تاریخ : 01 شهریور 1396
زمان : 18:14:20
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 528 بار
  • بازدید دیروز : 665 بار
  • بازدید ماه : 528 بار
  • بازدید کل : 561118 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    منظور از صیحه آسمانی

    منظور از صیحه آسمانى، ظاهراً صدایى است که درآستانه ظهور حضرت مهدى علیه السلام از آسمان شنیده مى شود(36) و همه مردم، آن را مى شنوند.

    در روایات، تعبیرهاى (نداء) و (فزعه) و (صوت) نیز به کار رفته که ظاهر آنها نشان مى دهد که هر یک از آنها، نشانه جداگانه اى است که پیش از ظهور واقع مى شود(37)، لکن به نظر مى رسد که اینها تعبیرهاى گوناگون از یک حادثه و یا دست کم، اشکال گوناگون یک حادثه باشند. مراد از همه آنها، همان بلند شدن صدایى در آسمان است، ولى به اعتبار این که صداى عظیم بیدارباشى است که همه را متوجه خود مى کند و نیز موجب وحشت عمومى و ایجاد دلهره و اضطراب مى گردد، به آن صیحه، فزعه، صوت و ندا، که هر یک بیانگر ویژگىِ از آن حادثه اند، اطلاق شده است.

    این احتمال نیز وجود دارد که آنها سه رخداد جداى از هم باشند که در یک زمان رخ مى دهند، به این گونه که ابتدا صدایى عظیم و هولناک به گوش جهانیان مى رسد که همه را متوجه خود مى کند (صیحه) و به دنبال آن، صداى مهیب و هولناکى شنیده مى شود که دلهاى مردم را به وحشت مى اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایى شنیده مى شود که مردم را به سوى مهدى علیه السلام فرا مى خواند (نداء).

    روایاتى که در مورد این نشانه ها از طریق شیعه و سنى رسیده فراوان هستند، بلکه متواتر(38).

    امام باقر علیه السلام مى فرماید:

    (... ینادى مناد من السماء باسم القائم علیه السلام فیسمع من بالمشرق ومن المغرب، لایبقى راقد الاّ استیقظ ولاقائم الاّ قعدو لاقاعد الا قام على رجلیه فَزَعاً من ذلک الصوت، فرَحم الله من اعتبر بذلک الصوت فاجاب، فان الصوت الأول هو صوت جبرئیل الروح الأمین. ثم قال: یکون الصوت فى شهر رمضان فى لیلة جمعة، لیلة ثلاث وعشرین، فلاتشکوا فى ذلک، واسمعوا واطیعوا.

    وفى آخر النهار صوت ابلیس ینادى اَلا ان فلاناً قتل مظلوماً لیشک الناس ویفتنهم‏(39)).

    ندا کننده اى از آسمان، نام قائم را ندا مى کند. پس هر که در شرق و غرب است، آن را مى شنود. از وحشت این صدا، خوابیده ها بیدار، ایستادگان نشسته و نشتگان بر دو پاى خویش مى ایستند. رحمت خدا بر کسى که از این صدا عبرت گیرد و نداى وى را اجابت کند، زیرا صداى نخست، صداى جبرئیل روح الأمین است.

    آن گاه، مى فرماید: این صدا، در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود. در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید. در آخر روز، شیطان فریاد مى زند که (فلانى مظلومانه کشته شد) تا مردم را بفریبد و به شک اندازد.

    یا امام صادق علیه السلام مى فرماید:

    (ینادى مناد من السماء اول النهار، یسمعه کل قوم بالسنتهم، اَلا ان الحق فى علىّ وشیعته، ثم ینادى ابلیس لعنه اللّه فى آخر النّهار من الأرض، اَلا ان الحق فى عثمان و شیعته، فعند ذلک یرتاب المبطلون‏(40)).

