تاریخ : 28 مرداد 1396
زمان : 13:33:53
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 540 بار
  • بازدید دیروز : 709 بار
  • بازدید ماه : 20934 بار
  • بازدید کل : 557998 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    دژاوو

    دژاوو Déjà vu یک اصطلاح فرانسوی است که «قبلا دیده شده» معنی می‌دهد ، به آن پاراآمنزیا paramnesia هم می‌گویند. (پارا معنی موازی می‌دهد و قسمت دوم یعنی mnimi معنی حافظه) دژاوو حالتی است که در آن شخص احساس می‌کند ، چیزی را که الان در حال رخ دادن است ، قبلا تجربه کرده است. این اصطلاح را روانشناس فرانسوی به نام «امیل بویراک» (۱۸۵۱–۱۹۱۷) در کتابش با عنوان «آینده دانش روانشناسی» برای نخستین به کار برد. شخصی که دژاوو را ترجبه می‌کند یک احساس آشنایی عجیب با چیزی که در حال رخ دادن است ، احساس می‌کند ، گویی قبلا آن صحنه را در خواب دیده است ، حتی گاهی یک حس قوی به او می‌گوید که آن حادثه واقعا قبلا در برهه‌ای از زمان برایش رخ داده است.

    دژاوو چیز غیرشایعی نیست ، در مطالعاتی که انجام شده است ، ۷۰ درصد افراد گفته‌اند که دست‌کم یک بار دژاوو داشته‌اند. ردپاهایی از اشارات نویسندگان را به دژاوو می‌توان در آثارشان یافت. اخیرا پژوهشگران توانسته‌اند با هیپنوتیزم ، حالاتی شبیه دژاوو در اشخاص مورد آزمایش ایجاد کنند.

     

    دژاوو انواع مختلفی دارد:

    Déjà vécu:

    Déjà vécu معمولا «قبلا زندگی شده» ترجمه می‌شود و به معنی آن است که شخص تصور می‌کند بازه‌ای از زمان را که فعلا می‌گذراند ، قبلا با همه جزئیات تجربه کرده است. در یادداشت‌های چارلز دیکنز به این نوشته‌ها در مورد Déjà vécu برمی‌خوریم:

    «همه ، حس و حالی را تجربه کرده‌ایم که گاهی سراغ ما می‌آید ، که در آن حس می‌کنیم آنچه را در حال گفتن و یا انجام دادنش هستیم ، قبلا در زمان دوری گفته‌ایم و انجام داده‌ایم ، یا اینکه محیط اطرافمان را با همان چهره‌ها ، اشیا و شرایط قبلا تجربه کرده‌ایم ، و یا اینکه می‌دانیم بعد از یک سخن ، چه حرفی خواهیم زد ، چرا که آن حرف‌ها را به یاد می‌آوریم!»

     

    Déjà senti

    Déjà senti: را می‌توان «قبلا حس شده» ترجمه کرد ، بر خلاف Déjà، vécu در Déjà senti حس و حال تجربه قبلی شرایط ، فقط به صورت موقت در یک شخص حس می‌شود.

     

    نخستین بار دکتر John Hughlings Jackson درسال ۱۹۸۹ در یادداشت های پزشکی‌اش در مورد یک شخص مبتلا به صرع قسمت گیجگاهی مغز temporal lobe or psychomotor epilepsy ، این حالت را توضیح داده است. با گذشت مدتی حتی در حد چند دقیقه از تجربه چنین حالتی ، دیگر آن اشخاص همان حس و حال قبلی را در مورد اتفاق

    افتادن قبلی حوادث و تجربیاتشان نخواهند داشت.

     

    Déjà visité:

    Déjà visité را «قبلا ملاقات شده» ترجمه می‌کنند. این حالت شایع نیست و در آن شخص برای مثال می‌تواند راهش را در شهر یا محلی که قبلا به آن نرفته است ، پیدا کند. Déjà visité با Déjà vécu از این لحاظ تفاوت دارد که در آن شخص در موردجزئیات جغرافیایی و مشخصات سه بعدی محل جدید ، صحبت می‌کند.

     

    به احتمال زیاد در این مورد قبلا در روزنامه‌ها و صفحات حوادث مجله‌ها چیزهایی خوانده‌اید و متحیر مانده اید که این حرف‌ها راست هستند یا دروغ. بعضی‌ها رؤیاها ، تناسخ و یا سفرهای روح در خارج بدن را توجیه آن می‌دانند ولی پژوهشگران خواندن جزئیات دقیق جغرافیایی یک محل را توجیه‌‌کننده آن می‌دانند.

     

    سر والتر اسکات خالق اثر مشهور ایوانهو ، در رمان گای مانرینگ به Déjà visité اشاره کرده است.

     

    پژوهش‌های علمی

    پژوهش‌های نوروفیزیولوژی و رونشناسی ، دژاوو را یک حالت «پیش‌آگهی» و یا «غیب‌گویی» نمی‌دانند ، بلکه آن را یک اختلال حافظه و ناشی از تداخل حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت ارزیابی می‌کنند.

     

    دژاوو و ارتباط با بیماریهای روانپزشکی

    یک همبسنگی بین احاسس دژاوو و بیماری‌هایی روانپزشکی مانند روان‌گسیختگی (شیزوفرنی) و اضطراب وجود دارد. احتمال رخ دادن دژاوو در افرادی که این اختلالات را دارند ، بیشتر است. در افرادی که صرع قسمت گیجگاهی کغز دارند ، دژاوو بیشتر از همه دیده می‌شود. همین مطلب باعث شده بعضی از محققان ، دژاوو را کلا به خاطر تخلیه‌های عصبی غیرطبیعی بدانند. مصرف بعضی از داروها می‌تواند ، باعث شود احتمال دژاوو بالا برود. در سال ۲۰۰۱ مورد یک بیمار مبتلا به آنفلوآنزا گزارش شد که برای تخفیف علایمش به وی آمانتادین و phenylpropanolamine تجویز شده بود و متعلقب آن ، حالتی شبیه دژاوو در شخص ایجاد شده بود به طوری که در وسط دوره درمان فکر می‌کرد ، قبلا یک دوره درمان را به اتمام رسانده است. داروهایی که باعث افزایش دوپامین در مغز بشوند می‌تواند احتمال دژاوو را افزایش دهند.

     

    دژاوو و توجیه‌های غیرعلمی

    پاره ای دژاوو را مرتبط با رؤیاها می‌دانند ، آنها معتقدند از آنجا که بیشتر خواب‌ها صبح روز بعد به یاد آورده نمی‌شوند ، بعضی از آنها به حافظه بلندمدت منتقل می‌شوند و بعدها در شرایط واقعی مشابه ، شخص سایه‌ای از رؤیاها را به یاد می‌آورد و تصور می‌کند آنها وقایع را قبلا تجربه کرده است. اما برخی هم دژاوو را به کلی با تناسخ ربط می‌دهند. معتقدان به تناسخ باور دارند که روح آدمی بارها کالبدهای مختلفی را تجربه می‌کند و وقتی انسان می‌میرد ، روحش در کالبد دیگری ، تجسد پیدا می‌کند. بنابراین دژاوو ناشی از به یاد آوردن حوادثی است که ورح در کالبد دیگر گذرانده است.

     

    دژاوو و سینما

    اشارات زیادی به دژاوو در سریال‌ها و فیلم‌های مشهور شده است، ‌از میان آنها مشهورترینشان اینها هستند:

    1- در فیلم کلاسیک درخشش The Shining متصدی هتل -جک- یک صحنه دژاوو دارد.

    2- در فیلم ماتریکس ، کاراکتر «نئو» وقتی گربه‌ای را دو بار می‌بیند ، «ترینیتی» به وی توضیح می‌دهد که وی یک دژاوو داشته است و دژاوو ناشی از یک اشتباه در ماتریکس است و هنگامی اتفاق می‌افند که ماشین‌ها چیزی را تغییر می‌دهند.

    3- دژاوو همچنین عنوان فیلمی از تونی اسکات در سال ۲۰۰۶با بازی دنزل واشنگتن است که در مورد مسافرت زمانی است.

     

    دژاوو و موسیقی :

    خوانندگان زیادی ترانه های با عنوان یا مضمون دژاوو داشته اند:

    1- گروه مشهور Iron Maiden در آلبوم Somewhere In Time ترانه‌ای با این مضمون دارد.

    2- بیونسه Beyoncé Knowles در سال ۲۰۰۶ ، ترانه ای با نام دژاوو خوانده است.

    3- گروه Ace of Base در آلبوم The Bridge در سال ۱۹۹۵ ترانه ای با نام My Déjà Vu دارد.

    4- جان فوگرتی هم ترانه ای به نام دژاوو نوشته و خوانده است.

    5- در آلبوم This is Where I came in گروه مشهور بی جیز ، ترانه‌ای با نام دژاوو دارد.

    6- یک گروه راک نیوزیلندی به نام Deja Voodoo وجود دارد.

     

    دژاوو ادبیات:

    مارسل پروست در شاهکار ادبی‌اش « در جستجوی زمان از دست رفته» ، در توصیف زندگی راوی داستان ، چهار لحظه دژاوو را شرح می‌دهد ، در طی این لحظات راوی قسمت زیادی از حافظه از دست رفته اش را به دست می‌آورد. استفان کینگ هم داستان کوتاهی در مورد تجربه هراس‌انگیز دژاوو دارد. در فصل پنجم لمونی اسنیکت ، به دژاوو اشاره شده است.

    منبع : دانشنامه ویکی‌پدیا

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    دژاوو یا آشنا پنداری / چقدر این صحنه به نظرم آشناست!

    احتمالا برای شما هم گاهی این اتفاقعجیب رخ داده است که پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کنید آن صحنه را قبلاًدیده‌اید و رویدادی که اکنون برای شما رخ داده است،عینا تکرار واقعه‌ای استکه قبلا برای شما رخ داده است!

    چقدر این صحنه برایم آشناست!

    شمابه شیراز سفر کرده‌اید و هنگام گشت و گذار در میان آثار تاریخی ناگهاناحساس می‌کنید قبلا آنجا بوده‌اید. فردی را برای نخستین بار ملاقات می‌کنیدولی احساس می‌کنید قبلا او را جایی دیده‌اید یا او را می‌شناسید. در حالگفت‌و‌گوی عمیق با دوستی هستید و ناگهان احساس می‌کنید دقیقا همین مکالمهرا قبلا داشته‌اید؛ این حسی که تقریبا همه ما دست‌کم برای یک بار در زندگی‌چنین تجربه‌ای را داشته‌ایم با کلمه‌ای فرانسوی توصیف می‌شود؛ دژاوو (Déjà vu ) که به سختی به «آشنا پنداری» در فارسی ترجمه شده است؛ حسی عجیب وغریب که در مواجهه با یک اتفاق، منظره یا حتی تجربه‌ای کاملا جدید به آندچار می‌شویم و مدام با خودمان تصور می‌کنیم که در گذشته این اتفاق برایمانرخ داده است.

     

    دژاوو چیست؟

    همان‌طور که گفته شد، به حالتی اطلاق می‌شود که در‌ آن شخص احساس می‌کند، چیزی را که در حال رخ دادن است، قبلا تجربه کرده است.

    دژاوو(Déjà vu ) کلمه ای فرانسوی به معنای "پیش از این دیده شده" است . این همان حسغریب ووهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ایکاملا جدیدبه آن دچارمیشویم و تصور میکنیم این واقعه، در گذشته و کاملابه همینترتیب برایمانرخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم. به آنپاراآمنزیاparamnesia هم می‌گویند. (پارا معنی موازی می‌دهد و قسمت دوم یعنی mnimi معنی حافظه البنه به یونانی.

    برای اولین بارامیلی بویراک،دانشمند فرانسوی در سال 1867 این واژه را در در کتابش با عنوان «آیندهدانش روانشناسی» به کار برد. این پدیده کمی پیچیده است و تئوری‌های متفاوتیدر مورد آن وجود دارد اما حدود 70درصد از مردم اظهار می‌کنند، این احساسرا تجربه کرده‌اند. هر چند بیشتر این اتفاق در افراد 15 تا 25 سال می‌افتد ودانشمندان عقیده دارند با بالا رفتن سن این اتفاق کمتر می‌افتد.

    تئوری‌های مختلفی درباره این پدیده وجود دارد و حتی دسته‌بندی‌های متعددینیز برایش کرده‌اند. نگاهی که به کتاب‌ها و فیلم‌های مختلف بیندازید، حتمانمونه‌هایی از این پدیده را خواهید دید. با ما باشید تا آنچه را باید درمورد این پدیده بدانید، با شما در میان بگذاریم. این پدیده در میان افرادبا درآمد بالا و تحصیلات عالی و همچنین آنهایی که زیاد سفر می‌روند، بیشتردیده شده است. اما آنچه اتفاق می‌افتد این است که فردی که دژاوو را تجربهمی‌کند گاهی یک حس قوی نسبت به این‌که حادثه مورد نظر قبلا در گذشته برایشرخ داده، دارد.

    تجربه دژاوو غالبا با حسی ازآشنایی و همچنین احساسغرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است. معمولاچنین حسی به یک رویاربط داده میشو;د اما گاهی این حس به قدری قدرتمند استکه شخص اطمینان داردواقعا در گذشته شاهد این ماجرا بوده است.

    تئوری‌های مختلفی دربارهاین پدیده وجود دارد و حتی دسته‌بندی‌های متعددی نیز برایش کرده‌اند. نگاهیکه به کتاب‌ها و فیلم‌های مختلف بیندازید، حتما نمونه‌هایی از این پدیدهرا خواهید دید. با ما باشید تا آنچه را باید در مورد این پدیده بدانید، باشما در میان بگذاریم.

    به نظر میرسد که تجربه دژاوو بسیار معمول باشد،در تحقیقات رسمی، بیش از 70% جمعیت جهان لااقل یک مرتبه چنین حالتی راتجربه کرده اند. در ادبیات گذشته نیز اشاراتی به دژاوو دیده میشود و ایننشان میدهد که این پدیده تنها مختص زمان ما نیست.

