تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:17:27
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 474 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21732 بار
  • بازدید کل : 558796 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    هفت طبقة هولناک جهنم

    قرآن مجید جهنم را «دارُ البَوار» سرای هلاکت و «بِئسَ القَرار» بدترین جایگاه و «سوءُ الدار» خانه‌ای بسیار بَد معرفی می‌نماید و برای این میعادگاه همیشگی سرپیچان از فرامین الهی درهایی را قرار داده است که هر گروه از درِ (طبقه) مخصوص به خود وارد آن می‌گردند!؟

    این درها در واقع درهای گناهانی است که به سبب آن، افراد وارد دوزخ می‌گردند و هر گروهی به دلیل ارتکاب گناهانی که در دنیا از آن ها سر زده است، از دری مخصوص وارد می‌شود و به احتمال فراوان مراد از هفت در، هفت طبقه باشد، به نحوی که از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده است که فرموده‌اند: برای جهنم هفت در است؛ و هفت طبقه، و پس از آن حضرت یکی از دستان مبارک خود را بر روی دست دیگر نهاد و فرمودند: این گونه؛ هر طبقه بالای طبقه ی دیگر قرار داده شده است.

    اما در باب نام طبقات جهنم و تعلق داشتن به کدام گروه از افراد آمده است که آن طبقات عبارتند از: جحیم، لَظی، سقر، حُطمه، هاویه، سعیر، جهنم.

    1- جَحیم: و آن مکانی بسیار خطرناک است و آتشی بسیار هولناک دارد و ساکنان آن از فشار آتش در آن زیر و رو می‌شوند، درست به مانند گوشتی که در دیگ از فشار جوشش دیگ، زیر و رو می‌گردد و از این رو خداوند می‌فرماید: وَالَذین کَفرُوا وَ کَذَبُو بِآیاتِنا اُولئِکَ اَصحاب الجَحیم؛ آنان که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان یاران و اصحاب «جحیم»؛ آتش بزرگ و هولناک هستند. (1)

    2- لَظی: و آن طبقة دوم جهنم می‌باشد و این طبقه از شدت حرارت گوشت بدن را از استخوان جدا می‌سازد، به نحوی که خداوند می‌فرماید: گناهکاران وارد لَظی می‌شوند و آن شعله های سوزان آتش است که پیوسته زبانه می‌کشد و هر چه را که در کنار و در مسیر خود می‌یابد می‌سوزاند (2) و این شعله سوزان کسانی را که پشت به فرمان خداوند کرده و از اطاعت او روی گردان شدند را صدا می‌زند و همچنین کسانی را فرا می‌خواند که اموال فراوان جمع کرده و ذخیره نمودند، اما در راه خداوند انفاق نکردند، پس آن ها را به عقوبت اعمالشان می‌رساند.

    3- سَقَر: و آن طبقه سوم می‌باشد که در آن متکبران و گردنکشان منزل دارند و آن بیابانی است پر از آتش که حرارت آن همه چیز را می‌سوزاند، به نحوی که خداوند می‌فرماید: سَاصلیه سَقَر، وَ ما اَدرئکَ ما سَقَر، لاتُبقی وَ لاتَذَر، لَواحَةٌ لِلبَشَر، عَلَیها تِسعَةَ عَشَر؛ ما آن متکبر گردن کش را با آتش سقر می‌سوزانیم، و تو چه می‌دانی سقر چیست؟ آتشی است که نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه چیزی را رها می‌کند، و پوست بدن را به کلی دگرگون می‌نماید، و نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده‌اند. (3)

    4- حُطمه: و آن طبقه چهارم می‌باشد و آن جایگاه افراد مردم آزار و مال حرام خور است به نحوی که در قرآن آمده است: لَینبذَنَ فِی الحُطَمة وَ ما اَدرئکَ مَالحُطَمة، نارُاللهِ المَوقَدَة، الَتی تَطلِعُ عَلَی الأَفئِدة؛ کسانی که در حضور و غیبت مردم را اذیت می‌کنند و از حرام مال جمع می‌نمایند و گمان می‌کنند که آن مال، آنان را در دنیا همیشه نگه می‌دارد، به زودی در حُطمه (آتش خُردکننده) پرتاب می‌شوند و تو چه می‌دانی حُطمه چیست؟ و آن آتش برافروخته الهی است. آتشی که از دل ها سر می‌زند و نخستین جرقه‌هایش در قلب‌ها ظاهر می‌گردد. (4)

