تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:10:14
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 509 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 509 بار
  • بازدید کل : 561099 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    اسرار قرآن

    هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱ میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل کند…
    جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
    رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
    تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است  و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
    حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!
     
    چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئوله نمی گذرد؟!
    و آیا ممکن است محمد(ص) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
    پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه ۹۲ سوره یونس را برای او تلاوت نمود.
    این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ( لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنریل من حکیم حمید).
    فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک ءایه و ان کثیرا من الناس عن ءایتنا لغفلون/۹۲-یونس
    پس امروز بدن و جسد(بی جان تو را ) از امواج رهایی می بخشیم به این دلیل که برای آیندگان نشانه ای از سرانجام گناه باشی تا افراد ظالم از تو عبرت گرفته و دست از ستم خود بکشند و افراد مومن برایمانشان افزوده شود و با اراده محکم تری براساس اعتقادات خویش عمل کنند، اما بسیاری از مردم از آیات و نشانه های ما غافلند.

    X

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    اسرار قدیمی‌ترین شهر غرق‌شده فاش می‌شود

     
    باستان‌شناس دریایی، جان هندرسون امیدوارست کاوش‌های تازه به کشف رازهای شهر باستانی پاولوپتری منتهی شوند.
    محبوبه عمیدی: در سواحل جنوبی یونان، نزدیک نیپولیس (نام باستانی شهر ناپل) و در عمق چندین متری آب، باستانی‌ترین شهر زیردریاها، پاولوپتری آرمیده است. این شهر که اولین‌بار در دهه 1960 / 1340 کشف و نقشه‌برداری شد، اولین شهر زیر آب است که به صورت دیجیتالی و سه بعدی کاوش خواهد شد. خبرنگاران نشریه نیچر به سراغ جان هندرسون در دانشگاه ناتینگهام انگلستان رفته‌اند تا اطلاعات بیشتری در مورد این کار به دست بیاورند.
    پاولوپتری را چطور می‌شود توصیف کرد ؟
    این سایت، منطقه‌ای به وسعت تقریبی 500 متر‌مربع است که حدود 50 تا 60 متر از کرانه‌های ساحلی خلیج ناپل فاصله دارد و در عمق 3 تا 4 متری آب دریا واقع شده‌است. این منطقه شامل چند‌تایی خیابان، حدود 15 ساختمان که هر کدام سه یا چهار اتاق دارند، مقبره‌هایی در دل سنگ‌ها و مناطق محصور‌شده توسط آنها می‌شود. احتمالا چیزهای دیگری هم در این شهر وجود دارند، اما سال‌هاست که کاوشی در منطقه صورت نگرفته و به همین دلیل ما اطلاعات بیشتری در مورد آنها نداریم. بعضی از ویرانه‌های این شهر متعلق به حداقل 2800 سال پیش از میلاد هستند، اما در مورد شهر فکر می‌کنیم پاولوپتری باید در دوره مسینی( آخرین دوره عصر مفرغ) یعنی حدود 1600 تا 1100 سال پیش از میلاد مسیح ایجاد شده باشد.

     
    به این دلیل که شهر در آب غوطه‌ور شده، امکان کشاورزی در آن یا ساخت مجددش وجود نداشته است. دقیقا به همان شکلی باقی‌مانده که غرق شده است‌، کف این شهر دچار فرسایش شده، اما به عنوان مثال هنوز سنگ‌های کنار درهای ورودی خانه‌ها یا سنگ‌های آسیاب بدون هیچ تغییری وجود دارند.
    آیا شهرهای دیگری هم مانند پاولوپتری در جهان وجود دارند ؟
    با این‌که پاولوپتری باستانی‌ترین شهر غرق‌شده‌ای است که می‌شناسیم، بدون شک شهرهای دیگری نیز مانند آن وجود دارند که کشف خواهند شد. شهر اسکندریه، شهر غرق‌شده دیگری است که به خوبی می‌شناسیم، اما قدمت آثار به‌جا مانده از این شهر به هزاره اول پیش از میلاد برمی‌گردد. به طور خاص در منطقه شرقی دریای مدیترانه، ما با صدها سایت زیر‌دریایی مواجه هستیم، چرا که این منطقه یکی از مراکز زلزله‌خیز دنیا است و حرکات پوسته زمین در آن کاملا مشهود است.

    این منطقه از سال‌ها پیش شناخته شده بود، این‌طور نیست ؟
    این شهر در سال 1967 / 1346 توسط نیکولاس فلمینگ از دانشگاه ساوت‌همپتون انگلستان کشف شد. فلمینگ یکی از بنیان‌گذاران باستان‌شناسی دریایی در بریتانیا به شمار می‌آید و در حال‌حاضر یکی از همکاران تیم این کاوش‌های زیر‌آب است. او با اینکه بیش از 70 سال دارد، به کاوش در این سایت‌ها بسیار علاقه‌مند است و هنوز حتی غواصی هم می‌کند.
    در سال 1968 / 1347، گروهی از دانشگاه کمبریج انگلستان، این منطقه را با استفاده از متر، نقشه‌برداری کرد و توانست چند‌تایی از آثار و مصنوعات شهر را نیز کشف کند. ما برای افزایش دقت همان نقشه‌های دوبعدی که به صورت دستی آماده ‌شده‌اند، به پاولوپتری برمی‌گردیم. در مرحله اول، فقط نقشه‌برداری انجام می‌شود و مرحله دوم که غواصی و حفاری است، سه تا چهار سال به طول خواهد انجامید.
    با چه ابزارهایی نقشه‌برداری این شهر را انجام می‌دهید؟
    ما از یک ردیاب صوتی استفاده می‌کنیم، که توسط شعبه کانادایی شرکت کانگزبرگ ساخته شده است. این وسیله دقیقا مانند کاوشگرهای لیزری عمل می‌کند که در حفاری‌های زمینی مورد استفاده قرار می‌گیرند، با این تفاوت که برای ردیابی از امواج صوتی استفاده می‌کند. این دستگاه می‌تواند ظرف مدت دو دقیقه، هزاران نقطه را شناسایی کند و هم‌زمان عکس‌هایی با کیفیت بالا از شهر بگیرد، بنابراین ما می‌توانیم با استفاده از آن نمونه‌های سه‌بعدی از شهر ایجاد کنیم. تاکنون، دقت اندازه‌گیری‌ها با امواج صوتی در آب نتوانسته با دقت امواج لیزر در حفاری‌های زمینی برابری کند. اما اگر این دستگاه آن‌طور که شرکت سازنده‌اش ادعا کرده عمل کند، ما با انقلابی تازه در باستان‌شناسی دریایی مواجه خواهیم بود. ما اغلب در تهیه نقشه‌های دقیق و سریع با مشکل مواجه هستیم، اندازه‌گیری با استفاده از مترهای نواری دقیق، اما بسیار زمان‌بر است.
    آیا این شهر پیش از غرق‌شدن ویران شده یا آب دریا باعث فرسایش آن شده است ؟
    ما چیزی در این مورد نمی‌دانیم. این شهر هرگز از نو ساخته‌ نشده است. آثار سفالی این شهر متعلق به حدود 1180 سال پیش از میلاد هستند، شاید این شهر بلافاصله پس از این زمان غرق شده باشد، البته این فقط یک حدس است، کسی در این مورد چیزی نمی‌داند.
    چه مسئله‌ای باعث اهمیت خاص این شهر از لحاظ باستان‌شناسی دریایی شده است ؟
    اول این‌که پاولوپتری بازمانده از دوره مسینی است، یعنی یونان باستان در آخرین مرحله عصر مفرغ، دورانی بسیار با‌ارزش از لحاظ تاریخ ادبیات و افسانه. این دوره، دوره تمامی اشعار حماسی هومر است و علاوه بر آن قدرت یونانیان باستان در این دوران به دلیل احاطه آنها بر دریا بوده است، اما ما هیچ اطلاعات مشخصی در مورد شهرهای بندری آن زمان نمی‌دانیم. پاولوپتری هم احتمالا یکی از همین شهرهای بندری بوده است، جایی که شاید کشتی‌ها لنگر می‌انداختند، تخلیه می‌شدند، بارگیری مجدد می‌کردند و این شهر را به مقصد کشورهای مختلف ترک می‌کردند.
    مورد دیگر کاهش حجم اکسیژن آب است که باعث می‌شود با شرایطی بی‌هوازی مواجه شویم و بتوانیم آثار باستانی و مصنوعات آلی دست بشر، مانند ابزارهای چوبی را که از بین نرفته‌اند، به دست بیاوریم. البته باید خیلی‌ خوش‌شانس باشیم، کسی چه می‌داند، شاید هم باشیم!

