تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:31:15
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 178 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22251 بار
  • بازدید کل : 559315 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    شیطان کیست؟ کسب و کار او چیست؟ و هدف از خلقتش چیست؟

    مقدمه

    پاسخ: یکی از موجوداتی که از دیده‌ها پنهان است، اما دارای وجود خارجی است؛ شیطان می‌باشد.

    معنای شیطان

    واژه‌ی «شیطان»، از ماده «شطن» یا «یشطن» به معنای خبیث و پست و دور شدن، آمده است و به هر موجودی سرکش و متمرد اطلاق می‌شود. اعم از، انسان، جن و یا جنبندگان دیگر. پس شیطان اسم عام(اسم جنس) است.

    واژه ابلیس

    ابلیس غیر عربی است. شاید هم از «اَبلس» باشد که مبدء شر و وسوسه در جهت خلاف کمال و مصلحت می‌باشد.[1]ابلیس اسم خاص (علم) است که حضرت آدم را سجده نکرد واکنون نیز با لشکر و منسوبین خود انسان‌ها را وسوسه و گمراه می‌کند.[2]و[3]لذا در قرآن کلمه شیطان به انسان و جن اطلاق شده است «و کذالک جعلنا لکل نبی عَدُوّاً شیاطین الانس و الجنّ؛»[4]

    «بدین گونه مابرای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های انسانی و یا جنی قرار دادیم.»

    واژه شیطان در قرآن

    واژه‌ی «شیطان» به صورت مفرد «۷۰» بار و به صورت جمع (شیاطین) «۱۸» بار در قرآن آمده است.

    ماهیت شیطان

    ماهیّت شیطان همانند جنیان از آتش است به عبارت ساده می‌توان گفت: شیطان نیز از نسل جنیان می‌باشد. که خودش اعتراف دارد که زمانی که خداوند به او فرمان سجده به حضرت آدم‌ ـ علیه السّلام ـ داد[5]

    او از فرمان الهی سرپیچی نمود و گفت:«خلقتنی من نار و خلقته من طین؛» «مرا از آتش و او را از خاک آفریدی (و آتش به خاک افضلیت دارد)» و همانند جنیان دارای اختیار، تکلیف و شعور و عقل و اراده و زاد و ولد هستند.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    چگونه شیطان را بشناسیم؟

    بهترین راه شیطان شناسی شناخت وجود شیطان، شیوه های وسوسه شیطان و گناه شناسی است. آنچه پیش رو داریم جستار است پیرامون، روش های وسوسه شیطان از دیدگاه قرآن مجید، در باره شیطان مطالب زیاد نیازبه بررسی دارد، از قبیل حقیقت این موجود چیست ؟ او در اصل از جنس فرشتگان است یا از اجنه یا موجود ثالث؟ چرا خداوند ابلیس را خلق نمود ؟ آیا خلقت شیطان از شرور است ؟ چرا خداوند او را پس از تمردش هلاک نکرد؟ چرا خداوند او را بر انسان راه داد ؟ آیا تسلط شیطان بر انسان باعث سلب اختیار از انسان نیست؟... وصد ها سؤال دیگر. که میتوان جواب این پرسش ها را درمنابع اسلامی یافت.اما آنچه مهم ونیاز به آگاهی دارد - پس از پذیرفتن اصل وجود اورا وقبول نمودن، تلاش اورا برای گمراهی افراد مؤمن- شناخت روش ها وشیوه های وسوسه و راه یافتن او بر انسان است ؛ چون حقیقت شیطان از امور غیبی وامورخفی است، روش های راکه او به کار می گیرید هم بر ما مخفی است ؛ لذا تنها راه شناخت شیوه های وسوسه شیطان، وحی است. وما با کمک قرآن مجیدو روایات ائمه معصومین آن را بر رسی خواهیم نمود.در این جستار پس از بررسی واژه های مرتبط به مسئله، مطالب را در سه بخش پی می میگریم، بخش اول. شناخت اهداف شیطان . بخش دوم بررسی شیوه های وسوسه شیطان . بخش سوم بررسی روش های مبارزه با آن ها

    طرح مسئله:

    در فرهنگ اسلامی دشمنی ونبرد شیطان و انسان پذیرفته شده است، نبرد همه جانبه، نبرد که درتمام حیات انسان ادامه دارد، او اگر بتواند به صورت سری به زوایای مختلف زندگی بشر دست اندازی می کند و در هیچ کاری اورا رها ن می کند،در تفکر واندیشه انسان تصرف می کند، تاپرونده حیات انسان بسته شود، سپس با اوست تا او را روانه آتش جهنم نماید وآخرین طعنه خود را بزند.

