تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:03:18
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 396 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21654 بار
  • بازدید کل : 558718 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    مؤخره نویسنده وبلاگ بر بخش یهود و فصل خدا

    همانطور که مشاهده شد مطالب و نظرات یهودیان عزیز نیز تا آنجا که در دسترس بود به طور خلاصه بدون کم و کاست در وبلاگ گنجانده شد. لازم است مجددا تأکید شود که درج مطالبی در این راستا نشان‌دهندة باورهای نویسنده وبلاگ نمی‌باشد و اصولاً غالب مطالب گردآوری است.

    شاید این وبلاگ مأخذی باشد برای جوانان پژوهنده در آینده.

    امید است نویسنده وبلاگ را از نظرات مفید خود محروم نسازید. نویسنده وبلاگ علاقه‌مند است بداند از نظر خوانندگان محترم جای چه مطالبی در این وبلاگ خالی است.

    با تقدیم احترام مجدد خدمت خوانندگان عزیز و بزرگوار

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    معاد به طور عام

    مقدمه:

    ادیان از دیدگاه کلی به دو مجموعه تقسیم می‌شوند توحیدی و غیر توحیدی.

    مجموعة ادیان توحیدی شامل یهودیت،مسیحیت،اسلام و زرتشت به سه اصل توحید،نبوت،و معاد قائلند.ولی ادیان غیر توحیدی هیچکدام از این سه اصل را قبول ندارند.آن ادیان بجای توحید از شرک،و بجای نبوت از حکمت و بجای معاد از تناسخ سخن می‌گویند.البته توحید مسیحیت با تثلیث و توحید زرتشت با ثنویت همراه است.و پیروان هر دو دین می کوشند تا به نوعی ثنویت و تثلیث خود را با اصل توحید هماهنگ سازند.یکی از مهمترین مباحث در ادیان مسئله معاد است.معاد کلمه عربی برگرفته از«عود»است به معنای بازگشتن و رستاخیز و دوباره برخواستن.باور به رستاخیز یکی از اصول دین اسلام است.ولی برخی معاد را تنها جسمانی میدانند و برخی روحانی و اصل معاد مورد قبول همه مسلمانان است و اختلاف تنها در این باب است.در سایر ادیان نیز چه توحیدی و چه غیر توحیدی بحث معاد به اشکال مختلف مطرح است.در این تحقیق به بررسی معاد از دیدگاه ادیان مختلف می پردازیم.واینکه سرنوشت انسان پس از مرگ در ادیان گوناگون چگونه ترسیم شده است.و آیا جهان دیگری پس از مرگ انتظار انسان را می‌کشد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    آخرت شناسی از نگاه یهودیت، مسیحیت و اسلام

    «از چه جهانی آمده‏ایم؟ در چه جهانی هستیم؟ به سوی چه جهانی می رویم؟» امام علی(ع)

    چکیده

    در باره ی حیات پس از مرگ هرچند امروزه یهودیان، مسیحیان و مسلمانان اتفاق نظر دارند اما در قرن اول میلادی میان یهودیان اختلاف نظر وجود داشته است. صدوقیان و شومرونی ها آن را انکار و فریسیان آن را اثبات کرده اند اما در میان مسیحیان و مسلمانان در باره حیات پس از مرگ اتفاق نظر وجود دارد. هر چند در باره ی کیفیت رستاخیز و نیز وضعیت عاصیان مؤمن اختلاف نظر است.

    کلید واژه ها: دین، برزخ، رستاخیز، بهشت و جهنم.

     

    مقدمه

    یکی از مباحث مهم در حوزه ی کلام، مسأله ی حیات پس از زندگی دنیوی است. هر انسانی که به مسایل اطرافش اندک آگاهی یابد و از لوازم زندگی روز مره اش کمی سر در آورد، این پرسش برایش وجود دارد که آیا پس از زندگی این جهان، حیات دیگری است یا مرگ پایان زندگی و وجود است؟ اگر حیات دیگری در کار است، آن زندگی به چه صورت است؟ رستاخیز انسان در جهان دیگر چگونه خواهد بود روحانی یا جسمانی؟ مسأله ی معاد به نحوی در همة ادیان توحیدی مطرح و یکی از اصول اعتقادی آن ها شمرده می‌شود. این ادیان زمانی کسی را مؤمن تلقی می کنند که به رستاخیز باور داشته باشند. این مسأله را از منظر سه دین بزرگ سامی؛ یهودیت، مسیحیت و اسلام مورد بررسی قرار داده و دیدگاه هریک را به طور جداگانه مورد واکاوی قرار می دهیم.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    نیکوکاران و بدکاران قوم یهود

    یهود به جهت پذیرش تورات، مسؤولیت سنگین تری بر عهده دارند. همانطور که اطاعت از فرامین تورات و انجام دستورات آن پاداش عظیمی را برای آنان در پی دارد، نافرمانی از اوامر الاهی مجازات و عقوبت سختی را برای ایشان خواهد آورد. خداوند، نیکوکاران و بدکاران اسرائیل را داوری خواهد کرد؛ به نیکوکاران اجازه خواهد داد که داخل بهشت شوند و بدکاران را به دوزخ خواهد فرستاد و با نشان دادن جای خالی در بهشت و جهنم به دو گروه، با آنها اتمام حجت خواهد کرد. خداوند بدکاران را در مقابل نیکوکاران و دوزخ را در مقابل بهشت آفریده است. هر انسانی دو سهم در جهان آینده دارد، یکی در بهشت و یکی در دوزخ؛ آنکس که شایسته و نیکوکار است، سهم خویش و سهم هم نوع بدکار خود را در بهشت وارث می‌شود و آن کس که مجرم و بدکار است، قسمت خویش و قسمت هم نوع نیکوکار خود را در دوزخ به میراث می برد (حگیگا، 15 الف).

