تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:24:27
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 133 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22206 بار
  • بازدید کل : 559270 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    جادو و اژدها

    مطلبی کوتاهی را که ملاحظه خواهید کرد تنها یک حدس است و جنبه اثباتی ندارد.

    در مواردی دیده شده است که جادو و اژدها به هم ربط داده شده اند. بدین معنی که جادو را یکی از نیروهای اژدها مخصوصا اژدهای در اسارت دانسته اند. اما این مطلب هرگز به ثبوت نرسیده است. در داستان مرلین که به صورت سریال به تصویر درآمده است، بطور مستقیم و غیرمستقیم و مکررا به این مطلب اشاره شده است اما هرگز جنبه اثباتی ندارد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    تاریخ جادو گرایی

    آغازگر و پایه‌گذار پدیده‌ی کابالا را باید "اسحاق کور" دانست که در قرن سیزدهم میلادی در بندر ناربون (

    آقا و خانم دورسلی ساکن خانه ی شماره‌ی چهار خیابان پریوت درایو بودند. خانواده‌ی آنها بسیار معمولی و عادی بود و آنها از این بابت بسیار راضی و خوشنود بودند. این خانواده به هیچ وجه با امور مرموز واسرار آمیز سروکار نداشتند، زیرا سحر و جادو را امر مهمل و بیهوده ای می پنداشتند و علاقه ای به این گونه مسائل نداشتند."

    و این آغاز یک پدیده بود. پدیده ای شگرف که تمامی ساحات جوامع بشری را تحت تاثیر شدید خود قرار داد.

    ما در این مجال نه در پی آنیم که به بررسی تاثیرات پدیده ی هری پاتر بر عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... جوامع بشری بپردازیم بلکه قصدمان پرداخت صرف به یک پدیده ی تاریخی است که باید از منظر آن، به جریان هری پاتر نگریست.

    "کابالا" نامی است که بر "تصوف یهودی" اطلاق می‌گردد و تلفظ اروپایی "کباله" عبری است به معنای "قدیمی" و "کهن". این واژه به شکل "قباله"‌ی عربی برای ما کاملاً آشناست.

    پیروان آیین کابالا (کابالیست‌ها)

    این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه برای "تصوف یهودی"، به عنوان یک مکتب مستقل فکری، نیز پیشینه‌ای جدی نمی‌توان یافت.

    مطابق اسناد تاریخی، قدیمی‌ترین فلسفه پرداز یهودی، فیلواسکندرانی می‌باشد که در اوایل سده‌ی اول میلادی می‌زیسته است. او بیشتر یک متفکر هلنی است تا یهودی. از دیگر چهره‌های برجسته‌ی یهودی در این زمینه می‌توان به "ابویوسف یعقوب بن اسحاق القرقستانی" (سده‌ی چهارم هجری/ دهم میلادی) اشاره کرد. او نیز یک متفکر و نویسنده‌ی قرائی است و به فضای فکر یهودیت تلمودی (خاستگاه اصلی یهودیت امروزی) تعلق ندارد.

    آغازگر و پایه‌گذار پدیده‌ی کابالا را باید "اسحاق کور" دانست که در قرن سیزدهم میلادی در بندر ناربون (

    در اواخر سده‌ی سیزدهم میلادی کتابی منتشر شد به نام ظُهَر (

    او این کتاب را در سال‌های 1280 تا 1286 به رشته‌ی تحریر درآورده است. "ظهر" به معنای "درخشش" است و با واژه‌های مشابه در زبان عربی خویشاوند می‌باشد.

    این کتاب شامل نوشته‌هایی است در تفسیر "تورات" و کتب عهد عتیق به زبان آرامی. کتاب مذکور به شیوه‌ی متون عرفانی رایج در دنیای اسلام نوشته شده که از زبان نماد و تمثیل و داستان‌های رازآمیز برای بیان عقاید خود بهره می‌بردند.

    موسی لئونی برای معتبر ساختن اثر خویش آن را به گذشته‌های دور و به یک خاخام یهودی به نام "شمعون بن یوهای"(

    "شمعون بن یوحای چنگ‌رومی ها می‌گریزد، و به مدت 13 سال در غاری پناه می‌گیرد. در این مدت به عبادت و تفکر می‌پردازد و سرانجام رازهای هستی بر او آشکار می‌شود."

    موسی لئونی به کلی منکر تدوین این کتاب از سوی خود بود و ادعا می‌نمود که یک زن یهودی و دخترش برخی دستنوشته‌های قدیمی را در اختیار او نهادند که کتاب فوق هم در میان آن‌ها بوده است.

    اصالت این کتاب در همان زمان مورد تردید قرار گرفت و امروزه نیز محققین تردیدی ندارند که کتاب فوق در فاصله‌ی سال‌های 1270 تا 1300 میلادی تدوین شده و مصنف آن خود موسی لئونی است. (

    مفاهیم راز آمیز این کتاب سرشار از پیشگویی درباره ی سر نوشت و "رسالت الهی" و آینده ی قوم یهود است. پیشگویی-های کتاب از آنجا که به شمعون بن یوحای در سده ی دوم میلادی نسبت داده می شود، طبعاً حیرت انگیز می باشد و اعتماد خواننده را به این پیشگویی ها جلب می کند. در این کتاب از ظهور دو مسیح سخن به میان آمده: " مسیح بن یوسف و مسیح بن داوود". "مسیح بن یوسف" Narbonne) در جنوب فرانسه می‌زیست. او برخی از نظرات عرفانی را بیان می‌داشت. مفهوم "عین صوف" ساخته‌ی اوست. این مفهوم را که به معنای "لایتناهی" است، اسحاق به معنی خداوند به کار برد. این مطابق همان "معمار بزرگ کائنات" است که امروزه توسط فراماسونری به جای مفهوم خداوند به کار می‌رود.•تصوف یهودی (کابالا(Kabbalists kabbalah، این مکتب را "دانش سرّی و پنهان" خاخام‌های یهودی می‌دانند و برای آن پیشینه‌ای کهن قائل می‌باشند. برای نمونه، مادام بلاواتسکی، رهبر فرقه‌ی "تئوسوفی"، مدعی است که "کابالا" در اصل کتابی است رمزگونه که از سوی خداوند به پیامبران، و به گونه ای خاص آدم، نوح، ابراهیم و موسی علیهم السلام نازل شد که حاوی دانش پنهان قوم بنی اسرائیل بود. به ادعای بلاواتسکی، نه تنها پیامبران بلکه تمام شخصیت‌های مهم فرهنگی، سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون، ارسطو، اسکندر و... ، دانش خود را از این کتاب گرفته‌اند.H.p.Blavatsky, Theosophical Glossary, London: Theosophical publishing society, 1892.P.168)Narbonne) در جنوب فرانسه می‌زیست. او برخی از نظرات عرفانی را بیان می‌داشت. مفهوم "عین صوف" ساخته‌ی اوست. این مفهوم را که به معنای "لایتناهی" است، اسحاق به معنی خداوند به کار برد. این مطابق همان "معمار بزرگ کائنات" است که امروزه توسط فراماسونری(شبکه‌ای سیاسی که کابالا جزء لاینفک اعتقادی آن‌هاست) به جای مفهوم خداوند به کار می‌رود.sefer ha-Zohar). با انتشار این کتاب، تصوف یهودی (کابالا) به صورت یک نظام فکری و عملی سامان یافته، منسجم شد و شکل نهایی خود را یافت. نویسنده‌ی این کتاب فردی است به نام "موسی بن شم تاو لئونی" (Moses bens hem Tov de leon) (1240-1305).Simon ben Yahai) منتسب کرد که گویا در سده‌ی دوم میلادی می‌زیسته است.ibid, vol.5,P.1978;vol.16,PP.1208-1209)– مطابق اعتقاد مسیحیان – همان عیسی بن مریم (علیهما السلام) و مسیح بن داوود، "مسیح موعود" یهودیان می باشد. پیشگویی ظهور "مسیح بن یوسف" بدین جهت بود که کتاب اعتماد مسیحیان را جلب کند (که موفق هم بود). مطابق آنچه که در کتاب آمده، گشایش و نوزایی در کار دولت یهود، راه را برای ظهور دو مسیح باز خواهد کرد.

    باید دانست که پیروی از کابالا، به معنای تبعیّت بی چون و چرا از خاخام ها است و در واقع یک کابالیست، غلام حلقه به گوش خاخام ها می باشد. برای اثبات این مطلب، به موارد زیر که از کتاب ظُهَر انتخاب شد، بنگرید:

    "خداوند، با خطوط سیمای یهودیان، خود را بر روی زمین آشکار می سازد (یعنی یهودیان، تجسم زمینی خدا می باشند)

    "او (یهودی) الوهیّت جهان است"

    "دستورات خاخام ها را می باید ما فوق احکام پیامبران در نظر گرفت"

    "سخنان خاخام ها، سخنان خدای حیّ است"

    "حکمی که خاخام صادر نماید، برای خدا قانون حساب می شود"

    یک نکته ی مهم در مورد کابالیست ها وجود دارد و آن، این است که کابالیست ها معتقد به خدای واحد نیستند. آنها اعتقاد دارند که آدم و حوّا، هر دو خدا بودند (خدای نرینه و خدای مادینه). لذا نسل آنها - که طبق تورات تحریف شده، یهودیان هستند- نیز خدا می باشند. بنابراین می توان چنین در نظر گرفت که کابالیست ها، یهودیان را خدا می دانند.

    از نیمه ی دوم قرن پانزدهم میلادی، عقاید کابالا توسط یهودیان و مارانو ها (یهودیان به ظاهر مسیحی شده) در میان مسیحیان رواج یافت. کابالیست های یهودی به تدوین برخی رساله های کابالی منطبق با زبان و فرهنگ مسیحیان دست زدند؛ و این رساله ها در ایتالیا به ویژه در کانون های فرهنگی فلورانس بسیار موثر افتاد. به نوشته ی دایره المعارف یهود، "محافل فرهنگی رنسانس عمیقاً باور کردند که راز های مسیحیت را می توان از طریق کابالا شناخت". (

    این گونه بود که مکتب کابالا، به یک نیروی متنفّذ سیاسی در میان اروپائیان تبدیل شد که بر آرمان های مسیحایی جدید دامن می زد و طلوع قریب الوقوع دولت جهانی اروپایی را نوید می داد. به تاثیر از این موج، بسیاری از متفکرین اروپایی به این نتیجه رسیدند که باید آرمان های ظهور مسیح (علیه السلام) را با مفاهیم رازآمیز و جادوگرایی شناخت.

    حال به معرفی چند شخصیت مهم فکری رنسانس و نیز آثار آنان می پردازیم:

    1 -نت جیووانی پیکو دلا میراندولا (1463-1494 م.)

    از نامدار ترین و موثر ترین چهره های فکری رنسانس، به عنوان "پدر کابالیسم مسیحی" شناخته می شود. افکار او به شدّت متاثر از استادان و دوستان یهودی خود می باشد. از میان دوستان و استادان او می توان به این افراد اشاره کرد: یوحنان اَلِمانو، فلاویوس میتریداش و الیا دلمریگو.

    2-وهانس روشلین

    عبری شناس نامدار دربار فردریک سوم، در ترویج کابالا در محافل فرهنگی مسیحیان نقش برجسته ای داشت. او در سال 1490 میلادی در ایتالیا با پیکو دیدار نمود و تحت تاثیر او به کابالا علاقمند شد. او کتاب های "درباره ی نام های سحرآمیز" (1494.م) و "درباره علم کابالا" (1517.م) را در زمینه ی کابالا به رشته ی تحریر درآورد.

    تحت تاثیر این موج جدید فکری، از آغاز سده ی شانزدهم، شاهد پیشگویی های مکرر و پیاپی رهبران فرقه ی کابالا درباره ی "آخر الزمان" و ظهور عیسی مسیح (علیه السلام) هستیم (دقیقاً همان چیزی که در برهه ی کنونی شاهد آن هستیم).

    در سال های نخستین سده ی شانزدهم، کابالیست هایی چون "اشر لملین" (

    3) ربی اسحاق لوریا (

    اسحاق بن سلیمان لوریا از یک خاندان سر شناس یهودی بود که شاخه های آن در بسیاری از کشور های اروپایی و اسلامی حضور داشتند.

    اندیشه های لوریا در کنار کتاب ظُهَر، یکی از دو منبع اصلی کابالا به شمار می رود.