    و گفته می شود شیطان به کم ترین شکست انسان هم راضی می شود وبرای آن تلاش می نماید، گرچه به حداقل توقف نمی کند و می رود تا او را تا آخرین درجه به خاری و خفت بکشاند . لذا در هر نبرد و مبارزه شناخت راه های نفوز دشمن، و شناخت مسیر های حملات احتمالی دشمن، لازم است . وهم چنین شناخت اهداف دشمن امر اساسی است؛ و لذا باید دید از نظر قرآن و احادیث این مسیرها کدام است، و چگونه شیطان به این اهداف می رسد، دشمن از چه را ه های وارد می شود، و چگونه آن هارا باید بست . و گفته حضرت امیر المؤمنین (ع) کسی که این دشمن و روش های اورا نشناسد، در عذاب خداوند گرفتار خواهدشد حضرت در ضمن اندرز های خود به کمیل فرمود:

    ای کمیل بدان سخط خدا بر کسی وارد خواهد شد که شرور شیطان را نشاسد ویا خود را از آن باز ندارد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    چرا خداوند شیطان را آفرید؟

    ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدت‏هاى طولانى خداوند را عبادت کرده بود، و به واسطه نافرمانى از خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مى‏شود. شیطان بر هر موجودى گفته مى‏شود که انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‏ها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاک بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما در مقابل یک دستور الهى که سجده و تعظیم در مقابل انسان بود، لغزید[1] و از درگاه الهى رانده شد.[2] شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد.شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسان‏ها را بفریبد مگر کسانى را که مؤمن باشند.[3] و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد .اما چرا این مهلت را از طرف خداوند یافت، مى‏توان گفت فلسفه وجود شیطان براى انسان، همانند وجود قواها و غرایز و نفس اماره درون انسان است که انسان‏ها را به سوى بدى و دور شدن ا ز خدا امر مى‏کنند. از طرف دیگر گرایش به سوى کمال و نیکى و خرد و رسولان و پیامبران الهى، در مقابل آنها قرار مى‏گیرند تا انسان‏ها را به کمال و خوشبختى سوق دهند. تنها در صورت وجود هر دو نیرو در انسان است که وى مى‏تواند با اختیار خود، یکى از دو راه را انتخاب کند تا به سعادت یا شقاوت برسد. بنابراین اگر نفس اماره و نیروهاى سرکش و شیطان‏ها نبودند، انسان نمى‏توانست در معرض آزمون الهى قرار گیرد و با نفى و طرد و مبارزه با آنها، موجب شکوفا شدن استعدادهاى عالى انسانى و سیر در مسیر کمال و خوشبختى و سعادت ابدى شود، پس شیطان شر مطلق نیست."علامه طباطبایى" فرموده است: "اگر شیطانى نبود، نظام عالم انسانى هم نبود، و وجود شیطانى که انسان را به شر و معصیت دعوت کند، از ارکان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله کناره و لبه جاده است و معلوم است که تا دو طرفى براى جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمى‏شود".[4]

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    شیطان بیشتر انسان را وسوسه کند یا نفس اماره؟

    نفس اماره نیرویی است برخاسته از گرایش های حیوانی درون بشر که باید تحت تدبیر قوه عاقله قرار گرفته و خواسته های او تعدیل شود.

    در این میانه «شیطان نقش کمک کننده به هوای نفس را دارد. اگر هوای نفس نمی داشتیم شیطان توان نداشت آن را در ما ایجاد کند. هنگامی که در نفس خویش خواسته ای داشته باشیم و دنبالش برویم شیطان همان را تزیین و تأیید می کند تا ما بیشتر به آن جذب شویم. نتیجه کار شیطان،‌ دوری و غفلت از خدا، جذب شدن به دنیا و جلب توجه بیش از حد به مادیات است.

