تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:17:02
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 472 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21730 بار
  • بازدید کل : 558794 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    معنی کلمه ملکوت به فارسی

    ملکوت: عالم غیب که عالم مختص بارواح است.

    بزرگی وچیرگی وقدرت وعظمت وسلطه آسمانی, عالم فرشتگان

    (اسم) 1- بزرگی , عظمت. 2- عظمت الهی. یا جهان (عالم) ملکوت. 1- عالم مجردات بطور مطلق مقابل جبروت و ناسوت (که زیر آن واقع‌اند) و لاهوت (که بالای آنست). 2- عالم غیب (ابن‌العربی) که عالم مختص به ارواح و نفوس است (دکتر غنی. تاریخ تصوف. 656) یا ملکوت اسفل عالم مثل معلقه است مقابل ملکوت اعلی یا ملکوت اسماء عالم علوی. مجردات یا ملکوت اعلی عالم عقول و نفوس مجرده مقابل ملکوت اسفل یا ملک و ملکوت.

    عالم ملکوت: عالم جبروت و عالم مجردات است

    عالم ملکوت اسفل: عالم مثل معلقه و صور مقداری است

    عالم ملکوت اعلی: عالم غیب و عالم مجردات محض و عقول است

    عالم ملکوت: این عالم یکی دیگر از عوالم هستی ست که از عالم مُلک و طبیعت بالاتر و از عالم فرشتگان و عقول مجردة محض پائین‌تر است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    عالم ملکوت چیست؟

    مَلَک، یعنی فرشته، فرشته موجودی است که خداوند آفریده است و عالمی مخصوص به خود دارد که همه چیز آن بر ما پوشیده است. فرشتگان دارای قد و اندازه ها و قدرتها و قوای متنوع و متعدد و هر کدام دارای وظایفی مخصوص به خود هستند و کارهایی را که به آنها محول شده است، انجام می‌دهند.

    در قرآن کریم داریم که عده‌ای از فرشتگانی را که خداوند آفریده است مدام مشغول تسبیح او هستند و یا مدام دارند به خداوند سجده می‌کنند و یا اعمال خوب و بد بندگان خدا را می‌نویسند و یا برای مومنین استغفار می‌کنند. به عالم فرشتگان عالم ملکوت هم گفته می‌شود.

    اما ملکوتی هم هست که در قرآن از آن نام برده شده است که خداوند به بندگان خاص خودش نشان می‌دهد. مثلا می‌فرماید: ما به ابراهیم (ع) ملکوت آسمانها و زمین را نشان دادیم. خوب این به چه معنی است؟ بعضی گفته‌اند ملکوت یعنی ماورای هر چیزی که ما نمی‌توانیم آن را ببینیم.

    خداوند در سوره مبارکه اعراف آیه ۱۸۵ می‌فرماید: آیا در ملکوتِ آسمان‏ها و زمین و هرچه خدا آفریده، به دقّت نمى‏نگرند (تا بدانند آفرینش همه‏ى آنها هدفدار است، نه بیهوده) و اینکه شاید زمان (مرگ) آنان نزدیک شده باشد؟ پس بعد از این (آیات روشن)، به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟

    در این آیه منظور نگاه کردن با تفکر به آفریده‌های خداوند برای عبرت گرفتن و پی بردن به قدرت خالق و آفریننده تمام موجودات در زمین و آسمانهاست.

    به عنوان مثال خداوند در قرآن خطاب به ما آدمها می‌فرماید: غیبت کردن مانند خوردن گوشت برادر مرده خویش است. این می‌شود ملکوت غیبت کردن. یا می‌گویند آدمها در دنیا با توجه به کردارشان برای کسانی که چشم ملکوتیشان باز شده است به شکل و قیافه یکی از حیوانات دیده می‌شوند.

