تاریخ : 29 مرداد 1396
زمان : 14:18:03
نظر سنجی
  • جای خالی چه مطلب خاصی را در این وبلاگ احساس می کنید؟

مطالب عادی و روزمره
مطالب بسیار بغرنج و ثقیل الدرک

مشاهده نتایج


موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 477 بار
  • بازدید دیروز : 864 بار
  • بازدید ماه : 21735 بار
  • بازدید کل : 558799 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    دیدگاه مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

    (به آدرس اینترنتی: http://pasokhgoo.ir/node/14341)

    در خصوص این پدیده و افرادی که دچار آن شده اند، سخن بسیار گفته شده ،فیلمهای متعددی هم ساخته شده است اما به تحقیقی کامل از طرف اندیشمندان مسلماندر این باره برنخوردیم .

    این امر مساله قابل توجه و مهمی است که تحقیق و بررسی مستند و خوبی را میطلبد .تا زمانی که چنین تحقیق بی طرفانه ای از جانب غیر مسیحیان صورتنگرفته باشد ، نمی توان به درستی در خصوص این امر به قضاوت نشست .

    مشکل اصلی این امر غیر مستند و غیرقابل اثبات بودن آن است ، زیرا در طولتاریخ ادعا شده افرادی دیده شده اند که بدون هیچ دلیل مشخصی در قسمت هایمشخصی از بدن شان -محل زخم های بدن مسیح علیه السلام-آثار زخم و جراحتمشاهده شده و خون ریزی حاصل شده است .

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    گروه نمایش رادیو نگاهی به فیلم استیگماتا

    گروهی از مسیحیان عقیده دارند نسخه ی اصلی انجیل که حاوی سخنانی از مسیح بر ضد کلیسا و ظاهر فریبی آن بوده است به طرزی مشکوک در طول تاریخ مفقود شده است .

    همچنین معتقدند که هرکس بکوشد به این انجیل دست یابد و بیشتر و بیشتر به حقایق گفته های مسیح نزدیک شود ، شیطان به نبرد با او برخاسته و زخم هایی مشابه زخم های مسیح ( ناشی از شکنجه های روز آخر زندگی او ) بر بدن او ظاهر میگردد .

    فیلم استیگماتا در مجموع به همین اعتقاد (که به تصور بسیاری ، ساخته و پرداخته ی صهیونیستهاست) میپردازد.

     

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    اطلاعاتی و گزارشی مختصر

    استیگماتا (Stigmata) ظاهر شدن ناگهانی زخم هایی خون آلود - شبیه زخم های حضرت مسیح (ع) مصلوب - بر روی دست، پا، پیشانی و پشت افراد است، برخی معتقدند استیگماتا تجربه ای از عالم غیب است.

    تاریخ نشان داده است تحمل درد و رنج این زخم ها که روی دست پا، یا پیشانی افراد بوجود می آید، نشانه ای از علاقه شدید به حضرت مسیح (ع) است. در چنین شرایطی به آن "استیگماتای قابل رویت" می گویند. گاهی تنها بدون هیچگونه علامت بیرونی ، فرد از درون رنج می برد، که به آن "استیگماتای نامرئی" می گویند. اگر شخص خودش این زخم ها را ایجاد کند، این کار stigmatization یا تظاهر به استیگماتا می نامند.

    آنچه آورده اند حاکی از آن است که معمولا چند ساعت بعد از پدیدار شدن این زخم ها، خود به خود التیام پیدا می‌کنند. تعدادی از اشخاصی که این بیماری را تجربه کرده اند، می گویند که قبل از ظاهر شدن زخم ها در بدن خود احساس ناراحتی، افسردگی، ضعف و درد داشته‌اند.

    معمولا برای مدت زمان نامعلومی از شکاف زخم ها خون می‌آید، سپس به ناگهان التیام پیدا کرده و محو می شوند. شکاف زخم ها ممکن است هم زمان در یک یا چند جای بدن ظاهر شوند. در چنین شرایطی شخص دائما در درد و ناراحتی است.

    تا کنون تعداد موارد گزارش شده از این بیماری بیش از ۵۰۰ مورد بوده است. اولین مورد ثبت شده در سال ۱۲۲۲، شخصی به نام استفان لانگتون (Stephen Langton) در انگلیس بود. در سال ۱۲۲۴ نیز سنت فرانسیس (Saint Francis) اولین فردی بود که در ورنای ایتالیا از این زخم ها رنج برد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    فرضیاتی درباره سنت فرانسیس

    شکل اول:

    « پیرمردی رو فرض کنید که شهرت ناشی از رئیس یه فرقه مهم مذهبی بودن براش کافی نیست. میخاد هر طوری شده، حتی با تقلب، ایمان مردم رو قویتر کنه و به سمت فرقه خودش بکشونه. فکر میکنه اگه سر مردمو کلاه بذاره، سر وجدان خودش رو هم میتونه کلاه بذاره. یه مدتی رو در کوهستان میگذرونه تا اینکه یه روز یه میخ بر میداره، باهاش کف دستشو سوراخ میکنه و در حالی که دستش داره شدیدا خون ریزی میکنه، اون یکی دستش رو هم میزنه سوراخ میکنه. اما هنوز تموم نشده، پاها مونده. با دو دست مجروح میزنه یه پاشو سوراخ میکنه، بعد سر پای بعدیشم همین بلا رو میاره. اما نه کافی نیست، مردم باورشون نمیشه، با نیزه میزنه پهلوی خودشو هم زخمی میکنه و ... »

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    ترزا نوی من Theresa Neumann, 1898-1962

    ترزا نوی من در یک خانواده فقیر روستایی آلمانی بدنیا آمد. در جوانی دختر بسیار سر زنده ای بود، و به علت داشتن قدرت و انرژی بالا شناخته شده بود.

    در بیست سالگی با صدمه ای که به پشتش وارد شد، این سلامتی به سرعت از بین رفت. او به علت کوری موقت، تشنج، فلج پا و جراحتهای چرکی در پشت و پاهایش بستری شد.

    به دنبال عبادت و نیایشهای پیوسته، در سال 1925 بیناییش را بازیافت، پاهایش بهبود یافت و دوباره از نعمت سلامتی بهره مند شد.

    در 4 مارس 1926، برای اولین بار، تصویر مسیح در حال شکنجه را مشاهده کرد و از آن به بعد تا هنگام مرگش در 18 سپتامبر 1962، این تصورات ادامه یافت. این تصورات به طور ناگهانی ظاهر میشدند. هنگام صحبت، پیاده روی، نشستن در اتومبیل و یا میانه کار. در این حین او به حالت خلسه ای فرو میرفت و به هیچ عکس العملی پاسخ نمیداد. حتی فروکردن سوزن به بدن یا انداختن نور قوی به داخل چشمانش نیز نتیجه ای نداشت.

    در اولین دوران دیدن این تصورات، ترزا دردی در پهلو خود احساس کرد که خون از آن جاری بود، سپس به مرور زخم میخهایی روی دستها و پاهایش ظاهر شد.

    در نوامبر 1926، تاج خار را تجربه کرد و دو هفته بعد هشت زخم مشخص روی سرش بوجود آمده بود که از آنها خون میچکید. روز جمعه قبل از عید پاک 1927، چشمهان متورم شده اش، نیز شروع به خونریزی کرد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    پدر پیو Padre Pio

    فرانچسکو فوریونه (Francesco Forgione) در 25 ماه می سال 1887 در دهکده کوچکی به نام پیه ترلچینا (Pietrelcina)، در جنوب ایتالیا به دنیا آمد. پدرش چوپان بود.

    او در کلیسای سانتا آنا (Santa Anna) که روی دیوارهای قلعه ای مستقر بود، غسل تعمید داده شد، جاییکه بعدها در آنجا خادم شد. این کلیسا بعدها توسط موسسه پدر پیوی آمریکا بازسازی شد. وی پسر دوم خانواده بود و سه خواهر دیگرش همگی از وی کوچکتر بودند. او از همان کودکی تصمیم به ریاضت کشی گرفته بود. زمانی که سنگی را به عنوان بالش در نظر گرفته بود و روی سنگها میخوابید، توسط مادرش سرزنش شد. او تا ده سالگی کشاورزی میکرد، پس از آن به چوپانی گله کوچکشان مشغول شد. اینکارها باعث شد که از تحصیل باز بماند.

    شهری که وی در آن زندگی میکرد، فضای به شدت مذهبی داشت و مذهب روی خانواده فوریونه نیز تاثیر زیادی گذاشته بود. اعضاء خانواده همگی در نمازها و تسبیحات روزانه و شبانه شرکت داشتند و سه روز در هفته از خوردن گوشت پرهیز میکردند. گرچه والدین فرانچسکو بیسواد بودند، با این وجود، آنها کتاب مقدس را از بر بودند و داستانهای آن را برای کودکانشان تعریف میکردند. او نیز جوان بسیار با تقوی ایی بود. برخی معتقدند او از کودکی میتوانسته مسیح، مریم مقدس و فرشتگان محافظش را ببیند و با آنها صحبت کند و به عنوان یک کودک فکر میکرده دیگران نیز میتوانند این کار را بکنند .

