تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:11:22
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 441 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21699 بار
  • بازدید کل : 558763 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    آیا فرشتگان مکلف و مختارند؟

    گـفـتـه شـده اسـت کـه فرشتگاننیز مانند انس و جن از نوعى اختیار بهره مندند، اگر چه جـنبه قدسى و نورانیت آنهاغلبه دارد. به طورى که از بعضى ماخذ چنین استفاده مى شود فـرشـتـگـان مـى شـودفـرشـتـگـان نـفـس امـاره نـدارنـد. و عـقـل و نـور مـحـض هـسـتـنـد، چـنـان کـهمـیر مومنان على (علیه السلام ) فرموده :ان الله - عـزوجـل - رکـب فـى المـلائکـه عـقـلا بـلا شـهـوه ، و رکـب فـى البـهـائم شـهـوه بـلا عـقـل، و رکـب فـى بـنـى آدم کـلیـهـمـا، فـمن عقله شهوته فهو خیر من الملائکه ، و منغلبت شـهـوتـه عـقـله فـهـو شـر مـن البـهـائم(97)خـداونـد عـزوجـل بـراى مـلائکـه ، عـقـلرا بدون شهوت قرار داده و براى حیوانات شهوت را بدون عـقـل ، و بـراى فـرزنـد آدمهم عقل و هم شهوت را. پس هر کس که عقلش بر شهوتش غالب شـود از فـرشـتـگـان بـرتـراست ، و هر کس که شهوتش بر عقلش غالب آید از حیوانات پست تر و بدتر است .

    امـاچـنـیـن آفـریـنـشـى بـراى فـرشـتـگـان مـنـافـاتـى نـدارد کـه آنـهـا مـکـلف ومـسـئول بـاشـنـد. امـر خـداوندى به سجده بر آدم تکلیفى بود که متوجه فرشتگان شد واگـر موجودات مقدس مانند جمادات محض - که هیچ گونه آگاهى و اختیارى ندارند - باشندنـمـى تـوانـنـد شـایـسـتـه آن امـتیازات و عظمت ها باشند. البته به علت تقرب وارتباط نـزدیـکـتـرى که فرشتگان با مقام شامخ ربوبى دارند، آنان از اختیار خودشانهمواره در راه خیر و کمال بهره مى برند.

    بـه بـیـان دیـگـر، بـه طور قطع فرشتگاناز عالم جمادات ، نباتات و حیوانات (غیر از انـسـانـهـاى رشـد یـافـتـه) والاتـر وبـا عـظمت ترند، در آیه اى از قرآن چنین آمده است : فـقـاللهـا و للارض ائتـیـا طـوعـا او کـرهـا قالتا اتینا طائعین(98)؛ خداوند بهآسـمـان و زمین فرمود: بیایید (در جریان فعالیت قرار گیرید) چه از روى اختیار و چهاز روى اکراه ، آن دو گفتند: ما با اختیار آمدیم .

    از ایـن آیـه مـى شود کهحرکات دستورى آسمان و زمین که جنبه آلى و تسلیم محض بودن آنـهـا بـیـش از فـرشـتگاناست منحصر به یک بعد اجبارى نبوده و در راه براى آنها مطرح بـوده اسـت . یا قراررفتن اختیارى در حرکات دستورى و یا قرار گرفتن اکراهى ؛ یعنى اگـر چـه آسـمان وزمین به قرار گرفتن مطلق در جریان دستورى مجبور بودند، کیفیت آن بسته به درک واختیار آن دو بوده است و قطعا انتخاب راه درک و اختیار، با عظمت تر بوده است که آندو انتخاب کردند. بنابراین ، به جهت مقام والایى که فرشتگان دارند، نیروى اختیارآنها قوى تر خواهد بود.(99)

    حـضرت امیر المومنین (علیه السلام ) سخنانىدارد که به نوعى بر اختیار ملائکه دلالت مى کند:

    1- لمتـثـقـلهـم مـوصـرات الاثـام(100)؛ بـارهـاى سـنگین گناهان ، آنان را سنگیننساخته است .

    از ایـن مـطـلب اسـتـفـاده مـى شـود که فرشتگان داراى نوعىاختیارند که مى تواند آغازى بـراى مـسـئول قـرار گـرفـتـن آنـان بـوده اسـت ،چـنـان کـه از عـنـاویـن مـطـیـع و عـامـل بـه دستورات خداوندى (مانند سجده بر آدم (علیه السلام)که به فرشتگان نسبت داده است . نیز مى تواناستنباط کرد که آن موجودات مقدس اختیار دارند.

    2- و لاتـعـدوا عـلى عـزیـمـه جـدهـم بـلاده الغـفـلات ، و لا تنتضل فى هممهم خدائعالشهوات(101)کندى غفلت ها بر قاطعیت کوشش و تلاش آنان نفوذى ندارند و عوامل فریبندهشهوات دست به سوى همت هاى آنان نمى یازند.

    در جـمـلات فـوق ، مـقـولاتـى از قبیلهمتوعزمبه فرشتگان اسنادداده شـده اسـت کـه به طور واضح بر وجود اراده و مبادى اراده و حتى عزم ، که ازنتایج اختیار است ، دلالت مى کند.

    3- لم تـنـقـطـع اسـبـابالشـفـقـه مـنـهـم فـیـنـوا فـى جـدهـم(102)؛ اسـبـاب و عوامل شفقت از آنان قطع نمىشود تا در تلاش سست شوند.

    در جـمـله فـوق کـلمـهشـفقتبراى اثبات اختیار فرشتگان حائز اهمیت است ، زیرا مـعـنـاى شفقت ، تقریباآمیخته با رجاء و امیدوارى است و اگر هویت و استعدادهاى فرشتگان فـقـط یـک امـکـانداشـت ، مانند جمادات و نباتاتى که با یک امکان در جریانند، اسناد مفهوم شفقت برآنان معناى معقول نداشت .

    حـکـیم عالى قدر محمد تقى جعفرى در شرح و تفسیر نهجالبلاغه مى نویسد: اتصاف فـرشـتـگـان بـه صـفات و اخلاق فاضلهو امتیازات عالیه از روى یک جریان جبرى محض نـمـى بـاشـد، لذا جـمـلهآن فرشتگان اسیران ایمانند(103)نباید به معنایى ظاهرى آن - که جبر است - منظور نمود؛ بلکه باید به گونه اى تفسیر کرد که اتصاف فـرشـتـگـان به صفات و اخلاقفاضله سازگار بوده باشد. و مى توان گفت : به جهت فهم و در؟ عالى که فرشتگان دربارهضرورت و عظمت ایمان دارند، به قدرى اشتیاق و عـلاقـه آنـان بـه ایـمـان شـدیـد اسـتکـه شـبـیـه بـه اسـیـر و وابـسـتـه بـه ایـمـان مـى باشند(104)

    لذابـایـد گـفـت : فـرشـتـگـان مـجـبـور بـه بـادت نـیـسـتـنـد، بـلکـه مـجـبـول بـهعـبـادتند؛ یعنى سرشت فرشتگان به گونه اى است که شوق و علاقه به عـبـادت مـعـشـوقایـشان را به پرستش واداشته و آنان را در بندگى حق تعالى بى تاب نموده است و چنانکه امیر مومنان على (علیه السلام ) مى فرماید:

    و لا یـرجـعبهم الاستهتار بلزوم طاعته ، الا الى موار من قلوبهم غیر منقطعه من رجائه ومـخـافـتـه(105)اشـتیاق ایشان به طاعت و بندگى به خاطر علاقه اى است که در دل هاى آنان استو مواد آن عبارت است از: امیدوارى به رحمت و ترس از عذاب او.

