تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:22:52
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 574 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 574 بار
  • بازدید کل : 561164 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    اتفاق باورنکردنی هنگام مصاحبه با این خانم!

     

    دزدی از یک زن در برزیل

    به یک زن برزیلی درست در حین مصاحبه تلویزیونی درباره میزان بالای جرایم در منطقه، دستبرد زده شد!

    این زن که نامش برده نشده است در مصاحبه ای درباره کمبود پلیس در روز شکایت می کرد که ناگهان یک دزد سعی در ربودن گردنبند طلای وی کرد. گرچه دزد موفق به ربودن گردنبند نشد ، ولی در حین تلاش، زنجیر نازک طلا را پاره کرد و به سمت ترافیک خیابان فرار کرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    از مشاهدات یک محیط بان: یک اتفاق عجیب و باورنکردنی

    نامش اصغر درخشان است، هفت سالی می‌شود که می‌شناسمش. نخستین بار در ارتفاعات بالادست تنگ زندان واقع در شمال منطقه حفاظت شده سبزکوه دیدمش … او یکی از محیط‌بان‌های پاسگاه چهارتاق در جنب ناغان بود؛ محیط‌بانی که افتخار می‌کند به رسالتی که برعهده گرفته است …

    چندی پیش دوباره او را دیدم، اینبار در کنار زاینده رود و در نزدیکی‌های منطقه حفاظت شده شیدا …

    برایم داستانی را تعریف کرد که تکانم داد و اشک از چشمانم جاری ساخت … قرار است یک گروه فیلمساز، ماجرایی را که او دیده است، تبدیل به یک فیلم کند … اما تا آن زمان، فکر می‌کنم کمترین قدردانی از او و از روح بلند آن روباه شیدا، آن است که شما خوبان روزگار و مخاطبان عزیز دل‌نوشته‌هایم را هم از آن آگاه کنم.

    خواهشم این است که شما هم پس از خواندن این داستان، آن را با دوستانی که بیشتر دوست‌شان دارید، به اشتراک نهید تا ایرانیان بیشتری بدانند که یک حیوان، یک روباه هم ممکن است چنان در برابر هم‌نوعانش شرمنده و خجالت‌زده و شرمسار شود که نتواند به زندگی برگردد و تمام کند …

    اصغر می‌گوید: روزی که مشغول گشت زنی در منطقه حفاظت شده شیدا بوده است، متوجه انباشت مقداری لاشه مرغ می‌شود که احتمالاً از طریق مرغداری‌های محل و پنهانی در آن ناحیه تخلیه شده بودند. وی می‌گوید: در همان لحظه که می‌خواستم به سمت لاشه‌ها حرکت کنم، دیدم یک روباه به سرعت به سمت آنها رفته و می‌کوشد تا لاشه‌ها را استتار کند و سپس از منطقه دور می‌شود … اصغر هم بلافاصله خود را به محل استتار رسانده و جای مرغ‌ها را عوض می‌کند …

    از او می‌پرسم: چرا این کار را کردی؟ می‌گوید: می‌خواستم ببینم آیا واقعاً آنقدر که می‌گویند: روباه‌ها باهوش هستند، درست است یا خیر؟

    خلاصه اصغر گوشه‌ای کمین می‌کند تا روباه دوباره برگردد … منتها اینبار با کمال تعجب، در‌می‌یابد که روباه قصه‌ی ما تنها نیست و با خود چند روباه دیگر را هم آورده است. آنها اما هر چه می‌گردند، لاشه مرغ‌ها را نمی‌یابند … تا سرانجام، همه‌ی روباه‌ها خسته شده و به دور روباه اصلی، حلقه می‌زنند …

    اصغر می‌گوید: آنچه که داشتم می‌دیدم، برایم باورکردنی نبود و اگر با چشم خودم نمی‌دیدم، امکان نداشت که قبول کنم … زیرا روباهی که در مرکز حلقه ایستاده بود، نخست به تک تک روباه‌ها نگاه کرد و آنگاه، ناگهان مانند یک لاشه بر زمین افتاد و بی‌حرکت ماند …

    اصغر خود را بلافاصله به محل رساند که سبب شد تا دیگر روباه‌ها منطقه را ترک کنند … اما به این نتیجه رسید که حقیقتاً انگار روباه مرده است! او حتا به سرعت دامپزشک منطقه، آقای دکتر تراکنه را هم خبر کرد؛ اما او نیز نتوانست کاری بکند … زیرا واقعاً روباه مرده بود … حیرت‌انگیزتر آن که پس از معاینه و کالبدشکافی لاشه حیوان، معلوم شد که روباه قصه ما در اثر ایست قلبی، جانش را از دست داده است!

    آری … روباه‌ها هم ممکن است چنان در پیشگاه رفقای خود، احساس شرمساری و خجالت کنند که توان از دست داده و سکته کنند.

    روباه شیدا، بی شک روباه بامرامی بود که دلش نمی‌خواست به تنهایی آن همه غذا را بخورد و برای همین رفقایش را خبر کرد … و بی‌شک، من اگر جای اصغر بودم، آن آزار را روا نمی‌داشتم و می‌گذاشتم تا آنها از آن غذا بی هیچ ترسی نوش جان کنند … اما عملکرد اصغر سبب شد تا دریچه‌ای دیگر به سوی جهان حیوانات گشوده شود و ما دریابیم که چه قوانین و سلوکی در بین آنها جاری است …

    روباه‌ها، انگار جوانمردی و رفاقت و مرام و شرمندگی را خوب می‌فهمند؛ باید به آنها احترام نهاد و این جوانمردانه نیست تا عده‌‌ای سنگدل به نام شکارچی، این حیوانات محترم را نامحترمانه آزار رسانند و یا حتا هدف گلوله مرگبار خود قرار دهند.

    دوستان من:

    ماجرای این روباه بامرام و شیدا را تا می‌توانید انتشار دهید، شاید سبب شود که یک شکارچی برای همیشه تفنگش را به دیوار منزلش آویزان کند.