     

    ثبت اعمال

    ز کلیه اعمال انسان در روزهای زندگی، گزارشی ثبت می‌شود تا هنگام داوری از آن استفاده کنند و تمام اعمال تو در کتاب نوشته و ثبت می‌شوند. (مشینا آووت 1:2). در لحظه مرگ، کلیه اعمال آدمی پیش روی او جز به جز ظاهر می‌شوند و به او می‌گویند: زیر دفتر ثبت را امضا کن و او امضا می‌کند و عادلانه بودن حکم را گواهی می‌کند و می‌گوید: مرا از روی عدالت و انصاف کامل داوری کرده اید. حتی سخنان اضافی را که میان انسان و همسرش رد و بدل می‌گردد، در ساعت مرگ برای وی بازگو می‌کنند. خداوند در جواب اعتراض بدکاران می‌گوید: من نمی خواستم از روی اعمال شما پرده بردارم، سپس گزارش اعمال آنها را از روی آنچه که ثبت شده است، می خواند و سپس همگی به دوزخ مخلد می‌شوند (میدراش تهیلیم، مربوطه به مزمور اول). گناهانی که انسان آنها را با بی اعتنایی مرتکب می‌شود و ناچیز می پندارند، در روز داوری او را احاطه می‌کند، گویا در این جهان آنها را زیر پاشنه هایش لگدکوب کرده بود: گناه پاشنه هایم مرا احاطه می‌کند. (مزامیر، 5:49)

     

    توصیفی از صحنه داوری ملتها

    در جهان آینده، ذات قدوس متبارک یک طومار از تورات را گرفته و آن را پیش خود می گذارد و می‌فرماید: هر کس به آموختن این تورات و انجام فرامین آن مشغول بود، بیاید و پاداش خود را دریافت نماید. بیدرنگ همه ملتهای جهان گرد آمده و با بی نظمی پیش می‌روند. خدا به آنها می‌فرماید: با بی نظمی به درگاه من می آیید؟! بلکه هر ملت به همراه معلمان و رهبران خود به حضور آید.... همه ملت ها به ترتیب می آیند و پس از سئوال و جواب نومیدانه باز می‌گردند. سپس همه ملتها به حضور خداوند چنین ادعا خواهند کرد: ای پروردگار عالم آیا تو تورات را به ما دادی و ما آن را قبول نکردیم؟ ولی آنها نمی‌توانند چنین ادعایی داشته باشند مگر نه اینکه ذات قدوس متبارک تورات را به همه ملت ها پیشنهاد کرد اما جز ملت اسرائیل هیچ کس نپذیرفت؟! عاقبت این محاکمه با محکومیت ملت های کافر و ستمگر و تجلیل و سرافرازی قوم اسرائیل پایان می‌یابد (عوودازارا، 2الف، 3 الف). روز داوری بزرگ، برای مردم عادی پس از مرگ واقع می‌شود. نه فقط یهودیان بلکه همگی انسان ها پس از مرگ برای روز حساب فرا خوانده می‌شوند. در بسیاری از عبارات کلمات «عادلان و نیکوکاران» و «شریران و بدکاران» بدون ذکر مذهب یا ملیت آنان آمده است. در جهان آینده شریران و بدکاران محکوم به دوزخ خواهند شد و علیه ذات قدوس متبارک نالیده، خواهند گفت: ما منتظر نجات قدوس متبارک بودیم و اکنون آیا رواست که چنین سرنوشتی نصیب ما گردد؟آن گاه ذات قدوس متبارک بدیشان خواهد فرمود: مگر نه اینکه شما وقتی که در جهان روی زمین بودید با همنوعان خود اختلاف و مشاجره داشتید، سخن چینی می‌کردید، به یکدیگر تهمت می زدید و همه نوع شرارت و بدی از دست شما برمی آمد؟ مگر نه اینکه اهل نزاع بودید و به یکدیگر ظلم و ستم می‌کردید؟ برای همین مکتوب است: «اینک جملگی شما آتش می افروزید و کمر خود را با جرقه ها و شعله های آتش می بندید» (اشعیاء، 11:55).

     

    آخرین داوری

    یکی از معتقدات اصلی یهود، پاداش و کیفر است و این تنها راه حل وضعیت اسف انگیز ملت یهود است. هر کس علیه ملت اسرائیل به ناحق و از روی ظلم و ستم قیام کند، چنان است که گویی علیه ذات قدوس متبارک قیام کرده است. خداوند باید ملل ستمگر را به خاطر رفتار ظالمانه ای که نسبت به ملت اسرائیل داشته اند، به محاکمه احضار کند (مخیلتا، ص 139 الف). علاوه بر دادگاهی که روح هر فرد انسان پس از مرگ در آن حضور می‌یابد و به اعمالش رسیدگی می‌شود، یک دادگاه نیز برای محاکمه ملتهای ستمگر تشکیل خواهد شد. این واقعه در آغاز دوران ماشیح، هنگامی که عدالت و نیکوکاری و درستی در جهان حکمفرما شود، روی خواهد داد. در جهان آینده، ذات قدوس متبارک یک طومار از تورات را گرفته و آن را پیش خود می گذارد و می‌فرماید: هر کس به آموختن این تورات و انجام فرامین آن مشغول بود، بیاید و پاداش خود را دریافت نماید. بیدرنگ همه ملتهای جهان گرد آمده و با بی نظمی پیش می‌روند. خدا به آنها می‌فرماید: با بی نظمی به درگاه من می آیید؟! بلکه هر ملت به همراه معلمان و رهبران خود به حضور آید.... همه ملت ها به ترتیب می آیند و پس از سئوال و جواب نومیدانه باز می‌گردند. سپس همه ملتها به حضور خداوند چنین ادعا خواهند کرد: ای پروردگار عالم آیا تو تورات را به ما دادی و ما آن را قبول نکردیم؟ ولی آنها نمی‌توانند چنین ادعایی داشته باشند مگر نه اینکه ذات قدوس متبارک تورات را به همه ملت ها پیشنهاد کرد اما جز ملت اسرائیل هیچ کس نپذیرفت؟! عاقبت این محاکمه با محکومیت ملت های کافر و ستمگر و تجلیل و سرافرازی قوم اسرائیل پایان می‌یابد (عوودازارا، 2الف، 3 الف). روز داوری بزرگ، برای مردم عادی پس از مرگ واقع می‌شود. نه فقط یهودیان بلکه همگی انسان ها پس از مرگ برای روز حساب فرا خوانده می‌شوند. در بسیاری از عبارات کلمات «عادلان و نیکوکاران» و «شریران و بدکاران» بدون ذکر مذهب یا ملیت آنان آمده است. در جهان آینده شریران و بدکاران محکوم به دوزخ خواهند شد و علیه ذات قدوس متبارک نالیده، خواهند گفت: ما منتظر نجات قدوس متبارک بودیم و اکنون آیا رواست که چنین سرنوشتی نصیب ما گردد؟آن گاه ذات قدوس متبارک بدیشان خواهد فرمود: مگر نه اینکه شما وقتی که در جهان روی زمین بودید با همنوعان خود اختلاف و مشاجره داشتید، سخن چینی می‌کردید، به یکدیگر تهمت می زدید و همه نوع شرارت و بدی از دست شما برمی آمد؟ مگر نه اینکه اهل نزاع بودید و به یکدیگر ظلم و ستم می‌کردید؟ برای همین مکتوب است: «اینک جملگی شما آتش می افروزید و کمر خود را با جرقه ها و شعله های آتش می بندید» (اشعیاء، 11:55).