    علامه طباطبایى درمورد چگونگى تکلیف فرشتگان مى گوید: این که خداوند فرموده : لا یـعـصـون الله مـا امـرهم(106)ناظر بر التزام ملائکه به تکلیف است امامفـخـر رازى در تـفـسـیـر خود ذیل این آیه مى نویسد: در این آیه اشاره اى است به اینکه فـرشتگان در سراى آخرت به آن چه خداوند امر مى کند و یا از آن چه باز مى دارد،مکلف هـسـتـنـد و عـصـیـان از نـاحیه ایشان مخالف با امر و نهى است . اما در اینآیه و غیر از آن ، خداوند مطلقا فرشتگان را به محض اطاعت بدون انجام معصیت وصففرموده بیان مطلق دنیا و آخـرت را، شـامـل مـى شـود لذا وجـهـى بـراى تخصیص تکلیفایشان به آخرت نیست . اما تکلیف ایشان غیر از تکلیف معهودى است که در مجتمع انسانىبه معنى تعلق گرفتن اراده مـکـلف بـه فـعـل مـکـلف ، تـعـلقـى اعـتـبـارى اسـت کـهثـواب و عـقـاب بـه دنـبـال داشـتـه بـاشـد، در صـورتى که اختیار امکان طاعت ومعصیت نیز دارد. اما فرشتگان خلقى از مخلوقات خدا هستند که داراى ذوات پاک نورانىبوده و اراده نمى کنند مگر آن چه را خـدا اراده کـرده و انـجـام نـمـى دهـنـد مـگـرآن چـه را خـدا فـرمـان داده اسـت . خـداونـد مـى فـرماید:بلعباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون(107)از این رو فرشتگان در قبال اعمالشان ثوابو عقابى ندارند. ایشان مکلف به تکلیف تکوینى اند نـه تـشـریـعـى ، کـه مـخـتـلف بـهاخـتـلاف درجـات مـى شوند: و ما منا الا له مقام معلوم(108) (109)

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    آیا فرشتگان را مى توان دید؟

    ما مسلمانان جملگى ایمان داریم که فرشته وجود دارد و همیشه با ما و میان ما است ، این در حـالى اسـت کـه مـا آنـهـارا نـمى بینیم اما ایشان ما را مى بینند؛ یعنى فرشتگان ما را به عـیـانـت وآشـکـارا مى بینند اما ما به آنان ایمانى غیر عیانى داریم . براى دید فرشتگان بایدچشم دل باز کرد و حجاب هاى آن را بر طرف کرد چه این که فرشته جسم نیست که با حواسجسمانى ادراک شود.

     

    چشم دل باز کن که جان بینى

    آن چه نادیدنى است آن بینى

     

    بـه عـبـارت دیـگـر، تمثل فرشته دو جنبه دارد: یک رشته به دستآن انسانى است که مى خـواهد فرشته را ببیند؛ یک رشته هم به دست خود فرشته یا ذاتمقدس احدیت است که آن حالت را پیش بیاورد که آن رشته از طرف انسان ، آن حالت ملکوتىاست که در آن حالت ، انـسـان مـى تواند فرشته را ببیند و لذا پیامبر (صلى الله علیهوآله) فرشته را مى دیـد ول بـسـیـارى از اطـرافـیـانـش آن را نـمـى دیـدنـد. چـونجـبـرئیـل (عـلیـه السـلام) قـرآن را بـر قـلب رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـه وآله) نـازل مـى کـرد در نـظـر وى مـتـمـثـل مى شد، به طورى که اگر کسى نزد آن حضرت بود جـبـرئیل را نمى دید؛ چون نزول جسمانى نبود تا با دیدگان دیدار شود و اگر کسى میتـوانـسـت جـبـرئیـل را مشاهده کند، یا با تصرف پیامبر در جان وى بود و یا قدرت روحى بـیـننده چنان بود که جبرئیل را مىدید و صدایش را مى شنید، چنان که امیرالمومنین (علیه السـلام ) فـرمـود: نـور وحـى و رسـالت را مـیدیـدم و بـوى نـبوت و پیغمبرى را مى بـویـیـدم و هـنـگامى که وحى بر آن حضرت نازلشد صداى شیطان را شنیدم، گفتم : اى رسـول خـدا، ایـن چـه صـدایـى اسـت؟ فـرمود: این شیطان است که او را از پرستش نمودن نومیدى روى داده است ، تو مى شنوى آن چه رامن مى شنوم و مى بینى آن چه را من مى بینم مگر این که پیغمبر نیستى(137) .

    پـس مـشـاهـده و ادراک فـرشـتـگـان بـا خـروج از حـجـاب هاى نفسانى و مسلح شدن به چشمدل میسر است که این عمل نیز بسیار دشوار مى باشد، به همین جهت آن کس که در هنگاممرگ اسـت چـیزهایى را مى بیند که حاضران در مجلسى نمى بینند، و آنان را به چیزهایىخبر مـى دهـد کـه آنـهـا ادراک نـمـى کـنند و روحانیان و فرشتگان را که با او در یکجایگاه اند مشاهده نمى کنند.

    در حدیث وارد شده : فرشتگان در مجالس حاضر مى گردندو آنان در جست و جوى مجالس ، جـهـان را سـیر مى نمایند و چون مجلس ذکرى دیدنددیگران را ندا داده و گویند: بشتابید بـدان چـه کـه جـسـت و جـو مـى کـردید، هیچ یک که بشر را توان آن نیست که آنان را ادراک نـمـایـد، جـز آن کـس کـه خـداونـد پـرده از چـشـمـش بـرداشـتـه بـاشـد و ایـنـان اهـل کـشـف انـد، آیا نشنیدى که پیغمبراکرم (صلى الله علیه وآله ) به آن کسانى که به دنـبـال جـنـازه مـردگـان سـواره مـىرفـتـنـد فـرمـود: آیـا شـرم نـمـى کـنید که فرشتگان بـال هاى خویش را براى طالبعلم به روى زمین مى گسترانند؟ پس مومن سزاوار است که در هـر مـوطـنـى ، هـمـانگـونـه کـه صـاحـب کـشـف عـمـل مـى کـنـد، عمل نماید و گرنه مومن حقیقى نیست(138) .

    امـام حـسـنعـسـکـرى (عـلیـه السـلام ) مـى فـرمـایـد: رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) هنگاماحتجاج با مشرکین در مورد ملائکه فرمود: شم یا حواستان نمى توانید فرشته را مشاهدهکنید؛ چه این که فرشته از جنس این هواست (یعنى هـمـان طـور کـه هـوا دیـده نـمـىشـود فـرشـتـه نـیـز قـابـل رویـت نـیست ) و اگر قوت بینایى خود را زیاد گردانید بهطورى که او را مشاهده کـنـیـد، هـر آیـنـه بـه شما مى گویم این که شما مى بینیدفرشته نبست بلکه بشر است (یعنى دیدن فرشته نیرویى روحانى و بسیار قوى مى خواهد کهشما ندارید و فقط انبیا و بعضى از اولیاى کمل الهى قادرند آن را مشاهده نمایند)(139) .