    و بالاتر از آن انسان ها یاد بگیرند با بدست آوردن هر روزی ای به فکر هم نوعان خود هم باشند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    یک اتفاق عجیب و باورنکردنی برای دو زن همزاد

    خانم میشل رابینسون 40 ساله که یک دستیار آموزشی است وقتی در نزدیکی پارک نزدیک خانه اش قدم می زد با زنی مواجه شد که به او با نگاه غضب آلود شدیدی نگاه می کرد ، او که از این نگاه زن تعجب کرده بود از تماس چشمی بیشتر با آن زن خودداری کرد و درحالی که دست کودکش را در دست داشت سوار ماشینش شد اما نمی توانست آن زن را از فکرش بیرون کند.

    میشل که مادر 4 فرزند است در این باره گفت: من قبلا هرگز آن زن را ندیده بودم اما نگاه او دشمنی محض بود و من به راستی احساس ناآرامی پیدا کردم. می دانستم دچار خیالات نشده ام به خصوص آنکه درست چند روز پیش از آن ماجرا نیز اتفاق عجیب دیگری در سوپرمارکت محله پیش آمده بود. من مشغول خرید بوده و حواسم به کارهای خودم بود که زنی با نگاهی بسیار بد به من نگاه کرد. در آن موقع فکر کردم شاید به طور غیرعمد پایش به چرخ خریدم خورده و عصبانی است اما وقتی چند روز بعد همان اتفاق افتاد نسبت به این مسئله حساس شدم.

    وی روزی در مدرسه یکی از بچه هایش او را با مادر یکی دیگر از دانش آموزان اشتباه گرفتند. پس از آن او با زنی به نام "تامی کری" آشنا می شود که به طور حیرت انگیزی شبیه او بود و اکنون تبدیل به یکی از بهترین دوستانش شده است.داستان همزاد ها شاید چیزی در افسانه ها به حساب آید اما عده ای بر این باورند که همه ما همزادی در جایی در این دنیا داریم که به طور باورنکردنی شبیه ما است.

    در بعضی باورها مواجه شدن با همزاد را بدشگون می دانند و این روزها در فیلم های مدرن می توان موضوعات این چنینی پیدا کرد.با جمعیت بسیار زیادی که در این دنیا زندگی می کنند اگر فردی در این دنیا همزادی هم داشته باشد از وجود او اطلاع نداشته و هرگز او را نمی بیند ولی میشل و تامی پس از یک ملاقات تصادفی در 11 سال پیش تاکنون توانسته اند یک دوستی طولانی را بین خود ایجاد کنند.

    یک اتفاق عجیب و باورنکردنی برای دو زن همزاد

    تامی 41 ساله که با یک مشاور آی تی به نام مارتین 32 ساله ازدواج کرده است اولین بار وقتی متوجه وجود شخصی شبیه خودش شد که در سال 2002 در مدرسه ای که میشل در آن کار می کرد شغل جدیدی پیدا کرد.

    او درباره ملاقات با میشل گفت :"زمانی که برای کار به مدرسه رفتم یکی از همکاران تا مرا دید گفت خدای من شما با میشل رابینسون مو نمی زنید ، خواهر هستید؟! من هرگز درباره میشل چیزی نشنیده بودم و بسیار کنجکاو شدم او چه کسی است ولی چند روز بعد او را در کریدور دیدم که از روبه رو به سمت من می آمد ، آنچنان شبیه من بود که گویی در آینه خودم را تماشا می کردم.

    او موهای تیره ای تا شانه مثل خودم ، چهره و رنگ پوستی مشابه من داشت و بسیار عجیب بود."یکی از نکات جالب دیگر در این خصوص این است که آنها پس از آشنایی دریافتند به غیر از چهره ، مسائل مشابه دیگری نیز با هم دارند از جمله آنکه آنها در کودکی در خانه ای بزرگ شدند که تنها 5 دقیقه با هم فاصله داشته است.

    هر دو آنها در اوایل 20 سالگی ازدواج کرده و بچه دار شده و سپس طلاق گرفتند و هر دو زمانی مادران مجرد بوده اند. هر دو آنها در اوایل دهه 30 سالگی عشق دیگری در زندگی می یابند. تامی با شوهرش مارتین و میشل با نامزد کنونی 38 ساله اش نیک که معلم است. هر دو آنها 4 فرزند با سن های مشابه دارند. تنها تفاوت ظاهری آنها کمی اختلاف قد است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    اتفاق عجیب در سال ۲۰۳۸ !

    در این تاریخ ۱۹th of January 2038 03:14:07 UTC همونظور که تو انیمیشن میبینید بعضی سیستم ها (۳۲ بیتی) کرش میکنند و بعضی برنامه ها از کار میافتند.

     

    دلیل: اگر کامپیوترها فیلدهای مربوط به تاریخ رو بصورت signed 32 bit integer ذخیره کرده باشن ; در تاریخ ذکر شده فیلد تاریخ به حداکثر مقدار خود میرسه و باعث میشه عدد دهدهی (decimal number) به عدد منفی سویچ کنه و درنتیجه تاریخ برمیگرده به ۱۹۰۱(در واقع یک overflow رخ میده)

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    اتفاق عجیب در بریتانیا

    آخر و عاقبت اردک ماهی که لقمه بزرگتر از دهنش برداشت!!!

    این اردک ماهی از شدت گرسنگی مشغول بلعیدن ماهی بزرگتر از دهنش بود که آخرش هم باعث خفگیش شد و تلف شد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    اتفاق عجیب برای لاک پشت و اسب آبی

    چه یک اسب آبی (یک ساله) بعد از واقعه سونامی، یک لاک پشت ۱۰۰ ساله نر را به عنوان مادر خود می شناسد.

    Owenنام یک بچه اسب آبی با وزن ۳۰۰ کیلوگرم که کمتر از یک سال سن دارد و بعد از سونامی توسط گروه نجات از امواج نجات پیدا کرد.او که مادرش را در سونامی گم کرده بود , به مرور زمان به لاک پشت نر غول پیکر پارک وابسته شد و لاک پشت را به چشم مادر خود می بیند.

    مسئول پارک لافارگه می گوید که انگار لاک پشت نر غول پیکر از مادربودن برای این بچه اسب آبی لذت می برد.

    آنها با هم غذا می خورند , با هم می خوابند , و اگربچه اسب آبی را از کنار لاک پشت دور کنند به شدت عصبانی و خشمگین می شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    اتفاق عجیب : خارج کردن مار دو متری از شکم یک زن !