    حال ملکوتی که خداوند می‌فرماید به حضرت ابراهیم (ع) نشان داده است چطور و چگونه قابل احساس و درک و دیدن بوده است، هیچکس نمی‌داند. آیا جا و مکان مشخصی است؟ آیا علمی است؟ در هر صورت خداوند به ابراهیم خلیل(ع)، یعنی دوست خود، عالم ملکوت را نشان داده است. عالم ملکوت را چیزی در نظر بگیرید مانند قالب‌ها و کدهای رایانه ای که حروف و علاماتی بیشتر نیستند اما تبدیل به چیزهایی می‌شوند که آدم باورش نمی‌شود. یا سیگنالها و امواجی که تبدیل به صوت و تصویر می‌شوند.

    یک مثال برای ما بهتر می‌تواند معنی عالم ملکوت را مجسم ساخته و تفهیم کند و آن اینکه ما از قالبهای اینترنتی که یک برنامه نویس رایانه‌ای می‌نویسد، چیزی سر در نمی آوریم (البته خودم را عرض می کنم و قصد اهانت به کسانی را ندارم که می‌دانند) اما این حروف و کلمات بی معنی هنگامی که در قالب وبلاگ قرار می‌گیرند تبدیل به لوگو - ساعت - صدا و چیزهای دیگری که مورد نظر آنهاست می‌شود.

    به بیانی می‌توان گفت، عالم ملکوت مانند آن قالبهایی است که برنامه‌نویس‌های کامپیوتر می‌نویسند و لوگو و ساعت و صدا و چیزهای دیگری که از آن ها در وبلاگها دیده می‌شوند، ناسوت و عالم ماده‌ای است که ما از آن قالبها می‌بینیم و می‌فهمیم.

    به طور کلی هر چیزی و هر عمل و کاری، یک رویی دارد که به سوی ماست و یک رویی دارد که به سوی خداوند و فرشتگان اوست. به آن عالمی که رو به سوی خداوند و فرشتگانش دارد، عالم ملکوت و آن عالمی از اجسام و اعمال که رو به سوی ما دارد، عالم ناسوت و ماده و مُلک گفته می‌شود.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    ارتباط بین عالم لاهوت با عالم مثل و بالنتیجه عالم ملکوت

    همانطور که می‌دانیم در ادیان الهی بر یکتایی خداوند تأکید فراوان شده است. حتی در افسانه‌های یونانی که بر مبنای چندخدایی است و برای امورات مختلف خدایان متعدد قائل شده‌اند، در نهایت به خدای خدایان زئوس می‌رسیم که خدای برتر است. بدین گونه نیز می‌توانم نتیجه گرفت که خداوند در تفکر یونانی واحد بوده و اموراتی که در ادیان الهی به تقدیر و فرشتگان نسبت داده می‌شود در آن فرهنگ به خدایان انحصاری نسبت داده می‌شود که حوزه فعالیت خاصی دارند.

    بنابراین در هر دو صورت عالم عالم لاهوت برای ارتباط با عوالم پایین‌تر از جمله عالم ملکوت از نوعی مفسر و مترجم استفاده می‌کند زیرا زبان الهی برای هیچ مخلوقی قابل درک نیست. این عالم همان عالم مثل است. این عالم است که به اوامر الهی قالب می‌زند و آنرا برای مخلوقات قابل درک می‌کند. بنابراین پس از ذات خداوند و عرش الهی مهمترین عالم، عالم مُثُل است. اینجاست که ترجمه‌ها صورت گرفته و اوامر ابلاغ شده و حتی وحی برای بدست جبرئیل سپرده شدن ترجمه می‌شود.

    نکته آخر: در عالم ناسوت و ملکوت امکان «موازات» وجود دارد. موازات بدین معنا است که عوالم موازی هم رتبه با هم امکان قرار گرفتن در کنار هم دارند. همانطور که سوره جن اشاره شده است، خداوند مخلوقات دیگری جز انسان نیز دارد که در بین عوالم آنها پرده‌ای کشیده است. این پرده در بخش ادراک انسان قرار دارد که در شرایط خاصی این پرده را کنار زد. شرایط آن در فصول بعدی به تشریح و تفصیل بیان خواهد شد. بنابراین برای انسان عادی ممکن است مثلاً با جن دیدار داشته باشد اما امکان دیدار عالم ملکوت را هرگز نخواهد داشت. مگر آنکه فرشته‌ای به امر خداوند به سمت عالم ناسوت حرکت کرده و خود را بنمایاند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    نظری در مورد عرش الهی با نگاهی بر سوره حمد