    باستانشناسدریایی،جانهندرسونامیدوارستکاوشهایتازهبهکشفرازهایشهرباستانیپاولوپتریمنتهیشوند.

    محبوبهعمیدی: درسواحلجنوبییونان،نزدیکنیپولیس (نامباستانیشهرناپل) ودرعمقچندینمتریآب،باستانیترینشهرزیردریاها،پاولوپتریآرمیدهاست. اینشهرکهاولینباردردهه 1960 / 1340 کشفونقشهبرداریشد،اولینشهرزیرآباستکهبهصورتدیجیتالیوسهبعدیکاوشخواهدشد. خبرنگاراننشریهنیچربهسراغجانهندرسوندردانشگاهناتینگهامانگلستانرفتهاندتااطلاعاتبیشتریدرمورداینکاربهدستبیاورند.

    پاولوپتریراچطورمیشودتوصیفکرد؟

    اینسایت،منطقهایبهوسعتتقریبی 500 مترمربعاستکهحدود 50 تا 60 متر ازکرانههایساحلیخلیجناپلفاصلهداردودرعمق 3 تا 4 متریآبدریاواقعشدهاست. اینمنطقهشاملچندتاییخیابان،حدود 15 ساختمانکههرکدامسهیاچهاراتاقدارند،مقبرههاییدردلسنگهاومناطقمحصورشدهتوسطآنهامیشود. احتمالاچیزهایدیگریهمدراینشهروجوددارند،اماسالهاستکهکاوشیدرمنطقهصورتنگرفتهوبههمیندلیلمااطلاعاتبیشتریدرموردآنهانداریم. بعضیازویرانههایاینشهرمتعلقبهحداقل 2800 سالپیشازمیلادهستند،امادرموردشهرفکرمیکنیمپاولوپتریبایددردورهمسینی( آخریندورهعصرمفرغ) یعنیحدود 1600 تا 1100 سالپیشازمیلادمسیحایجادشدهباشد.

     

    بهایندلیلکهشهردرآبغوطهورشده،امکانکشاورزیدرآنیاساختمجددشوجودنداشتهاست. دقیقابههمانشکلیباقیماندهکهغرقشدهاست،کفاینشهردچارفرسایششده،امابهعنوانمثالهنوزسنگهایکناردرهایورودیخانههایاسنگهایآسیاببدونهیچتغییریوجوددارند.

    آیاشهرهایدیگریهممانندپاولوپتریدرجهانوجوددارند؟

    بااینکهپاولوپتریباستانیترینشهرغرقشدهایاستکهمیشناسیم،بدونشکشهرهایدیگرینیزمانندآنوجوددارندکهکشفخواهندشد. شهراسکندریه،شهرغرقشدهدیگریاستکهبهخوبیمیشناسیم،اماقدمتآثاربهجاماندهازاینشهربههزارهاولپیشازمیلادبرمیگردد. بهطورخاصدرمنطقهشرقیدریایمدیترانه،ماباصدهاسایتزیردریاییمواجههستیم،چراکهاینمنطقهیکیازمراکززلزلهخیزدنیااست

    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    اسرار دریا

    کشتی «کارول ای – دیرینگ» بدون خدمه و بی‌هیچ وسیله شخصی به جا مانده از خدمه مفقود شده و بدون هیچ یک از ابزار ثبت و کنترل کشتی، شناور بر رویآب پیدا شد. برخی این موضوع را از آن جهت اسرارآمیز می‌دانند که همین اتفاق برای کشتی دیگری به نام «مری سلست» حدود پنجاه سال قبل از آن هم افتاد. در آن کشتی هم به نظر می‌رسید کسی قبل از این اتفاق عجیب درحال چیدن میز غذا بوده است. کشتی کاملا متروکه بود. باز هم یک کشتی ارواح دیگر خود را به ساحل رسانده بود. آیا این کشتی آنقدر به مثلث برمودا نزدیک بود که نیروهای اسرارآمیز آن منطقه خدمه را ناپدید کرده باشند؟ یا شاید روسیه به دلایلیکشتی‌های آمریکایی را به تسخیر خود درمی‌آورد؟ به واقع در آن روز کذایی چه اتفاقی برای کشتی کارول ای – دیرینگ و خدمه آن افتاد؟! یازده نفر خدمه کشتی رفته بودند. کشتیتبدیل به یک کشتی ارواح شده بود که روی امواج سواحل کارولینای شمالی به این سو و آن سو می‌رفت. کارول ای – دیرینگ ذغال حمل می‌کرد. کاپیتان کشتی و پسرش «ویلیام و اس‌ای.حریت» در سال 1920 و قبل از ترک بندر نورفولک در ویرجینیا خدمه خود را استخدام کرده و به راه افتاده بودند. کمی پس از شروع سفر کاپیتان بیمار شد.کشتی در بندر «لوس» در «دراور» پهلو گرفت و کاپیتان و پسرش که ناخدای دوم کشتی هم بود از آن پیاده شدند و کشتی را به خدمه کار کشته آن سپردند. کارکنان کشتی یک کاپیتان تازه به نام«ویلیس ورمل» که مردی 66 ساله بود راانتخاب کردند و او هم «چارلز بی‌.مک للان» را دستیار خود کرد. ناپدید شدن 9 کشتی کارول ای دیرینگ در ماه سپتامبر به شهر ریودوژانیرو رفت و در کنار آن لنگر انداخت و بار خود را تخلیه کرد.«ورمل» در ریودوژانیرو به یکی از دوستانش گفته بود که دستیارش قابل اعتماد نیست. روز دوم دسامبر 1920 کشتی به پورت‌لند رفت. وقتی کشتی در بندر «باربادوس» پهلو گرفت، مشکلی درآن به وجود آمد. مک للان به جرم مصرف مشروبات الکلی به زندان افتاد. هر چندورمل او را آزاد کرد ولی مک للان او را تهدید و گفت؛ که تلافی خواهد کرد. روز نهم ژانویه کشتی، بندر را ترک کردتا به نور فولک بازگردد. روز 29 ژانویه مسئول فانوس دریایی کارولینای شمالی آن را در نزدیکی ساحل دید. او گفت صدایی از کشتی به گوش می‌رسید. مردی نوک عرشه ایستاده بود و حرکاتش مثل کارکنان کشتی نبود. او موهایی سرخ رنگ داشت و می‌گفت لنگر کشتی گم شده است و آنها دارند باکمک باد به «کیپ فیر» می‌روند. سپس ازمسئول فانوس دریایی خواست به شرکت دیرینگ خبر بدهد. کشتی کارول ای دیرینگ مدتی در سواحل کم‌عمق «کیپ هاتراس» سرگردان بود. اثری از کارکنان، ابزار و وسایل راهیابی و کنترل کشتی، ساعت کشتی، دکل آن و وسایل شخصی خدمه در آن دیده نمی‌شد. کسی نتوانست کشتی را نجات دهد و کشتی به قعر آب‌های منطقه فرو رفت. بعدها معلوم شد بیش از نه کشتی دیگر در همانزمان گرفتار همان اتفاق عجیب شده‌اند. این کشتی‌ها با خدمه‌شان ناپدید شده بودند. مدتی بعد یک نامه درون بطری در بسته‌ای به ساحل رسید. در نامه نوشته شده بود یک نفر با قایقموتوری آمده و سوار کشتی شده است. آیاافرادی به کشتی حمله کرده و خدمه را دست بسته از آن خارج کرده‌اند؟ آیا هیچ‌کس موفق به فرار نشد؟ آیا این نامه معتبر است؟ پس چرا نویسنده نام خود را پای آن ننوشته و آن را امضا نکرده است. فـرضیات ارائـه شــده طی انجام بررسی‌هایی پیرامون علت ناپدید شدن خدمه این کشتی، فرضیات مختلفی برای آن ارائه شد که مهم‌ترینآنها عبارتند از: دزدان دریایی: کاپیتان پارکر عضو هیات کشتی رانی ایالات متحده مطمئن بود کار دزدان دریایی است. او می‌گفت دزدان دریایی هنوز هم وجود دارند و حتما گروهی از آنان مسئول این ناپدیدشدن‌ها هستند. ولی هیچ مدرک واقعی برای اثبات این فرضیه در دست نبود. حمله روس‌ها: پس از حمله ماموران اف‌بی‌‌آی به مقر حزب کارگر روسیه درشهر نیویورک، اوراقی کشف شد که در آن از اعضای حزب خواسته شده بود کشتی‌های آمریکایی را تسخیر کرده و به روسیه برسانند. همین کشف باعث شد که گروهی حادثه کشتی کارول ای – دیرینگ را مربوط به این موضوع بدانندولی واقعیت آن است که هنوز مدرکی نیست که اعضای این حزب به این دستور، عمل کرده باشند. قاچاقچیان: فرضیه دیگر آن است که گروهی از قاچاقچیان موادمخدر که در منطقه باهاماس فعالیت می‌کردند کشتی را ربوده‌اند تا از آن به عنوان وسیله حمل محموله خود استفاده کنند. این کشتی آنقدر بزرگ بود که آنها می‌توانستند یک محموله یک میلیون دلاری را با آن منتقل کنند. این فرضیهقابل قبول به نظر می‌رسد ولی برای آن هم مدرکی وجود ندارد. شورش: کشمکش‌های میان ورمل و خدمه‌اشو حرف و حدیث‌های مربوط به آن، باعث شده که برخی این فرضیه را مطرح کنند که کارکنان کشتی شورش کرده‌اند. مسئول فانوس دریایی مطمئن است که مرددرون کشتی کاپیتان نبود. حتی او از افسران کشتی هم نبوده است. پس شاید نارضایتی از کاپیتان باعث بروز شورش میان کارکنان شده باشد که این موضوع هم ثابت نشده است. مسائل ماوراءالطبیعه: شاید شایع‌ترین علت که برای این اتفاق در آن دوران و دهه‌های پس از آن ذکر می‌شد همین موضوع بود. نویسندگان بی‌شماری این اتفاق را به مسائل ماوراءالطبیعه مربوط دانستند. کتاب‌های زیادی در این باره نوشته و فیلم‌های بسیاری پیرامون «اسرار دریاها» ساخته شدند. نتیجه‌گیری‌ها سرانجام، تحقیقات و بررسی‌های زیاد به پایان رسیدند و داستان کشتی«کارول ای دیرینگ» همچون داستان‌هایدیگر به افسانه‌ها پیوست. تحقیقات، رسما از اواخر سال 1922 کنار گذاشتهشد. هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای برای ناپدید شدن خدمه کشتی «کارول ای دیرینگ» ارائه نشد. هر چند که فرضیه شورش از تمام فرضیات قوی‌تر به نظر می‌رسد ولی در سال‌هایبعد نیز هیچ اثری از بازماندگان یا آثار کشمکش در کشتی یافت نشد، آیا«کارول ای دیرینگ» هم یکی از قربانیان مثلث برمودا بود؟ به راستی چه رازی در میان امواج بلند اقیانوس شکل گرفت و «کارول ای دیرینگ» را تبدیل به یک کشتی ارواح کرد؟