    پزشکان نیویورک ماری تقریبا دو متری را از شکم یک زن آمریکایی بیرون کشیدند!!

    این زن که “باتریشا” نام دارد پس از خوردن ماهی خام و بزرگی در یکی از رستورانهای ژاپنی درد شدیدی از ناحیه شکم احساس می کرد.

    این زن ۳۶ ساله فورا به بیمارستانی در نیویورک منتقل شد. به گفته پزشکان وی در حین معاینه به طور مستمر حالت استفراغ داشتپزشکان پس از معاینه، متوجه تحرکت موجود زنده ای در درون شکم وی شدند و پس از آنکه شکم وی را شکافتند ماری به رنگ سیاه و سفید پیدا کردند که طول آن تقریبا دو متر بود!

    پزشکان و پرستاران با مشاهده این مار وحشت زده شدند و باتریشا نیز اکنون درحالت بهبودی به سر می‌برد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    اتفاق بسیار عجیب برای زنی که به داندنپزشکی رفت

    خانم بوتلر وقتی بعد از یک عمل جراحی دندانپزشکی به هوش آمد،‌ زبان مادری خود (انگلیسی آمریکایی)‌ را با لهجه ترکیبی از لهجه‌های بریتانیایی، ایرلندی و اروپایی صحبت می‌کرد.

    چه اتفاقی برای او افتاده است؟ افراد مختلف می‌توانند یک زبان را به لهجه‌های مختلف صحبت کنند. فکر می‌کنید اگر یک روز از خواب بیدار شوید و ببینید لهجه‌تان به کلی تغییر کرده و مثل یک خارجی زبان مادری خودتان را صحبت می‌کنید،‌ چه احساسی داشته باشید؟ خب در واقع این اتفاقی است که برای خانم کارن بوتلر افتاده است. خانم بوتلر وقتی بعد از یک عمل جراحی دندانپزشکی به هوش آمد،‌ با لهجه متفاوتی حرف می‌زد.

    او که متولد ایندیانا و ساکن اورگان است، حالا آمریکایی حرف زدن خود را با لهجه ترکیبی از بریتانیایی، ایرلندی و اروپایی می‌شنود. پزشکان اول بر این باور بودند که این تغییر موقتی و به دلیل تورم دهان است، ‌اما بعد از بهبودی هم لهجه این خانم برنگشت. پزشکان حدس می‌زنند که خانم بوتلر تحت بیهوشی دچار ضربه‌ای شده که باعث پدیدار شدن سندرم لهجه خارجی (اف.ای.اس) در او شده است.

    اف.ای.اس یک اختلال عصب‌شناسی است که لهجه و زیر و بمی صدای فرد را در صحبت کردن تغییر می‌دهد. شنوندگان احساس می‌کنند که لهجه فرد مبتلا مانند یک خارجی شده است، البته زبانشناسان با این نظر موافق نیستند. در واقع کسی که به اف.ای.اس مبتلا می‌شود،‌ ناگهان زبان دیگری را یاد نگرفته،‌ بلکه فقط همانی که بلد بوده را با تغییر ادا می‌کند.

    در گذشته تصور می‌شد که سندرم لهجه خارجی بر اثر مشکلات روانی به وجود می‌آید و به همین دلیل هم گزینه‌های زیادی برای درمان آن وجود نداشت. معروف‌ترین نمونه این سندرم یک زن نروژی است که در جنگ جهانی دوم بعد از جراحت سر، زبان مادری خود را به لهجه آلمانی صحبت می‌کرد و به همین دلیل هم از اجتماع خود طرد شد. امروزه برخی مطالعات آسیب عصب‌شناختی به خصوص در نیمکره چپ مغز را که مسئول زبان است دلیل این سندرم می‌دانند. مطالعات دیگر هم این سندرم را ناشی از آسیب فیزیکی و نه روانی می‌دانند.

    آن‌ها بر این باورند که تغییر در مسیر تولید زبان( مثل حرکت زبان، لب‌ها و دهان) باعث تغییر در تلفظ حروف و صداها می‌شود و به همین دلیل شنونده احساس می‌کند که لهجه یک خارجی را می‌شنود. مطالعاتی هم وجود دارند که آْسیب مخچه را در به وجود آمدن سندرم لهجه خارجی موثر می‌دانند. دلیل هر چه که باشد، ممکن است بتوان این سندرم را با گفتار درمانی جدی درمان کرد. اما برای خانم بوتلر این تغییر لهجه، ‌نوعی هویت جدید را به دنبال آورده که او خیلی هم از آن استقبال کرده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    عکس هایی از یک اتفاق بسیار عجیب و باور نکردنی

     

    پلیس بزرگراه اکلاهما در ساعت 1 بامداد صبح دستور توقف کامیونی را صادر کرد. آنها با همچین صحنه‌ای روبرو شدند.

    در عکس آدمی را مشاهده می‌کنید که گویا به کامیون چسبیده است!

    اما اینطور نیست. این فرد یک موتور سوار است که بعد از برخورد با کامیون حدود 4 مایل توسط کامیون با همان وضعیت بروی جاده کشیده شده است!

    راننده کامیون با کمال تعجب به پلیس گفت: متوجه یک ضربه کوچک به کامیونم شدم اما پیش خود گفتم نباید مسئله مهمی باشد و به راه خود ادامه دادم!

    سر موتور سوار به علت شدت برخورد پشت کامیون را سوراخ کرده و گیر کرده است.

    شاهدانی که صحنه تصادف را دیدند گفته اند که موتور سوار هنگام برخورد با کامیون حدود 120 مایل سرعت داشته است.