    5- هاویه: و آن آتش عمیقی است و به قدری حرارت دارد که پوست بدن افرادی که در آن واقع می‌شوند را درهم می‌کشد، به نحوی که خداوند می‌فرماید: کسانی که به آیات ما کافر شدند، به زودی آن ها را در آتش وارد می کنیم که هرگاه پوست‌های تن آنها (در آن بریان) گردد و بسوزد، پوست های دیگری را به جای آن قرار می‌دهیم تا کیفر اعمالشان را مجدد بچشند.(5)

    6- سَعیر: خداوند در باب معرفی آن می‌فرماید: انا اعتَدنا لِلکافرینَ سَلاسِلَ وَ اَغلالاً وَ سَعیراً؛ ما برای کافران، سلسله‌ها و زنجیرها، غل‌ها و آتش سعیر را مهیا و آماده کرده‌ایم (6) و مرحوم حویزی در تفسیر خود دربارة این مکان می‌نویسد: سعیر مکانی است که در آن، سیصد چادر از آتش برپا شده است و در هر چادری سیصد قصر از آتش وجود دارد، و در هر قصری سیصد اتاق از آتش، و در هر اتاقی سیصد گونه از انواع عذاب های آتشین وجود دارد، و در هر اتاق، مارها و عقرب‌ها و غل‌ها و زنجیرهایی که همه از آتش است، محیا می‌باشد. (7)

    7- فَلق: درباره ی این طبقه از جهنم، معاویة بن وهب می‌گوید: روزی در خدمت امام صادق (ع) بودیم، شخصی آیه «قَل اَعُوذُ بِرَبّ الفَلَق» را خواند و از حضرت پرسید: فَلَق چیست؟ حضرت فرمودند: بیابانی است در دوزخ، که در آن هفتاد هزار خانه و در هر خانه هفتاد هزار اتاق و در هر اتاق هفتاد هزار مار بزرگ و در شکم هر ماری هفتاد هزار نوع از سم است (8) و به روایتی دیگر فلق چاهی در جهنم است که اهل دوزخ از حرارت آن دنبال پناهگاه هستند و در آن چاه صندوقی از آتش است که اهل آن چاه از حرارت و سوزندگی آن در رنج و عذاب می باشند.. (9)

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول
    روز و شب در بهشت و جهنم به چه صورت است؟

    برخی از آیات قرآن، با اشاره به عذاب‌ها یا نعمت‌های بعد از مرگ، آن‌را در ظرف روز و شب قرار داده است. در آیه‌ای چنین می‌فرماید: «النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا»؛[1] عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند. و درباره نعمت‌های بهشتی نیز چنین فرموده: «وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُکْرَةً وَ عَشِیًّا»؛[2] هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت مقرّر است. با این‌که طبق سخن قرآن، در بهشت آفتابی وجود ندارد، با این حال، برخی با استفاده از این آیات چنین برداشت کرده‌اند که در قیامت و بهشت و جهنم نیز روز و شب وجود دارد. و با کم و زیاد شدن نور، آن‌دو از یکدیگر تشخیص داده می‌شوند.[3] ولی برخی دیگر از مفسران، روز و شب را مخصوص عالم برزخ دانسته و برای قیامت و بهشت و جهنم روز و شبی قائل نیستند.[4] و این‌که گفته شده روزی‌شان شب و روز فراهم است را به معنای پی در پی بودن نعمت‌های بهشتی و عدم توقف در برخورداری از آن دانسته‌اند.[5]

    در تفسیر علی‌بن‌ابراهیم درباره آیه دوم آمده است: این‌که خدا فرمود «روزی آنها روز و شب می‌رسد»، منظور از بهشت، بهشت دنیایی است؛ یعنی آن بهشتی که قبل از قیامت در عالم برزخ قرار داد و روح مؤمنان، بعد از مرگ به آن‌جا منتقل می‌شود. در این بهشت، ماه و خورشید وجود دارد، ولی در آخرت و بهشت خلد، شب و روزی وجود ندارد.[6]

    در روایتی، امام صادق(ع) درباره آیه اول فرمود: «این‌که خدا درباره فرعون فرموده: شب و روز بر آتش عرضه می‌شوند، این درباره دنیا (یعنی همان برزخ) است. اما به عذاب آنها در آخرت که دچار جهنم جاویدان خواهند بود، در ادامه آیه اشاره کرده و چنین فرموده: و روزی که قیامت برپا می‌شود، دستور داده می‌شود که آل فرعون را وارد شدیدترین عذاب‌ها کنید[7]».[8] این سخن امام صادق(ع) بدین معنا است که بخش اولیه آیه، مربوط به عذاب برزخی آل فرعون و بخش دوم آیه، ‌مربوط به عذاب روز قیامت دارد.

