تاریخ : 30 مرداد 1396
زمان : 03:28:08
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 156 بار
  • بازدید دیروز : 815 بار
  • بازدید ماه : 22229 بار
  • بازدید کل : 559293 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    اراده آزاد و جبر و اختیار

    توضیح : یکی از مسایلی که از مدتها پیش تا چند سال قبل ذهنم را به شدت به خود مشغول کرده کرده بود مسئله جبر و اختیار بود تا جاییکه یکی از مهمترین عوامل جذبم به فلسفه انگیزه یافتن راه حلی برای این موضوع بود . برای نمونه می توانید مطلب "جبر و اختیار از دیدگاه علی و معلولی" یکی از یادداشتهای آن دوران که تا حدودی بیانگر خامی نویسنده نیزمی باشد را مشاهده نمایید . مطلب زیر نیز در باره همین موضوع است که البته همانطور که مشاهده خواهید کرد تفاوت بسیاری با مطلب چند سال پیش دارد وحتی به گونه‌ای آن را به نقد هم کشیده است .

    هدف این نوشتار این است که در باره این پرسش که " آیا ما موجودات مجبوری هستیم یا مختار؟ " موضع گیری نمایم.

    بسیاری از مشکلات وابهامات فلسفی که ذهن بسیاری از فلاسفه را برای قرنها به خود مشغول داشته است از سعی برای پاسخگویی به پرسشهایی اشتباه و بی معنی یا فاقد وضوح لازم برای پاسخگویی ناشی می شوند . روشن است که در صورت نقص صورت(و یا ماده) سوال هرگونه تلاش برای پاسخگویی به آن موجب پدیدار شدن مشکلاتی نو و پیچیده تر خواهد شد . در این اینجا سعی خواهم کرد که نشان دهم پرسش مورد نظر ما در مورد مساله جبر و اختیار از همین گونه پرسشها می باشد چنانکه با نشان دادن مشکلات این پرسش و روشنتر کردن آن بسیاری از مسایل پیرامون آن به خودی خود مرتفع می شوند.

    با کمی دقت می توان فرض درست بودن این قضیه که "انسان (من - مهدی - ما یا هر کلمه دیگری دال بر موضوع قضیه) یا مجبور است یا مختار . " را به آسانی از این پرسش استخراج کرد . این قضیه که در اصطلاح منطق از نوع "قضایا منفصله شرطی از نوع حقیقی” است بیانگر این موضوع است که یا شق اول قضیه درست است یا شق دوم آن و هردو نمی توانند همزمان درست یا غلط باشند . هدف پرسشگر هم از طرح این پرسش یافتن شق درست و غلط در این قضیه است یعنی او به نوعی هنگام پرسش درستی قضیه شرطی منفصله را پذیرفته است.

    به عبارت دیگر پرسشگر با این پرسش مفهوم اختیار را نقیض مفهوم جبر دانسته و انتظار دارد که شخص پاسخ دهنده نیز این امر را بپذیرد و سپس یکی از آنها را به عنوان جواب انتخاب نماید .

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، جبر و اختیار
    جبر و اختیار و آرماگدون