    در ابتداى روز، گوینده اى در آسمان ندا مى دهد که آگاه باشید که حق با على و شیعیان اوست. پس از آن، در پایان روز، شیطان که لعنت خدا بر او باد، از روى زمین فریاد مى کند که حق با عثمان و پیروان اوست، پس در این هنگام، باطل گرایان به شک مى افتند.

    (اذا نادى مناد من السماء انّ الحق فى آل محمد صلّى الله علیه وآله وسلّم فعند ذلک یظهر المهدى على افواه الناس ویشربون حبه، ولایکون لهم ذکر غیره‏(41)).

    هرگاه گوینده اى از آسمان صدا بزند که حق با اولاد محمد صلّى الله علیه وآله وسلّم است، در آن هنگام، ظهور مهدى علیه السلام به سر زبانها مى افتد، به گونه اى که غیر از او، یاد نمى کنند.

    افزون بر اینها، روایات دیگرى نیز به همین مضمون‏(42) وجود دارد که از مجموع آنها چند نکته را مى توان استفاده کرد:

    افزون بر این، اسناد بیشتر آنها ضعیف است، از این روى بیشترین چیزى که مى توان گفت آن است که: صیحه و یانداى آسمانى از نشانه هاى ظهور است.

    اکنون باید دید که صیحه آسمانى، طبیعى خواهد بود، یا غیر طبیعى.

    از ظاهر روایات، با توجه به ویژگیهایى که براى آن بیان شده، فهمیده مى شود که تحقق آن، طبیعى نخواهد بود. خداوند، براى آن که شروع این انقلاب جهانى را اعلان بکند و به همگان برساند که انقلابى بزرگ در حال شکل گیرى است و حق بودن مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف را بنمایاند و به یاران و دوستان و علاقه مندان به چنین رستاخیزى خبر بدهد، تا به یارى وى بشتابند، صیحه آسمانى را معجزه آسا به گوش همگان مى رساند. اشکال هم ندارد و با قانون معجزه هم هماهنگ است.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، صیحه آسمانی
    صیحه‌ی آسمانی

    سومین علامت محتوم پیش از ظهور بزرگ منجی عالم بشریت صیحه ی اسمانی است . این نشانه در نامه ی حضرت ولی عصر به اخرین نایب خود به نام سمری تصریح شده که هر کس پیش از وقوع صیحه ی اسمانی و خروج سفیانی ادعای مشاهده کند دروغگو است و این خود دلیل محکمی است که پیش از ظهور ، خروج سفیانی و ندایی از اسمان اتفاق خواهد افتاد .

    با غور در روایات این چنین به دست می اید که این صیحه با نداهای اسمانی پیش از ظهور متفاوت است و هر کدام  از انها دلیلی دیگر بر قریب الوقوع بودن ظهورند ، متاسفانه برخی از نویسندگان در  این وادی ، به اشتباه نداها را همان صیحه دانستند .

    امام جعفر صادق (ع) می فرمایند :

    قائم قبام نمی کند جز انکه منادی اسمانی ندا سر میدهد ، ان را همه ی اهل مشرق و مغرب می  شنوند ؛ حتی دختر پرده نشین در سرا پرده ی خود ان را می شنود . در این مورد چنین نازل شده است « اگر بخواهیم   برای انها از اسمان ایتی نازل می کنیم که در برابر ان به خضوع سر فرود اورند1 . » اگر ان بانگ اسمانی واقع شود دشمنان خدا در برابر ان به خضوع سر فرود خواهند اورد . 2

    1:قران کریم : سوره ی شعرا ،  26: 4 .

    2: کتاب الغیبه : شیخ طوسی ، ص 121 ، بحارالنوار  : مجلسی ، ج 52 : ص 285

    و منابع بسیار دیگر

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، صیحه آسمانی
    یأجوج و مأجوج در قرآن کریم

    یأجوج و مأجوج  قرآن کریم هنگامی که داستان ذوالقرنین بیان می­کند در ادامه آن می­گوید ذوالقرنین در سفر سوم خود، به تنگه‏اى میان دو کوه رسید و با قومى روبه رو شد که زبان نمى‏دانستند. آن قوم از فتنه و فساد قوم یأجوج و مأجوج به ذو القرنین شکایت کردند و از وى خواستند که میان آن­ها و آن قوم سدّى ایجاد کند تا آن­ها از تهاجم آن قوم در امان باشند. آن­ها گفتند که حاضرند هزینه این کار را هم پرداخت کنند.