    امـاخـمـیـنـى (ره ) در کـتـاب ارزشـمـنـد آداب الصـلوه مـى فـرمـایـد: و بـایـد دانـست که تـمـثـل جـبـروتـیـین و ملکوتیین در قلب و صدر وحس بشر ممکن نیست ، مگر پس از خروج از جـلبـاب بـشـریـت و تـنـاسـب او بـا آنعـوالم ، والا مـادامـى کـه نـفـس ‍ مـشـتـغـل بـه تـدبـیـرات مـلکـیـه اسـت و ازآن عـوالم غافل است ، ممکن نیست این مشاهدات یا تمثلات براى او دست دهد. بلى گاهىشود به اشاره یـکـى او اولیـا نـفـس را از ایـن عـالم انـصـرافـى حاصل شود به قدرلیاقت از عوالم غیب ادراکـى مـعـنوى و یا صورى نماید و گاه شود که به واسطه بعضىامور هایله ، مثلا از بـراى نـفـوس انـصرافى از طبیعت حاصل شود و نمونه اى از عالمغیب ادراک کند. چنان چه شـیـخ الرئیـس قـضـیـه آن شـخـص سـاده لوح را کـه در حـجبیت الله برات آزادى از آتش گـرفـتـه بـود نـقـل کـنـد، و شـیـخ عـارف مـحـیـىالدیـن نـیـز نـظـیـر ایـن قـضـیـه را نقل نماید. و اینها نیز از انصراف نفوس استاز ملک و توجه ملکوتى است و گاه شود که نـفـوس اولیاى کمل پس از انسلاخ از عوالم ومشاهده روح اعظم یا سایر ملائکه الله ، به واسطه قوت نفس نشئات در آن واحد حقایقجبروتیین را مشاهده کنند، و گاه شود که به

    قدرت خود ولى کامل تنزل ملائکه حاصلشود، و الله العالم(140) .

    مـطـالبى دیگر راجع به تمثل فرشته ودیدن آن باقى ماند که - ان شاء الله - در بحثکیفیت نزول فرشتهبر ولى امربدان خواهیم پرداخت .

    البته ذکر این نکته شایسته است که ،وقتى مشرکان براى ایمان آوردن با بهانه جویى اعـتـراض مـى کـردنـد کـه چـرافـرشـتـگان بر ما نازل نمى شود تا آنها را مشاهده کنیم ؟ خـداونـد در جـوابفـرمود:یوم یرون الملائکه لا بشرى یومئذ للمحرمین و یقولونحجرا محجورا(141)روزى که فرشتگان را ببینند مجرمان در آن روز بشارتى از فرشته نیافته ، بلکهبه آنها گویند: اى سرکشان ! از رحمت خدا محروم باشید.

    ایـن آیـه اصـل دیـدنفـرشتگان را مسلم گرفته ؛ به این معنى که روزى هست که کفار در روز دیـدن فـرشتگانخبر داده است ، تا به این معنا اشاره کرده باشد که در خواست دیدن فرشتگان به نفعشانتمام نمى شود، زیرا فرشتگان را نخواهد دیدى مگر روزى که با عـذاب آتـش رو بـه روشـده بـاشـنـد، و ایـن وقـتـى اسـت کـه نـشئه دنیوى و نشئه اخروى مـبدل شود. پسکفار در حقیقت با این در خواست خود در فرود آمدن عذاب شتاب کرده اند، در حـالى کـهخـودشـان خـیـال مـى کـنـنـد بـا ایـن در خـواسـت خـود، خـدا و رسول او را عاجز وناتوان مى کنند.

    امـا ایـن کـه مـنظور ازیوم یرونچه روزى است ؟ اختلاف است و عده اى مى گویند مـراد روز قـیـامت است لکن آنچه از سیاق آیه به دست مى آید - به نظر علامه طباطبایى - ایـن اسـت کـه ایـنمـشـاهـده از مـشـاهـدات دم مرگ است و و از سوى دیگر، در مقام مخاصمه در پـاسـخ بـه کـسـى کـه دیدن فرشتگان را انکار مى کند باید اولین روز (روز مرگ ) که ملائکه را مىبیند به رخش کشید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    آیا ابلیس از فرشتگان بوده است ؟

    یکى از مباحث جنجالبرانگیز در مبحث فرشتگان این است که آیا ابلیس ملک بوده است یا جن ، که خود را درزمره ملائکه قرار داده بود؟

    اکـثـر مـتـکـلمـیـن خـصـوصـا مـعـتـزله و جـمـعکـثـیـرى از امـامـیـه ابـلیـس بـه چـنـد دلیل از جنس فرشتگان نبود، بلکه از طایفه جن بود:

    1- ابـلیـس داراى اولاد و ذریه است و فرشتگان فرزند ندارند؛ زیرا خداوندمى فرماید: آیـا ابـلیـس و فـرزنـدانـش را بـه جـاى مـندوسـتـان خـود مـى گـیـریـد، جال آن که دشمنان شمایند؟(47)و فرشتگانفرزند ندارند چون فرزند از نر و مـاده بـه وجـود مـى آیـد، و فـرشـتـگـان مـونـث ومـذکـر نـدارنـد؛ زیرا خداوند مى فرماید: فـرشـتـگـان را کـهبـنـدگـان خـداى رحمانند زن پنداشتند، مگر موقع خلقتشان حضور داشتند؟(48)

    2- فرشتگان معصومند- چنان که گذشت ؛ در حالى که ابلیس چنین نیست ، لذا لازم است که ازجنس فرشتگان نباشد.

    3- ابـلیـس از آتـش آفریده شده : و بنا به فرموده خداوند کهاز او حکایت مى کند: مرا از آتش آفریده اى[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] اما فرشتگاناز نور آفریده شده اند، چنان که زهرى از عـروه ، از رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـهوآله ) روایـت نـمـوده که ،فرشتگان از نور آفریده شدهاند.

    4- فرشتگان رسولان الهى اند: و فرشتگان رافرستادگان قرار داد(50)و رسولان الهى معصوم از خطا هستند و چونابلیس چنینى نبود، پس از فرشتگان نیست .

    5- ابـلیـس از جـن بود؛ چون خداوند مىفرماید: همه فرشتگان سجده کردند مگر ابلیس ، که از جن بوده است(51) .

    گروهى ازمتکلمان و بسیارى از فقها به فرشته بودن ابلیس معتقدند و شیخ طوسى (ره ) درتـفـسـیـر تـبـیـان بـر هـمـیـن عـقـیـده اسـت . ایـنـان دو گـونـه دلیل آوردهاند:

    1- خـداونـد در آیـهفـسـجـدوا الا ابلیس ...(52) ابلیس را ازفرشتگان استثنا نـمـوده اسـت و هـمـین استثنا مى فهماند که ابلیس از فرشتگان است ؛زیرا استثنا ظهور در اتصال دارد نه انقطاع و انفصال .

    در جـواب گـفـتـه انـد: درایـن قـریـنـه وجـود دارد کـه اسـتـثـنـا مـنـقـطـع اسـت مـه مـتـصـل تـا لازمـه اشبـاشـد که ابلیس از گروه و جنس ‍ فرشتگان است ، چنان که در آیه تصریح شده که ابلیساز جنیان است .

    2- اگـر ابـلیـس از فـرشـتـگـان نـبـود، فـرمـود خـداونـد: اسـجـدوا لادمشـامـل او نـمـى شـد و اگر او مشمول این امرنیم گشت ، غیر ممکن بود خوددارى او از فرمان سـجـده ، سـرکـشـى و عـصـیـان بـهحـسـاب آیـد و هـمـیـن ، دلیل است که ابلیس از جنس ملائکه بود.