    شیطان فقط یک وسوسه گر بیرونی است و جهت دهنده به نفس اماره. شیطان با چند حربه به مقابله با انسان برمی خیزد از جمله:

    1- تزیین کارهای زشت در نظر انسان( فزین لهم الشیطان اعمالهم- نحل/ 63)

    2- با وعده های دروغ( یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا- وعده شان می دهد و به آرزو کردنشان وا می دارد و شیطان جز فریب، وعده شان ندهد.- نسا/ 120)

    3- ترساندن از آینده و در ادامه آن،‌ مانع شدن برای کار خیر.( الشیطان یعدکم الفقر- شیطان به شما وعده فقر می دهد.- بقره 268)

    شیطان از کانال هواهای نفسانی در انسان نفوذ کرده و کار و تلاش وی را تأیید می کند یا تغییر میدهد. کارهای زشت را در نظر انسان تزیین و آدمی را در انجام کار ناپسند تثبیت می کند.

    شیطان در روز قیامت به کسانی که فریب او را خورده اند و در آنجا وی را لعن و نفرین می کنند می گوید: این قدر مرا لعن نکنید چرا که من بر شما تسلطی نداشتم و تنها به شما وعده می دادم و خلاف وعده ام عمل می کردم و با این که شما این وضع مرا می دیدید باز هم به دنبال من می آمدید.»( بر گرفته از کتاب اخلاق در قرآن، آیت الله مصباح،‌ ج1،‌ ص232-234)

    شیطان به هنگامی که کار از کار گذشت گفت: خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده دادم و خلف وعده کردم و برای من تسلطی بر شما نبود مگر آن که شما را می خوااندم پس شما مرا اجابت کردید پس مرا سرزنش نکنید و خودتان را سرزنش کنید.( ابراهیم / 22)

    بنابراین شیطان فقط یک مشوق به بدی هاست، این هوای نفس و در واقع خود انسان است که راه نا صواب را انتخاب می نماید. شیطان هیچ گاه برانسان تسلط ندارد و خود نیز بر این امر در روز قیامت اعتراف می نماید و می گوید من فقط شما را دعوت کردم و بر شما تسلطی نداشتم. عدم تسلط بدین معناست که وسوسه های او نمی تواند ما را مجبور به گناه کند. او فقط فریب می دهد و از این جا به بعد نفس اماره است که با وسوسه ها و تصوراتی که برای آدمی به وجود می آورد او را به گناه می کشاند. در مجموع، نفس اماره، بیشتر،‌ ما را به بدی ها سوق می دهدو شیطان هم از طریق آن وسوسه می کند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی

    به یقین شیطان یا همان ابلیس، رجیم و رانده شده است؛ چنان که در قرآن در سوره حجر آیه 24 و سوره ص آیه 78، آمده :«قال فاخرج فانّک رجیم ؛ از آن جا بیرون رو که مطرودی » .

    معلوم می‌شود که شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدی شده و از درگاه خداوند و ملکوت رانده شده است و به یقین تا ابد هم در بهشت راه ندارد.

    پس: شیطان قبلا در بهشت نبود؛ بلکه در درگاه الهی و در جمع مقربان درگاه خداوند بود؛ در حالی که بهشت جایگاه مؤمنان و بندگان مطیع خداوند در آخرت است و اخراج او به معنای اخراج از بهشت نیست . در حقیقت اخراج شیطان به معنی تنزل مقام و مرتبه شیطان بود از جایگاه بلندی که در نزد خداوند یافته بود نه اخراج از مکان معین و مشخصی که در نتیجه سوال شما امکان طرح بیابد، این همان حقیقتی است که در قرآن در تحت عنوان " هبوط " بیان شده است، خداوند در مورد واقعه اخراج ابلیس می فرماید :

    « قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرین[1]؛ گفت: از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تکبّر کنى! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکى‏ » .

    علامه طباطبایی در توضیح این آیه می فرماید :

    « جمله" فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ" تاکید است براى جمله" فَاهْبِطْ مِنْها"، براى اینکه" هبوط" همان خروج است، و تفاوتش با خروج تنها در این است که هبوط خروج از مقامى و نزول به درجه پایین‏تر است، و همین معنا خود دلیل بر این است که مقصود از هبوط فرود آمدن از مکان بلند نیست، بلکه مراد فرود آمدن از مقام ومرتبه بلند است.