    ذو القرنین پیشنهاد ساختن یک سدّ را پذیرفت؛ ولى کمک مالى آنان را نپذیرفت و گفت: آن­چه خدا به من داده است براى من بهتر است و از آنان خواست که با نیروى انسانى به او کمک کنند و گفت قطعه‏هاى آهن بیاورند و با آن، میان دو کوه را پر کرد و دستور داد که با کوره‏ها بر آن بدمند و آنان دمیدند و آهن کاملاً سرخ شد، سپس به شکاف‏هاى آن مس گداخته ریختند و چنان سدّ محکمى ایجاد شد که یأجوج و مأجوج نتوانستند از آن عبور کنند و ذوالقرنین شادمان از این موفقیت گفت: این رحمت پروردگار من است. وقتى وعده او فرا رسد، آن سدّ درهم ریخته مى‏شود و وعده پروردگار من حق است.[1]

    به طورى که مورّخان و مفسران گفته‏اند، منظور از آن تنگه، تنگه‏اى است که در کوه‏هاى قفقاز وجود داشت، همان­جایى که رشته کوه‏هایى میان دریاى خزر و دریاى‏ سیاه مانند یک دیوار طبیعى کشیده شده و جنوب و شمال را قطع مى‏کند و فقط یک تنگه در میان آن وجود دارد که امروز به تنگه داریال معروف است و در نزدیکى تفلیس و ماوراى قفقاز قرار دارد. هم اکنون نیز بقایاى دیوار آهنى در این نواحى هست و مسلماً باید همان سدّ کورش باشد. در سدّ ذوالقرنین گفته مى‏شود که آهن زیاد به کار رفته و میان دو کوه ساخته شده است، معبر داریال هم میان دو کوه بلند واقع شده و این سدّ نیز که آهن زیادى در آن دیده مى‏شود، در همین درّه وجود دارد.[2]

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    هویت واقعی طایفه یأجوج و مأجوج

    درباره طائفه یأجوج و مأجوج در دو مورد در قرآن کریم آمده است:

    اول: در سوره کهف که داستان ذوالقرنین را بیان میکند.

    دوم: در سوره أنبیاء، آیه 96 و 97: «حَتَی' إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُم مِن کُلِ حَدَبٍ یَنسِلُونَ * وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُ فَإِذَا هِیَ شَـ'خِصَةٌ أَبْصَـ'رُ الَذِینَ کَفَرُوا یَـ'وَیْلَنَا قَدْ کُنَا فِی غَفْلَةٍ مِنْ هَـ'ذَا بَلْ کُنَا ظَـ'لِمِینَ»؛ تا وقتی که (راه) یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنها از هر بلندی بتازند. و آن وعده راستین (قیامت) نزدیک می شود و به ناگاه چشمان کسانی که کافر شدند خیره می شود (و می گویند) ای وای بر ما که از این روز غافل بودیم! بلکه ما ستمگر بوده ایم.

    در مواضعی از کتب عهد عتیق، نامی از این دو طائفه برده شده است. در تورات به «مأجوج» و «جوج و مأجوج» ذکر شده اند.

    در إصحاح دهم از سِفر تکوین و کتاب حَزقیال، إصحاح 38 و 39، و در رؤیای یوحنا در إصحاح 20 مطالبی آمده است که دلالت دارد بر آنکه مأجوج یا جوج و مأجوج یک امت یا امتهائی بوده اند که در شمال آسیا در اراضی معموره ساکن و قاطن بوده اند، و آنان افرادی بودند که اهل جنگ و حرب بوده و به جنگ و فتنه و غارت اشتغال داشته اند.