    از ایـن مـوردجـواب داده انـد کـه : ابـلیـس در ایـن امـر از بـاب غـلبـه داخـل بـود؛ زیـراابـلیـس بـا مـلائکـه هـم نـشـیـنـى داشـت و ظـاهـر امـر شـمـال او نـیز شدهاست ،اما این دلیل نمى شود که او از جنى ملائکه باشد، همان طور که منافقان در خطابیا ایها آمنواداخل اند با آن که اینان - در واقع - ایمانندارند. و یـا در اصـول فـقـه مطرح است : خطابى که براى مردان است ، زنان را فرانمى گیرد و نـیـز عـکـس آن ، بـا آن کـه هـم نـشـیـنـى ایـن دو گـروه بـسـیـار وجـامـعـه او دو مـوجـود تـشـکـیل شده است . شاید بتوان گفت چون فرشتگان مقامشانبالاتر از ابلیس بود وقتى خـطاب شدند که به آدم سجده کنید، فروتنى و سجده کردند،اما ابلیس - که مقامش پایین تـر بـود - وقـتـى مـتوجه شد که او هم باید سجده کند،براى ابراز خود نمایى و غرور، خود را در گروه امر شدگان به سجده در آورد و از سرنافرمانى سجده نکرد.

    با مطالب گذشته ، روشن شد که ابلیس فرشته نبود، بلکه ازجنیان بود که خود را در گروه و زمره ملائکه الهى در آورد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    انواع فرشتگان

    همان گونه که عالم هستی به اعتبارات مختلف به بخش‏های متعدد تقسیم می‏شوند، فرشتگان نیز به اعتباراتی به انواعی تقسیم می‏شوند. آنان به طور کلی بر سه دسته تقسیم می‏شوند:

    1 - فرشتگان شیدا و مهیمن:فرشتگانی هستند که شیفته و غرق در عظمت خداوند سبحان هستند.

    2 - فرشتگان عبادت کننده:علی(ع) در نهج‏البلاغه می‏فرماید:گروهی از فرشتگان همیشه در سجده‏اند و گروهی همیشه در رکوعند یا همواره تسبیح می‏گویند و هرگز خسته نمی‏شوند و هیچ گاه به خواب نمی‏روند و عقول آن‏ها گرفتار نسیان و سهو نمی‏شود.

    3 - فرشتگان کارگزار:این‏ها به کار تدبیر عالم گمارده شده‏اند؛ یعنی حاملان عرش و کرسی هستند و فرشتگانی‏اند که کارگزاران آسمان‏ها، خورشید، ماه، ستارگان، شب و روز، جو، ابرها، باران‏ها، رعد و برق، صاعقه‏ها، شهاب‏ها، کوه‏ها، دره‏ها، گیاهان، حیوان، انسان و... هستند.

    از برخی روایات استفاده می‏شود آنان در جزئی‏ترین امور عالم وساطت دارند. این دسته خود شامل طبقات گوناگونی است و در هر کاری که به عهده انان است، انجام وظیفه می‏کنند. جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزائیل در این دسته قرار دارند.

    ملا صدرا فرشتگان را به هشت صنف تقسیم کرده است:

    1 - حاملان عرش،

    2 - فراگیرندگان اطراف عرش،

    3 - بزرگان از فرشتگان،

    4 - فرشتگان بهشت،

    5 - فرشتگان جهنم،

    6 - فرشتگان مربوط به انسان‏ها،

    7 - نویسندگان اعمال،

    8 - فرشتگان گماشته بر احوال این جهان.(1)

     

    پی نوشتها

    1 - علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان، ص 91، با تلخیص

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    آیا ابلیس از فرشتگان بود؟

     

    ((فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین )).

    در این جمله و همچنین در آیه ((فسجد الملائکه کلهم اجمعون )) خداى تعالى خبر مى دهد از سجده کردن تمامى فرشتگان مگر ابلیس . و در آیه ((کان من الجن ففسق عن امر ربه )) علت سجده نکردن وى را این دانسته که او از جنس فرشتگان نبوده ، بلکه از طایفه جن بوده است ، از آیه ((بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون )) نیز استفاده مى شود که اگر ابلیس از جنس فرشتگان مى بود چنین عصیانى را مرتکب نمى شد.

    لیکن حقیقت مطلب این است که از ظاهر آیه استفاده مى شود که ابلیس با ملائکه بوده و هیچ فرقى با آنان نداشته ، و از آیه ((و اذ قال ربک للملائکه انى جاعل فى الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک )) نیز استفاده مى شود که او و همه فرشتگان در مقامى قرار داشتند که مى توان آن را مقام ((قدس )) نامید.

    بنابراین ، معلوم مى شود ابلیس قبل از تمردش فرقى با ملائکه نداشته ، و پس از تمرد حسابش از آنان جدا شده ، ملائکه به آنچه مقام و منزلت شان اقتضا مى کرده باقى ماندند و خضوع بندگى را از دست ندادند، و لیکن ابلیس بدبخت از آن مقام ساقط گردید، همچنانکه فرموده (کان من الجن ففسق عن امر ربه - چون از جنس جن بود نسبت به امر پروردگارش فسق ورزید))، و ((فسق )) به معناى بیرون شدن خرما از پوسته است ، ابلیس ‍ هم با این تمردش در حقیقت از پوست خود بیرون گشت و زندگانیى را اختیار کرد که جز خروج از کرامت الهى و اطاعت بندگى چیز دیگرى نبود.

    چیزى که هست مادامى که آدم خلق نشده بود و خداوند ملائکه و ابلیس را امر به سجود بر وى نکرده بود ابلیس و ملائکه هر دو در یک رتبه بوده بدون امتیاز از هم هر دو در مقام قرب بودند.

    و پس از آنکه آدم آفریده شد این دو فریق از هم جدا شده ، یکى راه سعادت و دیگرى راه شقاوت را پیش گرفت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    خدا چه نیازی به دستیارانی مثل فرشته ها دارد؟

    خلقت فرشتگان برای این نیست که خداوند محتاج عبادت آنان باشد و یا در اجرای احکام و خواسته‌ های خود عاجز ‌باشد؛ بلکه خلقت فرشتگان حکمتها و فلسفه‌هایی دارد که بعنوان نمونه به چند مورد آن اشاره می‌کنیم.

    اول:

    خود خلقت فرشتگان نمونه‌ ای از قدرت لایزال الهی و آیه‌ ای از آیات پروردگار جهان می‌ باشد و خود یک راه مهمی برای شناخت پروردگار بوده تا انسان بهتر بتواند پروردگار خویش و قدرت لایزال او را درک کرده و به او ایمان بیاورد.

    دوم:

    شکی نیست که عالم دنیا و عالم بشریت و انسانیت عالمی است ماد‌ّی و محسوس که محکوم به قوانین امکانی می ‌باشد و از طرفی ذات اقدس پروردگار فوق عالم امکانی و عاری از هرگونه تعینات ماد‌ّی می ‌باشد و ارتباط مستقیم عالم مادِه به ذات اقدس پروردگار ممکن نیست روی این جهت خداوند ملائک و فرشتگان را آفرید که از طرفی محسوس و مقبول عالم امکانی و از طرفی هم محسوس ذات اقدس‌ اله باشد تا بدینوسیله بتوان بین این دو عالم ایجاد رابطه نمود و فرشتگان پیام آور پروردگارشان بسوی بشر می ‌باشند.