    محل رستاخیز

    اعتقاد رایج و راسخ این است که واقعۀ عظیم و شگرف رستاخیز مردگان، در ارض مقدس فلسطین روی خواهد داد. ولی در مورد اینکه چه کسانی زنده می‌شوند، اختلاف است:

    1- فقط خفتگان اسرائیل زنده خواهند شد؛ مردگانی که در خاک سرزمین اسرائیل خفته اند، از تجدید حیات بهره مند خواهند شد. حتی یک کنیز کنعانی که در سرزمین اسرائیل بسر می برد، مطمئن باشد اهل عالم باقی و جهان آینده است. در زمینی که مورد رضایت خاطر و شادمانی من است مردگانش بار دیگر زنده خواهند شد ولی سرزمینی که مایۀ رضایت من نیست، مردگانش بار دیگر زنده نخواهند شد(کتوبوت، 111 الف).

    2- اجساد دیگران قبل از رستاخیز به ارض مقدس منتقل می‌شود: «مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من برخواهند خاست» (اشعیاء، 19:26)، تفسیر: قسمت اول آیه مربوط به کسانی است که در اسرائیل می میرند و قسمت دوم مربوط به آنهایی است که در خارج از اسرائیل فوت می‌کنند. (کتوبوت 111 الف). خداوند اجساد دانشمندان ما که در بابل سکونت دارند را در زیرزمین با نقبی همچون مشک ها خواهد غلطانید و هنگامی که به سرزمین اسرائیل برسند، ارواحشان به آنها خواهد پیوست و زنده خواهد شد( بروشلمی کتوبوت، 12 ب 1).

     

    ترتیب شکل یافتن اجساد مردگان

    پیروان ~مکتب شمای~ با استناد به آیه: «و دید هم اینک رگها و پی ها و گوشت ها به آنها برآمد، و پوست آنها را از بالا پوشانید(حزقیال، 8:37)، معتقدند که: شکل یافتن در جهان آینده از رگها و پی ها و استخوانها آغاز شده و با پوست و گوشت پایان می پذیرد. پیروان مکتب هیلل با استناد به آیه: «مگر نه اینکه مرا مثل شیر می ریزی و مانند پنیر منجمد می سازد. » (ایوب، 10:10)، معتقدند که: شکل یافتن مانند این جهان است یعنی از پوست و گوشت شروع شده و با رگها و پی ها و استخوان ها پایان می‌یابد چراکه به یک کاسه شیر وقتی مایۀ پنیر نزنند، شیر به حالت مایع باقی می‌ماند ولی هنگامی که مایۀ پنیر به آن بزنند، می بندد و سفت می‌شود(برشیت ربا، 14:14، 15).

     

    قیام مردگان با جسد یا برهنه؟

    با استناد به واقعه سموئیل و شائول (اول سموئل، 14:28)، اعتقاد براین است: همانطور که انسان با جامه (کفن) می رود، همانگونه با جامه بیرون می‌آید وقتی گندم برهنه در خاک می‌شود و با چندین پوشش از خاک سر برمی آورد، عادلان و نیکوکاران که با جامه های خود دفن می‌شوند، به طریق اولی با جامه سر از خاک بیرون خواهند آورد (سنهدرین، 90 ب).

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    بهشت و جهنم در آیین یهود