    سوره حمد در کتاب آسمانی مسلمانان، قرآن، تأکید بر واحد بودن خداوند دارد. این از آن رو است که خداوند مالک و ساکن عرش است. البته کلمات مالک و ساکن را نباید با فرمهای مادی اشتباه گرفت. اما در زبان انسانها جایگزین مشابهی ندارد و مجبور به استفاده از اینگونه کلمات هستیم. بنابراین اوامر الهی باید منتقل شود. از آنجا که تمامی «شدنهای الهی» توسط دستورات الهی و به قول خداوند با گفتن «بشو» انجام می‌شود، بنابراین باید دستورات الهی از خداوند باید به سمت عرش و سپس به سمت حاملان عرش و از آنجا به ارشد فرشتگان رسیده تا به دست مجریان ارشد و اگر لازم بود به مجریان زیردست برسد.

    بنابراین باید دقت داشت که ترجمه و مفهوم دقیق واحد بودن خداوند به معنی تنها بودن در مقام خدایی است. بدون دقت در این نکته اگرچه می‌توان جمله خداوند یکی است را به راحتی ترجمه کرد، اما مفهوم خالص و مفیدی نمی‌توان از آن استخراج کرد. پس اگر هرجا به این جمله برخورد کردیم که خداوند یکی است ترجمه دقیق آن می‌شود «خداوند در مقام خداوندی تنها است» و از تعاون و همکاری بی‌نیاز است.

    تفسیر ابهام‌آمیز: تفسیر دیگری وجود دارد که کمی ابهام‌آمز است. اگر به جمله «الله الصمد» یعنی خداوند بی‌نیاز است به طور انفرادی نظر بیاندازیم، متوجه اشتباه بودن این جمله بدون جملات قبل و بعد می‌شویم. این جمله با جملات قبل و بعد خود معنا پیدا می‌کند. حال ببینیم که جمله «الله الصمد» چرا به تنهایی اشتباه است. «الله بودن» یا خداوند بودن فعلی است متعدی یعنی فعلی که به مفعول احتیاج دارد. با یک مثال می‌توان این مسئله را شفافتر نمود. بطور مثال «زن بودن» نیاز به مفعولی ندارد. یک نفر می‌تواند زن باشد. اما مادر بودن یک فعل متعدی است. یعنی به مفعول احتیاج دارد. مادر بودن مستلزم داشتن فرزند است. اما زن بودن به مفعول احتیاج ندارد. بنابراین در ترجمه صحیح «الله الصمد» نباید گفت خداوند بی‌نیاز است. باید گفت خداوند در خدایی خود مستغنی از شریک است. نکته دیگری هم هست که بسیاری از آنها غافل هستند. خداوند کلمه‌ای است برای بشر برای نامیدن چیزی که ما آنرا خداوند می‌نامیم. این فقط یک اسم و لغت است که انسان می‌تواند از آن استفاده کند. بر هر عاقلی مسلم است که یک کلمه نمی‌تواند گویای عظمت خداوندی باشد. اما ما بشر هستیم و چاره‌ای دیگر نداریم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    درود ‌بر‌ فرشتگان (حاملان عرش)

    ‌در‌ این دعا امام سجاد (ع) فرشتگان الهى ‌را‌ مورد توجه قرار داده ‌و‌ ‌با‌ درخواست درود ‌و‌ صلوات خداوند آنان ‌را‌ معرفى فرموده فرشتگان اعظم الهى ‌و‌ آنها ‌که‌ وظیفة‌ ادارة‌ امور این جهان ‌را‌ ‌به‌ عهده دارند همه ‌را‌ یکى ‌پس‌ ‌از‌ دیگرى نام برده ‌و‌ ‌بر‌ آنان درود فرستاده است.