    هستی شناسی جدید کابالا و ترسیم جهان به صورت "عین صوف" به وسیله ی اسحاق لوریاشکل گرفت. اندیشه ی اسارت "زمزم" (

    از زمان "ربی اسحاق لوریا" تا کنون، کابالیسم به شکلی آشکار به ایدئولوژی جنگ با جهان اسلام بدل گردیده و "شیطان شناسی" یکی از اشتغالات فکری دائم رهبران کابالا شده و رساله های متعدد در این زمینه انتشار یافته است.

    از دیگر کابالیست های مشهوری که در ماجرای رنسانس نقشی اساسی داشتند می توان به کسانی چون "هاینریش کورنلیوس آگریپا" (کابالا و مسیح گراییjudaica, vol.10, P.643)Asher Lemlein) و "جوزف دلارینا" و سر انجام "دن اسحاق آبرابانل"، اندیشه پرداز بزرگ زر سالار یهودی، پیشگویی خود را درباره ظهور قریب الوقوع مسیح (علیه السلام) اعلام می کردند.Isaac ben Solomon Luria) (1534-1572)ZamZam) (اخگر الهی) به دست "سیترا اهرا" (Sitra Ahra) (نیروهای شیطانی) که بر سرزمین "کلیپت" (Kelli Pot) (خلافت: منظور همان ممالک اسلامی است) حکم می رانند در این مفهوم تبلور یافت.Heinrich Cornelius Agrippa)، "فلیپوس فُن هوهنهایم" (Philippus Aureolus von Hohenheim) آلمانی تبار با نام لاتین پاراسِلسوس، "میشل نوتردامی" (Michel de Nostedam) مشهور به نوسترداموس و "گیوم پستل" (Guillaume Postel) اشاره نمود.

    از آنجا که مکتب کابالا پیوند عمیقی با سحر و جادو دارد، کابالیست ها از طریق اشاعه ی ساحری، سعی در جذب افراد به فرقه ی خود می کنند.

    قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، دوران شکوفایی جادوگری، کیمیاگری، غیبگویی، طالع بینی و انواع علوم خفیه و نفوذ فوق العاده ی آنها در دربارها و محافل فرهنگی اروپاست. این موجی است که دقیقاً با رنسانس ایتالیا آغاز شد و اومانیست-هایی چون "پیکو دلا میراندولا" از مُرَوِّجین بزرگ آن بودند. به طور مثال، ایتالیای عهد رنسانس، کانون سحر و جادو به موهوم ترین شکل آن بود.

    اومانیست ها (اومانیسم عبارت است از "انسان محوری" که در برابر "خدا محوری" قرار می گیرد) -که مکتبشان را از کابالا به ارث برده اند- غالباً به "همزاد" یا "نگهبانان غیبی" اعتقاد داشتند. پودجو براتچولنی از چهره های برجسته ی رنسانس، از عفریت هایی سخن می گفت که مانند سَوارانِ بی سر هجرت می کنند، یا از هیولا های ریشویی که از دریا ها برمی خواستند تا زنان زیبارو را بربایند.

    ماکیاولی به "امکان پر بودن هوا از ارواح" اشاره می کرد و اعتقاد خود را به این امر که وقایع بزرگ با نشانه هایی از صور عجیب، پیشگویی، الهام و علایم آسمانی اعلام می شوند، ابراز می داشت و مار سیلیو فی چینو، مترجم افلاطون، شرحی در دفاع از غیبگویی و طالع بینی نوشت.

    پیشرفت حوزه ی قدرت و نفوذ جادوگرایی در محافل فرهنگی اروپا به حدّی بود که "وقتی لورنتسو مدیچی دانشگاه پیزا را از نو تاسیس کرد، برای طالع بینی کرسی ای در نظر نگرفت؛ امّا دانشجویان مُصِرّ اً خواستار تشکیل آن شدند و او ناچار با خواستشان موافقت کرد" (ویل دورانت، تاریخ تمدن، جلد 5: رنسانس، تهران: سازمان انشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1367، ص 560)

    تعلق به جادو و علوم خفیه با گسترش طریقت کابالا و آرمان های مسیحایی در اروپا پیوند مستقیم داشته و دارد. پیکو، "پدر کابالیسم مسیحی"، می گفت: "هیچ علمی چون جادو و کابالا، حقّانیت مسیح را بر ما ثابت نمی کند".

    کابالیست های مشهوری که قبلاً از آنها نام به میان آمد (یعنی تریتمیوس، آگریپا، پارسلسوس و گیوم پستل) اصلی ترین چهره های ترویج جادوگری در اروپا می باشند.

    "هری پاتر" به هزاران دلیل، نماد امروز "جادوگرایی" است. گرچه در سال هایی پیش از انتشار اوّلین رمان از مجموعه ی "هری پاتر"، سه گانه ی "ارباب حلقه ها" توسط جان رونالد روئل تالکین، به رشته ی تحریر درآمد که مسیح گرایی اش بسیار واضح تر از هری پاتر بود، امّا هرگز نتوانست پدیده ای که امروزه با آن مواجهیم را بوجود آوَرَد.

    با توجه به وضع کنونیِ فرهنگی جامعه ی اروپا و نیز با نظر به پیشینه ی تاریخی ذکر شده در قبل، هر ی پاتر به وضوح تبلیغ کابالاست در بستر ی مسیح گرایی اروپایی.

    عاشقان سینه چاک "هری" به شدت در دنیای امروز در پی اثری از جهان پاتر و رفقایش می گردند و حاصل این جستجو، چیزی نیست جز یافتن کابالا (که توسط خواننده ها و فوتبالیست های مشهور و نیز ستاره ها ی هالیوود، تبلیغ می شود)، فرقه ای که امروزه

    در جایی اشاره شد که از زمان " ربی اسحاق لوریا" تا کنون، کابالا به ایدئولوژی نبرد علیه جهان اسلام تبدیل شده است.

    محمد دروگر

    منبع: باشگاه اندیشه

    منابع:

    1-تاریخ جادوگری" دکتر سلیگمان

    2-سالاران یهودی و پارسی" عبد ا.... شهباز کابالا و جادو گرایی• واپسین سخن– چون گذشته – توسط اربابان نظام زرسالار یهودیت جهانی ترویج می شود و در نهایت ثروت های کلانی را به جیب قدرتمندان یهودی سرازیر می نماید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    سنگ جادو

    از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

    کیمیاگران در جستجوی «سنگ جادو»سنگ جادو یا سنگ فیلسوفان چیزیست که به سختی سنگ و انعطاف‌پذیری موم باشد و ابزاری افسانه‌ای در کیمیاگریست که تصور می‌شده می‌تواند فلزات پایه را به طلا تبدیل کند. همچنین گاه اینگونه تصور شده که آب حیات باشد، که برای بازجوانی و احتمالا دست‌یابی به انوشگی (نامیرایی) کاربردی بوده‌است.

    سنگ جادو برای مدتی طولانی جُستنی‌ترین هدف در کیمیای غرب بوده‌است. در نگر کیمیاگرانی چون آیزاک نیوتون و نیکلاس فلامل دست‌یابی به «سنگ جادو» می‌تواند برای سازنده‌اش روشنگری به ارمفان آورده و به عنوان یک شاهکار برشمرده شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    گزارشی از جادو و جادوگری و برخی از طرق انجام آن!

    جادو با اعمال شاقه!

    شاید برای شما هم پیش آمده که با خودتان بگویید ای کاش از چند سال بعدتان مطلع بودید و یا ای کاش می‌توانستید بعضی از وقایع را تغییر دهید و امکان دخل و تصرف در اتفاقاتی که اطرافتان (و بلکه اطراف دیگران!) می‌افتد داشتید. در مسیر همین فکرها شاید تا به حال به فکر استفاده از بعضی ابزارهای موجود (و یا حداقل موجود در داستان‌ها و فیلم‌های علمی- تخیلی- وغیره) افتاده باشید. مثلاً استفاده از گوی بلورین که اتفاقات گذشته، حال و آینده را نشان می‌دهد و یا یک جادوگر با موهای بلند و شکل و شمایل خاص که هر وقت بخواهد با جارویش پرواز می‌کند و به هر جا بخواهد می‌رود، یا یک معجون سحرآمیز که خوردن آن شما را به زمان آینده ببرد و ...

    البته از آنجا که امروزه تقریباً تمام وقایع و اتفاقات از حالت سنتی خود خارج شده و شکل مدرن به خود گرفته، ماجرای جادو و جادوگری و اینها هم کمی تا قسمتی تغییر کرده و مدرن شده است. یعنی مثلاً شما می‌توانید از طریق اینترنت با یک جادوگر که اصلاً هم شکل و شمایل خاصی ندارد، در یک سوی دیگر دنیا چت کنید و یا شکل کف دستتان را اسکن کرده و با پست الکترونیکی برای یک کف‌بین مشهور در یک قاره دیگر بفرستید و و از آینده‌تان با خبر شوید. حتی می‌توانید فرمول ساخت اکسیر جوانی را با یک تماس تلفنی ساده به دست آورید ( البته اینکه این اکسیر چه طور کار می‌کند و چه عوارضی دارد بر عهده متقاضی است)

    جادو کردن و جادو شدن مثل هر چیز دیگری در این دنیا انواع مختلفی دارد.

    *یکی از انواع جادو، جادو به وسیله کلمات (ورد) است. یعنی فرد با به زبان آوردن یک جمله یا یک کلمه و یا خواندن چند صفحه (بلکه هم چند کتاب!) به هدف خود می‌رسد. مثلاً باید روزی 120بار بگویید:«اجی، مجی، لاترجی» تا بعد از 70 روز به هدفتان برسید. البته بنابر نظر جادوگران اهل فن؛ اگر بعد از 70 روز به هدفتان نرسیدید مطمئناً مشکل از جادو نیست بلکه حتماً علت دیگری دارد. مثلاً اینکه شما یک روز به جای 120 بار 119 بار ورد مربوطه را گفته اید!

    یک خانم 35 ساله در باره جادوگری معتقد بود:«به نظر من جادوگری خیلی با نمک است! شاید حقیقت نداشته باشد اما همین که شما را سرگرم می‌کند خوب است. خود من یک بار پیش یک رمال رفتم . برایم چند نسخه‌ تجویز کرد. گرچه اتفاقی هم که می‌خواستم افتاد، اما فکر نکنم خیلی هم به نسخه‌های او ربط داشت چون بعداً متوجه شدم که اگر کمی صبر می‌کردم آن اتفاق به مرور زمان می‌افتاد. خلاصه اینکه شاید اگر باز هم مشکل بزرگی داشته باشم و وقت کنم پیش این افراد بروم، اما خیلی به این چیزها اعتقادی ندارم و برایم بیشتر جنبه سرگرمی دارد!» اما نظر پسر این خانم هم در نوع خود جالب بود:«من خیلی دوست داشتم یک ورد بلد بودم که وقتی می‌خواندم معلم زیستمان به قورباغه تبدیل شود! البته از نظر زیستی و شیمیایی این کار واقعاً امکان پذیر نیست اما اگر می‌شد از طریق جادو این کار را کرد، من و همه همکلاسی‌هایم خیلی خوشحال می‌شدیم!» البته شواهد امر حاکی از آن است که گاهی در مسیر قورباغه ساختن دیگران نه تنها طرف مقابل قورباغه نشده بلکه خود فرد به قورباغه یا یک چیزی در همین مایه‌ها تبدیل شده!

    * یکی دیگر از انواع راه‌های جادو شدن و جادو کردن این است که به واسطه خوردن جادو شوید. مثلا به توصیه جادوگر محترم یک محلول یا چیزی شبیه به آن را (که معمولاً هم بسیار گران است) تهیه کنید و در غذای فرد مود نظرتان بریزید. در این جور موارد ممکن است فرد مورد نظر ابتدا دچار حالات عجیب و غیر طبیعی شود و شما با خودتان بگویید: « وااای جادو دارد عمل می‌کند!» اما بعد که حالش وخیم شد و مجبور شدید به اورژانس مراجعه کنید، متوجه می‌شوید خطر بزرگی از بیخ گوشتان رد شده!

    مریم که 24 سال سن دارد در میان جمعیت کثیری که دور پیرمردی در گوشه خیابان جمع بودند، منتظر بود نوبتش شود. او هم تجربه جادو و جادوگری را پشت سر گذرانده بود: « این آقا چندوقت پیش به من توصیه کرد محلولی به همسرم بدهم. او گفت اگر 17 روز که این محلول را در غذای شوهرم بریزم، تمام حرفهایم را بدون چون و چرا قبول می‌کند. اما از وقتی این کار را شروع کرده‌ام 20 روز می گذرد و همسرم نه تنها بهتر نشده بلکه از قبل بدتر هم شد! حالا ایشان می‌گوید اشتباه از من بوده و به جای روزی یک‌بار باید روزی 3بار شربت را به خوردش می‌دادم. الان هم منتظرم که یا پولم را پس بگیرم و یا ببینم دستور ساخت چیز دیگری را می‌دهد یا نه»!