    در این دین جهان آینده در زندگی پس از مرگ جهانی است که فقط برای نیکان و پرهیزگاران در نظر گرفته شده است که در آنجا آنان اجازه خواهند یافت برای همیشه در قرب خداوند و فرشتگان در شادی و نعمت زندگی کنند که کم و بیش مانند زندگی در بهشت است. بنابراین به نظر نمی رسد که هیچ گونه تصوری از جهنم در این دیدگاه وجود داشته باشد. بدکاران برای همیشه با مرگ خود نابود می‌شوند. در واقع به نظر نمی رسد که در خود کتاب مقدس هیچ گونه تصور روشنی از جهنم و بهشت وجود داشته باشد، بلکه این تصور مربوط به تحولی است که بعدها رخ داده است. همانطور که «هرتزبرگ» در کتاب خود «یهودیت» می‌گوید: «در کتاب مقدس پهنه زندگی انسان همین دنیاست. هیچگونه نظریه ای درباره بهشت و دوزخ وجود ندارد و تنها ایده در حال رشدی از رستاخیز نهایی مردگان در آخر زمان در ان وجود دارد. نظریه رستاخیز در دوران بعد از کتاب مقدس مطرح شد و دیدگاه هنجار، به دیدگاهی تبدیل شد که فریسیان به آن اعتقاد داشتند مبنی بر اینکه رستاخیز مردگان تحقق خواهد یافت. در نتیجه اندیشه داوری درباره فرد در زندگی پس از مرگ بعد از برخاستن از قبر، و انتقال به بهشت یا دوزخ نضج گرفت». مطلب پیش به خوبی نشان می‌دهد که تصور بهشت یا دوزخ در دین یهودی تا حدی مربوط به تحولی متأخر می‌شود. اشاره روشنی از عقیده به بهشت و دوزخ در کلمات «ربی یوحنان بن زکائی» خطاب به ملاقات کنندگانش به هنگام بیماری، وجود دارد. وقتی آنان به ملاقات ربی بیمار آمدند، او شروع به گریه کرد، در آن وقت ملاقات کنندگان پرسیدند چرا مرد حکیمی مانند او گریه می‌کند؟ او جواب داد: «اگر در مقابل پادشاهی از نوع انسان حاضر می شدم می گریستم، حتی اگر خشم او، در صورتی که از من خشمگین بود، دائمی نبود؛ اگرچه زندان او – در صورتی که مرا زندانی می‌کرد – تا ابد مرا در خود نگاه نمی داشت؛ اگرچه نمی‌توانست مرا به مرگ ابدی محکوم کند و اگرچه می‌توانستم با سخنان خود و دادن رشوه به او خشم او را فرو نشانم؛ و حالا در پیشگاه شاه شاهان حاضر می شوم، آن قدوس سبوح که حیات و بقا ابدی دارد. اگر او از من عصبانی است، خشم او ابدی است. اگر مرا زندانی کند، زندانش ابدی است. او می‌تواند مرا به مرگ ابدی محکوم کند و من نمی‌توانم خشم او را نه با سخنان خود و نه با رشوه دادن به او فرو نشانم. بعلاوه، دو راه پیش پای من است، یک راه به باغ عدن و یک راه به جهنم. و نمی دانم به کدامین راه هدایت می شوم. در این صورت آیا نباید بگریم؟». اما نظری در دین یهود وجود دارد که طبق آن دوره ای که افراد شریر در جهنم می مانند تنها دوازده ماه طول می‌کشد. بنابراین ایمان دین یهود به موضوعات آخرت شناسی خیلی روشن و واضح نیست، با این همه می‌توان استنباط کرد که دست کم در دوره بعد از کتاب مقدس، آخرت شناسی یهود معمولا ایمان به روز داوری، رستاخیز مردگان، سنجش اعمال انسانها به دست خداوند و فرستادن آنان به بهشت یا جهنم بر طبق میزان یا ترازوی اعمال نیک یا بد آنها بوده است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    سرنوشت نهایی بشر در دین یهود

    در مجموع از تصویر کلی آخرت شناسی یهود می‌توان استنباط کرد که سرنوشت نهایی بشر این است که در بهشت سکونت گزیند که در آنجا تا ابد در شادی و سرور کامل با خداوند و فرشتگانش به سر خواهد برد. در این زندگانی نهایی که درستکاران به آن دست می‌یابند، نه جسم انسانی وجود دارد و نه هیچ کارکرد جسمانی. موجودات انسانی در آنجا به صورت های روحانی محض خود در صلح و آرامش و آسودگی کامل زندگی می‌کنند. خداوند، وجودی روحانی است و هر انسانی، بارقه ای الهی در کنه روح خود دارد و در زندگی اش در بهشت تا ابد به شکل روحانی محض زندگی می‌کند. بهشت تنها شامل جمعی از ارواح است. این ارواح در آنجا به صورت ابدی و مداوم در جوار خداوند به سر می‌برند. ابن میمون در این باره می‌گوید: «در دنیای آینده هیچ چیزی که به ابدان مربوط باشد مانند نشستن، ایستادن، خوابیدن، مرگ، غم و شادی، و غیره اتفاق نمی افتد. از این روی حکیمان اولیه می گفتند: نه خوردن و نه آشامیدن در جهان آینده وجود دارد و نه آمیزش جنسی، اما انسانهای پرهیزگار با تاجهایی بر سر نشسته اند و از درخشندگی «شخینا» (نوری که از یهوه در بهشت تجلی می‌کند. ) لذت می‌برند. روشن است که در آنجا هیچ بدنی وجود ندارد، زیرا در آنجا نه خوردن وجود دارد و نه نوشیدن؛ و گفته حکیمان که «درستکاران در آنجا می نشینند» تمثیل است، درستکاران در آنجا نه کار می‌کنند و نه استراحت. این گفته که تاج هایشان بر سرشان است به این معنی است که دانشی را که آنان دارا بودند و به واسطه آن به دیدار جهان آخرت نایل شدند در آنجا با آنان همراه است و این دانش همان تاج آنها است...». اما گناهکاران در زندگی زمینی خود مستوجب تحمل عذاب الهی می‌گردند، آنانی که احکام تورات و فرمانها را رعایت نکرده‌اند به دوزخ فرستاده می‌شوند. اما باز هم، همان طور که قبلا بیان شد، روشن نیست که آیا عذاب جهنم ابدی یا موقت؟ گاهی به نظر می رسد که مانند دین زرتشتی، دین یهود نیز به زندگی نهایی توأم با سعادت برای همه معتقد است؛ این نظر گاه در این باور یهود تأیید می‌شود که می‌گویند روزی مسیح علیه السلام به زمین خواهد آمد که عالم به عالم واحدی تبدیل خواهد شد که در آن فقط درستکاری و خیر وجود خواهد داشت. مسیحیان، عیسی را همان مسیحای نجات بخش می خوانند اما یهودیان چنین باوری ندارند و هنوز منتظر ظهور مسیحای نجات بخش هستند که قوم بنی اسرائیل را از تمام محدودیت ها و مشکلات و آلامش نجات می‌دهد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    معاد از دیدگاه ادیان مختلف

    مربوط به درس اندیشه اسلامی 1،استاد قیومی زاده

    معاد در مسیحیت

    آنچه از کتاب مقدّس و کتبی که درباره مسیحیت نوشته شده به دست می آید این است که همة مسیحیان معتقد به رستاخیز هستند و اعتقاد به رستاخیز را از اصول دین خود می‌دانند.