    بد نیست بدانید حتیدر بین مسلمانان هم بعضی از عوام از آیه 173 سوره مبارکه اعراف و تعریفعالم "ذر" چنین نتیجه گرفته اند که ما پیش از این یک بار در این جهان زیستهایم و این همان خاطرات است! که چنین تفسیر و نتیجه ای باطل است , گرچهمفسرین چنین تفسیری هم درباره آیه نکرده اند چراکه نتیجه آن چیزی شبیه همانتناسخ بودیسم است که در اسلام جایگاهی ندارد .

    عده دیگری میگویند کهاین پدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد میشود، به این ترتیب بدنشخص میتواند هنگام خواب، از مکانها و موقعیتهایی دیدن کند که بدن خاکی اوهرگز آنجا نبوده است.

    برخی از دانشمندان می‌گویند که دژاوو ناشی ازواکنش‌های عاطفی به وقایع مشابه است؛ برخی دیگر خاطر نشان می‌کنند کهمدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می‌شود که رویدادی را کسری از ثانیه زودتر ازواردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه او می‌فرستند . بدین ترتیب که پیامهای الکتریکی در مسیر اعصاب بواسطه محرکهایی آنی و بر اثر برانگیختگی لحظهای دچار کم و زیاد شدن سرعت شده و در نتیجه دو نسخه مشابه از پیام درزمانهای متفاوت به مغز رسیده و و در نتیجه فرد احساس می‌کند که این واقعهقبلا برای او رخ داده است

    نظریه هایی نیز وجود دارند که عدم ارتباطصحیح دو نیمکره مغز و همچنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی را عامل اینپدیده می داند. شاید یکی از تصدیق شده ترین تئوریها مربوط به تاخیر دررسیدن نور به یکی از چشمها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشمدیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده را به مغز میرساند این حالت به ایجادحسی از آشنایی در برابر منظره ای منجر میشود که تنها یک بار دیده شده، اماپیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

    علم چه می‌گوید؟

    به تازگی مطالعه‌ای روی افرادی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند انجام شده کهدر آن 4 نفر از شهروندان انگلیسی ابراز کردند، به طور مداوم این حالت راتجربه می‌کنند. آنها از تماشای اخبار اجتناب می‌کنند، زیرا احساس می‌کنندقبلا آنها را دیده‌اند و می‌دانند چه چیزی قرار است گفته شود.

    پژوهشگران دانشگاه ام‌آی‌تی طی تحقیقی به این نتیجه رسیده‌اند که مرکز مغزفرد که هیپوکمپوس نام دارد، نوعی ماشین حساب، تجسم‌کننده و بررسی کنندهاطلاعات مربوط به حافظه است. این فضا از مکان‌هایی که فرد می‌بیند یا تجربهمی‌کند نقشه‌برداری و برای استفاده در آینده ذخیره می‌کند. اما هنگامی که 2تجربه شبیه هم آغاز می‌شود، این نقشه‌های ذهنی به روش‌های مختلفی تعبیر وبازخوانی می‌شوند. نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد این پدیده، نتیجه عملکردناهنجار مغز در بررسی و محاسبه اطلاعات جدید است.

    آنها احتمال می‌دهند،مدارهایی که وقتی چیزی را به خاطر می‌آورید فعال می‌شوند در افراد تجربهکننده دژاوو همیشه در حالت «روشن» است. در طول سال‌ها بسیاری از دانشمندانسعی در نادیده گرفتن ارتباط این پدیده با تجارب زندگی گذشته داشتند. اماحالا آنها سعی دارند با مطالعه حافظه به کشف چیزهای بیشتری درباره اینکهچگونه حافظه شکل می‌گیرد،‌ذخیره و بازیابی می‌شود دست پیدا کنند.  

     

    فرضیه‌ها و آزمایش‌های مختلف

    بیش از 40 تئوری درباره این که دژاوو چیست و چه علتی دارد وجود دارد؛ 2قرناست که مردم سعی می‌کنند دلیل این پدیده را کشف کنند که از فلاسفه وروانشناسان تا کارشناسان ماورالطبیعه هر کدام نظری دارند.

    فروید معتقداست،این تجارب ناشی از امیال سرکوب شده یا خاطرات مربوط به یک رویداداسترس‌زاست که افراد نمی‌توانند به طور طبیعی به آن دسترسی پیدا کنند. درمطالعه‌ای که در دانشگاه «دوک» انجام شد آنها عکس‌های متنوعی از مکان‌هایمتفاوت را به گروهی از دانش‌‌آموزان نشان دادند با این سؤال که کدام مکانبرای آنها آشناتر است. هرچند قبل از نشان دادن عکس‌ها، آنها تمام عکس‌ها رابرای حدود 10 تا 20 ثانیه تماشا کردند. در این آزمایش عکس‌هایی که به طورناکافی مشاهده شده بودند به میزان زیادی آشناتر نشان داده می‌شدند.مطالعهدیگری که توسط آلن براون انجام شده تئوری «تلفن همراه» را برای این پدیدهدر نظر گرفته است. به این معنا که وقتی توسط چیزی ذهنتان منحرف می‌شودممکناست توجه چندانی به اطراف‌تان نداشته باشد اما واقعا این چیزها بهصورتآگاهانه در حال ثبت شدن هستند.

    در سال ۲۰۰۱ یک بیمار مبتلا بهآنفلوآنزاگزارش شد که برای تخفیف علائمش به او آمانتادین و phenylpropanolamine تجویز شده بود. بعد از آن، حالتی شبیه دژاوو در شخصایجاد شده بود به طوریکه در وسط دوره درمان فکر می‌کرد، قبلا یک دورهدرمان را به اتمام رساندهاست. عده‌ای هم دژاوو را با رؤیاها مرتبطمی‌دانند، آنها معتقدند از آنجاکه بیشتر خواب‌ها صبح روز بعد به یادآورده نمی‌شوند، بعضی از آن‌ها بهحافظه بلندمدت منتقل می‌شوند و بعدها درشرایط واقعی مشابه، شخص سایه‌ای ازرؤیاها را به یاد می‌آورد و تصورمی‌کند آن وقایع را قبلا تجربه کرده است.  

    اولین توضیح زیستیآشناپنداری بر این پایه است که دو پیام حسی در مغز ــ احتمالا یکی از هریکاز چشم‌ها یا یکی از هریک از نیمکره‌های مغز ــ به علتی از هماهنگی خارجمی‌شود و موجب می‌شود فرد، واقعه مشابهی را تجربه کند.

    دوبینی مغزینامی بود که در ابتدا برای فرآیند مسوول این عارضه انتخاب شد؛ اما شواهدامر با آن متناقض بود. اطلاعات دو چشم در تجزیه و تحلیل بینایی خیلی زود وقبل از آن که حسی را درک کنیم، باهم می‌آمیزند. علاوه بر آن آشناپنداری درافراد نابینا نیز رخ می‌دهد (توجه داشته باشید که آشناپنداری فقط به دیدنمربوط نمی‌شود و فعالیت‌ها را نیز دربر مـی‌گـیـرد)‌. ایـن مـطـلـب تـوسـطکـریـس مـولین، روان‌شناس دانشگاه لیدز انگلستان تایید شده است.

    افرادیوجود دارند که برای رهایی از صرع غیرقابل درمان، ارتباط بین دو نیمکرهمغزی آنها توسط جراحی قطع شده است. در صورتی که فرضیه دوبینی مغزی درستمی‌بود، باید انتظار می‌داشتید که این افراد دچار آشناپنداری پایدار شوند؛در حالی که تاکنون گزارشی مبنی بر وقوع این حالت منتشر نشده است.

    دومینتوضیح شهودی وجود نوعی از انحراف در درک زمان است. پیام‌های ورودی بهگونه‌ای اشتباه تفسیر می‌شوند و با برچسب زمانی نامناسبی مشخص می‌شوند وباعث می‌شود که تجربیات به اشتباه قدیمی یا جدید طبقه‌بندی شوند. اگر سیستمحافظه مانند یک نوار ضبط باشد، گویی سوزن ضبط با سوزن بازپخش تداخل کردهاست. این یک مقایسه جالب است اما به نظر می‌رسد که فاقد اساس آناتومیک مغزیباشد.

     

    هم‌اکنون تئوری دیگری پدیدار شده است.

    به نظر می‌رسد آشناپنداری به این علت مانند تکرار یک تجربه قبلی به نظرمی‌رسد که در حقیقت تا اندازه‌ای این احساس را در ما ایجاد می‌کند. ‌آنیکلیرلی، روانشناس دانشگاه کلرادو در فورت کولینز به خاطر علاقه‌اش بهاختلالات حافظه این نظریه را مطرح کرد. او با در نظر گرفتن مواردی چونهنگامی که احساس می‌کنیم مطلب درست سر زبـانـمان است یا وقتی چهره یک فردبرای ما آشناست اما او را به خاطر نمی‌آوریم، سعی کرد همتاهایی برایآشناپنداری پیدا کند. او می‌گوید یـکـی از تـئـوری‌هـای آشناپنداری این استکه مـی‌تـوانـد یـک فـرآیـنـد مـربوط به حافظه باشد؛ خصوصیات یک وضعیتجدید ممکن است از تجربه‌های قبلی آشنا به نظر برسد.

    یک امکان این استکه آشناپنداری بر پایه قسمت‌های مختلف حافظه که منشاء دقیقی دارند استواراست، مانند تشابه بین دو محیط یا چشم‌انداز دو منظر، تصور کنید در سالنخانه جدید دوست خود نشسته‌‌اند و به اطراف نگاه می‌کنید. ناگهان با ایناحساس ترس‌آور روبه‌رو می‌شوید که گویا قبلا اینجا بوده‌اید، در عین حالمی‌دانید که این امکان‌‌پذیر نیست. کلیرلی این مطلب را این طور توضیحمی‌دهد که احتمالا این حساس آشناپنداری شما به این خاطر است که چیدمانمبلمان مشابه چینشی است که قبلا در جای دیگری دیده‌اید و برایتانآشناست.میگنا دات آی آر.اگرچه نظریه تشابه مورد تایید خیلی‌ها قرار گرفتاما مولین قانع نشد. شک مولین از آنجا ناشی شد که در یک مطالعه که او بههمراه آکیرا اوکونور در دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس در میسوری انجام شد،به نکته جالبی دست یافت. این مطالعه روی یک مرد 39 ساله مبتلا به صرع انجامشد که قبل از وقوع صرع دچار آشناپنداری می‌شد. مدت زمان این آشناپنداری بهاندازه کافی طولانی بود که بتوان در طول آن آزمایش‌های لازم را پیاده کرد.

    این محققان بیان کردند که اگر آشنایی پایه آشناپنداری باشد، باید بتوان باپرت کردن حواس فرد از چیزی که به آن نگاه می‌کند موجب توقف آشناپنداری شد. اما در این فرد مورد آزمایش، پرت کردن حواس توسط نگاه کردن به جایی دیگر وتـمـرکـز بـر آن نـتـوانـسـت موجب توقف تجربه آشناپنداری شود که نشانمی‌دهد آشنایی نمی‌‌تواند کلید آشناپنداری باشد. مولین می‌گوید این حقیقتکه قبل از وقوع صرع در بعضی‌ها آشناپنداری رخ می‌دهد، نشان می‌دهد کهفعالیت اشتباه بعضی از قـسـمـت‌هـای مـغز باعث جابه‌جایی احساسات مربوط بهآشنایی می‌شود.  

     

    پژوهشها :

    هنوز برای بروزاین حالت را که “آشناپنداری” یا دژاوو (Deja vu) می‌گویند، توضیح قطعیعلمی پیدا نشده است. گرچه نظریه های متفاوت علمی و حتی مذهبی مانند تناسخبرای توجیه آن ارائه شده است.

    اما محتمل ترین توضیح برای دژاوو این استکه این حس، نوعی پیش آگاهی یا غیبگویی نیست، بلکه نوعی بی ترتیبی حافظه بهشمار می آید و تصور “یاد آوری” یک تجربه است.

    ماهیت گذرای دژاوو بررسیآن را مشکل می‌کند.البته برخی افراد دچار شکل مزمن دژاوو هستند، و یکبررسی در کلینیک حافظه در دانشگاه لیدز در انگلیس بر روی این افراد در حالانجام است. پژوهش‌های علمی پژوهش‌های نوروفیزیولوژی و رونشناسی ، دژاوو رایک حالت «پیش‌آگهی» و یا «غیب‌گویی» نمی‌دانند، بلکه آن را یک اختلالحافظه و ناشی از تداخل حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت ارزیابی می‌کنند.

     

    عجایبی از یک بیماری

    آشناپنداری به خودی خود مقوله عجیبی است و هنوز جنبه‌های مختلف آن بهدرستی شناخته نشده است. اما نکات جالب توجهی درباره آشناپنداری وجود دارد. مثلا این که حدودا 10 درصد مردم اظهار می‌کنند که هیچ وقت آشناپنداری راتجربه نکرده‌اند در حالی که برخی از افراد به طور مکرر دچار این حالتمی‌شوند. کودکان برای اولین‌بار در حدود 8 یا 9 سالگی دچار این حالتمی‌شوند که نشان می‌دهد درجه‌ای از بلوغ‌شناختی برای تجربه این حالت لازماست. جالب است بدانید که آشناپنداری با افزایش سن کمتر و در مواقع خستگی،اضطراب یا عصبانیت بـیـشـتـر مـی‌شـود. هـمـچـنین این حالت همراه باوضعیت‌هایی که باعث اختلال درک زمان می‌شوند (مانند صرع و اسکیزوفرنی) تشدید می‌شود.

    هرچند که ژنی برای آشناپنداری وجود ندارد، ممکن است کهبعضی از ژن‌هایی که با صرع همراه هستند بعضی از ما را بیشتر در معرضآشناپنداری قرار دهند. وقتی که مشکلات شدت می‌گیرند قسمت‌هایی از مغز کهبه خاطر آوردن آشنایی و هیجان را تنظیم می‌کنند، به طور گسترده‌ای باهمارتباط دارند. یک تحریک کوچک می‌تواند باعث احساس آشنایی خفیفی شود، درحالی که یک تحریک قوی می‌تواند به نواحی مجاور هیجانی سرایت کند و موجباحساس آشفتگی، سرنوشت شوم یا اخطار قبلی شود.