    و بنابراین، چنین به نظر میرسد که کلمه یأجوج و مأجوج عبری باشد ولیکن اصل این دو کلمه عبری نیست بلکه از لغات خارج به عبری وارد شده است، زیرا این دو کلمه در یونانی به گاگ و ماگاگ تلفظ میشود و در ترجمه سبعینی تورات و سائر لغات اروپائی نیز بدین قسم آمده است.

    و از مسلمات تاریخ است که ناحیه شمال شرقی آسیا که دشتها و مرتفعات شمال چین است، محل توطن طوائف بزرگی از بیابانیهای وحشی بوده که پیوسته بر عددشان اضافه میشده و بر نفراتشان افزوده میگشته است. و آنگاه بر امتهای مجاور خود مثل چینیها حمله میکردند و چه بسا از چین گذشته و به کشورهای وسط آسیا و کشورهای نزدیک آسیا میرسیدند و از آنجا به شمال اروپا میرفتند. و بعضی از آنان در همان اراضی غارت شده توطن مینمودند مانند اغلب ساکنین اروپای شمالی که آنجا را شهر خود انتخاب نموده و کم کم متمدن شده و به زراعت و صناعت مشغول میشدند، و برخی دیگر پس از غارت مراجعت نموده و سپس حمله و غارت میکردند.

    و بعضی گفته اند: یأجوج و مأجوج امتی هستند که در جزء شمالی از آسیا ساکن بوده اند، و شهرهای آنان از تبت و چین تا اقیانوس منجمد شمالی ادامه داشته و غرباً تا بلاد ترکستان می رسیده است.

    و این قول از «فاکهة الخلفاء» و «تهذیب الاخلاق» ابن مِسکویه و «رسائل اخوان الصفا» نقل شده است.

    اما از نقطه نظر بحث در تطورات الفاظ میتوان گفت که اصل چینی آن، مُنگوک یا مُنچوگ بوده است و سپس به عبرانی و عربی به یأجوج و مأجوج درآمده و در یونانی به گوک و ماگوگ آمده است.

    و از مشابهت کامل بین ماگوگ و منگوگ میتوان حکم کرد که این کلمه از لفظ چینی منگوگ تطور یافته است، همچنانکه منغول و مغول از تطورات آنست.

    پس یأجوج و مأجوج همانا طائفه مغول هستند که از روزگاران قدیم در شمال شرقی آسیا سکونت داشته و این امت بزرگ گاهی بر چین هجوم میبردند و گاهی از طریق داریال قفقاز به ارمنستان و شمال ایران حمله می آوردند، و گاهی بعد از بنای سد به شمال اروپا حمله ور میشدند و در نزد آنها به سِیت معروفند. و از ایشانند جماعتی که به روم حمله می بردند و در این مرتبه دولت رومان ساقط شد و یونانیان آنها را سِی تِهین میگویند و همین نام در کتیبه داریوش در استخر فارس ذکر شده است.

    از کتب عهد عتیق استفاده میشود که این امت مفسد از سکنه دورترین نواحی شمالی بوده اند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    ماده‌گاوهای یاجوج و ماجوج

    اخیرا روزنامه ‌ها خبر دادند گاو یاجوج و ماجوج وارد آمریکا شده است این گاو پیش از 9 لیتر شیر در روز نمی‌دهد و این مقدار شیر معادل نصف شیری است که یک گاو طبیعی می‌دهد.

    این گاو از دکستر(Dexter) آمده و گفته می‌شود حیوانی کوهستانی است که در کوهستان های ایرلند زندگی می‌کند قد آن نود سانتیمتر و بیش از دویست و پنجاه کیلو وزن ندارد و گفته می‌شود این حیوان خیلی قانع است و خار و علف های بیابان را می‌خورد و آن را به یونجه و شبدر ترجیح می‌دهد بنابر این از نظر اقتصادی کم‌خرج است.