    * یکی دیگر از انواع جادو برای اثر کردن احتیاج به گذر زمان دارد. یعنی فرد باید با صبر و حوصله داشته باشد و قدم به قدم در این راه خطیر جلو برود، خسته نشود و کلاً تا آخر همچنان مصمم و با اراده باقی بماند.

    این «مصمم و با اراده» تکیه کلام خانمی بود که در کنار کارهای خانه به شغل شریف جادوگری هم می‌پرداخت و ما بعد از کلی تلاش و دست به دامن آشنایان شده و گرفتن وقت قبلی موفق به دیدارش شدیم.

    همانطور که قبلاً هم گفتیم جادوگر هم جادوگرهای قدیم. در خانه جادوگر مذکور نه تنها خبری از شکل و شمایل خاص و منتسب به جادوگران نبود، بلکه به جای یک جاروی جادویی یک دستگاه پژو در حیاط پارک شده بود. البته خانه تا دلتان بخواهد پر بود از بوها و رایحه‌های جورواجور!

    روش کار خانم جادوگر به این صورت بود که بعد از سنجیدن میزان محتویات جیب و جویا شدن از اوضاع و احوال زندگی شما، شروع به تجویز نسخه می‌کرد. خیلی از حاضرین در این مکان معتقد بودند که زندگی‌شان با جادوهای این خانم سرو سامان گرفته! اما عده‌ای که مثل ما برای بار اول آمده بودند، نسبت به ضمانت کار شک داشتند و می‌گفتند که به اصرار دوستان آمده اند و امید زیادی به نتیجه کار ندارند.

    یکی از خانم‌های حاضر در مکان مذکور ادعا می‌کرد که:« ماهی 3بار پیش این خانم می‌آیم و فال قهوه می‌گیرم. همیشه هم حرفهایش درست در می‌آید. به نظرم کارشان حرف ندارد.» البته بنا بر اظهارات شاهدان عینی از آنجا که هرماه 30روز دارد و 3بار فال قهوه درطول ماه یعنی تقریباً هر 10 روز یک‌بار، لذا خیلی هم بعید نیست که خود آدم هم بتواند بدون احتیاج به فال، پیش بینی‌های لازم را از 10 روز آینده‌اش داشته باشد و حداقل یک سوم‌اش هم درست از آب در بیاید!

    *جادو انواع دیگری هم دارد. مثلاً خیلی‌ها معتقدند که بعضی‌ها با نگاهشان جادو می‌کنند، بعضی در نگاه کردن به دیگران خیلی محتاطند که مبادا جادو شوند، بعضی‌ها می‌گویند زندگی ما براساس جادوهایی که دیگران بر اساس اهداف یا خصومتشان برایمان دست و پا کرده‌اند رقم می‌خورد و...

    حتی اگر یادتان باشد آش جادو و جادوگری آن‌قدر شور شده بود که حتی شایعه بود در جام ملت‌های آسیا یک جادوگر به تیم ملی فوتبال اضافه شده که البته ما آخر نفهمیدیم که راست بود یا نه! گرچه با نگاه به نتایج بازیها می‌توان دو نتیجه گرفت؛ اول اینکه آوردن جادوگر قطعاً شایعه بوده و دوم اینکه جادوگر مذکور از نوع فرد اعلایش نبوده!

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    معرفی وجوه مشترک و تاریخچه

    وجه مشترک باورهای مرتبط با جادو این است که می توان با توسل به نیروهایغیرجسمانی شیطانی به شرارت دست یازید. برخی بر این باورند که میان نیاتشیطانی و پدیدآمدن زخم یا حتی مرگ رابطه علت و معلول وجود دارد. اگرچه دربسیاری از جوامع، از قبیل جوامع مصری، یونانی، رومی، ژرمنی و حتی آفریقایی،ساحران و جادوگران را به اتهام دست یازیدن به جادو محکوم کرده اند، ولی درجوامع یهودی و مصری حتی اعتقاد به وجود جادو نیز جرم محسوب شده است. دردنیای چند خدایی دوره باستان که ایزدان جهان زیرین و جهان مردگان، بخشی ازجهان خدایان را تشکیل می دادند و هر رب النوعی از هر دو جنبه خیر و شربرخوردار بود. اعتقاد به جادو کاملاً متداول بود. اما اندیشه خدای واحد دریهودیت، سحر و جادو را نتیجه اعتقاد به کفر می دانست و همین انحراف از دینگناه به حساب می آمد. این همان نگرشی است که به مسیحیت نیز راه یافت و درنوع خود بسط داده شد.

    تاریخچه اعتقاد به جادو در دوره مسیحیت، همان تاریخچه ای است که در بابشیطان شناسی کلیسا و نگرش آبای کلیسا نسبت به ادیان غیرمسیحی مطرح شده است. هر گاه نگرشی مخالف با مسیحیت بروز می کرد از دید کتاب مقدس عهد قدیم باصفاتی چون جادوگر، ساحر، افعی، ابلیس، لویاتان(Laviathan)  و صاحب روحشیطانی شخص می گردید و از نگاه عهد جدید، چنین نگرشی متعلق به شیطان یا دیوشریر تلقی می شد، به رغم تمایل به دگردیسی نیروهای فوق طبیعی به نیروهایخیر و شر، در عصر مسیحیت، رویکرد قرن اولیه مسیحیت درباره سحر و جادو، اغلبیادآور خدایان سه گانه هکات(Hecate)  و نیز دیانا(Diana)  بود که باید بانیروی دین بر آنها چیره شد. تا مدت ها، کلیسا سحر و جادو را کفر به حساب میآورد و نه ارتداد؛ اما این باور عام که سحر و جادو می تواند صدمه بزند وحتی منجر به مرگ شود، به ویژه تهدیدی برای جان شخص حاکم به حساب می آمد،سبب شد تا با چنین نیروهایی به شکلی جدی تر برخورد شود. به همین دلیل، درقوانین مدنی امپراتوری مسیحی روم، همچون امپراتوری های بت پرست گذشته،موادی به ممنوعیت سحر و جادو اختصاص یافت. این برخورد، در زمان آگوستینقدیس که جادو را عهد و پیمان با شیطان برمی شمرد، به اوج خود رسید و سبب شدتا کلیسا در برابر آنانی که معروف به جادوگری بودند، برای حفظ موقعیت خود،به اقداماتی جدی دست زند.

    آرای آبای کلیسا پیش از عصر اصحاب مدرسه، در متنی از نویسنده ای گمنام تحتعنون احکام مذهبی(Conon Episcopi)  یا رسالات مذهبی(Capitulum Episcopi) آمده است. این احکام از سوی رجینو از اهالی پروم(Regino of Prum)(ح. 900م.) ثبت گردید و به قوانین کلیسا منضم شد. مطالبی که بعدها برای مدتی حدودهشت قرن مورد بحث و جدل قرار گرفت، از همین رساله سرچشمه گرفته اند. نویسنده این رساله میان افرادی که با پیروی از «فنون ویرانگر سحر و جادویمنشا گرفته از شیطان» دست به شرارت می زنند، و «عجوزه هایی که تصور می کنندمی توانند با کمک دیانا بر وحوش سوار شوند... و در آسمان به این سو و آنسو بروند». تمایز قایل می شود. او گروه اول را مرتد می نامد و گروه دوم رادیوانگانی به حساب می آورد از ارواح پلید در وجودشان لانه کرده اند. نویسنده این رساله، «پرواز شبانه» را با «توهمات شبانه» مقایسه می کند و «حلول روح» را به رساله های خرقیال، یوحنا، و بولس استناد می دهد و نتیجهمی گیرد، «هرآنکه می پندارد مخلوقات، بدون خواست پروردگار، می توانند بهمخلوقی از نوعی دیگر مبدل شوند، بی شک کافرند.» در اینجا «کفر» در معنی عهدو پیمان بستن یک جادوگر با شیطان است و از توهمات شبانه تمایز می یابد. باوجود این، در قرون بعد و متاثر از مباحث مدرسیون در باب نیروی فرشتگان وشیاطین و شخصیت دوگانه و نیز تثبیت دادگاه های تفتیش عقاید، این تمایز رفتهرفته از میان رفت. در این دوره آنچه باقیمانده از رسوم دوران بت پرستیبود، خواه به صورت یک اعتقاد، و خواه به شکل یک عمل، با تایید بازپرساندادگاه ها که در شیطان شناسی تخصص یافته بودند، پرستش شیطان به حساب میآمد. حتی اعتقاد به «چشم زخم»، «نفرین»، «طلسم»، و جز آن، از نگاه کلیساشیطانی تلقی می شد. برای کشف این باورها، مطالعات وسیعی درباره باورهایمحلی صورت گرفت و در قالب کتاب ها و رساله های متعددی انتشار یافت. گاه نیزاعترافات متهمان در زیر شکنجه به مطالب این کتاب ها ضمیمه می شد.

    بازپرسان دادگاه های تفتیش عقاید و نیز قضات پروتستان به کمک همیناعترافات، دستورالعمل های بازپرسی را در قرن پانزدهم می نگاشتند. از جملهاین کتاب ها می توان به ضربه به جادو(Mallus malefiarum ) نوشتهکرامر(Kramer) و اشپرنگر(Sprenger) و نیز در قرن شانزدهم به بازپرسی ازجادوگران(Disquisitiones magicae) (1601 ـ1599 نوشته مارتین دل ریوMartin Del Rio))، کتاب شیطان شناسی(Daemonolatreia) (1595) نوشته نیکولاسرمی(Nichalas Remy)، کتاب جادوگران شیطانی(De magorum daemonomania)(1581) نوسته ژان بودن(Jean Bodin) ، یا گفتارهایی در باب جادو(Discours des sorciers ) (1601 ـ 1590) نوشته هانری بوژه (Henri Boguet) اشاره کرد. جالباینجاست که هر تلاشی برای مصون ماندن از کفر پنهان، به خطری بزرگتر منجرمی شد و کار به جایی می رسید که تصور می رفت قدرت شیطان کم از قدرت خداوندنیست.در آن ایام، دو شرط اصلی، یکی قانونی و دیگری کلامی، در تعیین نوع تعریفجادو در قانون مدنی و قانون شرع حائز اهمیت اصلی بود. یکی، اتحاد تئوکراتیککلیسا و دولت در میان ملت های مسیحی سبب شد تا هر کفری خیانت به شمار رود. در قرن سیزدهم، پاپ اینوست [= بی گناه] سوم در پیمان نامه ای با امپراتورفریدریک دوم، چنین اعلام می دارند که «اهانت به درگاه باریتعالی، جنایتیبالاتر از اهانت به درگاه امپراتور است». با احیای چنین قوانینی، اهانت بهخداوند از طریق جادوگری همان مجازاتی را یافت که اهانت به امپراتور. اینمجازات چیزی نبود به جز اعدام محکوم. از این طریق براندازی ارتداد از طریقدادگاه های تفتیش عقاید و قدرت اصحاب مدرسه شکلی قانونی به خود گرفت. دوم،تثبیت این امر که هر نوع جادویی کفر و ارتداد به حساب می آید. در نیمه دومقرن سیزدهم و طول قرن چهاردهم، این موضوع همواره مورد بحث بوده است. الکساندر چهارم در فتوایی اعلام می کند «جادوگرانی که شیطان را محترم میدارند مرتد به شمار می آیند»