    و این مؤید ادعاى ما است که گفتیم ضمیر در" منها" و" فیها" به" منزلت" بر مى‏گردد نه به آسمان و یا بهشت. و شاید کسانى هم که گفته‏اند مرجع ضمیر، آسمان و یا بهشت است مقصود شان همان منزلت باشد. بنا بر این، معناى آیه چنین مى‏شود که خداى تعالى فرمود: به جرم اینکه هنگامى که ترا امر کردم سجده نکردى باید از مقامت فرود آیى، چون مقام تو مقام خضوع و فرمانبرى بود، و تو نمى‏بایستى در چنین مقامى تکبر کنى، پس برون شو که تو از خوارشدگانى »[2]

    اما در هر حال روشن است که شیطان بعد از این اخراج، دیگر نمی توانست به بهشت هم راه یابد، حال باید پرسید که چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد ؟

    پاسخ: گرچه برخی تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتی است، ولی مراد از بهشت محل سکونت آنها همان بهشت موعود نیست، زیرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد ؛ اما سؤال این است که آن بهشت موقت و محل سکونت ایشان کجا بود و چه حقیقتی داشت ؟

    در این خصوص در بین علما اختلاف نظری وجود دارد که برخی از این نظریات را بیان می کنیم :

    1- باغ آسمانی: بعضى از مفسرین معتقدند که: این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است.[3]

    2- باغ زمینی: برخى از مفسران هم نوشته‏اند : این بهشت یکى از باغ هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله: « اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پایین بیایید، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به نقطه دیگر زمین است.

    على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می نگارد:

    از امام جعفر صادق علیه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد.[4]

    مراد از این که از بهشت‏هاى دنیا بوده، این است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام‏ رسیده است، روشن می شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى این روایات آمده است که آدم بر صفا، و حوا بر مروه، هبوط کرد، و از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد، پس در زمین بودن(دنیایی بودن) این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد .[5]

    در مجموع این نظرات می توان به این نتیجه رسید که به یقین بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نمی‌باشد . آن جا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. از سوی دیگر: کسی که به جنت خلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد.

    نتیجه : پس این بهشت اخروی نبوده و شیطان -که مترصد اغوای انسان ها است- توانسته در آن موقعیت حاضر شده و به نوعی، آدم علیه السلام را فریب دهد .

    [1]- اعراف (7) آیه 13.

    [2]- طباطبایى سید محمد حسین‏،المیزان فى تفسیر القرآن‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، 1417 ق‏، ج 8 ص 29.

    [3]- مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 186، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

    [4]- ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374 ش.

    [5]- آیت الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337 نشر موسسه اسراء، قم .

     

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    آیا شیطان که از جنس جن است می تواند در قالب بشری ظاهر بشود ؟

    در برخی موارد ابلیس در چهره ی انسانی متصور شده است . همه ی این سندهایی که ما داریم برای پیش از اسلام است. داریم که ابلیس به شکل یک انسانی درآمد که کلاهی بر سر داشت و پیش حضرت موسی رفت و با او گفتگو کرد. ما دلیل و مدرکی نداریم که پس از اسلام ابلیس پیشوای متکبران در قیافه ی انسانی درآمده باشد . و آیات و روایات هم بر این دلالت ندارد . شیطان می کوشد که در قلب انسان نفوذ پیدا کند . وجود ما مثل یک مملکت است و شیطان می خواهد در مرکز این مملکت یعنی قلب نفوذ کند و کل قوای انسان را در تسخیر خودش در بیاورد و این انسان که قالب انسانی دارد در درون یک شیطان به تمام معنا می شود. پس از وحی و نالهای که شیطان زد ( امیرالمومنین در خطبه ی قاسیه می فرماید : من و پیامبر در غار حرا بودیم که وحی نازل شد و صدای ناله ای شنیدم و پرسیدم که این ناله ی کیست ؟ پیامبر گفت که این ناله ی شیطان است که از عبادت مایوس می شود ) ما دلیلی بر اینکه شیطان در قالب انسانی در بیاید نداریم .

    فرض کنیم که ابلیس بصورت انسان در بیاید و ما را فریب بدهد، چه اتفاقی می افتد ؟ تازه شیطان می شود مثل انسانهایی که ما را دعوت به بدی ها می کنند و شیاطین انس هستند .

    سوال – شیاطین از وسوسه ی شیطان چه سودی می برند ؟ این درست است که حضرت مهدی در زمان ظهور شیطان را گردن می زند ؟ پس اگر شیطان مجسم نمی شود چطور ایشان می توانند این کار را انجام بدهند ؟

    پاسخ – آیا ابلیس در قالب های گوناگون ظاهر می شود ؟ قرآن حرف نهایی را به ما   می زند . آیات قرآن به ما می گوید که شیطان تا زمان قیامت مهلت گرفته است . شاید این حدیث کنایه از این باشد که در آن عصر زمینه های نفوذ شیطان بسیار ناچیز می شود و بازار شیطان کساد می شود،گویی دیگر نمی تواند نقشی ایفا کند زیرا زمینه به گونه ای مهیا است که جاده دیگر لغزنده نیست که شیطان بتواند از آن استفاده بکند .