    با توجه به این توضیحات؛ چنین به دست می‌آید که به دلیل وجود ارتباط بین دنیا و برزخ، در بهشت و جهنم برزخی شب و روز حاکم است. این ارتباط به گونه‌ای قوی است که در روایت، به بهشت و جهنم برزخی؛ بهشت و جنهم دنیایی گفته شده است. همان‌طور که در روایت آمده در این دو بهشت و جهنم، خورشید و ماه وجود دارد. اما روز قیامت، شب و روزی وجود ندارد و از این لحاظ، شرایط یکسانی در آن‌جا حاکم است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول
    آیا جهنم بر روی زمین بنا نهاده شده است و بهشت در آسمان؟

    بعد از اثبات موجود بودن بهشت و جهنم، یکی از بحث‌های مربوط به آن، مکان بهشت و جهنم است. این سؤال از قدیم الایام و حتی در بین پیروان سایر ادیان، مطرح بوده است.

    در برخی از روایات آمده است که مردی یهودی از امام علی (ع) پرسید: بهشت و جهنم در کجا واقع شده‌اند؟، فرمود: "بهشت در آسمان و دوزخ در زمین است." [1]

    به راستی؛ بهشت و جهنم در کجا واقع شده است؟

    از آن جا که بحث بهشت و جهنم و صحبت از وسعت، مکان و کیفیات آن؛ مربوط به عالمی غیر از عالم ماده است، شناخت مسائل آن نیز از طریق اخبار غیبی، آیات و روایات است.

    درباره اصل وجود بهشت و جهنم، آیات و روایات متعددی وجود دارد. [2] درباره مکان بهشت و جهنم آنچه برخی از علما از روایات استفاده کرده‌اند؛ این است که بهشت فوق آسمان‌های هفت‌گانه و جهنم در زمین هفتم قرار دارد. [3]

    اما آیا منظور از آسمان و زمین در این گونه روایات معنای ظاهری آن است یا نه؟ چیزی نمی‌دانیم. در قرآن، آسمان به معانی مختلفی آمده است:

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول

    بهشت درهای متعددی دارد؛ چرا که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «و متقین گروه گروه به سوی بهشت سوق داده می‌شوند، تا هنگامی که به آن می‌رسند و درهای آن گشوده می‌شود».[1] همچنین در جای دیگری می‌فرماید: «باغ های جاودان بهشتی که درهای آن به سوی آنان گشوده است».[2]

    در روایات بسیاری که از شیعه و سنی در این زمینه وارد شده، تعداد درهای بهشت هشت در است.[3] در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) آمده است: بهشت هشت در دارد، دری که پیامبران و صدیقان از آن وارد بهشت می‌شوند و دری که شهداء و صالحان از آن وارد می‌شوند و پنج در از درهای آن شیعیان و محبان ما از آنها داخل می‌شوند و در دیگری است که سایر مسلمانان از کسانی که شهادت لا اله الا الله را گفته و....[4]

    از پیامبر اکرم (ص) روایتی نقل شده است که می‌فرماید: بهشت هشت در دارد و جهنم هفت در دارد.[5] همان طور که در قرآن به هفت در بودن جهنم اشاره شده است: «برای جهنم هفت در است».[6]

    در روایتی از اهل سنت آمده است: برای بهشت هشت در است. دری برای نمازگزاران، دری برای روزه داران، دری برای حاجیان، دری برای عمره گزاران، دری برای مجاهدان، دری برای ذاکران و دری برای شاکران.[7]

    و از روایات دیگر چنین استفاده می‌شود که برای هر عملی دری است از درهای بهشت و انسان بهشتی روز قیامت با بهترین عملش فراخوانده می‌شود. پس بهترین عمل او هرچه باشد با آن عمل به سوی در مخصوص خود دعوت می‌شود.[8]

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول

    پاسخ اجمالی

    بسیارى از اندیشوران اهل سنت بر این باورند که خداوند اگر در این جهان دیده نشود در عالم قیامت دیده خواهد شد! برخی از آنان در این رابطه گفته اند: هذا مذاهب اهل السنة و العلم بالحدیث؛ این عقیده اهل سنت و دانشمندان حدیث است".