    در سال 1955، ویلورپینفیلد آزمایشی را انجام داد که در آن شـوکـهای الکتریکی ضعیفی را بهقسمتهای مربوط به حافظه بلندمدت مغز وارد کرد و به این ترتیب نشان داد کهدژاوو ضعیفی را حتی به طور مصنوعی نیز می‌توان ایجاد کرد. بررسی‌ها نشانمی‌دهد 8 درصد از کسانی که در آزمایش شرکت کرده بودند تصور می‌کردند درگذشته زندگی می‌کنند. برخی از دانشمندان بر این باورند که نقش هـیـجـان درایـجـاد حـس عـجـیـب‌پـنـداری کـه با آشناپنداری همراه است یک نقش محوریاست. آنها بر این باورند که قسمت دیگری از مغز که آمیگدال نام دارد و باهیجان مرتبط است نیز در آشناپنداری نقش دارد. آنها می‌گویند احتمالا بدونبرانگیخته شدن هیجان، مغز نمی‌تواند شخص یا مکانی که قبلا دیده‌اید راشناسایی کند.

    از سوی دیگر انگیزش نامتناسب هیجانات باعث می‌شود کهاحساس کنید موضوع برایتان آشناست در حالی که واقعا این‌طور نیست. آخــریــنجـزء آشـنـاپـنـداری، یـعـنـی احـسـاس غیرممکن بودن، احتمالا از بخشعلت‌یابی مغز نـشـات مـی‌گـیرد. وقتی دانش عقلانی و غریزه هیجانی دو چیزمختلف را بیان می‌کنند، احساس می‌کنید که در این میان چیزی اشتباه است. اینجزء‌نهایی در افراد مبتلا به دمانس وجود ندارد، بنابراین آنها این تجربیاتخود را کاملا طبیعی می‌پندارند. در حالی که آشناپنداری در حال فاش‌‌کردنرازهای خود می‌باشد، هنوز راه طولانی وجود دارد تا متوجه شویم چگونه دربرابر واقعیت، خیال‌پردازی، رویا یا تجربه تصمیم‌گیری می‌کنیم. در نـهـایـتبـه گـفته وایلد، آشناپنداری یکی از عـجیب‌ترین تجربه‌های مغزی در افرادطبیعی است.

     

    رویاها:

    عده ای اعتقاددارند که دژاوو خاطره رویاهایی است که میبینیم. هرچند بخش بزرگی از رویاهامعمولا به یاد نمی ماند، مغز شخص در حالت خواب دیدن در بخشهایی فعالیت نشانمیدهد که کار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام میگیرد.

    چنین تصورمیشود که رویاها با نادیده گرفتن بخش حافظه کوتاه مدت، مستقیما وارد حافظهدراز مدت میشوند. در این مورد ۵۴۸; دژاوو میتواند خاطره رویایی فراموش شدهباشد که با واقعه در حال وقوع، عناصری مشترک داشته باشد.

    آن سوی علم

    تا اینجا، به برخی از دیدگاه های علمی رایج و پذیرفته شده در ارتباط بادژاوو و علل به وجود آمدن آن اشاره کردیم، و کوشیدیم تا برای این پدیدهشگفت انگیز، توجیه علمی پیدا کنیم. در این قسمت قصد داریم تا با دیدیفراعلمی و فراطبیعی (و البته مبتنی بر یافته ها و کشف های جدید علمی درارتباط با توانایی های فوق العاده ذهن و مغز انسان) به دژاوو و پدیده هایمشابه بنگریم.

    هنگامی که صفحه های کتاب ارزشمند و وزین "جهانهولوگرافیک" با ترجمه استادانه "داریوش مهرجویی" را ورق می زنیم. بهتوانایی ها و قابلیت های فوق العاده و نامحدود ذهن انسان در تعامل با دنیایبیرون و سفر در بعد زمان و مکان پی می بریم ذهن انسان قادر است با دستیابیبه توانایی های خاص، به مجموعه ای از هزارتوی تونل های و راه های فرعی کهدر لایه های زیرین ضمیر ناخودآگاه ما قرار گرفته و هر چیز موجود در جهان رابه هر چیز دیگر متصل می کند، در بعد زمان و مکان به جلو یا عقب رفته وچیزهایی را از قبل ببیند وتجربه کند.

    گاهی دژاوو با عبارت “به خاطر آوردن آینده” نیز توصیف میشود و البته پاراآمنزیا (promnesia-paramnesia) هم معادل بونانی آن است.

    یکی از واقعیت های پذیرفته شده در مورد ذهن، عدموجود زمان خطی در ذهن ماست که موجب می شود تا ما در رویاها و خواب هایمانطی زمانی بسیار کوتاه (شاید در حد چند ثانیه) به اندازه چند ساعت، تصاویرمتحرکی را به همراه کوچک ترین جزئیات آن مشاهده کنیم و حتی برخی از چیزها ورویدادهایی را که قرار است در آینده اتفاق بیفتد یا در گذشته های دوراتفاق افتاده اند، ببینیم و درک کنیم.

    یکی از افرادی که توانایی ذهنیعجیبی در سفرهای زمانی داشت، "استفان اوسوویکی" بود که در یک آزمایش علمیدر سال 1935 شرکت کرد. در این آزمایش، یک قطعه از بدن زنی مومیایی شده بهاوسوویکی داده شد تا او با استفاده از توانایی خاص خود بتواند در موردگذشته صاحب مومیایی اطلاعاتی را به ترتیب دهندگان این آزمایش ارائه می دهد. این قطعه از بدن مومیایی شده به زنی مصری تعلق داشت که قدمت تاریخی و علتمرگ او با کمک آزمایش های علمی مشخص شده، اما هیچ گونه اطلاع رسانی در اینزمینه به اوسوویکی صورت نگرفته بود.

    در حین انجام این آزمایش،اوسوویکی پس از در دست گرفتن قطعه مومیایی شده به حاضران گفت که صاحبمومیایی، زنی جوان بوده است که در دربار فراعنه زندگی می کرده و شوهرش ازبزرگان مصر بوده است. اوسوویکی قادر بود صحنه هایی را که می دید، با سرعتبیشتری به جلو ببرد (به مانند نوار ویدیویی)؛ و از میان حوادث زندگی زن بهسرعت بگذرد و به صحنه مرگ زن در هنگام زایمان و پس از آن، مومیایی شدن زناشاره کند. نتایج این آزمایش، تمام حاضران را تکان داد.

    برخورد باچنین توانایی ها، دانشمندان را بر آن داشته تا در زمینه توانمندی هاینامحدود ذهنی به نحو جدی تری تحقیق کنند. یکی از فرضیه های پر طرفدار دراین زمینه، "گذشته همچون هولوگرام" نام دارد که به وسیله دکتر "بوهم" وهمکارانش در دهه 1940 ارائه شده است.

    براساس این فرضیه، گذشته کاملاًاز دست نرفته و هنوز در قالب هایی که در دسترس ادراک بشری است، وجود دارد؛ وذهن های قدرتمند و با استعداد می توانند به اتفاق های گذشته دست یابند. دژاوو را نیز می توان با کمک همین فرضیه توجیه کرد و ادعا نمود که به وجودآمدن حس آشناپنداری با یک مکان یا چهره خاص، به دلیل وجود خاطره ای مشترکبین ذهن فرد و آن مکان یا چهره خاص در گذشته بوده است که هم اکنون در زمانحال، تداعی شده است. با این فرضیه می توان نوعی از دژاوو را که بارویدادهای صورت گرفته در گذشته در ارتباط هستند، توجیه کرد. در این الگو،رویدادهایی که در گذشته به وقوع پیوسته اند، در زمان حال تکرار می شوند وهمین تکرار شدن موجب ایجاد حس آشناپنداری در افراد می شود.

    فرضیه دیگری نیز در زمینه توانایی سفر ذهن در زمان وجود دارد که "آینده هولوگرافیک" نام دارد و با استفاده از شواهد بی شمار علمی ثابت می کند که دست کم برخیاز رویدادهای آینده را نیز می توان دید، دکتر بوهم و دکتر "پریبرام" فرضیهآینده هولوگرافیک را در دهه 1950 گسترش دادند و آن را "امیدوار کننده ترینراه حل ممکن برای کسانی که درگیر معمای پیش آگاهی و آشناپنداری نسبت بهآینده هستند،" دانسته اند.

    بر اساس این فرضیه، همه ما انسان ها دارایتوانایی پیش آگاهی هستیم اما باید بتوانیم بااستفاده از تمرین های ذهنیخاص، این توانایی بالقوه را شکوفا سازیم و قادر شویم تا به مسیرهای متعددآینده سری بزنیم.

    به طور کلی، بررسی های دانشمندان نشان داده که 60 تا 70 درصد موارد سفر به آینده و پیش آگاهی ذهنی، در خواب و در هنگامخواب دیدن روی می دهد که این مسئله حکایت از وجود این توانمندی در عمیقترین بخش های ذهن و روان ما دارد.

    پرسش کلیدی و مهمی که در این میانمطرح می شود، عبارت است از این که اگر فرضیه آینده هولوگرافیک و پیش آگاهیدرست باشد و ذهن ما بتواند به آینده سفر کرده و آنچه که در آینده رخ خواهدداد، مشاهده کند، پس آیا نمی توان به این نتیجه آزاردهنده و کابوس واررسیده که آینده ما با تمام جزئیات از پیش مشخص و تثبیت شده است و ما را ازاین آینده نوشته شده گریزی نیست؟ و آیا ما به مانند عروسک های دست و پابسته ای نیستیم که دست سرنوشت بر اساس فیلم نامه ای از پیش نوشته شده، مارا به بازی گرفته است؟ در پاسخ به این پرسش ها که جزو سوالات همیشگی وبنیادین بشر بوده و هست، باید گفت که خوشبختانه موارد بسیاری وجود دارند کهدر آنها از پیش آگاه شدن افراد از حوادث ناگواری که قرار بود در آیندهبرای آنها اتفاق بیفتد، در نهایت به نجات یافتن آن افراد منتهی شده و آنهارا از آینده که قرار بود برایشان روی دهد، رهانیده است.

    در توجیه اینموارد باید گفت که به دلیل وجود جهان های موازی و مسیرهای متعدد آینده، هرکدام از ما قادریم با افزون بر توانایی های ذهنی خود و درایت و روشن بینیبصری، از فرو افتادن در "آینده ای نامطلوب" اجتناب کرده و به سمت آیندههایی بهتر و زیباتر گام برداریم.

    در این میان، بروز تجربیاتی چوندژاوو (آشناپنداری) و پیش آگاهی را می توان به عنوان سیگنال هایی از گذشته وآینده برای هدایت ما به سمت مسیر درست زندگی مان در نظر گرفت. شاید شما هماین شعار تبلیغاتی مشهور مربوط به دوربین های "هندی کم سونی" را شنیدهباشید که می گویند: "دوربین زندگی، دگمه بازگشت به عقب ندارد"؛ اما میدانیم که دوربین زندگی ما، دگمه رفتن به جلو دارد.  

     

    ماوراء الطبیعه:

    نظر کسانی که به تناسخ –تجدید تجسم- اعتقاد دارند، درباره دژاوو این استکه این خاطرات، بخشهایی از خاطرات زندگی گذشته فرد هستند که هنگام قرارگرفتن در محیطی آشنا، به سطح ذهن فراخوانده میشوند. بد نیست بدانید حتیدر بین مسلمانان هم بعضی از عوام از آیه ۱۷۳ سوره مبارکه اعراف و تعریفعالم “ذر” چنین نتیجه گرفته اند که ما پیش از این یک بار در این جهان زیستهایم و این همان خاطرات است! که چنین تفسیر و نتیجه ای باطل است , گرچهمفسرین چنین تفسیری هم درباره آیه نکرده اند چراکه نتیجه آن چیزی شبیه همانتناسخ بودیسم است که در اسلام جایگاهی ندارد .

    عده دیگری میگویند کهاین پدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد میشود، به این ترتیب بدنشخص میتواند هنگام خواب، از مکانها و موقعیتهایی دیدن کند که بدن خاکی اوهرگز آنجا نبوده است.

     

    عصب شناسی:

    برخی ازدانشمندان می‌گویند که دژاوو ناشی از واکنش‌های عاطفی به وقایع مشابه است؛برخی دیگر خاطر نشان می‌کنند که مدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می‌شود کهرویدادی را کسری از ثانیه زودتر از واردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه اومی‌فرستند .

    بدین ترتیب که پیام های الکتریکی در مسیر اعصاب بواسطهمحرکهایی آنی و بر اثر برانگیختگی لحظه ای دچار کم و زیاد شدن سرعت شده ودر نتیجه دو نسخه مشابه از پیام در زمانهای متفاوت به مغز رسیده و و درنتیجه فرد احساس می‌کند که این واقعه قبلا برای او رخ داده است!

    نظریههایی نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیمکره مغز و همچنین تحریکاتبیش از حد سریع نورونی را عامل این پدیده می داند. شاید یکی از تصدیق شدهترین تئوریها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشمها باشد. درواقع یکچشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده رابه مغز میرساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظره ای منجرمیشود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شدهاست.

    این تئوری با وجود پذیرفتنی بودن، به خاطر سر و کار داشتن بالحظه بسیار کوتاهی از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفی گزارشات متعدد ازبروز حس دژاوو در افراد نابینا، تناقضی پر اهمیت در این ایده ایجاد نمود.

    فراروانشناسی دژاوو با پیش آگاهی، غیب گویی یا قوه درک فوق حساس، رابطهنزدیکی دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدی بر تواناییهای ذهنی ذکرمیشود. توضیحات غیر علمی این حالت را به پیش گویی، شهود و خاطرات زندگیگذشته مرتبط میداند.

    مصرف بعضی از داروها می‌تواند ، باعث شود احتمالدژاوو بالا برود. در سال ۲۰۰۱ مورد یک بیمار مبتلا به آنفلوآنزا گزارش شدکه برای تخفیف علایمش به وی آمانتادین و phenylpropanolamine تجویز شده بودو متعلقب آن، حالتی شبیه دژاوو در شخص ایجاد شده بود به طوری که در وسطدوره درمان فکر می‌کرد ، قبلا یک دوره درمان را به اتمام رسانده است. داروهایی که باعث افزایش دوپامین در مغز بشوند می‌تواند احتمال دژاوو راافزایش دهند.