    شاید روزی فرا رسد کسانی که این گاوها را به آمریکا آورده‌اند و تربیت می‌کنند متوجه شوند قد و وزن این گاوها در اثر غذا نه در اثر وراثت اینطور شده است.

    اگر نتیجه یک تجربه شیمیایی کامل از شیر گاوهای بزرگ و گاوهای کوچک به عمل آید و مقایسه شود معلوم خواهد کرد که شیر گاوهای بزرگ که از یونجه و شبدر تغذیه کرده‌‌اند که در زمینی تضمین شده کشت شده با شیر گاوهای کوچک که خار و خاشاک و گزنه خورده‌اند چه فرقی دارد؟

    می‌گویند دکسترها ملایم و مطیع هستند و همچنین می‌گویند وقتی به آنها بهتر غذا داده خیلی خشن و لجوج می‌شوند.ولی موضوعی که در اینجا مهم و ما در جستجوی آن هستیم اینست که باید گاوهایی را به دست بیاوریم که در چندین صد متر زمین که دارای چراگاه متوسط و پستی است زندگی کنند یا اینکه گاوهایی داشته باشیم که اراضی به تغذیه ناقص و معیشت غیر کافی نباشند.

    بعید نیست گاوهای یاجوج و ماجوج شیری به ما بدهند که در نتیجه آن بچه‌های یاجوج و ماجوج را برای ما به وجود بیاورند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    سد (دیوار) ذوالقرنین کجا قرار گرفته؟

    عده ای گمان می کردند سد ذوالقرنین همان دیوار چین است که صدها کیلومتر طول دارد ولی کاملا روشن است دیوار چین سد ذوالقرنین نیست چون نه از آهن و مس ساخته شده، و نه در یک تنگه باریک کوهستانی است.

    بـعـضـى دیگر که ادعا داشتند ذوالقرنین یک پادشاه یمنی بود، سد مارب در سرزمین یمن را سد ذوالقرنین می داسنتند در حالى که سـد مارب گر چه در یک تنگه کوهستانى بنا شده ولى براى جلوگیرى از سیلاب و به منظور ذخیره آب بوده، و آهن و مس در ساختمان این سد به کار نرفته است.

    در قفقاز مـیـان دریـاى خـزر و دریـاى سـیـاه سـلسـله کـوهـهـایى اسـت که هـمـچـون یـک دیـوار شـمال را از جنوب جدا مى کنند، تنها تنگه اى که در میان این کوه هاى دیوار مانند وجود دارد به تنگه داریال معروف است، در این تنگه دیوار باستانی مقاومی از آهن و مس قرار دارد که هنوز پا برجاست. مورخین معتقدند این همان سدی است که قرآن از آن سخن می گوید ولی آیا این سد را کوروش کبیر ساخت؟

    بله! در آثار باستانی ارمنی از این سد به بهاگ گورایی یاده شده که یعنی تنگه کوروش. در نزدیکی این سد رودی است که مردم محلی آن را سائرس (سیروس؟) می خوانند که به زبان یونانی یعنی کوروش.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    دیوارچین یا سد یاجوج و ماجوج؟

    چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی شخصی اظهار می داشت که ذوالقرنین اسکندر مقدونی است نه کورش کبیر،منتهی ما ایرانیها چون نسبت به کوروش تعصب داریم و از اسکندر نیز دل خوشی نداریم لذا این واقعیت را نمی پذیریم...

    اما در قرآن از ذوالقرنین به عنوان انسانی نیک یادشده است و کسی که تخت جمشید را به آتش می کشد و ویران می کند (به هر دلیل) نمی تواند بعنوان  انسانی نیک سرشت و بزرگ در کتاب خدا جایگاهی داشته باشد...

    پس بعید به نظر می رسد که ذوالقرنین کسی به غیر از کوروش باشد(مطابق نظر علامه طباطبائی رضوان ا...تعالی و اتفاق نظر بسیاری از علماء صاحب تفسیر، ذوالقرنین به احتمال قریب به یقیین همان کوروش کبیر است)....

