نتیجه آن بر اساس و منطبق براستانداردهای جهانی است و در این تحقیق تعداد مرگ و میر و علت آن که چهاندازه با آلودگی هوای تهران ارتباط دارد، مشخص شده است ولی این مطالعهجنبه محرمانه دارد و مطالعات تحقیقاتی در دانشگاه ها انجام نشده که بهعنوان یک سند در کشور به آن دسترسی داشته باشیم.

    این مقام مسئول با اشاره به قضاوت بر اساس مطالعات و مستندات آماری افزود: اگر مطالعه ای انجام شده باشد و در آن به میزان مرگ و میرها بر اساس آلودگیهوای تهران توجه شده باشد باید آن را بپذیریم و نباید آن را انکار کنیمولی از طرف دیگر نباید بر اساس حدس و گمان در رابطه اثرات آلودگی هوا وتاثییرات آن بر شهروندان اظهار نظر کنیم.

    از سوی دیگر  رئیس سازمان محیط زیست استان تهران در رابطه با اثرات آلودگیهوای تهران بر سلامت شهروندان به کم شدن عمر تهرانی ها اشاره کرد و گفت: هوای تهران به گازهای گوگرد آلوده است که کشنده است و البته هوای تهران بهدلیل موقعیت جغرافیایی قدرت خود پالایی و  دفع آلودگی ها را  ندارد ولی بهطور مستقیم منجر به مرگ نمی شود ولی عمر را کم می کند.

    محمد باقر صدوق با انتقاد از آمارهای منتشر شده در خصوص مرگ و میر سالانهتهرانی ها در اثر آلودگی هوا، این پرسش را مطرح کرد که بر اساس کدام شاخص وچه تحقیق و پژوهشی در رابطه با تعدا مرگ و میرها در تهران باید قضاوت کنیمو متاسفانه هیچ مطالعه ای در این خصوص انجام نمی شود.

    به هر روی گزارشهایی به طور غیر رسمی از مرگ سالانه 54 هزار تهرانی در اثرآلودگی هوا حکایت می کند که از سوی هیچ کدام از سازمانهای مرتبط مورد تاییدقرار نگرفته است. با این حال پیشتر یکی از مسئولان تعداد مرگ و میرهایشهروندان تهرانی بر اثر الودگی هوا را در 8 سال گذشته با کشته شدگان جنگتحملی مقایسه کرده بود.

    هادی حیدر زاده با اعلام این خبر گفته بود امروز وضعیت آلودگی هوای تهراناز ساماندهی مدیریتی گذشته و نیازمند فرماندهی ویژه است چرا که تلفاتآلودگی هوای تهران در 8 سال گذشته بیشتر از آمار شهیدان دوران 8 ساله دفاعمقدس است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    مرگ نابودی است ؟

    آیا مرگ نیستی و نابودی ، فنا و انهدام ،تمام شدن و از بین رفتن است ؟ یا تحول و تغییر انتقال از جایی به جایی و ازجهانی به جهان دیگر می باشد؟

    این پرسش ، همواره براى بشر مطرح بوده و هست و خواهد بود که هر کسى مایل است پاسخ آن را بیابد و باید به پاسخى که دیگران داده اند، ایمان و اعتقاد پیدا کند.

    در این باره چهار جواب وجود دارد: اجمالا به آنها اشاره مى شود.

    1-عده اى قائل اند: مرگ ، از بین رفتن و نابود شدن است ، حشر و نشر و حساب و کتابى بعد از آن نیست ، عاقبتى براى کارهاى خوب و بد وجود ندارد. آنها چنین فکر مى کنند که : مرگ انسان مانند مرگ حیوانات و گیاهان و درختان است که بعد از مردن و خشک شدن براى همیشه از بین مى روند.

    2-بعضى دیگر چنین مى گویند: انسان وقتى مرد از بین مى رود و حساب و کتابى براى او در کار نیست ، ثواب و عقابى در قبر نخواهد داشت ، اما در قیامت زنده مى شود و در قبال اعمال نیک و بد پاداش و عقاب مى بیند.

    3-طایفه سوم مى گویند: انسان بعد از مرگ جسمش خاک مى شود، از بین مى رود و دیگر زنده نمى شود، اما روحش باقى مى ماند، پاداش و جزا مى گیرد و عذاب و عقاب مى شود. این سه جواب باطل است و اعتمادى به آنها نیست .