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های علمی جهان

    کشف اسرار دنیای زیر آب

    فناوری - برای بهبود درک بشر از جهان، دانشمندان آزمایش‌های بلندپروازانه‌ای طراحی کرده‌اند. پروژه نپتون با 850 کیلومتر کابل‌کشی و 400 حسگر متصل به اینترنت در اعماق دریا قصد دارد اسرار اقیانوس را آشکار کند.

    محمود حاج‌زمان: برای بهبود درک بشر از جهان پیچیده و بیکران پیرامون، دانشمندان آزمایش‌های فوق‌العاده بلندپروازانه‌ای طراحی کرده‌اند. پروژ‌هایی که اجرای آنها به هیچ عنوان آسان نیست، چرا که علوم برجسته و بزرگ نیازمند دهه‌ها تعهد پرهزینه از جانب ملل مختلف است. ابزارهایی که برای این آزمایشات مورد نیاز است، تقریبا به همان پیچیدگی و الهام‌بخشی دنیاهایی جدیدی هستند که قرار است دانشمندان به کمک این ابزارها آنها را کشف کنند.

    به گزارش پاپ‌ساینس، برای رتبه‌بندی بزرگ‌ترین این آزمایش‌ها، 4 ضریب عملی در نظر گرفته شده است: هزینه‌های ساخت، بودجه عملیاتی، تعداد اعضای پروژه و ابعاد فیزیکی خود پروژه. با این وجود، به دلیل ماهیت متفاوت این پروژه‌ها مقایسه آنها کار دشواری است و به همین دلیل، سه ضریب کاربردی نیز برای رتبه‌بندی آنها در نظر گرفته شده است. به منظور انعکاس اهمیت نسبی، وزن بیشتری به این ضرایب اختصاص داده شده است. ضرایب کاربردی عبارتند از: سودمندی علمی پروژه، سودمندی آن برای افراد عادی (به چه درد من می‌خورد) و البته ضریب حیاتی هیجان‌انگیز بودن پروژه.

    در سلسله گزارش‌های این هفته نگاهی به 10 پروژه عظیم حال حاضر دنیای علم خواهیم داشت. قسمت‌های قبلی این گزارش را می‌توانید اینجا ببینید.

    9- نپتون: بزرگ‌ترین رصدخانه زیرآبی دنیا

    اقیانوس‌ها نزدیک سه چهارم سطح زمین را پوشانده و 90 درصد حیات سیاره را در خوی جای داده‌اند. با این وجود، بخش اعظم آنها هنوز ناشناخته باقی مانده است. نپتون، یک شبکه رصدخانه اقیانوسی است که از حدود 850 کیلومتر کابل، و 130 ابزار با بیش از 400 حسگر تشکیل شده است. این ابزارها که همگی متصل به اینترنت هستند، نخستین سیستم بزرگ مقیاس نظارت اقیانوسی همه جانبه، شامل حیات‌وحش، جغرافیا، زمین‌شناسی و شیمی اقیانوس را تشکیل می دهد.

     

    سودمندی علمی

    ابزارهای نپتون که در فاصله 350 کیلومتری از ساحل بریتیش کلمبیا و در صفحه تکتونیکی Juan de Fuca قرار دارند، یک چشم‌انداز بلادرنگ از منطقه را فراهم می‌کند. یک ریسمان شناور مجهز به رادیومترها، نورسنج‌ها و حسگرهای هدایت الکتریکی، در یک ستون 400 متری آب بالا و پایین می‌روند. این ابزارها با نمونه‌برداری از خصوصیات شیمیایی و شرایط فیزیکی ستون آب، نحوه تغییرات آنها را با گذشت زمان تعیین می‌کنند. یک ابزار کنترل از راه دور به نام ROPOS این ابزارها را نصب و اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند.

    دوربین‌های کیفیت بالای این سیستم، تصاویر ثابت و ویدئویی از جانوران و رفتارهای آنها را تهیه می‌کند و دانشمندان به کمک این تصاویر، تغییرات اکوسیستم محلی را اندازه‌گیری می‌کند. میکروفون‌های زیرآبی نصب شده در کف دریا با ضبط صدای دلفین‌ها و وال‌ها، تعداد این جانوران و مسیر مهاجرت آنها را تعیین می‌کنند. یک دستگاه خزنده کنترل از راه دور به نام Wally با حرکت بر کف دریا، ذخایر متان زیرآب را بررسی می‌کند. این ذخایر علاوه بر تشدید تغییرات جهانی آب و هوا، می‌توانند یک منبع بالقوه انرژی باشند.

    به چه درد من می‌خورد؟

    دانشمندان سراسر دنیا می‌توانند از طریق اینترنت، ویدئوهای ارسالی Wally را از کف دریا مشاهده کنند، به مطالعه زندگی کرم‌های لوله‌ای اعماق اقیانوس که در دهانه‌های دریچه های گرمابی زندگی می‌کنند بپردازند، یا به آواز نهنگ های گوژپشت گوش دهند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    اسرار دریایی اورانگ مدان

    تنگه مالاکا» در نزدیکی «سوماترا» مدت زمان مدیدی است که شاهد عبور و مرور کشتی‌های تجاری بوده است. سالیان سال است که عاج فیل، پارچه، عطر، ظروف کریستال و سنگ‌های قیمتی از این تنگه عبور کرده و وارد اقیانوس آرام می‌شوند. قرن‌هاست که این محموله‌ها امن و امان به مقصد خود می‌رسند و اغلب تجار و خدمه کشتی‌ها سالم و نزد خانواده‌های خود باز می‌گردند. اما در یکی از روزهای گرم ماه ژوئن سال 1947 وقتی آن پیام کمک کذایی وارد امواج هوایی شد این آرامش در هم شکست. متن پیام این بود: «تمام افسرها و کاپیتان کشتی مرده‌اند و کف اتاق هدایت و عرشه افتاده‌اند. احتمالا همه مرده‌اند.» بعد از این پیام، یک سری پیام‌های نامفهوم مخابره شد که احتمالا باز هم پیام کمک بود و سپس یک پیام کوتاه دلهره‌آور رسید که می‌گفت: «من مُردم!» و سپس سکوت حکمفرما شد. این پیام ترسناک در کشتی‌های بی‌شماری دریافت شد و کشتی‌های پست هلندی و انگلیسی هم آن را دریافت کرده بودند. خیلی زود منبع خبر کشف شد: کشتی «اورانگ مدان SS» که تقریبا در محل تنگه مالاکا قرار داشت. از میان دو کشتی آمریکایی که قبل از همه پیام کمک اورانگ مدان را دریافت کرده بودند، کشتی سیلوراستار به آن نزدیک‌تر بود و بلافاصله مسیر خود را تغییر داد و به سوی اورانگ مدان شتافت.