    بعضی هم پیرامون رؤیت خداوند توسط حضرت موسی و بنی اسرائیل گفته‌اند: نه این که رؤیت خداوند ممکن نباشد، بلکه حضرت موسی توان دیدن خداوند را نداشت.

    قائلین به دیدن خداوند برای اثبات ادعایشان به ظاهر بعضی از آیات قرآن و احادیث وارده استدلال نمودند؛ از جمله این روایت؛ پیامبر (ص) گفت: خدا را می‌ینید همچنان که ماه را در شب چهاردهم‏ می‌ینید. کسى که در شب چهاردهم ماه را ببیند یقین می‌داند که آن ماه است. همچنان که مؤمنان نیز خداى عزّ و جلّ را در آن جهان می‌ببینند یقین می‌دانند که آن خداى عزّ و جلّ است که مى‏بینند.

    به عقیده ما دنیا و آخرت (با توجه به معاد جسمانى) هیچ تفاوتى در این مسئله نخواهد داشت، آیا خداوند که وجودى فوق ماده است در قیامت تبدیل به یک وجود مادى مى‏شود و نامحدود به محدود تبدیل خواهد شد؟ شیعه معتقد است مراد از نظر کردن به خداى تعالى نظر کردن حسى که با چشم سر انجام مى‏شود نیست، بلکه مراد نظر قلبى و دیدن قلب به وسیله حقیقت ایمان است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول
    بهشت‌های هفت‌گانه

    دارالسلام، دارالجلال، جنت‌المأوی، جنت خلد، بهشت عدن، جنت فردوس و جنت نعیم[1] نام بهشت‌های هفت‌گانه‌ای است که در منابع روایی و تفسیری ما آمده است.

    1- دارالسلام

    خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: "و خداوند به سرای صلح و سلام دعوت می‌کند".[2]

    برخی معتقدند منظور از سلام در این جا، همان خدای متعال است؛ چرا که خداوند دعوت می‌کند به سوی خانه خود و خانة خدا همان بهشت است.[3]

    برخی گفته‌اند مقصود از دارالسلام، جایی است که، ساکنانش از هر گونه آسیب‌ها در امانند. از جبائی نقل شده است که بهشت را بدین جهت دارالسلام نامیدند، چون که ساکنانش از دست هم در أمن و سلامت هستند، ملائکه بر آنان سلام می‌کنند، پروردگارشان بر آنها سلام می‌رساند، در آن جا جز سلام چیز دیگری نمی‌شنوند، همچنین به غیر از سلام و سلامت چیزی نمی‌بینند. این دیدگاه مورد تأیید قول خدای متعال است که می‌فرماید: "گفتار و (دعای) آنها در آن جا سلام است".[4]،[5] همچنین از ابن عباس نقل شده است: دارالسلام همان بهشت است، ساکنانش از هر گونه آفت، آسیب، نقص، مریضی و بیماری در امان هستند، ساکنان دارالسلام از پیری، مرگ، تغییر و تحول فیزیکی مصون و محفوظ‌اند. آنان کسانی هستند که در آن جا گرامی‌اند و هرگز مورد اهانت واقع نمی‌شوند. آنان همیشه عزیراند و هرگز ذلیل و خوار نمی‌شوند. ساکنان دارالسلام همیشه غنی‌اند و هرگز فقر به سراغشان نخواهد آمد. آنان سعادت یافتگانند و هیچ وقت شقی نخواهند شد....، در قصرهای دُرّ و مرجان که درهایش به سوی عرش رحمان گشوده می‌شود، ساکن‌اند، در آن جا ملائکه از هر سو بر آنان وارد می‌شوند و می‌گویند سلام بر شما به آنچه بر آن صبر کردید، پس خوشا به این عاقبت.[6]

    علامه طباطبائی در تفسیر گرانسنگ‌المیزان در تفسیر قول خدای متعال که می‌فرماید: "لهم دار السلام". می‌نویسد: منظور از سلام همان معنای لغوی آن است که از ظاهر سیاق آیه بر می‌آید و آن در امان بودن از آفات و آسیب های ظاهری و باطنی است. دارالسلام همان جایی است که هر گونه آسیبی نظیر مرگ، پیری مریضی، فقر، حزن و اندوه و.... در آن راه ندارد، و این همان بهشت موعود است.[7]