    4-جواب چهارم : که درست و حق است و آیات و روایات هم موید آن مى باشند این که : مردن : نابود شدن نیست بلکه تحول ، تغییر و انتقال از جایى به جایى و از جهانى به جهانى دیگر است . مى گویند: مرگ فنا و عدم نیست ، بلکه رفتن از نشئه اى به نشئه دیگر است .

    همانگونه که چشم به جهان گشودن را «تولد» مى نامیم ، به انتقال از این دنیا به عالم دیگر «مرگ » مى گوییم . تولد و مرگ از این نظر هیچ تفاوتى با هم ندارند. هر دو، انتقال از مرتبه ناقص به مرتبه کامل تر است . این انتقال براى هر موجودى ، از جمله انسان ، لحظه به لحظه پیدا مى شود.

    حیات انسان در این مرگ و انتقال ، رو به کمال ست . یعنى ، از این حرکت و انتقال نقص و ضررى به او نمى رسد و چیزى از او کم و کاسته نمى شود، بله این حرکت و انتقال (تولد و مرگ ) مرتبا تکامل و ترقى پیدا مى کند.

    به عبارت دیگر: مرگ انسان مانند تولد طفل است . دنیا با تمام وسعت و زیباییش ، با تمام حسن و جمالش در حقیقت نسبت به عالم آخرت ، هم چون شکم مادر نسبت به دنیا است . اما همان گونه که تا طفل پا به جهان نگذاشته از واقعیت جهان خارج آگاه نمى شود، غالبا انسان نیز تا هنگام مرگ با عالم آخرت بیگانه است .

    پیامبر اسلام (ص ) در این باره مى فرماید: شما براى نابودى آفریده نشده اید! بلکه براى این آفریده شده اید که همیشه باقى باشید. نهایت آن که همواره از مرحله اى به مرحله دیگر در حال انتقال و تکامل خواهید بود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    مرگ دریچه ای به عالم بقا

    گرچه نام مرگ ، برای بسیاری هول انگیز ووحشت ناک است ، ولی از نظر اسلام چهره دیگری دارد؛ چرا که مرگ گذرگاهی استبه جهان دیگر و در حقیقت «تولد دوم» به حساب می آید.

    نوزاد هنگام تولد به شدت می گرید. شاید گمان می کند دارد از بین می رود ونابود می شود، در حالی که به جهانی بسیار وسیع تر از شکم مادر وارد میگردد.

    به عبارت دیگر: در نظر پیروان مکتب انبیاء زندگی مردم در دنیا، همانندزندگی جنین در شکم مادر است !؟ مرگ آدمی هم به منزله ولادت دوم می باشد

    دوران زندگی جنین در رحم مادر، موقت و زندگی انسان نیز در دنیا موقت است . جنین با تولد از مادر، محیط محدود رحم را ترک می کند و به محیط وسیع دنیاقدم می گذارد. جفتش را که در رحم با او همراه بود از وی جدا می کنند و بهخاک می سپارند و خودش به زندگی ادامه می دهد.

    انسان نیز با مردن ، از تنگنای رحم دنیا بیرون می رود، بدنش را که به منزلهجفت او است به قبر می سپارند. در آن جا بدن متلاشی می گردد و روحش  بهعالم وسیع تر و عالی تری انتقال می یابد.

    قبل از تولد جنین ، قابله ای مهربان و خویشانی با محبت ، به انتظار ورودکودک نشسته اند که به محض خروج از «رحم» مادر، او را گرفته و با مداراشستشو دهند. در میان لفافه ای نرم و لطیف پیچیده و در آغوش پر مهر خودبخوابانند.

    همین طور قبل از مردن انسان ، غسال و خویشان با مهر و محبت ، به انتظارخروج او از رحم دنیا نشسته اند که به مجرد خروج ، او را گرفته و با مداراشستشو دهند و در پارچه و لفافه ای سفید و تمیز پیچیده و در آغوش قبربخوابانند.

    طفل ، قبل از تولد نمی داند «ولادت» یعنی چه ؟ با متولد شدن چه می شود وسر از چه عالمی در می آورد؟ با چه اوضاع و احوال و اشخاصی روبه رو میگردد؟ روی دست چه افرادی قرار می گیرد، افرادی با مهر و محبت یا افرادی باخشم و غضب . قبل از مردن ، انسان نمی داند «مرگ» یعنی چه ؟ بعد از مرگچه می شود؟ سر از چه عالمی در می آورد؟ با چه اشخاصی رو به رو می گردد؟ دراختیار چه فرشتگانی قرار می گیرد. فرشتگان رحمت و یا فرشتگان غضب ؟

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    مرگ چیست؟

     