    این فتوا مطلب تازه ای نبود. پیش از این نیکولاس ایمریک(Nicholas Eymeric)  در رساله راهنما(Dierctorium)  (1376)، میان جادوگران «ساده» و «کافر» بهچنین تمایزی قایل شده بود و جادوگرانی را که شیطان را محترم می داشتند کافربه حساب آورده بود. لئا (Lea) مشکل عمده دادگاه های تفتیش عقاید را تعیینحد جادوگری می داند، زیرا این دادگاه ها تنها به اعمال جادوگری توجهنداشتند و گرفتاری اصلی شان عقایدی بود که در میان مردم رسوخ کرده بود. یکیاز منابعی که تمامی عقاید و نیز اعمال جادوگری را ارتداد به حساب می آورد،رساله ای است به سال 1398 م. که در دانشکده الاهیات دانشگاه پاریس به رشتهتحریر درآمده است. در این رساله میان عقاید خرافی و رابطه ای ضمنی باشیطان پیوندی ناگسستنی در نظر گرفته شده است که پیامدهای این پیوند از جانبخداوند و طبیعت قابل پیش بینی نیست. در رساله اشعیا چنین آمده است که «مابا مرگ پیمان بسته ایم و با روح عهد و میثاق». این آیه تا زمان آگوستینقدیس تلویحاً به معنی احتمال پیمان با شیطان تلقی می شد و توضیحی بود برایبرتری قدرت جادوگران نسبت به انسان و نیروهای طبیعی. به عبارت ساده تر،جادو همانند کفر، دشمن دولت، انسان و سعادت او تلقی می شد. مارتین لوتر نیزدر این مورد راه بهتری در نظر نمی گیرد و با تاکید بر عبودیت انسان دربرابر پروردگار اعلام می کند «آیا جادوگری که نشانگر طغیان در برابر خداوندو سرسپردگی نسبت به شیطان است، شایسته مرگ نیست؟»

    یش از آنکه احتمال نظری جادوگری مورد بحث و بررسی قرار گیرد، آلونز وسالازاری فریاس(Alonso de Salazar y Frias)  بازپرس اسپانیایی دادگاه هایتفتیش عقاید، و ساموئل هارس نت (Samuel Harsnett) اسقف انگلیسی در موردشواهدی به بحث و بررسی پرداخته اند که برخی جنایات را منتسب به جادو دانستهاند. باور به شیطان و قدرتش به تدریج و به دلیل همین تفتیش ها رشد کرد. دراین مورد می توان این باور را که شیطان موجب اوهام می گردد، بازگشت بهوضعیت قرن دهم میلادی و کتاب احکام مذهبی دانست. این امر باعث شد تا در قرنشانزدهم و هفدهم رساله های متعددی درباره عقل سلیم و تشخیص «وهم» نگاشتهشود. از جمله این نویسندگان می توان به رجینالد اسکات(Reginald Scot)، جانویر(John Weyer)، فریدریش فن اشپه(Friedrich von Spee)، و حتی بالتازابکر(Balthasar Bekker) اشاره کرد که با استناد به انجیل اعلام می دارد، «هیچ روحی شریری نباید بدون انکار وجود شیطان زنده بماند». این باور درمیان کالونیست ها نیز رواج یافت و جالب اینجاست که به رشد باورهای کفرآمیزانجامید و اعمال جادوگری به شکلی زیرزمینی فراگیر شد.

    اعتقاد عامه به جادو تا قرن هجدهم میلادی به تدریج کاهش یافت. به دلیل اینامر را می توان به رشد خردگرایی و نیز تردید نسبت به معجزات و رفتارهای فوقطبیعی دانست. به این ترتیب رفته رفته خرافه پرستی و اعتقاد به عواملفراطبیعی تنهادر میان قشر کم سواد باقی ماند. در دوره رمانتیسم توجه ادبابه باورهای جادویی به دو رویکرد محدود شد و این دو رویکرد تا قرن بیستم بههمان شکل ادامه یافت. یکی از این دو رهیافت، مطالعه جادو به منزله موضوعیتاریخی بود که خود را در ادبیات نیز می نمایاند. جادو در متون ادبی، چه ازجنبه طنز، نظیر تام اوشانتر(Tam O Shanter)(1791) نوشته برن(Burn)، و چه ازجنبه تراژیک، مانند موبی دیک(Moby Dick) (1851) نوشته ملویل(Mleville) مورد نقد و بررسی قرار می گرفت. دو اثر گویا (Goya) نیز به نام هوسها(Caprihos) ونقش های سیاه(pinturas negras) تمایل به طرح مسائل جادویی رادر ادبیات نشان می دهد. رهیافت دوم، مطالعه جادو از منظر مردم شناسی استکه با پژوهش های یوزف انه موزر(Joseph Ennemoser) و کتاب تاریخجادو(History of Magic)(1854) آغاز می شود.

    جادو در این دسته از پژوهش ها به مثابه بازمانده ای از مذاهب اولیه اروپا ودیگر نقاط جهان در نظر گرفته شده است و مطالعه تطبیقی آنها مورد توجه بودهاست. روان شناسان نیز همچون ساموئل هیبرت(Samual Hibbert) در کتاب مختصریدر باب فلسفه توهم(Sketches of the philosophy of Apparitions) (1825) بهجادو به مثابه نوعی بیماری ذهنی و روانی اشاره کرده اند. در قرن بیستم،توجه متخصصان بیشتر به جادو در آفریقای سیاه جلب شد. در کنار این پژوهش هایمردم شناختی، بحث درباره چند و چون نگرش اروپاییان قرون وسطی به مسئلهجادو همچنان ادامه دارد. آنان با این باور که خداوند متعال است، نگرشی رانشان داده بودند که از قدرت الاهی می کاست و وحدت را به نوعی ثنویت مبدل میکرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    لغت نامه دهخدا

    جادوی . آنکه جادوکند. افسونگر. جادوگر. عامل سحر. ساحر. صاحب آنندراج چنین آرد: جادو ساحر باشد و جادوی ساحری و سحر کردن و عوام سحر را جادوی دانند و ساحر را جادوگر خوانند و این غلط است ، چیزهای غریب را که خلاف عادت طبع است جادوئی و سحر گویند و آن را سحر حلال خوانده اند. صاحب غیاث گوید که فی الواقع در کلام قدما جادو بمعنی ساحر است و در کلام شعرای معتبر هند مثل امیرخسرو و فیضی و شاعران متاخرین ایران جادو بمعنی سحر و جادوگر بمعنی ساحر بیش از آن است که تعداد توان کرد، پس تغلیط این هردو لفظ بر سبیل اطلاق درست نباشد و از اینجاست که در برهان جادو بمعنی سحر و ساحر هردو آمده . (آنندراج ). حابِل . مُعَقّد. طَب ّ. طِب ّ. جِب . (منتهی الارب ): گفتم این کار جرجیس جادوی نیست که اگر جادوستی مرده زنده نتوانستی کرد. (تاریخ بلعمی ).

    به زلف تنگ ببندد برآهوی تنگی

    به دیده دیده بدوزد ز جادوی محتال .

    منجیک .

    تو گفتی که من بدزن و جادویم

    ز پاکی و از راستی یکسویم .

    فردوسی .

    چو فردا تو در منزل آئی فرود

    به پیشت زن جادو آرد درود.

    فردوسی .

    چه جادو چه دیو و چه شیر و چه پیل

    چه کوه و چه هامون چه دریای نیل .

    فردوسی .

    کجا آن کمین و کمان و کمند

    که کردی بدو دیو و جادو به بند.

    فردوسی .

    او به می دادن جادوست ، به دل بردن چیر

    چیزها داند کردن بچنین باب اندر.

    فرخی .

    گرفتم عشق آن جادو، سپردم دل بدان آهو

    کنون آهو وشاقی گشت ، و جادو کرد اوشاقش .

    منوچهری .

    امیر ناچار از این تنگدل میشد و آن نه چنان بود که میگفتند که سباشی نیک احتیاط میکرد چنانکه ترکمانان او را سباشی جادو میگفتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 546).

    همانگه زن جادوی پرفسون

    که بُد دایه مه را و هم رهنمون .

    اسدی .

    زن جادوست جهان من نخرم زرقش

    زن بود آنکه مر او را بفریبد زن .

    ناصرخسرو.

    بگریزد او ز تو چو تو فتنه شوی بر او

    پرهیز دار زین زن جادوی مدبره .

    ناصرخسرو.

    در دست زمان سپید شد زاغت

    کس زاغ سپیدکرد جز جادو.

    ناصرخسرو.

    جادوی زمانه را یکی پر است

    زین سوش سیه ، سپید دیگر سو.

    ناصرخسرو.

    نگه کن که با هرکس این پیر جادو

    دگرگونه گفتار و کردار دارد.

    ناصرخسرو.

    منم آن جادوی سخن که بنظم

    آرم اندر خزان به طبع بهار.

    مسعودسعد.

    با خود گفتم اگر بر دین اسلاف بی ایقان و تیقن ثبات کنم همچون آن جادو باشم که بر آن نابکاری مواظبت مینماید. (کلیله و دمنه ). ای نابکار جادو این چه سخن است . (کلیله و دمنه ).

    جادوئی کردن جادوبچه آسان باشد

    نبود بطبچه را اشنه دریا دشوار.

    انوری (دیوان چ تبریز ص 117).

    در دخمه چرخ مردگانند

    زین جادوی دخمه بان مرا بس .

    خاقانی .

    در این منزل ز سربازی پناهی ساز خاقانی

    دو ره پر لشکر جادوست نتوان بی عصا رفتن .

    خاقانی .

    چنان جادوی بخل را بسته جودت

    که جادو زبان را به نیرنگ بسته .

    خاقانی .

    زآن زلف و غمزه چهره همچون بهشت تو

    آرامگاه جادو و ماوای کافر است .

    ظهیر (از شرفنامه منیری ).

     

    که جادوئی است اینجا کاردیده

    ز کوهستان بابل نورسیده .

    نظامی .

    ز افسونگران چند جادوی چست

    کز ایشان شدی بند هاروت سست .

    نظامی .

    مرابا جادوئی هم حقه سازی

    که برسازد ز بابل حقه بازی .

    نظامی .

    گفتند شبی به کعبه میروی . گفت جادوئی درشبی از هند به دماوند میرود. (تذکره الاولیاء عطار).

    من به جادویان چه مانم ای جُنب

    که ز جانم نور می گیرد کتب .

    مولوی .

    من به جادویان چه مانم ای وقیح

    کز دمم پررشک میگردد مسیح .

    مولوی .

    همشیره جادوان بابل

    همسایه لعبتان کشمیر.

    سعدی .

    ج ، جادوان:

    چو خم در دوال کمند آورم

    سر جادوان را ببند آورم .

    فردوسی .

    همه جادوان را شکستی به گرز

    بیفروختی تاج شاهان به برز.

    فردوسی .

    چو رستم ز مازندران گشت باز

    شه جادوان رزم را کرد ساز.

    فردوسی .

    ز هیچ گونه بدو جادوان حیلت ساز

    بکار برد ندانند حیلت و نیرنگ.

    فرخی .

    و جادوان با او گرد شدند و او جادو بود تدبیر کرد که اینجا علف هست و حصار محکم عجز نباید آورد تاخود چه باشد. (تاریخ سیستان ص 36).

    باید دانست که جمع جادو به جادوان برخلاف قیاس است ، چه طبق دستور زبان فارسی کلماتی که به واو ماقبل مضموم ختم میشوند هنگام جمع باید «یائی » به آخر افزوده سپس علامت جمع درآورند مانند: جنگجویان و سخنگویان ، جمع جنگجو و سخنگو. پس جمع جادو بصورت مزبور استثنائی است . رجوع به قاعده های جمع دکتر معین ص 10 شود.

    سحر و ساحری . (برهان ). جادوگری . طلسم . عمل سحر. در برهان قاطع چ معین در ذیل این کلمه چنین آمده : «در اوستا یاتو ساحر و در هندی باستان خیال ، سحر. و در پهلوی جاتوک جاتوکیه جادوی و در ارمنی دخیل جتوک ودر بسیاری از مواضع اوستا یاتو= جادو، به گروه شیاطین ساحر و گمراه کنندگان و فریبندگان اطلاق شده:

    به هر حمله ای جادوی زان سران

    زمین را سپردی به گرز گران .

    فردوسی .

    فردوسی «جادو» را غالباً بجای «دروند» پهلوی و پازند و دروغ پرست و پیرو دیویسنا آرد. امروز جادو به معنی سحر و جادوگر بمعنی ساحر استعمال میشود. و در مزدیسنا چنین آمده : جادو در اوستا یاتو «uta y» و در پهلوی یاتوک «ku ta y» آمده بمعنی سحر و ساحری (که در مزدیسنا بشدت تحریم شده ). از جادوان اغلب گروه شیاطین و گمراه کنندگان اراده شده است .فردوسی ، جادو را در این موارد بجای «دروند» پهلوی وپازند و بمعنی دروغ پرست و پیرو دیویسنا استعمال میکند. (مزدیسنا تالیف معین ص 392):

    جادو نباشد از تو به تنبل سوارتر

    عفریت کرده کار ز تو کرده کارتر.

    دقیقی .

    سخن رفت چندی ز افسون و بند

    ز جادو و اهریمن پرگزند.

    فردوسی .

    چپ و راست گفتن که جادو شده ست

    به آورد تا زنده آهو شده است .