    دو، سه ساعت بعد سیلوراستار کشتی آرام گرفته را از دور دید. دریای آرام بدنه کشتی را در برگرفته بود و اثری از خدمه بر روی عرشه دیده نمی‌شد. کشتی آمریکایی با سوت کشیدن، صدا زدن و علامت دادن دستی به کشتی اورانگ مدان اعلام ورود کرد ولی هیچ‌گونه پاسخی از سوی آن کشتی مشاهده نشد. روی عرشه آن کشتی عجیب هیچ چیزی تکان نمی‌خورد. خیلی زود یک گروه انتخاب شده و به سوی کشتی اورانگ مدان فرستاده شدند. آنچه این گروه مشاهده کردند آنچنان هشداردهنده و هراسناک بود که اورانگ مدان را به یکی از عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین معماهای دریایی تاریخ تبدیل کرد. معمایی که حتی از راز کشتی معروف «مری سلست» هم فراتر می‌رفت.

    معلوم شد که پیام کمک واقعی بوده است. تمام سرنشینان و خدمه اورانگ مدان مرده بودند و اجسادشان در همه جای کشتی مشاهده می‌شد. کاپیتان کنار دکل افتاده بود و افسرانش در اتاق هدایت کشتی و کابین افسران افتاده و همگی مرده بودند. عجیب‌تر آن‌که چشمان همه آنها باز و صورت‌هایشان به سوی خورشیدی که بی‌رحمانه می‌تابید برگشته بود. بعضی از آنها دستانشان را باز کرده بودند که نشان‌دهنده ترسی شدید از چیزی بود که در لحظه مرگ دیده بودند. گزارشی که از سوی انجمن کشتی‌رانی تجاری در ماه می‌ سال 1952 ارائه و ثبت شد این گونه بود: «صورت‌های خشک شده‌شان به سوی خورشید، دهانشان کاملا باز و چشمانشان خیره بود...» کارکنان سیلوراستار دریافتند که حتی سگ کشتی هم به همان شکل مرده و حالت چهره‌اش حکایت از یک نوع عذاب یا شکنجه روحی داشت. وقتی به کابین مخابرات رفتند فرستنده پیام کمک را دیدند، در حالی که هنوز دستش بر روی کلید مورس، چشمانش کاملا باز و دندان‌هایش نمایان بود... عجیب بود ولی هیچگونه خبری از زخم و جراحت در هیچ یک از قربانیان دیده نمی‌شد.

    تصمیم بر آن گرفته شد که کشتی اسرارآمیز را بکسل کرده و با خود یدک بکشند ولی هنوز کاملا به راه نیفتاده بودند که از زیر عرشه دود به راه افتاد و همه جا را گرفت. گروه اعزامی به اورانگ مدان سراسیمه از آن خارج شدند ولی هنوز به کشتی خود نرسیده بودند که اورانگ مدان منفجر شد. شدت انفجار به حدی بود که کشتی از آب جدا شد و سپس دوباره به روی آن افتاد و بعد آرام‌آرام غرق شد. تا به امروز علت دقیق حادثه اورانگ مدان و مردن خدمه آن یک معمای حل نشدنی باقی مانده است. حدسیات در مورد آن زیاد است. مثلا می‌گویند دزدان دریایی به کشتی حمله کرده، خدمه را کشته و کشتی را خراب کرده‌اند ولی این فرضیه با ترس شدید چهره اجساد و وجود نداشتن جراحت در آنها مطابقت ندارد. برخی دیگر معتقدند ابرهای متان یا گازهای سمی دیگر از شکاف‌های کف دریا به شکل حباب خارج شده و کشتی را در برگرفته است. فرضیات خرافی دیگری مثل حمله فضایی‌ها یا ارواح نیز بر سر زبان‌ها افتاد.

    به واقع چه اتفاقی برای اورانگ مدان افتاد؟ در دهه‌های اخیر محققان بسیاری در پی کشف معمای اورانگ مدان بودند. یکی از آنها «روی بینتون» است که در تحقیقات خود می‌نویسد: «جستجو در اسناد دریایی فقط معما را عمیق‌تر می‌کند. در برخی اسناد اصلا نام اورانگ مدان به چشم نمی‌خورد. گاه به این احتمال می‌اندیشم که داستان معمای اورانگ مدان یک افسانه است. ولی مقالات پروفسور تئودور سیرزدورفر از دانشگاه «اسن» آلمان نظرم را تغییر می‌دهد. او 45 سال بر روی این موضوع تحقیق کرده و وقوع آن را ثابت می‌کند، ولی حتی او هم دلیلی محکم برای کشف معمای این کشتی نیافته است.»

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    مجمع البحرین یا محل جمع دو دریا