    یکی از مسایلی که هنوز برای عده زیادی از مردم جهان حل نشده و معنی آن روشن نگردیده است، مسئله «مرگ» و حقیقت آن می باشد. از این جهت است که مردم از آن می ترسند و از شنیدن نامش کراهت دارند. اما همه آنان می خواهند بدانند که حقیقت مرگ چیست ؟

    درباره حقیقت «مرگ» نظرات مختلفی وجود دارد بسیاری از دانشمندان برای روشن کردن آن ، مثالهای گوناگونی زده اند. در آینده به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم :

    به طور کلی معنی و حقیقت «مرگ» عبارت است از جدا شدن روح از بدن و بریده شدن علاقه آن دو از یکدیگر، وقتی بین روح و بدن ارتباط و علاقه باشد انسان حیات دارد. اما وقتی این ارتباط بریده شد و روح از بدن جدا گردید «مرگ» حتمی است .

    وقتی بین آن دو، ارتباط و علاقه باشد انسان حرکت می کند، چشمش  می بیند، گوشش می شنود، قلبش می زند و دست و پایش حرکت می کند و آن چه سبب این کارها می شود روح است ، در حقیقت همان روح است که همه چیز را به آن نسبت می دهند و اعضا و جوارح ابزاری در خدمت او هستند. هنگامی که انسان می گوید چشم ، گوش ، زبان ، دست و پای من فلان کار را می کنند در حقیقت مقصودش از (من ) روح است ؛ زیرا روح به وسیله چشم می بیند، به وسیله گوش می شنود، به وسیله زبان تکلم می کند، به وسیله مغز درک می نماید، به وسیله پا حرکت می کند و به وسیله دست کارهایی را انجام می دهد. اگر این وسائل نباشد روح به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد.

    اما وقتی روح ، ارتباط و علاقه خود را با بدن قطع می کند، آن بی حرکت می شود و باید دفن گردد و در قبر می پوسد و از بین می رود، ولی این پوسیده شدن ، لطمه ای به روح او وارد نمی کند و روح همچنان باقی می ماند و به صورت موجودی مستقل و اصیل به زندگی خود ادامه می دهد. مثال هایی که برای حقیقت روح زده اند از این قرار است .

    1-بعضی گفته اند: بدن و روح مانند کشتی و کشتیبان اند، جدایی ناخدا از کشتی ، ارتباط و علاقه او را از کشتی جدا می سازد. با این که حقیقت ناخدا غیر از کشتی است نیرویی که کشتی را اداره می کند و آن را از غرق شدن نجات می دهد نیروی ناخداست . روح هم نسبت به بدن همان علاقه را دارد و در حقیقت روح ، بدن را رهبری می کند. (همانند ناخدا در رهبری کردن کشتی ) و با جدا شدن روح ، بدن نابود می شود.

    2-بعضی دیگر گفته اند: روح به منزله نوری است در تاریکی تن . بدن با این نور از مجرای گوش می شنود، از مجرای چشم می بیند، از مجرای دهان و زبان می گوید. همچنین حواس دیگر در بدن به برکت روح فعالیت دارند، هرگاه این ارتباط و علاقه بریده شود نور از بدن قطع می شود.

    پس ، حقیقت مرگ عبارت از بیرون رفتن نور از این محل و قرار گرفتن آن در جای دیگر است و با رفتن روح ، بدن تاریک می شود، چنانچه پیش از دمیدن روح تاریک بوده است .

    برای روشن شدن مطلب فرض کنید: در کلبه ای که چندین سوراخ داشته باشد چراغی روشن نمایید، از این سوراخ ‌ها نور و روشنی بیرون می رود. این چراغ روح کلبه است ! تا زمانی که در کلبه باشد، حیات دارد و نور از سوراخ ‌ها بیرون می رود اما اگر چراغ را بیرون ببرید آن جا تاریک می شود و در واقع می میرد. پس مرگ ، جابه جا کردن چراغ و بیرون بردن آن از بدن است .

    3-عده ای علاقه روح و بدن را به راننده و ماشین مثل زده اند، راننده ، روح و جان ماشین است و تا زمانی که راننده داخل آن باشد، ماشین روح دارد و حرکت می کند. اما وقتی ماشینی کهنه و اوراق شد و دیگر قابل استفاده نبود راننده ، آن را ترک می کند وقتی راننده آن را ترک نمود علاقه خود را از آن بریده است .