    شیاطین انسی از گمراه کردن انسانها چه سودی می برند ؟ اصلا انسانی که گناه می کند چه سودی می برد ؟ وقتی ما گناه می کنیم به زیان خودمان کار می کنیم و به آتش دوزخ نزدیک می شویم . ما وقتی گناه می کنیم خوش مان می آید و لذت می بریم . انسانها از فریب دادن انسانهای دیگر لذت می برد . شیطان هم هوای نفس دارد و وقتی انسانی را گول می زند به هوای نفس خودش گوش کرده است . برای آنها فریب دادن انسان سود واقعی ندارد ولی آنها از این کار لذت می برند . آنها لذت را بر سود واقعی ترجیح می دهند .

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    معنی شیطان

    کلمه شیطان دو معنی دارد: یکی معنی لغوی آن است . شیطان از «شَطَن» و «شاطن» گرفته شده و هر دو به معنی پلید، خبیث، پست و موجودی سرکش، متمرد و نافرمان به کار برده می شوند. به عبارت دیگر، به هر چیز مرموز، موذی و آزار دهنده گفته می شود. هم چنین به معنی منحرف کننده، یاغی و طاغی، شریر و شرارت کننده، دور بودن و دور شدن از حق و حقیقت، دور شدن از رحمت و مغفرت الهی، بدخوی و سخت دل، بد جنس و بد ذات و ناپاک، هلاک شده و هلاک شونده آمده است.

    این معانی و صفات در انسان باشد یا در جن، در چهار پایان باشد یا وحوش، خزندگان و غیره همه اینها از معانی و مصادیق آشکار شیطان است.

    و دیگری اصطلاحی، و آن همانی است که بر سر زبان مردم است. وقتی کلمه شیطان گفته می شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونی می شود که رو در روی خدا ایستاد و نافرمانی کرد و برابر آدم (ع) سجده نکرد.

    برابر برخی روایات، نام اصلی ابلیس، حارث ( حرث) بوده است که به دلیل عبادت طولانی، او را عزازیل، یعنی عزیز خدا، خطاب می کردند. وی پس از عجب، ابلیس نامیده شد و پس از امتناع از سجده و رانده شدن از درگاه الهی، شیطان نام گرفت.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    اهداف و شیوه های ابلیس

    اهداف میانی و راه کارهایی دارد که قرآن، سخنان تهدید آمیز وی بر ضد انسان را پس از مهلت یابی بدین شرح باز گفته است:

    1-تهاجم همه جانبه: ابلیس به خداوند گفت: چون مرا گمراه ساختی، من هم برای فریفتن آدمیان بر سر راه راست تو خواهم نشست و از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ شان بر آنها می تازم، به گونه ای که بیشتر آنان را شکرگزار نخواهی یافت: قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ. به دروغ گفت: «به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در کمین آنها مى نشینیم.(سوره اعراف آیه16) . ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لاتَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ. سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى روم; وبیشتر آنها را شکرگزار نخواهى یافت.»(سوره اعراف آیه 17).

    2- لگام زدن و سلطه کامل: ابلیس گفت : اگر تا روز قیامت مهلتم دهی، به طور قطع بر بیشتر فرزندان آدم، لگام خواهم زد و آنان را ریشه کن خواهم ساخت: قالَ أَ رَأَیْتَکَ هذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلّا قَلِیلاً. (سپس) گفت: «آیا خبر مى دهى، این کسى را که بر من برترى داده اى (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذارى، همه فرزندانش را، جز اندکى از ایشان، گمراه و ریشه کن خواهم ساخت.»(سوره اسراء آیه 62).

    3- ایجاد دشمنی: إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. شیطان مى خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟!( سوره مائده آیه 91).

    4- باز داشتن از یاد خدا و به ویژه نماز: إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. شیطان مى خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟!( سوره مائده آیه 91).