    شاید در حوزه فلسفه و منطق هیچ بحثی شیرین‌تر و پیچیده‌تر و در عین حال پرطرفدارتر از مبحث جبر و اختیار وجود نداشته باشد. به راستی هنگامیکه انسان به پدیده‌هایی مانند «آرماگدون» فکر می‌کند، ناخودآگاه به فکر قضیه جبر و اختیار می‌افتد و همین مسئله انسان را در حیرتی عمیق فرو می‌برد. از یک سو اگر «جبر» حاکم باشد، خوب پس ما چرا خودمان را خسته کنیم، چرا که این قضیه خواه‌ناخواه اتفاق می‌افتد و نتیجه‌اش هم معلوم است و بنابراین ما انسانها بی‌اراده مسیر خود را ادامه می‌دهیم و بی‌مسئولیت و بی‌اراده فقط  شاهد آینده خواهیم بود. از سوی دیگر اگر «اختیار» حاکم باشد، می‌شود این سوال را مطرح کرد که آیا می‌توانیم با اختیار خود از تمام پیش‌بینی‌های آینده جلوگیری کرد و پدیده‌هایی مانند «ظهور منجی» و «آرماگدون» و بسیاری  از حوادثی که در کتب الهی و حتی کتب غیرالهی به عنوان «پیش‌بینی» مطرح شده است و آنها را حتمی دانسته‌اند به مسیر دیگری سوق داد و آنها را از سر راه بشر برداشت؟ بنابراین لزوم مبحث «جبر و اختیار» در این زمینه مطرح می‌شود. در این مبحث نیز مانند سایر مباحث فقط به نظرات مختلف پرداخته و داوری نمی‌کنم. اگر لازم شد که نظر شخصی خودم در این مبحث ابراز شود فقط می‌توان آ‌ن را در قسمت «نظر و دیدگاه نویسنده وبلاگ» مشاهده کنید. یادآوری مجدد می‌کنم که نظرات دوستان در این مبحث نیز می‌تواند مفید واقع شود و چه بسا  بعضی از آنها را نیز  در این وبلاگ درج کنم.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، جبر و اختیار
    معرفی مبحث جبر و اختیار

    یکی از پیچیده ترین مباحث فلسفی که بسیاری از اندیشمندان دنیا بر سر آن جدلها رانده اند، بحث جبر و اختیار است.موضوعی که هر گروه بر اساس عقیده خود مبنی بر مجبور یا مختار بودن انسان،مکاتب فلسفی ایجاد و به تبع آن،رفتار و عملکردهای خویش را توجیه نموده اند...گروهی از فلاسفه از قانون علیت،و گروهی بر اساس اصل پیش بینی پذیر بودن پدیده های جبری سعی بر توجیه این مقوله داشته اند لیکن همه گروهها به نحوی به بیراهه رفته و عاجز از تشریح بی خطای این مقوله شده اند...شرح جزئیات مکاتب فلسفی از حوصله این نوشته خارج است اما تلاش می کنیم مسئله را به صورت خلاصه، ساده و قابل هضم بیان نماییم...

    جبر تکوینی:

    می دانیم آب در شرایط خاص واستاندارد آزمایشگاهی در دمای صد درجه به جوش می‌آید و می دانیم در اثر جریان الکتریسیته به دو عنصر اولیه خود تجزیه می شود..و یا اینکه اجسام تیره نور بیشتری به نسبت اجسام روشن جذب کرده و زودتر گرم می‌شوند..به عبارتی رابطه های فیزیکی،شیمیایی،زیستی،اجتماعی و ...که به صورت لا یتغیر در درون هر ماده است را جبر تکوینی یا همان "سنت ثابت الهی" می نامیم..که این روابط و فرمولها به هیچ وجه قابل تغییر نیستند و اراده ما نمی تواند تاثیری بر این فرمولها و قوانین بگذارد..یعنی جبرا باید این قوانین را بپذیریم...

    جبر سببی:

    نوعی جبر است که به واسطه سببی مثل احتیاج و یا فایده بیشتر بردن و یا فهمیدن چیزی،ما را به اختیار کردن چیزی مجبور می نماید.مثلا گرگ را احتیاج و گرسنگی مجبورش می کند که گوسفندی را بدرد و تاجر را بیشتر فایده گرفتن و ثروتمند شدن مجبور می کند تا تجارتی را به خود اختصاص دهد و مرد دانشمند را فهمیدن اسرار طبیعت و کشف خواص و آثار مجهوله اشیا مجبور می نماید که به اختیار،در پی تجربیات مختلف برود...اینکه می گوییم به اختیار زیر بار جبر سببی می رود آن است که می تواند زیر بار نرود و طرف عکس آن را انتخاب کند ولی از آنجاییکه حیوان و انسان همیشه سود خود را خواهانند،زیر بار اجبار سببی نرفتن،و راه دیگری اختیار کردن برای آنها زیان دارد، و با داشتن اختیار خود را مجبور به انجام جبر سببی می نمایند..

    پس جبر سببی جبریست که با اختیار صورت می گیرد..

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، جبر و اختیار