    4-بعضی علاقه روح و بدن را، به اتاقی مثل زده اند که شخصی سال ها داخل آن بوده است . در این مدت شخص به اتاق علاقه پیدا کرده است . اما به مرور زمان و در اثر حوادث روزگار اتاق پوسیده و به خرابی مشرف می شود. شخصی که در خانه ساکن است چون دیگر آن را قابل استفاده نمی بیند و می ترسد که ناگهان بر سرش خراب شود علاقه خود را می برد و از آن جا خارج می شود.

    جان قصد رحیل کرد گفتم که مرو

     گفتا چه کنم خانه فرو می ریزد

     از مثال های فوق می فهمیم که علاقه و ارتباط روح و بدن از باب حلول چیزی در چیز دیگری و مخلوط شدن چیزی به چیزی نمی باشد؛ چرا که روح مجرد است ، خارج و داخل ندارد فقط علاقه به بدن دارد و مرگ قطع علاقه از آن است .

    روی همین جهت بعضی از حکما گفته اند: روح مانند پوششی است که بدن را فراگرفته باشد. هم چنان که لباس دخول و خروج ندارد، روح هم دخول و خروج ندارد، بلکه گاهی به تن پوشیده و گاهی از آن کنده می شود. بین این دو اصلا سنخیتی نیست «آفرین بر خدایی که دو موجود ناهماهنگ را به هم پیوسته است.»

    5-بوعلی سینا هم ، درباره حقیقت «مرگ» چنین اظهار نظر می کند: «مرگ» جز این نیست که روح و نفس آدمی آلات خود را که به کار گرفته است رها کند. (منظور از آلات ، همان اعضا و جوارح است که مجموع آنها را بدن می نامند)، هم چنان که شخصی صنعت کار ابزار کار خود را ترک می کند. روح وقتی از بدن خارج شد باقی خواهد ماند و راهی برای فنا و نابودی او نیست .

    نیز می گوید: حقیقت «مرگ» مفارقت روح از بدن است . این مفارقت ، به معنای فساد و نابودی روح نیست . تنها چیزی که از این مفارقت حاصل می شود فساد ترکیب بدن و متلاشی شدن آن است . اما روح که همان ذات آدمی است هم چنان باقی می ماند.خلاصه : با سپری شدن عمر و فرا رسیدن «مرگ»، آن چه پایان می پذیرد حیات بدن است اما روح باقی و برقرار می ماند و پس از «مرگ»، به سرای دیگر منتقل می شود و در اقامت گاهی جدید با شرایطی نوین به حیات خود ادامه خواهد داد.

    از این ملک روزی که دل بر کنم

     سراپرده در ملک دیگر زنم

     پس این مملکت را نباشد زوال

     ز ملکی به ملکی بود انتقال

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    مرگ در نظر ائمه

    در باره «مرگ» و حقیقت آن : ائمه معصوم علیهم السلام نظراتی داده و هر کدام برای فهم مردم و تقریب ذهن به نحوی «مرگ» را تعریف کرده اند.

    به امام صادق گفتند که: «مرگ» را برای ما توصیف کن . فرمود: «مرگ» برای مومن بهترین بوی خوش است که آن را جلوی بینی خود برده و کشد. لذتی تمام برده و به دنبال آن به خواب می رود و تمام درد و رنج و ناراحتی او از بین می رود.

    و برای کافر مانند مارگزیدگی و عقرب گزیدگی یا سخت تر از آن است .

    بعضی می گویند: «مرگ»برای کافر از بریدن بدن او با اره ، و قیچی کردن با مقراض ، و کوبیدن با سنگ ، و گذاشتن میله وسط سنگ آسیا در چشم او و به گردش در آوردن ، سخت تر است .

    هم چنین امیرالمو منین علیه السلام خواستند که: «مرگ» را برای ما توصیف کن . فرمود: «مرگ» چیزی است که به نعمت های جاوید، یا به عذاب های دائم بشارت می دهد، یا چیزی مبهم و نامعلوم است . دوستان و مطیعان ما را به نعمت های جاوید و دشمنان و مخالفان ما را به عذاب دائم بشارت می دهد، مرگی که مبهم و نامعلوم است . مربوط به مو منینی است که در گناه زیاده روی کرده اند، شاید به شفاعت ما برسند و از عذاب نجات یابند و شاید شفاعت ما شامل حالشان نشود و به عذاب گرفتار آیند و عذاب از سیصد هزار سال کمتر نباشد.

