تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:29:54
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 170 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22243 بار
  • بازدید کل : 559307 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    لغت نامه دهخدا

    جبروت. [ ج َ ب َ ] (ع اِمص ) بزرگواری. (مهذب الاسماء) (السامی ). عظمت. کبر. (اقرب الموارد). عظمت و بزرگی. تکبر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ).عظمت. بزرگی. تکبر. کیاباد. نخوت. (ناظم الاطباء). کبر. سرکشی. کبریا. جبریاء. (منتهی الارب ). جَبْروت جُبْروت. (اقرب الموارد). کلمة عربی دخیل است و از آرامی گرفته شده است. (از نشوءاللغة ص 49). || قدرت. سلطة. (اقرب الموارد). احتشام. استقلال. (ناظم الاطباء): ذی الاَّلاء والجبروت. (تاریخ بیهقی ص 298)... بساحت جبروت او نینجامد. (سندبادنامه ص 2). || (اِ) آسمان. (ناظم الاطباء). || جلال و جبروت، از اتباع. (یادداشت مؤلف ). || (اصطلاح ) جبروت یا عالم جبروت؛ عالم عظمت و جلال اسمای صفات الهی و مرتبة وحدت را گویند که حقیقت محمدی است و تعلق بمرتبة صفات دارد. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). مقابل ناسوت و لاهوت و ملکوت: و لما انفتحت ابصارهم وجدوا اﷲ مرتدیا بالکبریاء اسمه فوق نطاق الجبروت، تحت شعاعه قوم ینظرون. (حکمةالاشراق چ هانری کربن ص 246). مقابل عالم لاهوت. مقابل عالم ناسوت. مقابل عالم ملکوت. در اصطلاح صوفیان عالم کروبیان یعنی عالمی که در آن جز اراده و مشیت الهی اراده ای حکمفرما نیست. شیخ شهاب الدین سهروردی گوید: عوالم نزد حکما سه باشد: عالم عقول، که عالم جبروت است و عالم نفوس که عالم ملکوت و عالم ملک که عالم اجرام است. (رسالة فی اعتقادالحکماء تألیف شیخ شهاب الدین سهروردی ص 270).

    بعقیدة ابوطالب مکی، جبروت عالم عظمت است که منظور از آن عالم اسماء و صفات الهیه است و بعقیدة اکثر عالم اوسط است که برزخ و محیط بتمام امریات میباشد. (از تعریفات ).

    در کشاف اصطلاحات‌الفنون چنین آمده: و در مجمع‌السلوک گوید ملکوت در اصطلاح شرع عبارت است از برتر از عرش الهی تا زیر زمین و آنچه از اجسام و معانی و اعراض بین عرش و زمین باشد. و جبروت ماسوی ملکوت را نامند، چنانکه دیلمی گفته. و برخی از بزرگان گفته اند که بندگان تا در این جهان هستند از خود اختیاری دارند. بمجرد آنکه بعالم ملکوت انتقال یافتند همگی اختیار از دست داده و مجبور شوند که جز خواست او جل ثناوة چیزی نخواهند و بغیر از ارادة او تعالی شأنه پیرامون هیچگونه اراده‌ای نگردند. و بعبارت دیگر:

    بندگانیم جان ودل بر کف

    چشم بر حکم و گوش بر فرمان.

    و در اصطلاح متکلمان جبروت عبارت است از صفات چنانکه لاهوت عبارت از ذات است. پس اضافه در صفات جبروت بنابر این اصطلاح اضافة مسمی باسم باشد - انتهی. و در کشف اللغات گوید: جبروت در اصطلاح سالکان مرتبة وحدت را گویند که حقیقت محمدی است و تعلق بمرتبة صفات دارد. و در موضع دیگر گوید: و نیز مرتبة صفات را جبروت خوانند و مرتبة اسماء را ملکوت. و صاحب مرآةالاسرار میگوید: بدان که اهل فردانیت را دوام مقام لاهوتست یعنی تجلی ذات. و لاهوت در اصل لاهو الا هو است حرف تا زیاده از قانون عرب است و عادت این قوم است که چون کلامی مخالط گویند چیزی زیاده کنند و چیزی حذف تا نامحرمان از حقیقت محروم مانند. پس لا نفی است یعنی نیست تجلی صفات طایفة افراد را وهو اسم ذاتست یعنی الا هو مگر تجلی ذات لاهوت خود یعنی فردانیت را مقام نیست که خارج از شش حد است. و لفظمقام که اضافت بآن میکنند و گویند مقام لاهوت باسنادمجاز است اما مقام ندارد. و اسفل این، مقام جبروت است یعنی مقام جبر و کسر خلایق و این مقام قطب عالم است که متصرف است از عرش تا ثری. و به جر و کسر هم در شش جهت گنجد. و قطب عالم را فیض از عرش مجید است که تعلق بعزل و نصب دارد. و این مقام را جبر و کسر از آن گویند که کرامات اولیاء و معجزات انبیاء هم از این عالم است و چون از مقام جبر و کسر ترقی کنند بمقام فردانیت که لاهوت است رسند و در عالم فردانیت عالم جبروت، یعنی جبر و کسر کفر است. اما افراد قادرند بر عالم جبروت اگر بجبر و کسر مشغول شوند از فردانیت یعنی از تجلی ذات بیفتند. و بدین سبب افراد مستور میمانند - انتهی. و قریب بدین است آنچه در مجمعالسلوک در جایی واقع شده که منازل خلایق چهارند.

    در نظری دیگر؛ این عالم از آثار ضعف وجود پاک است، و از این‏رو عالم «جبروت» نامیده مى‏شود یعنى، عالمى که با قرب به مبدأ متعال و برخوردارى از اشراق‏هاى ربانى، کمبودهایش جبران گشته و جاى آنها را کمالات گرفته است.

    مشاهده می‌شود عالم جبروت گاه عالم عقل و گاه عالم صفات الهی و گاه محل آشکار شدن قدرت و اراده خداوند بالنتیجه تابلوی اعلانات ملائک است. ملائک هرگز نمی‌توانند وارد این عالم شوند اما برای آنها همچون تابلوی اعلاناتی است که وظایف آنها را اعلان می‌نماید.

    بنابراین این عالم گاه عالم عقل و گاه عالم کمال دانسته می‌شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم جبروت
    عالم جبروت

    مراد، همان عالم عقل و عالم معناست که از صور و ابعاد و اشباح مبرّاست و فوق عالم ملکوت است.

    در اثبات عالم جبروت و عقل گفته شده که برخی فلاسفه معتقدند: از آنجا که عالم الوهیت و ذات واجب الوجود دارای بساطت محضه است و نمی تواند مستقیما و بلاواسطه به وجود آورنده و مدبر و محیط بر عالم طبیعت و عالم ملکوت شود لذا قائل به «صادر اول» شده‌اند که بدون واسطه و مستقیماً، ذات اقدس خداوند به او افاضة وجود کرده است و مدعی شده‌اند که صادر اول، باید کاملترین و بسیط ترین ممکنات باشد که به سایر موجودات مادون خود، افاضة وجود کند، چنین موجودی جز اینکه مجرد از ماده و زمان و مکان باشد، نمی تواند باشد. این چنین موجودی را به حسب اصطلاح «عقل» می نامند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم جبروت