    ― در نخستین فراز، سخن ‌از‌ فرشتگان حامل عرش ‌به‌ میان آورده عرض ‌مى‌کند: (بار خداوندا ‌بر‌ فرشتگان حامل عرشت درود فرست همانها ‌که‌ ‌در‌ تسبیح ‌تو‌ سست نمى‌گردند ‌و‌ ‌در‌ تقدیس ‌و‌ تنزیه ‌تو‌ خسته نمى‌شوند ‌و‌ ‌از‌ عبادت ‌تو‌ وا نمى‌مانند ‌و‌ هیچگاه ‌در‌ فرمانت کوتاهى روا نمى‌دارند ‌و‌ ‌از‌ اشتیاق ‌و‌ علاقه ‌به‌ قرب ‌تو‌ غفلت نمى‌ورزند) (اللهم ‌و‌ حمله عرشک الذین لایفترون ‌من‌ تسبیحک، ‌و‌ لایسامون ‌من‌ تقدیسک، ‌و‌ لایستحسرون ‌من‌ عبادتک، ‌و‌ لایوثرون التقصیر على الجد ‌فى‌ امرک، ‌و‌ لایغفلون عن الوله الیک).

    ― آنگاه سخن ‌از‌ اسرافیل مامور نفخ صور ‌به‌ میان آورده ‌و‌ ‌از‌ خداوند تقاضاى درود ‌بر‌ ‌او‌ ‌را‌ کرده میگوید: ‌و‌ (درود فرست بر) اسرافیل صاحب صور ‌که‌ همواره آماده ‌و‌ منتظر اذن ‌و‌ حلول فرمان ‌تو‌ است ‌که‌ مردگان ‌و‌ گروگانان قبرستانها ‌را‌ ‌با‌ ‌یک‌ نفخه آگاه ‌مى‌سازد (و آنان ‌را‌ ‌به‌ سوى صحراى محشر فرا مى‌خواند) (و اسرافیل صاحب الصور، الشاخص الذى ینتظر منک الاذن، ‌و‌ حلول الامر، فینبه بالنفخه صرعى رهائن القبور).

    ― پس ‌از‌ ‌آن‌ ‌از‌ میکائیل سخن ‌به‌ میان آورده ‌و‌ ‌از‌ خداوند تقاضاى درود ‌بر‌ ‌او‌ ‌را‌ کرده (بر میکائیل صاحب جاه ‌و‌ مکان رفیع ‌و‌ مطیع فرمانت (درود فرست) (و میکائیل ذو الجاه عندک، ‌و‌ المکان الرفیع ‌من‌ طاعتک).

    ― پس ‌از‌ ‌آن‌ تقاضاى صلوات ‌بر‌ جبرئیل امین وحى ‌را‌ کرده ‌مى‌گوید: (و ‌بر‌ جبرئیل امین وحى خود ‌که‌ ‌در‌ میان سماواتیان مطاع است ‌و‌ همه فرمانش ‌مى‌برند ‌و‌ ‌در‌ نزد ‌تو‌ صاحب مکانت، ‌و‌ مقرب است (درود فرست) (و جبرئیل الامین على وحیک، المطاع ‌فى‌ اهل سماواتک، المکین لدیک المقرب عندک).

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    وسعت علمی عرش الهی

    عرش یک مفهومی است که فراتر از کرسی. وقتی کرسی الهی وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ – باشد، یعنی اگر کرسی آن وسیعتر از آسمانها و زمین است، و تمثیل الهی باشد، پس عرش الهی به طور اولی وسعت علم خداوند را نشان می‌دهد.

    از مجموع این آیاتی که بالا ذکر نموده ایم، می‌توانیم به نتیجه ذیل برسیم:

    عرش خداوند گرچه در آیات مختلف با ویژگی های مختلف ذکر شده است، اما وجه مشترک همه مجازی بودن آن است. در آیات یک حقیقت – حکومت الهی از ابعاد مختلف توصیف شده است. لذا می‌توانیم بگوییم عرش الهی – شامل علم الهی، قدرت مطلق، خالقیت، عدالت و ما وراء طبیعة است.

    اما آنچه که مربوط به حاملان عرش:

    الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ [۵]

    کسانى که عرش [خدا] را حمل مى‏کنند و آنها که پیرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‏گویند و به او ایمان دارند و براى کسانى که گرویده‏اند طلب آمرزش مى‏کنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد کسانى را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‏اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار.