    فردوسی .

    همه نره دیوان و افسونگران

    برفتند جادو سپاهی گران .

    فردوسی .

    چه کند کار جادوی ِ فرعون

    کاژدهائی شد این عصای کلیم .

    ابوحنیفه اسکافی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 487).

    چه جادوئی است نگوئی مرا تو اندر تیر

    که هر دو مه شود از آفتاب خاکستر.

    مسعودسعد.

    آری بنای جادوی فرعون از جهان

    ثعبان اسود و ید بیضا برافکند.

    خاقانی .

    سحر بابل گرت پسند نشد

    سوی جادوی بی نماز فرست .

    خاقانی .

    از دلت ترسم بگاه صلح از آنک

    سر بشکر می برد جادوی تو.

    خاقانی .

    جادوی زلف تو با مصحف رو همخانه است

    این چه جادوست که قرآن نتواند زدنش .

    مسیح کاشی (از آنندراج ).

    کنایه از چشم:

    قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا

    فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول .

    حافظ.

    مجازاً، دلفریب و بیشتر شاعران این معنی را در وصف چشم معشوقه بکار برده اند:

    صد هزاران آدمی از راه برد

    مردم آن نرگس جادوی تو.

    عطار.

    مجازاً، محیل . مکار:

    وآنگاه یکی زرگرک زیرک جادو

    بآژیر بهم بازنهاده لب هر دو.

    منوچهری .

    -ضحاک جادو ; ضحاک که به صفت ساحر متصف بود:

    دگر آنکه از تخمه او بود

    ز پیوند ضحاک جادو بود.

    فردوسی .

    فریدون ز کاوه سرافراز گشت

    که با تخت و دیهیم دمساز گشت

    چو پیوند ضحاک جادو بخست

    فریدون کمر بر میانش ببست .

    فردوسی .

    ابر کتف ضحاک جادو دو مار

    برست و برآورد ز ایران دمار.

    فردوسی .

    کنم جای ضحاک جادو تهی

    گَرَم هفت کشور بشاهنشهی .

    (گرشاسب نامه ).

    -امثال :

    جادو رفتار آدمی است ; جادو رفتار زن است ; یعنی با رفتار نیک شوی و کسان را مهربان توان کرد. سحر و جادو بیهوده است . (امثال و حکم دهخدا).

    جادو زبان آدمی است ; جادو زبان زن است ; یعنی سحر و جادو نتیجه نبخشد بلکه دل مردمان یا شوهر را با گفتار و اخلاق خوش بدست توان آورد. (امثال و حکم دهخدا).

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    سحر و جادو چیست؟

    این که سحر از چه زمانی و توسط چه کسی در جامعه بشری راه یافته، اطلاعدقیقی در دست نیست، لیکن میتوان گفت: نوعی عمل خارق العاده است که در وجودانسان اثر میگذارد.گاه به صورت چشم بندی و تردستی و گاه تنها جنبه روانی و خیالی دارد. راغباصفهانی سه معنا برای سحر آورده است: 1 - خدعه و خیالات بدون حقیقت وواقعیت همانند شعبده و تردستی. 2 - احضار شیطان‏ها از راه‏های خاص و کمکخواستن از آنان. 3 - تغییر صورت انسان و دیگر موجودات که قسم سوم واقعیتندارد و خیال است. واژه سحر با مشتقاتش تقریبا 51 بار در قرآن به کار رفتهاست که بعضی ناظر برآنند که فریفتن و تردستی و چشم بندی در کار بوده و ازبعضی از آیات هم استفاده میشود که پاره‏ای از انواع سحر اثر خارجی دارد،مانند آیه 102 و 103 سوره بقره کهداستان هاروت و ماروت را شرح میدهد کهعده‏ای از آنان سحرهایی میآموختند که میان همسران جدایی میانداختند و یا بهمردم ضرر میرساندند. اما آیا این تاثیر تنها جنبه روانی دارد یا اثرجسمانی و خارجی، در قرآن سخنی از آن نیست. از نظر اسلام آموختن و به کاربستن سحر حرام است، چنان که علی (ع) فرمود: "من تعلم شیئا من السحر قلیلااو کثیرإ؛ ّّ فقد کفرو کان آخر عهده بربه؛(1) کسی که سحر بیاموزد، کم یازیاد، کافر شده و پایان کارش با خدا خواهد بود".آموختن آن جهت ابطال سحر نهتنها حرام نیست بلکه گاهی واجب است. بعضی آن را فرا میگیرند تا اگر شخصیبه دروغ بخواهد مردم را اغفال یا گمراه کند، سحر وجادوی او را باطل کنند. شاهد روایتی است که میگوید: یکی از ساحران و جادوگران نزد امام صادق(ع) آمدوگفت: شغلم سحر بوده و در برابر آن مزد میگرفتم و خرج زندگیم را تامینمیکردم و با هما به حج رفتم. اکنون ان را ترک و توبه کرده‏ام. آیا راه نجاتیبرای من هست.امام صادق(ع) فرمود: "گره سحر را بگشا، لیکن گرده جادوگریمزن".(2)استفتایی از امام(ره) با پاسخ آن ذکر میشود: س - کسی که سحر ساحررا باطل میکند شخصی را نجات میدهد، آیا حرام است؟ و گناه دارد این کار یاخیر؟ ج - اگر سحر میکند جایز نیست واگر حفظ نفس یا واجب دیگری بر آن وقوفباشد ،با ملاحظه واجب دیگر مانع ندارد. (3) پی نوشت‏ها:1 - وسائل الشیعه،چاپ ال البیت، ج 17 ص 148.2 - همان ، ص 146. 3 - استفتائات امام خمینی(ره)،ج 2، ص 21.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    جادو (از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد)

    جادوی عام یا جادو در معنای کلّی، به معنای هر عمل عجیبی ست. اصطلاح انگلیسی فنون سحرآمیز (به انگلیسی witchcraft) شامل قسمتی از این گونه پدیده هاست. و آنهم شامل جادوی خاص است.

    جادو یا جادوی خاص یا جادو در معنای جزئی (به عربی سحر و به انگلیسی Magic): فنّی است مرموز برای اثرگذاری بر عالم مادّه با دخالت اراده جادوگر؛ چه ابتدایی باشد و چه برای خنثی کردن جادوی دیگری؛ چه هدف متعالی داشته باشد و چه پست. چه ورد بحواند، چه حرکاتی انجام دهد و چه از وسایلی استفاده کند

    برای معرّفی جادو مطابق دانش شناسی کاربردی، واژه جادو را باید از چند جنبه بررسی کنیم:

    1- واژه شناسی. یعنی معنای مورد استفاده آن در بین مردم.

    2- کاربرد اصطلاحی این واژه. یعنی هرچه در جایی جادو خوانده شده در این قسمت بررسی می‌شود.

    3- معرّفی جادوی عام و انواع آن. یعنی تمام اعمال عجیب.

    4- معرّفی «دانش نظری جادو» معروف به نظریه‌های جادو. یعنی دانشی که به «چیست؟» و «چرا؟»ها در مورد جادو جواب می‌دهد. و آن علمیست به این نام که مرموز و حتّی رازورزانه یا سرّی است. یعنی توسّط علم شناخته نشده. زیرا هیچ گونه توضیح، توجیه، نظریه یا رابطه علّت و معلول به روش علمی در مورد آن ارائه نشده. امّا چون تلاش به روش علمی و روش های کهن در این زمینه وجود داشته، و فرضیه هایی نیز در این مورد ارائه شده، نمی‌توان جنبه دانش آن را کنار گذاشت.

    1- معرّفی «دانش کاربردی جادو». یعنی دانشی که از چگونه انجام دادن اعمال عجیب سخن می‌گوید. نه از «چیست؟» و «چرا؟»

    2- معرّفی «فنّ جادوگری» یا «سحر» یا «sorcery»: پر حجم ترین قسمت مبحث است. زیرا جادو قبل از هر چیز یک فنّ است و از چگونه عمل کردن برای هدفی خاص صحبت می‌کند.

    همراه این ها تاریخ جادوگری و بازتاب جادوگری در فرهنگ ها هم بررسی می‌شود

    واژه شناسی

    جادو در زبان پهلوی jâdug بوده‌است.

    معادل انگلیسی آن واژه «magic» است، که از واژه «Magus» گرفته شده که در فارسی قدیم نام یکی از موبدان ستاره شناس زردشتی نه نام «maguš» یا «مجوس» بوده که یعنی «مربوط به منطقه Medes». Medes به معنی قلمروی ماد است. واژه مجوس پس از مدّتی به معنای عامّ دیگری به کار رفت. لازم به ذکر می‌باشد کتاب مقدس رزتشتیان[اوستا] 5 قسمت می‌باشد که یک قسمت آن مربوط به جادوگری[جادوی سفید]می باشد و این بخش مجیک نامیده می‌شود که مغ ها[روحانیون زرتشتی]بعد از آموزش های مجیک به سطح ماگی یا مجیکن نایل می‌شدند نکته:به طور روشن مشخص نشده که واژه مجیک ایرانی می‌باشد یا نه،اما شواهد و مدارک زبانشناسان و تکرار این کلمه در نوشته‌ها حکایت از ایرانی بودن آن دارد،اما تا کنون کسی جواب روشنی به منشائ این کلمه در زبان اوستایی نداده است

    معانی اصطلاحی

    در میان عوام در اروپا[۱]

    در دین یهود و مسیحیّت

    در دین اسلام[۲]

    در مکتب الیستر کراولی: جادو(که در این مورد خاص Magick نوشته می‌شود)

    انواع

    1- تردستی: فنّی ست برای نمودن اثری عجیب به حواسّ انسان‌ها به روش خاص. چه مرموز و چه با روش های فیزیکی؛ چه بر ذهن اثر گذارد و چه بر چشم و گوش و حواس.

    2- غیب گویی: فنّی ست مرموز برای خبر دادن از وقایع گذشته، درجریان، یا آینده عالم مادّه که بر غیب‌گو پنهان است، با دخالت اراده غیب گو.

    مشابه امّا متفاوت با جادوی عام تعریف اعمال عجیب مشابه دیگر در اینجا، کمک می‌کند تا متوجّه تفاوتشان با جادو شویم:

    • کرامت: گذاشتن تاثیری عجیب بر عالم مادّه بدون دخالت اراده آن فرد.
    • معجزه: گذاشتن تاثیری عجیب بر عالم مادّه برای اثبات پیامبری فردی بدون دخالت اراده آن پیامبر. معجزه جزو فنون سحرآمیز نیست، زیرا اراده فرد در اثربخشی آنها تاثیری ندارد؛ و توسّط عوام به نام جادو شناخته نمی‌شوند. حتّی مخالفان پیامبران نیز که معجزات آنها را سحر می خواندند، به این دلیل بود که معجزه بودن آنها را انکار کنند.

    جادوی خاص: از این پس در مقاله منظور از لغت جادو، جادوی خاص است

    در یهودیت و مسیحیت

    یهودیت، مسیحیت و اسلام به طور رسمی، جادو را منع می‌کنند و همیشه جادوگران را با درجات مختلفی از شدت تعقیب و تنبیه کرده‌اند. الهیات سنتی این دین‌ها اینگونه می‌پندارند که اثرات آشکار جادوگری یا پندار باطل هستند یا اینکه این اثرات ناشی از یک فرشته‌است که طبیعت را به نمایندگی از آن جادوگر دستکاری می‌کند، بنابراین جادوگری همیشه به عنوان نوعی پیمان با موجودات شیطانی است.

    در دین اسلام

    مسلمانان یا پیروان اسلام، به وجود «جادو» یا به عربی «سحر» به معنای خاصّی اعتقاد دارند و انجام آن («جادوگری» یا به عربی «سحر») را منع و نهی می‌کنند.

    مسلمانان عقیده دارند که دو فرشته به نام‌های هاروت و ماروت، جادوگری را به انسان یاد دادند تا فرمانبرداری او را برای خودداری و پرهیز از انجام آن آزمایش کنند. در (سوره دوم قرآن، آیه ۱۰۲) آمده:

    و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خوانند پیروی کردند. سلیمان هرگز کافر نشد (یعنی مرتکب جادوگری نشد)؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت» نازل شد پیروی کردند. و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر اینکه از پیش به او می‌گفتند «ما وسیله آزمایشیم، کافر نشو(یعنی مرتکب جادوگری نشو)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند بوسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه خداوند به انسانی زیان برسانند. آنها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلماً می‌دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آچه خود را به آن فروختند، اگر می‌دانستند!