    در مورد جسمانی یا روحانی بودن معاد از دیدگاه دین مسیحیت، شیخ محمد صادق فخر الاسلام در کتاب « افتخار اسلام بر سایر ادیان » صفحه 120 می نویسد: «اقرار به معاد و حشر جسمانی از ضروریّات دین نصاری و مجمع علیه جمیع فرق ایشان است و در این مسئله با ما هیچ اختلافی ندارند و اقرار به حشر جسمانی منصوصٌ علیه اناجیل است در مواضع کثیره.» ایشان شش مورد از اناجیل را هم ذکر فرموده‌اند که در آنها تصریح به جسمانی بودن معاد شده است؛ آنگاه فرموده‌اند: امّا این نکته لازم به یادآوری است که اگرچه علمای مسیحی و اناجیل تصریح به جسمانی بودن معاد دارند ولی درباره ی لذّات و آلام و عذاب اخروی می‌گویند: در آخرت لذّت و عذاب، روحانی است نه جسمانی؛ و این یکی از صدها موارد تناقض در عقائد مسیحیت است.(همان، ص121)

    شایان ذکر است که گروهی از خداپرستان لیبرال و نئوارتدکس این گونه تصریحات کتاب مقدس مسیحیان را انکار و قائل به روحانیّت معاد شده‌اند.

    مسئله دیگری که نباید از آن غفلت کرد مسئله رستاخیز حضرت مسیح است که نصاری به آن قائلند؛ اینها معتقدند که حضرت مسیح کشته شد ولی بعد از مرگ دوباره زنده شد؛ و این رستاخیز در همین دنیا و جسمانی بود؛ و بر این مطلب در موارد متعددی از اناجیل تصریح شده است.(انجیل یوحنا 1/23، مرقس 15/45، مثی 28/9، لوقا 24/34 و یوحنا 20/25 و... )

    بنا بر این، مسئله رستاخیز مسیح را با مسئله رستاخیز و معاد مردگان در مسیحیت نباید خلط نمود.

    مسیحیان درباره ی رستاخیز و معاد مردگان بر این باورند که حضرت عیسی مسیح که به اعتقاد آنها همان خداست که به صورت بشر در آمده است از آسمان فرود خواهد آمد و هزار سال در زمین حکومت خواهد کرد؛ بعد از هزار سال، روز داوری فرا خواهد رسید و مسیح، قیامت را برپا خواهد نمود و بین مردم داوری خواهد کرد؛ و گروهی را به بهشت و گروهی را به جهنم خواهد فرستاد. از ظاهر کلمات مسیحیان چنین بر می‌آید که جایگاه این رستاخیز همین دنیای مادّی خواهد. همچنین از سخنان رایج در زبان اصحاب کلیسا و دعاهایی که در مناسبتهای مختلفی چون دفن مردگان می خوانند، چنین بر می‌آید که آنها به حیات روح بعد از مرگ نیز اعتقاد دارند لکن در کیفیّت این حیات سخن روشنی ندارند.

    روشن است که تا قبل از ظهور اسلام هر کس به حضرت عیسی (ع ) و دین مسیح ایمان آورده و براساس قوانین آن دین عمل کرده و از دنیا رفته است، حساب و کتابش براساس همان دین خواهد بود. همچنین کسانی که پیرو واقعی حضرت موسی (ع ) و یهودیّت واقعی بوده اند و قبل از ظهور حضرت عیسی (ع) از دنیا رفته اند، طبق مقرّرات آن دین مورد مؤاخذه و حساب واقع می‌شوند امّا بعد از ظهور دین مقدّس اسلام، همة ادیان پیشین منسوخ شده و پیروان سایر ادیان، موظّف به پیروی از دین اسلام می باشند. خداوند متعال می‌فرماید: « وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین‏. و هر کس جز اسلام آیینى براى خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است» (آل‏عمران:85 )؛ البته به شرط آن که ندای اسلام به گوش آنها رسیده باشد. چون با رسیدن ندای اسلام به گوش پیروان سایر ادیان، عقلاً و شرعاً به شرع خودشان بر آنها واجب است که به تحقیق درباره ی اسلام بپردازند و اگر در ضمن این تحقیق، حقّانیّت یا رجحان اسلام بر آنها ثابت و حجّت بر آنها تمام شد از آن به بعد عذری نخواهند داشت. امّا اگر در ضمن تحقیق به فرض بعید حقّانیّت یا رجحان اسلام نسبت به دین خودشان، بر آنها ثابت نشد، در آن صورت بر اساس دین خودشان با آنها رفتار خواهد شد. همچنین اگر کسی ندای اسلام را شنید ولی تحقیق نکرد باز مقصّر بوده معذّب خواهد شد؛ چون هیچکدام از ادیان سابق، ادّعای خاتمیّت ندارند لذا هر دین جدیدی که مطرح می‌شود بر پیروان ادیان قبل از اسلام، منطقاً لازم است که آن را برسی نمایند. امّا بر مسلمین، چنین تحقیقی در باب مدّعیّان نوظهور دین، لازم نیست؛ چون خاتمیّت اسلام از ضروریّات و قطعیّات اسلام است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    دنیای پس از مرگ از دیدگاه مسیحیت و یهودیت

    آیا مسیحیت و یهودیت به وجود حوادث بعد از مرگ معتقد هستند مانند( سوال، فشار قبر و عالم برزخ) در مجموع اعتقاد این دو شریعت به جهان بعد از مرگ چه شباهتها و چه تفاوتهایی با دین اسلام دارد؟

     

    معاد در یهودیت

    در هیچ جای تورات سخنی از معاد به معنی بازگشت به عالم آخرت نیامده است. البته در مواردی کلمه ی آخرت آمده است ولی مراد از آن عاقبت دنیوی است نه آخرت اصطلاحی. امّا در کتاب تلمود که سنّت شفاهی یهود است از معاد به فراوانی سخن گفته شده است. برخی از فرق یهود مثل فرقه صدوقیان که منقرض شده‌اند معاد را قبول نداشتند ولی فرقه فریسیان که اکنون وجود دارد معاد را باور دارد. البته برخی از علمای این فرقه معاد را به معنی بازگشت دوباره به دنیا می انگارند؛ ولی برخی دیگر معاد را بازگشت به عالمی دیگر می‌دانند. یهودیان کنونی به روح نیز اعتقاد داشته و به حیات روح بعد از مرگ ایمان دارند.

    اختلاف عظیم دیگر در بین علمای یهود این است که آیا معاد برای همه افراد است یا تنها برای بعضی از انسانهاست؟ بعضی از علمای یهود قائل به این هستند که معاد برای همه مردگان است؛ ولی برخی دیگر معاد را مختص یهودیان می‌دانند. عده ای دیگر گفته اند حتی یهودیانی که لیاقت و امتیازات لازم را کسب نکرده باشند نیز از پاداش زندگی بعد از مرگ محروم نخواهند بود.