    سوم:

    شکی نیست که ارزش و اُبهـّت هر قدرت و مقامی در گرو عظمت و حشمت و جبروتی است که آن قدرت از خود نشان می ‌دهد و هر سلطان و صاحب اختیاری بدون متعلّقات خود از ارزش و ابهت لازم برخوردار نخواهد بود. بنابراین، قدرت لایزالی همچون قدرت پروردگار و مقام با عظمتی همچون مقام خداوند نیز متعلقاتی می طلبد که بتواند به این دستگاه لایزال الهی شوکت و حشمت خاصی ببخشد و ملائکه و عرش و کرسی و لوح و قلم و... همه و همه بیانگر آن عظمت خاص و شوکت بی ‌نظیر دستگاه ربوبی است

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    فرشتگان در برابر آدم (ع) چگونه سجده کردند؟

    پاسخ 1: فرشتگان مجرد کامل نیستند و میتوانند به شکل انسان ظاهر شوند چنانچه در قران داریم که فرشتگانی به صورت میهمان برحضرت ابراهیم وارد شدند و در روایات داریم که بارها جبرئیل به شکل جوانی زیبا در اومده است پس مشکل سجده فرشتگان با این توضیح معلوم میشه

    پاسخ 2: یکی از مسائلی که در اینجا مطرح است این است که اصلا اینکار به صورت سجده ای بوده که ما انجام میدهیم یا این طور نبوده است برای مثال آیه مبارکه :

     

    « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»

    این آیه در مقام نشان دادن عظمت آدم(ع) شایستگی او برای منصب خلافت الهی است و به بیان دیگر این آیه ، به مقام کرامت و احترام حضرت آدم توجه می کند و البته مقام دوم مترتّب بر مقام اول است، زیرا وقتی روشن شد آدم؛ یعنی همان انسان کامل درهمه مراحل هستی و عالم وجود، خلیفةالله است و به اذن خدا در همه جا حضور دارد و بر همه چیز داناست، به فرشتگان دستور داده شد که با سجده، او را تکریم کنند و سجده فرشتگان در برابر آدم، تحیت و احترام برای وی و خضوع و عبادت برای خداوند بود، چراکه به امتثال امر خداوند، چنین تکریمی برای انسان کامل روا داشته شد، نظیر آن‌چه از برادران و پدر و مادر یوسُف در برابر یوسف سر زد که در قرآن می‌فرماید: «و رفع ابویه علی العرش و خرّوا له سجّدا؛ پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگی برای او به سجده افتادند.»

    با توجه به توضیحات فوق معلوم میشود که این منظور ز سجده ادای احترام تواضع در برابر حضرت آدم بوده است نه چیز دیگر

    فرشتگان مجرد کامل نیستند و میتوانن به شکل انسان ظاهر شوند چنانچه در قران داریم که فرشتگانی به صورت میهمان برحضرت ابراهیم وارد شدند و در روایات داریم که بارها جبرئیل به شکل جوانی زیبا در اومده است پس مشکل سجده فرشتگان با این توضیح معلوم میشه

    استشهادتون به مهمانان ابراهیم (علیه السلام) جالب بود. متن و ترجمه آیه چنین است:

    فَلَمَّا رَأى‏ أَیْدِیَهُمْ لا تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خیفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى‏ قَوْمِ لُوطٍ (هود/70)

    (اما) هنگامى که دید دست آنها به آن نمى ‏رسد (و از آن نمى‏ خورند، کار) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ایم!»

    اما اینکه گفته اید: فرشته ها مجرد کامل نیستند، من متوجه منظورتون نشدم که یعنی چی؟! فرشته ها مثل روح انسان مجردند. چگونه روح در قالب مادی بدن حلول کرده، فرشتگان هم همانند آن، به اذن الهی در قالبی مثالی قرار می گیرند و به هیأت انسان می توانند تمثل کنند؛ مثل فرشته بزرگ الهی که برای مریم مقدس در هیأت یک مرد کامل ظاهر شد:

    فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا

    قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا

    قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیًّا (مریم/17 تا 19)

    و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم و او در شکل انسانى بى‏ عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد!

    او (سخت ترسید و) گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى ‏برم اگر پرهیزگارى!

    گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده ‏ام) تا پسر پاکیزه ‏اى به تو ببخشم!»

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    اوصاف فرشتگان عذاب

     

                   

    اهل دوزخ به خازنان جهنم گویند: از خدا بخواهید که روزی عذاب ما را تخفیف دهد. آنها پاسخ دهند: آیا پیغمبران شما با معجزات و ادله روشن برای [هدایت] شما نیامدند؟ دوزخیان گویند: آری آمدند [ما پیروی آنان نکردیم و بدین روز سیاه افتادیم.] پس خازنان جهنم گویند: اینک هر چه می خواهید دعا [و ناله] کنید که دعای کافران جز بر زبان و گمراهی نخواهد بود.

    «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِْجَارَةُ عَلَیهَا مَلائکةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا یعْصونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ مَا یؤْمَرُونَ» (سوره تحریم آیه ۶) ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگها هستند نگه دارید فرشتگانی درشت گفتار و سختگیر بر آن آتش موکلند هر چه خدا بگوید نافرمانی نمی کنند و همان می کنند که به آن مامور شده اند .

     

    فرشتگان عذاب و قیامت

    جمعی از فرشتگان، واسطه در عذاب هستند. این گروه از ملائکه در عین آنکه ملائکه غضب و سخط می باشند؛ ولی در مواقف و مقاطعی مختلف، عذاب ربوبی را نیز جاری می کنند. جمعی از این فرشتگان اهل عذاب را هنگام مرگ و در برزخ، عذاب می کنند. گروه دیگری از ملائکه عذاب، پس از برزخ و در قیامت کبری، عذاب های ربوبی را برای اهل آن در مراتب مختلف می رسانند. البته اینکه این ها چندین نوع هستند و تعدادشان چه مقدار است، بر ما روشن نیست.

    این آیه به روشنی نشانگر وجود فرشتگان عذاب در قیامت است. اینان موکل بر آتش دوزخ بوده و خیلی غلیظ و شدید اند و خشونت و شدت دارند. هیچ گونه مخالفتی نسبت به آنچه خداوند متعال امر فرموده نداشته و از آن تخطّی نمی کنند. در واقع به وسیله این گروه از فرشتگان جهنم، آتش و عذاب ها به اهلش می رسد. درباره ی عبارت تأمّل برانگیز «وقودها الناس و الحجارة» گفتنی است: سوخت و مایه ی آتش، گاهی هیزم، گاهی نفت و گاهی گاز است؛ ولی در این آیه، سوختِ آتش جهنم خود انسان و سنگ دانسته شده است.

    اینکه خود انسان مایه ی آتش خویش در دوزخ باشد، برای اهلش قابل تدّبر و تأمل است. مقصود از انسان در اینجا، مجموع عالمی است که انسان برای خویش ساخته است؛ یعنی، مجموعه آنچه که بدن و روح توأم با خویش به عالم قیامت برده اند(نه خالص بدن یا روح او) . به بیان دیگر مجموعه ی اوصاف، اخلاق، عقاید و اعمال او، سوخت آتش دوزخ است. تمام افکار و عقاید باطل، کارهای فاسد و خلاف و خلق های رذیله، نیت های پلید و همه و همه و...، عالم انسان دوزخی و مایه ی آتش جهنم او است.