    جالب است بدانید که این موتور سوار بعد از این حادثه زنده مانده است. کارشناسان معتقدند که کیفیت خوب کلاه کاسکت باعث نجات وی از مرگ شده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    تصاویری از یک اتفاق عجیب در دنیای وحش

    صبح در حالی که عکاس به همراه افراد بومی برای یافتن ردی از شیرهاراهی جنوب Madikawe شدند بطور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و یک شیر ماده که در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه خود بود مواجه می شوند، شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند، اما بر خلاف آنچه انتظار می رود شیر ماده شکار خود را نمی خورد ، عکاس که این صحنه ها را مشاهده می کند از این تصاویر نادر عکس برداری میکند :

     

    ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است اولین کار شیر پس از شکار ، دریدن شکم شکار میباشد :

    تا اینجا همه چیز طبق روال عادی پیش می رود ، اما در هنگام خالی کردن شکم توسط شیر، افراد بومی فزیاد می زنند آنها محتویات شکم نیستند ،

    اینجاست که آنها متوجه می شوند بز ماده حامله بوده است: حال ، شیری را مشاهده می کنند که طعمه اش حامله بوده است ، در چنین مواقعی شیرها معمولا به کار خوردن خود ادامه می دهند ، اما از اینجاست که حیرت همگان برانگیخته می شود ... ماده شیر جنین بز کوهی را آرام روی زمین می گذارد و شروع به بوییدن آن می کند :

    ماده شیر در موقعیتی بسیار عجیب و حیرت انگیز قرار می گیرد ، به اطراف نگاه می کند تا شاید کسی برای کمک باشد . . .

     

     

    شیر ماده جنین را مانند توله هایش از گردن با دهانش بلند می کند ، او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است

    برای مدتی به اطراف نگاه می کند ، به همه جهت ها ... شاید برای یافتن چیزی ، و بعد از چند دقیقه به آرامی

    به سمت بیشه ای که در کنار شکارش است حرکت می کند .

     

     

     باز دقایقی به اطراف نگاه می کند ، شیر عصبی به نظر می رسد ، مجددا به سمت جنین حرکت می کند به آرامی با بینی به جنین ضربه می زند ، اما جانی در بدن جنین نیست

     

     شیر ماده به سمت مادر جنین حرکت می کند ، باز نگاهی به آن می اندازد و نا امید و عصبی بدون آنکه چیزی از طعمه خود خورده باشد به سمت بیشه حرکت کرده و به آرامی دراز می کشد .

    به گفته آقای واندر والت گری عکاس این صحنه شگفت آور، این خارق العاده ترین تصاویری است که در طول عمر خود در حیات وحش مشاهده کرده است .

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    اتفاقی جالب و دیدنی در المپیک ۲۰۱۲ لندن

    در یک اتفاق نادر و جالب و دیدنی قرص ماه به پنج حلقه المپیک پیوست

    این اتفاق زیبا شنبه شب رخ داد که در آن قرص کامل ماه به حلقه های المپیک پیوست . به گزارش ایکس فان، قرص کامل ماه که به رنگ قرمز مایل بود در تاوربریج لندن به پنج حلقه المپیک پیوست و به عنوان ششمین حلقه به خودنمایی پرداخت .

    این عکس جالب و زیبا که توسط لوک مک گرگور عکاس رویترز شکار شده است ، با استقبال کاربران اینترنتی روبرو شد تا جایی که اکثر کاربران اینترنتی این عکس را به عنوان زیباترین عکس المپیک ۲۰۱۲ لندن انتخاب کردند .

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب
    نگرشی کوتاه بر پدیده EVP

    EVP (Electronic Voice Phenomena)

    یک اتفاق بسیار عجیب!!!!

    روزانه موارد زیادی از وقایع عجیب در جهان رخ میدهد که با بررسی مجموعهای از آنها میتوان به نتایج خارقالعاده و البته جذابی دست یافت. این نتایج ما را به عالم ناشناختهها رهنمود میکند تا ببینیم دنیا فقط همان که ما حس میکنیم نیست. اگر آمادهاید برای قدم گذاشتن به جهان ناشناخته با ما همراه باشید.

     

    تصویر روح در برفک تلویزیون

    در اواسط دهه 1980 محققی به نام <کلاس اسچربر> یکی از کانالهای برفکی تلویزیون را انتخاب نمود و دوربین فیلمبرداری را جلوی آن گذاشت و به ضبط برفکها پرداخت. پس از ضبط، تصاویر برفکی را در ویدئو گذاشت و تماشا کرد. خیلی عجیب بود، در تصاویر برفکی تصاویری از دخترش <کارین> که به تازگی فوت کرده بود، به صورتی مهآلود ضبط شده بود. تصاویر، مثل ابر به تدریج ظاهر میشدند. او توانست علاوه بر دخترش سایر اعضای خانوادهاش را هم ببیند.

    اگرچه چنین رویدادی عجیب و تا حدی باورنکردنی به نظر میرسید ولی این تجربه تنها گزارش ارائه شده درباره مواردی از این دست نیست.

    تعریف EVP (Electronic Voice Phenomena)

     

    پدیده ی صدای الکترونیکی (EVP )، همانطور که از نام مختصر آن مشخص است، اصطلاحی است جهت ثبت و ضبط اصوات و صداهای تعریف نشده و بدون شرح از طریق ادوات و تجهیزات الکترونیکی از طرف حاملان پیغام که آنان را ارواح و یا موجودات ناشناخته ی دنیای دیگر می نامند. به عبارتی دیگر می توان EVP را زیر شاخه ی ITC به حساب آورد و منظور از ITC در اینجا وسایل و تجهیزات مورد استفاده برای ارتباط با دنیای مردگان می باشد.متاسفانه در کشور ما بسیاری از افراد از این موضوع بی اطلاع می باشند و بازار خرافات و کارهای عجیب غریب هم آن قدر رواج یافته که باور این موضوع هم در نوع خود برای بسیاری مشکل و سخت است. پدیده ی صدای الکترونیکی در ابتدا به کمک نوار ضبط صوت ثبت می گردید اما امروزه می تواند با وسایل دیجیتال و پیشرفته ی دیگر هم ثبت گردد، از تلفن گرفته تا رادیو، تلویزیون و حتی رایانه و خلاصه هر چیز الکترونیکی دیگر که قدرت ضبط صدا را داشته باشد. لازم به ذکر است EVP را با اصطلاح EDP هم می توان معرفی نمود، به معنای پدیده ی پارازیت الکترونیکی و همچنین با عنوان TDC به معنای ارتباط تله – بُعدی اما واژه ی رایج آن همان EVP می باشد.