     

    مواد مخدر

    بنا به گزارشهایموجود، بعضی مواد مخدر یا محرک احتمال بروز دژاوو را در مصرف کننده افزایشمیدهند. بعضی داروهای مخدر نیز با استفاده همزمان میتوانند حس دژاوو راایجاد نمایند. بنا بر یک گزارش، مرد سالمی که به آنفلوانزا مبتلا شده بودبا مصرف همزمان یک داروی ویروس کش و ضد حساسیت، دچار حالت توهم وآشناپنداری شده بود. این تجربه برای او چنان جذاب بود که تمام داروهایتجویز شده خود را به همان ترتیب مصرف کرد و ماجرا را به عنوان یک موردمطالعاتی برای روانشناسان حکایت کرد.

     

    تناسخ

    نظر کسانی که به تناسخ تجدید تجسم اعتقاد دارند، درباره دژاوو این است کهاین خاطرات، بخشهایی از خاطرات زندگی گذشته فرد هستند که هنگام قرار گرفتندر محیطی آشنا، به سطح ذهن فراخوانده میشوند. عده دیگری میگویند که اینپدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد میشود، به این ترتیب بدناثیری شخص میتواند هنگام خواب، از مکانها و موقعیتهایی دیدن کند که بدنخاکی او هرگز آنجا نبوده است.

     

    دژاوو و ارتباط با بیماری‌های روانپزشکی

    بسیاری از روانشناسان به این نتیجه رسیده‌اند که بین احساس دژاوو وبیماری‌هایی روانپزشکی مانند روان‌گسیختگی (شیزوفرنی) و اضطراب ارتباطیوجود دارد. احتمال رخ دادن دژاوو در افرادی که این اختلالات را دارند،بیشتر است همچنین در افرادی که صرع قسمت گیجگاهی مغز دارند، دژاوو بیشتر ازهمه دیده می‌شود. مصرف برخی از داروها هم می‌تواند، باعث شود احتمال دژاووبالا برود. داروهایی که باعث افزایش «دوپامین» در مغز شوند، می‌تواننداحتمال دژاوو را افزایش دهند.

    البتهقویترین رابطه پاتولوژیک دژاوو با صرع توام با اختلال حافظه استو این ارتباط، محققان را به این نظریه سوق داده است که شاید دژاوو نوعیناهنجاری عصب شناختی است که با ترشحات الکتریکی نابجا در مغز رخ میدهد.

    که البته ین فرضیه , چنین نتیجه می دهد که عده کثیری از مردم دچارناهنجاری هستند!! چراکه بر اساس تحقیقات رسمی حدود ۷۰% افراد حداقل یک موردتجربه دژا وو را داشته‌اند, پس چندان نگران نباشید و بهتر است همان فرضیهغیب گو بودن یا قوه درک فوق حساس داشتن را برای خود قائل باشید !

     

    دژاوو، سینما و ادبیات

    در سریال‌ها و فیلم‌های گوناگونی به پدیده دژاوو اشاره شده است. از جملهمشهورترین فیلم‌ها می‌توان به فیلم درخشش (The Shining) اشاره کرد که در آنمتصدی هتل یک صحنه دژاوو دارد. در فیلم ماتریکس هم وقتی «نئو» گربه‌ای رادوبار می‌بیند، «ترینیتی» به او توضیح می‌دهد که او یک دژاوو داشته و اینپدیده ناشی از یک اشتباه در ماتریکس است و وقتی اتفاق می‌افتد که ماشین‌هاچیزی را تغییر می‌دهند. دژاوو همچنین عنوان فیلمی از تونی اسکات در سال۲۰۰۶با بازی «دنزل واشنگتن» است که در مورد مسافرت زمانی است.  

     

    وقتی دژاوو چند دسته می‌شود

    تعریف انواع دژاوو سخت است. آنهایی که در این زمینه مطالعه کرده‌اندمعمولاطبقه‌بندی‌های خاص خودشان را دارند که هر کدام به تئوری مربوط بهآن وابستهاست. «آلن بروان»، استاد روانشناسی دانشگاهمتودیست جنوبی، 3 طبقه‌بندیبرای دژاوو در نظر گرفته است. او اعتقاد دارداین پدیده در اثر اختلالعملکرد بیولوژیک مثل صرع، آگاهی ضمنی و ادراکمستقیم به وجود می‌آید. درسال 1983 نیز دکتر ورنون نپ،‌ مدیر موسسه اعصابسیاتل، 4 دسته‌بندی برایدژاوو از جمله صرع، ذهن متافیزیکی،‌ اسکیزوفرنی وتداعی‌کنندگی در نظرگرفت. اما انواع شایع دژاوو شامل 3 مورد زیر است:  

     

    انواع مختلف دژاوو

    دژاووکو deja vecu :این نوع آشناپنداری معمولا <قبلا زندگی شده> ترجمه می‌شود و درجمله‌ای به نقل از چارلز دیکنز (نویسنده مشهور انگلیسی) توضیح داده می‌شود. به گفته این نویسنده بزرگ همه ما احساسی را تجربه کرده‌ایم که گاهی بر ماچیره می‌شود، چنان که تصور می‌کنیم آنچه را که می‌گوییم و انجام می‌دهیم،قبلا گفته و انجام داده‌ایم، در زمانی دور، آنگاه که در میان همین چهره‌ها،اشیاء و موقعیت‌ها بوده‌ایم، کاملا می‌دانیم چه خواهیم گفت مانند این‌کهناگهان چیزی را به خاطر آورده باشیم.

    اغلب افراد هنگامی که از دژاووصحبت می‌کنند در حقیقت دژاووکو را تجربه کرده‌اند. اگرچه این حالت معمولادرباره اتفاقات بسیار پیش‌پا افتاده رخ می‌دهد، اما احساس آن به قدریتکان‌دهنده است که حتی تا سالها بعد در ذهن شخص باقی خواهد ماند.

    دژاووکو به تجربه‌ای دلالت می‌کند که حواسی بیش از حس بینایی را درگیرمی‌کند و به همین دلیل عبارت دژاوو به معنی از پیش دیده شـده نـمـی‌توانددر توضیح این پدیده صحیح باشد. در چـنین وضعیتی حواس انسان تا حد زیادی بهجزییات توجه کرده و شخص تصور می‌کند همه‌چـیـز هـمـان‌طـور کـه قبلا اتفاقافتاده به وقوع مـی‌پـیـونـدد. اخـیـرا دانـشـمـنـدان و مـحققان علمروان‌شناسی این اصطلاح را برای توصیف احساس بسیار قوی و ماندگار پدیدهآشناپنداری به کار می‌برند که در اثر نوعی ناهنجاری حافظه رخ می‌دهد.

     

    دژاسنتی deja senti‌‌:این پدیده حالتی است که شخص حس می‌کند چیزی را قبلا احساس کرده است. اینتجربه به‌رغم دژاووکو منحصرا یک واقعه ذهنی است و هیچ جنبه الهامی در آنوجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقی می‌ماند. اینیادآوری معمولا با شنیدن صدای کسی یا افکار شفاهی خود فرد آغاز می‌شود وفرد تصور می‌کند عباراتی که نشان از یادآوری گذشته است در ذهنش شکل گرفتهاست، اما یکی دو دقیقه بعد هیچ‌یک از کلماتی که موجب این یادآوری شده استرا به خاطر نمی‌آورد و تنها احساس می‌کند که این احساس مشابه دفعات دیگریاست که آن را تجربه کرده است.

     

    دژاویزیته deja visite:این نوع آشناپنداری کمتر شایع است و عبارت است از احساس آشنایی غیرواقعینسبت به یک مکان جدید. این عبارت از پیش دیده شده معنی می‌شود. در این حالتشـخـص در مکانی جدید احساس می‌کند این مکان را می‌شناسد و حتی قبل از اینمسیرهای مختلف را در شهر یا عمارت طی کــرده اســت. عــده‌ای ازپـــژوهــشــگـــران ایـــن نـــوع آشناپنداری را به رویا، تناسخ و همچنینتجربیات خروج روح از بـدن مـرتـبط ساخته‌اند. همچنین عده‌ای بر این باورندکه مطالعه فراوان درباره جزییات یک مکان خاص می‌تواند موجب بروز چنین حسیشود.

     

    برای تشخیص دژاویزیته از دژاووکو مهمترین نکته این است که منبع احساس را بیابیم.

    منبع بروز دژاووکو، رخدادی زمانی است و این در حالی است که در حالت دژاویزیته، ذهن ما با یک مکان احساس آشنایی می‌کند.  

     

    هیپتونیزم همه چیز را افشا می‌کند

    مولین و اوکونور تصور می‌کنند که آشناپنداری نتیجه جدایی بین آشنایی ویادآوری است. حتما می‌دانید که ما می‌توانیم نسبت به چهره یا نام افراداحساس آشنایی داشته باشیم بدون این که حتی به یاد بیاوریم کجا با آن برخوردکرده‌‌ایم.

    اوکونور و مولین با استفاده از هیپتونیزم توانستند حسعجیب‌تری از آشنایی در افراد ایجاد کنند و آنها را در وضعیتی مشابهآشناپنداری قرار دهند. به یک گروه از افراد پازلی برای چیدن داده شد. سپس،در حالت هیپنوتیزم از آنها خواسته شد که همان پازل را مجددا حل کنند امانباید آن را به یاد بیاورند.

    از گروه دیگری بدون آن که پازل را قبلادیده باشند زیر هیپنوتیزم به آنها گفته شد که پازلی به آنها داده خواهد شد وبه آنها احساس آشنایی دست خواهد داد که علت آن را نمی‌دانند. هر دو حالتموجب ایجاد آشنایی عجیبی شد که بعضی از افراد آن را مشابه آشناپنداری عنوانکردند. مولین و اوکونور امیدوارند که توانایی آنها در ایجاد حالتی مشابهآشناپنداری در آزمایشگاه به آنها برای بررسی بیشتر این پدیده کمک کند. آنهابر این باورند این آزمایش نشان می‌دهد که آشنایی و یادآوری تفکیک‌پذیرند، واین که شما می‌توانید احساس آشنایی داشته باشید بدون آن که قبلا آن موضوعرا تجربه کرده باشید.

    مطـالـعات انجام شده روی مغز توسط جان آلـگـتـون ومـالـکـوم بـراون از دانـشگاه کاردیف انگلستان که اخیرا بررسی تصاویر مغزیو مطالعه روی حیوانات آزمایشگاهی را به پایان رسانده‌اند از این نظریهحمایت می‌کند که مدارهای مختلفی در مغز یادآوری و آشنایی را تنظیم می‌کنند. آنها می‌گویند که قسمت‌های مختلف بخش داخلی گیجگاهی مغز که در دوطرف مغزقرار دارند، مسوول جنبه‌های مختلف به یادآوری حافظه هستند. ناحیه خمیده‌ایکه از مرکز این بخش عبور می‌کند و هیپوکامپ نام دارد به خاطر آوردن را ازطریق حافظه شخصی تنظیم مـی‌کـنـد. ضمنا مطالعات نشان می‌دهند که نواحیاطــراف هـیـپـوکـامـپ کـه پــاراهـیـپــوکــامــپ نـامـیـده می‌شود دراحساس آشنایی نقش دارد. این نتایج با شواهد اسکن مغزی مرد لهستانی که درابتدا معرفی شد و افراد مشابه وی جور درمی‌آید. در اسکن مغزی این افرادتخریب عظیم سلول‌های عصبی در بخش گیجگاهی داخلی دیده می‌شود. هـمچنین صرعیکه منشاء آن بخش گیجگاهی داخلی باشد پیش‌درآمدهای آشناپنداری می‌شود که ایننیز تایید دیگری بر یافته‌های فوق می‌باشد.

    این احتمال وجود دارد کهمولین و کلیرلی هر دو درست گفته باشند. قسمتی از قشر مغز به نام قشر پریرینال اطلاعات مربوط به ارتباط‌های فضایی، زمانی، مکانی و ترتیب وقایع راثبت می‌کند. بنابراین احساسات طبیعی آشنایی می‌توانند از مناظر وموقعیت‌های مختلف ناشی شوند. درواقع به نظر آلن بروان، روان‌شناس دانشگاهساترن‌متودیست در دالاس تگزاس راه‌های زیادی برای ایجاد آشنایی کاذب وجوددارد. آزمایش‌های او امکان وقوع حالات دیگری را بیان می‌کند. به عنوانمثال، او از گروهی از افراد خواست که برای یک لحظه به منظره‌ای نگاه کنند ومدتی بعد به آنها اجازه داد که منظره را با دقت بیشتر تماشا کنند. اومی‌گوید اگر به منظره‌ای برای یک لحظه نگاه کرده باشید و مدتی بعد همانمنظره را دوباره ببینید به نظر می‌رسد که قبلا آن منظره را دیده‌اید ولیفاصله زمانی آن بسیار کوتاه‌تر از فاصله زمانی واقعی به نظر می‌آید.

    مـشـکل اصلی برای توضیح آشناپنداری این نیست که چگونه می‌توانید بدون آن کهچیزی را بشناسید برایتان آشنا باشد، بلکه مشکل واقعی این اسـت کـه چـراایـن احساس باعث آشفتگی ما می‌شود. اد وایلد از انستیتو اعصاب در لندن بیانمــی‌کـنـد کـه خـلـق و هـیـجـان نـیـز در احـسـاس آشناپنداری سهیم‌اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    فضای " دجا – وو " در مغز کشف شد

    گروهی از دانشمندان آمریکایی برای اولین بار فضایی از مغز را کشف کردند که مسئول احساس پدیده ای با عنوان " دجا- وو " است.

    به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، پدیده " دجا – وو" در حقیقت یک احساس درونی است که زمانی که فرد باموقعیتی در زمان حال مواجه می شود ، احساس می کند که این اتفاق را در گذشته ای نامعلوم تجربه کرده است.

    تا کنون هیچ توضیح علمی برای علت وقوع این حس ارائه نشده بود، اما به تازگی گروهی از دانشمندان ام آی تی ( موسسه تکنولوژی ماساچوست بوستن ) برای اولین بار موفق به کشف فضای مسئول این احساس شده اند.