    بدکاران هم آنجا سخت در عذاب آتش جهنم مخلدند و هیچ از عذابشان کاسته نشود و امید نجات و خلاص ندارند و مابه آنها ظلم و ستمی نکردیم، لیکن آنان خود مردی ستمکار و ظالم بودند و آن دوزخیان، مالک دوزخ را ندا کنند: ای مالک! از خدای خود بخواه که ما را بمیراند تا از عذاب برهیم. [او] جواب دهد: شما در این عذاب همیشه خواهید بود[و هرگز رهایی نخواهید یافت]. ما راه خدا و آیین حق را برای شما مردم آوردیم؛ ولیکن اکثرتان از حق کراهت و اعراض داشتید

    ما الان در تاریکی به سر می بریم و نمی توانیم شکل و حقیقت اصلی اعمال، عقاید و افکار خویش را ببینیم. با آمدن قیامت و تابیدن نور الهی که نافذترین نورها است عمق و حدود کامل و حقیقت نیت ها، افعال، عقاید و اوصاف ما مشخص و آشکار خواهد شد؛ به طوری که تمامی انسان ها از یکدیگر متمایز می گردند و حقیقت روح و بدنشان با تمامی اوصاف و افعال و عقاید از یکدیگر مشخص می شود. قرآن به این اشراق نوری در قیامت اشاره کرده، می فرماید: «وَ أَشرَقَتِ الأرْض بِنُورِ رَبِّهَا وَ وُضِعَ الْکتَابُ» (زمر ، آیه ۶۹). ؛ «و زمین به نور پروردگارش روشن می گردد، و کارنامه [اعمال در میان ] نهاده شود».

    «وَ سِیقَ الَّذِینَ کفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّی إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَت أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یأْتِکمْ رُسلٌ مِنکمْ یتْلُونَ عَلَیکمْ آیاتِ رَبِّکمْ وَ ینذِرُونَکمْ لِقَاءَ یوْمِکمْ هَذَا قَالُوا بَلی وَ لَکنْ حَقَّت کلِمَةُ الْعَذَابِ عَلی الْکافِرِینَ» (همان، آیه ۷۱) ؛ «و [آن روز] آنان که به خدا کافر شدند، فوج فوج به جانب دوزخ رانده شوند و چون آنجا رسند، درهای جهنم به رویشان بگشایند و خازنان دوزخ به آنها گویند: مگر پیغمبران خدا برای هدایت شما نیامده و آیات الهی را برایتان تلاوت نکردند و شما را از ملاقات این روز سخت نترسانیدند؟! جواب دهند: بلی ولیکن افسوس که ما به کفر و عصیان خود را مستحق عذاب [کردیم] و وعده ی عذاب برای کافران محقق و حتمی گردید».

    این آیه نیز ناظر به فرشتگان عذاب در آخرت است؛ ولی از آنان تعبیر به «خازنان دوزخ» کرده است.

    «وَ قَالَ الَّذِینَ فی النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّکمْ یخَفِّف عَنَّا یوْماً مِنَ الْعَذَابِ • قَالُوا أَوَلَمْ تَک تَأْتِیکمْ رُسلُکم بِالْبَینَاتِ قَالُوا بَلی قَالُوا فَادْعُوا وَ مَا دُعَاءُ الْکافِرِینَ إِلاَّ فی ضَلالٍ» (غافر، آیه ۴۹ و ۵۰ ).

    «و اهل دوزخ به خازنان جهنم گویند: از خدا بخواهید که روزی عذاب ما را تخفیف دهد. آنها پاسخ دهند: آیا پیغمبران شما با معجزات و ادله روشن برای [هدایت] شما نیامدند؟ دوزخیان گویند: آری آمدند [ما پیروی آنان نکردیم و بدین روز سیاه افتادیم.] پس خازنان جهنم گویند: اینک هر چه می خواهید دعا [و ناله] کنید که دعای کافران جز بر زبان و گمراهی نخواهد بود».

     

    • مالک، خازن اصلی دوزخ

    به نظر می رسد در مرتبه ی بالاتر، ملک و فرشته ای وجود دارد که خازن اصلی جهنم است و فرشتگان عذاب و خازنان دوزخ، جناحهای این ملک و فرشته بوده و تحت فرمان او هستند. از این فرشته ی برتر در قرآن، تحت عنوان «مالک» یاد شده است:

    «إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فی عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ • لا یفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِیهِ مُبْلِسونَ • وَ مَا ظلَمْنَهُمْ وَ لَکن کانُوا هُمُ الظلِمِینَ • وَ نَادَوْا یمَلِک لِیقْضِ عَلَینَا رَبُّک قَالَ إِنَّکم مَّکثُونَ • لَقَدْ جِئْنَکم بِالحَْقِّ وَ لَکنَّ أَکثرَکمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ» (زخرف ، آیه ی ۷۴ ۷۸).

    «بدکاران هم آنجا سخت در عذاب آتش جهنم مخلدند و هیچ از عذابشان کاسته نشود و امید نجات و خلاص ندارند و مابه آنها ظلم و ستمی نکردیم، لیکن آنان خود مردی ستمکار و ظالم بودند و آن دوزخیان، مالک دوزخ را ندا کنند: ای مالک! از خدای خود بخواه که ما را بمیراند تا از عذاب برهیم. [او] جواب دهد: شما در این عذاب همیشه خواهید بود[و هرگز رهایی نخواهید یافت]. ما راه خدا و آیین حق را برای شما مردم آوردیم؛ ولیکن اکثرتان از حق کراهت و اعراض داشتید».

    رسول گرامی اسلام در معراج وقتی مالک را، دید تعجب کرد! آن حضرت در این سفر معنوی ، هر موجودی را در عوالم مختلف مشاهده می کرد، او را در حالت سرور و بهجت می دید؛ ولی چهره ی مالک گرفته و خشمناک بود و هیچ بشاشیت و سرور در آن نبود. از جبرئیل پرسید: این فرشته کیست؟ او پاسخ داد: مالک است، حضرت فرمود: می شود گوشه ای از آتش دوزخ و خازن بودن خویش را بر جهنم بنمایاند؟! جبرئیل از مالک خواست و او گوشه ای از آن حقیقت را ارائه کرد. گفته شده است: پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم ) بعد از مشاهده ی آن صحنه دهشتناک، تا آخر عمر نخندید. (بحارالانوار، ج ۸، باب ۲۴، ص ۲۸۴).

    • نوزده نگهبان

    در آیه ی دیگری تعداد خازنان و نگهبانان نوزده عدد مطرح شده است. به نظر می رسد اینان واسطه میان خازن اصلی (مالک) و خازنان مرتبه ی پایین تراند که تعدادشان کثیر و بی شمار است. در واقع آنان جناحهای مالک و تحت فرمان او هستند و در عین حال فرماندهی جناحهای مراتب پایین تر را بر عهده دارند. امّا چرا عدد این گروه نوزده بوده نه بیشتر یا کمتر؟ قرآن با تعبیری دقیق و تأمل برانگیز حکمت این مسأله را بازگو کرده است:

    «عَلَیهَا تِسعَةَ عَشرَ • وَ مَا جَعَلْنَا أَصحَابَ النَّارِ إِلاّ مَلائکةً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلاّ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کفَرُوا لِیستَیقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ وَ یزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَاناً وَ لا یرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیقُولَ الَّذِینَ فی قُلُوبهِم مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بهَذَا مَثَلاً کذَلِک یضِلُّ اللَّهُ مَن یشاءُ وَ یهْدِی مَن یشاءُ وَ مَا یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّک إِلاّ هُوَ وَ مَا هِیَ إِلاّ ذِکرَی لِلْبَشَرِ» (مدثر ، آیه ی ۳۰ و ۳۱).

    «بر آن آتش [دوزخ] نوزده تن [فرشته ی عذاب] موکل اند و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شده اند، قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتاب اند، یقین به هم رسانند، و ایمان مؤمنان افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و [نیز] مؤمنان به شک نیفتند، و تا کسانی که در دل هایشان بیماری است و کافران بگویند: «خدایا از این وصف کردن چه چیزی را اراده کرده است؟ این گونه خدا هر که را بخواهد بی راه می گذارد و هر که را بخواهد هدایت می کند، و [شماره ی] سپاهیان پروردگارت را جز او نمی داند، و این [آیات] جز یادی برای بشر نیست».