    در سال 1897، پس از گذراندن یک دوره سه ساله در یک مدرسه عمومی ، با شنیدن صحبتهای راهب جوان دوره گردی که صدقات مردم را جمع میکرد، جذب زندگی در صومعه شد. وقتى این موضوع را با والدینش مطرح کرد، آنها به مورکونه (Morcone) شهری در سه مایلی محل زندگیشان رفتند و سعی کردند اجازه ورود پسرشان به صومعه را بگیرند. اما به خاطر تحصیلات کم، صومعه وی را نپذیرفت.

    پدر فرانچسکو برای تامین هزینه تحصیل پسرش نزد معلم خصوصی، در جستجوی کار به آمریکا رفت. در 27 سپتامبر 1899 فرانچسکو تحصیلاتش را به پایان رساند و توانست شرایط ورود به صومعه را کسب کند.

    در پانزده سالگی ملبس به لباس راهبان فرقه فرانسیس شد و نام برادر پیو به وی اطلاق شد.

    ادامه مطلب
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    مروری مختصر به زندگی سنت فرانسیس آسیزی

    فرانسیس در آسیزی منطقه امبریای(Umbria) ایتالیا در سال 1181 به دنیا آمد. پدرش تاجر ثروتمند پارچه بود. گرچه فرانسیس قصد داشت شغل پدرش را ادامه دهد، اما بزودی دریافت که هیچ علاقه ای به این شغل ندارد و آرزو داشت یک شوالیه یا شاعر دوره گرد شود.

    به لطف ثروت پدرش، او در رفاه و آسایش رشد کرد و والدینش با هیچیک از خواسته هایش مخالفت نمیکردند. حاضر جواب بود، آواز میخواند، شیک پوش، خوش قیافه، چرب زبان و در عین حال مودب.

    بزودی او سر دسته گروهی از اشراف جوان شد که شبهایشان را در مهمانیها به بی بند و باری میپرداختند.

    وقتی بیست ساله شد در یک حمله نظامی اسیر شد و اسارت او یکسال طول کشید. در طول اسارت مشقتها و دردهای زیاد متحمل شد. یک بیماری شدید ذهنش را به سمت مذهب سوق داد. پس از آزادی از تمام مایملک و داراییهایش چشم پوشید و آنها را صرف مرمت کلیساها کرد یا بین بیماران پخش نمود. اینکار باعث خشم پدرش شد و او را از ارث محروم کرد. وی لباسهای گرانبها را به کناری نهاد و ملبس به لباسی خشن کشیشان شد.

    او به موعظه در مورد پاکی و آرامش میپرداخت یا در بیمارستانها به مراقبت از بیماران سرگرم بود.

    در سال 1209 پیروانی پیدا کرد و به دستور پاپ فرقه فرانسیس را تاسیس کرد. راهبه های وی در ایتالیای مرکزی و اطراف آن پخش شدند تا مردم را به مسیحیت دعوت کنند. آنها برای ملزومات زندگی خود کار میکردند یا ازمردم کمک میگرفتند و مازاد نیاز خود را نیز بین فقرا تقسیم میکردند. بزودی این فرقه گسترش زیادی یافت و سازمان یافته شد. فرانسیس که از مسئولیت زیاد خود به ستوه آمده بود، سرانجام قوانین را به صورت مکتوب نوشت و به جانشینش سپرد و خود به کوهستان رفت تا در انزوا زندگی کند.

    در سپتامبر 1224، دو سال قبل از مرگش، فرانسیس به کوههای آلورنای(Alverna) آپن نینس (Apennines) رفته بود. او در میانه روزه چهل روزه اش بود، احساس ضعف کرد و چشمانش شروع به سوزش کرد.

    هنگام عبادت و تفکر، تصویری از یک فرشته را تجسم کرد که حامل عکس مردی بود که بصلیب کشیده شده بود. هنگامی که این تصویر محو شد، او درد تیزی در در نقاط مختلف بدنش حس کرد، به دنبال یافتن محل دردها متوجه پنج علامت مانند مسیح روی دستان، پاها و پهلویش شد.

    دستها و پاهایش به نظر میرسید که توسط میخ سوراخ شده اند. شاهدین گفته اند که زخم روی دستها و پاها مانند سوراخ میخ، گرد و سیاه بود. بعلاوه سمت راست سینه اش مانند اینکه توسط نیزه سوراخ شده باشد خونریزی میکرد. برای روزهای متمادی لباسهای سنت فرانسیس اغلب آغشته به خون بود. این علائم تا پایان زندگیش باقی ماندند و گزارش شده که وی از بابت آنها همواره درد شدیدی را تحمل میکرد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    تاریخچه مختصر استیگماتا

    سنت فرانسیس آسیزی (St. Francis of Assisi 1182-1226) یکی از بزرگترین قدیسهای کلیسای کاتالویک هست که اغلب به عنوان اولین کسیکه استیگماتا رو در سال 1224 تجربه کرده در نظر گرفته میشه.