    در آیات پایانی سوره کهف خداوند به پیامبر اسلام می گوید درباره ذوالقرنین از تو سوال می کنند،به آنها بگو... : و پروردگارمهربان ما، شرحی از ذوالقرنین و کارهای او را در این آیات برای ما بازگو می کند.

    ...از جمله اینکه ذوالقرنین وقتی به سمت مشرق می رود گروهی از مردم(احتمالاً قوم مغول)را می بیند که گویی هیچ سخنی فهم نمی کنند،آنها نزد کوروش از قوم دیگری به نام یاجوج و ماجوج شکایت می کنند و به وی می گویند:یاجوج و ماجوج در زمین فساد می کنند،به هزینه وخراجی که به تو می دهیم،میان ما و این قوم وحشی و فاسد سدی ایجاد بنمای.(حال تصور کنید که یاجوج و ماجوج دیگر چه قومی بوده که مغولان از دست آنها به ستوه آمده بودند).اما ذوالقرنین به آنها می گوید که: من از ثروت دنیا بی نیازم و آنچه پروردگارم به من داده بهترین است، شما فقط به نیروی بازو به من یاری دهید.و آن قوم چنین می کند و ذوالقرنین نیز بین دو کوه که محل عبور قوم یاجوج و ماجوج بوده سدی از سنگ وقطعات آهن ایجاد می کند و برروی آن سرب مذاب می ریزد و بدین ترتیب سد محکم و غیر قابل نفوذی به نام سد یاجوج و ماجوج پدید می آید.و در آیات قرآن اشاره شده که این سد درآخرالزمان(یا روز رستاخیز)گشوده می گردد و یاجوج وماجوج از پشت آن سرازیر می گردند...

    اما سد یاجوج و ماجوج کجاست؟کسی دقیقاً نمی داند! ولی این احتمال وجود دارد که دیوارچین از قسمتی از سدیاجوج وماجوج گذشته باشد.سد یاجوج و ماجوج مطابق تفاسیر باید در منتهی الیه جنوب غربی صحرای ترکستان چین و در نزدیکی سلسله جبال تیان شان باشد.و اما دیوارچین که یکی از عجایب ساخته شده به دست بشر است به طول تقریبی 6400 کیلومتر در غرب چین واقع شده است و بخشهایی از قسمت شمالی این دیوار عظیم در نزدیکی کوههای تیان شان قراردارد.پس از نظر مکان جغرافیائی بین این دیوار و سد یاجوج و ماجوج قرابتی وجود دارد...

    ...و اما شایدگذر چینیها از دیوار و تسخیر بازارهای جهانی توسط آنها و موفقیتهای بزرگ تجاری این کشور در دهه گذشته و همچنین پیشی گرفتن بر سایر رقبای بین المللی، پس از سالها حکومت بسته سوسیالیستی، را بتوان به گشایش سد یاجوج و ماجوج تعبیر کرد!

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    یأجوج، مأجوج و جنگ آخرالزمان

    توماس رومر، استاد الهیات دانشگاه لوزان فرانسه، در سال 2003 تماس تلفنی از طرف کاخ الیزه دریافت کرد. مشاوران ژاک شیراک می‌خواستند درباره یأجوج و مأجوج، دو اسم مرموزی که جورج بوش حین متقاعد کردن فرانسه به همراهی آمریکا برای حمله به عراق به زبان آورده بود، بیشتر بدانند.

    به گزارش موعود  شماره‌ی ماه سپتامبر نشریه دانشگاه لوزان اعلام کرد چنانچه داستان بوش نتیجه‌ی عقاید مذهبی در سیاست‌هایش نبود، ابدا خارق العاده به نظر نمی‌رسید.

    اما یأجوج و مأجوج چه نقشی در پیشگویی‌های آخرالزمانی مسیحیان صهیونیست دارند؟ احتمالا بوش باید به شیراک چنین توضیح می‌داد: یأجوج و مأجوج که در خاورمیانه فعالند از پیشگویی‌های کتاب مقدسند و در آخرالزمان به حقیقت خواهند پیوست.