    از امام حسن مجتبی علیه السلام پرسیدند: «مرگ» چیست ؟ حقیقت آن پیش ما مجهول است . فرمود:

    «مرگ»برای مومنان بهترین سرور و خوشحالی است (مانند وقتی که) انسان را از زندان تنگ و تاریک و کثیف به باغ های سبز و خرم منتقل کنند و برای کفار مانند آن است که آنها را از باغ های باصفا و پر درخت و نعمت به سوی آتش سوزان انتقال دهند.(26)

    امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به اصحاب خود فرمودند: «مرگ» مانند پل است که از یک طرف آن عبور کنید و به طرف دیگر روید که این طرف پل ، ناراحتی و سختی و مشکلات فراوان باشد و آن طرف باغستان ها و کاخ ‌های مرفه و پرنعمت . آیا کدام از شما ناراحت است که از زندان تاریک و پر جانور به سوی قصرهای عالی انتقال یابد.

    «مرگ» برای دشمنان ما، مانند کسی است که او را از قصرها به سوی زندان برند! همین طور جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

    «الدنیا سجن المو من و جنه الکافر و الموت جسر هو لاء» (مو منان) الی جناتهم، و (کفار) الی جحیمهم»

    دنیا زندان مو من و بهشت کافر است و «مرگ»، پل مو منان و دوستان ما به سوی بهشتشان و پل کفار به سوی جهنمشان است

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    مرگ، پاک شدن از گناهان

    امام حسن عسگری علیه السلام نقل می کند: پدرم امام هادی علیه السلام به عیادت یکی از اصحابش که در بستر مرض افتاده بود تشریف برد و دید آن مرد گریه می کند و از ترس «مرگ» در جزع و فزع است .

    فرمود: ای بنده خدا! تو از «مرگ» در هراس و گریه ای ، برای این که معنای «مرگ » را نمی دانی . بعد از آن فرمود: من از تو سئوالی می کنم . جواب بگو!

    اگر فرضا تمام بدن ترا چرک و کثافات فرا گیرد و از بسیاری این چرکها و کثافات و پلیدی هایی که در تو نشسته است در رنج و آزار باشی و در عین حال دمل هایی در بدن تو پدیدار شود و مرض جرب و سودای خشک پیکر ترا فراگیرد و بدانی اگر حمام بروی و بدن خود را بشویی تمام این مرض ها و کثافات از بین می رود و بدن تو پاک و پاکیزه می شود، آیا دوست نداری که به حمام روی و شستشویی بنمایی و تمام این چرک ها و آفات را از بین ببری و از خود دور کنی ؟ یا آن که رفتن به حمام را ناپسند داری و حاضر نیستی بدان جا، گامی نهی و با تمام این کثافات و آفات صبر می کنی و می سازی ؟

    مریض عرض کرد: یا بن رسول الله ! دوست دارم به حمام بروم و تمام آلودگی ها را بزدایم و از خود دور گردانم .

    حضرت فرمود: «مرگ» هم برای انسان مو من در حکم حمام و تطهیر و شستشو است ، آن چه از گناهانی که انجام داده ای و به واسطه طول مرض و سایر امور هنوز از بین نرفته و باقی است ، به واسطه «مرگ» تمام آنها از بین می رود و از بدی ها و گناهان پاک و پاکیزه بیرون می آیی .

    ای مرد! بدان که چون بر «مرگ» وارد شوی و از این دریچه عبور نمایی از هرگونه اندوه و غصه و آزار و رنجی نجات یابی و در دامان هرگونه سرور و فرح و انبساطی قرارگیری .

    سخنان آن حضرت در مریض اثر کرد، دلش آرام گرفت و از طپش ایستاد. با نهایت خرسندی و نشاط چشمان خود را فرو بست و جان به جان آفرین تسلیم نمود

    نیز از حضرت امیرالمو منین علیه السلام نقل شده : از رسول خدا شنیدم که فرمود: مو من وقتی از دنیا می رود، اگر گناهان او به اندازه گناهان همه اهل زمین باشد «مرگ» او باعث می شود که همه آن ها بخشیده شود و از گناهان پاک گردد

    نیز از امام صادق نقل شده : «مرگ» کفاره گناهان هر مو منی است . (مو من به واسطه «مرگ » تصفیه و تزکیه و تطهیر می شود

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    مرگ ترسناک است

    حال که حقیقت مرگ را فهمیدیم ، لازم است بدانیم : با این که ((مرگ )) یک امر حتمی است ، چرا اکثر مردم از آن در هراسند؟

    اگر ((مرگ )) نیستی و فنا و انهدام نیست چرا بعضی از آن می ترسند؟ چرا از مردن وحشت و خوف دارند؟ چرا نام ((مرگ )) و مردن که پیش می آید ناراحت می شوند و با چشم دیگری به آن نگاه می کنند؟ حتی از شنیدن نام ((مرگ )) کراهت دارند؟

    بزرگان دین چند چیز را علت ترس از مرگ دانسته اند:

    اول : این که وقتی انسان حقیقت ((مرگ )) را فانی شدن و از بین رفتن پندارد، از آن می هراسد و از شنیدن نامش می گریزد تا چه رسد به خود آن . ولی اگر حقیقت آن را، آن چنان که هست دریابد و بدان یقین کند ترسش  می ریزد و ((مرگ )) را جز کمال و ترقی چیز دیگری نخواهد یافت و به آن عشق می ورزد.