    طبق این آیه، از انواع جادو، جدایی انداختن میان مرد و همسرش است.

    با این حال، انجام «معجزه» در اسلام فقط برای یک پیامبر (نبی) مجاز است، برخی از مکاتب فکری در اسلام به نوعی از آموزش و تعلیم متافیزیکی معتقدند که شخص به به دست آوردن قدرتی، می‌تواند کارهایی شبیه به معجزه انجام دهد («کرامت»). با این حال، این نیز جادو نیست، بلکه یک نیروی ذهنی است. در طول دوران طلایی اسلام، مخلوطی از تفکر Hermetic و chaldean بود که به دلیل ترجمه بسیاری از متن‌ها به زبان عربی پدید آمده بود. جادویی که بر اساس فرشتگان، ویژگیهای ۹۹ اسم الله، آیات قرآن و قدرت حرفهای عربی پدید آمده بود، بین قرون ۹ تا ۱۳ بعنوان جایگزینی برای غیب‌گویی پذیرفته شد. یکی از کتابهای معروف این دوره، شمس المعارف الکبری است که توسط احمد البانی نوشته شده. این کتاب، بعدها توسط مسلمانان راست آیین به عنوان غیب‌گویی رد شد، ولی همچنان آن را می‌خوانند. این نوع جادو، به جای آنکه اسمش سحر باشد، علم الحکمه (دانش عاقل) علم Shem Yah (مطالعه نام الهی)، و روحانیت نام داشت. برای مثال، در سنت و احادیث اسلامی مانند آنچه در یهودیت است، حضرت سلیمان می‌توانست با پادشاهی حیوانات ارتباط برقرار کند، این مورد خدادادی است و معجزه‌است و نه جادوگری. اما بعدتر، نام آدمی مرموز را در حلقه افرادی که اطراف سلیمان هستند، می‌خوانیم به نام «آصف بن برخیه» که در قرآن آمده با دانشی که در مورد کتاب (شاید یعنی نام‌های الهی) داشته، از جنّی بدعمل که اصلاح شده بود و که نزد حضرت سلیمان بود[۳] نیز بهتر عمل می‌کرده. این مضمون هنگامی که قرآن اینکه چگونه خدا به حضرت آدم اسامی الهی را گفت، را بر می‌شمرد، تکرار می‌شود. هنگامی که از فرشتگان خواسته می‌شود آنها را دوباره تکرار کنند، نمی‌توانند، اما حضرت آدم می‌تواند. توانایی بیان اسامی الهی یک نیروی جادویی است که از طریق فضایل الهی (مانند «کرامت») به انسان داده می‌شود و بنابراین می‌تواند توسط انسان به دست آورده شود؛ یعنی به معنای درست کلمه، “اکتسابی” است. بسیاری از مسلمانان، بوِیژه در طول قرون وسطی، به موضوعاتی از قبیل فرش‌های پرواز کنان و علوم عجیب و غیر عادی مثل کیمیاگری و ستاره شناسی عقیده داشتند؛ یک شاگرد می‌توانست تحت نظر یک استاد مناسب (پیر) این علم را دریابد. مثلاً گفته می‌شود دانشمند امپراتوری ایران، بیرونی می‌توانسته با استفاده از اصطرلابها، و با علم نجوم وقایع آینده را پیش گویی کند. شیخ انصاری در مکاسب آورده‌است که سحر بدین گونه هاست یا بر زبان جاری کنند، یا بنویسند، یا نوشته‌ای که به همراه دارند، یا قسم بدهند مانند جن و شیاطین را به انجام کاری، یا بخور بدهند، یا بدمند و یا مجسمه درست کنند، یا با تصفیه نفس به تصرف امور بپردازند، و یا با استخدام ملایکه یا اجنه به کشف اشیای گمشده یا علاج امراض بپردازند.

    در آیین هندو

    همیشه عده بسیاری قبول داشته‌اند که آیین هندو و هند سرزمین جادو، هم مافوق طبیعی و هم از دیگر انواع آن بوده‌است. هندوئیسم یکی از معدود دین‌هایی است که متون مقدسی مانند وداس دارد و در آن در مورد جادوی سیاه و سفید هر دو بحث می‌کند. ودا آتاروا آن نوع ودایی است که با مانتراها سرو کار دارد و هم برای جادوی خوب و هم بد به کار می‌رود. واژه مانتریک در هند، به معنای “جادوگر” است، زیرا مانتریک، مانتراها، طلسم‌ها و نفرین‌ها را می‌داند و می‌تواند برای یا بر ضد انواع جادو استفاده شود. بسیاری از زاهدان پس از دوره‌های توبه و مدیتیشن به مقامی می‌رسند که دارای نیروای ماورا الطبیعه می‌گردند. با این وجود، بسیاری این را انتخاب نمی‌کنند و در عوض از طریق ورود به عرصه روحانیت به نیروهای فراطبیعی دست پیدا می‌کنند. گفته می‌شود بسیاری از سیدهارها معجزاتی انجام داده‌اند که انجام آنها غیر ممکن است.

    در قبایل غیر متمدّن

    سنت‌های بومی غربی: از قبایل بومی در استرالیا و نیوزلند گرفته تا قبایل ساکن در جنگ‌های بارانی [[آمریکای جنوبی، قبایل آفریقایی و ملحدان الحاد باستان، گروههای قبیله‌ای در اروپا و جزایر بریتانیا، نوعی تماس با دنیای ارواح در رشد این جوامع بشری، به چشم می‌خورد. نقاشی‌هایی که در غارهای باستانی در فرانسه موجود است، فرمول‌های جادوگری هستند که برای دستیابی نه شکار موفق تولید شده بودند. بسیاری از عناصر تصویری بابلی‌ها و مصر ی‌ها نیز از منابع این چنینی گرفته شده‌اند. با وجود اینکه سنت‌های جادویی بومی تا به امروز باقی هستند، بعضی جوامع بسیار زود از زندگی کوچ نشینی به تمدن‌های وابسته به کشاورزی روی آوردند و رشد زندگی معنوی، انعکاس دهنده زندگی شهری بود. همانطور که بزرگان قبایل به شاه‌ها و بروکرات‌ها تغییر یافتند، شعبده بازان و استادان نیز به روحانیان و یک طبقه روحانیت تغییر یافتند. این تغییرات فقط در نام گذاری و اسم‌ها نبود. فعالیت‌های آنها نیز تغییر یافت. در حالی که کلر شعبده باز قبیله برقراری ارتباط و رایزنی میان قبیله و دنیای ارواح طبق خواسته جمعی قبیله بود، نقش روحانی انتقال دستورات خدایان به شهرها، از طرف خدایان و طبق خواسته جمعی خدایان بود. این تغییر نشانگر اولین غضب قدرت توسط ایجاد فاصله بین جادو و کسانی که آن را انجام می‌دادند بود. در این مرحله از توسعه بود که مناسک مدون و همراه با جزئیات پدید آمدند و زمینه را برای دین هایاسمی نیز فراهم کردند؛ مثلاً مراسم به خاک سپاری مصریان و مناسک قربانی کردن بابلیان، پارس‌ها، آزتک‌ها و مایان‌ها.

    جادو شناسی

    جادوگری فنّی ست مرموز برای اثرگذاری بر عالم مادّه یا نمودن اثری عجیب به حواسّ انسان‌ها به روش خاص.

    این تعریف مختصر امّا مفید بر ویژگی های جادو تاکید صریحی دارد:

    جادو فن است. یعنی بیشتر دستورالعمل ست. نه علم و مطلب و نظریه.

    جادو مرموز است. یعنی توسّط دانش های نظری و کاربردی شناخته نشده.

    جادو گاه عجیب و غیر عادی است. یعنی بر خلاف عادات روزمره است.

    امّا ثابت نشده غیر طبیعی(یعنی مغایر قوانین علم طبیعت یا فیزیک) باشد

    جادو دو نوع است: حقیقی و غیر حقیقی[نیازمند منبع]

    واقعاً بر عالم مادّه (مواد، اجسام، وقایع، انسان ها و ...) اثر می‌گذارد. در وجود این نوع جادو تردید جهانی هست

    چیزی را که وجود خارجی ندارد، برای فردی وانمود می‌کند

    جادو غیر الهی ست. یعنی با استفاده از اراده جادوگر و واسطه‌ای غیر از خدا و افراد روحانی. یا با هدفی شخصی

    این مرز معجزه و کرامت و امداد الهی و استجابت دعاست با جادو. در هیچ یک از این موارد اراده فرد نقشی ندارد

    گروهی جادو را به جادوی سیاه و سپید تقسیم می‌کنند. که در این صورت چنین مواردی هم جادو تلقّی می‌شود.

    مشابه امّا متفاوت با جادو تعریف اعمال مشابه دیگر در اینجا، کمک می‌کند تا متوجّه تفاوتشان با جادو شویم:

    دعا و نیایش که یک عبادت است، به ورد که نوعی جادو دانسته می‌شود، شبیه است.

    عمل قربانی‌کردن برای یک موجود یا خدای مافوق طبیعی و سپس درخواست از این خدا یا موجود و میانجی گری آن خدا در اجابت آن عمل نیز به جادو شبیه است.

    تفاوت دعا و جادو این است که:

    بعضی بر این باورند که چه در دعا و چه در جادو به کار بستن خود باور یا ایمان است که نتیجه مطلوب را به بار می‌آورد. امّا نیایش‌گر به تاثیر خدا یا واسطه باور دارد. در حالی که جادوگر به تاثیر اراده خود از راهی غیر طبیعی ایمان دارد. کسی هم که اعتماد به نفس دارد به تاثیر اراده خود از راهی طبیعی ایمان دارد.

    انواع جادو در زبان های جهان

    ابتدا توجّه کنید که صورت باور به وجود جاد و حتّی ارائه سندی برای آن، دلیل بر وجود این انواع از جادو نیست. بلکه وجود هر یک به سندی جداگانه نیاز دارد. با این حال اوّلاً این لغات اصطلاحی نیستند. بلکه در زبان ها استفاده می‌شوند و معانی خاصّی نیز دارند. دوماً تحت عنوان این لغات تلاش ها و فعّالیت های زیادی در طول تاریخ ثبت شده. [۴].

    در زبان فارسی و عربی

    فنونی که از تاثیرات عجیب بحث می‌کنند را این طور نام برده اند و معنا و دسته بندی کرده اند:[۵][۶]:

    • علم و فنّ تنویم یا خواب مصنوعی یا خواب مغناطیسی یا هیبنوتیزم
    • کیمیا: علمی که در مورد تبدیل مس، فلزّات، یا حتّی سنگ به طلا بحث می‌کند. تلاش در این زمینه منشاء به وجود آمدن علم شیمی شد.
    • هیمیا یا علم و فنّ طلسم‌ها: روش ترکیب قوای عالم بالا با موجودات عالم پایین
    • علم و فنّ اعداد و اوفاق: درباره ارتباط اعداد و حروف مطالب با هم و تشکیل جداول خاصّی به صورت مثلّث یا مربّع و قرار دادن حروف و اعداد در خانه‌های آن برای رسیدن به مطالب مختلف به طرزی مخصوص
    • علم و فنّ خافیه: در مود چگونگی تغییر و تکثیر حروف و اسامی چیزی که مورد نظر است و استخراج نام های ملائکه و شیاطین موکّل بر آنها. سپس دعا کردن با وردی که از آنها تشکیل شده.
    • علم و فنّ احضار ارواح (شبیه لیمیا)
    • لیمیا یا علم و فنّ تسخیرات: چگونگی ارتباط با ارواح قدرتمند عالم بالا. (شبیه احضار ارواح)
    • مانند تسخیر جن
    • سیمیا: درباره چگونگی ترکیب اراده و قوای فیزیکی خاص برای کارهای عجیب
    • از انواع آن ریمیا یا علم و فنّ «چشم بندی» در فارسی یا «شعبده» در عربی ست: روش استفاده از قوای فیزیکی و خصاهای حس برای وانمود کردن آثار خاصّی به حواس. [۷] یعنی به کمک قوه خیال بیننده آثاری عجیب در نظرش مجسّم می‌کند که وجود ندارند.
    • پیشگویی یا غیب‌گویی: علم خبر دادن از حوادث آینده. که انواعی دارد:
    • عرّافی:عرّاف کسی ست که از کلمات و حالات و رفتار سوال کننده پی به آینده او ببرد.
    • کهانت: کاهن کسی ست که برای او صاحب رایی از طایفه جن باشد و او را به آینده خبر دهد. یا به امور مخفی خبر دهد. مثلاً فلان مال دزدیده شده کجاست؟ چه کسی فلانی را کشت؟ ...