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    راه های مقابله با کوشش های ابلیس

    از آنجا که گستره تلاش ابلیس و یارانش، اندیشه و ادراک آدمیان است می توان با بازشناسی چگونگی عملکرد او، خود را از فریب او مصون و محافظ نگه داشت . ابلیس، لشکر، ذریه و حزبش، بر آدمی سلطه ندارند، اما از آنجا که همواره می کوشند و از طریق هواهای نفسانی عمل می کند، در صورتی که با آنها مقابله نشود، کامیاب خواهند شد. از آیات قرآن بر می آید که می توان با راه های ذیل به مقابله با شیطان برخاست:

    1- اخلاص: ابلیس از همان آغاز، با اعتراف به عدم توانایی خود در فریب مخلصان و آنان که از قید خویش رهایی یافته اند، یعنی مخلصان، اخلاص را حصن تسخیر ناپذیر شیاطین معرفی کرد: قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: «پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها جلوه مى دهم، و به یقین همگى را گمراه خواهم ساخت.(سوره حجر آیه39). إِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ. مگر بندگان خالص شده ات را.(سوره حجر آیه 40). قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد(سوره ص آیه82). إِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ. مگر بندگان خالص شده ات، از میان آنها.(سوره ص آیه 83).

    2-ایمان و توکل: شیطان بر آنان که در حصن ایمان، سنگر گرفته و بر خدا توکل کرده اند، هیچ گونه سلطه ای نخواهد داشت: إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ. زیرا او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى کنند، سلطه اى ندارد.(سوره نحل آیه 99)

    3-استعاذه: پناه بردن به خدای یگانه و پناه جستن از وی در برابر دشمن بی امان، یکی از راه های مقابله با ابلسیان است که قرآن ما را بدان فراخوانده: وَ إِمّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ. و اگر وسوسه اى از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر; که او شنونده و داناست.(سوره اعراف آیه 200) . وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ. و بگو: پروردگارا! از وسوسه هاى شیاطین به تو پناه مى برم.(سوره مومنون آیه97). فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ. هنگامى که قرآن مى خوانى، از شرّ شیطان رانده شده (از درگاه خدا)، به خدا پناه بر (و بر او توکل کن).(سوره نحل آیه 98). وَ إِمّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. و هرگاه وسوسه اى از شیطان متوجه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنونده و داناست.(سوره فصلت آیه36).

    4-پاکیزگی و طهارت: پاکیزگی و طهارت، آدمی را از پلیدی شیطان دور می سازد: وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ. و آبى از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند; و پلیدى شیطان را از شما بر طرف سازد; و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد.( سوره انفال آیه 11). چنانچه تحصیل ملکه تقوا و تحکیم آن، چشمان دل را برتماس و وسوسه ابلیس و یارانش بینا و از فرو افتادن در دام های وی حفظ می کند: إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ. پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسه هاى شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مى افتند; و (در پرتو یاد او، راه حق را مى بینند و) در این هنگام بینا مى شوند(سوره اعراف آیه201).

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    عدد شیطان (Beast Number)

    تاریخچه

    عدد اسرا آمیز 666 به « عدد شیطان » (The number of the beast) یا « نشان شیطان » (sign of the beast) معروف است. این عدد به کتب ضدمسیح (Antichrist) تعلق دارد و همچنین در کتاب مقدس مکاشف یوحنا (Revelation) در بخش 13 و شعر 18 با عنوان « کامل بودن » (to be exact) این عدد ذکر شده است که متن آن چنین است:

    Here is wisdom. Let him that hath understanding count the number of the beast: for it is the number of a man; and his number is 666

    «در اینجا خرد هست. بگذار آنکه فهمی دارد عدد شیطان را بشمارد زیرا آن عدد مردی است و عدد او 666 است. »

    البته منبع پیدایش این عدد به این عنوان کاملاً مشخص نمی‌باشد. در مورد این عدد فیلم‌ها و داستان‌های مختلفی ساخته شده اند که اغلب آنها از سری فیلم‌ها و داستان‌های ترسناک هستند، از جمله فیلم Pulp Fiction و یا داستان The Da Vinci Code(رمز داوینچی). در این داستان این حدس وجود دارد که هرم شیشه ای موجود در موزه لور(Louvre) پاریس، به شیطان اختصاص دارد و از 666 قطعه شیشه ساخته شده است. البته تحقیقات در این زمینه بدون هیچ ابهامی مشخص می‌کند که این هرم شیشه‌ای از بیش از 670 قطعه شیشه تشکیل شده است.(اظهار رسمی موزه لور 673 قطعه است و شمارش‌های انجام شده بعدی حاکی است که این تعداد 698 عدد است.)

    همچنین عدد 666 را می‌توان به نوعی در اسامی‌ نیز پیدا کردو. مثلاً مجموع کد اسکی (ASCII) کاراکترهای کلمه INDONESIA (اندونزی) برابر با 666 است.