    این ماجرا چند هفته پیش از حمله آمریکا یه عراق روی داد و در پی آن رئیس جمهور وقت فرانسه، ژاک شیراک، که نام یأجوج و مأجوج برایش هیچ معنایی را تداعی نمی‌کرد در تحیر فرو رفت. 

    رومر در این نشریه توضیح می‌دهد: یأجوج و مأجوج دو موجودی هستند که در کتاب آفرینش عهد عتیق و بویژه در فصول خاص کتاب حزقیال ظاهر شده‌اند و طبق پیشگویی‌های آخرالزمانی عاملان جنگ آخرالزمان در اسرائیل می‌باشند.

    او در ادامه می‌گوید: این رویارویی مشیت خداست که می‌خواهد پیش از آغاز عصر جدید بوسیله آن دشمنان ملت خود را از روی زمین پاک کند.

    به گفته رومر جورج بوش اولین کسی نیست که به دنبال تجسم یأجوج و مأجوج است. پیش از او نیز رونالد ریگان می‌پنداشت جنگ سرد و پیدایش بمب اتم پیشگویی حزقیال نبی را محقق می‌کنند.

    اگر امروز دانشگاه لوزان توضیحات رومر برای شیراک را آشکار می‌کند، علتش این است که شیراک دیگر در کاخ الیزه ساکن نیست. اما به گفته صاحب‌نظران فرانسوی چنین راز سیاسی کوچکی یک مسئله‌ی بزرگ را مطرح می‌کند و آن فقدان آموزشات مذهبی و ناآگاهی آنان از کتب مقدس است؛ یعنی ناآگاهی از آنچه در اتخاذ سیاست‌های عده‌ای نقش عمده را بازی می‌کند.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    معرفی

    نوعی از خلقند، کسائی مهموز نمی داند هردورا الف زاید می گوید مشتق از یجج و مجج و در قرات روبة آجوج به مد همزه و ماجوج به سکون همزه آمده و ابومعاذ ماجوج را یمجوج گفته ... (آنندراج ). دو قبیله اند از خلق خدای تعالی و در حدیث آمده است که خلق ده جزاند نه جزء آنها یاجوج و ماجوج باشند. این دو کلمه اعجمی است خواندن و ضبط آنها به همزه و بی همزه هردو آمده است . آنان که بی همزه آرند الف را در هر دوزایده می شمارند و گویند اصل آنها «یجج و مجج » است . این دو کلمه غیرمنصرف باشند. روبه گوید:

    لوان یاجوج وماجوج معا

    و عاد عادواستجاشواتبعا...

    (از تاج العروس ).

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    قوم یأجوج و مأجوج که در قرآن از آن یاده شده چه کسانى هستند؟

    از آیات قرآن چنین به دست مى آید که یأجوج و مأجوج، نام دو قبیله فسادگر بوده که براى مردم روزگار خود مزاحمت فراوانى به وجود آورده بودند، البته در مورد نژاد، مکان و محل اسکان این قوم روایت هاى گوناگونى آمده که اعتماد به آنها دشوار است! در یکى از این روایات آمده است که یأجوج و مأجوج نام دو قبیله از نسل یافث فرزند حضرت نوح(علیه السلام)مى باشد. کسایى در عرائس مى گوید: یافث به سوى مشرق رفت و در آنجا داراى چهار فرزند شد به نام هاى جومر، بنرش، اشار و اسقویل. و میاشح و یأجوج و مأجوج از فرزندان ایشان هستند.

    در هر صورت آنچه مسلم است آن که این دو قبیله از بنى آدم بوده اند نه طایفه اى از جن یا شیطان.