    هم چنین گفته شده است که بهشت را دارالسلام نامیدند، بدان جهت که آن جا، خانة خداوند است که همان صحت و سلامتی است.[8]

    2- دارالجلال

    دومین بهشت نامش دارالجلال است. در روایت از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر کسی که در راه خدا با صدای بلند بگوید: "لا اله الاّ الله" خداوند به این سبب رضایت خویش را برای او مقرر می‌کند و کسی که به مقام رضوان الاهی برسد، خداوند او را همنشین حضرت ابراهیم و حضرت محمد (ص) در دارالجلال می‌کند. از حضرت سؤال شد؟ یا رسول الله دارالجلال کجاست؟ فرمود: بهشتی است که خداوند آن به نام خود، نامگذاری کرد. در آ نجا ساکنانش هر صبح و شام نظاره گر خدای صاحب جلال و اکرام هستند.[9]

    3- جنت المأوی

    جنت المأوی بهشتی است ارواح شهدا به آن جا می رود.[10]

    از پیامبر اکرم (ص) در فضیلت ماه رمضان نقل شده است که فرمود: خداوند [روزه داران را] در جنت المأوی هزار قصر ساخته شده از طلا مرحمت می‌کند.[11]

    4- جنت خلد (بهشت جاودان)

    بهشت جاودان، همان بهشتی است که رسول خدا در وصف آن فرمود: کسی که دوست دارد زندگیش مانند زندگی و حیات من باشد و در جنت خلدی که پروردگار به من وعده فرموده ساکن شود، آن بهشتی که خداوند به دست خویش ستون‌ها و عمودهایش را درست کرده ، باید ولایت علی (ع) را پذیرفته باشد.[12]

    5- جنت عدن

    علامه حلی می‌گوید: جنت عدن را از آن جهت عدن نامیدند که آن جا محل اقامت دایمی و جاودانه است.[13] در روایتی از پیامبر (ص) آمده است که آن حضرت فرمود: من درختی هستم که فاطمه شاخة آن، علی بارور کننده، حسن و حسین میوه‌های آن و شیعیان و محبان ما برگ های سبز این درخت هستند. اصل این درخت در بهشت عدن است.[14] کاشف الغطاء می‌گوید: بهشت عدن وسط بهشت است.[15]

    در روایتی دیگر آمده است: بهشت عدن آن بهشتی است که خداوند با دست خویش آن را ایجاد کرده و تاکنون کسی آن را ندیده است.[16]

    همچنین در حدیثی دیگر می‌خوانیم: خدای متعال خود به دست خویش بهشت عدن را خلق کرده و خود درختانش را کاشته، کاخ‌ها و قصرهایش را ساخته، نهرهایش را جاری نموده، سپس فرمود: "مانا مؤمنان رستگار شدند...".[17]

    نیز در روایت دیگر آمده است: بهشت عدن دیوارهایش از یاقوت قرمز و کلیدهایش از مروارید است.[18]

    6- جنت فردوس

    جنت فردوس آن بهشتی است که خدای متعال آن را از طلا و نقره بنا کرده و در لابلای آن مشک و عنبر خوش‌بو قرار داده است. در روایت می خوانیم، خداوند بهشت را از مشک و عنبر ساخته و در آن بهشت از بهترین میوه‌ها و بهترین ریحان ها کاشته است.[19] و بهشت فردوس بالاترین درجات بهشت است.[20] این همان بهشتی است که حضرت زهرا (س) در گریة فراق پدرش- پیامبر گرامی اسلام (ص)-، در توصیف آن می‌گوید: ای پدر تو دعوت پروردگارت را اجابت کردی، هنگامی که تو را دعوت نمود. ای پدر جنب فردوس جایگاه تو است. بنابراین، فردوس نام آن بهشتی است که پیامبر (ص) در آن جا ساکن است.[21]

    این بهشت (فردوس) سقفش عرش پروردگار است و در آن دو قصر سبز و سفید از جنس مروارید ساخته شده است. قصر سفید دارای هفتاد هزار واحد (غرفه) است که ساکنانش پیامبر و اهل بیت (ع) هستند. قصر سبز نیز دارای هفتاد هزار واحد است که ساکنان آن نیز حضرت ابراهیم و آل ابراهیم (ع) هستد.[22]

    در روایت دیگر آمده است: جنت فردوس، دیوارهایش از نور و نور غرفه‌ها و واحدهایش از نور پروردگار است.[23]