    در این خصوص پروفسور سوزومو تونگاوا ، استاد زیست شناسی و علوم اعصاب ام آی تی و برنده نوبل پزشکی در سال 1987 اظهار داشت : " قلب مغز انسان فضایی با عنوان هیپوکمپوس است که در حقیقت نوعی ماشین حساب ، تجسم کننده و بررسی کننده اطلاعات مربوط به حافظه است. این فضا، از مکان هایی که انسان مشاهده می کند و تجربیاتی را که کسب می کند نقشه برداری کرده و برای استفاده در آینده آرشیو می کند. اما هنگامی که دو تجربه بسیار شبیه به هم آغاز می شوند، این نقشه های ذهنی به روش های مختلفی تعبیر و بازخوانی می شوند."

    نتایج این تحقیقات که در تازه ترین شماره مجله علمی ساینس منتشر شده است ، نشان می دهد که این پدیده ، نتیجه عملکرد ناهنجار مغز در بررسی و محاسبه اطلاعات جدید است .

    در این خصوص " تونگاوا" توضیح داد: " این توانایی برای تمام حیوانات باهوش همانند انسان دایده می شود، این پدیده این امکان را فراهم می کند که این دسته از جانوران اطلاعات زمان حال را برای استفاده در آینده ذخیره کنند. توانایی حافظه به انسان اجازه می دهد که به سرعت مکان ها ، چهره ها و تجربیات متفاوتی را که در سنین مختلف بدست آورده شناسایی کنند."

    این دانشمندان امیدوارند با این کشف راه های جدیدی در درمان بیماری آلزایمر پیدا کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    دژاوو... دژاوو چیست؟

    دژاوو یک کلمه فرانسوی است و به حالتی اطلاق می‌شود که در‌ آن شخص احساس می‌کند، چیزی را که در حال رخ دادن است، قبلا تجربه کرده است. برای اولین بار امیلی بویراک، دانشمند فرانسوی در سال ۱۸۶۷ این واژه را در توصیف این پدیده به کار برد. این پدیده کمی پیچیده است و تئوری‌های متفاوتی در مورد آن وجود دارد اما حدود ۷۰درصد از مردم اظهار می‌کنند، این احساس را تجربه کرده‌اند. هرچند بیش­تر این اتفاق در افراد ۱۵ تا ۲۵ سال می‌افتد و دانشمندان عقیده دارند با بالارفتن سن این اتفاق کمتر می‌افتد. این پدیده در میان افراد با درآمد بالا و تحصیلات عالی و هم­چنین آنهایی که زیاد سفر می‌روند، بیشتر دیده شده است. اما آن­چه اتفاق می‌افتد این است که فردی که دژاوو را تجربه می‌کند گاهی یک حس قوی نسبت به این‌که حادثه مورد نظر قبلا در گذشته برایش رخ داده، دارد.

     

    فرضیه‌ها و آزمایش‌های مختلف

    بیش از ۴۰ تئوری درباره این که دژاوو چیست و چه علتی دارد وجود دارد؛ ۲ قرن است که مردم سعی می‌کنند دلیل این پدیده را کشف کنند که از فلاسفه و روانشناسان تا کارشناسان ماورالطبیعه هر کدام نظری دارند. فروید معتقد است، این تجارب ناشی از امیال سرکوب شده یا خاطرات مربوط به یک رویداد استرس‌زاست که افراد نمی‌توانند به­طور طبیعی به آن دسترسی پیدا کنند. در مطالعه‌ای که در دانشگاه «دوک» انجام شد آنها عکس‌های متنوعی از مکان‌های متفاوت را به گروهی از دانش‌‌آموزان نشان دادند با این سؤال که کدام مکان برای آنها آشناتر است. هرچند قبل از نشان­دادن عکس‌ها، آنها تمام عکس‌ها را برای حدود ۱۰ تا ۲۰ ثانیه تماشا کردند. در این آزمایش عکس‌هایی که به­طور ناکافی مشاهده شده بودند به میزان زیادی آشناتر نشان داده می‌شدند. مطالعه دیگری که توسط آلن براون انجام شده تئوری «تلفن همراه» را برای این پدیده در نظر گرفته است. به این معنا که وقتی توسط چیزی ذهنتان منحرف می‌شود ممکن است توجه چندانی به اطراف‌تان نداشته باشد اما واقعا این چیزها به صورت آگاهانه در حال ثبت شدن هستند. در سال ۲۰۰۱یک بیمار مبتلا به آنفلوآنزا گزارش شد که برای تخفیف علائمش به او آمانتادین و phenylpropanolamine تجویز شده بود. بعد از آن، حالتی شبیه دژاوو در شخص ایجاد شده بود به­طوری که در وسط دوره درمان فکر می‌کرد، قبلا یک دوره درمان را به اتمام رسانده است. عده‌ای هم دژاوو را با رؤیاها مرتبط می‌دانند، آنها معتقدند از آنجا که بیشتر خواب‌ها صبح روز بعد به یاد آورده نمی‌شوند، بعضی از آن‌ها به حافظه بلندمدت منتقل می‌شوند و بعدها در شرایط واقعی مشابه، شخص سایه‌ای از رؤیاها را به یاد می‌آورد و تصور می‌کند آن وقایع را قبلا تجربه کرده است.

    عده­ای می­گویند که این پدیده به­خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد می­شود، به این ترتیب بدن شخص می­تواند هنگام خواب، از مکان­ها و موقعیت­هایی دیدن کند که بدن خاکی او هرگز آن­جا نبوده است.

    برخی از دانشمندان می‌گویند که دژاوو ناشی از واکنش‌های عاطفی به وقایع مشابه است؛ برخی دیگر خاطر نشان می‌کنند که مدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می‌شود که رویدادی را کسری از ثانیه زودتر از واردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه او می‌فرستند.

    بدین ترتیب که پیام­های الکتریکی در مسیر اعصاب بواسطه محرک­هایی آنی و بر اثر برانگیختگی لحظه­ای دچار کم و زیاد شدن سرعت شده و در نتیجه دو نسخه مشابه از پیام در زمان­های متفاوت به مغز رسیده و و در نتیجه فرد احساس می‌کند که این واقعه قبلا برای او رخ داده است!

    نظریه­هایی نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیمکره مغز و هم­چنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی را عامل این پدیده می­داند. شاید یکی از تصدیق شده­ترین تئوری­ها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشم-ها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آن-چه دیده را به مغز می­رساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظره­ای منجر می­شود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

     

    علم چه می‌گوید؟

    به تازگی مطالعه‌ای روی افرادی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند انجام شده که در آن ۴ نفر از شهروندان انگلیسی ابراز کردند، به­طور مداوم این حالت را تجربه می‌کنند. آنها از تماشای اخبار اجتناب می‌کنند، زیرا احساس می‌کنند قبلا آنها را دیده‌اند و می‌دانند چه چیزی قرار است گفته شود. پژوهشگران دانشگاه ام‌آی‌تی طی تحقیقی به این نتیجه رسیده‌اند که مرکز مغز فرد که هیپوکمپوس نام دارد، نوعی ماشین حساب، تجسم‌کننده و بررسی­کننده اطلاعات مربوط به حافظه است. این فضا از مکان‌هایی که فرد می‌بیند یا تجربه می‌کند نقشه‌برداری و برای استفاده در آینده ذخیره می‌کند. اما هنگامی­که ۲ تجربه شبیه هم آغاز می‌شود، این نقشه‌های ذهنی به روش‌های مختلفی تعبیر و بازخوانی می‌شوند. نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد این پدیده، نتیجه عملکرد ناهنجار مغز در بررسی و محاسبه اطلاعات جدید است. آنها احتمال می‌دهند، مدارهایی که وقتی چیزی را به­خاطر می‌آورید فعال می‌شوند در افراد تجربه­کننده دژاوو همیشه در حالت «روشن» است. در طول سال‌ها بسیاری از دانشمندان سعی در نادیده­گرفتن ارتباط این پدیده با تجارب زندگی گذشته داشتند. اما حالا آنها سعی دارند با مطالعه حافظه به کشف چیزهای بیش­تری درباره اینکه چگونه حافظه شکل می‌گیرد،‌ ذخیره و بازیابی می‌شود دست پیدا کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    فضای " دجا – وو " در مغز کشف شد

    گروهی از دانشمندان آمریکایی برای اولین بار فضایی از مغز را کشف کردند که مسئول احساس پدیده ای با عنوان " دجا- وو " است.

    به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، پدیده " دجا – وو" در حقیقت یک احساس درونی است که زمانی که فرد باموقعیتی در زمان حال مواجه می شود ، احساس می کند که این اتفاق را در گذشته ای نامعلوم تجربه کرده است.

    تا کنون هیچ توضیح علمی برای علت وقوع این حس ارائه نشده بود، اما به تازگی گروهی از دانشمندان ام آی تی ( موسسه تکنولوژی ماساچوست بوستن ) برای اولین بار موفق به کشف فضای مسئول این احساس شده اند.

    در این خصوص پروفسور سوزومو تونگاوا ، استاد زیست شناسی و علوم اعصاب ام آی تی و برنده نوبل پزشکی در سال 1987 اظهار داشت : " قلب مغز انسان فضایی با عنوان هیپوکمپوس است که در حقیقت نوعی ماشین حساب ، تجسم کننده و بررسی کننده اطلاعات مربوط به حافظه است. این فضا، از مکان هایی که انسان مشاهده می کند و تجربیاتی را که کسب می کند نقشه برداری کرده و برای استفاده در آینده آرشیو می کند. اما هنگامی که دو تجربه بسیار شبیه به هم آغاز می شوند، این نقشه های ذهنی به روش های مختلفی تعبیر و بازخوانی می شوند."

    نتایج این تحقیقات که در تازه ترین شماره مجله علمی ساینس منتشر شده است ، نشان می دهد که این پدیده ، نتیجه عملکرد ناهنجار مغز در بررسی و محاسبه اطلاعات جدید است .

    در این خصوص " تونگاوا" توضیح داد: " این توانایی برای تمام حیوانات باهوش همانند انسان دایده می شود، این پدیده این امکان را فراهم می کند که این دسته از جانوران اطلاعات زمان حال را برای استفاده در آینده ذخیره کنند. توانایی حافظه به انسان اجازه می دهد که به سرعت مکان ها ، چهره ها و تجربیات متفاوتی را که در سنین مختلف بدست آورده شناسایی کنند."

    این دانشمندان امیدوارند با این کشف راه های جدیدی در درمان بیماری آلزایمر پیدا کنند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    چقدر این صحنه برایم آشناست!

    گاهی اوقات هنگامیکه برای اولین بار به مکانی وارد می شوید یا فردی را برای نخستین بارملاقات می کنید،ولی احساس می کنید که آن مکان یا فرد را قبلاً شناخته ودیده اید،بدانید که دژاوو یا آشنا پنداری به سراغ شما نیز آمده است.دژاووچند نوع دارد.

    انواع دژاوو عبارت اند از:

    دژاووکو:در این حالت شخص به این اطمینان می رسد که همه چیز دقیقا همان طور که قبلا اتفاق افتاده بود تکرار می شود.

    دژاسنتی:ایننوع آشنا پنداری حالتی را شامل می شود که در آن شخص حس می کند که چیزی راقبل از وقوع آن حس کرده است.دژا ویزیته:طی این حالت آشنا پنداری فرد درمکانی که برای اولین بار در آن حضور دارد احساس آشنایی می کند.

    علم به ما چه می گوید؟

    یکی از توضیح های بیولوژی این پدیده به ساختار مغز و سیگنال های حسی و عصبی آن مربوط می شود.بر اساس این فرضیه،فاصله ی اندک بین دریافت اطلاعات از دو چشم موجب می شود تا دریافت و درک دو مرحله ای از یک رویداد به وقوع بپیوندد. دومین توضیح علمی در توجیه دژاوو وجود تفاوت در فرایند درک زمان متمرکز شده است.بر اساس این فرضیه پدیده ی دژاوو بر اثر بروز اختلال در شناخت زمان و ارسال و دریافت سیگنال های گوناگون توسط مغز روی می دهد .دکتر کلری پدیده دژاوو را مترادف با مواردی می داند که در آنها یک چیز به اصطلاح روی نوک زبان ما قرار دارد و یا یک چهره برای ما بسیار آشنا است ، اما قادر با شناختن و به یاد آوردن اسم صاحب چهره نیستیم .

    بعضی روان شناسان به ایننتیجه رسیده اند که بروز اختلال و بی نظمی ارتباطی بین هیپو کامپوس ( کهمسئول ایجاد حس آشنایی و مأنوس بودن با برخی مکان ها ،افراد و اشیا است ) می تواند نقشی تعیین کننده در شکل گیری پدیده دژاوو داشته باشد .

    آن سوی علم

    در این قسمت قصد داریم تا با دیدی فرا علمی و فرا طبیعی به دژاوو و پدیده های مشابه بنگریم .یکی از فرضیه های پر طرفدار در این زمینه " گذشته همچون هولو گرام " است که به وسیله دکتر بوهم و همکارانش در دهه 1940 ارائه شده است .بر اساس این فرضیه ،گذشته کاملا از دست نرفته است و هنوز در قالب هایی که در دسترس ادراک بشری است ،وجود دارد ؛و ذهن هایز قدرتمند و با استعداد می توانند به اتفاق های گذشته دست یابند . دژاوو را نیز میتوان با کمک همین فرضیه توجیه کرد و ادعا نمود که به وجود آمدن حس آشنا پنداری با یک مکان یا چهره خاص ، به دلیل وجود خاطره ای مشترک بین ذهن فرد و آن مکان یا چهره خاص در گذشته بوده است که هم اکنون در زمان حال ، تداعی شده است .با این فرضیه می توان نوعی از دژاوو که با رویداد های صورت گرفته در گذشته در ارتباط هستند توجیه کرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    آشناپنداری، عجیب ترین تجربه مغزی انسان

    یـک مـرد لهستانی 80 ساله مهاجر که سابقا مهندس بوده است، می‌دانست که مشکل حافظه دارد اما همسرش این حالت او را یک احساس آشناپنداری (دژاوو)‌ پایدار توصیف می‌کرد. این مرد از تماشای تلویزیون و خواندن روزنامه امتناع و ادعا می‌کرد که همه این چیزها را قبلا دیده است. وقتی او برای پیاده‌روی به خارج از منزل می‌رفت، می‌گفت که هر روز همان پرنده‌ها روی همان درختان آواز می‌خوانند و همان ماشین‌ها در همان موقع از کنارم می‌گذرند. پزشک خانوادگی او گفت که او باید به یک متخصص حافظه مراجعه کند ولی وی نپذیرفت.