    اما اینکه یهود معاد را جسمانی می داند یا روحانی؟ از مجموع نوشته های آنها معاد جسمانی استفاده می‌شود گرچه در نحوه ی این معاد جسمانی اختلافاتی بین علمای آنها وجود دارد.

    مثلا پیروان مکتب شمای می‌گویند شکل یافتن انسان در جهان آینده مانند شکل یافتن او در این جهان نخواهد بود در این جها ن شکل یافتن بدن از پوست و گوشت شروع شده و با رگها و استخوانها خاتمه می یابد ولی در جهان آینده بر عکس از رگها و استخوانها آغاز و با پوست و گوشت پایان می پذیرد.

    (گنجینه ای از تلمود ص368 نقل از حزقیال 8:37) اما پیروان مکتب هیلل می‌گویند شکل پذیرفتن بدن انسان در چهان آینده مانند شکل یافتنش در این جهان خواهد بود یعنی از پوست و گوشت شروع شده و با رگها و استخوانها خاتمه می یابد.

    سوال دیگر که در بین علمای یهود درباره رستاخیز مطرح است درباره افرادی است که در این دنیا دارای نقایص جسمانی بوده اند آیا در آخرت هم این نقایص جسمانی را دارند یا خیر. علمای یهود با استناد به برخی موارد از تورات و منابع دیگر قائل شده‌اند که با همان نقایص جسمانی برانگیخته می‌شوند. مثلا در کتاب جامعه سلیمان نقل شده که نسلی میرود و نسل دیگری می آید در شرح کلین جمله علمای یهود در تلمود می‌گویند یک نسل همان طور که می رود همانگونه نیز باز می گرد و اگر کسی با پای لنگ یا چشم کور از دنیا رفت با پای لنگ و چشم کور برانگیخته خواهد شد.(جامعه سلیمان 4:1) و قائلند که مأمور واقعه عظیم رستاخیز ایلیاس (الیاس) نبی است چنانچه در میشاسوطا جلد 9 ص15 نقل شده که رستاخیز مردگان توسط ایلیا عملی خواهد شد.

    از تفحصّ در آثار یهودیان چنین بر می‌آید که آنها به عالم قبر(عالم برزخ) به آن شکل که مسلمانان اعتقاد دارند، معتقد نیستند. در اعتقادمسلمین و بویژه شیعه انسان در عالم برزخ صرفاً موجود روحانی نیست بلکه دارای بدنی متناسب با عالم برزخ است که از نظر شکل ظاهری شبیه بدن مادّی است. فلاسفه اسلامی این کالبد برزخی را با الهام از روایات اهل بیت (ع) جسم مثالی نامگذاری کرده‌اند. امّا در اعتقاد یهودیان چنین مطالبی دیده نمی‌شود.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود

    آخرت شناسی به دلیل اینکه به آینده نادیده بشر ارتباط دارد و خبر دقیقی از آن نیست، همواره از بحث انگیزترین آموزه های ادیان بوده است. در یهودیت هم علیرغم ابهام در منشأ این آموزه که گروهی آن را تحت تأثیر تلاقی اندیشه های یهودی ایرانی در ایام اسارت بابلی می‌دانند، مفاهیمی همچون ماشیح، رستاخیز مردگان، جهان آینده، آخرین داوری، بهشت و جهنم وجود دارد…

    این نوشتار، گزیده ای است گزارش گونه از بخش ماشیح در کتاب «خدا، جهان، انسان، ماشیح (گزیده گنجینه ای از تلمود)»، تألیف آبراهام کُهِن.

    با مطالعه این نوشتار که ایجاز ویژگی اصلی آن است، دانسته های مفیدی درباره موضوع آینده نگری، فرجام شناسی و آخرالزمان یهودی به دست می‌آید که هر چند نیاز به دسته بندی مناسب تری دارد ولی می‌تواند در بررسی های عمیق تر به کار گرفته شود.

    روش من در این نوشتار چنین بوده است که پس از سه بار مطالعه یک موضوع، آن را ویراش و با انتخاب عنوانی، آن مطلب را قلمی نموده ام. سعی شده در حد امکان از مطالب و آیات تکراری پرهیز گردد، مگر آن که نکته جدیدی در ضمن آن باشد. ضمنأ قسمت ماشیح این مجموعه در بخش موعودپژوهی همین شماره، درج گردیده است.

     

    رستاخیز مردگان

    *اعتقاد به رستاخیز یکی از اصول دین و ایمان یهود است و انکار آن، گناهی بزرگ محسوب می‌شود.

    «کسی که به رستاخیز مردگان معتقد نباشد و آن را انکار کند، از رستاخیز سهمی نخواهد داشت و زنده نخواهد شد. (سنهدرین، ۹۵ الف.)

    *علمای یهود، اعتقاد به رستاخیز را موضوع یکی از دعاهای «برکات هجدگانه» که بخش مهمی از نمازهای روزانه است، قرار دادند. و آن دعا چنین است: «تو تا به ابد جبار هستی، ای خدا تو زنده کننده مردگان هستی… و چه کسی شبیه توست ای پادشاهی که مرگ و زندگی به دست تو است و نجات را می رویانی و تو امین هستی که مردگان را زنده می کنی. متبارک هستی تو ای خدایی که مردگان را زنده می کنی.»

    در پاسخ به منکران معاد مقرر شد در پایان دعاهای بیت همیقداش بگویند: از این جهان کنونی تا آن جهان آینده (مشینا براخوت، ۵:۹).

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    حج در آیین یهود

    یهودیان به اشکال مختلف با نوعی از مراسم حج سروکار دارند و به این منظور رهسپار اماکن متعدّدی می‌شوند. هر فرقه ای راه ویژه ای برای خود برگزیده است و در اعیاد مخصوص، آهنگ حجّ آن اماکن می‌کنند و با مذهب و تعالیم و عقاید خاص و اوامر و نواهی ویژه ای به انجام آن مراسم می پردازند.