    کیمیا، سیمیا، لیمیا، هیمیا و ریمیا را علوم یا فنون پنج گانه مخفی می‌خوانند.

    در زبان انگلیسی و در جوامع اروپایی

    بر حسب دسته بندی ریچارد کیک هِفِر، مورخ دانشگاهی:

    • جادوی روان‌شناختی: اولی بر روی ذهن دیگری تاثیر می‌گذارد تا آنگونه که جادوگر می‌خواهد عمل کند، مانند علاقه مند ساختن کسی به دیگری
    • جادوی خیالی یا توهمی: پدید آوردن عجایب گوناگون به چشم بیننده. مانند جادویی که ضیافت شامی را پدید آورد یا جادوگر را نامرئی کند،
    • جادویی که تغییر فیزیکی واقعی در شیئی بوجود آورد، در این تقسیم بندی گنجانده نشده ‌است. مثلاً معجزه

    در افسانه‌ها:

    • جادوی واضح: جادویی است که به سرعت نتیجه‌اش ظاهر ‌شود.
    • جادوی تدریجی و ظریف: جادویی است که اثرش به طور تدریجی و نامحسوس دنیا را تغییر می‌دهد.

    در نظریات جدید؛ برحسب آنچه در جادو استفاده می‌شود (ممکن است همه یا بعضی موارد استفاده شود):

    • جادوی سرایتی: به کمک اجسام فیزیکی که زمانی با شخص یا چیزی که جادوگر می‌خواهد روی او تاثیر بگذارد، در تماس بوده‌است.
    • جادوی همسانی با استفاده از تصاویر یا اشیای فیزیکی است که به نوعی با شخص یا چیزی که می‌خواهیم تحت تاثیر قرار دهیم، شباهت دارد. مانند عروسک‌های وودو

    در فرهنگ عام بر حسب تعالی:

    • جادوی متعالی یا جادوی سفید: از یک نیروی الهی کمک می‌گیرد و هدف متعالی دارد
    • جادوی پست یا جادوی سیاه(Necromancy): جادویی که با نیروهای پست از قبیل مرگ سر و کار دارد یا هدف شخصی دارد. مثلاً
    • برای آسیب زدن به فردی استفاده شود
    • با اجساد و موادّ مرده (گاهی نفرت انگیز و کثیف) سروکار دارد
    • احظار و گفتگو با روح مردگان مثلاً جهت گفتگو با روح عزیزی که مرده‌است یا برای گرفتن اطلاعات از روحهای مردگان به عنوان نوعی پیش گویی یا برای کمک گرفتن در انجام جادویی دیگر.

    در فرهنگ عام برحسب روش؛ مواردی که بین مردم معروف است:

    • ورد(spell): شناخته شده ترین عمل جادوگری، اوراد و حرکاتی است طبق روندی خاص (اغلب خواندنی، نوشتنی، حرکتی و گاه با وسایلی چون گوی و چوب دستی جادویی) که اجرای آن آن اثر خاصّی را به همراه دارد.
    • غیب گویی: یک عمل جادوگری مشهود دیگر است که هدف آن دادن اطلاعات درباره گذشته، حال و آینده(‌پیشگوییاست. این کار اغلب با ابزاری انجام می‌شود. انواع غیب گویی عبارتند از:
    • طالع بینی، فال گیری و تفسیر فال یا طالع

    فال ورق: غیب گویی به کمک ورق فال گیری

    • غیب گویی به کمک رصد ستارگان
    • غیب گویی به کمک رمل و اسطرلاب
    • غیب گویی به کمک گوی‌بینی
    • مشورت با فردی غیر قابل رویت.

    کهانت اگر با فردی از نوع جن مشورت انجام شود، آن را کهانت و مشورت گر را کاهن گویند. این لغت معانی دیگری هم دارد

    نوع خاصّی از آن را ئی چینگ می نامند

    • عرّافی: غیب گویی با نگاه کردن به ظاهر فرد
    • غیب گویی به کمک جادوی سیاه

    برخی فرضیه‌ها و نظریه‌های جادو

    یک بررسی که بر اساس نوشته‌های معتقدان به جادو انجام شد، نشان می‌دهد که پیروان آن عقیده دارند که جادو بر اساس یک یا چندی از اصول زیر کار می‌کند:

    • "نیروهای طبیعی که نمی‌توانند در حال حاضر توسط علم شناخته شوند” یا اصلاً نمی‌توان آنها را به وسیله علم شناخت. گفته می‌شود که این نیروهای جادویی همراه با ۴ نیروی انسانی طبیعت وجود دارند: جاذبه، الکترومغناطیس، نیروی قوی و نیروی ضعیف.
    • «دخالت ارواح» شبیه به این نیروهای طبیعی فرضی، اما با هشیاری و هوشمندی خودشان. کسانی که به ارواح معتقدند، اغلب اوقات کل هستی را به شکل‌های مختلفی میبینند که بعضا ساختار سلسله مراتبی دارد.
    • یک “نیروی جادویی”، از قبیل مانا یا نومِن، که در همه چیز وجود دارد. گاهی این نیرو در یک شی جادویی، مانند سنگ، طلسم یا dehk که جادوگر می‌تواند آن را دستکاری کند، وجود دارد.
    • یک «ارتباط جادویی متقابل درونی در عالم» که همه چیز را به هم مرتبط و مربوط می‌سازد و فراتر از همه نیروهای طبیعی است.
    • "دستکاری نشانه‌ها و سمبل هاً. پیروان تفکر جادویی معتقدند که سمبل‌ها برای اهداف دیگری به جز نشان دادن چیزها هم می‌توانند به کار روند: آنها می‌توانند به طرز جادویی خواص فیزیکی شیئی را که نشان می‌دهند ایفا کنند. با دستکاری سمبل‌ها (و همچنین signals)، گفته می‌شود می‌توان واقعیتی را که این سمبل نشانگر آن است نیز تغییر داد.
    • اصول «sympathetic magic» مربوط به آقای جیمز جرج فریزر، که در کتابش با نام «شاخه طلایی» (ویرایش سوم، ۱۹۱۵-۱۹۱۱) به وضوح بیان می‌شود. این اصول شامل «قانون تشابه» و “قانون تماس«یا»سرایت" می‌شوند. اینها، گونه‌های سیستماتیک دستکاری سمبل‌ها هستند. فریزر آنها را به صورت زیر تعریف کرد:

    «اگر اصول فکری را که جادوگری بر پایه آنها نباشد، تحلیل کنیم، احتمالاً به ۲ مورد خلاصه می‌شوند: اول اینکه: شبیه، شبیه به خود را تولید می‌کند، یا اینکه یک اثر مشابه علت (دلیل) خود است و دوم اینکه: چیزهایی که زمانی در تماس با هم بوده‌اند، اگر از هم جدا شوند نیز، به تاثیر بر روی یکدیگر ادامه خواهند داد. قانون اول را قانون تشابه و دومی را قانون تماس یا سرایت می‌نامیم. جادوگر، از اولین قانون در می‌یابد که، می‌تواند هر اثری را فقط با تقلید از آن تولید کند؛ و از دومی در می‌یابد که هر کاری که بر روی شیئی انجام می‌دهد، بر روی کسی که زمانی با آن شخص ارتباط داشته اثر خواهد گذاشت.» [۱]

    • «تمرکز یا مدیتیشن». محدود کردن به یک شی یا اراده متصور به یک میزان مشخص، طبق آلیسترکرولی، باعث تولید یک پدیده جادویی و سحرآمیز می‌شود و یا باعث “ایجاد واقعه‌ای در مغر می‌شود که اساساً با اتحاد فاعل و مفعول (شیء) صورت می‌گیرد.” (کتاب چهارم، قسمت اول: جادوگری). جادو، همانطور که پیشتر گفته شد، می‌کوشد با معطوف کردن توجه به شی (یا اراده) انتخاب شده به طور مداوم، دستاوری را که گفته شد، تولید کند. برای مثال، اگر کسی مایل است بر روی یک خدا تمرکز کند، می‌تواند یک سیستم برابر یا همانند را به خاطر بسپارد و سپس هر شی را که می‌بیند، به آن “همانند یا برابر” کند.

    آلیستر کرولی اینگونه می‌نویسد: ""تعالی ذهنی توسط اعمال و کارهای جادویی همان نتایجی را خواهد داشت که در یوگا صریح و بی قید و شرط به دست می‌آید."" بنابراین “جادوی” کرولی، یک نوع اصل ذهنی، جادویی را روحی می‌شود که برای تربیت ذهن برای دستیابی به تمرکز بیشتر طراحی شده. کرولی همچنین ادعا کرد که magick می‌تواند اثرات غیر معمول را نیز داشته باشد؛ که در واقع این رابطه‌ای را با اصل اول در این لیست نشان می‌دهد. در عین حال، او هر گونه تلاش برای استفاده از این نیرو برای هدفی جز کمک به کسب (دستاوردی) ذهنی و روحی را به عنوان “جادوی سیاه” می‌داند.

    • «نیروی جادویی نیمه خودآگاه». برای آنها که فکر می‌کنند نیاز دارند ذهن نیمه خودآگاه خود را قانع کند تا تغییراتی را که می‌خواهند، انجام دهند، همه روح‌ها و انرژی‌ها تصاویر و نمادهایی هستند که برای ضمیر نیمه خودآگاه معنا دارند. گونه دیگر این عقیده این است که، ضمیر نیمه خودآگاه توانایی ایجاد ارتباط با ارواح را دارد که می‌توانند کارهای جادویی انجام دهند.
    • ""وحدانیت در همه"" ؛ که بر اساس مفاهیم یکی بودن و عدم ثنویت(رد ثنویت) بنا شده، این فلسفه بر این باور است که جادو بیشتر از به کار بستن ذاتی خود در عالم نیست. اندیشه اصلی این است که، با فهم اینکه خود، نامحدود است، انسان می‌تواند طوری زندگی کند که خواهان توازن طبیعت باشد و بنابراین، فقط به عنوان یک خادم و جزء کوچک زندگی کند.

    نظریه‌های دیگری هم وجود دارد. جادوگران معمولاً این مفاهیم را با هم می‌آمیزند و حتی گاهی چند مفهوم را خودشان اختراع می‌کنند. بویژه در جریان امروزی هرج و مرج جادوگری عقیده داشتن به هر مفهومی در مورد جادوگری نامعمول به نظر نمی‌رسد.

    روش جادوگری

    تعریف دانش «جادوی خاص کاربردی»

    ویژگی ها

    انواع

    فنّ جادوگری

    کسانی که به وجود جادو عقیده دارند، اثر بخشی آن را به چند علّت می خوانند:

    • به موجب عملی خاص، طبق دستورالعملی خاص؛
    • یا توسط قدرت اراده و خواست جادوگر؛
    • یا در صورتی که جادوگر عقیده داشته باشد می‌تواند ارواح مخاطب جادو و طلسم او را به این کار وادارد

    امّا مانند هر فنّی شکست در هر عملی از جمله جادو ممکن است دلایل واقعاً زیادی داشته باشد. با این حال چند مثال کوچک مفید است:

    • دنبال نکردن روند به طور دقیق
    • مناسب نبودن شرایط که مانع از هدایت نیروها می‌شوند
    • کمبود توانایی جادوگری
    • ...

    سبک‌های جادوگری

    «سنت» یا «سبک» جادویی: مجموعه‌ای از عقاید و سلسله و مراتب اعمال جادوگرانه که مربوط به گروههای فرهنگی خاص است.

    برخی سنت‌های جادویی

    • کیمیاگری
    • طلسم
    • ریکی: نوعی انرژی درمانی

    برخی سنّت های دینی-جادویی کهن:

    • جادوگری در تنخ، که در کتاب عهد قدیم موجوداست و مربوط به جادوگری یهودی است
    • جادوگری در آیین هندوی مانتریک
    • جادو در دین تائو
    • جادو در آئین یا مذهب شمَن (شمن آیینی)
    • دروییدیسم: یک دین باستانی سلیتک است
    • شینتو یا روش خدایان: آیین باستانی ژاپن
    • کابالا: روش خاصی از تفسیر اطّلاعات کتاب مقدّس در آیین یهود

    برخی سنّت های دینی-جادویی نو:

    • جادو در شیطان پرستی
    • ویکا: آیینی نوضهور در غرب مبتنی بر جادو

    سبک های دیگر:

    • زنده انگاری یا آنیمیسم
    • جادوی آشفتگی
    • عصر جدید
    • بونپو
    • هونا
    • هرمتیسیسم
    • تلیما
    • پائولو مونت
    • هودو
    • rootwork
    • Nagualism
    • obeah
    • Onmyodo
    • Psychonautics
    • Quimbanda
    • Santeria
    • Seid
    • VOdun

    جادو در ادبیات

    در ادبیات غنایی:عشق، عنصر اصلی ادبیات غنایی بارها سنگ کیمیایی نامیده شده که ناخالصی ها را با درد و رنج از مس وجود عاشق می‌زداید و سپس آن را به طلا تبدیل می‌کند.