    آشناپنداری می‌تواند برای هر کسی اتفاق بیفتد. این حالت چیزی بیش از این احساس است که شما چیزی را قبلا دیده‌اید یا کاری را قبلا انجام داده‌اید. در واقـع آشـنـاپـنداری یک احساس تکاندهنده، نامناسب و گاهی وقت‌ها آزاردهنده از تکرار دوباره تاریخ است.

    بـه ایـن تـرتـیـب شـمـا نـمـی‌تـوانید بگویید که رویارویی قبلی شما کجا اتفاق افتاده است و این موقعیت می‌تواند مانند یک فکر قبلی یا رویا باشد.

    آشناپنداری چگونه توجیه می‌شود؟

    اکنون می‌دانیم که مرد لهستانی که در مورد آن صحبت شد، دچار حالتی است که به آن دمانس گفته می‌شود. این مرد و سایر کسانی که مبتلا به دمـانـس هـسـتـنـد، دچـار آشـنـاپنداری‌های پایدار می‌شوند. همچنین دیده شده است که گروهی از افراد مبتلا به صرع قبل از وقوع صرع، آشناپنداری را تجربه می‌کنند. این نمونه‌ها به دانشمندان کمک می‌کند که این فرآیند را به طور عملی بررسی کنند و رازهای نهفته آن را کشف کنند. آشناپنداری نه‌تنها پنجره‌ای به درون عجایب حافظه ما می‌گشاید؛ بلکه سرنخ‌هایی درباره آنچه ما ارتباط بین واقعیت، تصور، رویا و یادآوری می‌نامیم، به دست می‌دهد.

    اولین توضیح زیستی آشناپنداری بر این پایه است که دو پیام حسی در مغز ــ احتمالا یکی از هریک از چشم‌ها یا یکی از هریک از نیمکره‌های مغز ــ به علتی از هماهنگی خارج می‌شود و موجب می‌شود فرد، واقعه مشابهی را تجربه کند. دوبینی مغزی نامی بود که در ابتدا برای فرآیند مسوول این عارضه انتخاب شد؛ اما شواهد امر با آن متناقض بود.

    اطلاعات دو چشم در تجزیه و تحلیل بینایی خیلی زود و قبل از آن که حسی را درک کنیم، باهم می‌آمیزند. علاوه بر آن آشناپنداری در افراد نابینا نیز رخ می‌دهد (توجه داشته باشید که آشناپنداری فقط به دیدن مربوط نمی‌شود و فعالیت‌ها را نیز دربر مـی‌گـیـرد)‌. ایـن مـطـلـب تـوسـط کـریـس مـولین، روان‌شناس دانشگاه لیدز انگلستان تایید شده است.

    افرادی وجود دارند که برای رهایی از صرع غیرقابل درمان، ارتباط بین دو نیمکره مغزی آنها توسط جراحی قطع شده است. در صورتی که فرضیه دوبینی مغزی درست می‌بود، باید انتظار می‌داشتید که این افراد دچار آشناپنداری پایدار شوند؛ در حالی که تاکنون گزارشی مبنی بر وقوع این حالت منتشر نشده است.

    دومین توضیح شهودی وجود نوعی از انحراف در درک زمان است. پیام‌های ورودی به گونه‌ای اشتباه تفسیر می‌شوند و با برچسب زمانی نامناسبی مشخص می‌شوند و باعث می‌شود که تجربیات به اشتباه قدیمی یا جدید طبقه‌بندی شوند. اگر سیستم حافظه مانند یک نوار ضبط باشد، گویی سوزن ضبط با سوزن بازپخش تداخل کرده است. این یک مقایسه جالب است اما به نظر می‌رسد که فاقد اساس آناتومیک مغزی باشد.

    هم‌اکنون تئوری دیگری پدیدار شده است. به نظر می‌رسد آشناپنداری به این علت مانند تکرار یک تجربه قبلی به نظر می‌رسد که در حقیقت تا اندازه‌ای این احساس را در ما ایجاد می‌کند. ‌آنی کلیرلی، روانشناس دانشگاه کلرادو در فورت کولینز به خاطر علاقه‌اش به اختلالات حافظه این نظریه را مطرح کرد. او با در نظر گرفتن مواردی چون هنگامی که احساس می‌کنیم مطلب درست سر زبـانـمان است یا وقتی چهره یک فرد برای ما آشناست اما او را به خاطر نمی‌آوریم، سعی کرد همتاهایی برای آشناپنداری پیدا کند. او می‌گوید یـکـی از تـئـوری‌هـای آشناپنداری این است که مـی‌تـوانـد یـک فـرآیـنـد مـربوط به حافظه باشد؛ خصوصیات یک وضعیت جدید ممکن است از تجربه‌های قبلی آشنا به نظر برسد.

    یک امکان این است که آشناپنداری بر پایه قسمت‌های مختلف حافظه که منشاء دقیقی دارند استوار است، مانند تشابه بین دو محیط یا چشم‌انداز دو منظر، تصور کنید در سالن خانه جدید دوست خود نشسته‌‌اند و به اطراف نگاه می‌کنید. ناگهان با این احساس ترس‌آور روبه‌رو می‌شوید که گویا قبلا اینجا بوده‌اید، در عین حال می‌دانید که این امکان‌‌پذیر نیست. کلیرلی این مطلب را این طور توضیح می‌دهد که احتمالا این حساس آشناپنداری شما به این خاطر است که چیدمان مبلمان مشابه چینشی است که قبلا در جای دیگری دیده‌اید و برایتان آشناست. اگرچه نظریه تشابه مورد تایید خیلی‌ها قرار گرفت اما مولین قانع نشد. شک مولین از آنجا ناشی شد که در یک مطالعه که او به همراه آکیرا اوکونور در دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس در میسوری انجام شد، به نکته جالبی دست یافت. این مطالعه روی یک مرد 39 ساله مبتلا به صرع انجام شد که قبل از وقوع صرع دچار آشناپنداری می‌شد. مدت زمان این آشناپنداری به اندازه کافی طولانی بود که بتوان در طول آن آزمایش‌های لازم را پیاده کرد.

    این محققان بیان کردند که اگر آشنایی پایه آشناپنداری باشد، باید بتوان با پرت کردن حواس فرد از چیزی که به آن نگاه می‌کند موجب توقف آشناپنداری شد. اما در این فرد مورد آزمایش، پرت کردن حواس توسط نگاه کردن به جایی دیگر و تـمـرکـز بـر آن نـتـوانـسـت موجب توقف تجربه آشناپنداری شود که نشان می‌دهد آشنایی نمی‌‌تواند کلید آشناپنداری باشد. مولین می‌گوید این حقیقت که قبل از وقوع صرع در بعضی‌ها آشناپنداری رخ می‌دهد، نشان می‌دهد که فعالیت اشتباه بعضی از قـسـمـت‌هـای مـغز باعث جابه‌جایی احساسات مربوط به آشنایی می‌شود.

    انواع مختلف دژاوو

    به گفته آرتور فانکهاورز، محقق سوئدی، سه نوع آشناپنداری وجود دارد.

    دژاووکو deja vecu : این نوع آشناپنداری معمولا <قبلا زندگی شده> ترجمه می‌شود و در جمله‌ای به نقل از چارلز دیکنز (نویسنده مشهور انگلیسی) توضیح داده می‌شود. به گفته این نویسنده بزرگ همه ما احساسی را تجربه کرده‌ایم که گاهی بر ما چیره می‌شود، چنان که تصور می‌کنیم آنچه را که می‌گوییم و انجام می‌دهیم، قبلا گفته و انجام داده‌ایم، در زمانی دور، آنگاه که در میان همین چهره‌ها، اشیاء و موقعیت‌ها بوده‌ایم، کاملا می‌دانیم چه خواهیم گفت مانند این‌که ناگهان چیزی را به خاطر آورده باشیم.

    اغلب افراد هنگامی که از دژاوو صحبت می‌کنند در حقیقت دژاووکو را تجربه کرده‌اند. اگرچه این حالت معمولا درباره اتفاقات بسیار پیش‌پا افتاده رخ می‌دهد، اما احساس آن به قدری تکان‌دهنده است که حتی تا سالها بعد در ذهن شخص باقی خواهد ماند. دژاووکو به تجربه‌ای دلالت می‌کند که حواسی بیش از حس بینایی را درگیر می‌کند و به همین دلیل عبارت دژاوو به معنی از پیش دیده شـده نـمـی‌تواند در توضیح این پدیده صحیح باشد. در چـنین وضعیتی حواس انسان تا حد زیادی به جزییات توجه کرده و شخص تصور می‌کند همه‌چـیـز هـمـان‌طـور کـه قبلا اتفاق افتاده به وقوع مـی‌پـیـونـدد. اخـیـرا دانـشـمـنـدان و مـحققان علم روان‌شناسی این اصطلاح را برای توصیف احساس بسیار قوی و ماندگار پدیده آشناپنداری به کار می‌برند که در اثر نوعی ناهنجاری حافظه رخ می‌دهد.

    دژاسنتی deja senti‌‌: این پدیده حالتی است که شخص حس می‌کند چیزی را قبلا احساس کرده است. این تجربه به‌رغم دژاووکو منحصرا یک واقعه ذهنی است و هیچ جنبه الهامی در آن وجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقی می‌ماند.

    این یادآوری معمولا با شنیدن صدای کسی یا افکار شفاهی خود فرد آغاز می‌شود و فرد تصور می‌کند عباراتی که نشان از یادآوری گذشته است در ذهنش شکل گرفته است، اما یکی دو دقیقه بعد هیچ‌یک از کلماتی که موجب این یادآوری شده است را به خاطر نمی‌آورد و تنها احساس می‌کند که این احساس مشابه دفعات دیگری است که آن را تجربه کرده است.

    دژاویزیته deja visite‌‌‌: این نوع آشناپنداری کمتر شایع است و عبارت است از احساس آشنایی غیرواقعی نسبت به یک مکان جدید. این عبارت از پیش دیده شده معنی می‌شود. در این حالت شـخـص در مکانی جدید احساس می‌کند این مکان را می‌شناسد و حتی قبل از این مسیرهای مختلف را در شهر یا عمارت طی کــرده اســت. عــده‌ای از پـــژوهــشــگـــران ایـــن نـــوع آشناپنداری را به رویا، تناسخ و همچنین تجربیات خروج روح از بـدن مـرتـبط ساخته‌اند. همچنین عده‌ای بر این باورند که مطالعه فراوان درباره جزییات یک مکان خاص می‌تواند موجب بروز چنین حسی شود.

    برای تشخیص دژاویزیته از دژاووکو مهمترین نکته این است که منبع احساس را بیابیم. منبع بروز دژاووکو، رخدادی زمانی است و این در حالی است که در حالت دژاویزیته، ذهن ما با یک مکان احساس آشنایی می‌کند.

    هیپتونیزم همه چیز را افشا می‌کند

    مولین و اوکونور تصور می‌کنند که آشناپنداری نتیجه جدایی بین آشنایی و یادآوری است. حتما می‌دانید که ما می‌توانیم نسبت به چهره یا نام افراد احساس آشنایی داشته باشیم بدون این که حتی به یاد بیاوریم کجا با آن برخورد کرده‌‌ایم.

    اوکونور و مولین با استفاده از هیپتونیزم توانستند حس عجیب‌تری از آشنایی در افراد ایجاد کنند و آنها را در وضعیتی مشابه آشناپنداری قرار دهند. به یک گروه از افراد پازلی برای چیدن داده شد. سپس، در حالت هیپنوتیزم از آنها خواسته شد که همان پازل را مجددا حل کنند اما نباید آن را به یاد بیاورند. از گروه دیگری بدون آن که پازل را قبلا دیده باشند زیر هیپنوتیزم به آنها گفته شد که پازلی به آنها داده خواهد شد و به آنها احساس آشنایی دست خواهد داد که علت آن را نمی‌دانند. هر دو حالت موجب ایجاد آشنایی عجیبی شد که بعضی از افراد آن را مشابه آشناپنداری عنوان کردند. مولین و اوکونور امیدوارند که توانایی آنها در ایجاد حالتی مشابه آشناپنداری در آزمایشگاه به آنها برای بررسی بیشتر این پدیده کمک کند. آنها بر این باورند این آزمایش نشان می‌دهد که آشنایی و یادآوری تفکیک‌پذیرند، و این که شما می‌توانید احساس آشنایی داشته باشید بدون آن که قبلا آن موضوع را تجربه کرده باشید.

    مطـالـعات انجام شده روی مغز توسط جان آلـگـتـون و مـالـکـوم بـراون از دانـشگاه کاردیف انگلستان که اخیرا بررسی تصاویر مغزی و مطالعه روی حیوانات آزمایشگاهی را به پایان رسانده‌اند از این نظریه حمایت می‌کند که مدارهای مختلفی در مغز یادآوری و آشنایی را تنظیم می‌کنند. آنها می‌گویند که قسمت‌های مختلف بخش داخلی گیجگاهی مغز که در دوطرف مغز قرار دارند، مسوول جنبه‌های مختلف به یادآوری حافظه هستند. ناحیه خمیده‌ای که از مرکز این بخش عبور می‌کند و هیپوکامپ نام دارد به خاطر آوردن را از طریق حافظه شخصی تنظیم مـی‌کـنـد. ضمنا مطالعات نشان می‌دهند که نواحی اطــراف هـیـپـوکـامـپ کـه پــاراهـیـپــوکــامــپ نـامـیـده می‌شود در احساس آشنایی نقش دارد.

    این نتایج با شواهد اسکن مغزی مرد لهستانی که در ابتدا معرفی شد و افراد مشابه وی جور درمی‌آید. در اسکن مغزی این افراد تخریب عظیم سلول‌های عصبی در بخش گیجگاهی داخلی دیده می‌شود. هـمچنین صرعی که منشاء آن بخش گیجگاهی داخلی باشد پیش‌درآمدهای آشناپنداری می‌شود که این نیز تایید دیگری بر یافته‌های فوق می‌باشد.