    7- جنت نعیم

    در ثواب و فضیلت ماه مبارک رمضان آماده است: چون ماه مبارک به روز هفتم رسد خداوند در جنت نعیم ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق را به تو می‌دهد.[24] این همان بهشتی است که حضرت ابراهیم (ع) در دعایش در توصیف آن می‌گوید: خدایا مرا از وارثان جنت نعیم قرار بده.[25]

    علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می‌گوید: بهشت نعیم، همان بهشت ولایت است.[26] وی همچنین می‌گوید: کراراً بیان شد که نعیم؛ یعنی ولایت و جنت نعیم همان بهشت ولایت است.[27]

    لازم به ذکر است که عده‌ای از مفسران معتقدند که تمام این بهشت های هفت‌گانه در حقیقت یکی است و همة این اسامی بر یک بهشت صدق می‌کند؛ زیرا که بهشت از آن جهت که جای اقامت دایمی است به آن جنت عدن می‌گویند و از آن جهت که جای سلامتی و امن است و ساکنانش از هر حزن و اندوهی در امان هستند، دارالسلام می‌گویند.[28]

    نتیجه این که بهشت در واقع یکی است و دارای مراتب و درجاتی است که به تناسب آن مرتبه و درجه، اسم خاص و معینی دارد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول
    منظور از هفت طبقه آسمان چیست؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟

    در این که مقصود از آسمان‌های هفت‌گانه چیست، مفسران و دانشمندان اسلامی بیانات مختلفی دارند:

    1- برخی می‌گویند: مراد هفت سیاره است که عبارتند از: عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل، ماه و خورشید که به عقیدة دانشمندان فلکی قدیم جزء سیارات بودند.

    2- کرات هفت‌گانه. گروهی کرات منظومة شمسی را که ده کره است (نُه سیارة معروف و سیاره ای که میان مریخ و مشتری بوده و سپس متلاشی شده و امروز بقایای آن هم چنان در همان مدار در گردش است) به دو گروه تقسیم نموده اند:

    گروهی زیر مدار زمین قرار دارند (عطارد و زهره) و گروه دیگر فوق مدار زمین قرار دارند که هفت تا است.

    شاید این عده می خواهند بگویند آسمان هفت‌گانه عبارت است از کرات هفت‌گانه.

    3- طبقات متراکم هوا. بعضی معتقدند منظور از طبقات متراکم، هوای اطراف زمین است و قشرهای گوناگونی که روی هم قرار گرفته‌اند.

    4- عدد هفت تکثیری است. عده‌ای می‌گویند: عدد هفت شمارشی نیست، بلکه عدد تکثیری است که کنایه است از کرات زیاد در عالم بالا.

    5 آسمان‌های هفتگانه واقعی. گروهی باورشان این است که مراد هفت آسمان حقیقی است، منتها تا کنون تنها یک آسمان برای ما کشف شده است و شش آسمان دیگر مجهول مانده است.

    مؤید این گفتار این است که خدا فرموده: "ما آسمان دنیا را به کواکب و سیارات زینت داده ایم".(1)

    از ویژگی‌های آسمان‌های هفت‌گانه اطلاع دقیقی در دست نیست. اما با مراجعه به روایات معراجیه می‌توان به بعضی از ویژگی‌های آسمان‌های هفت‌گانه اشاره نمود.

    علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از پدرش از... امام صادق (ع) روایت کرده که برای پیامبر (ص) براق حاضر کردند و از مسجد الحرام به مسجد الأقصی رسید. در آسمان اوّل، فرشته‌ای را دید که هفتادهزار فرشته زیر فرمان او بودند و هر کدام از آن ها هفتادهزار فرشته زیر فرمان داشتند.

    در آسمان دو خازن و مالک جهنم را دید. حضرت آدم را زیارت کرد و به قابض الأرواج برخورد نمود و جناب حضرت یحیی و عیسی بن مریم را ملاقات کرد.

    در آسمان سوم حضرت یوسف(ع) را دید و بسیاری از فرشتگان را.

    در آسمان چهارم حضرت ادریس و کثیری از فرشتگان را دید. در آسمان پنجم جناب هارون بن عمران (برادر حضرت موسی) و گروهی از فرشتگان را دید و در آسمان ششم حضرت موسی(ع) و در آسمان هفتم حضرت ابراهیم خلیل و بسیاری از فرشتگان را و...

    برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به المیزان، ج 13،از ص 10 الی...

    1. ملک (67) آیة 5.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، پاسخ مجمل به چند پرسش متداول