     
    بر اساس باورهای باستانی در اول خلقت دو موجود خلق شدند یکی عقل و دیگری عقیل( عقل کور) یکی مذکر یکی مونث، یکی آتش و دیگری آب، یکی آدم و دیگری حوا، یکی آپسو و دیگری تیامات وبالاخره یکی آب شیرین و دیگری آب شور؛ سپس با یکدیگر آویختند تا جهان را بیافرینند. عبدالله بن سنان گوید:از امام صادق در مورد اولین مخلوق خداوند پرسیدم. حضرت فرمودند:
    «اول موجود خداوند موجودی است که هر موجود دیگری از آن آفریده شده. عرضه داشتم: فدایت شوم آن چیست؟ فرمودند: آب و شرح این ماجرا آن است که: خداوند تبارک و تعالی دو دریای آب افرید، یکی از آن دو شیرین و دیگری شور بود پس از ایجاد آنها نظر به آب شیرین نمود و فرمود: ای دریا. آب جواب داد: لبیک و سعدیک.
    حق عز و جل فرمود: برکت و رحمت من در تو است و اهل طاعت و بهشتم را از تو می آفرینم سپس به آب شور نظر کرد و فرمود: ای دریا. آب جواب نداد.
    حق تبارک و تعالی فرمود:
    لعنت من بر تو باد و از تو اهل معصیت و ساکنین در دوزخ را ایجاد می کنم.
    سپس به هر دو امر فرود تا با هم امیخته شوند.
    سپس امام فرمودند: و به خاطر همین امیختن و امتزاج بود که مومن از کافر  و کافر از مومن متولد می گردد.»
    عزیز الدین نسفی در انسان کامل آب شیرین و شور اولیه را مترادع عقل اول و فلک اول گرفته و آورده است:
    بدان که عظمت و بزرگواری عقل اوّل را، که قلم خدای است، جز خدای تعالی کسی دیگر نداند، و عظمت و بزرگی فلک اوّل را، که عرش خدای است، هم جز خدای تعالی کسی دیگر نداند.
    ای درویش! انبیا این عقل اوّل را مرتبۀ عالی نهاده اند و مدح وی بسیار گفتهاند و به بسیار نام وی را خواندهاند، و هیچ چیز را از وی داناتر ننهادهاند و هیچ چیز را از وی مقرّبتر نگفته اند.
    و آدمی که عزیز است و اشرف موجودات است هم بواسطۀ عقل است. خطاب با عقل است و صواب با عقل است و عقاب بواسطۀ عقل است. و حکما نیز این عقل اوّل را مرتبۀ عالی نهادهاند، و مدح وی بسیار گفتهاند. حکما میگویند که از ذات باری تعالی و تقدس یک جوهر بیش صادر نشد، و آن جوهر عقل اوّل است، باقی جمله موجودات از معقولات و محسوسات از عقل اول صادر شدند.
    ای درویش! انبیا بهتر میگویند انبیاء میگویند که معقولات از عقل اوّل پیدا آمدند، و محسوسات از فلک اوّل پیدا گشتند، و عقل اوّل و فلک اوّل هردو از عالم جبروت پیدا آمدند و موجود گشتند. از دریای جبروت این دو جوهر برابر بساحل وجود آمدند؛ و ازین جهت عقل اوّل را جوهر اوّل عالم ملکوت میگویند و فلک اوّل را جوهر اوّل عالم ملک میخوانند.
    تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانیم، چون دوات بشکافت و بدو شاخ شد و یک شاخ وی عقل اوّل شد و یک شاخ وی فلک اوّل گشت، عقل اوّل دریای نور بود، و بزرگی آن دریا را جز خدای تعالی کسی نداند؛ یک دریا بود، و عقول و نفوس پیدا نیامده بودند. فلک اوّل دریای ظلمت بود و بزرگی آن دریا را هم جز خدای تعالی کس نداند؛ یک دریا بود و افلاک و انجم پیدا نگشته بودند.
    چون این مقدّمات معلوم کردی، اکنون بدان که بعضی میگویند که باین عقل اوّل، که قلم خدای است، خطاب آمد که «برین فلک اول که لوح خدای است، بنویس!» قلم گفت: «خداوندا: چه نویسم؟» خطاب آمد که : «بنویس هرچه بود و هست و خواهد تا بقیامت. قلم این جمله را بنوشت، و قلم خشک گشت «فرغ الربّ من الخلق و الرزق و الاجل».- و این طایفه این چنین میگویند که گفته شد، امّا بنزدیک این بیچاره آن است که باین عقل اوّل، که قلم خدای است، خطاب آمد که «برخود و برین فلک اوّل بنویس!» در یک طرفة العین بنوشت: «انّما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون»، تا عقول و نفوس و طبایع از عقل اوّل پیدا آمدند و افلاک و انجم و عناصر از فلک اوّل پیدا گشتند و طبقات شدند، و از یکدیگر جدا گشتند: «اَوَلَم یَرَ الذین کفروا انّ السموات و الارض کانتا رتقاً ففتقنا هما وجعلنا من الماء کلّ شیءٍ حیّ افلاک یؤمنون»، یعنی عقل اوّل اینها نوشت که پیدا آمدند؛ و اینها که پیدا آمدند آنچه با خود دارند از خود دارند و با خود آوردهاند. و مفردات عالم تمام پیدا آمدند، و آبا و امّهات تمام شدند و قلم خشک گشت، از جهت آن که این قلم قلم مفردات بود، و قلم آبا و امّهات بود. مفردات که آبا و امّهاتاند تمام شدند، و کار قلم تمام شد.»
    در اساطیر بین النهرینی نیز از دو دریای آب شور و شیرین اولیه پیش آفرینشی سخن گفته می شود که گاه نمایانگر دو جنبه مذکر و مونث اولیه هستی یعنی آدم و حوا و گاه نیز بیانگر عالم برین و عالم زیرین هستند. در خصوص همین دو مفهوم عرفانیست که در قرآن آمده است:
    و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً
     بیگ بنگ اسطوره ای جهان یعنی پیدایش دو عالم برین و زیرین از جزیره ای رخ می دهد که در اساطیر ایرانی البرز کوه خوانده می شود. در برابری  اسلامی این مکان همان طور سیناء است. البته اسامی گوناگونی دیگری نیز دارد.این مکان همان  بهشت ناپیدای زمینی  است.
    یکی از اسامی این مکان محل جمع دو دریا (مجمع البحرین) است.مشخص است که مراد از دو دریا، نه دو دریای زمینی، بلکه همان دو دریای اسطوره ای و عرفانیست. مراد از دو دریا در آثار عرفانی بر چند چیز حمل شده است:
    دو ذات اولیه خلقت: دو ذات اولیه ای که بصورت زوج یکدیگر در اساطیر نقش می بندند، بصورت دو دریا نیز معرفی شده اند.
    عالم برین و عالم زیرین: دو دوریا گاهی نشانگر دو بخش اسطوره ای هستی یعنی عالم برین و عالم زیرین است.
    خورشید و ماه ـ خورشید و ماه بصورت دو رود در اساطیر مطرح می شوند. همین دو جرم آسمانی هستند که بصورت دو رود دجله و فرات در پرچم اسرائیل در می اید که نشان دهنده آغاز و پایان هستی است.
    مراد از  جمع دو دریا  نیز با توجه به مفهومی که بیان می کند با یکدیگر متفاوت است. بنابر این این اگر دو دریا را عالم برین و عالم زیرین در نظر آوریم آنگاه مجمع البحرین  محلیست که عوالم برین و زیرین را بیکدیگر پیوند داده است. این قسمت را می توان  تخمه و زایاننده  جهان دانست. این تخمخ آغازین نیز تحت تاثیر قانون لایتغیر جهانی  لزوماً از دوجنبه خیر و شر ترکیب یافته است.  این دو جنبه، تخمه یا یین و یانگ درخت آفرینش هستند. یعنی کل آفرینش (اعم از مریی یا نامریی) زیر مجموعه ای از قانون یین و یانگ میباشد؛دواصل متضاد اما مکمل در ساختار پدیده ها. بعبارت دیگر همجهان از دو قسمت متضاد اما مکمل خلقت یافته وهم تخمه اولیه آن. در روایات اسلامی اینکه گفته می شود مسجد کوفه راست آن خیر است و چپ آن شر، اشاره به همین معنا دارد. مسجد کوفه(یا معبد طورسیناء در آسمانها) در این روایات مسجد کوفه عراق نیست که مانند برخی از راویان احادیث بپنداریم که چون در طرف چپ مسجدکوفه امویان خانه داشتند ائمه ما این حدیث را گفته اند. سوی راستی که در این حدیث ذکر می شود همان سویی است که موسی از جانبآن ندایی می شنود یعنی سوی راست کیهانی واقع در مقدس ترین مکان هستی:
    فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبَارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ (قصص/30)
    پس چون به آن [آتش‏] رسید، از جانب راستِ وادى، در آن جایگاه مبارک، از آن درخت ندا آمد که: «اى موسى، منم، من، خداوند، پروردگار جهانیان(ترجمه فولادوند)
    این مکان محل آفرینش اولیه انسان هم هست که سپس از آنجا به زمین هبوط نموده است. بر اساس باورها و پندارها این مکان، کاردار و مباشری دارد که به عنوان نمونه  در اساطیر یونانی او را  هرمس یا رسول خدایان می خوانند که وظیفه راهنمایی ارواح را بر عهده دارد.در برابری اسلامی این شخصیت در وجود خضر یا پیر راه نمود یافته است که وظیفه گذراندن و  رساندن سالکان را از وادی های پر خطر به این مکان بر عهده دارد.
    همین مکان است که به عنوان اقلیم هشتم در کنایات صوفیانه و عارفانه ومقصد نهایی بشر معرفی می شود. شیخ اشراق سهروردی در جریان شرح یک سفر معنوی و رسیدن به این مکان و دیدار با پدر معنوی (عقل دوم) است که می آورد:
    «....بکوه بر شدم و پدرمان را دیدم، پیرى بزرگ که نزدیک آمد آسمانها و زمینها از تابش نور وى شکافته شوند. پس در روى او خیره و سرگشته ماندم، و بسوى او شدم. پس مرا سلام داد، او را سجده کردم و نزدیک بود که در فروغ تابناک وى بسوزم.
    (پس زمانى بگریستم، و نزد او از زندان قیروان شکایت کردم.
    مرا گفت «نیکو رستى، امّا ناگزیر بزندان غربى باز خواهى گشت، و هنوز همه بند را از خود بر نیفکنده‏ئى.» پس چون گفتار او بشنودم، هوش از سرم بشد، و آه و ناله بر آوردم همچون ناله کسى که نزدیک بمرگست، و نزد او زارى کردم.)
     گفت: این بار تو را باز گشتن بدنیا ضروریست، و لکن (تو را) بشارت مى‏دهم بدو چیز: یکى آنکه چون اکنون بزندان باز گردى، ممکن است که دیگر بار بما بازرسى و ببهشت ما بازگردى. دوّم آنکه بآخر بازگردى و خلاص یابى، و آن شهرهاء غریب را جمله رها کنى.»
    (فرحناک) گشتم بدان که گفت. پس دیگر بار گفت:
    این کوه: طور سیناست یعنى عالم من، و بالاء من، این مسکن پدر (من) و جدّ تست» یعنى عقل کلّ و فیض...»
     