    این احتمال وجود دارد که مولین و کلیرلی هر دو درست گفته باشند. قسمتی از قشر مغز به نام قشر پری رینال اطلاعات مربوط به ارتباط‌های فضایی، زمانی، مکانی و ترتیب وقایع را ثبت می‌کند. بنابراین احساسات طبیعی آشنایی می‌توانند از مناظر و موقعیت‌های مختلف ناشی شوند. درواقع به نظر آلن بروان، روان‌شناس دانشگاه ساترن‌متودیست در دالاس تگزاس راه‌های زیادی برای ایجاد آشنایی کاذب وجود دارد. آزمایش‌های او امکان وقوع حالات دیگری را بیان می‌کند. به عنوان مثال، او از گروهی از افراد خواست که برای یک لحظه به منظره‌ای نگاه کنند و مدتی بعد به آنها اجازه داد که منظره را با دقت بیشتر تماشا کنند. او می‌گوید اگر به منظره‌ای برای یک لحظه نگاه کرده باشید و مدتی بعد همان منظره را دوباره ببینید به نظر می‌رسد که قبلا آن منظره را دیده‌اید ولی فاصله زمانی آن بسیار کوتاه‌تر از فاصله زمانی واقعی به نظر می‌آید.

    مـشـکل اصلی برای توضیح آشناپنداری این نیست که چگونه می‌توانید بدون آن که چیزی را بشناسید برایتان آشنا باشد، بلکه مشکل واقعی این اسـت کـه چـرا ایـن احساس باعث آشفتگی ما می‌شود. اد وایلد از انستیتو اعصاب در لندن بیان مــی‌کـنـد کـه خـلـق و هـیـجـان نـیـز در احـسـاس آشناپنداری سهیم‌اند.

    عجایبی از یک بیماری

    آشناپنداری به خودی خود مقوله عجیبی است و هنوز جنبه‌های مختلف آن به درستی شناخته نشده است. اما نکات جالب توجهی درباره آشناپنداری وجود دارد. مثلا این که حدودا 10 درصد مردم اظهار می‌کنند که هیچ وقت آشناپنداری را تجربه نکرده‌اند در حالی که برخی از افراد به طور مکرر دچار این حالت می‌شوند. کودکان برای اولین‌بار در حدود 8 یا 9 سالگی دچار این حالت می‌شوند که نشان می‌دهد درجه‌ای از بلوغ‌شناختی برای تجربه این حالت لازم است.

    جالب است بدانید که آشناپنداری با افزایش سن کمتر و در مواقع خستگی، اضطراب یا عصبانیت بـیـشـتـر مـی‌شـود. هـمـچـنین این حالت همراه با وضعیت‌هایی که باعث اختلال درک زمان می‌شوند (مانند صرع و اسکیزوفرنی) تشدید می‌شود. هرچند که ژنی برای آشناپنداری وجود ندارد، ممکن است که بعضی از ژن‌هایی که با صرع همراه هستند بعضی از ما را بیشتر در معرض آشناپنداری قرار دهند.

    وقتی که مشکلات شدت می‌گیرند

    قسمت‌هایی از مغز که به خاطر آوردن آشنایی و هیجان را تنظیم می‌کنند، به طور گسترده‌ای باهم ارتباط دارند. یک تحریک کوچک می‌تواند باعث احساس آشنایی خفیفی شود، در حالی که یک تحریک قوی می‌تواند به نواحی مجاور هیجانی سرایت کند و موجب احساس آشفتگی، سرنوشت شوم یا اخطار قبلی شود.

    در سال 1955، ویلور پینفیلد آزمایشی را انجام داد که در آن شـوکـهای الکتریکی ضعیفی را به قسمتهای مربوط به حافظه بلندمدت مغز وارد کرد و به این ترتیب نشان داد که دژاوو ضعیفی را حتی به طور مصنوعی نیز می‌توان ایجاد کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد 8 درصد از کسانی که در آزمایش شرکت کرده بودند تصور می‌کردند در گذشته زندگی می‌کنند.

    برخی از دانشمندان بر این باورند که نقش هـیـجـان در ایـجـاد حـس عـجـیـب‌پـنـداری کـه با آشناپنداری همراه است یک نقش محوری است. آنها بر این باورند که قسمت دیگری از مغز که آمیگدال نام دارد و با هیجان مرتبط است نیز در آشناپنداری نقش دارد.

    آنها می‌گویند احتمالا بدون برانگیخته شدن هیجان، مغز نمی‌تواند شخص یا مکانی که قبلا دیده‌اید را شناسایی کند. از سوی دیگر انگیزش نامتناسب هیجانات باعث می‌شود که احساس کنید موضوع برایتان آشناست در حالی که واقعا این‌طور نیست.

    آخــریــن جـزء آشـنـاپـنـداری، یـعـنـی احـسـاس غیرممکن بودن، احتمالا از بخش علت‌یابی مغز نـشـات مـی‌گـیرد. وقتی دانش عقلانی و غریزه هیجانی دو چیز مختلف را بیان می‌کنند، احساس می‌کنید که در این میان چیزی اشتباه است. این جزء‌نهایی در افراد مبتلا به دمانس وجود ندارد، بنابراین آنها این تجربیات خود را کاملا طبیعی می‌پندارند. در حالی که آشناپنداری در حال فاش‌‌کردن رازهای خود می‌باشد، هنوز راه طولانی وجود دارد تا متوجه شویم چگونه در برابر واقعیت، خیال‌پردازی، رویا یا تجربه تصمیم‌گیری می‌کنیم. در نـهـایـت بـه گـفته وایلد، آشناپنداری یکی از عـجیب‌ترین تجربه‌های مغزی در افراد طبیعی است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    دژاوو یا آشنا پنداری , حسی عجیب اما واقعی!

    احتمالا برای شما هم گاهی این اتفاق عجیب رخ داده است که پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کنید آن صحنه را قبلاً دیده‌اید و رویدادی که اکنون برای شما رخ داده است،عینا تکرار واقعه‌ای است که قبلا برای شما رخ داده است!

    دژاوو (Déjà vu ) کلمه ای فرانسوی به معنای "پیش از این دیده شده" است که در فارسی با عبارت آشنا پنداری توصیف میشود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ای کاملا جدید به آن دچار میشویم و تصور میکنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم.

    تجربه دژاوو غالبا با حسی از آشنایی و همچنین احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است. معمولا چنین حسی به یک رویا ربط داده میشود اما گاهی این حس به قدری قدرتمند است که شخص اطمینان دارد واقعا در گذشته شاهد این ماجرا بوده است. گاهی دژاوو با عبارت "به خاطر آوردن آینده" توصیف میشود.

    به نظر میرسد که تجربه دژاوو بسیار معمول باشد، در تحقیقات رسمی، بیش از 70% جمعیت جهان لا اقل یک مرتبه چنین حالتی را تجربه کرده اند. در ادبیات گذشته نیز اشاراتی به دژاوو دیده میشود و این نشان میدهد که این پدیده تنها مختص زمان ما نیست.

    بد نیست بدانید حتی در بین مسلمانان هم بعضی از عوام از آیه 173 سوره مبارکه اعراف و تعریف عالم "ذر" چنین نتیجه گرفته اند که ما پیش از این یک بار در این جهان زیسته ایم و این همان خاطرات است! که چنین تفسیر و نتیجه ای باطل است , گرچه مفسرین چنین تفسیری هم درباره آیه نکرده اند چراکه نتیجه آن چیزی شبیه همان تناسخ بودیسم است که در اسلام جایگاهی ندارد .

    عده دیگری میگویند که این پدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد میشود، به این ترتیب بدن شخص میتواند هنگام خواب، از مکانها و موقعیتهایی دیدن کند که بدن خاکی او هرگز آنجا نبوده است.

    برخی از دانشمندان می‌گویند که دژاوو ناشی از واکنش‌های عاطفی به وقایع مشابه است؛ برخی دیگر خاطر نشان می‌کنند که مدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می‌شود که رویدادی را کسری از ثانیه زودتر از واردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه او می‌فرستند .

    بدین ترتیب که پیام های الکتریکی در مسیر اعصاب بواسطه محرکهایی آنی و بر اثر برانگیختگی لحظه ای دچار کم و زیاد شدن سرعت شده و در نتیجه دو نسخه مشابه از پیام در زمانهای متفاوت به مغز رسیده و و در نتیجه فرد احساس می‌کند که این واقعه قبلا برای او رخ داده است

    نظریه هایی نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیمکره مغز و همچنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی را عامل این پدیده می داند. شاید یکی از تصدیق شده ترین تئوریها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشمها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده را به مغز میرساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظره ای منجر میشود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    نظر رائول براسکا

    رائول براسکا نویسنده‌ای آرژانتینی‌ست که آثارش برای نخستین بار با اجازه و اطلاع خودش به همین قلم به زبان فارسی ترجمه شده. داستان‌های کوتاه و بلند او در کشورهای مختلف با استقبال خوانندگان رو به‌ رو شده است. براسکا ضمن داستان‌نویسی در عرصه‌های دیگر از جمله ترجمه نیز طبع آزمایی کرده است. با براسکا از طریق آنا ماریا شوا و لوئیسا والنسوئلا آشنا شدم که در مجله گلستانه برای هر دو پرونده‌ای مفصل تدارک دیده بودم.

    1)زن و شوهر جوان رفته‌اند شهرِ بازی. زن می‌خواهد سوار سفینه‌ی فضایی شود، یک کشتی فضایی تیره‌رنگ که با سرعت سرسام‌آور از سراشیبی تندی می‌گذرد. مرد دوست ندارد، می‌ترسد. دعوا می‌کنند و زن به تنهایی می‌رود. مرد سَر خورده و تحقیر ‌شده احساس می‌کند که زندگی‌اش را به گند کشیده و آرزو می‌کند که او را رها کند. زن که برمی‌گردد، با خشم نگاهش می‌کند و صدایش درنمی‌آید. با تعجب می‌گوید حس غریبی دارد که انگار همه‌ی اینها را پیشتر تجربه کرده است. از آن لحظه به بعد اشتیاقش به شور و هیجان و آدرنالین هراس با میل به جواهر و سنگ‌های قیمتی جایگزین می‌شود. زندگی‌شان رو به بهبود می‌رود.

    2) غار عمیق و آرام است و می‌گویند جایگاه مردگان است. مرد می‌خواهد برود تو. ترسیده است. دعوا می‌کنند و مرد به تنهایی می‌رود. راه درازی می رود تا به ته غار برسد و متوجه می‌شود زمان زیادی گذشته و شاید جانوران خطرناک دم در غار پرسه برنند. برمی‌گردد زن را ببیند، اما خیلی دلش می‌خواهد او را با یکی دیگر عوض کند. وقتی بیرون می‌آید با خشم نگاهش می‌کند و صدایش درنمی‌آید. زن می‌گوید که حس غریبی دارد که انگار این لحظه را پیشتر تجربه کرده و دیگر نمی‌ترسد. با او به انتهای غار می‌رود. از آن لحظه به بعد دیگر دوست ندارد خود را با سنگ‌های قیمتی رنگارنگ بیاراید و علاقمند می‌شود که شب‌ها سوار سوار پتروداکتیل دایناسور پرنده شود. بعد از آن زندگی‌شان رو به بهبود می‌رود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    دژاوو یا آشنا پنداری Deja Vu

    دژاوو (Déjà vu ) کلمه ای فرانسوی به معنای "پیش از این دیده شده" است که در فارسی با عبارت آشنا پنداری توصیف میشود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ای کاملا جدید به آن دچار میشویم و تصور میکنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم.

    تجربه دژاوو غالبا با حسی از آشنایی و همچنین احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است. معمولا چنین حسی به یک رویا ربط داده میشود اما گاهی این حس به قدری قدرتمند است که شخص اطمینان دارد واقعا در گذشته شاهد این ماجرا بوده است. گاهی دژاوو با عبارت "به خاطر آوردن آینده" توصیف میشود.

    به نظر میرسد که تجربه دژاوو بسیار معمول باشد، در تحقیقات رسمی، بیش از 70% جمعیت جهان لا اقل یک مرتبه چنین حالتی را تجربه کرده اند. در ادبیات گذشته نیز اشاراتی به دژاوو دیده میشود و این نشان میدهد که این پدیده تنها مختص زمان ما نیست.

    Déjà vu

    بنابر گفته آرتور فانکهاوزر (Arthur Funkhouser) محقق سوئیسی، سه نوع عمده آشناپنداری وجود دارد:

    دژا وکو (déjà vécu)

    که معمولا "پیش از این دیده شده" یا "قبل از این تجربه شده" ترجمه میشود، در این نقل قول از چارلز دیکنز (Charles Dickens - 1870-1812 نویسنده مشهور انگلیسی) شرح داده شده است:

    " همه ما احساسی را تجربه کرده ایم که گاهی بر ما چیره میشود، گویی آنچه را میگوییم و انجام میدهیم، قبلا گفته و انجام داده ایم، در زمانی دور، آنگاه که در میان همین چهره ها، اشیاء و موقعیتها بوده ایم-و کاملا میدانیم چه خواهیم گفت، مانند اینکه ناگهان چیزی را به خاطر آورده باشیم. "

    منظور اکثر افراد هنگام صحبت از دژاوو در واقع دژا وکو است، آمار نشان میدهد که بیش از 70% افراد جهان به خصوص در سنین 15 تا 25 چنین تجربه ای داشته اند. این حالت معمولا درباره اتفاقاتی بسیار پیش پا افتاده رخ میدهد اما احساس آن به قدری تکان دهنده است که حتی تا سالها بعد در ذهن شخص باقی میماند.

    دژا وکو به تجربه ای دلالت میکند که حواسی بیش از حس بینایی را درگیر میکند و به همین دلیل عبارت دژاوو-به معنای از پیش دیده شده- نمیتواند چندان صحیح باشد. حواس انسان تا حد زیادی به جزئیات توجه کرده و شخص تصور میکند که "همه چیز" همانطور که قبلا اتفاق افتاده، به وقوع میپیوندد.