    در آیه مورد بحث که سخن از حاملان عرش الهى مى‏گوید به نظر ما منظور از عرش همان حکومت خداوند و تدبیرش در هر دو عالم باشد. و حاملان عرش هم اجرا کنندگان امر الهی است: فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا

    و به فرشتگانى که کار سازند (قسم)

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    عرش خداوند و حاملان آن به چه معنی است؟

    در قرآن کریم چنین آمده است:

    (الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ * رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ * وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

    فرشتگانى که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف مى‏کنند) تسبیح و حمد خدا مى‏گویند و به او ایمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏نمایند. (عرضه مى‏دارند) پروردگارا! آنها را در باغهاى جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‏اى وارد کن، همچنین صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را که تو توانا و حکیمى.

    اما براى درک حقیقت معنى عرش بهترین راه این است که موارد استعمال آن را در قرآن کریم بررسى کرده به نتیجه برسیم:

    إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ [۱]

    در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهاندارى] استیلا یافت روز را به شب که شتابان آن را مى‌طلبد مى‏پوشاند و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده‏اند [پدید آورد] آگاه باش که خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان.

    بعد از پایان گرفتن خلقت جهان بر عرش تسلط یافت. یعنی عرش به معنی حکومت و سلطنت آمده است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    عرش و حاملان هشتگانه

    منظور از عرش در این آیه چیست؟

    «وَالْمَلَکُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَیَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمَانِیَةٌ»؛ و فرشتگان در اطراف [آسمان]اند و عرش پروردگارت را آن روز هشت [فرشته ] بر سر خود بر مى‏دارند (حاقه، 17)

    پاسخ:

    «وَ الْمَلَکُ عَلى‏ أَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ»؛ فرشتگان در اطراف آسمان قرار مى‌گیرند (و براى انجام مأموریتها آماده مى‏‌شوند) و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل مى‏‌کنند! (1)

    این آیه به وقایع قیامت و پس از نفخه صور دوم اشاره دارد، لذا خبر دادن از اموری است که ما نسبت به آن هیچ آگاهی نداریم و تنها اگر از طریق عالمان و آگاهان (معصومین علیهم السلام) چیزی بیان شده باشد، می‌توانیم آن را بپذیریم.

    در روایات بیان شده که مراد از عرش، علم و قدرت الهی است؛ لذا مراد از حاملین عرش، نیز حاملین علم و قدت الهی اند.

    در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده فرمودند: عرش عبارت از علم است، چهار نفر از ما، و چهار نفر از سایر مردم، آنهایى که خداوند می خواهد، حاملین عرشند. (2)

    در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده فرمودند: حاملین عرش چهار نفر از اولین هستند و آنها نوح و ابراهیم موسى و عیسى می باشند، و چهار نفر از متأخرین هستند که محمد و على و حسن و حسین علیهم السلام می باشند. (3)

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت

    مفسران و محدثان و فلاسفه سخن بسیار گفته‏اند. گاهى عرش را به معنى علم بى پایان پروردگار تفسیر کرده‏اند. و گاه به معنى مالکیت و حاکمیت خدا. و گاه به معنى هر یک از صفات کمالیه و جلالیه او، چرا که هر یک از این اوصاف بیانگر عظمت مقام او مى‏باشد، همانگونه که تخت سلاطین نشانه عظمت آنها است. آرى خداوند داراى عرش علم، و عرش قدرت، و عرش رحمانیت و عرش رحیمیت است.

    طبق این تفسیرهاى سه‏گانه مفهوم عرش بازگشت به صفات ذات پاک پروردگار مى‏کند، نه یک وجود خارجى دیگر. بعضى از روایاتى که از طرق اهل بیت (ع) رسیده نیز همین معنى را تایید مى‏نماید، مانند حدیثى که حفص بن غیاث از امام صادق ع نقل مى‏کند که از امام ع در باره تفسیر وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ سؤال کردند، فرمود: منظور علم او است «1».