     

    چنانچه به نوشتار در کام اهریمن مراجعه فرمائید ، خواهید دید که خورشید و ماه به عنوان دو جایگاه اسطوره ای ایزدان و دیوان انگاشته می شوند که هر یک در یک سوی هستی قرار گرفته اند. در اینجا مطلب را بگونه ای دیگر بیان میدارم که به حقیقت نزدیکتر خواهد بود. خورشید و ماه در اساطیر همان تخمه یا بذری هستند که هستی را شکل می دهند. بذر هستی نیز خود متاثر از قانون یین و یانگ است یعنی یک حقیقت است در دو بخش مکمل و ناساز.
    بنابر این این دو از یکدیگر جدا نیستند بلکه بیکدیگر پیوند خورده اند.  معمولاً این پیوند خوردگی نور و ظلمت و یا خیر و شر را بصورت چهره ای مرکب از ماه و خورشید نیز نشان می دهند.
    حال اگر بخواهیم جزیره آفرینش اسطوره ای را مشخص تر نشان دهیم باید آن را بدو قسمت کنیم بخشی را از آن دیوان و بخشی دیگر را نیز از آن ایزدان بدانیم. با این توضیحات خواهیم دید که تخمه یا بذر سازنده هر شی و پدیده ای مرکب از یین و یانگ اولیه است که در یک نقطه گرد آمده اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    دریای قلزم یا دریای سرخ

    در موضوع نامهای خورشید گفتیم که یکی از نامهای خورشید: دریای قلزم یا همان دریای سرخ است.اما هماکنونوبر نقشه جغرافیایی دریای سرخ دریایی میان سواحل شمال شرقی قارة افریقا و شبه جزیرة عربستان است که از شمال از طریق آبراهة سوئز به دریای روم (مدیترانه ) و در جنوب از طریق باب المندب به خلیج عَدَن متصل است . گفته شده این دریا احتمالاً به این دلیل دریای سرخ نامیده شده که در آن نوعی گیاه آبزی وجود دارد که در اوقات معینی از سال ، سرخ رنگ می شود. بحر قُلزُم ، معروفترین نام این دریا در گذشته ، از نام شهر قلزم یا کلوسما ی قدیم در نزدیکی سوئز گرفته شده است . این دریا «بحرحجاز» و «خلیج عربی » و به ترکی «شاب (شاپ ) دِنیزی » به معنای دریای مرجان نیز خوانده شده است . نامهای «خلیج اَیْلَه »، که همان خلیج عقبه است ، و «بحر یمن »، که فقط باید به قسمتهای جنوبی دریای سرخ اطلاق شود، گاهی بر تمام دریا اطلاق شده است . برخی انتهای دریای سرخ را باب المندب و برخی دیگر، از جمله یاقوت حموی (ج 1، ص 503)، خلیج عدن را نیز، که به خلیج بَرْبَرا یا بَرْبَری شهرت داشته ، جزو آن دانسته اند.

    اما دریای سرخ یا قلزم بر اساس روایات اسطورهای شاهنامه و اشارات خاقانی ، دیگر دریا نیست بلکه اسمی رمزین برای خورشید است که صورت دیگر از دریایی است که قرآن در خصوص موسی روایت کرده است. در واقع موسی قرار است مومنان را از طریق گشودن خورشید به فراسوی زمینی وزمینیان رهنمون سازد و شکافته شدن دریا کنایه ای می باشد از گذشتن از خورشید. بر اساس همین باور کهن و باستانی که سالها قبل از زندگانی موسای تاریخی از طریق آگاهان راز روایت میگردیده ، بود که برخی مدعیند موسی از رود نیل نگذشته بلکه از دریای قلزم عبور کرده است. البته باید دانست که هر دو اشاره، کنایی بوده و مراد از رود نیل نیز مانند دریای قلزم ، خورشید است. خورشید همان رود نیل یا همان جیحون اساطیری شاهنامه است که با رودخانه ایفینگ در اساطیر مردم اسکاندیناوی برابر است. این رود یا دریا همان نقطه جدایی بین دو عالم برین و زیرین در روایات اسطوره ای است که در روایات شاهنامه مرز بین ایران و تورات است ودر روایات مردم اسکاندیناوی مرز بین خدایان اثیر و ونیر را مشخص می سازد.

     

    بر اساس باور های کهن خورشید در مرکز عالم و ناف هستی قرار می گیرد و بر اساس اعتقادات کهن هندی خورشید مرز بین جهان مادی و جهان ماوراء است که عالم فیزیکی را از جهان های ناپیدا متمایز می سازد و برای رسیدن به عوالم نهان باید از خورشید عبور کرد. حتی در باورهای کهن هندو ـ ایرانی ، ارواح در گذشتگان در آخرین منازل عروج نیز در سپهرهای فرا خورشیدی جای داده می شوند. از پیامبر گرامی اسلام نیز روایتست که فرمود:

     

    ان للشمس وجهین : وجها یضیء لاهل السماء , و وجها یضیء لاهل الارض

     

    «برای خورشید دوصورت است، صورتی که با آن به آسمانیان نور می بخشد و صورتی که با آن بر زمینیان پرتو افشانی میکند.»

     

    با این ترتیب باید گفته شود که خورشید مرزبین دو جهان برین و زیرین را که مطابق برخی از روایات کهن دو دریا نام دارند، مشخص می سازد؛ عالم زیرین بر این اساس دریایی شور و ناگوار است و عالم برین دریای شیرین و گوارا. دو صورت دیگری که در اثار عرفانی، عالم برین و زیرین را از یکدیگر متمایز می نماید: کوهستان و دشت است. مراد از کوهستان اشاره به همان دریای شیرین و اشاره به دشت نیز اشاره به همان دریای شور است.

     

    چو بگذشت ازان بر فریدون دو هشت       ز البرز کوه اندر آمد به دشت

     

    بر مـــــــــــــادر آمد پژوهید و گفت      که بگشای بر من نهان از نهفت

     

     

     

     

     

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    اسرار دریا در دل لاروها

    با توجه به رشد روزافزون جمعیت و مصرف ناگزیر مواد غذایی ، بشر در تلاش برای ازدیاد منابع مورد بهره برداری برای رفع نیازهای غذایی خویش است.

     

    این امر انسانها را متوجه ذخایر آبی موجود و بهره برداری از آنها کرده است ، اما به دلیل محدود بودن ذخایر و با توجه به رشد افزایشی جمعیت ، لازم است تدابیری اتخاذ شود تا در سایه آنها بهره برداری مطلوب و مناسبی از ذخایر صورت گیرد، به صورتی که اجازه جایگزین شدن ذخایر مورد مصرف به جمعیت های مورد بهره برداری داده شود. این امر جز با مدیریت مناسب روی منابع آبی ممکن نیست و برای رسیدن به این مهم باید اطلاعات پایه ای در خصوص ذخایر به دست آورد که تعیین سن ماهیان آن هم در مرحله لاروی یکی از این روشهاست. در این میان ، از آنجا که حلقه های رشد روی اتولیت یا استخوانچه شنوایی ماهی ، بازگوکننده رشد و شرایط زیستی لارو ماهی به صورت روزانه قابل بررسی و مطالعه است ، در نتیجه جنبه های کاربردی گسترده ای در مطالعات زیست شناسی دریا و شیلاتی از جمله زیست شناسی ماهیان در مراحل اولیه زندگی و دوره های لاروی آنها، تکثیر و پرورش و ارزیابی ذخایر دارد.

    دانش و شناخت ما از زیست شناسی ماهی ، بدون آگاهی از تاریخچه زیستی و اکولوژی لارو ماهی کامل نخواهد بود. از دیدگاه اکولوژی ، مرحله لاروی و بالغ هر گونه ، به طور کامل با دیگر گونه ها تفاوت دارد و نمی توان آنها را به عنوان نمونه هایی با شرایط زیستی یکسان در نظر گرفت ؛ چراکه ممکن است زیستگاه یکسان ، اما رژیم غذایی و الگوهای رفتاری متفاوت داشته باشند. با وجود اهمیت موضوع ، این گونه مطالعات تاکنون به دلیل مشکل بودن شناسایی لاروی کمتر انجام شده است. تفاوت های موجود در مرحله لاروی و بلوغ به حدی است که در بعضی موارد لارو در یک جنس یا خانواده متفاوت از نمونه بالغ است. در شناسایی مراحل اولیه زندگی ماهی ، شناسایی تخم با توجه به مشابهت زیاد آنها، به مراتب مشکل تر از شناسایی لارو است ، ولی شناسایی مرحله جوان به دلیل شباهت بیشتر آنها با نمونه بالغ ، به مراتب از مرحله لاروی آسان تر است.

    به گفته دکتر مهناز ربانی ها، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات شیلات ایران ، مطالعه مرحله تخم لارو ماهیان به عنوان یکی از شاخه های جدید علم ماهی شناسی محسوب می شود و موارد استفاده و کاربردهای متعددی دارد. در واقع اهمیت این گونه مطالعات را با توجه به کاربردهای مختلف بررسی های مرحله اولیه زندگی ماهی و نتایج حاصل از این بررسی ها، می توان در چندین بخش مطالعه کرد.