     

    تاریخچه ی EVP– جداسازی حقیقت از توهم

     

    برای ما که امروزه از آخرین تکنولوژی ها جهت مطالعه و شناخت بیشتر EVP و ارتباط با مردگان استفاده می کنیم بسیار مهم است که نگاهی هرچند کوتاه به تاریخچه ی EVP داشته باشیم. چیزی که گاه توسط مردم تحت لفافه ی سحرآمیز و یا توهم و فریب بکار می رود!

    داستان ها، مدارک و نشانه های زیادی از داستان ساخت EVP و شروع قدم های اولیه وجود دارد و مشخص کردن یک زمان مشخص برای تولد EVP کمی دشوار است. برخی مدارک و شواهد نشان می دهد اولین بار، دانشمند معروف و شناخته شده، توماس ادیسون اولین کسی بوده که جهت ارتباط با مادر متوفی خود به فکر ساخت وسیله ای جهت ارتباط با وی افتاده، عده ای هم بر این باورند وی در خلال جلسات احضار ارواح و با کمک یکی از همین ارواح راهنمایی می شده تا چنین دستگاهی را بسازد.با وجود این مدارک و نشانه ها در مورد توماس ادیسون، هنوز هیچ وسیله ی مشخصی از وی پیدا نشده و به ثبت نرسیده که مختص به این کار باشد، هرچند که علم وی و اختراعات وی هم اکنون یکی از مهمترین وسایل ارتباطی ما در این زمینه می باشد.

    بسیاری از گفته ها و نوشته ها پیرامون توماس ادیسون و EVP نادرست و اثبات نشده مانده و گزارشات بسیاری به دروغ به نقل از وی مطرح شده. تنها ارتباط موثق بین ادیسون و EVP نقل قولی است از ادیسون در مجله مشهور و با قدمت Scientist امریکا در خلال یک مصاحبه که در آن ادیسون چنین بیان داشته: " به نظر این موضوع امکان پذیر است که بتوان دستگاهی ساخت، آنقدر ظریف و حساس که اگر اشخاصی در دنیای دیگر وجود داشته باشند یا بخواهند با ما در این دنیا در ارتباط باشند، به کمک این دستگاه به آنها این فرصت را بدهیم تا خود را بهتر بیان کنند تا اینکه بخواهیم شاهد واژگونی میزها، حرکات سریع در Ouija Board، استفاده از مدیوم ها و استفاده از روش های خام و قدیمی جهت ارتباط با این اشخاص باشیم." با چنین نقل قولی از ادیسون و وجود شواهد ریز دیگر در این باره حتی اگر نخواهیم ادیسون را بعنوان اولین فرد معرفی کنیم، می توانیم به طور قطع وی را از اولین پایه گذاران تفکر EVP بنامیم.

    در سال 1936، Attila von Szalay، عکاسی بود که تلاش می کرد این اصوات ناشناخته و غیر قابل وصف را به کمک یک صدانگار ضبط نماید. وی در سال 1940 با وسایل قدیمی و زنگ زده خود توانست به این خواسته برسد.

    نزدیک به سال 1949، شخصی به نام Marcello Bacci، در ایتالیا صداهایی را از منابع نامشخص ضبط کرد که به قول وی این اصوات از دنیای بعد از مرگ آمده و به کمک خلاء مجرایی مخابره شده ضبط شده.

    در صده ی پنجاه، دو کشیش کاتولیک به نام پدر Emetti و پدر Gemelli توانستند صدای پدرشان را ثبت نمایند.

    در سال 1959 نقاش و فیلم ساز سوئدی به نام فردریش یورگنسن صدای آواز پرنده ها را ضبط کرد. در خلال پخش این نوار ضبط شده صدای عجیب و آشنایی توجه او را جلب کرد. صدا، صدای پدر وی بود که مدت ها پیش از دنیا رفته بود و بعد از آن توانست صدای همسر متوفی خود را بشنود که نام او را صدا می کرد. بعد از این اتفاقات تکان دهنده فردریش بیش از پیش به ضبط صدا پرداخت و در خلال ثبت و ضبط های بعدی حتی توانست صدای مادر خود را هم بشنود.

    در ادامه ی چنین اتفاقاتی بود که جرقه ی EVP مدرن زده شد و تعداد بسیاری از صداها و اصوات ضبط شده از دنیای مردگان به صورت کنترل شده ثبت و ضبط گردید.

     

    اساس تحقیقات EVP :

    برای توضیح این موضوع که چه کسی یا چه چیزی باعث ایجاد پدیده ی الکترونیکی می گردد لازم است جواب سوالات دیگری بر ما معین شود. بسیاری از محققان بر روی "فرضیه ی بقاء" کار کرده اند. اساسا چندین فرضیه در مورد اینکه بعد از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد، وجود دارد.برای مثال:

    هنگامی که شخصی بر اثر مرگ از بدن مادی خود رها می گردد، باید در دنیای غیر مادی به حیات خود ادامه دهد.

    موجوداتی وجود دارند که دنیای مادی را تجربه نکرده اند. شاید این افراد از کسانی باشند که در بُعد یا سطح دیگری از هستی زندگی می کنند.

    شاید موجوداتی وجود دارند که قائم بالذات هستند و در بخش دیگری از دنیای مادی زندگی می کنند اما می توانند با اراده ی خود به داخل یا خارج از این دنیای مادی نقل مکان کنند (شاید ماورای این کره ی خاکی).

    موجودات غیرمادی، شامل اشیاء، احساسات و تصورات، باید تا حدی با سطح هستی تناسب داشته باشد که گاه به این شکل به ما ثابت می گردد و ما نشانه هایی از آن دریافت می کنیم.

    این مثال ها شاید در نگاه اول کمی گیج کننده باشد، اما برای اساس و پایه ی تحقیقات EVP مورد نیاز می باشند.

    محققان EVP بر این موضوع واقف هستند که گرچه در تحقیقات EVP از تکنولوژی و وسایل پیشرفته استفاده می کنند اما خود محقق، به خودی خود نیز جزء جداناپذیر این تحقیقات می باشد. روش و خواسته و نوع رفتار محقق در این تحقیقات هم جزئی از تحقیق به شمار می رود و می تواند تعیین کننده و مهم باشد.