    خداوند متعال در این آیات حکمت نوزده بودن ملک را آزمایشی برای کافران و مؤمنان می داند. در مواجهه کافران با این مسأله،بر شک و تردید آنان افزوده شده و گمراه تر می شوند و مؤمنان در برخورد با این موضوع، یقین و ایمانشان بیشتر گشته و در مسیر هدایت، به مراتب برتری راه می یابند و این آزمایش از سنن الهی به شمار می رود.

    ما الان در تاریکی به سر می بریم و نمی توانیم شکل و حقیقت اصلی اعمال، عقاید و افکار خویش را ببینیم. با آمدن قیامت و تابیدن نور الهی که نافذترین نورها است عمق و حدود کامل و حقیقت نیت ها، افعال، عقاید و اوصاف ما مشخص و آشکار خواهد شد؛ به طوری که تمامی انسان ها از یکدیگر متمایز می گردند و حقیقت روح و بدنشان با تمامی اوصاف و افعال و عقاید از یکدیگر مشخص می شود

    عبارت «و ما یعلم جنود ربک الا هو» این حقیقت ژرف را خاطر نشان می سازد که انسان ها از حقیقت فرشته ها، بافت وجودی آنان، اوصاف آنها، آثار وجودی شان، نوع یا انواع وساطتشان، ابعاد وجودی آنها و... بی خبراند و در واقع این مسائل برای آنان مجهول است و چیزی که حقیقتش در این حد برای انسان معلوم نباشد، دیگر جایی برای پرسش درباره ی عدد آن باقی نمی ماند؛ زیرا این پرسش زمانی معنا می یابد که تمامی ابعاد و حقیقت وجودی آنان، برای آدمی روشن باشد تا در رتبه ی بعد از مقدار و کمیت آن سؤال کند.

    در برخی از آیات قرآن، فرشتگان عذاب الهی در دوزخ به عنوان مخاطب مطرح نشده و اسمی از آنان برده نمی شود. این عدم تصریح بیانگر شدت غضب الهی در مقام جلال است که باید از آثار سهمگین و عذاب دهنده ی آن، به خود حضرت حق پناه برد! مانند آیه ی ذیل:

    «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ • ثُمَّ الجَحِیمَ صَلُّوهُ • ثُمَّ فی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فَاسلُکوهُ • إِنَّهُ کانَ لا یؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ • وَ لا یحُضُّ عَلی طَعَامِ الْمِسکینِ» (حاقه ، آیات ۳۰ ۳۴).

    «بگیرید و به زنجیرش بکشید و میان آتشش بیندازید. پس در زنجیری که درازی آن هفتاد گز است، در بندش کشید[سلسله زنجیری که اگر مقداری از آن را به تمام کوه بگذارند، همه را می سوزاند. واقعاً طاقت ما چقدر است؟ آیا از کوه محکم تریم] چرا که او به خدای بزرگ نمی گروید و به اطعام مسکین تشویق نمی کرد».

    در این آیه به فرشتگان عذاب که مخاطب اصلی گرفتن، زنجیر کشیدن و... هستند تصریح نشده است؛ از این عدم طرح شدت مقام غضب الهی فهمیده می شود. از عبارت پایانی آیه به خوبی مشخص می شود که دو گروه، مورد شدت غضب خداوند قرار دارند:

    ۱.کافران

    ۲.کسانی که برای رسیدگی و اطعام مساکین کوششی نکرده و دیگران را به آن تشویق نمی کردند. بر این اساس اگر ما نیز در راه رسیدگی به مساکین و نیازمندان کوتاهی کنیم و هیچ قدمی در این راه بر نداریم، یا توجهمان اندک باشد، مشمول شدت غضب الهی خواهیم گشت (هر چند کافر نیستیم) ولی از عواقب درد آور و سنگین آن در امان نخواهیم بود!!

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    آیا فرشتگان و ملائک، جسم دارند؟

    پبرامون این که ملائکه مجرد هستند و یا دارای جسم می باشند چند دیدگاه وجود دارد:

     

    آیة الله مکارم شیرازی با استفاده از آیات قرآن خصوصیاتی را برای ملائکه ذکر می کنند.(1) و می فرمایند : " بدون شک با این اوصاف نمیتوانند از این ماده کثیف عنصرى باشند، ولى مانعى ندارد که از اجسام لطیفى آفریده شده باشند."

    امام خمینی ره می فرماید: حق آن است که از برای ملائکة الله اصنافی کثیره است که بسیاری از آن ها مجردند و بسیاری از آن ها جسمانی برزخی هستند.(2)

    بعضی فلاسفه قائل به تجرد مطلق ملائکه شده اند.یکى از دلیل ‏هایشان این آیه از قرآن است که مى ‏فرماید:«وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» (3) «و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست مگر این که براى او (مقام و) مرتبه ‏اى معین است»

    یعنى ملائکه یک مقام معلوم دارند و این، ویژگى موجود مجرد است که کم و زیاد و استعداد رشد نداشته و ثابت است. پس این گروه از فلاسفه، مقام معلوم را مقام ثابت مى ‏دانند و وقتى مقام ثابت شد، ناچاریم بگوییم ملائکه مجردند.

    اما بسیاری متکلمان و بسیارى از مفسران، این نظر را قبول ندارند؛ زیرا مقام معلوم مى ‏تواند به معناى وظیفه، مسئولیت و پایگاه خاص باشد؛ در حالى که انسان به دلیل اختیار خیر و شر، مى ‏تواند در چندین مقام قرار بگیرد.

    همچنین بسیاری از آیات و روایات این مطلب (تجرد مطلق ملائکه) را رد می کند چون در این روایات و آیات برای ملائکه مکان، زمان و صف کشیدن و... مطرح شده، حال آن که مجرد مطلق از این اوصاف بریء است.

    بنا به آیات قرآن و روایات ، فرشتگان مى ‏توانند تمثل پیدا کنند و حتى به شکل انسان در آیند؛ چنان‏ که در قرآن مجید مى‏ خوانیم: فرشتگانى به صورت میهمان بر حضرت ابراهیم‏ علیه السلام وارد شدند و بشارت فرزنددار شدن حضرت ابراهیم را دادند و از سوى دیگر، خبر عذاب قوم لوط را آوردند؛ در حالى که به دلیل فرشته بودن، از خوردن غذایى که براى آنها آماده شده بود، خوددارى کردند!

    هم‏ چنین از روایات فراوانى فهمیده مى‏ شود که بارها جبرئیل به شکل جوانى به اسم «دحیه کلبى» (4) «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ‏ علیه السلام قَالَ إِنَّ أَبَاذَرٍ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ‏ وَ مَعَهُ جَبْرَئِیلُ‏ علیه السلام فِی صُورَةِ دِحْیَة الْکَلْبِیِّ...». در مى ‏آمده و او یکى از زیباترین جوان‏ هاى آن زمان بوده است.

     

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    سوالی در مورد دانستن فرشتگان از فساد و خونریزی در روی زمین

    قبل از افرینش ادم از کجا فرشتگان با خبر بودند که این انسان گناه و خونریزی و... خواهد کرد؟؟

    دراین مسئله که فرشتگان از کجا می دانستند که انسان گناه و خونریزی می کنند سه احتمال وجود دارد:

    1- احتمال اول که بعضی ها گفته ان آن است که خداوند قبلًا آینده انسان را به طور اجمال براى فرشتگان بیان‏ فرموده بود و با دور نمایی که از اینده انسان توسط خداوند بیان شده بوده، فرشتگان به فساد و خونریزی انسان ها در زمین آگاهی پیدا کرده بودند.