     

    کاربرد مطالعات لاروی

    مطالعات لاروی ماهیان از دیدگاه شیلات و مدیریت ذخایر ماهیان اهداف متعددی را دربرمی گیرد که در این خصوص می توان به دستیابی به منابع و ذخایر جدید ماهی ، مشخص کردن مکانهای اصلی تخم ریزی ذخیره گونه های شیلاتی و تجارتی باارزش ، تغییر وضعیت فراوانی ذخایر مهم شیلاتی و اقتصادی در مکانهای مختلف ، بررسی های پیوسته تغییرات طولانی مدت در ترکیب و فراوانی تخم و لارو در زمانها و مکانهای تخم ریزی اشاره کرد. بررسی و تحقیق در زمینه الگوهای زیستی و رده بندی ماهیان ، یکی دیگر از کاربردهای مهم مطالعات لاروی است که این اهداف را شامل می شود: رشد و تکوین ، الگوهای رفتاری ، تغذیه و تولید مثل ، مرگ و میر طبیعی در مراحل اولیه زندگی گونه های مهم اقتصادی و ارتباط آنها با فاکتورهای محیطی ، امکان تفسیر بهتر مباحث زیست شناسی دریایی و همچنین کسب اطلاعات بیشتر در خصوص پراکنش جغرافیای جانوری ، جغرافیای زیستی و بوم شناسی ماهیان ، تعیین جایگاه رده بندی و تکمیل شناسایی و اصلاح کلیدهای شناسایی.

    ربانی ها تحقیق و مطالعه دینامیک جمعیت ماهیان را از دیگر مزایای این روش و یکی از مهمترین و کاربردی ترین نتایج بررسی لاروی می داند و می افزاید: تعیین میزان افزایش و کاهش ذخایر تخم ریزی کننده براساس تخمین فراوانی تخم و لارو و نمونه های جوان ماهیان ، پیش بینی گروه های سنی براساس فراوانی لاروها در مراحل رشدی بیشتر، تخمین فراوانی ذخیره براساس میزان تخم ریزی ، تفکیک ذخایر و جمعیت های گونه های مشابه تنها بخشی از ویژگی های مطالعات دینامیک در جمعیت ماهیان است.

    با توجه به اهمیت و ویژگی های خاص فراوانی و تنوع لارو ماهیان ، مطالعه ای گسترده در این خصوص و در قالب طرحی تحقیقاتی در آبهای ایرانی خلیج فارس و دریای عمان انجام شده است که با توجه به نبود شناخت کافی از منطقه ، در قدم اول به دو بحث شناسایی و تعیین فراوانی لارو و بررسی تغییرات فراوانی آنها در بعد زمان و مکان پرداخته شده است. در صورتی که مطالعات لارو ماهیان می تواند شامل ابعاد متفاوت بیولوژی ، فیزیولوژی ، رفتارشناسی ، آنالیز روابط فیلوژنی گونه های ماهی و دیگر موارد باشد. تاکنون بررسی لارو ماهیان به مدت یک دهه در بررسی تحقیقات شیلات و مراکز تحقیقاتی تابعه در جنوب کشور طی چندین فاز انجام شده است و این کار با ابعاد وسیع تر ادامه خواهد داشت.بررسی و مطالعه اتولیت به عنوان یکی از مباحث بنیادی در مطالعات لاروی است که جنبه های متعدد کاربردی دارد و در حقیقت به عنوان شناسه لارو محسوب می شود.

     

    حلقه های رشد در گوش

    یک از روشهای مطالعه جمعیت ، اطلاعات ساختار سنی آنهاست. برای تعیین سن و رشد می توان از حلقه های رشد روی فلس ، اتولیت ، استخوان سرپوش آبششی ، شعاع باله ها و مهره استفاده کرد که با توجه به این که اتولیت اولین ساختار آهکی است که در مراحل جنینی ظاهر می شود، در مطالعات متفاوت زیستی ماهی مورد استفاده قرار می گیرد.

    به گفته ربانی ها، اتولیت در واقع قطعه ای از کربنات کلسیم در داخل گوش ماهی است که برای شنیدن و حفظ تعادل به کار می رود، اولین بخشی از بدن است که استخوانی می شود و از این رو در مطالعات بیولوژی ماهی و شرایط زیستی بویژه در دوران اولیه زندگی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. اتولیت در غشای لابیرنت (گوش داخلی) و در ناحیه زیر و جانبی جمجمه قرار دارد و از 3 قطعه تشکیل شده است که به صورت معمول بزرگ ترین آنها برای تعیین سن استفاده می شود. ترکیبات اتولیت شامل کریستال های کربنات کلسیم و پروتئین اتولیت است که تشکیل دهنده ماده زمینه و دوایر تاریک و روشن هستند. قسمت تیره در حقیقت برتری ماده پروتئین اتولیت و قسمت روشن برتری کربنات کلسیم است.

    این حلقه های روشن و تیره نشان دهنده رشد هستند و شکلی شبیه حلقه های تنه درخت در برش عرضی را تشکیل می دهند که موید رشد سالانه ، روزانه و یا ساعتی است که در بررسی رشد روزانه ، زمان تشکیل دوایر، بسته به گونه متفاوت است. در بعضی گونه ها در زمان خروج از تخم و در بعضی دیگر پس از مرحله کیسه زرده و یا رنگدانه دار شدن چشم ساخته می شود و به این ترتیب که حلقه دور هسته تشکیل می شود و حلقه های بعدی پس از آن شکل می گیرد و حاصل آن هم ایجاد حلقه های روشن و تاریک است. از آنجایی که اتولیت شناسنامه زندگی لارو است با مطالعه آن می توان علاوه بر اطلاعات فردی ، شناخت و آگاهی از شرایط محیط زیست لارو از نظر فیزیکی و بیولوژیک به دست آورد.

    اتولیت در جنبه های مختلف زیست شناسی ماهی تکثیر و پرورش ، ارزیابی ذخایر و مطالعه شرایط محیطی کاربرد دارد که مهمترین آنها با توجه به تشکیل حلقه های رشد روی اتولیت ، تعیین سن و رشد لارو است. با محاسبه فاصله دوایر از مرکز در هر روز و به کارگیری فرمول Fraser-lee طول لارو و رشد ماهی را در هر روز می توان محاسبه کرد.

     

    اتولیت لارو ماهیان ایرانی شناسایی می شوند

    با توجه به کاربردهای متعدد بررسی اتولیت لارو، در ایران برای اولین بار در مرداد 85 با همکاری کارشناسان موسسه تحقیقات شیلات و مرکز تحقیقات میگوی کشور و براساس روش ارائه شده pedroاقدام به خارج کردن اتولیت ، تهیه فایل کامپیوتری و تعیین سن لارو ماهیان شده است.

    به گفته ربانی ها، بررسی اتولیت مرحله لاروی برای اولین بار از سوی Pedro در سال 1983 در دانشگاه Lisboa پرتغال صورت گرفته و مجموعه مطالعات اتولیت روی گونه ها، به صورت اطلس اتولیت لارو برخی از ماهیان منتشر شد.

    در حال حاضر هم محققی دیگر بررسی و مطالعه لارو ماهیان مناطق مرجانی منطقه کالیفرنیا را انجام می دهد و ایران سومین کشوری است که در جهت بررسی فراوانی و تنوع لارو ماهیان در آبهای ایرانی خلیج فارس و دریای عمان استخراج اتولیت از لارو ماهیان دریایی را انجام داده است.

    ربانی ها امیدوار است براساس اهداف پیش بینی شده طرح ، اطلس لارو ماهیان دریایی خلیج فارس و دریای عمان به همراه ویژگی های ریخت شناسی نمونه های لارو، به همراه معرفی زیستگاه و ویژگی های اتولیت لارو از سوی موسسه تحقیقات شیلات ایران در آینده نزدیک چاپ و منتشر شود. البته با توجه به اهمیت موضوع حتی در دریای خزر، از سال گذشته بررسی و مطالعات منطقه ای هم در خلیج گرگان آغاز شده است که این امر بخصوص با توجه به نبودن اطلاعات کافی از دوران اولیه زندگی ماهیان دریایی از جمله کیلکا ماهیان که ذخایر آنها کاهش یافته و دچار تغییرات است ، اهمیت ویژه ای دارد

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    مرز ناپیدا و حد فاصل میان دریای شور و شیرین

    قرآن کریم هنگامی که در مورد تقسیم‌کننده آب شور و شیرین صحبت می‌کند به وجود یک بخش نامرئی اشاره می‌کند:

    وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا

    و اوست که دو دریای مختلف را هر کدام ترکیب خاص خود داده، این یکی شیرین گوارا و این دیگری شور تلخ است. میان آنها مرز ناپیدا و حد فاصل ممنوعه‌ای قرار داد [1]

    آب شیرین رودخانه فوراً با آب شور دریا مخلوط نمی‌شود. وضعیت در مورد برخورد دو دریای شور و شیرین (رودخانه و دریا) متفاوت از برخورد دو دریای شور است. دور از مصب رودخانه، قبل از اینکه هیچ اختلاطی رخ دهد آب شیرین به طور عمیق به بدن آب شور نفوذ می‌کند. آنچه که دو آب شور و شیرین را از هم جدا می‌کند منطقه حد فاصل بین آنهاست که با یک ناپیوستگی چگالی مشخص دو لایه را جدا می‌کند. این حد فاصل، شوری مختلفی نسبت به آب شور و آب شیرین دارد. چشم انسان نمی‌تواند این تفاوت را ببیند و این اطلاعات را علوم پیشرفته اخیر با استفاده از تجهیزات اندازه‌گیری دما، شوری، چگالی و ... کشف کرده است. در جاهـایـی کـه دو دریـای شـور و شـیـریـن (یعنی دریا و خور) به هم می‌رسند آب آنها بطور درجه به درجه در هم قاطی می‌شود. از نقطه آب خیلی شور دریا تا نقطه آب خیلی شیرین، حد فاصل میان آنها می‌باشد.