    در ادبیات حماسی: در شاهنامه فردوسی:

    • رستم در خان چهارم با زن جادوگر روبرو می‌شود
    • پس از جنگ اوّل رستم و اسفندیار، که رستم از 8 تیری که به بدن او خورده بود، با درمان سیمرغ شفا یافت؛ در روز بعد به میدان آمد. اسفندیار شدیداً از زنده بودن او غافلگیر شد و گفت: «تو با جادوی زال چنین سالمی»

    در ادبیات داستانی:یک دسته از جادو را هم می‌توان در ادبیات داستانی دید که در آنجا، جادو به عنوان ابزار پلات عمل می‌کند، منبع شیء مصنوع جادویی و طلب برای به دست آوردن آن. جادو از دیرباز موضوع بسیاری از داستانها، بویژه داستانهای فانتزی (خیالی) بوده‌است. می‌توان از کارهای هومر و آپولیوس، جام مقدس، فری کوئین اثر ادموند اسپنسر و نویسندگان جدیدتری مانند J.R.R. Tollcein و مرسدس لاکی و J.K.Rowling نام برد. چنین جادویی هم می‌تواند توسط عقاید و اعمال واقعی به ذهن نویسنده خطور کند و هم ساخته ذهن خود او باشد. گذشته از این، هنگامی هم که نویسنده از کارها و اعمال واقعی الهام می‌گیرد، اثر، توان و نقش‌هایی که جادو ایفا می‌کند، ساخته ذهن خود او هستند. در چنین داستانهایی همیشه باید یک سیستم که به طور مناسبی رشد یافته‌است وجود داشته باشد. یک خصوصیت جادوی داستانی این است که توانایی انجام آن ذاتی است و از قدرت بیشتر افراد خارج است. در میانه زمین اثر J.R.R. Tollcein، این نیرو منحصر به غیر-انسانها بود – حتی آرگورن که دستهایش شفابخش هستند، مقداری خون جن و پری گونه دارد. اما برای بسیاری از نویسندگان، این نیرو برای گروه خاصی از انسانها است، مانند کتابهای «هری پاتر» اثر J.K.Rowling، کتابهای کاترین کرتز، «رمانهای درینی» یا دنیای «Lord Daray» اثر رندل گارت. این گروه اغلب، یک گروه سری یا تحت تعقیب است. در مقایسه، جادو در زمانهای «Disc world» اثر تری پراچت به گونه‌ای کاملاً متفاوت استفاده شده‌است. به عبارتی، جادو نیروی اصلی در اثر Disc است و مانند نیروهای اصلی و عادی از قبیل جاذبه و الکترومغناطیس در دنیای ما عمل می‌کند. “عرصه جادویی” داستان Disc، به طور کلی، خرق واقعیت است که به یک سیاره صاف اجازه می‌دهد تا سوار بر پشت یک لاک پشت باشد. بر روی این سیاره مسطح به نام Disc، جادو به بخش‌های عنصری خود تقسیم می‌شود، همانطور که انرژی و نیروهای دیگر در فیزیک کوانتوم به همین صورت در می‌آیند. جادو از واحدهای پایه‌ای به نام thaum تشکیل شده که این نیز از اجزائی به نام "reson"ها (به معنای «چیزک») تشکیل شده که خود از ۵ «مزه» تشکیل شده‌اند: بالا، پایین، کنار، جذبه جنسی و نعناع. جادوگران در صحنه این داستان کم هستند و اغلب این توانایی، ذاتی است (به استثنای اینکه، هشت پسر یک هشت پسر باید جادوگر شود، حتی اگر آن پسر، دختر باشد) و به نوعی آموزش نیاز دارد. (باز هم با چند استثناء: رجوع کنید به «Sourcerry»). در این داستان، جادوگران باید، آنطور که انسانها روی زمین از سلاحهای هسته‌ای استفاده می‌کنند، از جادوی خود استفاده کنند؛ اگر این نیرو را داشته باشی عیبی ندارد، اما اگر در حال استفاده از آن تو را ببینند، آن موقع است که به دردسر می‌افتی. اثرات جانبی دیگر جادوی Discworld عبارتند از:

    • تضعیف نیروهای طبیعی از قبیل مغناطیس
    • کم شدن سرعت نور هنگام عبور از یک میدان قوی جادویی به میزان ۱ میلیونم.
    • اثر تقویت شده عقیده انسان بر روی واقعیت. بر روی تعداد کافی از افراد تاثیر می‌گذارند تا به یک خدا عقیده پیدا کنند و چنین خدای در پیش چشمان خودتان ظاهر می‌شود. («خدایان کوچک»)
    • این منجر به پدید آمدن قانونی به نام قانون علیت داستانی می‌شود- چیزها فقط به خاطر داستان اتفاق می‌افتند. اژدهاها آتش از دهان خود بیرون می‌دهند. نه به این خاطر که ششهایی از جنس آزبست دارد، بلکه چون این کاری است که آنها انجام می‌دهند. (برای اطلاعات بیشتر به Disc world مراجعه کنید.)

    اضافه بر این، برای جادوی داستانی اصلاً غیر ممکن نیست که از صفحات و مطالب خیالی به انجام عملی جادوگری بپردازد؛ سرنوشت «Necronomicon» هم که توسط اچ. پی. لاوکرافت به عنوان داستان خلق شده بود، چنین بود. او Necronomicon را آنچنان خوب توصیف کرد که نویسنده‌های مدرن زیادی کوشیده‌اند آن را به عنوان یک کتاب جادو تولید کنند. در پلاتهای داستانهای عملی تخیلی (بخصوص از نوع «سخت» آن)، در حالی که سعی می‌شود از جادو استفاده نشود، اغلب واقعیات خارق العاده‌ای نشان داده می‌شوند که پایه علمی ندارند و توضیحی هم برایشان داده نمی‌شود. در این موارد، خواننده باید”قانون سوم” آرتورسی-کلارک را به خاطر آورد که: “هر فناوری بسیار پیشرفته‌ای غیر قابل تمیز و تشخیص از جادو است.” عنصر جادو، جادو(بازی) به تصویر کشیده می‌شود، که در آن جادو خاصیتی است که در شرایط خاصی قابل دسترسی برای بازیگران است. جادوگران و جادوگری محصول عمده ادبیات داستانی wuxia چین است که در بسیاری از فیلمهای هنرهای رزمی وجود دارد.

    پاورقی

    1- تعریف لغت نامه Oxford انگلیسی به انگلیسی

    2- دستغیب

    3- قرآن او را «افریطٌ من الجن» می خواند

    4- رجوع شود به مقاله تاریخ جادو

    5- تفسیر المیزان، احتمالاً ذیل آیات در مورد هاروت و ماروت

    6- آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (مجتهد، مرجع تقلید و شهید محراب) در کتاب گناهان کبیره نشر دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم، جلد دوم، صفحه 85 تحت عنوان «حقیقت سحر و اقسام و ملحقّات آن» معانی مختلف را چنین گردآوری کرده

    7- سحر بر دو قسم است: حقیقی و غیر حقیقی. که نوع دوم را شعبده یا چشم بندی می‌گویند. و در آن، هیچ حادثه عجیبی واقعاً رخ نمی‌دهد. بلکه فقط در خیال مخاطب تصوّر می‌شود. از محمد بن ابراهیم السّنجاری متوفّی 794 ه.ق. طبق کتاب سفینه البحار، جلد 1، صفحه 605

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو

    سحر و جادو از نظر قرآن کریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه 102 سوره بقره و 4 سوره فلق اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می شود که برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آیه 102 سوره بقره می فرماید: مردم سحرهایی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می افکند.

    علامه طباطبایی در وجود داشتن چنین اموری می فرمایند: «... در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض ها انجام می دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل کرده اند که دیگر قابل انکار نیست».در واقع سوءاستفاده از علم است،یعنی از بعد از کشف روابط بین اشیاء وتأثیرات علت بر معلول ،آنرا در مسیر انحرافی به کار می برندوخداوند هم خواسته که اسباب در عالم مؤثر باشند وجلوی تأثیر اسباب گرفته نشود لذا سحر در بعضی مواقع به اذن الهی مؤثر واقع می شود.

    شایان ذکر است: گرچه سحر و جادو واقعیت دارد ولی غالب آنچه امروزه در میان مردم در این باره شایع است بى‏اساس مى‏باشد و اکثر کسانى که به این امور مى‏پردازند کلاه بردارانى هستند که از این طریق قصد اخاذى و پر کردن جیب خود را دارند. ولى اگر بر فرض موردى پیدا شد که سحرى در کار بود راه‏هایى براى بطلان آن وجود دارد:

    1- استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.

    2- خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.

    3-آیه 102 سوره بقره «واتبعوا ما تتلوا الشیاطین...» تا آخر آیه با آب زعفران روی طشت مسی نوشته شود و در هنگام نوشتن، کندر را بخور دهند. بعد طشت را پر از آب باران و یا آب چشمه می کنند بعد مسحور با استفاده از آن آب غسل می کند و از آن آب می نوشد. بقیه آب را در پارچ شیشه ای بریزد و برای غسل استفاده کند. بهترین روز هم روز چهارشنبه است.

    4- آیه 100 سوره نسا «و من یهاجر فی سبیل الله...» تا آخر آیه با جوهر زعفران با کره گاو روی کف دست نوشته شود.

    5- دعا وتضرع به درگاه خداوند.

    6- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.

    7- صدقه دادن.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو
    مقدمه نویسنده وبلاگ

    جادو چیست و جادوگر کیست؟

    ابتدا باید به عرض خوانندگان وبلاگ برسانم که جادو هرگز بطور آکادمیک و علمی به اثبات نرسیده است، اما از آنجا که خداوند جادو را مذموم دانسته و انبیاء‌ ‌خود را از تهمت جادوگر بودن برائت داده است، بنابراین اصل را بر آن می‌گذاریم که جادو وجود دارد. از این رو به طرح برداشت خود از جادوگری و جادوگران می‌پردازم.

    1-جادو عبارت است از به خدمت گرفتن انرژی‌های نامعلوم و انجام افعالی بوسیله این انرژی‌ها که معمولا با نیت خیرخواهانه انجام نمی‌شود.

    2-بکاربردن اشیاء خاص در جادو که معمولاً بر دو گونه هستند:

    الف-اشیائی که از دیدگاه جادوگران خود دارای خاصیت جادویی هستند.

    ب-اشیائی که از دیدگاه جادوگران قابلیت جادویی شدن هستند.

    3-لزوم تعلیم به یک شاگرد از دید جادوگران به دلیل احساس لزوم تداوم جادو در طول تاریخ.

    4-اصل رازداری در مورد جادو.

    5-بهره‌برداری از علوم مختلف در جهت رشد و توسعه علم جادو خصوصا علم کیمیاگری برای ساختن مواد لازم که در افسانه‌ها بیشتر به صورت شربت بوده است.

    6-افراد در برخورد با جادوگران معمولا به چند گونه رفتار می‌کردند:

    الف-اشتیاق به آموختن جهت بهره‌برداری از این قدرت و علم.

    ب-ترس شدید از جادوگران و ابراز خشوع و خضوع.

    پ-علاقه به بهره‌گیری از قدرت جادو بدون الزام به آموختن. این برخورد بیشتر از طرف پادشاهان انجام می‌شد.

    در عصر جدید و زمانه ما، کمتر اثری از جادو دیده می‌شود و این مباحث را بیشتر می‌توان در قاره آفریقا مشاهده کرد. در جوامع غربی، این پدیده را می‌توان بیشتر به صورت بهره‌برداری از قدرت روح دانست. در آمریکا تخته‌هایی به نام تخته وی‌یا ساخته می‌شود که استفاده کننندگان اعتقاد دارند ارواح می‌توانند با حرکت وسیله‌ای برروی این تخته‌ها حروف جداگانه‌ای را نشان دهند که تشکیل جمله‌ای در پاسخ سوال انسانها از ارواح است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، جادو