    اندیشه حج برای یهودیان، امر جدیدی نیست بلکه پیشینه طولانی دارد. آن دسته از یهودیان که پیرو آیین ابراهیم علیه السلام بوده اند، حج را به سوی بیت اللّه الحرام انجام می داده اند و آنان که از اقوام سامی بودند، به سوی معابد و هیاکل و ابنیه و آثار و قبور مردگان که در حج تمدن ها دیدیم (1) به انجام مراسم حج می پرداخته اند.

    به نظر می رسد که حج یهود یک فریضه دینی بوده که تورات بر آن ها واجب نموده است.

    این مطلب را در نوشتاری اینگونه می خوانیم:

    «حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتّی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه موسی، به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید» و در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند.» و در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.»(2)

    در هر یک از اعیاد سه گانه، فرقه های یهود به اماکن معیّنی آهنگ حج می‌کردند. در روز «استغفار» (عید مظال(3)) به سوی کوه سینا حج می‌کرده و در عید «فِصح» به بیت المقدس و در عید «استیر» و «عید باران» و... به اماکن دیگری رهسپار می شدند که ان شاء اللّه در خلال بحث های آینده خواهد آمد.

    با این حال، از تحقیق و تفحّص در تورات، مکان خاصی را پیدا نمی کنیم که از زبان پیامبرشان حضرت موسی علیه السلام، حج همانند یک دستور الهی آمده باشد. و جای این پرسش است که: آیا خداوند برای یهودیان حج به مکان مخصوصی را واجب نساخته است یا اینکه راویان و نویسندگان متون دینی توراتی، آن را از قلم انداخته اند یا به عادت معروف قوم یهود که تورات را تحریف می‌کردند آن را نیز تحریف نموده‌اند؟!

    بدین جهت است که اماکن حج متعدد شده و کوچ یهودیان در اعیاد سالانه به نقاط مختلف بوده و هر مکان عبادتی را با عنوان «بیت» می نامیده اند که در ازمنه مختلف محل برگزاری حج آنان بوده است؛ مثلاً در «بیت المقدس» «بیت ایل» «بیت آون» که در نزدیکی بیت ایل بوده و «بیت اصل» در یهودا و «بیت حور» نزدیکی قدس و «بیت هاجن» در جایگاه تولد عیسی علیه السلام در «بیت لحم» و «بیت هاشطه» و سایر بیوت که شمارش آنها به درازا می‌کشد و می‌توان به کتاب مقدس در عهد جدید و قدیم مراجعه کرد که در آن جا درج شده است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    شاهدان یهوه درباره مرگ مسیح بر صلیب چه نظری دارند

    برای شاهدان یهوه پذیرش صلیب مشکل است. آنها ادعا می کنند که مسیح بر روی یک ستون چوبی عمودی میخکوب شده است و دلیل آنها از (غلاطیان13:3، اعمال رسولان30:5) می‌باشد که می‌گوید مسیح بردار میخکوب شد. در زیر آنچه از سایت شاهدان یهوه در مورد اعتقاداتشان در مورد صلیب است را می آوریم: " عیسی مسیح بر روی صلیب نمرد. او بر روی ستونی یا چوبی مرد. کلمه یونانی که در بسیاری از کتب مقدسه صلیب ترجمه شده به معنای تکه چوب می‌باشد. سمبل صلیب از ادیان کاذب قدیمی بوجود آمده است. صلیب توسط مسیحیان اولیه استفاده و پرستیده نمی شد. بنابر این آیا فکر می کنید این کار درستی است که در پرستش از صلیب استفاده شود؟(تثنیه 26:7؛ اول قرنتیان14:10)". پاسخ مسیحیان به این مسئله چنین است: در تاریخ ثبت شده که رومیان از شکل صلیب که بصورت حرف T بوده است برای مصلوب کردن مجرمین استفاده می کردند و نه از ستون عمودی درخت و در هیچ جای انجیل اشاره ای نشده که مجازات مسیح غیر از مجازات رومی بوده است؛ بلکه برعکس. در ذیل سه نوع صلیب رومی را مشاهده می کنید: کلمه یونانی برای صلیب Stauros می‌باشد، که اشاره به انواع مختلف اشکال چوبی برای اعدام در زمانهای قدیم می کند. شاهدان یهوه Stauros را به ستون چوبی عمودی ترجمه کرده اند و در ترجمه به انواع مختلف اشکال چوبی اشاره نکرده اند در انجیل متی 37:27 اینچنین می خوانیم: " نیز تقصیرنامه ای بدین عبارت بر لوحی نوشتند و آن را بر بالای سر او نصب کردند: " این است عیسی، پادشاه یهود". در این آیه می بینیم که اشاره شده که لوح بر بالای سر او نصب شد و نه بر بالای دستهای او. قابل توجه است که اگر مسیح بر ستون عمودی چوبی مصلوب شده بود پس در این آیه می نوشت که لوح بر بالای دستهایش نصب شد. آیه دیگری که در رابطه با شکل صلیب قابل ذکر است(یوحنا25:20) می‌باشد: " پس دیگر شاگردان به او گفتند: " خداوند را دیده ایم!" اما او به ایشان گفت: " تا خود نشان میخها را در دستهایش نبینم و انگشت خود را بر جای میخها نگذارم و دست خویش را در سوراخ پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد." اگر مسیح بر ستون چوبی عمودی مصلوب شده بود، بر طبق اعتقاد شاهدان یهوه باید هر دو دست بر روی هم قرار می گرفت و یک میخ در دستهای مسیح فرو می رفت، در حالیکه در این آیه به میخها اشاره می کند و نه یک میخ و جالب اینجاست که دو دفعه تکرار شده که: " تا خود نشان میخها را در دستهایش نبینم و انگشت خود را بر جای میخها نگذارم." آنچه برای ما مسیحیان مهم است شکل صلیب نیست بلکه اینکه مسیح بخاطر گناهان ما مرد و خون او ما را از گناهانمان پاک کرد. ما مسیحیان صلیب را نمی پرستیم و در صورتی که کسی اینکار را بکند، ما نیز آن را گناه می‌دانیم و نوعی بت پرستی است. اما در اینجا باید اشاره کرد که صلیب می‌تواند به عنوان سمبل کاری که مسیح با مرگ خود برای ما انجام داد، استفاده شود. مسیحیان مسیح را پرستش می کنند و نه صلیب را.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود
    ظهور کورش کبیر از دیدگاه قوم یهود