    حجر محجور به معنی محدوده و حد فاصل ممنوعه و تحریم شده است که نه می‌توان وارد آن شد و نه می‌توان از آن بیرون رفت. علت اینکه آیه این حد فاصل را حجر محجور نامیده این است که هر یک از محدوده آبهای مورد نظر (یعنی آب شیرین و آب شور و آب ترکیبی آنها) شرایط زیستی خاص خود را دارد، در صورتی که موجود زنده از آن بیرون برود و یا وارد آن بشود می‌میرد. البته موجودات بنابر فطرت خود از آن بیرون نمی‌روند.

    [1] - آیه 53 سوره فرقان

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    اسرار علمی قرآن در مورد دریـاهـا و رودخانه‌ها

    دیـوار مانع میان دو دریا

    وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا

    و میان دو دریا دیوار مانع قرار داد [1]

    تفاسیر متعددی در مورد موضوعات دو دریا، که در سوره‌های فرقان (آیه 53)، نمل (آیه 61)، فاطر (آیه 12) و رحمن (آیات 22-19) آمده، وجود دارد. اما در این تحقیق، این موضوعات شامل دیوار مانع دو دریا، مرز دو دریای شور و مرز ناپیدا و حدفاصل میان دریای شور و شیرین، بر اساس دانش جدید اقیانوس‌شناسی بررسی می‌شوند.

    دو دریایی که دیوار میان آنهاست دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس است. میان این دو در اعماق چند صد متری دیوار وجود دارد. (حاجز بمعنی دیوار مانع است). در طرفـین این مانع هر یک از دریاها دما و شوری و غـلظت و شرایط زیستی خاص خود را دارد. مـثلاً آب دریای مـدیـتـرانـه در مقایسه با اقیانوس اطلس: گرم، شور، و کم غـلـظـت تر است. وقتی آب دریای مـدیـتـرانـه از بالای دیـوارِ مـیـان خود و اقـیـانـوس اطلس واقع در تنگه جبل‌الطارق وارد اقـیانـوس اطلس می‌شود، با گرمـا و شـوری و غـلظت کم و خصوصیات ویژه خود چند صد متر به اعماق می‌رود. آب دریای مدیترانه در آن عـمـق تعادل و توازان ایجاد می‌کند. و از بالا برمی‌گردد. این دو دریا در همین مرز با هم قاطی میشوند و فراتر از مرز خود نمی‌روند (شکل 13).

    [1] - سوره نمل آیه 61

    مرز میان دو دریای شور

    مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ - بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ

    دو دریائی که به هم وصلند را ترکیب خاص خود داد. میان آنها مرز ناپیدائی است، از حد خود فراتر نمی‌روند [1].

    منظور آیه از دو دریا، دو دریای شور است. چون به دنبال آن از وجود مرجان در آنها صحبت می‌کند و مرجان نیز فقط در آب شور زندگی می‌کند. برزخ نیز به معنی مرز ناپیدا است. دو دریای شوری که هر کدام ترکیب و خصوصیات خاص خود را دارد و مخلوط نمی‌شوند زیاد هستند، مانند دریای احمر و اقیانوس هند. نمک و گرما در دریای احمر بالاتر از اقیانوس هند است. میان آنها آبی درست می‌شود که دارای خصوصیات میانگین این دو دریا است و (از نظر خصوصیات) از مرز مشخص خود فراتر نمی‌روند.

    اقیانوسها نیز در واقع از دریاهای متعددی تشکیل شده‌اند که از نظر غلظت و دما و ترکیب و شرایط زیستی و غیره با هم فرق می‌کنند، ولی برزخ یعنی مرز ناپیدای میان آنهاست و با هم مخلوط نمی‌شوند. (این موضوع را انسان در عکس برداری ماهواره‌ای از اقیانوسها در قرن بیستم فهمید. وقتی دید رنگ آبهای اقیانوس با هم فرق می‌کنند آنها را بررسی کرد و دید که اقیانوس در واقع از دریاهای متعدد تشکیل شده که به هم وصل هستند ولی از مرز مشخصی فراتر نمی‌روند و با هم مخلوط نمی‌شوند).

    این ویژگی دریاها که در محل برخورد دو دریا حائلی وجود دارد که مانع مخلوط شدن آنها می‌شود به طوری که هر دریا ویژگی خاص خود را دارد، اخیراً توسط اقیانوس شناسان کشف شده است. به خاطر یک نیروی فیزیکی به نام کشش سطحی [2]، آبهای دو دریای مجاور مخلوط نمی‌شوند. کشش سطحی ایجاد شده توسط اختلاف چگالی آبهای آنها، درست مانند یک دیوار نازک بین آنها، از اختلاط آنها جلوگیری می‌کند. اگر چه موجهای بزرگ و جریانهای قوی در این دریاها وجود دارد، آنها نمی‌توانند مخلوط شوند و این مانع را از بین ببرند.

    [1] - آیات 19 و 20 سوره الرحمن

    [2] - Surface tension

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    کارول دیرینگ

    بدون شک معروف ترین کشتی ارواح در سواحل شرقی آمریکا، کارول دیرینگ است که در سال 1921 نزدیک هاتراس، منطقه ای ساحلی واقع در کارولینای شمالی به گل نشست. این کشتی دو دکله به آمریکای جنوبی رفته بود تا زغال سنگ وارد کند و در زمان بازگشت به جنوب منطقه ساحلی هاتیراس بود که مسؤول فانوس دریایی، آن را از دور تشخیص داد. کشتی به منطقه دیاموند شوآلز که رسید، به گل نشست. هیچ کشتی ای تا آن زمان از دیاموند شوآلز سالم بیرون نیامده بود و دیرینگ هم به محض رسیدن به آن ناحیه، به گل نشست. تا چند روز هیچ نیروی کمکی ای نتوانست به این منطقه نزدیک شود تا اینکه بالاخره امدادگران هرطور که بود، توانستند به کشتی برسند اما بعد از ورود به کشتی در کمال تعجب هیچ خبری از خدمه نبود و کشتی کاملاً متروک رها شده بود. کشتی را که خوب جست وجو کردند، نه خبری از تجهیزات دریانوردی بود و نه دفترچه گزارشات روزانه کشتی و هر دو قایق نجات هم داخل کشتی نبودند.

     

    طبق تحقیقاتی که مسؤولان مربوطه انجام دادند، کشتی های بسیاری تا آن زمان تحت شرایط اسرارآمیزی مفقود شده بودند و نظریه های بسیاری درباره ناپدید شدن کارول دیرینگ شکل گرفت که یکی از آنها، دزدیده شدن خدمه توسط دزدان دریایی بود اما هیچ توجیه منطقی ای برای ناپدید شدن خدمه کشتی وجود نداشت و همین، باعث شد تا به کشتی کارول دیرینگ هم لقب کشتی ارواح بدهند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    کشتی مری کلست

    مری کلست از دیگر کشتی های ارواح بسیار مشهور است. مری کلست یک کشتی تجاری بود که در سال 1872 سرگردان در آبهای اقیانوس اطلس کشف شد. این کشتی در حالی پیدا شد که بادبان های آن، هنوز در حالت برافراشته قرار داشت و انبار آذوقه آن مملو از غذا بود اما کشتی های نجات، دفترچه گزارش سفر ناخدا و دیگر خدمه کشتی همگی ناپدید شده بودند.

    در داخل ماری کلست، هیچ اثری از کشمکش که نشان دهد دزدان دریایی به آن حمله کرده اند، به چشم نمی خورد. دست نخورده بودن 1500 بشکه نوشیدنی موجود در کشتی، ثابت می کرد که دزدان دریایی به آن حمله نکرده اند.

    از آنجا که هیچ توجیه منطقی ای برای ناپدید شدن اعضای حاضر در کشتی به دست نیامد، نظریه های مختلفی در این مورد شکل گرفت. تعدادی می گفتند مسافران کشتی توسط موج های سهمگین در دریا افتاده اند و عده ای بر این باور بودند که چیزی باعث شده تا مسافران همگی سوار قایق نجات شده، به خشکی نرسند و در دریا غرق شوند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، اسرار دریا
    صفحه اول | 1 2 | صفحه آخر