    صرف نظر از داستان‌ها و مطالب اسرار آمیزی که در مورد این عدد نوشته و گفته می‌شود، مطالعات ریاضیدانان در مورد این عدد نشان می‌دهد این عدد در حیطه ریاضی هم دارای خواص جالبی است که برای مطالعه در این زمینه به ویژگی‌های ریاضی عدد شیطان مراجعه کنید.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    آیا شیطان از جنس ملائکه بود؟

    ما در قسمتی از قرآن می خوانیم "و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس" در این آیه ابلیس مستثنی است و ملائکه مستثنی منه است مثل این که بگوییم "ذهب التلامیذ الا محمد" در این جمله می فهمیم محمد از دانش آموزان است پس می توان نتیجه گرفت ابلیس از ملائکه است ولی در جایی دیگر می خوانیم شیطان از جنییان است ودر اینجا این سؤال مطرح می شود که اگر شیطان از ملائکه بوده و با دانستن این که ملائکه از خود اختیار ندارند و هر چه که خداوند امر می کند انجام می دهند پس چطور شیطان توانسته از امر خداوند سر پیچی کند و موضوع دیگر اینکه اگر شیطان از جن بوده پس در زمانی که خداوند به فرشتگان فرمودند به آدم سجده کن لازم نبوده که این جن هم به انسان سجده کند و بعضی ها می گویند او ابتدا فرشته بوده و بعد از نا فرمانی جن شده که اگر اینطور بوده بالاخره در زمانی که نافر مانی کرده فرشته بوده و بعضی می گویند در زبان عربی ملائکه شامل جن هم می شود ولی اگر اینطور است پس چرا در جای جای قرآن هم نام جن را می بینیم هم ملائکه (به معنی فرشته) و شیطان بالاخره چه بوده؟

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی
    شیطان پرستی چیست؟

    شیطان از ماده «شطن» به معنای مخالفت می باشد،‌ و به هر موجود طغیانگر و مخالفی گویند، خواه از انسان ها باشد یا از جن و یا از حیوانات.[1] به عبارت دیگر؛ شیطان یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس داده می شود. ابلیس، جنی بوده است که از خدا نافرمانی کرده است.

    شیطان پرستی به معنای عام؛ یعنی اطاعت از شیطان و پرستش آن به عنوان معبود است.

    امروزه گروه ها ی مختلفی به عنوان شیطان پرست مطرح هستند که باید گفت این گونه انحرافات نه تنها تازگی ندارد   که بعضی به آن پیشینه هزار ساله می دهند و دلیل آن را پرستش هر موجود دارای قدرت از سوی مردمان هزاران سال پیش و یا وجود دو خدای ضد هم؛ یعنی خدای خیر و شر در اندیشه های پیشینیان می دانند که نمونه آن را در آیین زرتشت و قبل از آن در دنیای مصر باستان و بین النهرین می توان یافت. در دین زرتشت اهریمن خدای شر در کنار اهورا مزدا خدای خیر پرستش می شود. برای نخستین بار شخصی به اسم " توماس هاردینگ "در 1565 میلادی در کتاب "تکذیب یک کتاب" واژه شیطان پرستی را علیه"مارتین لوتر" به کار برد[2] و باعث ترویج و شیوع این لفظ شد تا جایی که شیطان پرستی در قرون 17 و 18 میلادی در برخی کشورهای غربی به صورت یک رسم ظهور یافت که به مخالفت با ادیان ابراهیمی می پرداخت. ترویج این پدیده مدیون حمایت های بی دریغ سرمایه داران یهودی و فراماسون ها بود .جادو گری و شیطان پرستی را در اوایل قرن 19 میلادی بعضی از سرمایه داران و اشراف زادگان انگلیسی که عضو گروه های فراماسونری بودند به رهبری شخصی به اسم " سر فرانسیس داشو "با نام باشگاه آتش جهنم در شهر لندن گسترش دادند. و با تلاش آنها این گروه ها در آمریکا نیز رواج یافتند. اغلب این سرمایه داران که از شیطان پرستان حمایت می کردند از قاچاقچیان و تولید گنندگان مشروبات الکلی و مروجین قمار خانه ها و مرکز فساد در اروپا و آمریکا به شمار می رفتند.[3]