    در سال 586 ق م بخت النصر پادشاه اشوری بابل اورشلیم ( اورخالم ) را گرفت ومعبد حضرت سلیمان را ویران کرد کشتار بسیار کرد و مظالم بر قوم یهود روا داشت پس از ان هزاران هزار نفر از قوم یهود را اسیر کرده واز وطنشان به بابل کوچ داد. انها سالها در بابل در عین اسارت برای حفظ مذهب و معتقدات خود کوشیداند کمال مطلوب انها ازادی از دست حکومت ستمگر اشور ( نیاکان اعراب ) و بازگشت به وطن خود و تجدید بنای ان سرزمین ویران شده بود در رویای ساخت حکومتی که دیگر دچار سستی وانقراض نشود روز به شب و شب به روز میرساندن اشعیا نبی میفرماید: یهودا بدست اشوری ها خراب خواهد شد و بعد اشور هم از جهت ظلم و کبر پادشاهانش منقرض خواهد شد.

    کتاب اشعیا نبی باب دهم: وای بر اشور که عصای غضب من است که بر آنان فرود می‌آید ای قوم من که در صیهون ساکنید از اشور مترسید اگر چه شما را به چوب بزنند و دست ستم گر خود را چون مصریان بر شما بلند کنند زیرا خواست من بر هلاکت ایشان خواهد بود(اشور و مصر)

    وقتی یهودی ها در بابل بودن پیغمبران انها مژده می دادند که بزودی خداوند شخصی را بر انگیزد که بنیاد ظلم در جهان را فرو خواهد کشید و ملت یهود را از اسارت بیرون ارد و دیری نگذرد که عظمت ملت یهود بازگردد.

    کتاب اشعیا باب سیزده: اشوریان و بابل که فخر کلدانی هاست دیگر اباد نشود الی الابدتهی از سکنه بماند دیگر اعراب خیمه های خود را در انجا نزنند و چوپانها در انجا نزیند شغالها در قصور خراب و خالی ان بگردند و مار ها در امارات ان بخزند بدانید که ناجی بزرگ خواهد امد زیرا خداوند نظر عفو نسبت به یعقوب و فرزندان بنی اسرائیل دارد...اینها گوشه ای از پیشگویی های پیامبران یهود در رابطه با سقوط اشور و ظهور کوروش بود.

    کتاب اشعیا نبی باب 41:سخنان مرا بشنوید کسی از مشرق می‌آید کسی را که همه او را مرد خدا می‌دانند (منظور کوروش)؟ کجاست که او قدم ننهد؟ خداوند ملل را به اطاعت او در اورد و شاهان را به پای او افکند خداوند شمشیرهای انان را در مقابل او خاک وکمانهای انان را کاه کرد کسی که از شمال بر انگیختم، او از طلوع افتاب اسم مرا میستاید او ظالمان را لگد مال میکند چنان که خاک را برای ساختن اجر لگد میزنند و چنان که کوزه گر گل کوره را در هم میفشارد این است بنده مقرب من که دست او را گرفته ام برگزیده من که روح من نسبت به او با عنایت است من نفس خود را به او دادم و او راستی را برای مردمان اورد او داد انها ا براستی بستاند خسته نشود ونرود تا انکه عدالت را بر روی زمین بر قرار کند...

    در جایی دیگر خداوند در مورد کوروش چنین میگوید: او شبان من است و تمام مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید. (کتاب اشعیا باب 44)

    ودر جای دیگر می‌آید: این اراده من است که در دست راست اوست تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمر های ظالمان را بگشایم و در ها را بر روی وی باز کنم و بدان که من همیشه پیش روی تو خواهم بود (خطاب به کوروش) جاهای ناهموار را هموار خواهم ساخت و... تا بدانی که منم خداوند یکتا که تو را به اسمت خواندم هنگامی که مرا نشناختی به اسمت خواندم و ملقب ساختم منم خدای یکتا و دیگر نیست جز من خدایی من کمر تو را بستم تا از مشرق افتاب تا مغرب ان بدانند که سوای من احدی نیست.(اشعیا نبی باب 45)

    در کتاب ارمیا و ناحوم مکتوب است که کوروش پس از فتح بابل فرمانی بدین مضنون صادر کرد: خدای یکتا خدای اسمانها جمیع ممالک زمین را به من داده و امر فرموده است که خانه ای برای او در اورشلیم که در صیهون است بنا کنم پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با وی باشد او به هورخلم که در یهود است برود و خانه یهوه که خدای یکتا و خدای حقیقی است را بنا کند هر که برود من حامی اویم وهر که باقی بماند در پناه من است و...(کتاب عزرا باب اول)

    اسرای یهود در بابل پس از صدور این فرمان غرق شادی وشعف شدند چرا که کوروش در فرمان خود تصدیق میکرد که خدا به او امر کرده خانه ای در بیت المقدس بسازد انچه جالب توجه است این که کوروش در منشور حقوق بشر خود که به زبان بابلی است مردوک ( بل مردوخ ) خدای بزرگ بابلی را ستایش کرده ولی در این فرمان عبارتی را استعمال کرده که در بیانیه منشور نیست حال انکه کوروش میگوید: خانه یهوه خدای یکتا خدای حقیقی از این جا باید استنباط کرد که در ان زمان هم کوروش و هم پارسیان بین مذهب بنی اسرائیل و کلدانیان تفاوت می گذاشتن و درک کاملی از خدای اسمانی و یکتا داشته اند از این روست که خدای بنی اسرائیل را کوروش خدای حقیقی مینامد.در کتاب پیامبر بزرگ یهود دانیال حتی پیشگویی ها دقیقتر از قبل میشود و مشخصات و خصلت های کوروش بر شمرده میشود که از حوصله این بحث خارج است این بود چکیده ای از مرام انسانی که دنیا او را ستایش میکند.

    اتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این اتش ندارد نیست باد

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : خدا ، یهود