    پیغام های EVP چگونه شکل می یابند و چگونه ثبت می شوند؟

    این سوال جزو مباحث گرم بین معتقدان EVP می باشد، اینکه به راستی پیغام های دریافتی از طریق EVP چگونه ساخته می شوند و چگونه ثبت می شوند و اصلا منبع چنین پیغام هایی کجاست. یک محقق نیاز دارد تا به تحقیقات گذشته و حال نگاهی بیندازد تا بتواند بر اساس تحقیقات و اعتقادات خود این موضوعات را دسته بندی نماید. این موضوع را هم نباید فراموش کرد که بسیاری اعتقاد دارند به هنگام ارتباط یک محقق با موجودی که حاوی پیام است ، در واقع ذهن گیرنده ی پیغام و فرستنده ی پیغام به موازات هم قرار می گیرند و گیرنده ی پیغام در آن لحظه درک بهتری از این پیغام ها خواهد داشت تا کسی که بعدها پیغام های ثبت شده را مرور می کند.

     

     

    آماده شدن برای ضبط و ثبت EVP :

    ابزار ضبط بسیاری جهت انجام این کار وجود دارد. آنچه محققان در این راستا بکار می برند بستگی به اولویت بندی و بودجه ی آنها دارد. در اینجا دو سطح مختلف از آماده سازی تجهیزات برای EVP وجود دارد:

    شخصی

    تجهیزات

     

    شخصی: این موضوع بیشترین اهمیت را برای محقق دارد تا بتواند خود را بوسیله تمرکز و توجه به آنچه در دست دارد آماده ی تحقیق نماید. در این مرحله محقق سعی می کند به نحوی در مقابل تاثیرات منفی احتمالی در ازای این کار امن بماند. این مصونیت از طرق مختلف و بنا به عقیده و راه شخصی هر محقق صورت می پذیرد. آماده سازی ذهنی محقق برای اینگونه تحقیقات کلید مهمی برای بسیاری از محققان می باشد و به آن اهمیت خاصی می دهند.

    تجهیزات:

    ادوات ضبط: هر دستگاه ضبط صوت می تواند EVP را ایجاد نماید – کیفیت EVP به نوع و کیفیت این نوع از دستگاه ها هم بستگی دارد. برای ضبط اینگونه پیغام های مرموز و به اصطلاح علمی EVP توصیه می شود از ثبت کننده هایی استفاده شود که دارای میکروفن خارجی – و نه میکروفن داخلی -- هستند. این پیشنهاد به این دلیل است که صدای موتور داخلی اینگونه دستگاه ها با استفاده از میکروفن خارجی کمتر درگیر اصوات مورد نظر محقق می شود. همچنین دستگاه های دیجیتال هم برای EVP پیشنهاد خوبی هستند.

    نوارها: به هیچ عنوان از یک نوار کاست ضبط، دو بار استفاده نمی شود – این عمل می تواند یافته های یک تحقیق را بی اعتبار کند. همیشه پیشنهاد می شود عمل ضبط فقط یکبار و در همان زمان ضبط باشد. به عبارتی دیگر، ضبط طولانی مدت انجام نشود.

    هدفون: هدفون ها مهمترین بخش بعدی عملیات تحقیقاتی به شمار می روند. گاه اصوات ثبت شده بسیار محو می باشند، و بسیاری از آنها حتی غیرقابل شنود هستند مگر با هدفون.

     

    ضبطEVP :

    کیفیت، مقدار و مدت ضبط بسته به میزان فاصله ی میکروفن و منبع صدا در خلال عملیات ضبط متفاوت است. محققان بیشتر تمایل دارند از وسایل و عناصر غیرمعمول هم برای کمک در تحقیقات خود استفاده نمایند، برای مثال، در بسیاری موارد از صدای تحویه و پنکه در کنار عملیات ضبط استفاده می گردد. این گونه صداها، بعنوان یک انرژی مادی جهت ساختار بخشیدن به صدای فرستنده می باشد،به عبارتی محققان به این نتیجه رسیدند که صدای ارواح و یا موجودات ناشناخته ای که حامل چنین پیغام های صوتی می باشند به خودی خود قابل شنود نمی باشد و برای ضبط هم اکثرا به مشکل بر خواهند خورد، لذا استفاده از یک منبع صدای مادی در کنار عملیات ضبط بعنوان یک صدای پس زمینه می تواند کمکی باشد جهت شکل دادن به صدای ماورایی و سهولت در ثبت آن به کمک دستگاه های ضبط صوت، چیزی شبیه به اکتیوپلاسم که مدیوم ها از آن استفاده می کنند تا چهره ی ارواح را در کنار جسم مادی خود نمایان کنند.

     

    محققان این رشته، اصوات ثبت شده را در سه دسته کلاس مختلف طبقه بندی می کنند:

    کلاس A : واضح، شفاف و قابل شنود با گوش غیر مسلح و قابل کپی شدن بر روی نوارهای دیگر.

    کلاس B : واضح و قابل شنود با گوش غیرمسلح

    کلاس C : آرام و معمولا غیرقابل استخراج و غیر قابل ارتقاء

     

     

    صفات و خصوصیات EVP :

    صداهای EVP دارای مشخصه هایی هستند که آن را از کلیه صداهای پس زمینه یا صداهای اضافه جدا می کند بعنوان مثال:

    EVP معمولا دارای جملات فوق العاده کوتاه و گاه در حد یک کلمه یا یک عبارت می باشد

    EVP برای افرادی که این کار را انجام می دهند بسیار اتفاق می افتد تا کسانی که گاه به گاه این کار را انجام می دهند

    هجاهای ضبط شده معمولا با سرعت ادا می شوند

    صداهای EVP دارای شعاع فرکانسی خارج از رنج نرمال انسانی می باشد

     

     

    ذات و نهاد EVP

    صداهای ثبت شده ی EVP ممکن است به صورت مذکر، مونث، جوان یا حتی پیر باشد و این خود موضوعی است که محققان بسیار با استناد به آن چنین ادعا می کنند که پیغام های دریافتی، همان صدای ارواح می باشد. همانطور که اشاره شد این موجودات ممکن است به صورت زیر باشند:

    کسی که از این دنیا رفته اما هنوز این زمان را دارد تا با افراد مادی این دنیا در مدت زمان کوتاه در هر دوره ارتباط برقرار کند

    شخصی که مرده اما "نرفته" و بعنوان یک روح باقی مانده

    شخصی که هرگز در این دنیای مادی زندگی نکرده، اینگونه افراد می توانند فرشته یا چیزی شبیه به این باشند

    شخصی که در دنیای مادی زندگی می کند اما نه در دنیای شناخته شده ی ما و قادر است دنیای غیرمادی فعالیت کند

    ارواحی که هنوز به دنیای مادی نیامده اند، در این زمینه حتی نوشته ها، کتاب ها و اسناد بسیاری از ادیان مختلف همچون اسلام و مسیحیت وجود دارد که ارواح پیش از ورود به این دنیای مادی در دنیای دیگر در کنار هم زندگی می کنند، در این زمینه می توانیم از کتاب هایی همچون "در آغوش نور" ، "سفر روح" ، "زندگی های بسیار، استادان بسیار" ، "سرنوشت روح" و بسیاری کتب با ارزش و مستند دیگر نام ببریم.