    امیرالمو منین علیه السلام که حقیقت ((مرگ )) را به روشنی دریافته و معنی آن را درک کرده است چنین می فرماید:

    والله لابن ابیطالب انس بالموت من الطفل بثدی امه .

    ((به خدا سوگند که انس پسر ابوطالب به مرگ از انس به پستان و شیر مادرش بیشتر است .))

    در مورد متقین و چگونگی علاقه آنها به مرگ در خطبه همام می فرماید: اگر خداوند اجل و مدتی در دنیا برایشان تعیین نمی فرمود، از شوق ثواب و بیم عذاب حتی یک چشم بهم زدن نیز جان در بدشان قرار نمی گرفت

    و همسر آن حضرت فاطمه زهرا (س ) ((مرگ )) خود را از خداوند می خواهد و می فرماید:

    اللهم عجل وفاتی سریعا

    ((خدایا! هر چه زودتر مرگ را برسان .)) (و از این دنیای پر درد و رنج مرا نجات ده و به آخرتی که جاوید است منتقل کن .)

    دوم : دلبستگی به دنیا. ترس از((مرگ )) گاهی به خاطر دل بستگی به دنیا است ، انسانی که عمر خود را صرف تیمار بدن کرده باشد هنگام مرگ و انتقال روح به عالم جدیدی بسیار بیم ناک است ؛ زیرا او در لجن زار طبیعت غوطه ور بوده و با عالم جدیدی که بدان جا منتقل می شود هیچ آشنایی ندارد. وی دنیا را منزل حقیقی خود پنداشته ، به آن خو گرفته و دلبستگی شدیدی پیدا کرده است ، از این رو هنگام احتصار و قالب تهی کردن ، حالت بسیار بدی او دست خواهد داد.

    ولی همین انسان ، اگر در این عالم رشته ارتباط خود را با عالم آخرت محکم کند، به پروردگار میل و علاقه و محبت بورزد و با ساکنین حرم قدس الهی آشنا شود، به اهل بیت عصمت و طهارت تمسک جوید و همت خود را صرف دنیا نکند، با اشتیاق فراوانی به عالم دیگر منتقل می شود و به محل خویش پرواز می کند. نه تنها از ((مرگ )) نمی ترسید، بلکه آن را شیرین تر از عسل می یابد.

    سوم : تهیه نکردن توشه : سومین علت ترس از ((مرگ ))، این است که ما توشه راهی برای سفر آخرت آماده نکرده ایم و عمل نیکی انجام نداده ایم تا باعث نجات ما شود. اگر آخرت خود را آباد کرده و از پیش  چیزی فرستاده باشیم و یقین بدانیم که آن جا در رفاه هستیم ، منزل و مکان آماده و آباد داریم ، چرا از ((مرگ )) بترسیم و وحشت داشته باشیم ؟

    شخصی به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم آمد و عرض  کرد: یا رسول الله ! چرا من از ((مرگ )) کراهت دارم ؟ فرمود: آیا مال و ثروتی داری ؟ عرض کرد: بلی ، فرمود: برای قیامت خودت چیزی فرستاده ای ؟

    عرض کرد: خیر، فرمود: به همین علت از ((مرگ )) می ترسی و کراهت داری

    در مجلسی که امام حسن مجتبی علیه السلام حضور داشتند، صحبت از ((مرگ )) شد. شخصی عرض کرد: یابن رسول الله ! چرا ما از مرگ خوشمان نمی آید؟ فرمود: برای این که آخرت خود را خراب و دنیایتان را آباد کرده اید، از این جهت ناراحتید که از عمران و آباد به سوی خرابه و ویرانه منتقل شوید.

    هم چنین کسی از اباذر پرسید: چرا ما از مرگ ناراحت و گریزانیم . در جواب گفت : چون دنیای خود را آباد و تعمیر نموده و آخرت را ویران کرده اید. لذا خوشتان نمی آید که از عمران به خرابه روید.