    و در حدیث دیگرى از همان امام ع عرش را به معنى علمى که انبیا را بر آن واقف کرده، و کرسى را به معنى علمى که هیچکس را از آن آگاه نکرده است تفسیر فرموده.

    در حالى که بعضى دیگر از مفسران با الهام گرفتن از روایات دیگرى عرش و کرسى را به دو موجود عظیم از مخلوقات پروردگار تفسیر کرده‏اند.

    از جمله بعضى گفته‏اند: منظور از عرش مجموعه عالم هستى است.

    و گاه گفته‏اند مجموعه این زمین و آسمان در درون کرسى قرار دارد، بلکه آسمان و زمین در برابر کرسى همچون حلقه انگشترى است در یک بیابان پهناور، و کرسى در برابر عرش نیز همچون حلقه انگشترى است در یک بیابان وسیع.

    و گاه عرش را بر قلب انبیا و اوصیا و مؤمنان کامل اطلاق کرده‏اند، چنان که در حدیث آمده است: ان قلب المؤمن عرش الرحمن: قلب مؤمن عرش بزرگ خدا است! «3» و نیز در حدیث قدسى نقل شده است:

    لم یسعنى سمائى و لا ارضى و وسعنى قلب عبدى المؤمن:

    آسمان و زمین من وسعت وجود مرا ندارد ولى قلب بنده مؤمن من جایگاه من است!.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    عرش خدا چیست؟

    بارها گفته‏ایم الفاظ ما که براى بیان مشخصات زندگى محدود و ناچیز ما وضع شده نمى‏تواند به درستى بیانگر عظمت خداوند و حتى عظمت مخلوقات بزرگ او باشد، به همین دلیل با استفاده از معانى کنایى این الفاظ شبحى از آن همه عظمت را ترسیم مى‏کنیم.

    و از جمله الفاظى که این سرنوشت را پیدا کرده است کلمه عرش است که در لغت به معنى سقف یا تخت پایه بلند در مقابل کرسى که به معنى تخت پایه کوتاه است آمده، سپس این کلمه در مورد تخت قدرت خداوند به عنوان عرش پروردگار به کار رفته است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت

    سکان جمع ساکن و حامان جمع حامل است و مراد از هر دو فرشتگان الهی و مقرب می باشند که مدبران امر خداوند و ماموران اجرای دستورات و فرامین الهی هستند. در سوره مبارکه غافر از حاملان عرش یاد شده و اوصاف و دعاهای آنها بیان شده است. توجه شما را به توضیحی در این باره و شرحی پیرامون عرش جلب می نماییم:

    الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَهً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ (7)

    7- فرشتگانى که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف مى‏کنند) تسبیح و حمد خدا مى‏گویند و به او ایمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏نمایند.

    رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (8)

    8- (عرضه مى‏دارند) پروردگارا! آنها را در باغهاى جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‏اى وارد کن، همچنین صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را که تو توانا و حکیمى.

    وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (9)

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت
    حاملان عرش

    دسته دیگرى از فرشتگان که کارشان یکى از کارهایشان تسبیح خداوند و استغفار براى مومنان است، حاملان عرش خدا هستند:

    الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یومنون به یستغفرون للذین امنوا... آنان که عرش را حمل مى کنند و کسانى که در اطراف آن هستند براى سپاس خدا، او را تسبیح مى گویند و به او ایمان دارند و براى مومنان طلب بخشش و مغفرت مى نمایند....

    اما این که عرش چیست؟ اقوال مختلفى مطرح شده، لکن آن چه مسلم بوده و مورد اتفاق است، به معناى تخت سلطنتى جسمانى نیست.

    عرش در زباس فارسى مرادف است با تخت سلطنتى و در قرآن کریم بیست و دو مرتبه لفظ عرش آمده است، اما در هیجده آیه از عرش خداوندى با اوصاف: عظیم، کریم، و مجید سخن میان آمده است (273) و با وجود کثرت اشاره به عرش، قرآن کریم از توضیح مفهوم این واقعیت ساکت است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، عالم ملکوت