    جملات و کلمات ضبط شده ممکن است به هر زبانی باشند و یا ترکیبی از چند زبان باشد که به اصطلاح به آنها Polyglot گویند. گاه این اصوات به سوالات جواب می دهند، گاه به محقق نشانی می دهند. ممکن است کسی را به اسم صدا زنند و گاه ممکن است مسائلی بسیار شخصی را به محقق انتقال دهند. همچنین گاه صدا چنین به نظر می رسد که در حال آواز خواندن است. جدای از میزان کیفیت صدا، پیغام های ثبت شده بسیار کوتاه هستند. محققان ساعت ها و ساعت ها وقت می گذارند و پیغام ها را مرور می کنند تا پیغام اصلی را در پشت این چند ثانیه صدای ضبط شده پیدا کنند. همچنین محققان از نرم افزارهایی جهت تقویت صدا و برداشتن صدای پس زمینه استفاده می کنند.

     

     

    EVP– نگاهی شکاکانه

    کسانی که به این موضوع شکاک هستند بر این باورند که اینگونه موضوعات مطرح شده در مورد EVP بیش از حد مبالغه آمیز است و برای خود دلایلی می آورند که در زیر به برخی از آنها اشاره شده:

    برخی از کسانی که مدارکی دال بر پدیده ی EVP ارایه می دهند کسانی هستند که از یک نوار کاست دو بار استفاده کرده اند و بنابراین اعتقاد دارند این موضوع بر بی اعتباری آن دامن می زند و در واقع معتقدند اصوات ثبت شده، اصواتی هستند که از موارد ضبط شده ی قبلی نوار به جای مانده.

    کیفیت بسیار ضعیف برخی از صداهای ضبط شده (بیشتر اصوات ضبط شده در طبقه بندی کلاس C )

    برخی از این افراد اعتقاد دارند تعدادی از این دستگاه های ضبط کننده با عملیاتی که در باند و کیفیت صدای ضبط شده انجام می دهند به صورت ناخودآگاه چنین صداهایی را ضبط می کند.

    برخی نیز این اعتقاد را دارند که اگر واقعا چنین اشخاصی وجود دارند که می توانند اینگونه بر روی دستگاه های ضبط تاثیر گذارند و اصوات خود را در آن ثبت کنند پس حتما می توانند به ما ایمیل بزنند یا در چت روم ها شرکت کنند!

    با وجود این ایرادات نمی توان دریافت پیغام های واضح و بی نظیری را در این زمینه به اشتباهات تکنولوژی، صداهای تولید شده ی نا خواسته ی اطراف، توهم و مواردی از این قبیل نسبت داد، در دنیای EVP گاه پیغام هایی از دنیای ناشناخته دریافت شده که نسبت دادن آن به موارد گفته شده ی بالا بیشتر نشانه ی توهم است تا توهم دانستن آن به خودی خود!

     

    شروع دوران مدرن (1980)

    در سال 1982، سارا استپ اولین انجمن تحقیقاتی EVP امریکا را در منطقه ی Severna Park واقع در ماریلند پایه ریزی کرد، سازمانی با هدف افزایش آگاهی از پدیده ی EVP ، و با هدف آموزش روش های مدرن و استاندارد جهت ثبت پدیده ی EVP .خانم سارا استپ اولین تحقیق خود را در زمینه ی EVP در سال 1976 انجام داد و هزاران هزار پیغام ضبط شده را توانست از دوستان، اعضای خانواده و دیگر افراد مرده همچون بتهوون و ... ثبت نماید.

     

    تولد واژه ی ITC :

    اصطلاح Instrumental TransCommunication (ITC) توسط ارنست سنکوسکی در سال 1970 در رابطه با برقراری ارتباط با ارواح و اشخاص غیر مادی به کمک ادوات الکترونیکی همچون تلفن، فکس، رادیو، ضبط صوت، رایانه و ... بیان شد.

    در سال 1997، شخصی به نام امانتس باروش از ساختمان روانشناسی دانشگاه Western Ontario به کمک روش Konstantin Raudive توانست یک سری از تجارب را در این زمینه و به کمک کارشناس ITC به نام مارک ماسی بدست آورد. یک رادیو در یک فرکانس خالی روشن بود و بیش از هشتاد و یک بار به مدت یک ساعت و یازده دقیقه شروع به ضبط نمود. در این مدت یک نفر هم در فضای خالی نشسته بود و با ارتباط شفاهی قصد ارتباط با منبع EVP را داشت. باروش چنین گزارش داد که چندین نمونه را بدست آورده که شامل صداهایی مشکوک به EVP بوده. هرچند که این صداهای ضبط شده آنچنان شفاف نبودند. یافته ها در مجله ی Scientific Exploration در سال 2001 همراه با یک مرور ادبیاتی در این رابطه انتشار یافت..