    قرآن مجید هم ، اعمال نادرست و خلاف مردم را که موجب کیفر و عذاب الهی است ، تنها عامل ترس از مرگ معرفی می کند و می فرماید:

    ععع قل یا ایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیاء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صادقین و لا یتمنونه ابدا بما قدمت ایدیهم و الله علیم بالظالمین

    ای محمد «بگو: ای کسانی که یهودی شده اید! اگر می پندارید که تنها شما دوستان خدا هستید نه دیگران ، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می گویید، ولی آنان به سبب کارهای نادرست و زشتی که انجام داده اند هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد و خداوند به (اعمال ) ظالمان آگاه است.»

    آری ، کسانی از «مرگ» می ترسند که عمرشان را در غیر طاعت خدا سپری ساخته اند وگرنه افرادی که علی گونه زندگی کرده اند همانند او به مرگ بیش از طفل به پستان مادر علاقه دارند.

    نیز آن حضرت درباره آمادگی برای «مرگ» می فرماید: کسی که واجبات را انجام داده و محرمات را ترک نموده است و مکارم اخلاق را داراست باکی ندارد که «مرگ» بر او وارد شود یا او مرگ حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: زیرک ترین افراد کسانی هستند که بیشتر به یاد «مرگ» باشند و خود را برای آن آماده نمایند

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    قبر..

    جایگاه تنگ و تاریک که مردگان را در آن می گذارند

    در حال گذاشتن جسد در قبر روح نظاره گر این صحنه است ناگهان متوجه می شود دور جسدش در قبر پر از جانورانی مانند مار و عقرب و ... است که به جسد او حمله می کنند و می بیند که اطرافیان با ان جانوران کاری ندارند انگار انان را نمی بینند روح به خاطر علاقه به جسم به داخل قبر رفته تا جانوران را از جسد دورسازد ولی هیچ کاری نمی تواند بکند و اگر اعمال نیکش زیاد باشد اعمال نیک شبیه افراد قوی هیکل وارد قبر می شوند و ان جانوران را دور می سازند و اگر اعمال نیکش کم باشد عذاب در قبر شروع می شود چرا که قبر اولین منزل است دری است که به عالم برزخ باز می شودپس از خاک سپاری جسد روح در کنار ان می نشیند(ولی در کتابهای معتبر چنین امده است که روح در قبر به بدن جسد بر می گرددو در قبر شخص میت زنده می شود و سرش نیز به سقف قبر اثابت می کند و انگاه متوجه می شود که مرده و در قبر گذاشته شده است) اما در اینجا به خاطر احادیث و کلام خدا در قران که انسان پس از مرگ زنده نمی شود و تا روز قیامت در خاک دفن خواهد بود و در روز قیامت زنده خواهد گردید(اکتفا می کنیم) با ترس به اطراف نگاه می کند عجب جای تاریک و ترسناکی است سکوت فراوان همه جا را فرا گرفته جانوران و حشراتی به این طرف و ان طرف می روند و گاهی به جسد اسیب می رسانند چه جایگاه وحشتناکی است

    چنانچه در بهارالانوار چنین امده است:

    ای بندگان خدا بعد از مرگ برای کسی که امرزیده نشود شدیدتر از مرگ است از قبر و تنگی و غربت ان بر حذر باشید همانا قبر در هر روز می گوید من خانه ی غربتم من خانه ی وحشتم قبر یا باغی از باغهای بهشت و یا گودالی از گودالهای جهنم است تا اینکه فرمود همانا زندگی و معیشت سخت که خدا دشمن خود را از ان ترسانده عذاب قبر است همانا در قبر نود و نه مار بزرگ بر کافر مسلط می شوند و گوشت او را نیش می زنند قبر منزلگاه وحشتناکی است انجا فقط عقاید و ایمان خاص و خالص به خدا نیاز است روح با حالت انتظار و وحشت در کنار جسد نشسته انگار اتفاقی در حال شرف است ناگهان زمین و زمان به لرزه در می اید صدای فریاد به گوش می رسد انگار کسی در حال شکافتن قبر است از گوشه ی قبر دو شخص با هیکلی وحشتناک با چشمانی قرمز و پر از اتش با چهره ای خشمگین صورتی سیاه موهای بسیار بلند دهانی مانند دهان شتر دندانهای زرد و بزرگ گوش و بینی بزرگ و سر بالا لباسهایی کهنه و دستانی تابل زده با ناخن های بزرگ وارد قبر می شوند این دو مامور خدا به نام نکیر و منکر(نکیر یعنی نکره به معنای زشت و بد هیبت و منکر برای افرادی که منکر خدا و روز جزا بودند) هستند تا از عقاید میت سوال کنند اگر روح توانست جواب انها را با یاری خداوند بدهد که از این مرحله و از این منزل خلاصی یافته و به عالم برزخ رجعت می کند ولی اگر نتوانست جواب سوالات را بدهد ان دو مامور چنان با خشم و غضب با گرزهای اتشین بر جسد می زنند که قبر پر از اتش می شود و عذاب قبر(فشار قبر) محسوب می شود و در میان این اتش جانورانی مانند مار و عقرب به وجود می ایند که از دهانشان اتش خارج می شود و جسد را می گزند و عذابهای مختلف دیگرکه در انتظارشان است