    افکار و عقاید

    عموم شیطان پرستان به جای اطاعت از قوانین الاهی و اخلاقی بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمای های موجودی مافوق با قوانین خاصی تمرکز دارند و از باورها و گرایش های ادیان گذشته مخصوصاً ادیان ابراهیمی و مسیحیت و اسلام اجتناب می کنند و به جای خدا محوری گرایش به خود پرستی دارند و با الگوگیری از مکاتب ماتریالیستی و اومانیستی، خود محور و جادو محورند و خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می بینند و بعضی دیگر شیطان را خدا می دانند و به پرستش آن رو ی می آورند.[4]

    گروه ها و گرایش ها

    شیطان پرستان را به دو گروه اصلی تقسیم می کنند:

    الف: شیطان پرستی فلسفی

    ب: شیطان پرستی دینی

    شیطان پرستی فلسفی[5]

    این گرایش را منتسب به شخصی به اسم " آنتووان شزاندر لاوی" مؤسس کلیسای شیطان و نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیانگذار شیطان پرستی لاوی می دانند. او شیطان را فرمانروای زمین می داند لاوی تحت تأثیر نوشته های نیچه فیلسوف غربی و دیگران قرار داشت و در نظرش شیطان موجودی مثبت بود در حالی که تعالیم خداجویانه کلیسا را مسخره می کرد خود را خدای خود می داند.

    شیطان پرستی دینی

    در این گرایش، اول باید یک قانون ماورای طبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است و همه شیطانی هستند و یا به وسیله شیطان شناخته می شوند بپذیرد این شیاطین می توانند ذهنی باشند یا از بین الاهه های باستان بین النهرین یا مصر انتخاب شوند کلیه فرقه های شیطان پرستی یک اصل مشترک دارند و آن هم در اولویت قرار دادن خود شخص است، گروه دیگر شرپرستان هستند که معروف به رواج انواع فحشا و ابتذال جنسی هستند. آنها دنیایی را ترسیم می کنند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست لذا شیطان پرستی را دنیای تاریک می نامند و از موارد رایج اعمال و عقاید آنها خودکشی است که آن را بهترین راه رسیده به حقیقت می دانند.[6]

    شیطان پرستی در ایران

    در کشور ما شیطان پرستی تحرکات و فعالیت هایی را به صورت مخفی و زیرزمینی آغاز کرده است. سبک تبلیغ آنها کمتر عقیدتی است و بیشتر از راه پارتی و مهمانی های شبانه صورت می گیرد که در آن انواع مشروبات الکلی و آمیختگی پسران و دختران و موسیقی بی ریشه جاز که از موسیقی یهودی گرفته شده و قرص های روان گردان و مواد مخدر مانند شیشه و کوکائین، وجود دارد.[7]

    علائم و سمبل ها

    شیطان پرستان دارای علائم خاصی هستند که در مجالس خود می آورند و یا حتی بر روی لباس های آنها وجود دارد تا با آن به دیگران بفهمانند که عقیده و رفتار آنها چگونه است و در مواردی افرادی ندانسته از این علائم استفاده می کنند؛ مثلاً از لباس هایی با علائم آنها استفاده می کنند.

    بعضی از علائم و سمبول های آنها عباتند از:

    پنج ضلعی وارونه یا ستاره صبح

    صلیب شکسته یا چرخ خورشید

    چشمی که به همه جا می نگرد

    صلیب وارونه

    تبر رو به پائین و ...

    و علائم دیگری از همین قبیل که هر کدام حاکی از رموز خاصی می باشد.[8]

    اشکالا ت و انحرافات

    اشکالات این فرقه های منحرف واضح تر از آن است که نیازی به بیان داشته باشد با این حال چند اشکال بزرگ به طور اختصار ذکر می شود :

     

    الف: پرستش غیر خدا

    مشخص است طبق عقیده آنها خدا پرستش نمی شود بلکه به پرستش شیطان و خود می پردازند و این پلیدترین کار است.

    ب:ضدیت و مبارزه با ادیان ابراهیمی

    ج: ارتکاب اعمال کریه و خلاف اخلاق انسانی؛ مثل اشاعه فساد و ابتذال جنسی و... .

    حرف آخر اینکه:

    شیطان پرستی عقیده باطلی است که افرادی برای رسیدن به مقاصد شیطانی خود پای بند آن هستند. و در حال حاضر هم با حیله های مختلف (مسائل جنسی،اعتیاد، الکل، ابتذال و... ) به دنبال جذب نیرو مخصوصاً از بین جوانان برای گروه های انحرافی خود می باشند.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : شیطان ، اطلاعات عمومی