    البته یک راهبه فنلاندی هم بوده (Blessed Mary of Oignies 1177-1213) که میگن 12 سال قبل از اون تجربه مشابهی رو داشته. زخمهای اون موقع شستنش بعد از مرگ کشف میشه. البته این خانم به بریدن قسمتهایی از گوشت بدن خودش شناخته شده بود و به همین علت گفته میشه که احتمالا اون زخمها رو هم خودش بوجود اورده!

    سال 1222 این علائم روی بدن مرد جونی هم دیده شد که احتمالا توسط خودش ایجادشده بوده. این مرد رو با دوتا زن دیگه گرفته بودن تا به صلیب بکشن!

    سال 1231 وقتی جسد یه راهب هلندی (von Haske) رو که زیر دیوار سلولش له شده بود رو دراوردن، این علائم مشابه زخمهای مسیح رو، روی بدن اونم دیدن.

    خب با توجه به این موضوعات شاید سنت فرانسیس اولین کسی نباشه که دچار استیگماتا شده، اما این مورد بدون شک اولین موردیه که بدون شک استیگماتا بوده و به خوبی مستند شده.

    بعد از مرگ سنت فرانسیس تا سال 1894 حدود 321 مورد استیگماتا ثبت شد که از این تعداد 229 تاش فقط تو ایتالیا بوده، 70 تا فرانسه، 47 تا اسپانیا، 33 تا آلمان، بقیه هم تو بلژیک، پرتقال، سوئیس و هلند و پرو. جالبه که 90 درصد افراد این لیست زن بودن و اکثرشونم کاتولیک بودن.

    این آمار و ارقام تو کتاب اسیگماتاییها ( La Stigmatisation, Dr. Antoine Imbert-Gourbeyre 1818-1912 ) ثبت شده، که گفته میشه موارد زیادی توش از قلم افتاده، با این حال تا حالا کسی این کتاب رو به روز نکرده.

    توی قرن بیستم تعداد موارد گزارش شده از استیگماتا بسیار زیاد بوده، به طوریکه میشه این قرن رو قرن استیگماتا نامگذاری کرد!

    تو این قرن سهم ایتالیاییها کمتر شده و آمار افراد تو انگلستان، استرالیا و آمریکا بالا رفته همچنین آمار افراد عادی و غیر کاتولیک هم بالا رفته، اما همچنان تعداد خانما خیلی بالاتر از آقایون هست.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    استیگماتا در دایره المعارف بریتانیکا

    استیگماتا پدیده‌ای است که در تعدادی از قدیسین مسیحی مشاهده شده و هیچ توجیه علمی قانع کننده‌ای برای آن وجود نداره. در این حالت، آثار زخمهایی، مشابه زخمهایی که هنگام به صلیب کشیدن مسیح بوجود آمده بود، بر روی بدن شخص ظاهر میشود. اولین مورد ثبت شده در این مورد مربوط به سنت فرانسیس آسیزیه (St. Francis of Assisi).

    تو اولین قرن پس از مرگ عیسی (ع) یکی از حواریون به نام سنت پائول (St. Paul)، ساعت 6:17، تو دفتر خاطراتش مینویسه:

    « ... احساس میکنم تو بدنم علائم حضرت مسیح بوجود اومده.»

    متن اصلی که به زبون یونانی هست، علائم رو استیگماتا نوشته. Stigmata از کلمه رومی یونانی Stizw گرفته شده که به داغ و علامتی میگفتن که به برده ها میزدن تا صاحباشون مشخص باشه.

    البته کلمه استیگماتا رو به خالکوبی های مذهبی هم میگفتن. مثلا به خال کوبی صلیب روی دست یا بازوی بعضی از مسیحی ها.

    در مورد زخمای سنت پائول، خیلی ها عقیده دارند که اون خودش اونا رو تو بدنش بوجود اورده بود که مثلا ارادت و بندگیشو به مسیح نشون بده. گذشته از این موضوع، تا قرن 13 هیچ گزارش دیگه ای از این موضوع ثبت نشده.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا
    استیگماتا به راستی چیست؟

    مدتها پیش، در پی مطالعات و مشاهداتی که در زمینه مسئله آرماگدون و مسیحیت داشتم، موضوعی در دین مسیحی مرا خیلی درگیر خودش کرده چیزی به نام (استیگماتا) البته منظور من دین مسیحی نیست منظورم عدم اثبات و نتیجه گیری های علمی در این باره هست.

    به هر حال خیلی از کتابها بررسی کرده بودم تا تایپ کنم که در حین جستجو در دنیای نت به یک سری مطالب جالب برخورد نموم. بنظر می‌آید مطالعه آنها خالی از لطف نباشد.

    لینک ثابت
    نویسنده : mojarradat | دسته : آرماگدون ، استیگماتا