تاریخ : 28 مرداد 1396
زمان : 13:31:37
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 531 بار
  • بازدید دیروز : 709 بار
  • بازدید ماه : 20925 بار
  • بازدید کل : 557989 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    دیدگاه سهروردی و ملاصدرا دربارة علیّت مثل و عالم خیال منفصل

    چکیده: شیخ اشراق و صدرالمتألهین، از یک سو به عالم مثال منفصل قائل بوده؛ و از سوی دیگر، به اثبات نظریة مثل افلاطونی و ارباب انواع پرداخته، و آنها را علّت عالم ماده و افراد مادی هر نوع دانسته‌اند. پژوهش حاضر ضمن بررسی و نقد براهین شیخ اشراق و ملاصدرا در باب اثبات علّیت ارباب انواع نسبت به افراد مادی، از طریق سنخیّت علّت و معلول؛ نظریة ملاصدرا در علوم حسّی و خیالی (نظریة ابصار) و نیز امتناع طفره در نظام آفرینش، به اثبات علّیت عالم مثال نسبت به عالم ماده پرداخته است. از این رو، بر خلاف دیدگاه شیخ اشراق و ملاصدرا، عالم مثال علّت عالم ماده است، نه عقول متکافئه. در نتیجه، علاوه بر مثل افلاطونی موجود در عالم عقل، ارباب انواع در عالم مثال نیز موجود هستند. این موجودات مثالی علّت عالم ماده می‌باشند و خود، معلول ارباب انواع موجود در عالم عقل هستند.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم مُثُل
    دیدگاه شیعی

    برخی نویسندگان عالم مثال را با عالم مُثُل اشتباه گرفته‌اند و در حقیقت از لغتی با شباهت بسیار زیاد بطور اشتباه استفاده کرده‌اند.

    مرتبه عالم مثال در بین سایر عوالم کجاست؟ و آیا حقیقت مادی دارد؟

    پرسش: موقعیت عالم مثال در بین سایر عوالم کجاست؟ آیا مثل این دنیا حقیقت مادی دارد؟ اینکه ادعیه قضا و قدر را بر می‌گردانند در خصوص عالم یاد شده چگونه قابل توجیه است؟

    پاسخ اجمالی: عالم مثال حد فاصل میان دنیا و آخرت است، در واقع این عالم هم مراتبی از عوالم ممکن است که مرتبه آن بعد از دنیا و قبل از آخرت و قیامت است. این عالم مادی نیست ولی برخی از خصوصیات ماده را دارد، از جمله شکل و وضع و بُعد و...

    در واقع این عالم با عالم برزخ یکی است که فلاسفه از آن تعبیر به عالم مثال کرده‌اند، زیرا حد فاصل بین عالم ماده و عالم مجردات می‌باشد.

    اینکه قضا و قدر را به عالم مثال برمی‌گردانند به این جهت است که از لحاظ مرتبه عالم مثال بالاتر از عالم طبیعت و حس قرار دارد و می‌دانیم که قوس نزول از عالم بالا به پایین می‌آید.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم مُثُل
    مثل افلاطونی

    افلاطون فیلسوف بزرگ یونانی است که برخی از فلاسفهء مسلمان و قبل از همه شیخ شهاب‌الدین‌ سهروردی وی را اشراقی و رئیس اشراقیون نامیده‌اند و مسلم است که آراء فلسفی وی در نظریه‌های برخی از حکما و فلاسفهء مسلمان بی‌تأثیر نبوده است.(مانند میرداماد، صدرالمتألهین و میرفندرسکی).در میان‌ نظریه‌های فلسفی افلاطون«مثل»از اهمیت ویژه‌ای‌ بر خوردار است؛ و منشأ بسیاری از مباحث فلسفی و مطمح نظر بسیاری از فلاسفة اسلامی و غیراسلامی‌ بوده و هست. در این پژوهش پس از بیان اجتماعی‌ عالم مثل و نیز عالم ذر (در اعتقادات اسلامی) به رابطة میان آن دو می‌پردازیم و به دلیل ارتباط تنگاتنگ میان‌ مثل و نیز دو نظریة دیگر افلاطون ناگزیر از طرح آنها نیز می‌باشیم.

    «طبق نظریة مثل آنچه در این جهان مشاهده‌ می‌شود، اعم از جواهر و اعراض اصل و حقیقتشان در جهان دیگر وجود دارد و افراد این جهان به منزلهء سایه‌ها و عکسهای حقایق آن جهانی می‌باشند. مثلا افراد انسان که در این جهان زندگی می‌کنند همه‌ دارای یک اصل و حقیقت در جهان دیگر هستند و انسان اصیل و حقیقی، انسان آن جهانی است.

    همچنین سایر اشیاء. افلاطون آن حقایق را «ایده» می‌نامد.در دورهء اسلامی کلمة «ایده» به «مثال» ترجمه‌ شده است و مجموع آن حقایق به نام «مثل افلاطونی» خوانده می‌شود. افلاطون در نظریة مثل خویش‌ قایل به عالمی ورای عالم محسوس است که آن را عالم‌ معقول و موجودیت در آن را وجود حقیقی و واقعی‌ می‌داند و وجود را در جهان محسوس غیر واقعی‌ می‌انگارد. در واقع تا جایی پیش می‌رود که اصالت را از آن ذوات و ماهیات که در جهان معقول موجود می‌باشند می‌داند و تعینات را صاحب وجود حقیقی‌ نمی‌داند. «از این روست که برخی افلاطون را از پیروان‌ اصالت ماهیت شمرده‌اند زیرا موجود حقیقی را ذات‌ معقول یا ماهیت اشیاء می‌نامد».

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم مُثُل
    بررسی عالم مثل

    در مورد عالم مُثُل بسیار سخن گفته شده است. به صراحت می‌توان گفت افلاطون در این مورد اشتباهات بزرگی نموده است و بیش از نود و نه درصد برداشتهای وی غلط و برداشت شخص و ممکن است آلوده به اغراض شخصی باشد. درک عالم مُثُل به قابلیت بسیار بالایی دارد که در هر کسی وجود ندارد و چنانچه هم کسی به شهود عالم مُثُل برسد، بسیار بعید است بتواند آن را درک کرده و مفهوم آن را هضم نماید. درک عالم مُثُل به قابلیت «دیدن» احتیاج دارد. تنها دیدگاه فلاسفه شیعه تا حدودی توانسته‌اند راه را بگشایند. در ادامه نمونه‌هایی از برداشتها اشاره می‌کنم:

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم مُثُل