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    فشار قبر...

    این اعتقاد از اعتقادات خاص مسلمانان است. آنها این عذاب را بیشتر متوجه روح می‌دانند. عذابهای دردناکی که جسد در قبر می کشد را نیز فشار قبر می گویند

    خیلی ها معتقدند که فشار قبر یعنی فشار دادن جسد به وسیله ی دیواره ی اطراف قبر که این فرضیه کاملا غلط است چرا که روح دیدنی نیست و فشار قبر هم دیدنی نیست قبر جای تنگ برای جسد است ولی برای روح فضای بسیار بزرگ و تاریک است که هیچ چیز را نمی توان دید فشار قبر از اتش و جانوران و ماموران خداوند هستند که به جهت عذاب وارد قبر می شوند زندگی بعد از مرگ متعلق به روح است و عذابها را هم جسم در قبر و هم روح در عالم برزخ می بیند پس اگر دردی یا عذابی باشد همه به سراغ روح می رود هر چند ان را جسد ببیند دردش را روح احساس می کند امده است فشار قبر از اتش و مواد مذاب می باشد یعنی اتشی را که نکیر و منکر به وجود می اورند موجب می شود از دهانه ی قبر مواد مذاب وارد قبر شود فضا برای روح بزرگ است از دور جانورانی مانند سگ به او حمله ور می شوند مار و عقرب بر او مسلط می شوند و تعدادی افراد با اشکالی بسیار وحشتناک او را مستقیم به گودالهای اتش می برند و او را با تازیانه می زنند و گاهی به سرزمینهای عذاب دوزخیان می برند و او را عذاب می دهند در احادیث و سخنان معتبر امده که منشا فشار قبر از چند چیز است: غیبت دروغ نمامی حسد بر نیاوردن حاجت دیگران در صورت بودن توان ندادن سهمین(خمس و زکات) بد اخلاقی به خصوص در خانواده و ... می باشد که اگر انسان تا قبل از مرگ بخشیده نشود هیچ بلایی سخت تر از عذاب فشار قبر نیست

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ
    نظری کوتاه از نویسنده وبلاگ در مورد قبر

    مردم در دنیا به طور کلی پس از فوت بستگانشان دو نظر دارند. 

    1-گروهاول گروهی هستند که اعتقاد به تحویل جنازه به زمین از طریق دفن کردن به شیوه گود کردن خاک زمین ندارند و اجساد را با روشهایی مانند مومیایی،سوزاندن، اسیدسوزی و غیره یا از بین می‌برند و یا نگهداری می‌کنند. 

    2-گروه دوم  گروهی هستند که به دفن اعتقاددارند. در بین این گروه معمولا اعتقاد به رستاخیز و قیامت بیشتر دیدهمی‌شود. اما این طیف خود شامل زیرمجموعه‌های زیادی هستند. دفن با تابوت ودفن با کفن در محفظه‌ای که با سنگ لحد پوشانده می‌شود از معروفترین اینروشها می‌باشد. این گروهها ممکن است قبرهای باشکوهی به نام مقبره برایانسانهای موثر در تاریخ کشور خود بسازند و یا دارای قبرستانهای تخصصی مانندمقبره الشعرا باشند و یا قطعه‌ای کوچک از قبرستان را به هنرمندان اختصاصدهند که به آن قطعه هنرمندان گویند. این مقابر خاص شعرا وهنرمندان می‌باشد. قطعات شهدا و خانواده آنان نیز در قبرستانهای ایران ازاین گروه می‌باشند که بیشتر جهت ارج نهادن و حرمت‌گذاری می‌باشد.

    اما آنچه در هر دو روش کلی دیدگاه آنست که جنازه نباید به همین صورت بماند و باید یک پروسه را طی کند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، مرگ