    2- بعضى احتمال داده‏اند: ملائکه خودشان این مطلب را از کلمه «فِى الأَرْض» (در روى زمین) دریافته بودند؛ زیرا مى‏دانستند انسان از خاک آفریده مى‏شود، و ماده، به خاطر محدودیتى که دارد طبعاً مرکز نزاع و تزاحم است، چه این که جهان محدود مادى، نمى‏تواند طبع زیاده‏طلب انسان‏ها را اشباع کند، حتى اگر همه دنیا را به یک فرد بدهند باز ممکن است سیر نشود، این وضع، مخصوصاً در صورتى که توام با احساس مسئولیت کافى نباشد سبب فساد و خونریزى مى‏شود.

    3- احتمال سوم آن است که پیشگوئى فرشتگان به خاطر آن بوده که آدم، نخستین مخلوق روى زمین نبود، بلکه پیش از او نیز مخلوقات دگرى بودند که به نزاع و خونریزى پرداختند، پرونده سوء پیشینه آنها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد!

    و اذ قال ربک للملائکة انی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون استشمام کرد که قبل از دوره‌ی کنونی ادوار دیگری نیز بر نوع انسان گذشته باشد، همانطور که در تفسیر آیه‌ی فوق بدان اشاره کردیم. آری،

    چنانچه از بعضی روایات اهل بیت(ع) معلوم می‌شود که این نوع، ادوار زیادی قبل از این دوره به خود دیده است.

    در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «اگر ملائکه قبلا کسی را ندیده بودند که در زمین فساد و خونریزی کند اطلاعی از این مطلب که گفتند آیا کسی را در زمین قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند، نداشتند.»

    علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید: ممکن است این روایات اشاره به دورانی باشد که پیش از دوره‌ی بنی‌آدم بوده و در آن دوران افراد دیگری روی زمین زندگی می‌کرده‌اند چنانکه روایات دیگری نیز بر این امر دلالت دارد.در هر صورت ،

    این تفسیرهاى سه‏گانه، چندان منافاتى با هم ندارند یعنى ممکن است همه این امور سبب توجه فرشتگان به این مطلب شده باشد، و اتفاقاً این یک واقعیت بود که آنها بیان داشتند، و لذا خداوند هم در پاسخ هرگز آن را انکار نفرمود، بلکه اشاره کرد در کنار این واقعیت، واقعیت‏هاى مهم‏ترى درباره انسان و مقام او وجود دارد که فرشتگان از آن آگاه نیستند!

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    صفات فرشتگان در آیات

    فرشتگان موجوداتى هستند که خداوند در موردشان بهترین توصیفات را در قرآن مجید آورده است، در این جا به چند نمونه از آن در قرآن اشاره می کنیم:

    1- فرشتگان موجوداتى عاقل و با شعور و بندگان گرامى خدا هستند.[۱]

    2- آنها سر بر فرمان خدا دارند و هرگز معصیت او نمى‏کنند.[۲]

    3- آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند: ” فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را به جا مى‏آورند و براى کسانى که در زمین هستند استغفار مى‏کنند”.[۳]

    4- فرشتگان بدون استثنا به خاطر آفرینش آدم به سجده افتادند و آدم معلم آنها گشت.[۴] این امر بیان گر این است که انسان به حسب استعداد تکامل، از آنها برتر و والاتر است.

    5- آنها نه غذا مى‏خورند و نه آب مى‏نوشند و نه ازدواج دارند، چنان که در حدیثى از امام صادق (ع) مى‏خوانیم: “فرشتگان غذا نمى‏خورند و آب نمى‏نوشند و ازدواج نمى‏کنند، بلکه با نسیم عرش الاهى زنده‏اند”.[۵]

    6- آنها نه خواب دارند نه سستى و غفلت؛ چنان که على (ع) در حدیثى چنین مى‏فرماید: “در آنها نه سستى است، و نه غفلت، و نه عصیان … خواب بر آنها چیره نمى‏گردد و عقل آنان گرفتار سهو و نسیان نمى‏شود، بدن آنان به سستى نمى‏گراید، و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمى‏گیرند”.[۶]

    7- آنها مقامات مختلف و مراتب متفاوت دارند، بعضى همیشه در رکوع اند و بعضى همیشه در سجود.

    8- هر یک از ما مقام معلومى دارد، ما همواره صف کشیده منتظر فرمان او هستیم و پیوسته تسبیح او مى‏گوئیم”.[۷]،[۸]

    آرى تفاوت فرشتگان و شیطان در جریان خلقت و سجده بر آدم (علیه السلام) هویدا مى شود؛ زیرا فرشتگان با جان و دل دریافتند که علم اسماء را نمى دانند؛ یعنى فهمیدند که چیزهایى را نفهمیده اند، اما شیطان با عناد و استکبارى که داشت مى اندیشید همه چیز را مى داند و هرگز نفهمید که سجده بر آدم به جهت علومى است که از سوى خدا بر حضرت آدم (علیه السلام) افاضه شده و ذهن تاریک او را هیچ راهى بر یافتن آن علوم نیست! یعنى کبر و غرورش مانع از فهمیدن او شد و سرانجام مانع از سجده کردنش! زیرا اباى او از سجده نیز، اباى استکبارى بود نه این که طاقت یا توان سجده را نداشته باشد!

    با این توضیحات روشن مى شود که چون فرشته، معصوم محض مى باشد، گناه در او راه ندارد. وقتى گناه راه نداشت، پس تمام کارهایش اطاعت محض پروردگار است. اگر اطاعت براى موجودى واجب و ضرورى شد پس کفر و استکبار و معصیت از او ممتنع است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان
    رفع یک ابهام

    چرا فرشتگان روی حرف خدا حرف زدند ؟

    در آیه 29 سوره بقره می گوید:به یاد آر آنگاه که پروردگار فرشتگان را فرمود من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت. گفتند آیا انسانی خواهی گماشت که در زمین فساد کنند و خونها ریزند و حال آنکه ما خود ترا تسبیح و تقدیس می کنیم، خداوند فرمود من چیزی می دانم که شما نمی دانید". در ادامه می گوید: خدا اسماء را به انسان یاد داد سپس به فرشتگان گفت اگر در دعوی خود صادقید اسماء را بیان کنید .گفتند جز آنچه به ما آموخته ای چیز دیگری نمیدانیم.اما آدم حقایق اسماء را برای ملائک گفت سپس خدا به فرشتگان گفت اکنون دانستید که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان می سازید آگاهم. چگونه فرشتگان قبل از خلق انسان از آینده خبر داشتند و می دانستند که بشر بر روی زمین به فساد خواهد پرداخ؛ اما از اسماء بی اطلاع بودند.مگر نه اینکه فرشتگان از مجردات هستند و در نهایت کمال خود خلق شده اند. پس این نقصان ندانستن اسماء از کجاست.مگر قرار نیست که فرشتگان مطیع امر خدا باشند چگونه به خود اجازه دادند روی حرف خدا حرف بزنند. و چگونه خدا در جایی که فرشتگان حضور ندارند اسما را به آدم می آموزد. تا وقتی درحضورشان از او سؤال می کند.شرمنده نادانی انسان نشود. وقتی خدا خودش اسما را به انسان یاد داده چگونه می تواند مباهات کند و بگوید اکنون دانستید که من بر غیب آسمان ها و زمین دانا هستم .چون اگر این اسما را به فرشتگان آموخته بود آنها نیز از عهده جواب بر می آمدند؟

     

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، فرشتگان