    براى توضیح دقیق تر، مطالبى از قرآن و تفاسیر ذکر مى شود. آنچه در قرآن درباره یأجوج و مأجوج آمده در ضمن نقل شرح حال و فعالیت هاى ذوالقرنین است که افکار محققان را از دیر باز به خود مشغول داشته و براى شناخت آن تلاش زیادى شده است. بدون شک ذوالقرنین از شخصیت هاى بزرگى بوده که در برهه اى از زمان به بشریت خدمت کرده و از جانب خداوند نیز به او امداد مى شده است.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    چرا کوروش را ذوالقرنین دانسته اند؟

    ذوالقرنین: یا قرن در این کلمه بمعنای شاخ است ذوالقرنین یعنی صاحب دوشاخ یا کسی که دو قرن عمر کرده باشد یا قلمرو آن کل مشرق و کل مغرب باشد...

    برای این شخص در قرآن داستان مفصلی آمده که در سوره کهف آیات 83تا98 میباشد:«(نقل است که علمای یهود پرسیدند) * خدا به او در زمین تمکن وقدرت داد وهمه وسایل حکمرانی را بریش فراهم آورد او در سفری که بسوی مغرب داشت به محلی رسید که خورشید در محلی که آبی تیره رنگ داشت غروب میکرد ، ودر آنجا قومی یافت .خدا به او گفت ای ذوالقرنین ! میخواهی عذابشان کن ، ویا اگر میخواهی با انها به نیکی رفتار کن * گفت :اما هرکسی که ستم کند او را کیفر خواهم داد .سپس او بعد از مرگ به سوی پروردگارش باز گردد و او به عذابی سخت کیفرش خواهد داد * وآنانکه اهل ایمان ورفتار نیکو هستند ،نیکو ترین اجر برای او باشد وکار بر او آسان میگیریم * آنگاه ذوالقرنین با وسایلی که در اختیار داشت سفری بسوی مشرق کرد. و قومی را دید که در برابر آفتاب هیچ حجاب و پوششی ندارند( قومی وحشی که خانه و لباسی نداشتند تا از آفتاب مسور باشند) وما آنچه نزد ذوالقرنین از عده وتجهیزات کاملا باخبر بودیم . ذوالقرنین پس از آن سفری دیگر آغاز کرد تا به میان دو کوه بزرگ رسید در آنجا قومی را یافت که بسیار ساده وبدوی بودند که گویی زبان نمی فهمیدند آن قوم گفتند ای ذوالقرنین !یاجوج وماجوج در این سرزمین فساد میکنند به تو مزدی می دهیم تا میان ما و آنها سدی بسازی ،ذوالقرنین گفت تمکن وقدرتی که پروردگارم به من عطا فرموده از مزد شما بهتر است اما شما مارا با قوت بازو تا مبان شما و آنها سدی بسازم . ذوالقرنین گفت: برای من قطعات آهن بیاورید. آنگاه میان دو کوه را از قطعات آهن انباشت وهمسطح ساخت. ذوالقرنین گفت : بر آنها آنقدر بدمید تا آن آهن گداخته شود(وباهم جوش بخورند) و گفت مس گداخته بیاورید تا بر آن بریزم ( تا آن سد زنگ نزند) * سدی ساخته شد که یاجوج وماجوج نتوانستند بر آن بالا روند ونه درآنرا سوراخ کنند ...

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج
    داستان ذو القرنین و سد و یاجوج و ماجوج از نظر تاریخ

    قدمای از مورخین هیچ یک در اخبار خود پادشاهی را که نامش ذو القرنین و یا شبیه به آن باشد اسم نبرده اند.و نیز اقوامی به نام یاجوج و ماجوج و سدی که منسوب به ذو القرنین باشد نام نبرده اند.بله به بعضی از پادشاهان حمیر از اهل یمن اشعاری نسبت داده اند که به عنوان مباهات نسبت خود را ذکر کرده و یکی از پدران خود را که سمت پادشاهی"تبع"داشته را به نام ذو القرنین اسم برده و در سروده هایش این را نیز سروده که او به مغرب و مشرق عالم سفر کرد و سد یاجوج و ماجوج را بنا نمود.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : انقلاب مهدی ، یاجوج و ماجوج