    اخیرا اصطلاح دژا وکو برای توصیف احساس بسیار قوی و ماندگار دژاوو به کار میرود که در اثر نوعی ناهنجاری حافظه رخ میدهد.

    دژا سنتی (déjà senti)

    این پدیده حالتی است که شخص حس میکند چیزی را قبلا "احساس کرده است". این تجربه منحصرا یک واقعه ذهنی است و هیچ جنبه الهام در آن وجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقی میماند.

    دکتر جان هالینز جکسون ( John Hughlings Jackson- 1911-1835 عصب شناس انگلیسی) در سال 1889 سخنان یکی از بیمارانش را که از نوعی صرع رنج میبرد، ثبت کرد:

    " آنچه توجه را به خود جلب میکند همان چیزی است که قبلا آنرا مشغول ساخته بود، اما برای مدتی فراموش شده بود و اکنون همراه با اندکی حس رضایت از اینکه در جستجویش بوده اند، بازگشته است...در همان حال یا دقیق تر بگویم در همان لحظه به طور مبهمی از اینکه این یادآوری چیزی موهوم بوده و حالت من عادی نیست، آگاه هستم.

    این یادآوری معمولا با شنیدن صدای کسی یا افکار شفاهی خودم آغاز میشود و تصور میکنم در چنین موقعیت غیر عادیی عباراتی چون "آه بله-متوجه شدم" و "البته، به یاد می آورم" در ذهنم شکل میگیرد، اما یکی دو دقیقه بعد هیچ یک از کلماتی که موجب این یادآوری شده را به خاطر نمی آورم. فقط به شدت احساس میکنم که این حس مشابه دفعات دیگری که در حالت غیر عادی به سر میبردم است."

    دژا ویزیته (Déjà visité)

    این پدیده کمتر شایع است و عبارت است از احساس آشنایی غیرواقعی نسبت به یک مکان جدید. ترجمه این عبارت "پیش از این بازدید شده " است و به این معناست که شخص در مکانی جدید احساس میکند محل را به خوبی میشناسد و حتی قبل از این مسیرهای مختلف را در شهر یا عمارت طی کرده است.

    چنین پدیده ای توسط مرتبط ساختن آن با رویا، تناسخ و همچنین تجربیات خروج روح از بدن شرح داده شده است. علاوه بر اینها عده ای بر این باورند که مطالعه فراوان درباره جزئیات یک مکان خاص میتواند موجب بروز چنین حسی شود.

    دو مثال مشهور از چنین موقعیتی توسط ناتانیل هاثورن (Nathaniel Hawthorne - نویسنده قرن نوزدهم آمریکا) درکتاب "خانه قدیمی ما" (Our Old Home) و همچنین سر والتر اسکات (Sir Walter Scott - نویسنده اسکاتلندی قرن 18 و 19) در کتاب گای مانرینگ (Guy Mannering) شرح داده شده است.

    هاوثورن مینویسد که ویرانه های یک قصر قدیمی در انگلستان برایش بی نهایت آشنا بوده است و او بعدها توانسته رد این شناسایی غریب را در نوشته های الکساندر پوپ (Alexander Pope-شاعر و هزل نگار انگلیسی قرن 17 و 18) بیابد که دو قرن پیش از او، در مطالب خود شرح مفصلی از این قصر نوشته بوده است.

    برای تشخیص دژاویزیته از دژاوکو، مهمترین نکته این است که منبع احساس را بیابیم. منبع بروز دژاوکو ، رخدادی زمانی است اما در حالت دژاویزیته، ذهن ما با یک مکان احساس آشنایی میکند.

    پژوهشهای علمی

    در سالهای اخیر، دژاوو موضوع تحقیقات مهم روانشناختی و نوروفیزیولوژی بوده است. محتمل ترین توضیح برای دژاوو این است که این حس، نوعی پیش آگاهی یا غیبگویی نیست، بلکه نوعی بی ترتیبی حافظه به شمار می آید و تصور "یاد آوری" یک تجربه است.

    توضیح این امر چنین است که احساس "به خاطرآوردن" دراکثر موارد بسیار قدرتمند و واضح است اما موقعیت تجربه "قبلی" (زمان، مکان و چگونگی این تجربه قدیمیتر) برای شخص کاملا نامشخص و گنگ است.

    همچنین، به مرور زمان اشخاص مورد مطالعه، داشتن حس دژاوو را به خوبی به خاطر دارند، اما اینکه این حس در کجا و چه موقعیتی رخ داده را به یاد نمی آورند. این حالت به خصوص میتواند ناشی از برخورد میان سیستمهای عصبی مربوط به حافظه کوتاه مدت (آنچه در زمان حال و نزدیک به آن رخ میدهد) و حافظه بلند مدت (آنچه در زمان گذشته و گذشته دور واقع شده) باشد.

    ارتباط با ناهنجاریها

    میان دژاوو و ناهنجاریهای روانی چون شیزوفرنی و اضطراب ارتباطاتی بالینی وجود دارد و احتمال رخ دادن تجربه آشناپنداری در مورد اشخاص مبتلا به چنین بیماریهایی بسیار افزایش میابد. البته قویترین رابطه پاتولوژیک دژاوو با صرع توام با اختلال حافظه است و این ارتباط، محققان را به این نظریه سوق داده است که شاید دژاوو نوعی ناهنجاری عصب شناختی است که با ترشحات الکتریکی نابجا در مغز رخ میدهد.

    مواد مخدر

    بنا به گزارشهای موجود، بعضی مواد مخدر یا محرک احتمال بروز دژاوو را در مصرف کننده افزایش میدهند. بعضی داروهای مخدر نیز با استفاده همزمان میتوانند حس دژاوو را ایجاد نمایند. بنا بر یک گزارش، مرد سالمی که به آنفلوانزا مبتلا شده بود با مصرف همزمان یک داروی ویروس کش و ضد حساسیت، دچار حالت توهم و آشناپنداری شده بود.

    این تجربه برای او چنان جذاب بود که تمام داروهای تجویز شده خود را به همان ترتیب مصرف کرد و ماجرا را به عنوان یک مورد مطالعاتی برای روانشناسان حکایت کرد.

    فرضیات عصب شناسی

    در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، اعتقاد بر این بود که دژاوو میتواند بر اثر زمان بندی نادرست پیامهای عصبی باشد. چنین تصور میشد که این اشتباه در تنظیم زمان، موجب میشود که مغز باور کند که برای بار دوم دچار تحریک عصبی شده در حالی که مغز یک پیام را با تاخیر دریافت نموده و در واقع یک رویداد واحد را دو بار تجربه میکند.

    تعدادی از نظریات مشابه این نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیمکره مغز و همچنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی نیز از آن دسته اند. شاید یکی از تصدیق شده ترین تئوریها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشمها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده را به مغز میرساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظره ای منجر میشود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

    این تئوری با وجود پذیرفتنی بودن، به خاطر سر و کار داشتن با لحظه بسیار کوتاهی از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفی گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابینا، تناقضی پر اهمیت در این ایده ایجاد نمود. فراروانشناسی دژاوو با پیش آگاهی، غیب گویی یا قوه درک فوق حساس، رابطه نزدیکی دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدی بر تواناییهای ذهنی ذکر میشود. توضیحات غیر علمی این حالت را به پیش گویی، شهود و خاطرات زندگی گذشته مرتبط میداند.

    رویاها

    عده ای اعتقاد دارند که دژاوو خاطره رویاهایی است که میبینیم. هرچند بخش بزرگی از رویاها معمولا به یاد نمی ماند، مغز شخص در حالت خواب دیدن در بخشهایی فعالیت نشان میدهد که کار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام میگیرد.

    چنین تصور میشود که رویاها با نادیده گرفتن بخش حافظه کوتاه مدت، مستقیما وارد حافظه دراز مدت میشوند. در این مورد، دژاوو میتواند خاطره رویایی فراموش شده باشد که با واقعه در حال وقوع، عناصری مشترک داشته باشد. این حالت مشابه حالتی است که دژا ریوه ( déjà rêvé) یا "قبل از این در رویا دیده شده" نام دارد.

    برخی از متافیزیسین ها معتقدند انسان در عالم قبل (عالم ذر) یکبار زندگی خود را در عالم فیزیکی، با کیفیتی متفاوت پشت سر گذاشته است و تمامی اتفاقاتی که در زندگی وی رخ می دهد را قبلا تجربه کرده است ولی پس از تولد در اثر انتقال به عالم فیزیکی و محدود شدن حواس ، آن خاطرات را فراموش کرده است. در مواقعی که برخی شرایط فراهم شود این خاطرات از سطوح ناخودآگاه به ذهن انسان راه پیدا می کند و دژاوو اتفاق می افتد .

    نظر کسانی که به تناسخ –تجدید تجسم- اعتقاد دارند، (اموضوع تناسخ از نظر اسلام صراحتا مردود است) درباره دژاوو این است که این خاطرات، بخشهایی از خاطرات زندگی گذشته فرد هستند که هنگام قرار گرفتن در محیطی آشنا، به سطح ذهن فراخوانده میشوند. عده دیگری میگویند که این پدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد میشود، به این ترتیب بدن اثیری شخص میتواند هنگام خواب، از مکانها و موقعیتهایی دیدن کند که بدن خاکی او هرگز آنجا نبوده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    معنای آشناپنداری

    توضیح علمی پدیده دژاوو در ارتباط مستقیم با فرآیند حافظه انسان است. در مغز قسمت‌های مختلفی وجود دارد که هر یک از آنها با حوادث گذشته، حال و آینده مرتبط است. به طور کلی قسمتهای فوقانی مغز با آینده، قسمتهای نزدیک به گیجگاه با گذشته و قسمتهای تحتانی با حال سر و کار دارند. در شرایط معمولی وقتی انسان به آینده فکر می‌کند یا به فکر رفتارهایی است که از خود نشان خواهد داد بخش فوقانی مغز فعال خواهد شد و زمـانـی کـه بـه خـاطـرات گـذشـته خود می‌اندیشد قسمتهای نزدیک به گیجگاه فعال خواهد شد.

    در ساختار مـغز بخشی به نام بادامه وجود دارد که مسوولیت هوشیاری ما را در زمان حال برعهده دارد. فعالیت این بـخـش سـبـب مـی‌شود بتوانید به موقع نسبت به اطراف خود عکس‌العمل نشان دهید. بادامه همچنین باعث تغییر سریع چهره در عکس‌العمل به اتفاقاتی که در اطراف شما رخ می‌دهد، خواهد شد. برای مثال وقتی انسان ضربه‌ای را از محیط دریافت می‌کند یا خبر ناراحت‌‌کننده‌ای را می‌‌شنود یا حتی ناگهان صدای بسیار بلندی را می‌شنود ناگهان چهره‌اش تغییر می‌کند. این تغییر چهره ناشی از فعالیت بخش بادامه در مغز خواهد بود. بادامه انسان احساس زندگی کردن در زمان حال را می‌دهد و در هر ثانیه 40 بار با توجه به اطلاعاتی که از محیط دریافت می‌شود، حالت و احساسی جدید را به انسان القا می‌کند.

    فعالیت بادامه در شرایط عادی آنقدر سریع است که معمولا توسط انسان احساس نمی‌شود و تنها با آزمایشات دقیق می‌توان آن را تشخیص داد. هـیـپـوتـالامـوس نـیـز بـخش دیگری از مغز است که مسوولیت حافظه کوتاه‌مدت انسان را برعهده دارد. هرگونه آسیب و صدمه‌ای که به این بخش وارد شود اختلالات شدیدی را در حافظه کوتاه‌مدت انسان به وجود خواهد آورد.

    اطـلاعـاتـی کـه از مـحـیـط اطـراف دریـافـت مـی‌شـونـد در حافظه کوتاه‌مدت نگهداری می‌شوند و بعد با حافظه بلندمدت مقایسه می‌شوند و در نتیجه فرد عکس‌العملی را در برابر این اطلاعات نشان مـی‌دهـد. در پـدیـده‌هـای آشـنـا‌پـنـداری اطلاعات دریافت‌شده به جای این که در بخشی که مسوول پردازش زمان حال است پردازش شوند به دلایل خاصی در بخش مـربـوط بـه حـافظه کوتاه‌مدت یا بلندمدت پردازش می‌شوند. در شرایطی که فرد با پدیده دژاوو مواجه می‌شود مغز انسان با تغییرات شیمیایی فعالیت می‌کند و در بـرخـی مـوارد تـغییرات شیمیایی صحیحی انجام نمی‌گیرد و آنچه در زمان حال احساس می‌شود به گونه‌ای تلقی می‌شود که فرد احساس می‌کند این اتفاق را در گذشته تجربه کرده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)
    مفاهیم: آشناپنداری (دژاوو) چیست؟

    این احساس که رویدادی که اکنون برای شما رخ داده است، عینا تکرار واقعه‌ای است که قبلا برای شما رخ داده است، را برخی از ما تجربه کرده‌ایم

    هنوز برای بروز این حالت را که "آشناپنداری" یا دژاوو (Déjà vu) می‌گویند، توضیح قطعی علمی پیدا نشده است.

    برخی از دانشمندان می‌گویند که دژاوو ناشی از واکنش‌های عاطفی به وقایع مشابه است؛ برخی دیگر خاطر نشان می‌کنند که مدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می‌شود که رویدادی را کسری از ثانیه زودتر واردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه او می‌فرستند و در نتیجه فرد احساس می‌کند که این واقعه قبلا برای او رخ داده است.

    ماهیت گذرای دژاوو بررسی آن را مشکل می‌کند.

    البته برخی افراد دچار شکل مزمن دژاوو هستند، و یک بررسی در کلینیک حافظه در دانشگاه لیدز در انگلیس بر روی این افراد در حال انجام است.

    کریس مولن که سرپرست این تحقیق است، شرح حال موردی را بیان می‌کند که نشان می‌دهد که چگونه دژاوو ممکن است به خاطراتی مربوط باشد که در مغز در هم آمیخته می‌شوند: هنگامی که همسر این بیمار از او پرسید در برنامه تلویزیونی که او ادعا می‌کرد عینا قبل دیده است، چه اتقاقاتی رخ می‌دهد؟ او پاسخ داد: من چه می‌دانم؟ من مشکل حافظه دارم!

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : سایه روشن ، آشناپنداری (دژاوو)