     

    EVP در رسانه ها

    برای نشان دادن صحت EVP در دنیای مدرن امروزی در بسیاری از کارها و پروژه ها این موضوع مورد بررسی قرار گرفته، اثبات شده و در معرض نمایش قرار گرفته، از جمله منابع زیر:

     

    کتاب Pattern Recognition نوشته شده ی William Gipson

    کتاب Ubik نوشته شده ی K. Dick

    کتاب The electronic Ghosts

    فیلم Ghost in the Machine

    فیلم White Noise

    فیلم The light

    فیلم Pulse

    فیلم Poltergeist

    فیلم Paranormal Activity

    سریال تلویزیونی Ghost Whisperer

    سریال تلویزیونی Supernatural

     

     

    نمونه های دیگر از دریافت پیغام ها

    شاید کمی موضوع جالب تر شود اگر بدانید EVP تنها به پدیده ی صدای الکترونیکی ختم نمی شود! درست است که EVP (Electronic Voice Phenomena) از جنبه ی لفظی به معنای پدیده ی صدای الکترونیکی می باشد اما حتی تصاویر ارواح هم از طرق مختلف و پیغام های آنان هم با وسایل مختلف دریافت و ثبت گردیده. در ادامه دعوت می کنم تعدادی از این موارد را مطالعه بفرمایید.

     

     

    تصویر روح در برفک تلویزیون

    در اواسط دهه 1980 محققی به نام "کلاس اسچربر" یکی از کانال‌های برفکی تلویزیون را انتخاب نمود و دوربین فیلم‌برداری را جلوی آن گذاشت و به ضبط برفک‌ها پرداخت. پس از ضبط، تصاویر برفکی را در ویدیو گذاشت و تماشا کرد. خیلی عجیب بود، در تصاویر برفکی تصاویری از دخترش "کارین" که به تازگی فوت کرده بود، به صورتی مه‌آلود ضبط شده بود. تصاویر، مثل ابر به تدریج ظاهر می‌‌شدند. او توانست علاوه بر دخترش سایر اعضای خانواده‌اش را هم ببیند.

     

    تماس های تلفنی از طرف مردگان

    تماس های تلفنی از طرف مردگان از موارد دیگر EVP به شمار می رود که در کمال ناباوری اتفاق افتاده و به این دسته از ارتباطات Spiricom گویند.O’Neil مدعی شد دستگاهی را ساخته که به کمک آن توانسته با جورج مولر ، دانشمندی که شش سال پیش از دنیا رفته بود ارتباط برقرار کند. در کنفرانس واشنگتن به تاریخ ششم آوریل سال 1982، اونیل چنین بیان داشت که قادر است یک مکالمه و صحبت دو طرفه را با ارواح به کمک دستگاهش برقرار کند

    پیغام هوشیاری

    در سال 1915 "دیوید ویلسون"، اپراتور آماتور بی‌‌سیم و اهل لندن، وسیله‌ای ساخت که نسبت‌ به تاثیرات الکترونیکی بسیار حساس بود. این دستگاه به یک گالوانومتر متصل بود که حضور و میزان جریان الکتریکی را ثبت می‌‌کرد. ویلسون حرکات گالوانومتر را ثبت می‌‌نمود. در دهم ژوئن 1915 گالوانومتر حدود هشت دقیقه به صورت پیوسته حرکت می‌‌کرد. کلیه حرکات گالوانومتر ثبت شد. ویلسون آن حرکات را به کدهای مورس ترجمه نمود. حرکات گالوانومتر پیغامی را می‌‌رساند: "مشکلی بزرگ، پیغام هوشیاری، روز پنجم، ساعت شش عصر"

    ممکن است که این پیغام برای ما مفهوم خاصی نداشته باشد ولی شاید برای دیوید ویلسون حاوی پیام بسیار مهمی بوده، خصوصا این‌که از طریق یک گالوانومتر برای او ارسال شده است.

     

    یک تجربه در آزمایشگاه

    "دیویدس" برای اولین بار در آگوست 2001 ساعت 9:30 دقیقه به ضبط صدا مشغول شد. چیز خاصی ضبط نکرده بود. مجددا ساعت 11:30 دقیقه به ضبط صدا مشغول شد، هنگام ضبط صدا سوالی را پشت سر هم تکرار می‌‌کرد: "آیا کسی هست که دوست داشته باشد با من صحبت کند؟" هنگامی که به صداهای ضبط شده گوش داد، صدایی شنید که می‌‌گفت: "آیا کسی پاسخ می‌‌دهد؟" مو به تنش راست شده بود. مجددا ساعت 5:15 دقیقه به ضبط صدا پرداخت. هنگامی که صداهای ضبط شده را گوش می‌‌داد صدایی می‌‌گفت: "وقت ندارم."

    آیا به راستی موارد گفته شده ی بالا و هزاران هزار پیغام دریافت شده و ثبت شده ی دیگر تصادفی، حاصل توهم یا دروغ می باشد؟!

     

    در آخر:

    بسیاری از محققان و افراد خبره امروزه بر روی پدیده ی EVP در حال کار و تحقیق می باشند و در پی یافتن جواب های بیشتری از اسرار آن. بسیاری از همین دست افراد اعتقاد بر این داشته و دارند که صداهای رسیده و ثبت شده، پیغام هایی از سمت دنیای مردگان و یا دنیای ناشناخته ی ماوراء الطبیعی می باشد و در پی یافتن منبع دقیق این اصوات هستند، به عبارتی دیگر امروزه و با توجه به تحقیقات انجام شده ی محققان پیشین، به جای توهم دانستن این موضوع ( که البته بسیاری از شهروندان کشورهای مخصوصا پیشرفته آن را پذیرفته و این مشکل در کشور ما بیشتر دیده می شود) بهتر آن است که در پی حل اسرار ناشناخته و جواب دادن به سوالات بی جواب آن باشیم. در کتاب پدیده‌های انرژی‌زایی و ردیابی نشانه‌های روح‌زایی در این‌باره آمده است: " گرچه ما با موضوعاتی سروکار داریم که تا به حال به خوبی تفسیر نشده‌اند ولی در آینده امید حل معماهایی درباره آن‌ها وجود دارد... امروزه موضوعات تاز‌ه‌‌ای با عناوین ناشناخته در مسایل اعجاب‌انگیز فیزیک و بیولوژی مطرح شده‌ است که از آنچه ساحران قدیمی به آن می‌‌اندیشیدند بسیار عجیب‌تر و اعجاب‌ برانگیزترند."

    و حال این افتخار را داریم که با برپایی اولین انجمن علمی EVP ایران، همگام با محققان دیگر، جهت بازگشایی اسرار دیگری از این دنیای هیجان انگیز و عجیب با کمک یکدیگر فعالیت نماییم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اتفاق عجیب